برچسب: هوشمند سازی مدارس

پایان نامه تاثیر مهارت های مدیریتی برسطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد نراق

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

(M.A)

مدیریت بازرگانی

 عنوان :

تاثیر مهارت های مدیریتی برسطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان

پاییز 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده :………………………………………. 1

فصل اول: کلیات تحقیق 2

1-1- مقدمه………………………………….. 3

1-2- بیان مسئله 4

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق………………… 9

1-4- پیشینه تحقیق:…………………………… 12

1-5- اهداف تحقیق:………………………….. 14

1-5-1 هدف اصلی 14

2-5-1هدفهای فرعی…………………………….. 14

1-6- مدل تحقیق………………………………. 15

1-7- سوال های تحقیق 15

1-7-1- سوال اصلی…………………………….. 15

1-8- فرضیه های تحقیق 16

1-8-1- فرضیه کلی : 16

1-8-2-فرضیات ویژه :………………………….. 16

1-9- روش تحقیق………………………………. 16

1-9-1- از لحاظ هدف :…………………………. 16

1-9-2- از لحاظ اجرا :………………………… 16

1-10-قلمرو تحقیق…………………………….. 17

1-10-1- قلمرو مکانی: 17

1-10-2- قلمروهای زمانی تحقیق :………………… 17

1-10-3- قلمرو موضوعی 17

1-11- جامعه ونمونه آماری تحقیق 17

1-12- ابزار و نحوه گردآوری داده ها 18

1-13- ابزار و نحوه تجزیه وتحلیل داده ها………… 18

1-14- واژه های کلیدی تحقیق:…………………… 19

فصل دوم:  ادبیات تحقیق 21

2-1-مقدمه : 22

2-2-ضرورت شناخت انسان………………………. 23

2-3-نقش مدیران استراتژیک در سازمان……………. 25

2-4- اهمیت و ضرورت بکارگیری تفکر و بصیرت درکارها… 26

2-5-ویژگی های تصمیمات و برنامه های مبتنی بر تفکرو بینش استراتژیک     27

2-5-1- اتکال به خداوند و طلب یاری از او در امر تصمیم گیری  27

2-5-2-مشارکت و مشاوره در تصمیم گیری 28

2-5-3-موقع شناسی، تدبیر و آینده نگری در تصمیم گیری. 29

2-5-4-ثبات، پایداری و قاطعیت در تصمیم گیری 29

2-6-ابعاد تفکر استراتژیک……………………… 30

2-6-1-دیدگاه و جهت گیری  سیستمی:………………. 30

2-6-2-عزم استراتژیک:…………………………. 31

2-6-2-1-داشتن چشم انداز،اهداف و ارمان های روشن و گویا 32

2-6-2-2-استفاده حداکثری از امکانات موجود در راستای تحقق اهداف: 32

2-6-2-3-تبادل نظر با نیرو های سازمانی در جهت رفع موانع و مشکلات 33

2-7-3-پیشروی بر اساس اصول علمی: 33

2-7-3-1-ارزش‌ها 33

2-7-3-2-ساختارها 34

2-7-3-3-سبک رهبری 35

2-7-3-4-فرایندها 36

2-7-3-5-توزیع اطلاعات 36

2-7-4-فرصت طلبی هوشمندانه 37

2-7-4-1-افزایش رقابت 37

2-7-4-2-اثرات فناوری بر محیط کار 38

2-7-4-3- ضرورت پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان و تقاضا برای کیفیت برتر 38

2-7-4-4-نیاز به کارکنان با مهارت بالا 39

2-7-4-5-ضرورت انعطاف پذیری سازمان ها 39

2-7-5- تفکر در زمان 39

2-7-5-1-بهره مندی از فرصت های گذشته برای تدوین اهداف اینده 40

2-7-5-2-اعتقاد به ارتباط نقاط قوت فعلی سازمان با عملکرد گذشته 41

2-7-5-3-اعتقاد به ارتباط نقاط  ضعف فعلی سازمان با عملکرد گذشته 41

2-8- مهارت های مدیریتی 42

2-8-1-مهارت های فنی 42

2-8-1-1- داشتن علم و سواد کارکردن با کامپیوتر : 43

2-8-1-2-دارا بودن توان محاسباتی و عددی: 43

2-8-1-3-تدوین  برنامه ریزی های موثر: 43

2-8-1-4-اشنایی و تسلط کافی به علوم بودجه ریزی،حسابداری و مالی: 43

2-8-1-5- مهارت کافی در امور اداری مربوط به گزینش و کارکنان: 43

2-8-1-6- شناخت دقیق شیوه های جدید انجام امور: 46

2-8-1-7-توانایی در ارتقا سطح جایگاه و منزلت  سازمان: 46

2-8-1-8-استفاده  کارامد از  امکانات و تجهیزات  در دسترس : 46

2-8-1-9-دارا بودن  مدرک تحصیلی مرتبط: 46

2-8-1-10-داشتن  لیاقت وتجربیات کاری مفید و موثرو مرتبط : 47

2-8-1-11-داشتن  تخصص ومهارت در وظایف محوله 49

2-8-1-12-توانایی در به کارگیری  فن اوری های جدید: 50

2-8-1-13- توانایی انجام پژوهش مرتبط با حوزه کاری: 50

2-8-2-مهارت های انسانی 51

2-8-2-1-داشتن اخلاق  حسنه با افراد 51

2-8-2-2- تقوای کاری 52

2-8-2-3-تواضع و فروتنی در برخورد با افراد 56

2-8-2-4-توانایی در شناخت دقیق نیاز های مادی و معنوی کارکنان 57

2-8-2-5-مشورت و مشارکت با کارکنان 57

2-8-2-6-توانمندی حفظ اعتبار سازمانی  از نگاه انتظارات  مشتریان 58

2-8-2-7-مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر  افراد 58

2-8-2-8- اعتقاد وتعهد در کار 59

2-8-2-9-داشتن سعه صدر  در برخورد با مشکلات 59

2-8-2-10-استفاده از ظرفیت ها و  قابلیت های کارکنان 60

2-8-2-11-تلاش در جهت افزایش آگاهی و رشد معرفت افراد سازمان: 61

2-8-2-12- ایجاد انگیزه در  کارکنان 62

2-8-2-13-توانایی در ایجاد یک  محیط  تفاهم توام با همکاری برای کارکنان 64

2-8-2-14-توانمندی در شناخت تعارضات  سازمانی میان کارکنان و حل وفصل ان ها 64

2-8-3- مهارت های ادراکی 66

2-8-3-1- عامل وحدت آفرین: 66

2-8-3-2- شناخت پیچیدگی ها ی کلی سازمان و درک روابط میان اجزای آن 67

2-8-3-3-شناسایی اولویت ها و نیاز های اساسی سازمان در حال و آینده : 67

2-8-3-4-داشتن خلاقیت و نواوری در فرایند انجام امور 67

2-8-3-5-ریسک پذیری و توانمندی در مدیریت مخاطرات درچالش های فراروی 67

2-8-3-6- شناخت دقیق  فرصت ها و تهدید های فراروی محیطی 68

2-8-3-7-توانایی شناخت میزان تاثیر تغییرات محیطی بر فعالیت های سازمان 68

2-8-3-8-مهارت در تجزیه و تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری درست بر اساس آن 68

2-8-3-9-توانایی طراحی مدل های ذهنی از موقعیت ها ی پیرامون سازمان 68

2-8-3-10- نهادینه سازی  قوانین وشعائراسلامی 69

2-8-3-11-خوف و رجاء 70

2-8-3-13- اخلاص 73

2-8-3-14- توکل به خدا………………………… 74

2-8-3-15- خدمتگذاری 75

2-8-3-19- امانتداری 76

فصل سوم: روش­شناسی تحقیق 79

3-1-مقدمه 80

3-2-نوع روش تحقیق 81

3-3- فرضیه های تحقیق: 82

3-4 – جامعه آماری 82

3-5- حجم نمونه 83

3-6- روش و ابزار گرد آوری داده ها 84

3-7- ترکیب سوال ها در فرضیه های تحقیق 85

3-8- روایی و پایایی پرسشنامه 85

3-8-1 روایی پرسشنامه 85

3-8-2- پایایی پرسشنامه 86

3-9- مقیاس های مورد استفاده 89

3-10- آزمون های آماری 90

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده­ها 91

4-1- مقدمه 92

4-2- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها 92

4-2-1-  تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها بر حسب سن 93

4-2-2- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها بر حسب میزان تحصیلات 94

4-2-3-  تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب متغیر سابقه کاری 95

4-2-4-تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب  نوع استخدام 96

4-3- آزمون تحلیل واریانس فریدمن 106

فصل پنجم: نتایج ، راه­کارهای تحقیق و پیشنهادات 109

5-1- مقدمه 110

5-2- نتیجه تحقیق: 111

5-3- مقایسه با تحقیقات دیگربه صورت کلی…………. 115

5-4- پیشنهاد ها و راه کارهای تحقیق 116

5-4-1-  پیشنهادات وراهکارهای کلی تحقیق…………. 116

5-4-2-پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ها…… 118

5-4-2-1-پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ویژه اول تحقیق    119

5-4-2-2-پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ویژه دوم  تحقیق 120

5-4-2-3-  پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ویژه  سوم  تحقیق 121

5-4-3- پیشنهاد به محققان آینده 122

5-5- محدودیتهای تحقیق 123

فهرست منابع و مأخذ: 125

پیوست ها : 129

چکیده :

پژوهش حاضر در صدد بررسی میزان تاثیر مهارت های مدیریتی(شامل مهارت های فنی، انسانی و ادراکی) برسطح  تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان می باشد. با توجه به  این هدف ،سوال اصلی این پژوهش اینست که ایا مهارت های مدیریتی (مهارت های فنی ،انسانی و ادراکی )بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشند؟ در راستای سوال اصلی تحقیق ،فرضیه های ویژه تحقیق عبارتند از : 1- مهارت های فنی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشد.2- مهارت های  انسانی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشد.3-مهارت های ادراکی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشد.با عنایت به هدف تحقیق و نحوه روابط بین متغیر های اصلی ،پژوهش حاضر،از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی – پیمایشی (میدانی) است. جامعه آماری این پژوهش،  مدیران رده های عالی و میانی شاغل در مجموعه شهرداری کاشان می باشد. برای جمع آوری داده های مربوط به مبانی نظری و استخراج عوامل و شاخص های اولیه از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی و جهت گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز به منظور بررسی فرضیه ها از پرسشنامه استفاده شده است.به منظور تایید پایایی(اعتبار) از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده که میزان آن برای متغیر تفکر استراتژیک 856/0، متغیر مهارت های مدیریتی 936/0 وبرای  کل پرسشنامه ها 855/0 است. به منظور بررسی فرضیه ها از آزمون ضریب  رگرسیون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد تشکیل دهنده مهارت های مدیریتی شامل مهارت های فنی، انسانی و ادراکی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر معناداری دارند.به عبارت دیگر کلیه فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار گرفتند.

 

کلیدواژه ها:  مهارت های فنی، مهارت های انسانی،مهارت های ادراکی ،تفکر استراتژیک ، شهرداری

1-1- مقدمه

امروزه مدیران عالی بسیاری از سازمانها اعم از انتفاعی و غیر انتفاعی ، شرکتها و نهادها ، زمان ، منابع مالی، انسانی، انرژی و کالبدی قابل توجهی را صرف تدوین استراتژیها و تعیین راهبردهای اساسی سازمانهای خود می کنند ولی اکثر آنها از عدم اجرای مطلوب استراتژیهای خود سخن می گویند . چشم اندازی که این مدیران برای سازمان خود تصویر می کنند برای خود آنها کاملاً روشن و مبرهن است ولی آگاهی و درک کارکنان آنها از این چشم انداز بسیار کم و همسوئی و همدلی آنها برای تحقق اهداف منبعث از این چشم انداز ، بسیار کمتر است .

بنابراین ، مدیران عالی همواره در جستجوی راه اصلی برای حصول اطمینان از اجرای استراتژیهای خود بوده اند و در این میان باتوجه به افزایش مشکلات و تحولات سریع محیطی نیاز به ارائه راه حلهای بهتر و استفاده از ابزارهای قوی تر از برنامه ریزی استراتژیک خودنمائی می کند چرا که مدیران با تفکر استراتژیک با فهم و درک بهتر از برنامه استراتژیک عملکرد موثرتری خواهند داشت و می توان گفت تفکر استراتژیک به عنوان مکملی برای برنامه ریزی استراتژیک ، رویکرد مناسب « راهبری » سازمان محسوب می شود و می توان جهت مقابله سیستماتیک با معضلات به درک فرصتهای تخصیص بهینه منابع کمیاب و دستیابی به نتایج مورد انتظار کمک نماید بعبارت دیگر برای هماهنگی با تغییرات روز افزون و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی نیاز به تغییر در روش تفکر و تحول ذهنی و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی مدیران سازمانها می باشد و وقتی سازمان با مشکلات جدید مواجه می شود ، راه حلهای قدیمی کارائی خود را از دست می دهند .

شاید یکی از مهمترین  متغیر های موثر برسطح  تفکر استراتژیک مدیران ، مقوله مهارتهای مدیران می باشد که در این راستا مهارتهای گوناگونی مطرح می باشند لیکن ما در این تحقیق در نظر داریم مهارتهای فنی ، انسانی و ادراکی و تأثیر آنها را بر سطح تفکر استراتژیک مورد مطالعه قرار دهیم .

1-2- بیان مسئله

لازمه تدوین یک برنامه ریزی استراتژیک و هدفمند داشتن تفکر استراتژیک و راهبردی است  یعنی تفکری که همراه با بینش و بصیرت بوده و اینده نگری  و حتی شاید اینده سازی رامورد توجه قرار دهد .بدین لحاظ  اندیشمندان زیادی به این مقوله توجه نموده ، تلاش نموده اند تا این تفکر را به گونه ای مفهوم سازی و توصیف نمایند برای مثال از دیدگاه اوهم1 ( 1982 ) تفکر استراتژیک مبنای چشم انداز سازمان بوده و استراتژی سازمان را در جهت آن به حرکت در می آورد . و از دیدگاه همل2  ( 1998 ) تفکر استراتژیک معماری هنرمندانه یک استراتژی بر مبنای خلاقیت و  شهود انجام می گیرد (زارعی،1389).

بنابر این می توان ادعا کرد که برنامه ریزی و اینده نگری  دو عنصر تفکیک ناپذیر اند و بعبارت بهتر داشتن بینش و بصیرت ، لازمه برنامه ریزی های درست و کارامد محسوب می گردد همانگونه که در متون دینی ما بویژه ایات قران کریم و روایات معصومین(ع)  به نقش و جایگاه  تفکر راهبردی یا استراتژیک در قالب اصطلاحاتی چون  تدبیر، بصیرت و دور اندیشی و اینده نگری در تصمیم سازی ها و برنامه ریزی ها  تاکید بسیاری شده است. بعنوان نمونه خداوند متعال در قرآن به پیامبر خود می فرماید :” قل هذه سبیلی أدعو إلى الله على بصیره أنا ومن اتبعنی “(یوسف،108) به مومنان اعلام کن که راه خدا دعوت به توحید خالص همراه با بصیرت و بینایی است  ولذا  همه مردم جهان را به سوى این طریقه فراخوان. در این آیه حضرت یوسف(ص) مأموریت پیدا می کند که آیین و روش و خط خود را مشخص کند سپس اضافه می کند من این راه را بی اطلاع یا از روی تقلید نمی پیمایم بلکه از روی آگاهی و بصیرت خود و پیروانم و همه مردم جهان را به سوی این طریقه می خوانم (مکارم شیرازی،1372 ) در واقع این از وظایف یک رهبر راستین است که با صراحت برنامه ها و اهداف خود را اعلام کند . ولذا داشتن بینش و بصیرت و اینده نگری مانند نوری است که به انسان بینش اجتماعی می دهد که با افراد مختلف وگروه های گوناگون و حوادث و پیشامدهای رنگارنگ چگونه برخورد کند و راه رهبری و مدیریت صحیح را ارائه می نماید و لذا همه پیامبران الهی از خداوند شرح صدر و نور بصیرت می خواستند (عباس نژاد، 1384).

 لذا می توان گفت که بکارگیری تدبیر و بصیرت و دور اندیشی نیازمند یک سری از مهارتهایی می باشد که شاید بتوان گفت رمز موفقیت در یک مدیریت بخردانه ومنطقی است و لذا توجه جدی  به افزایش سطح مهارتهای افراد سازمانی بویژه مدیران سازمانها برای برخورداری از یک سطح بالایی از هوشمندی و درایت و تدبیر در انجام موثر کارها ضروری به نظر می رسد.به این لحاظ اندیشمندان  دیدگاه ها و نظریه های متعددی پیرامون مهارتهای مورد نیاز مدیران ارایه نموده اند از جمله نظریه مهارت های سه گانه فنی انسانی و ادراکی که از سوی کاتز (1995) مطرح و ارایه گردیده است.که مبنای ابعاد مهارت های مدیران در تحقیق حاضر است .از دیدگاه این نظریه پرداز ، مدیریت هر  سازمانی باید در وهله اول در انجام وظایف کاری خود از دانایی و توانایی ویژه برخوردار باشد که لازمه ان ورزیدگی و تبحر در کاربرد فنون و ابزار ویژه و همچنین شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است که این امر تحقق همان مهارت فنی است ضمنا  یک مدیر شایسته باید از مهارت انسانی برخوردارباشد که همانا داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کارها بوسیله دیگران ،فعالیت موثر بعنوان عضو گروه،درک انگیزه های افراد و تاثیر گذاری بر رفتار انان می باشد و در نهایت مهارت ادراکی که همانا توانایی درک پیچیدگی های کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیل دهنده کار و فعالیت سازمانی بصورت یک کل واحد می باشد.

 لازم بذکر است که به اهمیت  داشتن این  مهارت ها برای  هر فردی که در مقام ریاست ،مدیریت یا رهبری یک سازمان یا یک جامعه قرار دارد  در متون دینی ما یعنی قران کریم و روایات معصومین (ع نیز  توجه زیادی معطوف شده است و صریحا امده است که یک مدیر شایسته باید مهارتهای ویژه ای از جمله تخصص ، اگاهی ، خوش خلقی ،احترام به افراد، سعه صدر،رفق و مداراو… داشته باشد که در ادامه به چند استناد در این زمینه بسنده می شود :

 امام علی (ع) می فرمایند: “وَاَکْثِرْمُدارَسَهَ الْعُلَماءِ وَمُنافَثَهَ الْحُکَماءِ فی تَثْبیتِ ماصَلَحَ عَلَیهِ اَمْرُ بَلادِکْ” : و با دانشمندان فراوان گفتگو کن و با حکیمان فراوان در میان نه ، در آنچه کار شهرهایت را استوار دارد.(نهج البلاغه، نامه 53 )

در این نامه امام علی (ع)گوشزد می نماید که یکی از مهارت های مدیران می تواند کسب دیدگاه ها و نظرات افراد متخصص باشد که همین امر می تواند یک مهارت انسانی محسوب شود.در جایی دیگر

  پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که بدون علم و آگاهی برای مردم فتوا و نظری دهد جایگاهش از آتش خواهد بود. (الحر العاملی، 1391 ه ق). و باز پیامبر اعظم فرمود: کسی که بدون دانش و آگاهی کاری را انجام دهد، فسادش بیشتر از صلاحش خواهد بود (کلینی، 1372).از این احادیث می توان برداشت کرد که بینش و بصیرت در کار بویژه برای مدیران اهمیت زیادی دارد و یک نوع تفکر استراتژیک محسوب می گردد.  

  همچنین در  سوره ال عمران( ایه پنجاه و نه  )  خداوند، مهارت رفق و مدارا را برای پیامبر خود گوشزد می نماید و می فرماید:به واسطه رحمت الهی ،نسبت به انان نرم خو شدی ، که اگر تند خو و سخت دل بودی از اطرافت پراکنده می شدند.همچنین در روایتی  حضرت علی(ع)می فرمایند:وسیله و ابزار ریاست و مدیریت سعه صدر است(نهج البلاغه،حکمت 176).که به نوعی هم مهارت انسانی و هم مهارت ادراکی است.

رسول خدا (ص) فرمود: در قیامت چیزی را در نامه عمل نمی گذارند که افضل از حسن خلق باشد.( کلینی،1372)

 ولذا مدیر و رهبرشایسته به فرموده معصومین (ع) ، باید دارای حسن خلق، تواضع و فروتنی باشد، با روی خوش، مهربانی، مهر و محبت، تبلیغ و ارشاد نماید.

با توجه به روایات فوق که دربرگیرنده یک سری از ویژگی ها و خصوصیات لازم برای افراد مسئول بویژه مدیران رده عالی سازمان ها می باشد می توان دریافت که این ویژگی ها به نوعی بیانگر توانایی ها  و  مهارت هایی است که می توان انرا تحت عنوان مهارت های  مدیریتی  نام برد.برای مثال توجه به نظرات افراد در سازمان یا تواضع و فروتنی در برخورد با افراد که مورد تاکید در متون دینی ما می باشد یک نوع مهارت انسانی محسوب می گردد.    از سوی دیگر می توان دریافت که داشتن  توانمندی و مهارت های مورد نیاز برای مدیریت بویژه مهارت های انسانی و ادراکی  در سازمان، می تواند راه را برای ارتقای استراتژیک فکر نمودن مدیر هموار سازد. زیرا اگر مدیری این نوع مهارت ها را نداشته باشد، شاید نتواند بصیرت و بینش استراتژیک و راهبردی داشته باشد و راهبردی فکر کند. وچه بسیار که در مواجهه با مشکلات نتواند راهبردی عمل نموده و همانند مدیران استراتژیست تهدید ها را به فرصت های مطلوب تبدیل نماید. لذا مدیری با داشتن این مهارت ها ،می تواند دارای دیدگاه و افق استراتژیک مطلوب تری نسبت به مدیران غیر ماهر باشد .برای مثال یکی از  ابعاد تفکر استراتژیک مورد توجه مولفه بینش استراتژیک  است که با مهارت های ویژه ای بهبود می یابد.لذا در مجموع  باعنایت به نقش و تأثیر مهارت های مدیریتی در ارتقاء سطح بصیرت و بینش وبطور کلی تر  تفکر استراتژیک مدیران سازمانها که هم از دیدگاه عقلی  و نظری قابل استدلال است و هم در اموزه های دینی ماامده است   ، پژوهش حاضر اولاً: به شناخت و مطالعه میزان  وضعیت مهارت های مدیریتی و تفکر استراتژیک در مدیران( بصورت یک مطالعه موردی در شهرداری کاشان ) بر اساس شاخص های تشکیل دهنده  تفکر استراتژیک مبتنی بر نظریه لیدکا(1998)پرداخته و از سوی دیگر: درصدد است تا میزان  تاثیر مهارت های مدیریتی را بر سطح تفکر استراتژیک این مدیران  ارزیابی نماید لذا با عنایت به این هدف  در این تحقیق به شناخت و تبیین میزان تأثیر مهارتهای مدیریتی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان می پردازد .آنچه مهم است این است که در این تحقیق محقق بدنبال آن است که خلاء تفکر استراتژیک که بطور محسوسی در مجموعه مورد نظر نمایان است را بررسی و راههای پرکردن آن را با استفاده از مهارتهای عنوان شده مرتفع نماید .

لازم بذکر است که محقق برای سنجش میزان وجود تفکر استراتژیک و مهارتهای مورد نیاز  در مدیران شهرداری کاشان از شیوه کاربردی و پیمایشی استفاده می نماید لذا بدین منظور از ابزار پرسشنامه مبتنی بر نظریه های فوق الذکر بهره گیری می نماید تا بتواند از یک سو وضعیت موجود تفکر استراتژیک را از لحاظ شاخص هایی همچون نگرش سیستمی ،عزم استراتژ یک، فرصت طلبی هوشمندانه،پیشروی بر اساس اصول  علمی  و تفکر در زمان و مهارتهای تحقق این نوع تفکر را  که شامل سه مهارت فنی انسانی و ادراکی  می باشد در میان اعضای جامعه اماری مورد مطالعه و شناسایی قرار دهد و از سو ی دیگر با توجه به وضعیت موجود در شهرداری کاشان میزان تاثیر این مهارتها را در بروز و تحقق تفکر استراتژیک مدیران مورد مطالعه قرار دهد.لذا سوال اصلی تحقیق حاضر اینست که:”تاثیر مهار تهای مدیریتی(فنی، انسانی و ادراکی) بر ارتقای سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان چگونه می باشد؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

سازمان های امروزی همواره با مشکلات و مسایلی مواجه هستند که وظایف مدیریت این سازمانها را دو چندان می سازد.بدیهی است بهترین و مفید ترین راه برای حل مناسب و معقول مشکلات و چالش های فرارویری، پیش بینی صحیح انها و سپس انتخاب راه کار مناسب و معقول برای  مقابله با ان هاست و لذا اگر مدیران قبل از روبه رو شدن با هر گونه مشکل ان را پیش بینی کرده باشند تلاش خواهند کرد تا از بروز ان مشکل پیشگیری نمایند و چنانچه پیشگیری از وقوع مشکل نیز غیر ممکن باشدسعی
می نمایند تا راه کار مناسبی را برای مقابله صحیح و اصولی با مشکلات  و حل وفصل انها در نظر بگیرند.

نکته مهم در اینجا این است که شاید  تنها  راه شناسایی دقیق مشکلات و پیش بینی صحیح انها داشتن توان تفکر و بصیرت و بینش راهبردی و استراتژیک است  ما ممکن است از خود پرسیده باشیم که چرا بعضی از شرکتهای بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافته اند و یا برخی از شرکتهای کوچک و گمنام به یکباره به جایگاه های ممتازی در صحنه رقابت بین المللی رسیده اند ؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سوالات را باید در مفاهیمی به نام استراتژی و تفکر استراتژیک جستجو کرد .تفکر استراتژیک مدیر را قادر می‌سازد تا بفهمد چه عواملی در دستیابی به اهداف موردنظر موثر است و چگونه این عوامل موثر برای مشتری ارزش می‌آفریند؟ (مقدسی،1387).

مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنی پویا، آینده نگر ، جامع نگر و اقتضائی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است . تفکر استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند . این شیوه تفکر و مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد وفعالیت هایش به گونه ای در آید که اعمال نفوذ نماید و بدینگونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل در آورد(عابدی،1385) .

یکی از مهمترین منافع تفکر استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هرچه بیشتر مدیران و کارکنان می شود و همچنین از منافع بزرگ دیگر آن این است که موجب فرصتی می شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود . تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می شوند در فرایندهای تصمیم گیری مشارکت کنند . خلاقیت ، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدینگونه اثربخشی آن افزایش خواهد داشت(عابدی وهمکاران،1385).

باتوجه به مطالب پیش گفته یکی از خلاء های بزرگ در سازمانهای پیچیده و متنوع بخصوص شهرداریها ایجاد دیدگاهی است که بر پایه آن مدیران و کارکنان با دورنگری و آینده نگری در دنیای متحول و سراسر تغییر تصمیمات به موقع و مناسب را اتخاذ نمایند لذا ایجاد تفکر استراتژیک و دیدگاهی به روز از ملزومات بسیار ضروری و مورد تأکید در شهرداریها می باشد(عابدینی،1375) . از نظر کاربردی تفکر استراتژیک در شهرداری کمک می کند تا مدیران از روش منظم تر ، معقولتر و منطقی تر راهها یا گزینه های استراتژیک را انتخاب نمایند و بدینگونه استراتژیهای بهتری را تدوین نمایند .حال به منظور ایجاد این تفکر لاجرم ارتقاء سطح آموزش و مهارتهای مدیران ، دست اندرکاران و برنامه ریزان شهرداری قطعی است بدین منظور شهرداری ناگریز است با بکارگیری فنون مختلف سطح آگاهیها و مهارتهای مدیران خود را آن چنان تغییر دهد تا بصورت فزاینده ای نسبت به مسائل پیش رو با دیدگاهی کاملاً روشن و به روز نسبت به تغییرات و پیچیدگی ها اقدام نمایند . در تحقیق حاضر برای بخش مهارتهای مدیریتی مدیران شهرداری کاشان از مدل رابرت ال کاتز ( 1995 ) استفاده شده است که مهارتهای مدیریتی را شامل سه مهارت فنی،ادراکی وانسانی می داند .مهارت فنی شامل توانایی به کاربردن دانش ، فنون و ابزارهایی است که لازمه انجام وظایف خاصی است و از طریق تجربه ، تحصیل و کارورزی کسب می شود . مهارتهای انسانی شامل توانایی در زمینه ایجاد تفاهم و همکاری و انجام کار بوسیله دیگران و فعالیت موثر به عنوان عضو گروه ، درک انگیزه های افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان و مهارت ادارکی شامل توانایی درک پیچیدگی ها و مشکلات سرتاسر سازمان و اقدام براساس هدفهای کل سازمان است (علاقه بند،1375)

با بررسیهای انجام شده و مطالعات صورت گرفته در جامعه اماری مورد مطالعه (شهرداری کاشان) علیرغم اقدامات با ارزش و مفیدی که در خصوص تهیه برنامه های راهبردی ،چشم اندازها و برنامه های استراتژیک صورت میگیرد لیکن خلا تفکر استراتژیک ورصد برنامه ها و تغییرات فزاینده و سریع داخلی و خارجی ، وضعیت رقبا و تعهدات قانونی از یک طرف،و وجود اهتمام مناسب و انگیزه لازم در جهت ارتقا مهارتهای مورد نیاز به منظور بهبود تفکر استراتژیک در بین مدیران و کارکنان از طرف دیگر، بطور محسوسی مشهود میباشد.باعنایت به نقش و تأثیر مهارتهای مدیریتی سه گانه یعنی مهارت فنی ، انسانی و ادراکی در ارتقاء سطح تفکر استراتژیک مدیران سازمانها ، پژوهش حاضر اولاً به بررسی و سنجش وضعیت مهارتهای مدیریتی و تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان پرداخته و سپس به تبیین میزان تأثیر مهارتهای مدیریتی برسطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان می پردازد. آنچه مهم است این است که در این تحقیق محقق بدنبال آن است که خلاء تفکر استراتژیک که بطور محسوسی در مجموعه مورد نظر نمایان است را بررسی و راههای پرکردن آن را با استفاده از مهارتهای عنوان شده مرتفع نماید .

با توجه به مطالب گفته شده  بالندگی یک سازمان صرفاً به خود مدیر،تفکرات و تصمیمات او به تنهایی بستگی ندارد، بلکه به مهارتهای فنی،انسانی وادراکی مدیران بستگی دارد. (حسینی،1387).

سازمان هایی موفق و اثربخش خواهند بود که رهبران آنها با اتخاذ مهارتهای مدیریتی خود ونفوذی که بر کارکنان دارند، بتوانند آنها را برانگیزند و تلاش های آنها را در جهت تحقق اهداف وتعالی سازمان همسو و منسجم کنند.  لذا برای دستیابی به چنین امری سازمان ها نیازمند رهبرانی با داشتن چشم انداز وتفکر استراتژیک خواهند بود، که این تفکررا در سطح سازمان توسعه دهند و مزیت رقابتی برای سازمان خلق کنند . چرا که مدیران با تفکر استراتژیک می توانند جهت مقابله سیستماتیک با معضلات به درک فرصت های تخصیص بهینه منابع کمیاب و دستیابی به نتایج مورد نظر کمک نمایندو برای هماهنگی با تغییرات روزافزون و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی، نیاز به تغییر در روش تفکر و تحول ذهنی مدیران سازمانها می باشد (رحمان سرشت،1387) .

ارتقاء مهارت های مدیریتی مدیران شهرداری تا حد زیادی می تواند مدیران را در کسب تفکر استراتژیک یاری رساند. بنابراین تأثیر مهارتهای مدیریتی برسطح تفکر استراتژیک مدیران  شهرداری می تواند درخور توجه محققان سازمان مدیریت بوده و بایستی در این خصوص مطالعات و تحقیقات صورت گیرد و به آن توجه شود.

1-4- پیشینه تحقیق:

با بررسی مطالعات و سوابق قبلی پیرامون موضوع ،محقق دریافت که در خصوص موضوع حاضر پژوهش هایی انجام شده است که در زیر به طور مختصر به مهمترین انها اشاره می شود.

– پژوهشی تحت عنوان “بررسی رابطه بین مهارت های مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان” که توسط لسانی و دهقانی در سال 90انجام گرفته است و مقاله ان در مجله پژوهشی نظام های اموزشی به چاپ رسده است .

– پژوهشی تحت عنوان: «تحلیل تفکر و مدیریت  راهبردی  حضرت امام خمینی(ره)» که توسط آقای فروزنده و همکاران در سال 1390 انجام شده و مقاله آن در نشریه راهبرد توسعه شماره 28 به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان: «سنجش تفکر استراتژیک مدیران شهرداری تهران» که توسط آقای منوریان و همکاران در سال 1391 انجام شده و مقاله آن در مجله مدیریت بازرگانی شماره 12 به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان : «مدل مبتنی بر مهارت در انتخاب مدیران با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چند معیاره» که توسط آقای مرادی و زنجانی در سال 1392 انجام شده و مقاله آن در مجله پژوهش­های مدیریت منابع انسانی شماره 14 به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان : «شناسایی و تحلیل اثر مهارت های مدیریتی بر ارتقای بهره وری:مورد مطالعه؛ صنایع پشتیبانی و نوسازی هلیکوپتر ی ایران» که توسط آقای سبزیکاران و همکاران در سال 1392 انجام شده و مقاله آن در نشریه مهندسی هوانوردی شماره اول به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان : «بررسی تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه مهارت های مدیریتی» که توسط خانم جوهری در سال 1392 انجام شده و مقاله آن در مجله رشد مدیریت مدرسه شماره 7 به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان : «ارتباط مهارت های سه گانه مدیریتی با یادگیری سازمانی در سازمان تربیت بدنی و ارایه مدل بر اساس آن» که توسط آقای افشاری و همکاران در سال 1392 انجام شده و مقاله آن در مجله مدیریت ورزشی شماره 11 به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان : «رابطه مدیریت زمان با مهارت های مدیران و ویژگی های فردی انان در دانشگاه ازاد اسلامی» که توسط آقای جواهری­زاده و چرمیان در سال 1388 انجام شده و مقاله آن در فصلنامه پژوهش­های مدیریت راهبردی شماره 43 به چاپ رسیده است.

– پژوهشی تحت عنوان : «بررسی میزان مهارت های مدیران از نظر معلمان و رابطه ان با پشرفت تحصیلی دانش اموزان دبیرستان پسرانه دولتی شهر تهران» که توسط آقای ستاری و واعظی سال 1384 انجام شد و مقاله آن در مجله روانشناسی و علوم تربیتی شماره 1 به چاپ رسیده است.

 1-5-اهداف تحقیق:

اهداف تحقیق حاضر شامل یک هدف کلی و سه هدف ویژه است. 

1-5-1 هدف اصلی           

هدف اصلی در این تحقیق  سنجش  میزان تاثیر ابعاد تشکیل دهنده این مهارتهای مدیریتی بر سطح تفکر استراتژیک در بین مدیران شهرداری کاشان (قلمرو مکانی مورد مطالعه)  می باشد.

2-5-1 هدفهای فرعی

– سنجش میزان تأثیر مهارت های فنی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان

– سنجش میزان تأثیر مهارت های انسانی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان

– سنجش میزان تأثیر مهارت های ادراکی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان

– اولویت بندی میزان تاثیر مهارت های مدیریتی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان

1 ohme

2  hemel

تعداد صفحه :155

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

کد رهگیری ثبت پروپوزال:1163300

کد رهگیری ثبت پایان نامه:

 

تحصیلات تکمیلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

              کلیه امتیازهای این پایان­نامه به دانشگاه بوعلی سینا تعلق دارد. در صورت استفاده از تمام یا بخشی از مطالب این پایان­نامه در مجلات،
کنفرانس­ها و یا سخنرانی­ها، باید نام دانشگاه بوعلی سینا یا استاد راهنمای پایان­نامه و نام دانشجو با ذکر مأخذ و ضمن کسب مجوز کتبی از دفتر تحصیلات تکمیلی دانشگاه ثبت شود. در غیر این صورت مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت. درج آدرس­های ذیل در کلیه مقالات خارجی و داخلی مستخرج از تمام یا بخشی از مطالب این پایان­نامه در مجلات،
کنفرانس­ها و یا سخنرانی­ها الزامی می­باشد.

مقالات خارجی

 

………………………..……, Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran.

 

 

مقالات داخلی

……………….، گروه ………………..، دانشکده ………………، دانشگاه بوعلی سینا، همدان.

 

 

 

 

 

 

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه آموزشی علوم تربیتی

 

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم تربیتی گرایش تکنولوژی آموزشی

 

 

 

عنوان:

                                            

اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان­فردی کودکان پیش دبستانی منطقه 19 تهران

 

 

 

 

استاد راهنما:

دکتر سید رسول عمادی

 

 

نگارش:

ناهید باعث جنگلی

 

 

 

 

5 مهر 1393

 

تقدیم به:

مادرم…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیر و تشکر

سپاس و ستایش خداوند عزوجل که توفیق عنایت فرمود تا این پژوهش را انجام دهم .

خود را موظف می‌دانم از کلیه عزیزانی که مرا در انجام این پژوهش یاری کرده‌اند تشکر قلبی نمایم .

ابتدای سخن از استاد گرانقدر جناب آقای دکتر سید رسول عمادی که ارائه رهنمودهای سازنده ایشان به هدایت این عمل انجامید، تشکر می‌نمایم .

 و از جناب آقای دکتر حسین زنگنه و سرکار خانم مریم پورجمشیدی که علاوه بر داوری، دلسوزانه هدایتگر و یاری دهنده بنده در انجام این پژوهش بوده­اند تشکر می­نمایم.

و همچنین ازجناب آقای دکتر حسن رستگارپور که با مهربانی پاسخگوی سوالات بنده بودند سپاسگذارم.

و سپاسی ویژه از خانواده عزیزم که همیشه و در همه احوال حامی بنده بوده­ و هستند.

از دوستان گرامیم خانم­ها سلیمی، افتخاریان، برادران باقری، عزیزی، محرابی و آقای منصوری نیز کمال تشکر را دارم که همیشه مشوق و امید دهنده و انگیزه ادامه راه بوده­اند.

 از خداوند برای همه این عزیزان آرزوی موفقیت و شادکامی دارم .

دانشگاه بوعلی سینا

مشخصات رساله/پایان نامه تحصیلی

عنوان:

اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان­فردی کودکان پیش دبستانی منطقه 19 تهران

نام نویسنده: ناهید باعث جنگلی
نام استادراهنما: دکتر سید رسول عمادی
دانشکده: ادبیات وعلوم انسانی گروه آموزشی : علوم تربیتی
رشته تحصیلی: علوم تربیتی گرایش تحصیلی: تکنولوژی آموزشی مقطع تحصیلی:کارشناسی ارشد
تاریخ تصویب پروپوزال:3/ 12/1392 تاریخ دفاع: 5/7/1393 تعداد صفحات: 121
 

چکیده:

        هدف از پژوهش حاضر” اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان­فردی کودکان پیش­دبستانی” بود. متغیر مستقل در این پژوهش ” طراحی آموزشی مبتنی بر بازی” و متغیر وابسته هوش میان­فردی و 3 مولفه زیرمجموعه آن( همکاری، همدلی و تشخیص مقاصد) بود. در این پژوهش سوال اصلی آن بود که آیا طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان­فردی کودکان موثر است؟ 4 فرضیه مورد بررسی قرار گرفت: فرضیه اصلی: طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان­فردی کودکان تاثیر دارد. فرضیه­های فرعی: 1 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری کودکان تاثیر دارد.2 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همدلی کودکان تاثیر دارد.3 طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد کودکان تاثیر دارد. روش تحقیق این پژوهش روش ترکیبی با طرح همسو سازی انتخاب گردید؛ ابزار به کار رفته در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شامل 22 سوال، مصاحبه ساختار یافته و منظم، و مشاهده بود. روایی پرسشنامه از طریق مشورت و بازنگری استاد راهنما و 3 استاد متخصص و مرتبط تایید شد و پایایی آن نیز با استفاده از آزمون آلفای کرانباخ به میزان 76% محاسبه شد. پایایی هر مولفه نیز به ترتیب 70% در مولفه اول(همکاری) و74% در مولفه دوم( همدلی) و 80% در مولفه سوم(تشخیص مقاصد) محاسبه شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش­آموزان پیش دبستانی منطقه 19 تهران تشکیل می­دهند که تعداد 1350 نفر دانش­آموز را شامل می­شود. نمونه­گیری به صورت هدفمند در بخش کیفی و تصادفی در بخش کمی اجرا شد و یک کلاس 18 نفره به عنوان نمونه انتخاب گردید. روش تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی در آمار توصیفی با استفاده از محاسبه میانگین و انحراف استاندارد در spss و محاسبه آزمون کولموگروف اسمیرنوف  برای بررسی نرمال بودن متغیرها صورت گرفت.و همچنین در آمار استنباطی از آزمون T همبسته  برای محاسبه معناداری  متغیرها استفاده شد. در بخش کیفی با استفاده از تحلیل مشاهدات و نتایج مصاحبه با استفاده از روش کدگذاری داده­ها به توصیف نتایج در جداول و توضیح آن­ها پرداخته شد. نتایج به دست آمده در بخش کمی نشان داد که فرض صفر در متغیر هوش میان­فردی و دو مولفه همکاری و همدلی رد شده و معناداری هر سه به ترتیب با سطح معناداری 36/0 و29/0 و 35/0 در سطح 05/0 تایید شد، اما فرض صفر در مولفه تشخیص مقاصد تایید شده و معناداری آن با سطح 624/0 در سطح 05/0 رد شد. هم­چنین در بخش کیفی نیز پیشرفت قابل ملاحظه­ای در متغیر هوش میان­فردی و 2 مولفه همکاری و همدلی مشاهده شد، اما در مولفه تشخیص مقاصد پیشرفت کمتری قابل ملاحظه است. در نتایج به دست آمده از مصاحبه با معلم  نیز نتایج مشابه استنباط می­گردد و درنهایت قابل ذکر است که نتایج داده­های کمی و کیفی مشابه و مکمل یکدیگر هستند

واژه­های­کلیدی: طراحی آموزشی، بازی، هوش میان­فردی

 

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات پژوهش

1‌.1‌        مقدمه: 2

1‌.1‌        بیان مساله: 4

1‌.2‌        ضرورت و اهمیت تحقیق: 7

1‌.3‌        اهداف پژوهش: 8

1‌.3‌.1‌         هدف کلی : 8

1‌.3‌.2‌         اهداف فرعی: 8

1‌.4‌        فرضیه های پژوهش: 9

1‌.4‌.1‌         فرضیه اصلی: 9

1‌.4‌.2‌         فرضیه های فرعی: 9

5.1        تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها: 9

1‌.5‌.1‌         تعاریف مفهومی : 9

1‌.5‌.2‌         تعاریف عملیاتی: 10

6.1        مدل مفهومی پژوهش: 11

فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش

1.2        مقدمه: 15

2‌.2‌        آموزش: 15

2‌.3‌        طراحی آموزشی: 15

1‌.1‌ ………………………………………………………………………………………………………………………….16

1‌.2‌ ………………………………………………………………………………………………………………………….16

1‌.3‌ ………………………………………………………………………………………………………………………….16

1‌.3‌.1‌         تاریخچه­ی طراحی آموزشی.. 16

2‌.4‌        سازنده گرایی.. 17

2‌.4‌.1‌         نظریه های سازنده گرایی.. 18

2‌.4‌.2‌         کاربرد آموزشی نظریه ی سازنده­گرایی.. 18

2‌.4‌.3‌         اصول طراحی آموزشی از دیدگاه سازنده گرایی  19

5.2‌        بازی: 21

2‌.5‌.1‌         نظریه های بازی: 24

2‌.5‌.2‌         انواع بازی کودکان: 26

2‌.5‌.3‌         بازی و سازگاری اجتماعی کودکان. 33

2‌.5‌.4‌         اثرات شناخته شده بازی بر سلامت… 34

2‌.5‌.5‌         مراحل رشد بازی در کودکان: 36

2‌.5‌.6‌         چهار دوره بازی: 38

2‌.5‌.7‌         مشخصه های بازی کودکان: 39

2‌.5‌.8‌         دیدگاه دانشمندان اسلامی درزمینه بازی: 39

2‌.6‌        هوش: 41

2‌.6‌.1‌         هوش یگانه و چندگانه: 42

2‌.6‌.2‌         نظریه هوشهای چندگانه: 42

2‌.7‌        هوش میان­فردی: 45

2‌.7‌.1‌         همکاری: 46

2‌.7‌.2‌         همدلی: ……………………………………………………………………………………………………………….47

2‌.7‌.3‌         تشخیص مقاصد: 51

2‌.8‌        بازی های جدی و آموزش علمی: 52

2‌.9‌        داستان و تاثیر روانی آن بر کودکان: 53

1.9.2         لذت تفریح: 53

2.9.2         رشد مهارتهای زبانی.. 53

3.9.2         تحقق اهداف تربیتی.. 54

4.9.2         انتقال ایدئولوژی: 55

2‌.9‌.5‌         درمان بیماریهای روانی.. 56

2‌.10‌          تاثیر بازی بر تقویت هوش میان­فردی: 56

2‌.10‌.1‌       فواید قصه­های تصویری: 56

2‌.11‌          سالهای پیش دبستانی.. 59

12.2          طراحی آموزش مهارت های اجتماعی.. 61

2‌.13‌          طراحی کارگاه داستان گویی: 63

2‌.14‌          پیشینه پژوهش : 66

2‌.14‌.1‌       پژوهش های داخلی: 66

2‌.14‌.2‌       تحقیقات خارج : 70

15.2          جمع بندی: 72

فصل سوم: روش تحقیق

3‌.1‌        روش تحقیق.. 75

3‌.1‌.1‌         روش تحقیق ترکیبی.. 75

3‌.2‌        جامعه آماری.. 76

3‌.3‌        نمونه آماری و روش نمونه گیری.. 77

4.3        روش گردآوری اطلاعات… 77

3‌.5‌        ابزار پژوهش…. 77

3‌.6‌        روایی.. 78

3‌.7‌        پایایی.. 78

3‌.8‌        روش تحلیل داده ها 79

3‌.9‌        برگزاری کارگاه: 81

3‌.10‌          دیاگرام پژوهش: 82

4.3        تجزیه و تحلیل داده های کیفی.. 87

4‌.1‌.1‌         جداول فراوانی.. 87

4‌.1‌.2‌         جدول میانگین.. 90

4‌.1‌.3‌         تشریح و تحلیل مشاهدات… 91

2.4        تجزیه و تحلیل دادههای کمی.. 100

4‌.2‌.1‌         آمارهای استنباطی: 100

4‌.2‌.2‌         یافته‌های استنباطی: 101

4‌.3‌        جمع بندی: 102

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

5‌.1‌        سوال اصلی: 105

1.1.5         طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان فردی کودکان تاثیر دارد؟. 105

2.5 سوالات فرعی: 106

1.2.5         طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری کودکان تاثیر دارد؟. 106

2.2.5         طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همدلی کودکان تاثیر دارد؟. 108

2.3.5         طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد کودکان تاثیر دارد؟. 109

5‌.3‌        پیشنهادهای کاربردی: 110

5‌.4‌        پیشنهادهای پژوهشی: 111

5‌.5‌        محدودیتهای پژوهش: 111

منابع و مآخذ. 114

ضمائم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

جدول‏4‑‏1 جدول­فراوانی­پاسخ­ها در متغیرها.روزاول. 88

جدول 4‑‏2 فراوانی­پاسخ­ها در متغیرها.روزدوم. 88

جدول4‑‏3 فراوانی­پاسخ­ها در متغیرها.روزسوم. 89

جدول4‑‏4 فراوانی­پاسخ­ها در متغیرها.روزچهارم. 89

جدول4‑‏5 فراوانی­پاسخ­هادرمتغیرها.روزپنجم. 89

جدول‏4‑6 میانگین­متغیرها در دونوبت پیش­آزمون وپس­آزمون. 90

جدول4‑7 روز اول. 92

جدول4‑8 روز دوم. 94

جدول4‑‏9روز سوم. 96

جدول4‑‏10 روز چهارم. 97

جدول4‑‏11 روز پنجم. 99

جدول4‑‏12میانگین و انحراف استاندارد هوش میان­فردی در پیش‌آزمون وپس‌آزمون. 100

جدول4‑‏13 آزمون کولموگروف- ‌اسمیرنوف برای بررسی نرمال­بودن توزیع داده‌های هوش میان­فردی.. 101

جدول4‑14 آزمونTهمبسته. 102

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول:
کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

1‌.1‌     مقدمه:

زندگی بشر از ابتدا با دو واژه آموزش و یادگیری همراه بوده است و هیچ­گاه نمی­توان ادعا کرد زمانی وجود داشته که آموزش و یادگیری در زندگی انسان رخ نداده باشد، چراکه انسان در همه حال وهمه جا همواره در حال یادگیری است.اما آن­چه قابل بیان است تفاوت این دو واژه در زندگی گذشته و حال است چراکه با گذشت زمان و پیشرفت زندگی انسان،آموزش نیز دستخوش تغییرات شده است و با پیشرفت در امر آموزش، یادگیری روز به روز از حالت پنهان به حالت آشکار درآمده و تحت کنترل انسان قرار گرفته است.همچنین آموزش شکلی تخصصی­تر به خود گرفت به طوری که در عصر حاضر بخش عمده یادگیری از طریق آموزش برنامه­ریزی وطراحی شده توسط متخصصین شکل می­گیرد.حال تفاوتی که در دهه­های اخیر در امر آموزش مشاهده می­شود، حیطه توانایی متخصصین آموزش برای طراحی محتوای مورد آموزش می­باشد. تاچندی پیش حیطه طراحی آموزش تنها به انتخاب طرح و الگویی برای آموزش مطالب و محتوای موردنظر تعریف می­شد به گونه­ای که تاثیرات و یادگیری­های پنهانی که از این آموزش در زندگی و شخصیت کودک ناشی می­شد تقریبا غیر قابل پیش­بینی و کنترل بود. اما اکنون به نظر می­رسد آموزش تااندازه­ای پیشرفت کرده که متخصصان می­توانند علاوه بر طراحی محتوای مورد آموزش آن­را در قالبی مناسب طراحی کرده و برجنبه­های مختلف شخصیت و زندگی فراگیر تاثیر بگذارند، و کودک را به معنای واقعی پرورش دهند، به گونه ای که هم یادگیری مطالب مورد نظر صورت بگیرد و هم کودک برای زندگی در جامعه و آینده رشد یابد.

برای دستیابی به این هدف باید در طراحی محتوا علاوه بر جنبه­های شناختی به جنبه­های عاطفی شخصیت کودک نیز توجه کنیم همانطور که از دیدگاه سازنده گرایی، برنامه­های آموزشی باید همه­سویه (شناختی،عاطفی و رفتاری) باشند، اما بسیاری از نظام­های آموزشی بیشتر بر جنبه­ی شناختی تاکید داشته­اند و پرورش دو سویه دیگر را به بخت واقبال واگذاشته­اند. با جدا پنداشتن عاطفه از شناخت، و این دو از رفتار، برنامه­های آموزشی این­ نظام­ها واقعیت مهمی را از فرایند آموزش حذف کرده­اند.باید توجه داشت سازنده گرایی گروهی، آموختن را کنشی گروهی می­داند که انجام دادن بهینه­ی آن نیازمند داشتن توانایی ایجاد ارتباط با دیگران است (راگوزینو[1]،رز نیک[2]،اوتنه اوبراین[3]، و ویزبرگ[4]،2003). حال چطور می­توان توانایی ارتباط با دیگران که یکی از مشخصه­های هوش میان­فردی محسوب می­شود را در فراگیران به خصوص کودکان تقویت کرد. با تقویت هوش میان­فردی کودکان، توانایی برقراری روابط، درک دیگران، تشخیص مقاصد دیگران، همکاری با افراد و… در آنها بهبود می­یابد.باید توجه داشت که برآوردن نیازهای جامعه و ساختن یک جامعه ایده­آل در گرو پرورش کودکان و رشد مهارت­ها و توانایی­های بیان شده در آنان است.در این راستا باید به علائق و ویژگی­های کودکان توجه کرد و برنامه­های درسی را براساس آنها تنظیم نمود، که یکی از مهم­ترین آنها مقوله بازی است. نقش و اهمیت بازی در زندگی و رشد همه جانبه­ی کودک، آنچنان آشکار و نمایان است که نیازی به شرح و استدلال ندارد.

بازی علاوه بر رشد جسمانی، در رشد اجتماعی کودک نیز تاثیر بسزایی دارد. مشکلاتی که کودک در بازی با آن­ها مواجه می­شود و تلاش او برای حل آن­ها، قدرت او را برای برخورد با مسائل و مشکلات در دوره­های بعدی زندگی افزایش می­دهد.هم­چنین بازی در رشد عاطفی کودک، بسیار موثر است زیرا کودک در بازی، طرز ابراز عواطف مختلف را فرامی­گیردو به تدریج بهتر می­تواند عواطف و احساسات خود را کنترل نماید. کودکان نمی­توانند آنچه را که فکر می­کنند و می­بینند، به خوبی بر زبان آورند اما از طریق بازی، افکار و مشاهدات خود را آشکار می­سازند. به عقیده­ی روانشناسان، بسیاری از هدف­های اساسی تربیتی در زمینه­ی اجتماعی، عاطفی، عقلانی و بدنی برای کودکان رامی­توان از طریق بازی تامین نمود. بنابراین با درک بازی کودکان می­توان به افکار، عقاید، احساسات و عواطف آنان پی برد و راه­کارها و شیوه­های تربیتی مناسبی را در پرورش آنان به­کار گرفت (خزاعی و خزاعی،10،1392).

 

1‌.1‌     بیان مساله:

چونکه با کودک سرو کارم فتاد             هم زبان کودکی باید گشاد

(ابو علی مسکویه)

باتوجه به گسترش و توسعه روزافزون شیوه­های آموزشی و روش­های یاددهی و یادگیری امروزه برای همگام شدن با دنیای روز باید بتوان این شیوه ها وروش­های جدید را در آموزش به کار گرفت وهم­چنین روش­های جدید و مناسبی را نیز ابداع کرد تا بتوان محتوا و مفاهیم آموزشی را با کیفیت بیشتر و بهتری به فراگیران ارائه داد. با این­حال درحال حاضردر اکثر موارد شاهد آن هستیم که مدارس و معلمین به دلیل نداشتن آگاهی ازاین شیوه ها همچنان از شیوه­های سنتی و قدیمی در آموزش بهره می­گیرند.شیوه های سنتی آموزش در رشد کارکردهای شناختی پایین سودمند بوده­اند، اما در آنها رشد کارکردهای شناختی بالا و نیز ابعاد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان نادیده گرفته می­شود(حمیدی،10،1381)، همچنین آموزش به شیوه­های سنتی و معلم محور دیگر برای دانش­آموزان جذاب نیست، روانشناسان معتقدند بهترین شیوه آموزش، سوق دادن غیر مستقیم کدوکان به سوی آموزش­های لازم برای شروع مدرسه است چراکه آموزش مستقیم، کودک را از آموزش دلزده می­کند (خزاعی و خزاعی،150،1392). این­ دلایل خود بهانه ای برای لزوم انجام پژوهش حاضر می­باشدچراکه ما برای تقویت و رشد دیگر مهارت­ها و کارکردهای بالای شناختی که در این پژوهش هوش میان­فردی و مولفه های آن(همدلی، همکاری، تشخیص مقاصد) مدنظر قرار می­گیرد، نیاز به تغییر و دگرگونی در این­گونه شیوه های سنتی داریم. در دیدگاه سازنده گرایی اجتماعی که با نظریه ویگوتسکی[5] و برو[6] شناخته می­شود دانش با ابزارهای فرهنگی به دست می­آید و پیش از آن­که درونی شود در دنیای بیرونی وجود دارد و در نتیجه تعامل فرد با محیط اجتماعی درونی می­شود(فتسکوومک ک[7]،2005 به نقل از تیموری 1386). ویگوتسکی آموزش انسان را دارای ماهیتی اجتماعی می­داند که بر اثر تجربه آموزش و در تعامل با دیگران و به وسیله ابزارهای فرهنگی به ویژه زبان به دست می­آید در این دیدگاه دانش­آموزان در تعامل با آموزشیار و دیگر همسالان خود و در بافت اجتماعی فرهنگی خود دانش را می­سازند. بنابراین دانش­آموزان نیاز دارند با فعالیت­هایی درگیر شوند که دانسته­های خود را بیافرینند یا سازماندهی کنند و آموزشیاران باید فرصتی برای آموزندگان فراهم کنند که با همدیگر و با بزرگسالان و دیگر همسالان خود برای ساختن دانسته­ها تعامل کنند. در طی سال­ها افراد زیادی تلاش کرده­اند تا با استفاده از برنامه­ریزی صحیح ، آموزش مهارت­ها را در فرایند یادگیری فراگیران قرار دهند، که می­توان به برنامه­های درسی گلدشتاین[8] و مک کینز[9] (1997) و برنامه درسی مهارت­های اجتماعی والکر[10] و همکاران (1983)(خانزاده،1392) اشاره کرد، در این برنامه مهارت­های اجتماعی کودکان مورد سنجش قرار گرفته و در خلال آموزش تقویت می­شود، این برنامه­های درسی نویدبخش آن است که می­توان ویژگی­های کودک مثل هوش میان­فردی و توانایی­های همکاری،همدلی،تشخیص مقاصد و… را نیز با دقت نظر در برنامه درسی و طراحی محتوا مورد تقویت قرار داد. البته این امر لازمه توجه به علایق و نیازهای کودکان است تا با مبنا قرار دادن این نیازها قالب و چهارچوب مناسبی برای ارائه توانایی­های مورد نظر انتخاب کرد. با نگاهی به پژوهش­های انجام شده در سال­های اخیر مانند پژوهش السون تانکس[11]، دیوید سندیفورد[12]، اندریا کدیو[13]، ایمی گتس لر[14](2011) تحت عنوان “قدرت بازی”، هم­چنین پژوهش ولایتی و رمضانی (1389) تحت عنوان ” بازی برای یادگیری و یادگیری از طریق بازی” می­توان به نقش و اهمیت بازی برای کودکان پی برد و این نیاز کودک را به عنوان قالب و چارچوبی برای طراحی محتوا در نظر گرفت. علاوه بر پژوهش­ها دلایل دیگری نیز می­تواند انتخاب بازی را به عنوان چارچوب ارائه محتوا تضمین کند که ذیلا به آن­ها اشاره خواهد شد: هرکودکی حق دارد تفریح و بازی کند و در فعالیت­های خلاقانه مناسب سنش شرکت کند و در زندگی فرهنگی و هنری سهیم باشد(ماده31 از حقوق کودک در سازمان ملل)(یاسایی،1380)بر اساس اصول 4و7 مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد (20نوامبر1959) پرورش کودک در محیطی سالم و مراقبت وحمایت از او هم­چنین تهیه امکانات کامل از جمله تفریح و بازی از طریق جامعه و مقامات اجتماعی از حقوق مسلم کودکان است(یاسایی،1380). واین­که بازی شیوه تجربی آموزش است و می­تواند زمینه ساز وبستر مناسبی برای پرورش قوه تفکر و اندیشیدن در یادگیرندگان ضمن فرایند آموزش و یادگیری باشد. هم­چنین می­تواند یکی از راه­های تنوع بخشیدن به مطالب درسی و آموزش باشد. دیگر آن­که بازی از جمله مفاهیمی است که از دیرباز علاوه بر کارکردهایی نظیر سرگرمی وپرکرن اوقات فراغت، نقش آموزشی،تقویت قدرت خلاقیت و آفرینشگری نیز داشته است.این شیوه از یادگیری به دنبال آن است که روش­های جدید طراحی آموزشی مبتنی بر رشد هوش­میان فردی کودکان را مورد توجه قرار دهد و در عین حال مهارت­ها و شایستگی­هایی را که بعدا در دنیای کار مورد نیاز دانش­آموزان است در آن­ها پرورش دهد و از جمله تکنیک هایی است که می­تواند به تسهیل و بهبود اجرای فرایندهای مدیریت دانش کمک کند. از طرفی دیگر بیشترین دغدغه کودک به خصوص در سنین ابتدایی بازی آن­هاست همانطور که فروبل[15]بازی را به منزله منبع و دریچه­ای برای همه چیزهای خوب و نیکی­ها می­داند و معتقد است کودکی که با تمام وجود خود مستمر و با پشتکار و علاقه تا سرحد خستگی فیزیکی به بازی و خودفعالی می­پردازد مطمئنا فردی مصمم و قادر به از خود گذشتگی و ایثار برای رسیدن به رفاه خود و دیگران بار می­آید (مفیدی، 1383، به نقل از تیموری1386). هم­چنین بازی میتواند محتوای آموزشی را متناسب با سن وویژگی های دانش­آموزان به آنها ارائه دهد چرا که کودکان بیشترین زمان خود را صرف بازی می­کنند و این می­تواند راهی برای فهم مطالب برای آنها باشد.همانطور که ژان پیاژه معتقد است کودک از محیط خود اطلاعاتی را جمع­آوری می­کند.اطلاعات را درون­سازی می­کند و آن را در معرض چهارچوب درکی خود قرار می­دهد. گاه اطلاعات تازه در این چهارچوب نمی­گنجد در این صورت تغییری باید صورت گیرد که در واقع رشد شناختی،نیازمند توازن بین درون سازی و برون­سازی است.زیرا بچه­ها در بازی­هایشان آن رفتارهای ساخته شده از قبل را که با واقعیات نیز تطبیق دارد به نمایش می­گذارند(مجیب 1379،به نقل از تیموری1386)در نهایت تصمیم برآنست تا بررسی شود آیا طراحی آموزشی در قالب بازی می­تواند هوش میان­فردی کودکان را تحت تاثیر قرار دهد

 

1‌.2‌     ضرورت و اهمیت تحقیق:

کودکان آینده­ساز هر کشور هستند. با سرمایه­گذاری در آموزش کودکان می­توانیم آینده کشور را به سمت و سویی بهتر و آرمانی­تر جهت داد، به عبارتی برای ایجاد هر تغییر در یک جامعه می­توان ابتدا کودکان را تغییر داد.در سال­های اخیر شاهد آن هستیم که با صنعتی­تر شدن شهرها و دور شدن خانواده­ها از یکدیگر روابط بین­فردی کمتر شده و افراد به خصوص کودکان کمتر با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند. به طوری که امروزه در مکان­های عمومی حتی در پارک­ها و مدارس شاهد آن هستیم که ایجاد یک گروه و انتخاب دوست برای کودکان و برقراری ارتباط به کاری دشوار تبدیل شده است و اکثر کودکان به بازی­های فردی می­پردازند.این در حالی است که کودک از طریق تعامل با همسالان و دیگران رشد می­یابد و مهارت­های زندگی را می­آموزد. یکی از راه­های ایجاد تعامل و برقراری ارتباط در دوران کودکی بازی است.اکنون کودکان تقریبا بیش از نیمی از زمان خود را در مدرسه یا مراکز آموزشی می­گذرانند.اما سوال مهم این است که ؛آیا مدارس وظیفه آموزش و پرورش کودک که رشد همه جانبه او را دربرمی­گیرد و او را برای زندگی در جامعه آماده می­کند به خوبی ایفا می­کنند؟ آیا توجه به گسترش روش­ها وشیوه­های آموزشی، مدارس می­توانند روش آموزش خود را متناسب با ویژگی و علایق و همچنین مشکلات پیش روی کودک تغییر دهند؟ آیا علاوه بر آموزش محتواهای مشخص به کودک به دیگر ابعاد شخصیتی او ورشد مهارت­های آنها نیز توجه می­شود؟

هرچند که پاسخگویی به این سوالات نیازمند تامل زیاد و انجام پژوهش­های بسیار است، اما با اندکی تفکر در آنها می­توان به نقش مهم طراحان و متخصصان آموزشی پی ببریم که می­توانند با پیشرفت و گسترش روزافزون روش­ها و شیوه­های آموزشی روش­های جدیدی را برای آموزش برگزینند تا به معنای واقعی آموزش و پرورش را در کودکان تحقق بخشند. دراین راستا موضوع پژوهش حاضر اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن برهوش میان­فردی کودک قرار گرفت تا بررسی شود آیا با انتخاب یک شیوه طراحی آموزشی متناسب با ویژگی­ها و علایق کودک می­توان جنبه­های شخصیتی او را رشد داد؟ آیا بازی،که نیاز کودک است، موجب تقویت هوش میان­فردی، که لازمه زندگی اجتماعی کودک است می­شود؟ و البته زیربنای این پژوهش نظریه­ هواردگاردنر[16]است که بیان می­کند شما میتوانید انواع هوش را تقویت کنید (مکنزی،2005/1391) و نظریه های ژان پیاژه ، جروم برونر[17]، اریکسون[18]، ماریا مونته سوری[19] و دیگر روانشناسان که بازی را برای رشد و پرورش کودک لازم میدانند. ازجمله نظریه فردریک فروبل بنیانگذار کودکستان را می­توان بیان کرد که می­گوید: بازی تمایل طبیعی کودک می­باشد و اساسی­ترین پایه برای ارائه پیام آموزشی و پرورشی در دوره پیش از دبستان است بنابراین قسمتی از برنامه روزانه کودکان در بازی­های آزاد شرکت کنند و بقیه ساعت­ها را نیز در فعالیت­های سازمان­یافته و هدایت­شده سپری کنند (مفیدی،1384به نقل از تیموری 1386). با توجه به این که کودک بیشترین وقت خود را صرف بازی می­کند و در خلال بازی­ها است که مهارت­های لازمه زندگی را می­آموزد می­توان این مقوله را وسیله­ای قرار داد تا کودک را به آنچه مورد نیاز اوست رساند و مهارت­ها و محتواهای مورد نیاز برای زندگی اجتماعی را در او پرورش داد، تا کودک به راحتی بتواند با فراگیری این آموزه­ها در جامعه قدم گذاشته و زندگی کند. با رشد و پرورش توانایی کودک به خصوص توانایی برقراری ارتباط با دیگران، درک دیگران، تشخیص مقاصد دیگران و به طور کلی هوش میان­فردی کودک، می­توان بسیاری از مشکلات پیش­ رو در جامعه در سطح خانواده و حتی در سطح بین­الملل را نیز پیشگیری کردو این امر مهم میسر نمی­شود به جز با توجه و به کارگیری علائق کودک در طراحی برنامه­های آموزشی.

 

1‌.3‌     اهداف پژوهش:

1‌.3‌.1‌    هدف کلی :

  • بررسی تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش­ میان فردی کودکان

 

1‌.3‌.2‌    اهداف فرعی:

  • تعیین تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری با گروه های مختلف در کودکان.
  • تعیین تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همدلی دیگران در کودکان
  • تعیین تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد دیگران در کودکان

 

1‌.4‌     فرضیه های پژوهش:

1‌.4‌.1‌    فرضیه اصلی:

  • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش­ میان فردی کودکان تاثیر دارد

 

1‌.4‌.2‌    فرضیه­های فرعی:

  • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری با گروه های مختلف در کودکان تاثیر دارد.
  • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی درک همدلی در کودکان تاثیر دارد.
  • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد دیگران در کودکان تاثیر دارد.

 

1‌.5‌     تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:

1‌.5‌.1‌    تعاریف مفهومی :

  • هوش میان­فردی[20]: “این هوش از طریق تعامل با دیگران تحریک می­شود.دانش­آموزانی که در این هوش قوی هستند اغلب نیازمند همکاری و مشارکتند تا یادگیری را برای خود معنادارکنند”.(مکنزی، 2005/1391، 11)
  • بازی[21]:هارلوک در تعریف بازی می­نویسد”بازی عبارتست از هرگونه فعالیتی که برای تفریح وخوشی،و بدون توجه به نتیجه نهایی،صورت می­گیرد. انسان به طور داوطلبانه به این فعالیت می­پردازد و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست”.(خزاعی و خزاعی،11،1392)
  • طراحی آموزشی[22]:طراحی آموزشی را می­توان تهیه نقشه­ای مشخص درمورد چگونگی دستیابی به هدف­های آموزشی تعریف کرد.به عبارت دیگر هرگاه برای دستیابی به یک سلسله از دانش­ها و مهارت­ها به عنوان هدف­های آموزشی مجموعه­ای از فعالیت­ها و روش­های آموزشی، قبل از تحقق آموزشی، پیش­بینی و تنظیم گردد،در واقع طراحی آموزشی انجام شده است. بنابراین طراحی آموزشی را می­توان تجویز یا پیش­بینی روش­های مطلوب آموزشی برای نیل به تغییرات مورد نظر در دانش­ها، مهارت­ها و عواطف شاگردان دانست(رایگلوث،1983،به نقل از شیرعلی­پور،1386)
  • همدلی[23]: یعنی خود را جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آنها به موضوع نگریستن، مانند آنها احساس کردن و اندیشیدن، یکی از زیباترین تعاریف همدلی تعریف دانیل گلمن [24]در کتاب هوش عاطفی است، وی معتقد است توان گفتگو با دیگران یعنی بهره­مندی از هوش عاطفی بیش از بهره هوشی در موفقیت سهیم است(دهقان­پور،1389، 152)

تشخیص مقاصد[25]: عبارتست از توانایی آگاهی، درک و فهم مقاصد و انگیزه دیگران و درک اینکه آنها چرا،چگونه و چه چیزی را این­گونه به این طریق احساس می­کنند وانجام می­دهند،است (اسماعیلی ،1383).

 

  • همکاری: دوشه[26] (1949) همکاری را اینگونه تعریف کرده است: موقعیتی که درآن یک فرد می­تواند به ناحیه هدف وارد شود…تنها اگر همه­ی افراد(دیگر)نیز بتوانند به نواحی هدف وارد شوند.(رضایی­فرد،1376)

1‌.5‌.2‌    تعاریف عملیاتی:

  • طراحی آموزشی: طراحی و تولید مواد آموزشی ویادگیری در قالب بازی برای آموزش محتوا و مهارت­های مورد نظر، در کلاس درس با کمک معلم و تکنولوژیست آموزشی.
  • بازی:آموزش محتوای مورد نظر و یادگیری در خلال انجام فعالیت­های مفرح و سرگرم کننده که توسط پژوهشگر طراحی شده است.
  • هوش میان­فردی: هوش میان­فردی بر اساس پاسخ فراگیران به پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با استفاده از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­شود.
  • همدلی : همدلی بر اساس پاسخ فراگیران به 9 سوال از پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با استفاده از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­شود.
  • همکاری: همکاری بر اساس پاسخ فراگیران به 6 سوال از پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با استفاده از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­شود.
  • تشخیص مقاصد: تشخیص مقاصد بر اساس پاسخ فراگیران به 7 سوال از پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با استفاده از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­شود.

 

6.1        مدل مفهومی پژوهش:

طراحی آموزشی
بازی
هوش
کودکان
کلامی
جنبشی
موسیقیایی
دیداری
درون فردی
منطقی
طبیعت­گرا
میان­فردی
همکاری
تشخیص مقاصد
همدلی

 

 

 

 

 

فصل دوم :
ادبیات و پیشینه پژوهش

 

2‌.1‌     مقدمه:

سالهاست فرایند یادگیری توسط روشهای علمی و بیشتر به وسیله روان­شناسان مورد بررسی علمی قرار گرفته است. پژوهشگران یادگیری در واقع علاقه­مند به تبیین نحوه روی دادن یادگیری هستند. اگر کسی قصد دارد سبب رخ دادن یادگیری شود،باید شرایط درونی و بیرونی یادگیری را عمدا به وجود آورد. وقتی می­خواهیم طراحی آموزشی را چنان انجام دهیم که سبب یادگیری اثربخش گردد باید به دنبال عناصری از نظر یادگیری باشیم که به رویدادهایی که معلم می­تواند در مورد آن­ها کاری انجام دهد مربوط شوند.(گلزاری،1383). هدف از آموزش یادگیری است هرچند ممکن است یادگیری از راه­های مختلف انجام گیرد. ولی برای آموزش موثر و مفید باید طراحی کرد و به آموزش به صورت سیستماتیک برخورد نمود. طراحی نظام­های آموزشی از حدود سال­های 1960 با تکیه بر نظریه سیستم­ها پا به عرصه علوم تربیتی و به خصوص تکنولوژی آموزشی نهاد به منزله تخصصی بسیار تعیین کننده در موقعیت برنامه­های آموزشی شناخته شده است و روز به روز بر اهمیت آن در بهبود بخشیدن به کارایی نظام­های آموزشی افزوده می­شود.(سوری،1378). هم­چنین در آموزش نیز باید به تمام وجوه پرورش توجه نمود تا بتوان به اهداف مورد نظر دست یافت. در این فصل به ادبیات و پیشینه این پژوهش می­پردازیم

 

2‌.2‌     آموزش:

معمولا فعالیت­هایی را که معلم به قصد آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان به تنهایی یا به کمک مواد آموزشی انجام می­دهد آموزش می­نامند، هم­چنین آموزش به فعالیت­هایی گفته می­شود که با هدف آسان ساختن یادگیری از سوی آموزگار یا معلم طرح­ریزی می­شود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده به صورت فعالیت­هایی که از سوی معلم طراحی می­شوند و هدف آنها سهولت بخشیدن یا کمک کردن به یادگیری یادگیرندگان است تاکید شده است. (سیف،33،1388)

 

2‌.3‌     طراحی آموزشی:

طراحی آموزشی طی سال­های متمادی به روش­های مختلفی تعریف شده است. بسیاری از تعریف­های مطرح شده در این­باره، بر فرایند تاکید دارند. نمونه­ی این تعریف­ها، تعریفی است که اسمیت[27] و راگان[28](2005) از طراحی آموزشی به عمل آورده­اند. اگر چه، آن­ها از طراحی آموزشی، تعریفی بسیار کلی دارند اما به هرحال طراحی آموزشی از نظر آن­ها ” فرایند نظام­دار و منطقی کاربرد اصول یادگیری و آموزشی برای برنامه­ها، مواد آموزشی، فعالیت­ها، منابع اطلاعاتی و ارزشیابی است”.به طور کلی طراحی آموزشی را می­توان: علم و هنر تعیین خصوصیات مفصل برای توسعه، ارزشیابی و حفظ موقعیت­هایی است که یادگیری و عملکرد را تسهیل می­بخشند (ریچی[29]، کلاین[30]، تریسی[31]،2011/23،1391)

1‌.3‌.1‌    تاریخچه­ی طراحی آموزشی

در چهار دهه­ی گذشته رویه های طراحی آموزشی نظام مند مختلفی عرضه شده است که تحت عناوینی همچون رویکرد نظام مند، طراحی نظام های آموزشی[32] توسعه ی آموزشی و طراحی آموزشی مطرح شده­اند. اگرچه اغلب این رویه ها ترکیبات مختلفی دارند، اما اکثرا دارای عناصری همچون مواد آموزشی جهت حل مشکلات آموزشی می باشند. ( موریسون[33]، کمپ[34]،روس[35]،2004/18،1387).

ریشه های رویه های طراحی آموزشی به جنگ جهانی دوم بر می گردد. در طول جنگ تعداد زیادی از روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی که در اجرای پژوهش های آزمایشی دارای آموزش و تجربه بودند، به منظور اجرای پژوهش و تهیه­ی مواد کارآموزی برای خدمات نظامی فراخوانده شدند. چنین افرادی –ازجمله رابرت گانیه[36]،لسلی بریگز،جان فلانگن[37]و بسیاری دیگر – برمبنای کار روی اصول آموزشی برگرفته از پژوهش ونظریه­ی آموزشی،یادگیری و رفتار آدمی تاثیر قابل توجهی بر ویژگی­های مواد کارآموزی داشتند. (همان منبع)

علاوه بر این روانشناسان جهت سنجش مهارت های کارآموزان و انتخاب افراد مستعد یادگیری از دانش ارزشیابی و اندازه گیری خوداستفاده کردند. بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم بسیاری از روانشناسانی که در موفقیت برنامه های کارآموزی نظامی نقش داشتند، به حل مشکلات ادامه دادند.در این راستا سازمان هایی مثل موسسات پژوهشی آمریکایی گشایش یافتند. روانشناسانی که در چنین سازمان هایی شاغل بودند در طی اواخردهه ی1940ودر طول دهه ی 1950 کارآموزی را به عنوان یک نظام تلقی می کردند و تعدادی رویه از قبیل تجزیه و تحلیل، طراحی و ارزشیابی نوآورانه تهیه کردند(همان منبع).

طراحی آموزشی  از حدود سالهای 1960 که نگرش سیستمی پا به عرصه علوم تربیتی و بخصوص تکنولوژی آموزشی نهاد به منزله تخصصی بسیار تعیین کننده در موفقیت برنامه های آموزشی شناخته شده است. (لشین و همکاران 2005/34،1379)

به طور کلی طراحی آموزشی از ابتدا به عنوان زیر مجموعه رشته­ی تکنولوژی آموزشی با عنوان رویکرد سیستمی، تحت تاثیر رویکرد رفتارگرایی قرار داشت ولی در اوایل دهه ی 1990، با ظهور رویکردسازنده گرایی از دامنه و نفوذ آن برای طراحی آموزشی کاسته شد و بسیاری از صاحب نظران استفاده این رویکرد را در طراحی آموزشی مورد شک و تردید قرار دادند. این شک و تردیدها ناشی از تغییر در دیدگاه­های فلسفی و روانشناختی این صاحب نظران بود(همان منبع)

 

2‌.4‌     سازنده­گرایی

سازه­گرایی، سازاگرایی،یا بناشدنی همه معادل­هایی هستند که برای واژه­ی سازنده­گرایی [38]در سال­های اخیر پیشنهاد شده اند.

نظریه­های نسبتا جدیدی که در روانشناسی و آموزش و پرورش با نام نظریه­های سازندگی یا سازنده­گرایی مطرح شده­اند ریشه در اندیشه­های علمی و فلسفی گذشته دارند.دیدگاه­های سازنده گرایی از پژوهش­های پیاژه، ویگوتسکی،روانشناسان گشتالت،بارتلت و برونر، و نیز از فلسفه ی پرورشی جان دیویی سرچشمه می گیرد،واین­ها تنها قسمتی از سوابق را شامل می­شوند. سازنده­گرایی به گونه­های مختلفی تعریف شده است، اما همه­ی آن­ها بر نقش فعال یادگیرنده در درک و فهم و ساختن دانش تاکید کرده­اند. از جمله در واژه شناسی آکسفورد آمده است که سازنده­گرایی” اندیشه­ای است که طبق آن ادراکات، یادها، و سایر ساخت­های ذهنی پیچیده به طور فعال توسط فرد و در ذهن او ساخته می­شوند، نه اینکه از بیرون به درون ذهن می­آیند”(سیف ، 208،1388).

سازنده­گرایی یک شناخت شناسی و یک نظریه­ی یادگیری است که، در قیاس با نظریه­های شناخت شناسی و یادگیری­های گذشته، یک تبیین تازه از ماهیت دانش و چگونگی یادگیری انسان به دست می­دهد. بنا به این دیدگاه، انسان­ها درک و فهم یا دانش تازه­ی خود را از طریق تعامل بین آنچه از قبل می­دانند و باور دارند با اندیشه ها، رویدادها، و فعالیت­هایی که با آن­ها رو به رو می­شوند، می­سازند (سیف ، 210،1388).

2‌.4‌.1‌    نظریه­های سازنده گرایی

مانند سایر رویکردهای روانشناسی یادگیری،سازنده گرایی نیز نظریه ها یا دیدگاه­های مختلفی را شامل می­شود.اختلاف بین دیدگاه­های سازنده­گرایی تا حدی است که، بنا به گفته ی دری[39](1996)، ” گروه های دانش شناس مدعی وابستگی به سازنده­گرایی تا آن اندازه با هم اختلاف دارند که یک­دیگر را به عنوان پیروان یک فلسفه­ی مشترک نمی­پذیرند”

  • سازنده­گرایی روانشناختی یا درون زاد
  • سازنده گرایی برون زاد
  • سازنده گرایی اجتماعی یا دیالکتیکی
  • سازنده گرایی رادیکال (سیف،212،1388). به دلیل عدم کاربرد این موارد در موضوع مورد پژوهش تنها به نام بردن آن­ها اکتفا می­کنیم.

 

2‌.4‌.2‌    کاربرد آموزشی نظریه­ی سازنده­گرایی

روانشناسان پرورشی و متخصصان آموزشی پیرو رویکرد سازنده­گرایی پیش از دیگران بر فعالیت یادگیرندگان  در فرایند یادگیری تاکید می­ورزند وخود آنان را عامل اصلی ادراک امور و کشف و ساختن دانش می­دانند، و برای معلم نقش هدایت­گری فعالیت­های یادگیرنده و آسان سازی یادگیری را قائل­اند.ون گلاسرزفلد[40] دو قائده­ی ساده را در رابطه  با یادگیری دانش­آموزان و دانشجویان به معلمان گوشزد می کند: یکی این­که، تمام فهمیدن ها از راه تفکر به دست می آیند وتفکر فرایندی است که یادگیرندگان باید آن را خود انجام دهند. دوم این که، تفکر انتزاعی همواره بر اساس شکلی از فعالیت روانی _حرکتی آغازمی­شود.(به نقل از سید محمدی،45،1385)

بنا به توضیحات بالا، مهم ترین نوع آموزش مبتنی بر نظریه های سازنده­گرایی روش یادگیرنده محوری است که این روش دارای یک سری  اصول است  که عبارتند از:

  • به جای هدف های دقیق از هدف های کلی آموزشی استفاده می شود.
  • از مواد یادگیری هرچه بیشتر و هرچه متنوع تر استفاده می شود.
  • ممکن است تکالیف یادگیری را معلم تعیین کند،اما دانش آموزان اجازه دارند که درباره ی چگونگی انجام آن خودشان تصمیم بگیرند.
  • وقتی که دانش آموزان محتاج کمک می شوند، معلم نقش تسهیل کننده یا هدایت گر را ایفا می کنند.
  • به دانش آموزان وقت کافی داده می شود تا تکالیف یادگیری را انجام دهند و به ارزش آن پی ببرند.
  • تفاوت ها بیشتر شناخته و رعایت می شوند.
  • جنبه های دموکراتیک و انعطاف پذیری آن ها بیشتر از روش های آموزشی معلم –محوراست(همان منبع).

2‌.4‌.3‌    اصول طراحی آموزشی از دیدگاه سازنده­گرایی

روش­ها و اصول آموزشی سازنده­گرایان معطوف به کمک به شاگرد برای بررسی موضوعات و شرایط پیچیده و تفکر در زمینه­ای خاص مانند فردی متخصص است.بنابراین از شاگرد خواسته می­شود تا به درک فردی خود از موضوع از طریق تعامل­های اجتماعی اقدام کند.در این رویکرد،محتوا از پیش تعیین نمی­شود و دستیابی به منابع مختلف مورد تاکید است.(فردانش،1385)

 

  • برخی از اصول طراحی دررویکرد سازنده­گرایی عبارتند از:
  • گنجاندن یادگیری در زمینه­های مربوط و واقعی

سازنده­گرایان معتقدند که یادگیری باید در زمینه­های حل مسأله مرتبط با دنیای واقعی انجام شود و شاگرد باید ارتباط موضوع­ها را با زندگی خود درک کند. از این نظر، موضوعات یادگیری باید مسأله محور یا مطالعه موردی باشد.البته باید خاطرنشان ساخت که استفاده از این نوع موضوع­ها یا روشها در رویکرد سیستمی نیز با منعی مواجه نیست و در این رویکرد نیز بر حسب نیاز می­توان این قبیل موضوعها و روشها را به کار گرفت.(همان منبع)

  • گنجاندن یادگیری در زمینه­های اجتماعی

از آنجا که سازنده­گرایان حقیقت را امری نسبی و حاصل تعامل اجتماعی می دانند و گفتگو و توافق را مبنای ایجاد و توسعه نظریه­ها می شمرند؛ دو مسیر را برای ایجاد زمینه­های اجتماعی و تعاملی به منظور تسهیل یادگیری پیشنهاد می­کنند. این دو مسیر ارتباط­های میان معلم خصوصی و شاگرد و ارتباط­های میان شاگردان هم­گروه است. در روش معلم خصوصی، اصول مورد نظر معلم طی تعامل­های ممتد و مکرر توسط شاگرد درونی می­شود. این روش را گاهی نظریه استاد شاگردی شناختی می­نامند که در آن معلم به عنوان استادکار و شاگرد به عنوان کارآموز، ارزشها و اصول مورد نظر استادکار را فرا می­گیرد. معلم ابتدا عملکرد ماهرانه در یک کار را به عنوان الگو به شاگرد ارائه می­کند. شاگرد عملکرد را مشاهده کرده، تصویر مفهومی عملکرد ماهرانه در آن حیطه را در ذهن می­سازد. سپس معلم شاگرد را برای کسب مهارت­ها و دانش­های مورد نظر راهنمایی می­کند که این کار ابتدا با حمایت از طریق اشارات و راهنمایی­ها و انجام دادن کارهایی که شاگرد هنوز قادر به انجام دادن آنها نیست شروع می­شود و با حذف تدریجی حمایت خاتمه می یابد و سرانجام شاگرد به تنهایی قادر به مسأله گشایی در حیطه موردنظر می­گردد.روش ارتباط میان شاگردان هم­گروه شامل پرداختن به یک مسأله یا موضوع توسط یک گروه از شاگردان از طریق جمع­آوری اطلاعات مربوط به مسأله با استفاده از سفرهای علمی، مصاحبه و بحثهای کلاسی و سپس تجزیه و تحلیل این اطلاعات توسط شاگردان به صورت بحثهای گروهی برای تشویق بیان دیدگاه­های مختلف از سوی آنان و ترغیب رسیدن به یک معنای مورد توافق همگان است. در این روش چند اصل دیگر رویکرد سازنده­گرا مانند ارائه تجربه و تقدیر از ابراز دیدگاه­های مختلف و تشویق مشارکت در فراگرد یادگیری نیز مورد توجه قرار می گیرد.(همان منبع)

 

  • تشویق تملک و داشتن نظر در فرایند یادگیری

این اصل از طریق آزاد گذاردن شاگرد در انتخاب مسائلی است که می­خواهد به آن بپردازد. در این مورد معلم فقط به تبیین مسائل برای انتخاب شاگرد کمک می­کند و خود رأسا تصمیم نمی­گیرد؛ زیرا مهارت یافتن مسأله نیز خود بخش مهمی از تجربه مسأله گشایی در دنیای واقعی است که شاگرد باید با آن روبه رو شود.(همان منبع)

  • ارائه­ی تجربه­ی فرایند ساختن دانش

این دیدگاه تأکید زیادی بر داشتن تجربه و کارآمد شدن شاگرد در امر ساختن دانش دارد و چندان به این نتیجه یا نتایج یادگیری که به صورت دانش­ها و مهارت­های تعریف شده بیان می شود توجهی ندارد. به عبارت دیگر بیشتر بر روش و نحوه یادگیری تأکید می شود، نه بر نتایج و محصول آن، زیرا طرفداران این رویکرد به وجود دانش یا مهارت ثابتی خارج از ذهن شاگرد اعتقاد ندارند.(همان منبع)

  • تشویق خودآگاهی از فرایند ساختن دانش

این اصل، هدف غایی و نهایی رویکرد سازنده­گراست. مفهومی که تقریبا مشابه این اصل در روانشناسی شناختی است«فراشناخت»نامیده می شود. فراشناخت شامل فراگردهای برتر نظارت کننده، ارزیابی کننده و هدایت کننده فراگردهای ذهن است. توانایی کنترل، نظارت، هدایت و آگاهی از فراگردهای فکری در واقع، هدف غایی رویکرد سازنده­گرا را تشکیل می­دهد.(همان منبع)

  • تشویق به استفاده از انواع روش­های ارائه

تشویق به استفاده از انواع روش­های ارائه نیز به خاطر ملاحظه و رعایت تنوع روش­ها، راهبردها و ابزارهایی است که بیشترین تناسب را با نحوه یادگیری شاگردان مختلف دارد. از آنجا که محیط­های یادگیری نباید مانعی بر سر راه یادگیری شاگردان ایجاد کند و یکی از این موانع می تواند نوع ارائه محتوا و منابع یادگیری به شاگرد باشد، می­توان با تنوع بخشیدن به روشهای ارائه از برطرف شدن این مانع بر سر راه یادگیری شاگردان مطمئن شد.(همان منبع)

2‌.5‌     بازی:

باید خاطر نشان کرد که تعریفی جامع و کامل از بازی در دست نیست و در هریک از تعاریف،با برجسته نمودن بعدی از بازی،دیدگاه خاصی از آن ارائه شده و از توجه به سایر جنبه­های بازی خودداری گردیده است.

به لحاظ لغوی، بازی در لغت نامه دهخدا این­گونه تعریف شده است: “هرکاری که مایه سرگرمی باشد،رفتارکودکانه و غیرجدی برای سرگرمی،کار تفریحی و لعب.هم­چنین بیان شده “بازی یکی از صور تفریح است که تنها به انسان اختصاص ندارد،­بلکه در زندگی حیوانات نیز بازی به طور آشکار دیده می­شود (دهخدا،1386،به نقل ازدهقان­زاده و نوروزی،13،1391).

در فرهنگ وبستر[41] بازی به عنوان جنبش­های حرکتی و عضلانی تعریف گردیده است. در تعریف بازی،در فرهنگ عمید این چنین درج شده است:”بازی کردن یعنی چیزی را در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم کردن.” (به نقل از فتحی،1384)

دکتر سیامک رضا مهجور(1380) با مطالعه و جمع بندی نظریات سایر محققان، تعریف زیر را از بازی بیان داشته است:

“هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدف­داری که در اوقات فراغت یا اشتغال برای کسب لذت،تمدد اعصاب،آرام­بخشی جسم یا ذهن بازیگر و اقناع نیازهای آنی یا درازمدت فرد یا گروه، چه به صورت انفرادی یا گروهی انجام گیرد،بازی نامیده می­شود.”(به نقل از فتحی،1384)

اما در رابطه با بازی به لحاظ اصطلاحی تعریف واحدی وجود ندارد .در اینجا به برخی تعاریف از صاحبنظران متفاوت می­پردازیم:

فروبل بر این باور بود که بازی­های کودکان به منزله­ی هسته­ی حیاتی،برای همه دوره­های زندگی می­باشد زیرا رشدو بروز شخصیت کودک از راه یازی میسر می­شود.در حقیقت بازی،موجب بروز استعداد و شخصیت کودک می­شود.از طرفی می­توان اکثر ناهنجاری­های کودکان و نوجوانان را از طریق بازی،درمان کرد (رواندوست،1364،به نقل ازدهقان­زاده و نوروزی،13،1391)

هارلوک[42] در تعریف بازی می­نویسد: بازی عبارتست از هرگونه فعالیتی که برای تفریح و خوشی، و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می­گیرد. انسان به طور داوطلبانه به این فعالیت می­پردازند و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست.(خزاعی و خزاعی،11،1392)

لازاروس:بازی را فعالیتی فی­نفسه آزاد،بی­هدف،سرگرم کننده یا تفریحی می­داند.(همان منبع)

به عقیده گروس[43] ،بازی ،تمرین غریزی و بی­هدف کارهایی است که در زندگی آینده نقش اساسی دارند.(همان منبع)

سی شور[44]، بازی را آزادانه ابراز وجود کردن برای کسب لذت مترتب بر آن معنا کرده است.(همان منبع)

شانر[45]، آن را فعالیتی در جهت تداوم شادمانی می­داند.(همان منبع)

و از نظر نیومن[46] معیارهای بازی از کنترل درونی، واقعیت درونی و انگیزه باطنی تشکیل می­شوند.(همان منبع)

به طور کلی نمی­توان فعالیتی را به طور مطلق بازی یا کار نامید. اینکه فعالیتی متعلق به کدام یک از این دو دسته است بستگی به فعالیت ندارد بلکه بستگی به انگیزه و نظر شخص درمورد آن فعالیت دارد.مثلا نقاشی را می­توان به عنوان یک فعالیت دلپذیر و لذت­بخش(بازی) در نظر گرفت که منظور شخص کسب لذت از آن است، ولی وقتی انگیزه فرد از نقاشی این باشد که از طریق نقاشی امرار معاش کند نوعی کار محسوب می­شود نه بازی.بازی ها و ورزش­ها برای خردسالان بازی محسوب می­شود،چون هدف آن­ها تفریح و لذت بردن از آن است.(همان منبع)

به طور کلی می­توان گفت بازی عبارتست از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدف­دار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد.کودکان نقاط ضعف و قوت خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان دادن،تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادمانی، امیال و نیز آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می­دهند.(همان منبع)

طبیعت سرگرم کننده بازی کودکان اغلب باعث می­شود که اهمیت خود بازی پنهان نگاه داشته شود.بازی،علاوه بر این­که یک سرگرمی است و اوقات را لذت­بخش می­کند،متضمن انواع مهمی از رفتارهایی است که کار ویژه آنها، کمک به جنبه­های با اهمیت پیشرفت اجتماعی،احساسی و هوشی کودک است. در حقیقت، ظهور گسترده بازی در قلمرو حیوانات و پیچیده­تر شدن آن در انسان­ها این ایده را تایید می­کند که بازی دارای برخی ارزش­ها ماندگار برای همه گونه­هایی که بدان مبادرت می­کنند،باشد. برای کشف این که ارزش­های موردنظر چه هستند،شناخت اشکال مختلف بازی که کودکان عموما انجام می­دهند،از مراحل نخستین که هنوز کودک جذب دستگاه تلویزیون نشده است، تا اشکال پیشرفته آن که ممکن است توسط تصاویر تلویزیونی به نمایش گذاشته شود،مفید است.(همان منبع،9)

جستجوی کورمال و غریزی کودک و حس­های چشایی و بویایی وی،که در نخستین سال زندگی به طور فزاینده­ای معنادار می­شوند،می­توانند به عنوان مراحل آغازین بازی نگریسته شوند و به کودکان کمک می­کنند که نخستین درک خودرا از خودشان، در ارتباط با محیطشان کسب کنند. کودکان با آشکارسازی جستجوگری بدون ارده و مبتنی بر غرایز درونی خود، شروع به تشخیص و فرق­گذاری بین خود و والدینشان و درسطح گسترده­تر، با جهان می­کنند و درک و یادگیری برخی چیزها را درباره محیط اطراف خود آغاز می­کنند.(همان منبع،9)

به علاوه فراهم کردن شناخت­های اولیه برای کودکان ،از طریق بازی­ها وتجاربی که از سر می­گذرانند، این امکان را برای آن­ها فراهم می­کند که دست به مهارت­های بدنی مهم­تری در روند رشد خود بزنند. به عنوان مثال، کودک برای گرفتن یک اسباب­بازی، هماهنگی میان چشم و دست خود را توسعه می­بخشد، توانایی که اهمیت پایداری دارد(خزاعی و خزاعی،14،1392).

2‌.5‌.1‌    نظریه­های بازی:

در طول زمان، دانشمندان نظریات متفاوت، اما در اغلب موارد مشابه را درمورد بازی ارائه کرده­اند که برخی از آنها به این شرح است:

سقراط: سقراط معتقد است که پرداختن به بازی و فعالیت­های بدنی در سنین کودکی و نوجوانی، برای تندرستی آدمی در سال­های پیری،از اهمیت ویژه­ای برخوردار است.وی می­گوید:دریغ است آدمی پیر شود و زیبایی اندام و نیروی پیکر خود را درسال­های جوانی به طور شایسته تکامل نداده، آن را تجربه نکرده باشد.(مهجور،39،1380)

ارسطو: از نظر ارسطو بازی نیروی نهفته­ای است که روان آدمی را از خواست­های مضر و احساسات و امیال چرکین پاک می­کند.(همان منبع)

تئوری انرژی مازاد شیلر- اسپنسر[47]: هربرت اسپنسر در” تئوری انرژی مازاد شیلر- اسپنسر” بیان کرده است که : به طور طبیعی مقداری انرژی اضافی در بدن خردسال موجود است. آن دسته از انرژی­های بدن که نمی­تواند از طریق کارهای اجتماعی مصرف شود،باید در سال­های کودکی و نوجوانی از راه بازی تخلیه گردد.(همان منبع)

کارل دایم[48]:دایم معتقد است اگر انسان در دوران کودکی و نوجوانی بازی­های با ارزشی را آموخته باشد،در بزرگسالی هرگز به بازی­های کم ارزش مانند قمار کردن نمی­پردازد.(همان منبع)

آلفرد آدلر[49]: از دیدگاه آدلر بازی وسیله­ای است برای آرام ساختن میل خودنمایی و برتری جویی کودک. به گفته آدلر بازی به کودک امکان می­دهد که امیال مذبور را با توجه به خواست­های خود به راحتی دگرگون ساخته، در بازی­های خود نشان دهد.(همان منبع)

گروس: ارزش انطباقی

گروس شاید نخستین نظریه­پرداز درباره بازی باشد که در سال 1898 مشاهداتش را از بازی­های انسان و متاثر از نظریه تکاملی داروین منتشر کرد.او معتقد بود بازی انسان از بازی حیوانات دیگر پیچیده­تر است، بازی را دارای ارزش انطباقی می­داند و می­گوید، بازی به کودکان فرصت می­دهد که فعالیت­های بزرگسالان را تمرین کنند و هدف خاصی از آن ندارند. کودکان ابتدا به بازی­هایی می­پردازند که به رشد و تکامل مهارت­های حسی و حرکتی آن­ها می­انجامد و بعدا به بازی­هایی علاقه­مند می­شوند و اقدام می­کنند که روابط اجتماعی آن­ها را تسریع می­کنند.(خزاعی و خزاعی،17،1392)

فروید: بازی وسیله­ای است برای کامروایی

زیگموند فروید[50] معتقد است که بازی به کودکان امکان می­دهد کامروا شوند و موثرترین وسیله برای این افراد است. هنگامی که شخص بزرگسال بین نهاد(هدایت شده بوسیله اصل لذت) و خود (هدایت شده بوسیله اصل واقعیت) تعارض را تجربه می­کند، ناکام می­شود و برای حل این تعارض و ذفع ناکامی(آگاهانه یا ناآگاهانه) به راه­حل­هایی متوسل می­شود. وقتی یک کودک با چنین تعارضی مواجه می­شود می­تواند با رسیدن به آرزوها یا امیالش در ضمن بازی، تعارض پیش­آمده را حل کند،مثلا با بازی کردن نقش افرادی که دوست می­دارد (از قبیل والدین)، میل و آرزوی خود (مثل آن­ها شدن) را ارضا می­کند. (همان منبع)

اریکسون: بازی به عنوان درمان

اریکسون با تحقیقات متعددش درباره بازی کودکان( دختر و پسر)، به این نتیجه رسید که پسران به ساخت­هایی علاقه­مندند که ایشان را فعال کنند. در حالی که دختران به مرتب کردن ساخت­های ایستا تمایل دارند.هرچند که این تعبیروتفسیر اریکسون مورد انتقاد قرار گرفته است،لکن هنوز هم جنبه درمانی بازی مورد توجه است. کودک ضمن بازی می­تواند افکار و خواسته­هایش را منعکس و بیان کند و درمانگر می­تواند با توجه به نوع و کیفیت بازی­های کودکان، مسایل او را دریابد و به کاهش تنش او کمک کند.(همان منبع)

پیاژه: بازی برای درون­سازی و تحکیم

در نظریه رشد و تکامل پیاژه، بازی از جمله اصول پایه برجسته نظریه او از مراحل رشد شناختی است.به نظر پیاژه انطباق از تاثیر متقابل( فعل و انفعال) درون­سازی و برون­سازی ناشی می­شود.کودک در فرایند درون­سازی تجربه­ها را در طرحواره یا روان موجود ادغام و یکی می­کند و روشی که برای این امر به کار می­برد به مرحله رشد شناختی وی بستگی دارد. مثلا کودکان در مرحله حرکتی،بازی­هایی را تمرین می­کنند که با فعالیت­های بدنی رضایت­بخش همراهند. در سطح پیش­عملیاتی به تدریج از بازی­های عملی به بازی­های نمادی منتقل می­شوند.به این ترتیب کودک می­تواند محیط طبیعی را به شکل نماد درآورد و سرانجام به بازی­های وانمودی برسد که به نظر بعضی از روانشناسان،این مرحله با زمان ورود به مدرسه هماهنگ است.(همان منبع)

2‌.5‌.2‌    انواع بازی کودکان:

2‌.5‌.2‌.1‌   بازی­های آموزشی:

هرگاه بازی برای کسب اطلاعات جدید یا یادگرفتن موضوعی انجام شود به آن ” بازی آموزشی” می­گوییم. به عبارتی در بازی­های آموزشی بازیکنان یا یادگیرندگان، فعالیت­های بازی را برای رسیدن به هدفی(یادگیری موضوع مورد نظر) انجام می­دهند. ستره و قلمرو این نوع بازی­ها بسیار وسیع بوده و برای یادگیری در زمینه­ی موضوعات مختلف می­توانند بکار برده شوند.(نوروزی و دهقان زاده،1391)

 بازی­های آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می­باشد. آنچه در بازی­های آموزشی مورد نظراست، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازی­های آموزشی می­توان از بازی­های دستی مثل پازل را نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازی­های آموزشی بسیار با اهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این­که هدف از انجام بازی­های آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن باید حفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن­را خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیر تحمیلی به سوی آموزش است.(خزاعی و خزاعی،80،1392)

  • مزایای بازی­های آموزشی:
  • یادگیری مبتنی بر بازی، جذاب و تعاملی است و به شدت افراد را درگیر می­کند و تغییرات نگرشی و رفتاری عمده­ای در یادگیرنده ایجاد می­کند.
  • مثال­ها و سناریوهای عملی در یک محیط نمادین از دنیای واقعی ارائه می­شود
  • به خوبی از مسیر یادگیری فرد یا گروه و پیشرفت آن پشتیبانی می­نماید.
  • چالش­های متنوع و متفاوت، امکان تکامل و بهبود عملکرد افراد را فراهم می­آورد.
  • به دلیل طبیعت غیر خطی و انعطاف­پذیری ذاتی، یادگیری به یک فرایند تحت کنترل فرد در هر زمان و مکان تبدیل می­شود.
  • بازی­های واقعی و شبیه­سازها، یادگیری را به فرایندی لذت­بخش و مفرح تبدیل می­کنند.
  • بازی­ها، محیطی امن هستند که امکان خطا را برای فرد و گروه یادگیرنده فراهم می­سازند.( ولایتی و رمضانی، 1389)

2‌.5‌.2‌.2‌   بازی­های جسمی

بازی­های جسمی از قدیمی­ترین بازی­ها هستند. کودک برای خارج ساختن نیروی (انرژی) اضافی بدن خود و با رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازی­های جسمی اختصاص می­دهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازی­های جسمی می­توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هردوی آن­ها انجام گیرند.(خزاعی و خزاعی،72،1392)

2‌.5‌.2‌.3‌   بازی­های تقلیدی:

غریزه تقلید یکی از غریزه­های نیرومند و ریشه­دار در انسان است. به برکت وجود همین غریزه است که کودک بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت،غذا خوردن،لباس پوشیدن،طرز سخن گفتن،ادای کلمات و جمله­ها را از پدر و مادر و دیگر معاشران فرامی­گیرد و به کارمی­بندد. انسان در سراسر عمر، کم و بیش، از دیگران تقلید می­کند؛ اما در فاصله یک تا پنج سالگی از این قوه بهره بیشتری می­گیرد.

کودکان تقلید را ابتدا از پدر و مادر خود آغاز می­کنند؛ که به تقلید اکثر فعالیت­های پدر و مادر خود در خانه می­پردازند. و از ایفای نقش آن­ها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می­آورند. پسران کارها و مشاغلی را تقلید می­کنند که بیشتر مربوط به مردان است و دختران علاقه­مندند که فعالیت­های مربوط به مادران را تکرار کنند. مثلا پسرها دوست دارند نقش بنا،دستفروش، مغازه­دار،راننده،پزشک،خلبان،پلیس و… را بازی کنند، در حالی که دخترها ذوق فراوان دارند که در نقش مادر و پرستار، کارهایی از قبیل تمییز کردن خانه، آشپزی، شستشو و اتو کردن لباس­ها و غیره را به صورت بازی انجام دهند. در دوران دبستان بیشتر تقش مربیان و معلمان را ایفا می­کنند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک می­شوند، الگوی رفتاری آن­ها نیز تغییر می­یابد. از سنین کودک(نوجوان) به تقلید رفتار همسالان خود می­پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک، دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی هم­خوانی با گروه­های اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.(همان منبع)

این دسته از بازی­ها معمولا در دوران کودکی بیشتر رواج دارد. کودک وقتی به محیط پیرامون خود نگاه می­کند، درمی­یابد که افراد موجود در محیط زندگی او، هریک به ایفای نقش خود مشغولند. کودک با این دریافت، کنجکاو می­شود که نقش هریک از آن­هها را بررسی کرده و بازی کند. به این طریق کودک خود را به جای افراد مختلف گذاشته و رفتارهای آن­ها را به نمایش می­گذارد. برای مثال در دوران کودکی بسیار دیده می­شود که یکی از بچه­ها نقش دکتر را بازی می­کند و یک یا چند نفر دیگر نیز نقش مریض را ایفا می­کنند. هم­چنین وقتی کودکی نقش معلمی را بازی می­کند و یکی از دوستان خود را به پای تخته فرا می­خواند و از او سوال می­پرسد نیز در این دسته از بازی­ها قرار می­گیرد.(نوروزی و دهقان زاده،1391)

بازی تقلیدی در رشد کودکان نقشی مهم دارند. کودکان نیازمند فرصت­هایی هستند تا خود را مانند بزرگترهایی که می­شناسند، بیارایند و همچون آنان عمل کنند. از جمله وسایلی که امکان چنین بازی­هایی را فراهم می­کند: چیزهایی نظیر لوازم خانه­داری، عروسک­ها،پارچه­های مخصوص خیاطی، ظرف­ها، قطعات گوناگون و مکعب­ها، انواع ماشین­ها،هواپیما، قایق،تانک، تفنگ،میز و صندلی کوچک که به کودک کمک می­کند با فرو رفتن در نقش بزرگسالان، دنیای واقعی پیرامون خود را درک کند و برای زندگی در آن آماده شود. این­گونه بازی­ها از سه سالگی به بعد مورد توجه کودکان قرار می­گیرند و کودک بسیاری از مسائل عاطفی و اجتماعی را به وسیله آن­ها می­آموزد.(خزاعی و خزاعی،70،1392)

2‌.5‌.2‌.4‌   بازی­های نمایشی:

مهم­ترین بازی که درآن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می­تواند بروز پیدا کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی می­تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می­دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازی­های تقلیدی و نمایشی باهم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف اینجاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالی که در بازی نمایشی کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می­دارد. کودکان، نه تنها به تقلید فعالیت­های بزرگسالان می­پردازند، بلکه همچنین مشتاقانه علاقه دارند که مانند آن­ها لباس بپوشند و مانند آن­ها سخن بگویند. نخستین بازی­های نمایشی کودک در خانه انجام می­شود و آن زمانی است که مثلا دختر،کفش­های مادرش را می­پوشد و یا پسر، به تقلید از پدر، روزنامه می­خواند و یا با مخاطب­های فرضی به مکالمه تلفنی می­پردازد و نقش آنان را به نمایش می­گذارد.(همان منبع)

اگرچه بازی­های تقلیدی و نمایشی با هم مشترک­اند و در حقیقت،بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است،نکته ظریف اینجاست که در بازی تقلیدی کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالی که در بازی نمایشی، کودک علاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را بیان می­دارد. مثلا هرگاه کودک پدری سخت­گیر و مستبد داشته باشد، کودک در بازی تقلیدی خود سخت­گیر و مستبد می­شود؛اما در بازی نمایشی انتظار محبت و همدردی پدر با فرزند را منعکس می­کند.(همان منبع)

بازی­های نمایشی به توانایی­های کودک برای فرار از محدودیت­هایی که واقعیت براو تحمیل می­کند،می­افزاید. این بازی­ها او را قادر می­سازد که به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند و به وی فرصت می­دهد تا خود را از شر بدخلقی­ها برهاند و بر موقعیت­هایی که در زندگی واقعی او را آزار می­دهند فائق آید. کودک هرچه سرخورده­تر باشد، بیشتر به بازی­های نمایشی رو می­آورد. کودکی که انطباق اجتماعی ضعیفی دارد، بیشتر از کودک دارای انطباق صحیح و کافی به بازی­های نمایشی می­پردازد.(همان منبع)

تحقیق درباره بازی­های کودکان در مهد کودک، نشان داده است که کودکانی که بیشترین وقت را صرف بازی­های قاعده­دار می­کنند، کمترین میزان نگرانی و دلشوره را دارند، در حالی که کودکان دچار نگرانی  وقت بیشتری را به بازی­های نمایشی اختصاص می­دهند. بازی نمایشی به کودک فرصت می­دهد تا شخصیت خویش را آشکار سازد. در واقع، مهم­ترین بازی­ای که درآن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می­تواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است.(همان منبع)

موضوعات عادی بازی­های نمایشی و تخیلی کودکان خردسال عبارتند از:

  • الگوهای خانگی، از جمله میهمان بازی، آشپزی، مواظبت از بچه­ها و ایفای نقش پدر و مادر
  • تقلید از حیوانات که می­پرند و می­خزند.
  • مراقبت از بیماران و تقلید نقش دکتر و پرستار
  • فروشگاه بازی کردن
  • سفر کردن و دیگر فعالیت­های مربوط به حمل و نقل، مانند راندن خودرو، قطار، هواپیما و کشتی
  • ایفای نقش پلیس و به طور کلی بازی با اسلحه
  • بازی آتش­نشانی
  • کشتن و کشته شدن
  • مهمانی دادن و عروسی کردن
  • ایفای نقش قهرمانان افسانه­ای

2‌.5‌.2‌.5‌   بازی­های نمادین:

بازی­های نمادین نقطه اوج بازی­های کودکان است که از حدود یک­و نیم یا دو سالگی آغاز می­شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می­رسد و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می­یابد. درواقع، بازی نمادین زمانی آغاز می­شود که کودک به تدریج زبان می­گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی­های نمادین، یا بازی­های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی­های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون­فکنی امیال و خواسته­های خود می­پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می­یابد و خود را از قید تنش­ها رها می­سازد.در بازی­های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیاء و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت­ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی­های نمادین روی می­آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می­شوند. واقعیت­ها تغییر شکل می­یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش درمی­آیند.

مثلا تکه چوبی را اسب خود می­پندارد؛ قوطی کبریت را در دست می­گیرد و آن را ماشین خود می­داند و شروع به استارت زدن، بوق زدن،ترمز گرفتن عقب و جلو رفتن و پارک کردن می­کند،یا قاشق چای­خوری را به عنوان هواپیما در فضا حرکت می­دهد و بعد آن را در فرودگاه به زمین می­نشاند.در این بازی­ها کودک شیء مورد استفاده را نمادی از شیء اصلی تلقی می­کند. در چنین اوقاتی، کمک تخیل بسیار چشمگیر است و کودک، برای این که تخیلش بتواند خوب کار کند، به بسیاری اشیاء و مواد، نیاز دارد، اما دراین میان چیزهایی را که می­شناسد واز آن­ها دانش مختصری دارد، محدودند. نیروی تخیل به کمک کودک می­ششتابد تا او نشانه­ها را بسازد، نشانه­هایی که جانشین اشیاء، حیوانات و اشخاص واقعی می­شوند.(همان منبع،74)

در حقیقت می­توان گفت که نشانه­ها عبارتند از تصوراتی که کودک از دنیای درون و بیرون خود دارد و خاصیت تخیل این است که آن تصورات را رشد و گسترش می­دهد. در اینجاست که ارزش و اهمیت اسباب­بازی­ها آشکار می­شود؛ زیرا تنوع و گستردگی آن­ها کمک می­کند تا کودک بتواند به توسعه هرچه بیشتر نشانه­ها و در نتیجه به تصورات خود، نایل آید.

پیاژه معتقد است که نشانه­ها در واقع زبان فردی کودک است که وی می­تواند با آن­ها احساسات درونی خود را آشکار سازد. مثلا اگر کودکی تنبیه شده باشد، ممکن است عروسک خود را کتک بزند یا با خرس کوچولوی خود اوقات تلخی کند؛ یا کودکی که دارویی را به اکراه نوشیده و به این دلیل کارش به مشاجره با مادرش کشیده باشد، به طور نمادین دارو را با عروسکش می­خوراند و درباره مزایای دارو با عروسک سخن می­گوید. این­گونه بازی­ها را پیاژه”بازی جبرانی” می­نامد.

متخصصان بازی درمانی، متخصصانی که بر روی کودکان دارای ناراحتی­های عاطفی کار می­کنند، در اتاق بازی درمانی، از وسایلی مانند عروسک­ها، خانواده­های عروسکی،جعبه­های شن و… بهره می­گیرند؛ زیرا کودکان ممکن است نتوانند احساسات خود را وسیله کلمات منتقل کنند.

کودکان، به وسیله بازی یا اسباب بازی­ها، احساسات و ناکامی­های خود را نشان می­دهند. اسباب­بازی­ها در واقع کلمات کودکان هستند و حالت نمادین دارند که روان درمانگر می­تواند اوضاع و احوال درونی کودک را تفسیر کند.(همان منبع)

2‌.5‌.2‌.6‌   بازی­های تخیلی:

بازی­های تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل به مرور همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازی­ها خارج شده و به صحنه داستان­ها و گفتارهای کودک کشانده می­شود. نظریه­پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می­تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. تخیل به آن­گونه فعالیت عالی ذهن گفته می­شود که اشیاء یا حوادثی را در ذهن هنگام تخیل، روابط تازه­ای را ایجاد می­کند و آن­ها را به شکل­هایی در می­آورد که پیش­تر هرگز با آن­ها برخورد نداشته است.کودک تخیلی آن­چنان قوی دارد که می­تواند جریان آب باریکی را به صورت رودخانه­ای پهناور در خیال مجسم نماید و تلی کوچک از خاک را تپه­ای فرض کند.کودک مانند خودرویی حرکت می­کند و دور می­زند. خود را به منزله راننده می­بیند و بدن خود را همانند خودرو به کار می­اندازد.تخیل کودک اسباب­بازی­ها را بزرگ می­کند و مواد بازی را تغییر می­دهد. تا به این ترتیب، کودک بتواند به عالم خیال وارد شود،موجودات خیالی را واقعی فرض کند و از بازی خود لذت ببرد.(همان منبع،77)

این دسته از بازی­ها در حقیقت میدانی برای تجلی قدرت خلاقیت بازیکنان است. یعنی هرچه قدرت خلاقیت آن­ها قوی­تر باشد بازی­های تخیلی، ریشه در خلاقیت بازیکنان دارند. باید توجه داشت که تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله­ی بازی خارج شده و به صحنه داستان­ها و گفتارهای آن کشانده می­شودریال نظریه پردازان، خلاقیت کودک را همگام و همسان با قدرت تخیل کودک در نظر می­گیرند، و معتقدند که رشد تخیل کودکان در دوران کودکی و از طریق بازی می­تواند موجب شود تا در بزرگسالی به یکی از هنرمندان، نویسندگان، مخترعین و کاشفان بزرگ تبدیل شوند(شاوردی،1381،به نقل از نوروزی و دهقان زاده،1391)

هرچند کودک ذهن فعال و قوی دارد، اسباب­بازی­ها در نظر او مانند واقعی هستند و او هر دو قلمرو واقعیت و خیال را نیک می­شناسد. در انواع بازی­های تخیلی، پرتو خیال است که اسباب­بازی­ها و مواد را جان می­بخشد و هنگامی که خلق و خوی طفل دگرگون می­شود، اسباب­بازی­ها ممکن است در نظر او تغییر کند؛مثلا جریان باریکی از آب صورت خندق بگیرد، یا تکه چوبی که قایق بود،به خیال او جزیره­ای جلوه کند. برای کودک بسیار آسان است که صندوق­خانه­ای کوچک، گاهی محل اختفای دزد و زمانی محل تاجگذاری پادشاه باشد.

این بازی­ها در یک و نیم سالگی آشکار، ولی معمولا در سه سالگی آغاز می­شود و در طی چند سال غنا و پیچیدگی می­یابد. تحقق این مرحله، مستلزم پشت سر گذاشتن مطلوب مراحل پیشین است. در این بازی­ها کودک، برای تظاهر به نوشیدن ابتدا فنجانی خالی را به کار می­برد، در مرحله بعد این کار را با یک برگ که به شکل فنجان درآمده یا کف دست خود که آن را گود کرده است و میان آن­ها و شیء واقعی مشابهت ظاهری وجود دارد، انجام می­دهد. او در مرحله بعدی، از اشیای مناسبی استفاده می­کند که به شیء واقعی شبیه نیست و سرانجام به مرحله­ای می­رسد که این کار را اصولا بدون استفاده از اشیاء و یا حرکات نمایشی صامت انجام می­دهد.(خزاعی و خزاعی،77،1392)

این مراحل، میزان “فاصله گرفتن” تدریجی کودک از اشیای واقعی و افزایش مهارت وی در نمادسازی را نشان می­دهند. تفاوت این نوع از بازی­ها با بازی­های نمادین آن است که در بازی­های تقلیدی و نمایشی و حتی نمادین، کودک از آنچه دیده و تجربه کسب کرده است الگوبرداری می­کند، در حالی که در بازی­های تخیلی، کودک با استفاده از تجربه­های گذشته خود، رویدادی جدید که در سابق برخورد چندانی با آن نداشته است، به وجود می­آورد.(همان منبع)

کودک با استفاده از بازی­های نمادین، پرنده اندیشه را به دور دست­ها پرواز می­دهد و یا نیروی تخیل خود اشیاء و موجودات مورد علاقه را دربرابر خویش حاضر می­کند و درآن­ها تغییراتی می­دهد تا مناسب بازی او شوند و آنگاه آن­ها را با اسباب­بازی­های نمادین خود فعال می­کند. کودک با استفاده از نیروی تخیل خود، موجودات یا اشیایی را که باعث زحمت و آزارش هستند، بدون ترس از گزند آن­ها و با رضایت خاطر، حاضر می­کند و آن­گاه با اسباب بازی­های نمادین خود، آن­ها را هلاک می­سازد یا از آن­ها انتقام می­گیرد و به تنبیه­شان می­پردازد.(همان منبع)

رشد تخیل باید هدف اصلی آموزش و پرورش کودک باشد. همه مخترعان، نویسندگان، نقاشان و موسیقیدانان بی­تردید تخیلی قوی داشته­اند. بازی کودکان می­تواند برای رشد تخیل بی­اندازه مفید واقع شود و تخیل نیز فرصت­های ثمربخشی را برای یادگیری و شناسایی کودکان از جهان فراهم می­آورد.(همان منبع)

2‌.5‌.2‌.7‌   بازی­های ورزشی:

کودکان بازی و تفریح را دوست دارند و از فعالیت بدنی لذت می­برند، مطالعات مختلف نشان می­دهد که اولین انگیزه و مهم­ترین دلیل شرکت کودکان در ورزش، تفریح نمودن است. کودکان بیش­تر از عوامل درونی مثل تفریح و سرگرمی و بهبود مهارت­های خود لذت می­برند و عوامل اجتماعی مثل با دوستان بودن برای آن­ها اهمیت متوسطی دارد.لذا پیشنهاد می­شود که والدین و مربیان شرکت در فعالیت­های ورزشی را برای کودکان طوری برنامه­ریزی نمایند که با خصوصیات جسمانی و روانی آن­ها متناسب باشد.

نتایج تحقیقاتی که اثر تمرین هوازی را بر افزایش توان هوازی کودکان مورد بررسی قرار داده­اند، تغییرات حداکثر اکسیژن مصرفی کودکان در اثر تمرینات هوازی را کم تا متوسط نشان داده­اند و بر توسعه توانایی­های حرکتی و افزایش انگیزش تاکید کرده­اند.(همان منبع،81)

تعداد زیادی از تحقیقات نشان می­دهند که تمرین­های قدرتی برای کودکان موثر و بی­خطر است. افزایش قدرت کودکان بیشتر حاصل سازگاری عصبی- عضلانی است و هایپرتروفی عضلانی در اثر این تمرینات بسیار کم است.در تمرین پذیری کودکان تفاوت جنسی دیده نشده است. افزایش مقاومت و شدت تمرین در کودکان باید به آرامی و به تدریج صورت گیرد و برنامه تمرین قدرتی باید به دقت، نظارت و کنترل شود. تمام وسایل باید متناسب با اندازه کودک انتخاب شود.(همان منبع)

2‌.5‌.3‌    بازی و سازگاری اجتماعی کودکان

بازی رشد اجتماعی در کودکان را افزایش می­دهد و می­تواند نقش مهمی در آموزش مهارت­های اجتماعی مناسب با رشد داشته باشد(آثی[51]،1984،به نقل از قنبری،1384) بازی برای کودک وسیله­ای جهت کسب تجارب اجتماعی است. بازی راه را برای مراوده و دوستی میان کودکان و همسالان می­گشاید. کودک ضمن بازی رفته رفته خود را عضوی از یک جمع احساس می­کند و به ارزیابی منصفانه رفتار و کردار خویش و هم بازی­هایش می­نشیند. ضمن بازی همه­ی جوانب شخصیت کودک در اتحاد و همکاری باهم­بازی­ها شکل می­گیرد (بوندارنکو[52] و ماتوسیک[53]1371 به نقل ازقنبری،1384) “سی­شور” می­گوید بازی اصولا اجتماعی است و یکی از هدف­ها و بازده­های آن ایجاد حس دوستی و معاشرت با دیگران است. یعنی در حقیقت بازی سازنده­ی “انسان اجتماعی” است(مهجور،1380) مارگوت لوون فلد[54] نیز معتقد است: بازی به عنوان وسیله­ای جهت برقرار کردن ارتباط کودک با محیط­ش به کار می­رود. ازاین حیث بازی دارای هدفی اجتماعی است(مکللان[55]1371،به نقل از قنبری،1384)  اگر کودک به قدر کافی در بازی­های گروهی شرکت کند فردی اجتماعی بارمی­آید( به­پژوه 1375،به نقل از قنبری،1384).

بازی،سازگاری اجتماعی کودک را پیش­بینی می­کند. نوع بازی، تنوع فعالیت­های بازی و مقدار زمانی که کودک در بازی صرف می­کند ، همگی وضع سازگاری شخصی و اجتماعی او را نشان می­دند. مثلا کودکی که عمدتا به بازی­های انفرای و انزوایی می­پردازد، درحالی که همسالانش با همدیگر بازی می­کنند، معمولا سازگاری ضعیفی دارد. در بازی کودکان تنوع محسوسی وجود دارد.(خزاعی و خزاعی،29،1392)

در بازی است که کودکان از خود غافل می­شوند و به دیگران و همکاری و دوستی با آن­ها نزدیک می­شوند و همین باعث می­شود پایه و اساس زندگی اجتماعی او پایه­ریزی گردد.تجارب اجتماعیی مهمترین عامل سازنده­ی فرد می­باشد.(رئیس­وند،1379 به نقل از فتحی،1384)

2‌.5‌.4‌    اثرات شناخته شده بازی بر سلامت

اثرات بازی بر سلامت کودکان را می­توان از سه جنبه بررسی کرد:

1-اثرات جسمی: تقویت عضلات، کاهش چاقی،خواب بهتر، تغذیه متعادل­ترو مقوی­تر( خزاعی و خزاعی،30،1392).کودک محروم از بازی یا کودکی که بازی نمی­کند، از رشد و نمو سالم بدنی و روانی بهره­مند نخواهند بود. بازی سبب می­شود که تمام قسمت­های بدن کودک رشد و نمو طبیعی خود را ادامه دهد (شعاری نژاد، 1385).بازی حواس پنج­گانه کودک را تقویت می­کند و مهارت­های حرکتی او را افزایش می­دهد و باعث می­شود تا کودک بر حرکات کوچک (مانند انگشتان) و حرکات بزرگ (مانند حرکات بدن) خود تسلط یابد (انگجی و عسگری، 1385).

2-اثرات روانی: مهارت حل مشکل، اعتمادبه نفس، تقویت تفکر ،( خزاعی و خزاعی،30،1392).بر اساس نظریات پیاژه و ویگوتسکی، بازی اصلی­ترین عامل رشد شناختی کودو است. همچنین یکی از پاک­ترین روش­های فکری قابل دسترس برای خردسالان می­باشد( انگجی و عسگری، 1385). بازی به کودک کمک می­کند که نیروهای ذهنی خود را به کار اندازد، محیط اطرافش را از جهات گوناگون بشناسد، توانایی­هایش را عملا بشناسدو بر تجارب خود بیافزاید. همچنین ضمن بازی یاد می­گیرد که میان واقعیت و خیال فرق بگذارد (شعاری نژاد،1385). بنابراین شیوه طبیعی یادگیری برای کودک، بازی کردن است. برای کودکان بازی کردن و یادگیری متضاد یکدیگر نیستند. کودکان از موقعیت­های یادگیری که لذت­بخش باشند، بهره می­برند.(بهشتی،منطقی،) کودک از طریق بازی مهر و علاقه ، خشم و کین، تنش­ها، ناکامی­ها، ناامنی­ها،ترس­ها،آشفتگی­ها و سردرگمی­های خود را به نمایش می­گذارد یا آنها را دور می­افکند و یا اینکه آن­ها را کنترل می­کند. به هرحال، از این طریق به نوعی آرامش عاطفی دست می­یابد. با کسب آرامش عاطفی او قادر به تصمیم گیری منطقی­تر می­گردد( مهجور،84،1380)

3- اثرات اجتماعی: مهارت­های ارتباطی بین­فردی(گوش دادن،مهارت­های استدلالی)جامعه و گروه­پذیری،مهارت مذاکره،رعایت حقوق دیگران،همکاری و شراکت،ایجاد ارتباط ماندگار با والدین، درک بهتر هنر،موسیقی،ریاضیات و علوم( خزاعی وخزاعی،30،1392)که در ضمن بازی کردن ، با جهان خارج آشنا می­شود، حقایقی را درک می­کند، طریق کارکردن و احتراز از خطرها و همکاری و تعاون با دیگران و تمرین و کارآموزی مهارت­ها را فرامی­گیرد. کودک در ضمن بازی­های دسته جمعی رعایت حقوق دیگران و قوانین اجتماعی را یاد می­گیرد.(بهشتی،منطقی،1390 به نقل از ولد بیگی، 1389)

آیت­الله امینی معتقد بود: بازی، عواطف و احساسات اجتماعی کودک را بیدار ساخته، او را به سوی زندگی اجتماعی و قبول مسئولیت­ها سوق می­دهد.( شتاب بوشهری،1377، به نقل از فتحی 1384)

کودک بدون بازی به خصوص بازی با کودکان دیگر، خودخواه، خودبین و خودرای می­شود. او از طریق بازی شیوه­ی برقراری روابط اجتماعی با بیگانگان و حل مسائل و مشکلات ناشی از آن­ را فرامی­گیرد. بازی­های گروهی به کودک می­آموزد که باید در برابر کمک دیگران پاسخگو باشد و محبت آنان را به هر وسیله­­ی ممکن، قدر شناسد. از سوی دیگر کودک از طریق بازی­های گروهی، بردباری به هنگام پیروزی را فرامی­گیرد. نقش­های مختلفی که کودک در بازی­های گوناگون به عهده می­گیرد، وی را یاری می­دهد تا به تدریج نقش مناسب را برای ایجاد مطلوب ترین رابطه با دیگران بیابد. او شیوه همکاری و تبادلات با دیگران و رعایت حقوق دیگران را از طریق بازی می­آموزد. بسیاری از بازی­های کودکان در حقیقت تقلیدی از فعالیت­های بزرگسالان است. کودک در این بازی­ها، به تکرار فعالیت­های بزرگسالان می­پردازد. ازآنجا که فعالیت بزرگسالان در نخستین محیط کودک یعنی خانواده، تقریبا  یکسان است، بازی­های کودکان خردسال شباهت فراوانی به یکدیگر دارند. با افزایش سن، بخش عمده­ی این بازی­ها تقلیدی از بازی­های کودکان بزرگ­تر می­شود.(همان منبع)

از آنجایی که جامعه مورد نظر این پژوهش کودکان می­باشند لازم دانستیم تا مراحل رشد کودکان از نظر ژان پیاژه را بیان کنیم و بتوانیم از این طریق برخی ویژگی­های کودکان را بشناسیم:

  • مرحله حسی حرکتی: ( از تولد تا دو سالگی) در این مرحله فعالیت­های شناختی کودک به اعمال حسی و حرکتی محدود می­شود و قادر نیست دنیای خارج را در ذهن خود درونی سازد.
  • مرحله پیش­عملیاتی) : از 2 تا 7 سالگی) در این مرحله کودک قادر به تفکر عملیاتی نیست و زبان کمک زیادی به رشد او می­کند. او نمی­تواند به طور انتزاعی مفهوم سازی کند و به موقعیت­های معینی نیاز دارد که به دو قسمت تفکر پیش­مفهومی( از 2تا4 سالگی)، و تفکر شهودی ( از4تا 7 سالگی) تقسیم می­شود. در تفکر پیش مفهومی، به مفهوم آموزی دست می­یابد ولی منطق آن تمثیلی است. در تفکر شهودی، مسائل را به روشی شهودی حل می­کند. شاخص­ترین ویژگی آن ثبات ماده ، طول، عدد،ماده، مساحت، وزن و حجم است.
  • عملیات محسوس : (از7 تا 11 سالگی ) فعالیت او در محیط غنی و محسوس صورت می­گیرد. او در این مرحله توانایی انجام اعمال منطقی را دارد؛ اما به شرط عینی بودن امور. کودکان وابسته به کوشش و خطا نیستند و مفاهیمی مانند عدد، حجم و وزن را می­توانند بیاموزند.
  • عملیات صوری یا تفکر انتزاعی: (از 11 و حدود 12 تا 14 و 15 سالگی) در این دوره نوجوان توانایی تفکر بر حسب امور انتزاعی را پیدا می­کند و قادر به فعالیت­های پیچیده ذهنی است.( فرجی امیری، 1387)

2‌.5‌.5‌    مراحل رشد بازی در کودکان:

2‌.5‌.5‌.1‌   مرحله اول: تولد تا سه سالگی

در این مرحله یعنی سه سال اول بازی کودک جنبه فردی و انفرادی دارد.حرکت نخستین مظهر بازی است. چنان که نوزاد با حرکت دادن ­دست­ها و پاهایش بطور منظم و دائم بازی می­کند. در دو سه ماه اول زندگی، شیرخوار برای ارتباط با محیط، فعالیت چشم­گیری از خود نشان می­دهد.بعد از آن فعالیت­های وی افزایش می­یابد و در حدود شش ماهگی با اشیایی که در دسترس اوست بازی می­کند.اسباب بازی­ها را به دهان می­برد و آن­ها را تکانی می­دهد. و از صدای آن­ها لذت می­برد.کودک حتی از شنیدن صدای خود نیز لذت می­برد،بنابراین صدا می­کند،جیغ می­کشد و از مشاهده رنگ­های براق و نورهای درخشان خوشحال می­شود.بطور کلی شیرخوار تا یک سالگی با هروسیله­ای که در اختیارش قرار بگیرد بازی می­کند و از لحاظ زبری،نرمی،طعم،صدا و امثال آن مورد بررسی قرار می­دهد.(خزاعی و خزاعی،25،1392)

باراه افتادن کودک و همچنین حرف زدن وی بازی­های او نیز رنگ دیگری به خود می­گیرد.کودک دوساله دوست دارد بیشتر تنها یا با یک بزرگ­تر آشنا بازی کند.ولی کم کم به تماشای بازی­های دیگر نیز علاقه­مند می­شود. در دو سالگی بازی­ها بایستی موجب تقویت عضلات بزرگ بشوند بنابراین در این سن بازی­هایی مانند تاب خوردن،اسباب بازی­های سوار شدنی،اسباب­بازی­های کشیدنی و فشاری می­تواند مناسب باشد.از طرف دیگر موارد بازی بایستی موجب تقویت حس­های گیرنده کودکان شود. دراین مورد نقاشی با انگشت، بازی با آب،بلوک،کتاب، عروسک و حیوانات خمیری می­تواند مفید و موثر واقع گردد.(همان منبع)

2‌.5‌.5‌.2‌   مرحله دوم: سه تا شش سالگی

بازی و حرکات بدنی کاملا در بدن کودکان آشکار می­شود،در اواخر این مرحله معمولا نیروی خیال کودک شدت می­یابد و در بازی­های او منعکس می­شود کودکان به تحلیل و ترکیب اشیا،کسب اطلاعات،علاقمندی به رقابت و تقلید از هرچه می­بیند و می­شنود،متمایل می­گردد.در این دوره کودک علاقه شدیدی به بازی با گل و خاک دارد،نباید اورا از این عمل بازداشت، بلکه باید فقط گل و خاک تمییز در اختیار او گذاشت و بعد از بازی وی را به شستن دست­ها ترغیب نمود.

در این سن کودک اسباب­بازی­های خود را می­شکند تا به محتویات درون آن پی ببرد، همچنین در این مرحله به هیچ نوع قید و قاعده­ای در بازی خیالی مثل لوازم کهنه و اسقاطی، اسباب­بازی­های کوچک از لوازم زندگی، پازل،بازی­های کارتی ساده ، مواد هنری مثل وسایل نقاشی می­تواند مفید و مناسب باشد. کالسکه یا سه چرخه و چرخ بزرگ، وسایل برای نقاشی،رنگ کردن،طراحی،کارهای چوبی، تاب خوردن،نخ کردن مهره،کتاب­هایی با موضوعاتی درمورد دنیای واقعی کودکان می­تواند برای کودکان چهارساله لذت بخش و موثر باشد،خمیربازی و بازی­های کارتی،بازی­های جدول که درآن­ها قاعده­های محدود حاکم است و نتایج آن بیشتر بر اساس شانس است و بازی­های فکری برای سنین پنج سالگی مناسب و مفید می­باشد.در پایان این مرحله کودک به سوی واقعیت­گرایی وتفکر منطقی متمایل می­شود.بنابراین مواد بازی نیز باید یاری­دهنده بازی این کودک باشد.(همان منبع)

2‌.5‌.5‌.3‌   مرحله  سوم:سه تا شش سالگی

در این مرحله کودک بیشتر به بازی­هایی متمایل می­شود که با حرکات زیاد توام است و می­خواهد سرعت،قدرت و مهارت خود را نشان دهد، چون میان عضلات و اعصاب ارتباط برقرار می­شود. بدین سبب می­تواند به بازی­هایی که مستلزم مهارت هستند مشغول شود.همچنین کودک به بازی­های دسته جمعی علاقه­مند می­شود و می­خواهد در هر بازی رفیق و شریکی داشته باشد تا به او کمک کند یا به مبارزه و مباحثه با او بپردازد. زیرا در این مرحله است که میل به رقابت ظاهر می­شود و دوام و شدت می­یابد چون دراین سن نیروهای گوناگون بدنی و ذهنی کودک رشد می­کند و او می­تواند عضلاتش را کنترل کند و نیز به علت تربیت حواس وکسب مهارت و تجربه، بازی­های گوناگون را به سرعت و قدرت و دقت انجام می­دهد( در صورتی که قبلا از انجام آن­ها عاجز بود). این دوره سال­های حساس برای زندگی نوین کودک  است.او دراین سن در محیطی رسمی تربیتی قرار می­گیرد و از او انتظار می­رود تا به قوانین آموزش رسمی گردن نهد.بازی کودکان دراین مرحله ترکیبی از بازی­های آموزشی و تقلیدی آزاد است.(همان منبع)

2‌.5‌.6‌    چهار دوره بازی:

برای کودکان چهار دوره یا مرحله برای بازی نام می­برند که به قرار زیر است:

2‌.5‌.6‌.1‌   مرحله کاوشی:

که تا حدود 3 ماهگی است و بازی کودکان عمدتا عبارت است از:نگاه کردن به اشخاص و اشیاء و احیانا کوشش برای گرفتن اشیایی که جلو چشمشان می­گیرند.بعد از آن کودک سعی می­کند همه چیز را بگیرد، زیرا می­تواند حرکات اعضای بزرگ بدنش را تا حدی کنترل کند.(خزاعی و خزاعی،28،1392)

2‌.5‌.6‌.2‌   مرحله اسباب بازی:

از یک سالگی آغاز و بین5 و6 سالگی به اوج خود می­رسد. دراین دوره، کودک با اسباب­بازی­ها صحبت می­کند و آن­ها را جاندار می­پندارد و آن­ها را تشویق یا تنبیه می­کند.(همان منبع)

2‌.5‌.6‌.3‌   مرحله بازی حرکتی و نمایشی:

معمولا پس از ورود به مدرسه، بازی­های کودک، عمدتا حرکتی و نمایشی است، جز هنگام تنهایی که ممکن است به اسباب­بازی­های خود پناه ببرند. دراین مرحله کودک به بازی­های ورزشی و جمعی می­پردازد.(همان منبع)

2‌.5‌.6‌.4‌   مرحله بازی رویایی:

که حدود بلوغ شروع می­شود و کودک دیگر به اسباب­بازی علاقه نشان نمی­دهد و بیشتر اوقاتش را در بازی­های رویایی صرف می­کند.(همان منبع)

2‌.5‌.7‌    مشخصه های بازی کودکان:

روانشناسان معاصر مشخصات بازی را در بازی­های کودک کشف کرده­اند.

  • بازی یک نیاز درونی است نه یک نیاز فیزیولوژیک یا خواسته اجتماعی
  • بازی با پرسش من با این شی چه می­توانم بکنم؟،هدایت می­شود.بنابراین بازی غیر از کاوش است.زیرا در کاوش این سوال مطرح است : این شی چیست و با آن چه می­توان کرد؟
  • در بازی بیشتر به بازی کاربرد اشیا توجه می­شود.
  • بازی با آزادی از مقررات خارجی تحمیلی مشخص می­شود
  • بازی متضمن فعالیت است.
  • بازی کودکان تحت تاثیر سنت است، به این معنا که در بازی­های خود از بزرگسالان تقلید می­کنند.
  • بازی از الگوی قابل پیش­بینی رشد و تکامل با توجه به سن کودک پیروی می­کند.(خزاعی و خزاعی،24،1392)

بازی بهترین وسیله است تا کودکان به آنچه شخصا دوست دارند،بپردازند.مقررات لازم را شخصا وضع کنند.احساس هویت و استقلال کنند.مقدار وقت لازم و حتی زمان و مکان را شخصا انتخاب کنند. آنچه را که می­خواهند تجربه کنند،کشف کنند و بیاموزند. به تبادل عاطفی با همسالان خود بپردازند.به میزان نیازشان لذت ببرند و خوشحال شوند.مسائل زندگی را درخود تجربه کنند،به درون سازی و برون­سازی بپردازند.امیال سرکوفته خود را ارضا کنند، نگرانی­های خود را کاهش دهند و از بین ببرند. مهارت­های حسی حرکتی خود را رشد و گسترش دهند. در دنیای خیالی خود فرو روند.نقش­های جنسی خود را دریابند،به خلاقیت برانگیخته شوند .با انضباط­های لازم جهت زندگی جمعی آشنا شوند و خود را در خویشتن،رشد و گسترش دهند.(همان منبع)

2‌.5‌.8‌    دیدگاه دانشمندان اسلامی درزمینه بازی:

در اسلام به مراحل رشد انسان از کودکی تا پیری توجه خاصی شده است. آن­چنان که پیامبر اکرم(ص) در دوران زندگانی خود و به خصوص با وجود شرایط دشوار صدر اسلام، با ظرافت ویژه­ای به کودکان توجه داشتند که باعث شد آینده­ سازان جامعه اسلامی پرورش یابند.

عطوفت و مهربانی به کودکان بارها از طرف پیامبر اکرم(ص) توصیه شده است. آن حضرت کودکان را بسیار دوست می­داشت و همواره توجه و احترام به شخصیت آن­ها را توصیه می­کردند و رفتار و تربیت کودکان را با توجه به سن و سال و مراحل رشد آن­ها ضروری می­دانستند. آن حضرت در حدیثی می­فرمایند “هرکس کودک دارد باید مانند کودک با او رفتار کند”.(همان منبع،30)

رفتار پیامبر زمانی که در حال نماز جماعت، نوه خردسال ایشان برگرده­اش سوار می­شد چنان بردبارانه و با شکیبایی بود که اطرافیان را به تعجب وامی­داشت و علاوه بر آن کودکان مدینه بر خود جرات می­دادند و از پیامبر می­خواستندتا با آ­ن­ها بازی کند و ایشان قبول می­کردند.اینگونه سیره و رفتار پیامبر با کودکان بود که فرزندان حضرت علی(ع) چنان دلاور مردانی بارآمدند.(همان منبع)

ابوعلی سینا: حکیم ابو علی سینا اعتقاد داشت که سلب آزادی و جلوگیری از جنب و جوش و بازی کودکان، زمینه­ای برای افسردگی آن­ها می­باشد و این افسردگی­ها باعث می­شود تا رغبت­ها از بین برود و کودکان شادابی،طراوت،تحرک و جنب و جوش خود را از دست بدهند و رفتار آن­ها،بیمارگونه شود.(همان منبع)

امام محمد غزالی : این دانشمند اسلامی همانند سایرین به بازی و ورزش کودکان اعتقاد دارد و در برنامه تربیتی پیشنهادی خود برای آموزش کودکان، ساعتی از اوقات مربوط به آموزش را به بازی و ورزش اختصاص می­دهد و بازی و ورزش را عاملی در جهت رشد کودکان در ابعاد مختلف می­داند و اعتقاد دارد که باید حداقل کودک روزی یک ساعت به ورزش و بازی بپردازد.(همان منبع)

خواجه نصیرالدین طوسی: این دانشمند اسلامی در بخش ششم از برنامه تربیتی خود برای آموزش کودکان خردسال، ورزش و بازی را وسیله­ای برای رفع خستگی از فعالیت­های جدی می­داند که به او کمک می­کند برای ادامه کار و فعالیت­های روزانه آمادگی بهتری کسب کند.(همان منبع)

ابوعلی مسکویه: از دیگر دانشمندان ایرانی است که در برنامه تربیتی پیشنهادی خود در کتاب ظهاره الاعراق، درمورد پرورش کودکان اعتقاد دارد که والدین نباید کودکان خود را معتاد به کم تحرکی کنند و باید تلاش کنند آن­ها،به تلاش و جنب و جوش و جست و خیز و بازی مشغول باشند.

او جست و خیز و بازی و تحرک برای کودکان را توصیه می­کند و از دست­اندرکاران تعلیم و تربیت زمان خود می­خواهد تا به ورزش و بازی کودکان توجه بیشتری نمایند،زیرا بدین وسیله موفقیت آن­ها تضمین خواهد شد. چنانچه در اشعار وی، این مساله نمایان است:(همان منبع)

     چونکه با کودک سرو کارم فتاد                       هم زبان کودکان بایــد گشــاد

   که بـرو کتاب تا مرغــت خـرم                      یـا مویـز و چوز وقسق آورم

2‌.6‌     هوش:

به علت پیچیدگی و چند ساختی بودن هوش، نظریات متفاوتی درمورد ماهیت هوش وجود دارد. عده­ای آن­را عامل عمومی تعریف می­کنند که نوع رفتار فرد در موقعیت­های مختلف را مشخص می­کند.برخی،  هوش را تعدادی عامل مستقل می­دانند که در افراد مختلف، به نسبت­های متفاوت وجود داشته و عوامل اختصاصی نام دارد. برای مثال، بینه هوش را قابلیت درونی برای حل مساله می­داند و براین اساس اولین آزمون­های هوش را تهیه نمود.(کدیور،32،1389).

دیوید وکسلر[56] روان­شناس آمریکایی، هوش را مجموعه یا کل قابلیت فرد،برای فعالیت هدفمند، تفکر منطقی و برخورد کارآمد با محیط می­داند(امیر تیموری،26،1382)

اصطلاح هوش صرفا نامی است که به فرایند ذهنی فرضی و یا مجموعه رفتارهای هوشمندانه اطلاق می­شود و نظریه­های هوش عمات نظریه­های مربوط به رفتار هوشمندانه است(ایکن[57]،1985،نقل از شریفی، 1388).چنین رفتاری شامل توانایی­های مختلف و دیگر متغییرهای شخصیتی است که از فردی به فرد دیگر تفاوت می­کند. بنابراین ارائه یک تعریف جامع و مانع از چنین مفهوم پیچیده آسان نیست( شریفی،1388،به نقل از داوری بینا،1391)

با اینحال، عناصری از هوش وجود دارند که مورد توافق اغلب پژوهشگران است. گیج و برلاینر(1992) این عناصر را در سه دسته­ی زیر قرار داده­اند:

  • توانایی پرداختن به امور انتزاعی: منظور این است که افراد باهوش بیشتر با امور انتزاعی (اندیشه­ها، نمادها، روابط، مفاهیم، اصول) سروکار دارند تا امور عینی(ابزارهای مکانیکی،فعالیت­های حسی).
  • توانایی حل کردن مسائل: یعنی توانایی پرداختن به موقعیت­های جدید، نه فقط دادن پاسخ­های از قبل آموخته شده به موقعیت­های آشنا.
  • توانایی یادگیری: به ویژه توانایی یادگیری انتزاعیات، از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آن­ها.

2‌.6‌.1‌    هوش یگانه و چندگانه:

دیوید وکسلر(1985) و چارلز اسپیرمن[58] (1927) از طرفداران هوش یگانه­اند. وکسلر هوش را یک توانایی کلی می­داند که فرد را قادر می­سازد تا به طور منطقی بیاندیشد، فعالیت هدفمند داشته باشد، و با محیط خود به طور موثر به واکنش متقابل بپردازد. اسپیرمن نیز معتقد است به یک هوش کلی است و آن­را با حرفg نشان می­دهد. (سیف،325،1388)

دلیل طرفداران هوش یگانه یا هوش کلی استناد به وجود همبستگی چشم­گیر میان توانایی­های مختلف انسان (مانند توانایی کلامی و استدلال انتزاعی) است. این روان­شناسان در دفاع از اندیشه­ی خود استدلال می­کنند افرادی که در یادگیری یک موضوع موفق­اند موفقیت آنان در یادگیری موضوع­های دیگر نیز قابل پیش­بینی است.در مقابل اندیشه هوش یگانه، مفهوم هوش چندگانه نیز طرفدارانی دارد. قدیمی­ترین روان­شناس طرفدار هوش چندگانه لوئیس ترستون(1983) است. در نظریه­ی ترستون هوش از هفت توانایی عمده­ی زیر تشکیل شده است:

  • درک کلامی(توانایی درک قیاس­های کلامی و خواندن و فهمیدن متن)
  • سیالی واژه­ها (توانایی کارکردن با کلمات، واژگان)
  • سهولت عددی ( سرعت و درستی محاسبات)
  • تجسم فضایی ( توانایی انجام کارهایی نظیر چرخاندن اشیاء در ذهن)
  • حافظه تداعی ( توانایی یادآوری کلمات یا اشیاء ارائه شده به صورت جفت)
  • سرعت ادراکی ( مانند توانایی یافتن دفعاتی که یک کلمه در یک متن تکرار شده است)
  • استدلال ( توانایی حل مسائل استدلالی ریاضی یا منطقی)(سیف،325،1388)

2‌.6‌.2‌    نظریه هوش­های چندگانه:

گاردنر نیز از طرفداران هوش چندگانه است.هوش­های معرفی شده از جانب گاردنر و تعاریف آن عبارتند از:

  • هوش کلامی: در آموزش سنتی یکی از انواع هوش­هایی است که در کلاس درس به شدت روی آن تاکید می­شود. این هوش باارزش است چراکه مطابق با روش­های سنتی­ای است که ما با آن مورد تدریس قرارگرفته­ایم از قبیل: سخنرانی،حفظ کردن، کتاب­های درسی و کار با تخته سیاه. این هوش دربردارنده توانایی تشریح فرد از لحاظ شفاهی، کتبی و همچنین توانایی تسلط بر زبان­های خارجی را دربرمی­گیرد.(مکنزی، 2005/10،1391)
  • هوش منطقی: در آموزش سنتی نیز بسیار باارزش است. در حقیقت هوش ریاضیاتی نیست، بلکه منطق و استدلال است. این هوش به ما اجازه می­دهد که حلال مشکلات باشیم. هوش منطقی به دنبال ساختار در محیط یادگیری است و براساس ترتیب و توالی دروس رشد می­یابد. در کلاس درس سنتی، از دانش­آموزان خواسته می­شود که از زویکرد آموزشی معلم پیروی کنند و این هوش به آن­ها اجازه می­دهد که چنین کاری را انجام دهند.(همان منبع)
  • هوش دیداری: هوشی است که استدلال سه­بعدی را از طریق استفاده از نمودارها، نقشه­های هندسی،طرح­ها،جداول،تصویرها،هنر،معماها، لباس­های محلی و بسیاری از دیگر مواد را بهبود می­بخشد.هوش دیداری چیزی بیشتر از درونی­سازی چشمی یک محرک است و به آن­ها این اجازه را می­دهد تا قبل از تلاش برای کلامی کردن نظرات و راه­حل­های مشکلات یا حتی عملی کردن آن­ها، ابتدا آن­ها را در افکارشان تصور کنند.(همان منبع)
  • هوش جنبشی: این هوش از طریق تعامل فیزیکی و فعال یادگیرنده با کمک محیط پیرامون فرد برانگیخته می­شود. این هوش از طریق فعالیت­های حرکتی ریز و درشت پرورش می­یابد از قبیل آن­هایی که در مراکز یادگیری با اشیاء جورکردنی، آزمایشگاه­های علوم،بازی­های کنشگر و ابتکارات نمایشی وجود دارد. دانش­آموزانی با هوش جنبشی قوی ممکن است در کلاس سنتی به عنوان بیش فعال دیده شوند اما آن­ها در محیط­های یادگیری با اشیاء جورکردنی پرورش می­یابند.(همان منبع)
  • هوش موسیقیایی: هوش الگوهایی دربردارنده آهنگ­ها،شکل،ابزارها، صداهای محیطی و ریتم­ها است. با به­کار بردن این الگوها در موقعیت­های مختلف، یادگیرندگان می­اوانند محیطشان را درک کنند و به طور موفقیت آمیزی با آن وفق یابند. دقت کنید که این هوش منحصراً یک هوش شنیداری نیست بلکه این هوش می­تواند شامل همه انواع الگوها نیز باشد.به همین خاطر ریاضیات به عنوان مطالعه الگوها تعریف می­شود و این هوش به درستی یک حوزه از آمورش ریاضیات می­باشد.(همان منبع)
  • هوش درون­فردی: این هوش مختص احساسات، ارزش­ها و نگرش­ها است. این هوش به یادگیرنده کمک می­کند تا ارتباط موثری با برنامه­ی درسی برقرار کند. بچه­هایی که می­پرسند،( چرا من باید این را یاد بگیرم؟) یا (این چه تاثیری روی من دارد ؟) ، همگی در حال به­کارگیری هوش درون­فردی خود هستند . این هوش بخشی از ماست که انتظار دارد یادگیری به طور معنا دار صورت پذیرد . بیشترین ارتباطی که درمی­یابیم در چیزی است که مطالعه می­کنیم . این هوش بیشتر دربردارنده این پیام است که ما را متمایل سازد تا در یادگیری­مان احساس مالکیت کرده و همچنین آن چیزی را که تاکنون یاد گرفته­ایم بهتر نگهداری کنیم.(همان منبع)
  • هوش میان­فردی: این هوش از طریق تعامل با دیگران تحریک می­شود.دانش­آموزانی که در این هوش قوی هستند اغلب نیازمند همکاری و مشارکتند تا یادگیری را برای خود معنادار کنند. دانش­آموزانی با گرایش میان­فردی قوی در کلاس درس سنتی احتمالا به عنوان ” بسیار پرحرف ” و ” بسیار اجتماعی” لقب می­گیرند . اگر این دانش­آموزان به­درستی راهنمایی شوند،در گروه­های جمعی و مشارکتی پیشرفت کرده و پرورش می­یابند یا حتی در موقعیت­های تماما گروهی­ای که حضور دارند برای پرسش،بحث و ادراک مستقل هستند.(همان منبع)
  • هوش طبیعت­گرا: این هوش مختص طبقه­بندی­ها و سلسله مراتب است.اگر­چه هوش طبیعت­گرا دربردارنده مطالعه گیاهان ، حیوانات و دیگر علوم است ولی فرایند­هایی که این انتظام­ها را تعالیم می­بخشند و نیازمند رده­بندی،طبقه­بندی و سلسله­مراتبی هستند را نیز در بر می­گیرد . هوش طبیعت­گرا می­تواند در کلاس درس از طریق فعالیت­هایی از قبیل گروه ­بندی ، رسم نمودار و نقشه معنایی و مشخصات و ویژگی­ها برانگیخته شود .(همان منبع)
  • هوش وجودی: هوش فهم و ادراک فرایندهای موجود در یک بافت وجودی بزرگتر است . این هوش شامل زیبا شناختی، فلسفه و مذهب می­شودو روی ارزش­های کلاسیک زیبایی ، حقیقت و خوبی تاکید دارد . این به دانش آموزان اجازه می­دهد که جایگاهشان را در تصویری بزرگتر ببینند چه در کلاس درس ، جامعه ، اجتماع ، جهان یا گیتی باشد . دانش­آموزانی که هوش وجودی قوی­تری دارند از توانایی بیشتری برای خلاصه کردن و ترکیب نظرات برگرفته از منابع و سیستم­ها برخوردار هستند.(همان منبع)

از آنجایی که هوش مورد نظر ما دراین پژوهش هوش میان­فردی است در ادامه به بیان اعمال مشهود این هوش می­پردازیم:

اعمال مشهود این هوش میان فردی عبارتند از:

تقسیم کردن، سوق دادن، هدایت کردن، راهنمایی کردن، کمک کردن، میانجی­گری کردن، مدیریت کردن، رهبری کردن، همکاری کردن، مشارکت کردن، مصاحبه کردن، تحت تاثیر قرار دادن، ترغیب کردن، مبارزه کردن، متقاعد کردن، مصالحه کردن، ایفای نقش، تعبیه کردن، بدیهه گویی کردن، داوری کردن، صلح کردن.(مکنزی، 2005/14،1391)

برای درک بیشتر این هوش تعاریف دیگری از آن نیز ارائه می­گردد که با اندکی توجه در این تعاریف می­توان شباهت و مشترکات بسیاری در آن­ها یافت.

2‌.7‌     هوش میان­فردی:

استعداد درک مقاصد، انگیزه­ها و احساسات دیگران و مهارت­ در ایجاد روابط با آنان و توانایی همکاری موثر با دیگران است.(حامدیان،1390)

استعداد درک مقاصد،انگیزه­ها و احساسات دیگران و مهارت ایجاد روابط با آنان و توانایی همکاری موثر با دیگران است. فرد دارای هوش میان­فردی بالا کسی است که دیگران غالبا برای مشورت و راهنمایی به او مراجعه می­کنند.این افراد به انجام کارهای گروهی علاقه­مندند و هنگام مواجهه با مشکلات بودن در کنار دیگران را به پناه بردن به تنهایی ترجیح می­دهند. با همسالان خود معاشرت خوبی دارند و معمولا رهبران شایسته­ای در گروه می­شوند. دوستان خود را نصیحت می­کنند و از انجام بازی­های گروهی بسیار لذت می­برند. جالب است که دیگران هم از بودن با او و هم­صحبتی و انجام فعالیت­های مشترک با او احساس رضایت و شادی دارند. فروشندگان،معلمان،پزشکان،رهبران مذهبی،رهبران سیاسی و مشاوران نیاز مبرم به هوش میان­فردی دارند.(حامدیان،1390)

در کلاس­های درس سنتی( که معمولا بر پایه رقابت استوار است تا همکاری گروهی)این هوش کمتر به کار گرفته می­شود. از این­رو، فضای کلاس خشک و حس همکاری و تعاون درآن کمتر به چشم می­خورد.(همان منبع)

 

 

 

 

 

 

در تعریفی دیگر می­توان گفت هوش میان­فردی یعنی توانایی درک و تمایز حالات روحی وخلق وخو، رفتار،هیجانات،دیدگاه­ها، مقاصد،انگیزه­ها و احساسات دیگران. این هوش مستلزم شناسایی حالات چهره،صداها، ایماها و اشارات و توانایی تشخیص انواع مختلف نشانه­های بین­فردی و توانایی پاسخ­گویی صحیح به این نشانه­ها یا روشی عملی است (مانند تحت تاثیر قراردادن گروهی از مردم برای پیروی از یک الگوی عملکردی خاص) (آرمسترانگ[59]،2001؛ رتیگ[60]،2005؛ معرفت،2007؛ کوگ[61]،2007؛ دوگلاس[62]، 2008 به نقل از رضایی1388)

2‌.7‌.1‌    همکاری:

“همکاری” به عنوان یک ارزش اخلاقی: کوششی برای تشخیص برخی از عوامل با اهمیت موثر بر تمایل فرد برای همکاری با دیگران ( رضایی فرد،1376)

می و دوب[63](1973) همکاری را به عنوان رفتاری توصیف کرده­اند که توسط حداقل دو نفر برای تحقق سرانجامی یکسان هدایت شده است؛و این سرانجام مشترکی است که،البته، همه­ی افراد یا تقریبا همه­ی افرادی که درگیرش هستند بدان دست می­یابند.(به نقل از رضایی فرد،1376)

دوشه[64] همکاری را اینگونه تعریف کرده است : همکاری موقعیتی است که درآن یک فرد می­تواند به ناحیه هدف وارد شود…تنها اگر همه­ی افراد (دیگر) نیز بتوانند به نواحی هدف وارد شوند.کلر و شوئنفلد[65](1950) نیز در کوششی دیگر همکاری را به مثابه یک موقعیت تعریف می­کنند که درآن رفتار متحد دو یا چند ارگانیسم برای تقویت وجوه مثبت و یا دور کردن وجوه منفی هریک از افراد لازم است.(همان منبع)

اسوالد[66](1955) با الهام از تئوری همکاری دوشه (1973) براین اعتقاد است که در وضعیت همکاری، افراد اعتقاد دارند که اهداف آنان به طور مثبت به هم مربوطند، به نحوی که چنانچه یکی به سوی دستیابی به هدف حرکت کند، دیگران نیز به سوی دستیابی به هدف حرکت می­کنند. آن­ها در می­یابند که تحقق اهداف خود، به دیگران کمک خواهد کرد که به هدفشان دست یابند یا برعکس. فرد خواهد دانست که دستیابی دیگران به هدفشان موجب تحقق اهداف او می­گردد؛ لذا آنها از طریق بودن با یکدیگراست که توفیق می­یابند.بنابراین، او باید با جمع همکاری نماید تا به هدف­های فردی خود دست یابد، از سوی دیگر در وضعیت رقابت، افراد براین باورند که اهدافشان به طور منفی(معکوس) با یکدیگر مربوطند؛بطوریکه موفقیت یکی در دستیابی به هدف مداخله در موفقیت دیگری است. به بیان روشنتر، تحقق اهداف فرد موکول به شکست دیگری در دستیابی به هدف می­باشد.علاوه­براین،تصور این وضعیت نیز امکان­پذیر است که اهداف افراد نسبت به یکدیگر استقلال داشته باشند. در این وضعیت که اهداف افراد،به یکدیگر مربوط نیستند، تحقق یا عدم تحقق اهداف دیگری،در موفقیت فرد تاثیری نخواهد داشت. این برداشت در اثر لسلی[67] و همکارانش، “نظم و تغییر” به گونه­ای دقیق­تر مطرح شده است.پدیدآورندگان “نظم و تغییر”، با اتکا به دو مفهوم اهداف مشترک و فعالیت مشترک، به یک منبع شناسی از همکاری و همچنین مفاهیم مجاور آن دست یافته­اند.نویسندگان مذکور آورده­اند که:علی­رغم تفاوت­های میان جوامع غرب و شرق و تمایز بین جوامع پیشرفته و درحال رشد، صورت­های خاص مشترکی از تعامل اجتماعی میان این جوامع قابل تشخیص است. این اشکال مشترک تعامل اجتماعی که جامعه­شناسان آنان را فرایندهای اجتماعی[68] می­خوانند، آنقدر همگانی هستند که پنداشته می­شود ریشه در ماهیت زیستی، روانی و اجتماعی انسان داشته باشند. پنج نوع اساسی از اشکال گوناگون این تعاملات اجتماعی حایز اهمیت­اند که همکاری یکی از آن­هاست. چهارمورد دیگر عبارتند از: رقابت[69]وتضاد[70] و همسازی[71]و همانندسازی[72](لسلی و دیگران 1973،به نقل از رضایی فرد) لسلی و همکارانش بر این باورند که همکاری و رقابت دوروی یک سکه هستند. آن­ها این دو مفهوم را از وجوه مختلف از تجربیات عام مشترک می­دانند، به نحوی که نهایتاَ آن­ها به طور کامل قابل تشخیص نباشند و مجزای از یکدیگر هم وجود داشته باشند.دراینصورت یک پرسش مناسب این خواهد بود که بپرسیم نقش هرکدام از این دو- یعنی همکاری و رقابت- در تجربه انسانی چیست (لسلی و دیگران1973،به نقل از رضایی فرد،1376).

2‌.7‌.2‌    همدلی:

همدلی یعنی خود را جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آن­ها به موضوع نگریستن، مانند آن­ها احساس کردن و اندیشیدن، یکی از زیباترین تعاریف همدلی تعریف دانیل گلمن در کتاب هوش عاطفی است، وی معتقد است توان گفتگو با دیگران یعنی بهره­مندی از هوش عاطفی، این بیش از بهره­هوشی در موفقیت سهیم است.(دهقان­پور،1389)

همدلی به درک احساسات و تجربیات افراد دیگر از طریق قراردادن خود به جای دیگران گفته می­شود(وصولی،1392)

همدلی به عنوان سائق و توانایی شناخت حالات روانی(احساسات، افکار و انگیزش­های) دیگران و پاسخ به ایشان با هیجانات همخوان،تعریف می­شود( بیلینگتون[73] و همکاران،2007به نقل از وصولی،1392).

2‌.7‌.2‌.1‌   تحول همدلی:

هافمن[74](2000)، مبسوط­ ترین تئوری را درمورد تحول همدلی/همدردی ارائه کرده است( هافمن تمایز واضحی بین همدلی و همدردی قائل نشده است). او در شرح تحول همدلی، رابطه آن با توانایی پاسخدهی پیش اجتماعی، احساسات حاصل از ادغام عاطفه نیابتی و درک شناختی دیگران را توضیح داده است. هافمن متوجه شد که در اوایل سال اول زندگی قبل از دستیابی کودکان به درک مشخص اینکه موجودیت فیزیک مجزا از دیگران دارند اغلب در پاسخ به گریه کودکان دیگر گریه می­کنند(آیزنبرگ[75]،2004) مثلا وقتی برای نوزادان، صدای گریه نوزادان پخش می­شود، آن­ها نیز متقابلا گریه می­کنند،آن­ها نسبت به گریه نوزادان5 روزه بیش از گریه ساختگی به وسیله کامپیوتر با گریه یک کودک 5/5 ماهه حساسیت نشان می­دهند(کاپلان[76]،1386). تحقیقات نشان می­دهند که نوزادان تازه متولد شده در پاسخ به گریه اطفال دیگر، گریه واکنشی دارند اگرچه واضح نیست که این گریه به همدلی ابتدایی،پاسخ شرطی یا تسری هیجانی برمی­گردد(تامپسون[77]،1987؛مارتین[78] و کلارک[79]،1982). به عقیده هافمن گریه واکنشی پیش درآمد همدلی است و پایه­گذار اشکال ابتدایی همدلی می­باشد و از کمترین وساطت عامل شناختی برخوردار است. در اواخر سال اول زندگی، کودکان اضطرار همدلانه را از طریق مکانیسم­های ساده مثل همرنگی یا تقلید شرطی شدن یا تداعی تجربه می­کنند. این واکنش اضطرار همدلانه خود محور[80] نامیده می­شود که یک حالت نامشخص و کلی است که هم شخص درمانده و هم خود کودک را دربرمی­گیرد. دراین زمان،کودکان به درک خود به عنوان یک موجود سازمان­یافته با موجودیت مجزا از دیگران نائل می­شوند، اما این احساس هنوز خیلی ناپخته است(مثلا آن­ها نمی­توانند بین حالت درونی دیگران و خودشان کاملا تمایز قائل شوند). کودک یک ساله هنگام اضطرار دیگری، اغلب به دنبال آرامش و تسکین خودش است و برای آرامش دیگری تلاش نمی­کند(آیزنبرگ،2004).در 38 تا 61 هفتگی بعضی اوقات کودکان در پاسخ به اضطرار دیگران یک عاطفه­ی متقابل مثبت مثل لبخند زدن یا خندیدن هنگام آسیب دیدن دیگری نشان می­دهند،هم گریه­های مضطرانه و هم پاسخ­های هیجانی مثبت در خلال سال اول یا دوم زندگی با افزایش سن، کاهش می­یابد(زاهن واکسلر[81] و رادک- یاراو[82]،1982).

مطالعات نشان می­دهند که در اواخر یک سالگی، کودکان اغلب با نمود هیجانی دیگران مثل علائم آوایی و چهره افراد عاطفی می­شوند و واکنش نشان می­دهند(سارنی[83]،مومی[84] و کامپوس[85]،1998)و در 12 تا 18 ماهگی، کودکان اغلب به اضطرار دیگران توجه دارند(کانیکو[86]و هامازاکی[87]،1987؛زان- واکسلر و همکاران،1982).

هافمن بیان می­دارد که در اوایل سال دوم زندگی کودکان شروع به نمایش اضطرار همدلانه شبه خودمحور[88]می­کنند.آنان درمی­یابند و می­فهمند که دیگری در رنج یااضطرار است و خود و دیگری از نظر فیزیکی مجزا هستند و رفتار پیش­اجتماعی آنان اغلب خودمحورانه است، زیرا هنوز قادر به درک تمایز حالت درونی خود از حالت درونی دیگران نیستند.به عقیده هافمن در خلال سال دوم زندگی، کودکان شروع به نشان دادن اضطرار همدلانه عینی[89]می­نمایند.آنان به گونه­ای روبه رشد درمی­یابند که دیگران دارای حالات روانی(افکار،خواست­ها و احساسات) هستند که می­تواند از حالت درونی آنها متفاوت باشد و همدلی ایشان کمتر خودمحورانه است(آیزنبرگ،2004). در 2تا3 سالگی توجه همدلانه و رفتار پیش­اجتماعی در پاسخ به اضطرار والدین (جانسون[90]،1982) خواهر و برادران (دیون[91]،1988)و همسالان (کانیکو و همکاران،1987، هاوس[92] وفارور[93]،1987،دنهام[94]1986)و غریبه­ها (جانسون،1982) وجود دارد. توجهات همدلانه در کودکان 3-1 ساله­ی بدقلق نسبت به کودکان 3-1 ساله­ی خوش­رفتار کمتر عمومیت دارد و پاسخ­های پرخاشگرانه به اضطرار دیگران در کودکان بدقلق بیشتر است(مین[95] و جرج[96]،1985؛ هاوس والدرج[97]،1985) کودکان خردسال وقتی خود موجب ناراحتی دیگری نشده باشند بیشتر از وقتی که خود موجب آن شده باشند توجه همدلانه نشان می­دهند( زان- واکسلر، رادک،یاراو، واگنر و چپمن[98]،1992؛ دیون و براون[99]،1991).

هافمن(2004) بر نقش تحول “خود” در بروز همدلی تاکید کرده است. کودکان نوپایی که خودشان را در آیینه باز می­شناسند و احساسات ابتدایی نسبت به خود دارند، نسبتا همدل می­باشند و نسبت به سایر همسالانشان بیشتر به تسکین و آرامش دیگران هنگام گرفتاری و اضطرار می­پردازند (زان- واکسلر و همکاران،1992؛ پیسکوف- کوهلر[100]،1991؛ جانسون،1982).

علاوه براین بر اساس تحقیقات انجام شده ارتقاء مهارت­های دیدگاه­گیری بر کیفیت همدلی اثرمی­گذارد(زان-وکسلر،کول[101]،ولش[102]،و فاکس،1995)همانطور که درنوباوگان و کودکان پیش­دبستانی مهارت­های دیدگاه­گیری، فهم علل و پیامدها و همبستگی هیجانات،تحول می­یابند،توانایی همدلی نیز در آنان تحول و ارتقاء می­یابد، البته در اواخر کودکی رشد همدلی سرعت بیشتری پیدا می­کند(آیزنبرگ،2004).

کودک پیش­دبستانی تاحدودی ممکن است احساسات و دیدگاه کودک دیگری را که اسباب­بازی وی شکسته است را درک کند یعنی ظرفیت همدلی دراو ایجادشده است ولی این ظرفیت هنوز برای درک مسائل پیچیده­تر کفایت نمی­کند.

بنابرآنچه بیان شده افراد از همان سنین کودکی توانایی همدلی را دارند،اما با افزایش سن، این توانایی و به جریان انداختن آن هدفمندتر و بعد شناختی آن پررنگ­تر می­شود. از عوامل موثر برهمدلی علاوه برسن و سطح تحول شناختی می­توان به ویژگی­های موقعیتی و شرایط محیطی نیز اشاره کرد. افزون براین، عواملی چون شیوه­های فرزندپروری و تربیتی والدین و آموزش و سرمشق گیری نیز در پیشرفت توانایی همدلی و بروز رفتار همدلانه موثر است(درویزه،1382).

2‌.7‌.3‌    تشخیص مقاصد:

توانایی آگاهی از نیازها و احساسات دیگران و استفاده اثربخش از آنها در تعاملات اجتماعی (رضایی­فرد،1376)

سیلین و بلمور[103] (2004) پیشنهاد کرده اند که درک کودک از خود و همسالان تاثیر مهمی در ورود به گروه همسالان، نظم بخشیدن به عواطف، و حل تعارض دارد. با استفاده از مراحل دیدگاه گیری اجتماعی پیاژه، قبل از سن شش سالگی از کودک انتظار نمی رود که درک کند که چگونه دیگران به او می نگرند. با این حال اسمیت و دلفوس (1980) دریافتند که کودکان در سن چهار سالگی قادر به شناسایی درست دیدگاه دوستان خود و دیگران هستند.

مطالعات نشان داده اند کودکانی که کمتر محبوب هستند، در درجه بندی های خود از نگاه کودک دیگر، ضعیف تر عمل می کنند (کوردکوکریل[104]،1982به نقل ازخانزاده 1392) یافته­ها حاکی از آن است که کودکان طرد شده، پذیرش­شان را بیشترسنجی، کودکان معمولی پذیرش خود را کمترسنجی، وکودکانی که مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفتند مهارت­های اجتماعی خود را کمترسنجی می کنند (پاترسون و همکاران،1991به نقل از خانزاده،1392). همچنین درجه بندی کودکان طرد شده از توانایی های خود با درجه بندی های معلم از توانایی آنها رابطه منفی دارد (بلمور و سیلین ،2004به نقل از خانزاده،1392). همچنین نتایج تحقیقات بلمور و سیلین (2004) نیز نشان داده است که دختران ممکن است در درک بین فردی خودشان و همسالانشان نسبت به پسران درست تر عمل کنند.

توانایی شکل دهی ادراکات درست از دیگران، یک مهارت مهم برای قابلیت اجتماعی است. این مهارت ها با مفهوم کنش های اجرایی(یعنی توانایی ارزیابی رفتار، و تغییر پاسخ ها بر پایه اطلاعات اضافی) همسان هستند. کنش های اجرایی، مربوط به بخش قدامی مغز هستند که در دوره کودکی میانه تا اوایل بزرگسالی به نمو یافتگی می رسند(تیترو سمرود – کلیکمن[105]،1976به نقل از خانزاده،1392). تجربیات پیشین و تعمیم دهی این تجربیات به موقعیت های جدید، نقش کنش های اجرایی است و در دیدگاه گیری بین فردی موثر است. روابط با دیگران به کودکان اجازه می دهد تا این مهارت ها را کسب کرده و با تغییر شرایط سازش یابند. کودکان طرد شده یا از لحاظ اجتماعی گوشه گیر، تجربیاتی برای سود بردن از این یادگیری ندارند و اغلب در تغییر دادن رفتار هایشان ضعف دارند(سیلین و بلمور،2004،به نقل از خانزاده،1392).

تشخیص مقاصد (مانند تشخیص و برچسب زدن احساسات اساسی) شناخت راهبردهای اجتماع پسند برای حل تعارض ها (به خصوص راهبردهای مربوط به مشارکت گذاشتن اسباب بازی ها و مواد)، زیربنای رفتارهای مناسب در سنین پیش دبستانی است.(خانزاده،1392)

درک اجتماعی صحیح( تشخیص مقاصد)، کودکان را قادر می­سازد در زمان­های مورد نیاز، با شرایط سازش یابند و چگونگی فرایند این سازش یافتگی را شناسایی کنند؛ مانند زمانی که کودک با یک مسئله اجتماعی مواجه می­گردد. بنابراین مهارت­های درک اجتماعی یک مولفه مهم دانش اجتماعی را شکل می­دهد. یک منطق نظری قوی وجود دارد که آموزش مهارت­های درک اجتماعی باید مولفه اصلی آموزش مهارت­های اجتماعی باشد (اسپنس،2003).

2‌.8‌     بازی­­های جدی و آموزش علمی:

آخرین سیاست­های آموزشی از اهمیت یادگیری مبتنی بر بازی برای اهداف آموزشی حمایت می­کنند.یادگیری از طریق بازی­های کامپیوتری و شبیه­سازی­ها (کنسول­گری تحقیقات ملی[106]،2011) باعث می­شوند اهداف بزرگ­تر به وقوع بپیوندند چراکه آنها “یادگیرنده را از طریق درگیری و بازخورد سریع و آموزش مناسب برای نیازهای فردی او و علائق­اش برانگیخته می­کند”.این یافته­ها توسط “گزارشات رسانه­های جدید با افق فکری وسیع”انعکاس پیدا کرد که یادگیری مبتنی بر بازی را به عنوان تکنولوژی کلیدی با پتانسیل بالا برای بخش قابل توجهی از آموزش معرفی کرد(جانسون، اسمیت[107]،ویلیس[108]،لوین[109] وهی وود[110]،2011)

 نهایتا در” نقشه­ی تکنولوژی آموزش ملی[111]“(2010) که با اسم شبیه­سازی­ها،محیط­های مشارکتی،جهان مجازی،بازی­ها و ویژگی­های شناختی نامیده می­شود، درباره اینکه چطور آنها می­توانند برای درگیری و برانگیختن یادگیرندگان درحال فراگیری مهارت­های پیچیده مفید باشند،بحث می­کنند.به طورکلی، این گزارشات دلیل محکمی هستند برای اینکه یادگیری مبتنی بر بازی نقش آشکاری در ساخت بخش قابل توجهی از چشم­انداز آموزشی دارد( جیمز لستر[112] و دیگران،2014)

2‌.9‌     داستان و تاثیر روانی آن بر کودکان:

از آن­جا که داستان­ها نوشته­هایی­اند که با روان و ذهن مخاطب ارتباط دارند، هر داستان می­تواند به صورت بالقوه تمامی این اثرات- که ذکر خواهد شد- را داشته باشد، حال آن­که ممکن است در نهایت تنها به یکی از این اهداف یا چند هدف دست پیدا کند.

2‌.9‌.1‌    لذت تفریح:

یکی از مهم­ترین اثرات روانی داستان، تفریح و لذت بردن کودک است. در واقع نویسندگان لازم است که هنگام نگارش داستان به این اصل مهم توجه کنند. زیرا به یقین، یکی از دلایل اصلی کودک برای گوش سپردن به داستان، لذت بردن و تفریح است که این امر، خود موجب رسیدن به آرامش روانی و تخلیه هیجانات روحی کودک می­گردد.

” اینکه اثری با کودک تعامل برقرار نموده و کودک با واکنش عینی خویش نشان داده است که این اثر متعلق به اوست بی­تردید بیانگر این است که اثر یادشده به نیازی از او پاسخ گفته، لذتی برای او آفریده، حس خوشایندی را در او برانگیخته و فضای پرجاذبه­ای را برای او خلق کرده است. به بیان دیگر به نیازهای عاطفی، هیجانی و شناختی او توجه کرده و یا نیازهای تازه­ای را در او بیدار نموده است” (خسرونژاد،1382به نقل از رشیدی،1390)

بنابراین هر نویسنده، به هر دلیل که به نگارش داستان همت می­ورزد، باید لذت بخش بودن و فراهم کردن لحظاتی خوش و جذاب را برای کودک مدنظر داشته باشد. یک داستان و متن خوب می­تواند در کنار رسیدن به اهداف آموزشی- تربیتی خود، لذت بخش و سرگرم کننده باشد و این دو با یکدیگر تناقضی ندارند.

2‌.9‌.2‌    رشد مهارت­های زبانی

داستان­ها هم کودک را با زبان رسمی و نوشتاری آشنا می­کنند و هم به علت استفاده از کلمات و جملات، دایره واژگان کودک را افزایش داده، او را با ساختار جملات و الگوهای جدید جمله آشنا می­کند.

” گلیزر نشان می­دهد که چگوونه ادبیات رشد زبان کودک را تقویت می­کند. به نظر وی رشد زبان کودک در گرو برخورد او با زبان بالغ است و این امر از طریق ادبیات کودک امکان­پذیر است” همچنین” چامسکی[113] در تحقیق خود نشان داد که میان رشد زبانی کودکان و میانگین سطح پیچیدگی کتاب­هایی که با آن سروکار دارند و نیز تعداد کتاب­هایی که با آن آشنایی دارند یا در دوران کودکی برایشان خوانده شده است، همبستگی مثبتی وجود دارد” (آدینه­پور، 1381،به نقل از رشیدی،1390)

در حقیقت می­توان داستان­ها را به­طور غیرمستقیم، انبار آموزشی جملات و کلمات و نحوه کاربرد آن­ها دانست. البته از آن­جایی که کودک در گروه سنی الف خود قادر به خواندن نیست، می­توان افعال کتاب را به صورت شکسته و یا صیقل داده خواند تا خواندن لحن شیرینی به خود بگیرد و موجب جذابیت بیشتر برایش گردد- به خصوص برای کودکان کم­سال­تر این گروه.

 

2‌.9‌.3‌    تحقق اهداف تربیتی

انتقال و افزایش مهارت فلسفه ورزی و پرسشگری

یکی از مسائلی که امروزه به تازگی درباره­ی کودک و ادبیات کودک مطرح است، بحث آموزش فلسفه و تفکر درباره مفاهیم گنجانده شده در داستان است.” اکثر محققان براین عقیده هستند که قصه­گویی تجربه مشترک همه انسان­هاست و هیچ انسانی را نمی­توان یافت که چنین تجربه­ای نداشته باشد. ارائه داستان به شکل­های گوناگون ذهن دانش­آموزان را فعال و خلاق می­کند و به دانش­آموزان می­آموزد در مواجهه با مشکلات به یک راه­حل نیاندیشند”( اسکندری و کیانی، 1386،به نقل از رشیدی،1390).

داستان فرصتی است برای لذت بردن و از طرفی تفکر پیرامون موضوعات. اینکه داستانی بتواند قوه تفکر کودک را تحریک کند و او را وادار به فکر کردن و در نتیجه ایجاد پرسش نماید بسیار ارزشمند است.

نظریه­پردازان و متفکران بزرگی چون گریت بی میتوز[114]،متیو لیپمن[115]، شارپ[116] و… اشاعه دهنده تفکر فلسفه برای کودکان هستند. این روش، تاکید اصلی بر روی گنجاندن یک یا چند مفهوم فلسفی در داستان است که باید پس از خوانده شدن توسط کودکان به صورت گروهی و دسته جمعی با راهنمایی و هدایت معلم و هدایت­گری آگاه، به بحث گذارده شود. به عبارت دیگر با تفکر جمعی درباره یک موضوع و داستانی واحد و ارائه نظریات گوناگون و شنیدن آن، مهارت تفکر و فلسفه ورزی کودکان افزایش می­یابد.

2‌.9‌.4‌    انتقال ایدئولوژی:

ایدئولوژی را می­توان همان مفاهیم، مبتنی فکری و ارزش­های ذهنی نویسنده دانست. نویسنده از زبان به عنوان ابزار بیان داستانش بهره می­برد و این زبان به عنوان واسطه برای رساندن و انتقال مفاهیم و ارزش­ها و ایدئولوژی نویسنده عمل می­کند.” ولوسیوف[117] چنین بیان می­کند که همه زبان­ها ایدئولوژیک هستند. استدلال وی چنین است که همه­ی سیستم­های نشانه­ای، من جمله زبان، تنها نقش ساده نشانه­ای ندارند، بلکه همچنین و هم­زمان نقش ارزش­گذارانه و در نتیجه ایدئولوژیک دارند”( سارلند[118]، 1381،به نقل از رشیدی،1390)

در ایدئولوژی هر فرد، ارزش­های اخلاقی و نیز ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی درهم تنیده­اند و بخش مهمی از ایدئولوژی و ساختار فکری او را دربر می­گیرد. بنابراین می­توان در یک تقسیم­بندی جزئی­تر انتقال ایدئولوژی را به دو صورت زیر داشت:

  • انتقال ارز­ش­های اخلاقی
  • انتقال ارزش­های اجتماعی

در واقع ادبیات کودک” به گونه­ای ژرف، ایدئولوژیک بوده و عملکرد آن انتقال شکل­های ویژه انتظام و معنای اجتماعی است”( سارلند، 1381،به نقل از رشیدی،1390)

نویسنده خود در جامعه زندگی می­کند و ذهنش خواه و نا خواه پر است از ارزش­های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی­ای که به او از طریق جامعه و خانواده منتقل شده است- در حقیقت نویسنده در انتقال این ایدئولوژی­های پیدا و پنهان ذهنش، آگاهانه یا ناآگاهانه موثر است. بنابراین می­توان گفت که تمامی داستان­ها، از طریق نمایش شخصیت­ها- رفتارها و افکار آن­ها، یا بیان افکار راوی و در پشت آن نویسنده- ارزش­های اخلاقی و اجتماعی زمان خود را به کودک منتقل کرده و آموزش می­دهند.مطلب پایانی و قابل توجه آن است که، گاه این تصور هم به وجود می­آید که می­شود کتاب­هایی یافت که بدون ایدئولوژی باشند. در حالی که ایدئولوژی یا می­شود نشان داد یا نمی­شود با این وجود، هست و هیچ راه فراری از آن وجود ندارد و بچه­ها به راحتی آن­ها را درمی­یابند.

2‌.9‌.5‌    درمان بیماری­های روانی

امروزه از کتاب درمانی در درمان بسیاری از بیماری­ها و اختلالات روحی و روانی در افراد استفاده می­کنند. درواقع این شیوه، با استفاده از گزینش کتابی متناسب با شرایط سنی فرد درمانجو –بیمار- و همینطور متناسب با نوع مشکل، توسط فرد درمانگر به فرد ارائه و یا برای او خوانده می­شود.

این روش علاوه بر داشتن مزایا، هیچ­گونه عوارضی ندارد. البته باید توجه داشت که این روش به تنهایی در درمان بیماری­ها راهگشا نیست و معمولا به عنوان روشی مکمل به کارمی­رود. با اینحال به طور قطع، تاثیر مثبتی در آرامش روحی بیمار دارد.

2‌.10‌  تاثیر بازی بر تقویت هوش ­میان­فردی:

دانشمندان دریافته­اند که کودکان جنگلی که در جنگل و به دور از تماس­های اجتماعی رشد یافته­اند، نه حرف می­زنند نه می­توانند بخوانند و بنویسند، پس نمی­توان تاثیر محیط را نادیده گرفت. هوش به دو عامل وراثت و محیط بستگی دارد و به طور کلی برای وراثت 70 درصد و برای محیط 30 درصد ارزش قائلند. کودکان ممکن است از ژن خوبی برخوردار باشند ولی وقتی محیط مناسبی در اختیار نداشته باشند، رشد هوش دچار مشکل می­شود اما اگر از نظر ژنی از ژن ضعیفی برخوردار باشند عوامل محیطی قطعا می­تواند تا حدی موثر باشد. در برخی مواقع مثلا در مورد بچه­های پیش­دبستانی، اینکه فقط اسباب بازی را جلوی آن­ها بریزیم کافی نیست چون در این سن اگر کودکان مجبور باشند برای کشف چیزی تلاش زیادی بکنند حوصله­شان سر می­رود. بطور مثال در آموزش اعداد و حروف و اشکال، موثرترین روش این است که با آن­ها بازی بسازیم. در این الگو کودکان می­آموزند که فقط برای لذت بردن  بازی می­کنند اما آن­ها در حقیقت در حین بازی مهارت­هایی را یادمی­گیرند که به پرورش حافظه، افکار خلاق و تفکر منطقی کمک می­کند.(ناظمی،73،1385)

2‌.10‌.1‌                    فواید قصه­های تصویری:

  • در قصه­های تصویری، هر تصویر، قصه­ای می­گوید. این دسته از قصه­ها، منبع خوب و ارزشمندی است برای کودکان خردسال و مبتدی و دانش­آموزان، تا بتوانند با دیدن تصاویر ساده­ی هر ماجرا، قوه­ی خلاقه­ی ذهن خود را به کار اندازند و خود برای آن تصاویر، داستانی خلق کنند.
  • با قصه­های تصویری بچه­ها می­توانند رابطه­ی بین اشیاء و الفاظ را درک کنند، همچنین کودکان با خواندن آن­ها می­توانند برای رسیدن به هدف­های خود در زندگی، راه­حل­های ابتکاری پیدا کنند.
  • قصه­ها و کتاب­های تصویری(مصور)، آغاز آشنایی کودکان با کتاب و مطالعه، و در حقیقت اولین گام در راه آشنایی با دانش بشری است.
  • زبان و کلام تصویر،بهتر از هر کلامی می­تواند به رشد بدون فشار، همه جانبه، مناسب و سلامت کودک، کمک کند.
  • کودک با تصویر،زندگی می­کند، با تصویر فکر می­کند، با تصویر سفر می­کند، رشد می­کند، بازی می­کند و خویشتن را می­سازد. زیرا پل تصویر، محکم­ترین پل­هاست، حتی محکم­تر از پل صوت؛ و رابطه به یاری تصویر، زیباترین رابطه­ها.(مرتضوی کرونی،1391)
  • قصه­های تصویری با پرورش خلاقیت در کودکان، کوشش پدیدآوردن راه­حلی نوین، برای حل هر مشکل دارد، به طوری که کودکان در برخورد با هر مساله و مشکل، با توانایی­های فکری خود، راه­حل­های زیر را تجربه کنند:
  • مشاهده: یعنی استفاده­ی کودک از توانایی­های حواس و حداکثر توجه، برای دریافت و درک مساله.
  • ثبت و ضبط: یعنی به خاطر سپردن و یادآوری رویدادهای مربوط به هر ماجرا.
  • استدلال: یعنی کودک، توانایی تجزیه و تحلیل و جمع­بندی عوامل مربوط ، و سرانجام قضاوت در مورد آن ماجرا و رویداد را پیدا کند.
  • خلاقیت: یعنی توانایی تجسم و پیش­بینی و ایجاد ایده­هایی در این مورد که چه امکانات و راه­حل­های دیگری غیر از آنچه دستیاب و در دسترس می­باشد، امکان­پذیر است.
  • هوش : قصه­های تصویری، قدرت سازگاری کودکان و نوجوانان را با محیط بالا می­برد و این سازگاری می­تواند به برخورد صحیح با موقعیت­ها و رویدادهای تجربه شده­ی قبلی آن کودک و یا مواجهه با مشکلات و مسائلی که آن کودک قبلا با آن برخورد کرده است و معمولا به نام موقعیت حل مساله خوانده می­شود، در نظر گرفته شود.
  • یادگیری اطلاعات کلامی : یکی از رایج­ترین قابلیت­های انسان، یادگیری اطلاعات کلامی است، این قابلیت، در تمامی طول زندگی با ما بوده، و هر لحظه نیاز به آن است تا با برخورد پدیده­ای جدید نسبت به یادگرفتن اسم، محل، زمان و غیره، اقدام نماییم. این قابلیت، عبارت از بیان اطلاعات به صورت کلامی( شفاهی و کتبی) است. (ناظمی،96،1385)

کودک ونوجوان در هرآن ، با هزاران فرد، رویداد، چیز، و اسباب­بازی برخورد می­کند که دانستن نام آن­ها در مرحله­ی اول(اطلاعات کلامی) و کاربرد آن­ها در مرحله­ی دوم (مهارت فکری) را در او بالا می­برد و در غیاب این نوع قابلیت­ها، کودک و نوجوان، توان برقراری ارتباط با محیط خود و توانایی حل مساله خود را نخواهد داشت.(همان منبع)

  • کودکان به سرعت و آسانی ، قصه­های تصویری را می­فهمند.
  • به کمک قصه­های تصویری، سرعت فهم و یادگیری در کودکان و نوجوانان را بالا می­رود و آن­ها می­توانند آموخته­هایشان را در حل مشکلات مربوط به خود در زندگی مورد استفاده قرار دهند.
  • در قصه­های تصویری، مراحل تصویرهای هر داستان بدین گونه است که برای کودکان نوپا و خردسال و بسیار کوچک قابل فهم است و برای دانش­آموزان سرگرم کننده و آموزنده. در مدرسه به هر دانش­آموز یک قصه­ی تصویری داده می­شود تا با توانایی ذهنی خودش، برای آن تعداد تصویر ، داستانی بگوید.
  • قصه­های تصویری، به بچه­های کوچک، جرات و شهامت این را می­دهد که جمله­های ابتدایی و ساده از خودشان بسازند و با کمک تصاویر و الهام گرفتن از نقاشی­ها، خود قصه­گویی کنند و به تدریج دایره لغات و واژگان خود را به زبان فارسی گسترش دهند و بر دامنه آن بیفزایند و رابطه­ و احساس بین شخصیت­های داستان را بفهمند و آگاهی خود را بالا ببرند.
  • قصه­های تصویری اولین گام کتابخوانی و انس و عادت کودکان به کتاب و مطالعه است.
  • قصه­های تصویری باعث رشد ذهنی کودک، تقویت تمرکز، و پرورش هوش کودکان می­شود.کودکان خردسال و دانش­آموزان کم سن و سال، با هوش نه چندان بالا می­توانند با کوشش و فعالیت، مهارت­هایی را یادبگیرند و در واقع در ثبت و ضبط آنچه موجود است، اقدام کرده و درآن زمینه پیشرفت کنند. و در این صورت باهوش خوانده شوند، اما همین که دانش­آموز یا کودک، با ماجرا یا رویدادی که سابقه­ای از آن در گنجینه­ی فکری خود، موجود ندارد، روبرو می­شود، درمانده و دست و پا بسته می­شود. قصه­های تصویری، مهارت­های صحبت کردن، گوش دادن، خواندن و نوشتن بچه­ها را بهتر می­کند، آن­ها را با کلمه­های توصیفی و فعل­ها آشنا می­کند، دایره و دامنه­ی گنجینه­ی لغات آن­ها را توسعه می­بخشد. کودکان با دنبال کردن قصه­های تصویری، دلیل منطقی و تاثیری که هر عملی ( خوب یا بد) ازخود به جای می­گذارد را درک می­کنند. مهارت­های ارتباطی، نقاشی و رنگ­آمیزی و قصه­گویی را می­آموزند.
  • قصه­های تصویری به بچه­ها و بزرگسالان دنیایی می­دهد که آن­را می­توانند در ذهن خود ببینند و از بودن درآن، لذت ببرند…
  • امتیاز قصه­های تصویری در این است که کودک یا دانش­آموز، خود می­تواند شاهد و ناضر آفرینش یک قصه باشد. مزیت دیگر قصه­های تصویری این است که به کودک اجازه می­دهد درباره­ی متن داستان، هر ایده­ای که به ذهنش می­رسد را بیان کند و این گونه درباره­ی چیزهایی که به نظرش می­آید بحث کند تا از هر ماجرا، خود نتیجه گیری اخلاقی کند و مهارت­های زندگی را بیاموزد. بچه­ها و دانش­آموزان می­توانند به زبان خود، درباره­ی عنوان داستان و اینکه شخصیت داستان در قصه چه می­کند و چه اتفاقاتی را می­آفریند؛ گفتگو کنند.
  • قصه­های تصویری برای کودکان خردسال که سواد خواندن و نوشتن ندارند؛ بسیار مفید است. همین­طور برای نوآموزان و دانش­آموزان نوخوان،تاثیر خوبی در بالا بردن دقت، آگاهی،ژرف اندیشی و سلامت روحی آن­ها دارند.
  • قصه­های تصویری، با کمترین تعداد واژه در قصه، ایده­های جدیدی را به ذهن خواننده می­آورد و به کودکان و نونهالان این امکان را می­دهد که با همان تعداد اندک واژگان، درباره­ی داستان صحبت کنند. درباره­ی داستان سوال بپرسند و از رهگذر آن، قصه­گویی را تجربه کنند.(مرتضوی کرونی، 1391)

2‌.11‌  سال­هایپیش دبستانی

در سال های طفولیت، بیشتر کودکان علاقه خاصی به دیگر کودکان نشان می دهند و برای برقراری رابطه تلاش می کنند. با این حال کودکان در سنین پیش دبستانی از کلمه “دوست” به روش معنادار استفاده می کنند (فورمن[119]،1996به نقل از خانزاده،1392). تعاملات همسالان در دوره پیش دبستانی بر مبنای بازی های تخیلی است که تصویر سازی کودکان را تحریک می کند و این امکان را برای کودکان فراهم می کند که درکشان را از نقش های اجتماعی مختلف، امور روزمره اجتماعی و قراردادها گسترش دهند. تا سن چهار سالگی، تفاوت های فردی در مهارت های اجتماعی و تاثیر اجتماعی می تواند به وسیله درجه بندی ها و مشاهدات معلم پیش دبستانی اندازه گیری شود.

مهارت های اجتماع پسند در طی سال­های پیش­دبستانی از اهمیت بسیاری برخوردار است. کودکان پیش­دبستان در بازی­های وانمود سازی شرکت می کنند و اسباب­بازی های خود را با یکدیگر به مشارکت می­گذارند.آنها با احساسات مثبت و روابط دوستانه به یکدیگر نزدیک می­شوند و به شروع تعاملات از طرف همسالان پاسخ مثبت می­دهند. آنها می­توانند بازی­های تعاملی و متقابل را باتوجه به بازی یکدیگر حفط کنند و به شیوه­ای پاسخ دهند که حمایت شریکشان را جلب کنند. مهارت­های اجتماعی مرتبط با پذیرش همسالان شامل ابراز عاطفه مثبت، توجه به بازی شریک خود، سازش پذیری، رعایت نوبت، ایفای نقش، کمک کردن و تشریک مساعی است. مهارت­های بازی مشارکتی در سنین پیش­دبستانی علاوه بر این که با میزان پذیرش توسط همسالان مرتبط است، میزان مشارکت مثبت در مدرسه و برقراری روابط مثبت با همسالان را در مدرسه ابتدایی پیش­بینی می­کند. همچنین کودکان پیش­دبستانی که از میزان مشارکت اجتماعی پایینی در بازی با همسالان برخودارند، در معرض خطر فزاینده  مبتلا شدن به مشکلات رفتاری اضطرابی، گوشه گیری، و پرخاشگری قرار دارند (لدو پروفیلت[120]، 1996به نقل از خانزاده،1392).

در طی سال­های اولیه پیش­دبستانی، کودکان مهارت­های مورد نیاز برای بازداری موثر رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشی را پیدا می کنند. به طوری که بروز رفتار پرخاشگرانه به هنگام بازی با همسالان در سنین 2-3 سالگی رایج است. با این حال میزان پرخاشگری در طی سال های پیش­دبستانی با توسعه­ی مهارت­های کلامی، هیجانی، و اجتماعی کاهش می­یابد (ویتارو[121] و همکاران،1992به نقل از خانزاده،1392). به طور کلی وجود مهارت های اجتماع پسند و مشارکت اجتماعی مثبت، یک شاخص اولیه قابلیت اجتماعی در طی سال­های پیش دبستانی به حساب می­آید. ظرفیت مهار پرخاشگری در روابط با همسالان و در طی سال­های پیش­دبستانی بسیار مهم است. در طی سال های پیش­دبستانی (سنین 3 تا 5 سالگی) کودکانی که میزان بالایی از رفتارهای مخرب و مشاجره آمیز را نشان می­دهند، با احتمال بسیار زیادی از سوی همسالان طرد می­شوند. در طی این سال­ها نشان دادند برخی رفتارهای پرخاشگرانه – مخرب از سوی کودکان، بهنجار است. با این حال زمانی این رفتارها نگران کننده خواهد بود که با فراوانی بسیار زیاد بدون همراهی با مهارت­های اجتماع پسند رخ دهند و در طول زمان با افزایش فرصت­های مناسب جهت یادگیری مهارت­های خود نظم بخشی و حل تعارض، کاهش نیابند.

کودکان در سنین پیش­دبستانی ظرفیت دستکاری و مقایسه مفاهیم را به طور ذهنی پیدا می­کنند. ادراکات اجتماعی آنها، عینی، تک بعدی، و تا حد زیادی متاثر از تجربه­های شخصی کنونی آنهاست. توصیف این کودکان از خود و دیگران بر نشانه­های عینی مانند جنس و رنگ موی سر استوار است. “دوستان”، افرادی هستند که با آنها بازی می­کنند و یا با آنها به مدرسه می­روند. این دوستی­ها بیشتر جنبه موقتی داشته و با یک تعامل مختصر شکل می­گیرند و با یک نزاع جزئی از بین می­روند. این نزاع ها همچنین می تواند بعد از یک دوره زمانی کوتاه به فراموشی سپرده شوند.

کودکان پیش­دبستانی در یک زمان نمی­توانند درباره ابعاد گوناگون یک مساله فکر کنند و اطلاعات متعارض را با یکدیگر یکپارچه سازند. به طور کلی ادراکات اجتماعی آنها خودمیان بینانه، کلی و بدون تمایز و عینی است. تا زمانی که کودکان به مرحله مقایسه  و دستکاری مفاهیم به طور ذهنی وارد نشوند، نمی­توانند در درک توالی علّی/ معلولی یا پیش بینی رفتار اجتماعی دیگران موفق عمل کنند. این نکته بدین معناست مفاهیم اجتماعی که برای بزرگسالان ابتدایی به نظر می­رسد، فراسوی درک کودکان پیش­دبستانی است.

کودکان پیش­دبستانی که از نظر اجتماعی کارآمد هستند، شناخت بیشتری از راهبردهای اجتماعی مناسب برای حل تعارض­های اجتماعی روزمره دارند. این کودکان براساس درجه بندی­های معلمان و همسالان، سطوح بالاتری از درک هیجانی را نسبت به کودکان با قابلیت اجتماعی پایین­تر نشان می­دهند، به طوری که می­توانند تظاهرات هیجانی در تصاویر را با سهولت بیشتری شناسایی کنند. بر اساس مطالعه ایزارد[122]و همکاران (2001) توانایی تشخیص و برچسب گذاری تظاهرات هیجانی در سنین پیش­دبستانی، رفتارهای اجتماعی و سازش یافتگی کودکان را در سنین بعد از چهارسالگی (کودکی میانه) پیش بینی می­کند. نظریه­پردازان بر این عقیده­اند که تحول استدلال اجتماعی و کنش های اجرایی مرتبط (مانند حافظه فعال، مهار توجه، بازداری رفتاری)، یک نقش بسیار مهم در پرورش قابلیت اجتماعی در طی سال­های پیش­دبستانی دارد. این مهارت­ها، پایه خود نظم بخشی را در فرد به خصوص در شرایط برانگیختگی هیجانی فراهم می­کنند. براساس نتایج تحقیقات انجام شده، کودکان پیش­دبستانی که از نظر اجتماعی، قابل هستند به هنگام برانگیختگی و آشفتگی، بهتر قادر تشخیص عاطفه و رفتار بوده و می توانند تکانه های رفتاری خود را از طریق لذت جویی درک نمایند. بازی­های پیش دبستانی اغلب شامل کام نایافتگی­های جزئی (مانند منتظر ماندن در خطاب مشارکت گذاشتن اسباب بازی خود) است که می­تواند از نظر هیجانی بسیار برانگیزاننده باشد و هیجان انگیز و هم ناامیدکننده). در نتیجه کودکانی که اغلب تندخو و ناشاد هستند در رویارویی تعارض یا ناکام یافتگی، به راحتی از نظر هیجانی برانگیخته می­شوند و در کسب پذیرش توسط همسالان با مشکلات بیشتری مواجه هستند (آیزنبرگ و فابس،1992 به نقل از خانزاده،1392).

در نتیجه در سال­های پیش­دبستانی، سنجش مهارت­های اجتماعی باید بر شروع تعامل اجتماعی و مهارت­های بازی مشارکتی یعنی ظرفیت شروع و حفظ تعاملات بازی و بازداری میزان بالای پرخاشگری تمرکز کند. ظرفیت پیوستن به دیگران در بازی، رعایت نوبت، پاسخدهی به نظر همسالان و تقاضاها و لذت بردن از بودن با همسالان؛ مهارت­های مهم مرتبط با قابلیت اجتماعی دوره پیش­دبستانی است. رفتارها و مهارت های اجتماعی/ شناختی باید در فرایند سنجش مورد توجه قرار گیرند. در این سو درجه بندی های معلم، مشاهدات رفتاری، و درجه بندی های والدین، از راهبردهای سنجش مفید به حساب می آیند.

2‌.12‌  طراحی آموزش مهارت های اجتماعی

از آنجا که متغیر وابسته در این پژوهش هوش میان­فردی است و مولفه­های هوش میان­فردیرا می­توان زیر مجموعه مهارت­های اجتماعی و مشخصه­های آن به شمار آورد؛ برای طراحی آموزشی این پژوهش از یک مدل طراحی آموزش مهارت­های اجتماعی استفاده شد. که مراحل آن به شرح زیر است:

آموزش مهارت های اجتماعی همانند آموزش طراحی شده برای هدف های تحصیلی، حرفه ای یا اجتماعی باید از این مراحل کلی بگذرد: انتخاب برنامه درسی، طراحی و فراهم کردن آموزش، ارائه آموزش، بازبینی پیشرفت (سوگای و لویس[123]،1999). انتخاب مهارت­های مهم و مشخص کردن انواع نارسایی در مهارت­های اجتماعی (مانند نارسایی در اکتساب یا عملکرد) در طراحی آموزش مناسب برای فرد ضروری است (گرشامو الیوت[124]، 1987؛ سوگای و لویس،1999).

انتخاب مهارت­های مناسب:اگرچه که تعداد مهارت­های اجتماعی بسیار زیاد است، با این حال این مقوله­ها را می توان در نظر گرفت: مهارت­های مربوط به افزایش ارتباط (مانند شروع کردن و حفظ مکالمه)،  مهارت­های مربوط به بهبود یکپارچگی اجتماعی (مانند خودمدیریتی، رفتارهای اجتماعی شخصی)، مهارت­های مربوط به بهبود تعامل اجتماعی (مانند رعایت نوبت، مدت زمان تعامل اجتماعی)، ونشان دادن مهارت­هایی که برای موقعیت های اجتماعی خاص مانند مدرسه، کار، اجتماع و خانواده مهم هستند (کالدارلا[125] و مریل،1997؛ گرشام[126] ،2001؛ سارجنت[127]،1998).

شناسایی مولفه های مهارت: بعد از انتخاب مهارت­های مناسب جهت تدریس، مولفه­های تکلیف جهت انجام مهارت باید شناسایی شوند. برنامه­های مربوط به مهارت­های اجتماعی منتشر شده منابع مفیدی را برای شناسایی ترتیب متوالی مولفه­های تکلیف فراهم می­کنند. بهترین برنامه مهارت­های اجتماعی آن است که مرتبط با نیازهای خاص فرد در بافت­های اجتماعی مهم مانند کلاس درس، مدرسه و جامعه باشد.

مشخص کردن نوع نارسایی در مهارت اجتماعی:در هر مولفه تکلیف، باید تمایزاتی بین مهارت­هایی که یاد نگرفته شده­اند (نارسایی در اکتساب) و مهارت­هایی که یاد گرفته شده­اند، اما به طور عادی یا مداوم استفاده نمی­شوند (نارسایی در عملکرد)، ایجاد شود (گرشام،1981). از آن جایی که در بخش­های قبلی به تفصیل به این مقوله پرداخته شده است، از توضیح بیشتر در این قسمت پرهیز می­کنیم.

ارائه آموزش:ارائه موثر آموزش مهارت های اجتماعی به استفاده از راهبردهای موثر تدریس بستگی دارد. با توجه به این که بیشتر کودکان، رفتارهای اجتماعی را به طور اتفاقی از طریق مشاهده یاد می­گیرند، معلمان و مراقبان ممکن است به آموزش این مهارت­ها با نشان دادن رفتارهای مطلوب بپردازند. به عنوان مثال معلمان در طی روزهای مدرسه، مهارت های اجتماعی مناسب را الگودهی می کنند. این فرصت­های یادگیری اجتماعی می­تواند به عنوان فرصت­های تدریس برای دانش­آموزانی که به سرنخ­های آشکارتر برای مشارکت در تعاملات اجتماعی نیاز دارند، مدنظر قرار گیرد.

افراد با تاخیر شناختی که همچنین دارای نارسایی­هایی در مهارت­های اجتماعی هستند، معمولا در کسب مهارت­ها از طریق یادگیری اتفاقی با مشکلاتی رویارویی هستند. بنابراین آنها به شیوه­های آموزشی مستقیم و آشکار نیاز دارند که بر اکتساب و حفظ مهارت تاکید کند. شیوه­های بهبود اکتساب مهارت شامل الگودهی، مربی­گری و آزمونگری است (سوگای و لویس،1996به نقل از خانزاده،1392). آموزش مهارت­های اجتماعی شامل ارائه مهارت توسط بزرگسال در امتداد مولفه­های زیر است: بیان منطقی برای یادگیری مهارت، تحلیل تکلیف مولفه­های مهارت، تمرین مهارت­های اجتماعی توسط دانش آموز با همسالان،  و تغییرات و تنوع سازی در مهارت برای طراحی تعمیم دهی (والکر[128]،رامسی[129] و گرشام،2004به نقل از خانزاده،1392).

2‌.13‌  طراحی کارگاه داستان­گویی:

اجرای این پژوهش به صورت برگزاری یک کارگاه داستان­گویی برای کودکان پیش­دبستانی صورت گرفت. انتخاب نوع بازی­ها و ترتیب آنها با مشورت چندی از مربیان مقطع پیش­دبستانی صورت گرفت این کارگاه در 6 جلسه اجرا شد که جلسه اول برای توجیه و تعریف کارگاه برای معلم و دانش­آموزان و اجرای پیش­آزمون در نظر گرفته شد و جلسات بعدی نیز در ادامه شرح داده خواهد شد.مبنای انتخاب بازی به عنوان قالب ارائه محتوا در ارائه شد و مبنای انتخاب موضوع و انواع بازی­ها، مشورت با مربیان و مبانی مطرح شده در منابع گوناگون است که می­توان از بین آنها به موارد زیر اشاره کرد:

  • بازی­ها تماما به صورت گروهی اجرا می­شد. چراکه در این سن کودکان به بازی­های گروهی و مشارکت و تعامل با دوستان و همسالان خود علاقه­مند می­شود و این مشارکت باعث رشد اجتماعی او می­شود.کودک کم کم از اسباب بازی­های خود فاصله گرفته و به بازی با دوستانش علاقه­مند می­شود. در بازی­های گروهی که هدف مشترکی دارند و افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیرند تلاش­ها و فعالیت­های اجتماعی خود را با یکدیگر هماهنگ کنند کودک به نوعی تعامل و ارتباط اجتماعی دست می­یابد.کودکان با انتخاب نوع بازی، تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین آن،در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می­کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی، این باور را در خود پرورش می­دهند که به منظور پذیرش در گروه و بازشناسی از سوی همبازی­ها مجبور به اجرای قوانین بازی می­باشند. کودک بدون بازی، به ویژه بازی­های گروهی، خودخواه و فاقد توانایی لازم برای ایجاد ارتباط با دیگران بارمی­آید، حال آنکه از طریق بازی، شیوه همکاری و نفوذ در گروه همسالان، جلب توجه دیگران، رعایت حقوق دیگران،زندگی گروهی و بسیاری از امور اجتماعی دیگر را یاد می­گیرد.(خزاعی و خزاعی،160،1392).

بازی­های گروهی به ویژه بازی­های نمایشی که نوعی بازی نمادین است می­تواند همدلی را در کودک پرورش دهد.دراین صورت او نه تنها وانمود می­کند هویت دیگری دارد، بلکه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد.چنین بازی­های نمادین به کودک کمک می­کند درک و شناخت او از دیگران بیشتر شود و نسبت به رفتار دیگران صبور باشد و تغییرات محیطی را بهتر بپذیرد.(همان منبع)

بازی به کودکان اهمیت سازگاری و ارزش سازش را می­آموزد. در این حین، کودک بزرگ و بزرگ­تر می­شود، به تدریج کمتر خود محوری را از خود نشان می­دهد و بیشتر تمایل دارد در بازی­ و مسابقات گروهی شرکت کند. کمترین عملکرد اجتماعی بازی را می­توان نقش انجام وظیفه­ای دانست که هریک از کودکان در بازی­های گروهی عهده­دار می­شوند. حتی ساده­ترین شکل بازی به کودک نکات مهمی می­آموزد،نکاتی چون رعایت نوبت،همکاری،رقابت عادلانه و برد و باخت منصفانه. (همان منبع،180).

  • بازی­ها بیشتر با فعالیت جسمی همراه بود چرا که: برای کودکان بازی­های پرتحرک گروهی ، که نظام ساده­ای دارند و موجب نشاط می­شود بسیار مناسب است.و از طرفی نشستن یا ایستادن یا بی­حرکتی بیش از اندازه(بیش از 5تا 10 دقیقه) برای کودکان سبب کسالت و خستگی و یا حالت عصبی می­شود.(همان منبع ،118)
  • اکثر بازی­های طراحی شده در این پژوهش با نظام و قاعده­ای ساده همرا بود چراکه در سنین دبستانی این نوع بازی جذاب تر است و دراین مرحله آثار بازی برای همه عمر باقی می­ماند و همزمان با رشد کودک و گذشت زمان به صورتی کامل­تر انجام می­شود.همچنین زمانی که کودک نمی­تواند اسباب بازی­ها و عروسک­های خود را جاندار فرض کند، این بازی­ها دیگر جذابیت خود را از دست می­دهند و او کم کم به سوی بازی­هایی نظیر فوتبال،شطرنج( که بازی­های قاعده­داری هستند)،و بازی­های فکری می­رود که نیازهای فکری،جسمی،روانی و اجتماعی او را بهتر برآورده می­کند. (همان منبع ،188).
  • بازی­ها بر اساس الگوی طراحیمارپیچی از ساده به پیچیده طراحی شده­اند به طوری که از چیدن پازل یک داستان و قصه­ی مشخص شروع شده و تا مرحله ایفای نقش در داستان ساخته ذهن خود دانش­آموزان پیش می­رود.
  • بازی­ها در هر جلسه بر اساس یک داستان پیش می­روند چراکه اهداف مورد نظر محقق برای ایجاد تغییر در دانش­آموزان با محدوده سنی پیش­دبستانیرا می­توان در اهداف شمرده شده در داستان­گویی مشاهده کرد.از جمله اهداف داستان می­توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • آشنا کردن خوانندگان خردسال و نوجوان با زندگی و مسائل آن.
  • رساشدن پیام­های سازنده در قالبی پذیرفتنی و برانگیزاننده به طور غیر مستقیم.
  • آشنا کردن کودکان و نوجوانان با ارزش­های اخلاقی، انسانی و اجتماعی به طور غیر مستقیم
  • این هنر جایگاه خاصی در پیشبرد برنامه­های آموزشی دارد و تجربیات واقعی و عملی شایانی در اختیار شنوندگان خود می­گذارد. تاثیر این هنر به حدی است که دانشمندان تربیتی، در قرون جدید، از آن به عنوان روش اساسی در آموزش و پرورش پیش­دبستانی و حتی سال­های اولیه دبستان یاد می­کنند.
  • یکی دیگر از اهداف قصه­گویی و شاید مهم­ترین هدف آن آموزش علوم اجتماعی مختلف خانه، کوچه، محله، شهر، کشور و سایر سرزمین­ها، سازگاری خود را با محیط اطراف تسهیل می­کنند.آن­ها از طریق داستان با فرهنگ، تمدن، مذهب، سنن و آداب و رسوم افراد،اقوام و ملل و مردمان مختلف آشنا می­شوند و این­گونه داستان­ها برایشان بسیار لذت بخش است.
  • هدف دیگر پرورش ارزش­های اخلاقی است: از طریق داستان­سرایی می­توان ارزش­های اخلاقی کودکان و نوجوانان را پرورش داد و صفات پسندیده را در آنان قوام و دوام بخشید.کودکان از این طریق با معناهای واقعی عشق و ایمان،نوع دوستی و همدردی، تعاون و همکاری،شجاعت و پایداری و… آشنا شده و به رشد عقلی می­رسند.(ناظمی،1385)
  • انتخاب ماجرای داستان که اغلب خانوادگی،جذاب و یا بر اساس ارزش­های اخلاقی صورت گرفته است، مطابق با سن دانش­آموزان انتخاب شده است چراکه ویژگی­های سنین 6و7 سالگی به شرح زیر است:
  • سنین تقلید،خیال­بافی و داستان­پردازی، سنین کسب استقلال و تظاهر، احساس عدالت طلبی و تکوین ارزش­های اخلاقی و اجتماعی به صورت پیشرفته­تر است
  • سن نخستین گروه­بندی­های کودکان است.
  • سن انواع چراها و کنجکاوی شدید نسبت به همه­گونه مسائل محیط است
  • جنسیت برایش مطرح می­شود
  • وابستگی­های خانوادگی شدید است.
  • به خواندن کتاب­های مجموعه داستان یا کتاب­هایی که هر فصل آن از مطلب دیگری تشکیل شده علاقه دارد
  • داستان­ها باید لطف و گرمای محیط­های خانواده را منعکس کنند. همکاری­های سازنده گروه­های کودکان را بازگو کنند و بطور غیرمستقیم به کودک دل و جرات دهند که دشواری­های خود را حل کند.(ناظمی،1385)

 

2‌.14‌  پیشینه پژوهش :

2‌.14‌.1‌                    پژوهش­های داخلی:

پدیداران مقدم،)1390)پژوهش خود را تحت عنوان “بررسی تاثیر برنامه های خانه های اسباب بازی بر خلاقیت کودکان 3-7سال تهران” انجام داد.هدف اصلی تحقیق، بررسی رشد خلاقیت در چهار مولفه (اصالت، انعطاف پذیری، سالی و بسط) بود. شرکت کنندگان در تحقیق، 25 کودک (3تا7 ساله) که از برنامه های خانه های اسباب بازی بهره مند و بصورت تصادفی ساده انتخاب شده بودند را شامل شد. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش، شامل آزمون تصویری تورنس فرم A بوده. به منظورآزمون فرضیات پژوهش از روش نیمه تجربی (طرح آزمون مقدماتی و نهایی با یک گروه آزمونی) استفاده گردید. به این ترتیب که پس از انتخاب تصادفی آزمودنی ها، ارزیاب، پیش آزمون (آزمون مقدماتی) را با کودکان اجرا نمود و میزان آن را ثبت کرد و سپس متغیر مستقل، ( حضور در برنامه های خانه های اسباب بازی به مدت 2ماه) برای کودکان اعمال گردید. آنگاه همان ارزیاب، پس آزمون (آزمون نهایی) را با کودکان انجام داد.نتایج این تحقیق نشان داد برنامه ی خانه های اسباب بازی اثر معناداری (در سطح اطمینان 99%) بررشد و خلاقیت کودکان 7-3 سال و در تمامی 4 مولفه ی خلاقیت آنان دارد.

تیموری (1386) پژوهش خود را تحت عنوان”بررسی تاثیر اسباب بازی های آموزشی بر میزان یادگیری مفاهیم پیش از عدد ریاضی در کودکان پیش از دبستان شهر تبریز سال 85-86.”انجام داد نمونه ی مورد بررسی به صورت روش نمونه گیری خوشه ای، با حجم 30 نفر انتخاب شد و اجرای این پژوهش شامل سه مرحله بود، مرحله ی اول پیش آزمون، مرحله ی دوم آموزش مفاهیم پیش از عدد ریاضی به وسیله ی وسایل ساخته شده توسط شرکت سرگرمی های علمی و مرحله سوم پس آزمون.

نتایج پژوهش پس از مقایسه به وسیله ی آزمون t وابسته از پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که تفاوت معناداری بین یادگیری این مفاهیم در پیش آزمون و پس آزمون وجود دارد و وضعیت یادگیری دانش آموزانی که با اسباب بازی ها آموزش دیده اند بهتر شده است.

  • ولدبیگی (1389) پژوهش خود را تحت عنوان”بررسی تاثیر بازی­های بومی محلی بر رشد مهارت­های حرکتی کودکان 6-9 ساله شهرستان پاوه “انجام داد. بدین منظور از مراکز دبستانی شهرستان پاوه دو مرکز به طور تصادفی انتخاب گردیدند. یک مرکز به عنوان گروه آزمایش( مدرسه شهید صدوقی) و مرکز دیگر به عنوان گروه کنترل (مدرسه شهید مطهری) انتخاب شدند. روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای بود.بعد از اجرای پیش آزمون به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه 15 دقیقه در زنگ­های تفریح دانش­آموزان، بازی­های بومی محلی برای آن­ها توضیح و با آن­ها کار شد و دراین مدت گروه کنترل به بازی­های دیگر می­پرداخت. در انتها از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. برای آزمون فرضیه­ها از آزمون T و نمونه مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که انجام بازی­های بومی-محلی نقش بسیار مهمی در رشد مهارت­های حرکتی دانش­آموزان دارد. انجام بازی­های محلی در افزایش تعادل،هماهنگی و انعطاف پذیری دانش­آموزان بسیار موثر است و آنان را برای انجام حرکات بعدی آماده می­کند و در نتیجه می­توان گفت که بازی کودکان،وصدای آنها ،بالا و پایین پریدن آنها و… یک نوع تخلیه هیجانی سالم را به دنبال دارد که می­توان آثار آن را در نوجوانی و بزرگسالی در رفتار و عملکرد کودک مشاهده کرد.
  • هستی(1391) پژوهش خود را تحت عنوان بررسی اثربخش بازی­های گروهی مشارکتی بر یادگیری مهارت کنترل خشم در دختران کلاس اول ابتدایی شهرستان ایوان انجام داد.این پژوهش یک طرح آزمایشی پیش­آزمون و پس­آزمون با گروه کنترل می­باشد. در این پژوهش از میان مدارس ابتدایی شهرستان ایوان،3 مدرسه به روش تصادفی خوشه­ای انتخاب و سپس 60 کودک 7 ساله کلاس اول به صورت تصادفی از میان مدارس آموزش و پرورش شهرستان ایوان انتخاب شدند که 30 کودک گروه آزمایش را تشکیل می­دادند و 30 کودک گروه گواه که به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه هنجاریابی شدهایرانی آخنباخ بود. روش انجام پژوهش به این صورت بود که بعد از انتخاب نمونه­های واجدالشرایط، پرسشنامه قبل از اجرای بازی­های گروهی توسط والدین تکمیل شد و سپس چندبازی گروهی در طی 12 جلسه 45 دقیقه­ای با کودکان انجام شد.به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.و برای آزمون گروه­های مستقل از آزمون Tو برای توزیع نرمال از آزمون کولموگروف- اسمیرونوف استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بازی­های گروهی و مشارکتی در یادگیری مهارت کنترل خشم و نیز در کاهش پرخاشگری کودکان موثر بوده است.
  • برمکی(1386) با”بررسی تاثیر بازی های مبتنی بر حرکت بر رشد عاطفی-اجتماعی کودکان پیش­دبستانی شهرستان کاشمر ، سال 1386-1385″ پژوهش خود را با هدف بررسی تاثیربازی­های مبتنی بر حرکت بر رشد عاطفی کودکان پیش­دبستانی انجام داد. برای نمونه گیری به صورت نمونه­گیری خوشه­ای از دو مرکز پیش­دبستانی انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند .در این پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و برای اندازه­گیری رشد عاطفی-اجتماعی از پرسشنامه­ی محقق ساخته که بیشتر سوالات آن فرم ساده شده­ی آزمون رشد اجتماعی وایلنر بوده استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده­ها ، نتایج به دست آمده از اجرای بازی­های مبتنی بر حرکت بر روی گروه آزمایش نشان داد کودکانی که این بازی ها را انجام داده اند، نسبت به کودکانی که از این بازی ها محروم بوده­اند، در زیر مقیاس مهارت­های اجتماعی ، توانایی ایجاد ارتباط ، آشنایی با قوانین و مقررات ، آشنایی با حقوق فردی و اجتماعی ، آشنایی با رفتارهای جامعه پسند و پرورش عواطف ، عملکرد بهتر و نسبت به آنها رشد چشمگیری داشتند در صورتی که اجرای این بازی ها بر روی گروه آزمایش ، هیچ قضاوت بارزی در پرورش خود پنداری مثبت آنها نسبت به گروه کنترل نداشت و هر دو گروه از رشد خودپنداره­ی یکسانی برخوردار بودند با توجه به یافته­های این پژوهش می­توان گفت که بازی­های مبتنی بر حرکت، برنامه و روشی سودمند در رشد همه جانبه (رشد جسمی ، حرکتی ، اجتماعی، عاطفی،و….) کودکان پیش از دبستان می­باشد.

محمودی فر(1385)پژوهش خود راتحت عنوان”بررسی وضعیت آموزش بازی در مراکز خصوصی پیش دبستانی رشت”انجام داد.هدف این تحقیق بررسی امکانات و وضعیت آموزشی بازی با تاکید بر تمایلات حرکتی کودکان در مراکز خصوصی پیش دبستانی شهر رشت بود. از بین 93 مرکز پیش دبستانی به طور تصادفی 65 مرکز انتخاب گردید. 3 پرسشنامه ی محقق ساخته ویژه ی مدیران، مربیان و کودکان با ضریب روایی 86%، 81%، 78%، توسط 67 مدیر و 64 مربی تکمیل شد و با 162 کودک مصاحبه به عمل آمد. اطلاعات تحقیق با استفاده از آزمون خی دو در سطح p ≤ %5  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نتایج تحقیق نشان داد که بین دیدگاه مدیران، مربیان و کودکان در مورد میزان تمایل حرکتی کودکان و مشارکت اجتماعی آنها در بازی تفاوت معنی داری وجود دارد. اظهارات مشابه مدیران و مربیان در مورد میزان تمایل حرکتی کودکان و تضاد آن با بیانات کودکان، هم چنین تمایل 71 درصد از کودکان به بازی های نشستنی در مقابل بازی های حرکتی قابل توجه بود و نیز تفاوت معنی داری بین دیدگاه مدیران و مربیان در مورد نوع بازی ومناسب بودن فضای بازی در مراکز پیش دبستانی مشاهده شده است. از طرف دیگر، امکانات موجود در مراکز پیش دبستانی شهر رشت، تمام انواع بازی را برای کودکان تحت پوشش قرار نمی داد و سرانه فضای باز (154/2 مترمربع) و فضای بسته (78/ متر مربع) برای هرکودک کمتر از میزان مطلوب بود. هم چنین رابطه ی معنی دار موجود بین برخی از متغیرها نشان داد که پسران تمایل بیشتری به بازی های فعال داشتند و کودکان دارای مادر شاغل، فعال تر از کودکان دارای مادر خانه دار بودند.

مقایسه ی سایر یافته ها نشان داد که 89 درصد از کودکان، مراکز پیش دبستانی را به عنوان مکان بهتری نسبت به خانه برای بازی می دانستند و 78 درصد از آنها تمایل بیشتری به بازی های گروهی داشتند.

  • سهرابی (1390) پژوهش خود را تحت بررسی تاثیربازی­های گروهی بر مهارت اجتماعی دانش آموزان پنجم ابتدایی،انجام داد، بدین صورت که در ابتدایک منطقه از شهر تهران به صورت تصادفی و سپس یک مدرسه از آن منطقه به صورت تصادفی و از کلاس های پایه پنجم آن دو کلاس بصورت تصادفی انتخاب شدند . سپس از کلاس ها آزمون اشتیاق برای برقراری ارتباط هاری(1976) و آزمون رقابت – همکاری هاری(1976) گرفته شد و نتایج با استفاده از آزمون t مورد مقایسه قرار گرفت و چون تفاوت معناداری وجود نداشت یکی از آنها در گروه گواه و دیگری در گروه آزمایش گمارده شدند. سپس در طی دو ماه و 12 جلسه در یکی از کلاس ها (گروه آزمایش) با استفاده از بازی های گروهی مهارت­های اجتماعی همکاری و برقراری ارتباط آموزش داده شد ولی کلاس دیگر بیشتر به بازی­های انفرادی می پرداختند . بررسی وضعیت فرضیه :

بازی های گروهی بر مهارت های اجتماعی تاثیر مثبت دارد –تایید.

بازی های گروهی بر همکاری دختر پنجم ابتدایی تاثیر مثبت دارد-تایید.

بازی های گروهی بر برقراری ارتباط بین فردی دختر پنجم ابتدایی تاثیر مثبت دارد-تایید.

دوران (1380) ، در کار تحقیقی خود تحت عنوان بررسی تاثیر بازی های کامپوتری بر مهارت های اجتماعی ، با این فرضیه که بازی های کامپیوتری بر مهارت­های اجتماعی تاثیر دارد پژوهشی انجام داد.به منظور بررسی رابطه ی بین مبادرت به بازی های رایانه ای و میزان مهارت های اجتماعی، 258 نفر دانش آموز پسر مقطع اول دبیرستان انتخاب شدند که ضمن پاسخ به پرسشنامه ی محقق ساخته اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه مهارت های اجتماعی را نیز تکمیل کردند. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش حاکی از آنند که گرچه تجربه ی بازی با مهارت های اجتماعی رابطه ی معکوس دارد، یعنی هرچه تجربه ی بازی بیشتر باشد، مهارت های اجتماعی کمتر است، اما این رابطه معنادار نبوده و در عوض وجود رابطه ی معنادار بر دو محور محل بازی و حضور دیگران در محل بازی متمرکز بوده است. به طوری که انتخاب منزل به عنوان محل بازی و با ترجیح تنها بودن در محل بازی با مهارت های اجتماعی رابطه ای معکوس، و پرداختن به بازی در محل هایی که امکان حضور دیگران وجود دارد، با متغیر مهارت های اجتماعی رابطه ای مستقیم دارد. در مجموع با استناد به یافته های پژوهش می توان ابراز نمود که مبادرت به این بازی ها می تواند تاثیر به سزایی در الگوهای تعاملات بین فردی و در نتیجه مهارت های اجتماعی برجای گذارد.

 زمانی،(1390).رابطه ی بین هوش های چندگانه (گاردنر) با مهارت های زندگی در دانشجویان کارشناسی دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران را مورد بررسی قرار داد، هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه ی هوش های چندگانه­ی گاردنر با مهارت­های زندگی می­باشد . جامعه­ی این پژوهش دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران بودند . نمونه­ی این پژوهش 205 نفر بودند. از میان این نمونه 145 نفر دختر و 60 نفر پسر انتخاب شد. نتایج این تحقیق نشان داد که هوش­های چندگانه با مهارت­های زندگی در سطح 5%رابطه ی معنادار 62% وجود دارد . همچنین میان انواع هوش های چندگانه گاردنر با مهارت زندگی رابطه­ی معناداری وجود داشت . نتایج این پژوهش نشان داد که در بین میانگین های هوش های چند گانه و هم چنین مهارت های زندگی در جنس مذکر و مونث تفاوت معناداری وجود ندارد.

  • بیابان بیدگلی،(1392) پژوهش خود را تحت عنوان ” مقایسه­ی اثربخشی آموزش واحدکار، براساس هوش­های چندگانه با روش­ گروه نمونه بر عملکرد یادگیریکودکان پیش دبستانی انجام داد.

هدف کلی این پژوهش مقایسه­ی اثربخشی آموزش واحد معنا براساس تدریس مبتنی بر هوش­های چندگانه با روش گروه نمونه بر عملکرد یادگیری آموزشی طرح های کار کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی 1392 می باشد . هدف این تحقیق مقایسه ی عملکرد یادگیری گروه نمونه و آزمایش است که گروه آزمایش براساس راهبردهای هوش چندگانه آموزش می­دید و گروه نمونه براساس روش های متداول آموزشی در پیش­دبستانی که شامل حیطه­ی محدودی از هوش چندگانه می­شود آموزش می­دید. سوالات آزمون عملکرد یادگیری براساس حیطه­های شناختی بلوم ابعاد رشد جسمی ، عاطفی،اجتماعی،زبانی،شناختی را بررسی می­کردند. تحقیق به مدت 4 هفته 2 جلسه 45 دقیقه ای تدریس می­شد .نتایج نشان داد که بین دو متغیر آموزش براساس هوش چندگانه و گروه نمونه تفاوت معناداری وجود دارد. هر دو عملکرد یادگیری را افزایش می­دهند ولی آموزش به شیوه ی هوش چندگانه موثرتر از روش گروه نمونه است .

2‌.14‌.2‌                    تحقیقات خارج :

  • جیمز اف کریستی[130] و ای پی جانسون[131] (1950) در تحقیق خود تحت عنوان نقش بازی در رشد اجتماعی وفکری نشان دادند که توانایی کودکان برای مدیریت احساسات و رفتار و دوستی پیش شرط های لازم برای آمادگی در مدرسه و موقعیت تحصیلی است که این ها با بازی تقویت می­شوند و توانایی در مهارت­های اجتماعی پیش بینی کننده ای از شکست تحصیلی است. این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت­های ارتباطی ، مدیریت و کنترل خشم و حل مشکلات بین فردی در موقعیت تحصیلی موثر است .
  • همفری[132](1986) در رابطه با رابطه ی بین هوش و حرکت و یادگیری با بازی به عنوان یک تقویت کننده مطالعاتی انجام داده است و با این فرضیه که بین هوش و حرکت و یادگیری با بازی رابطه ای مثبت وجود دارد .پژوهش وی نشان داد ، مشارکت کودکان در بازی ها سبب ایجاد انگیزه ی آنها برای یادگیری بهتر مفاهیم دستور زبان و خواندن می شود. مفاهیم دستور زبان را که به روش بازی کردن به کودکان گروه آزمایش تدریس شده بود یادگیری آنها به طور معنی­داری بیش از کودکان گروه گواه که همین مفاهیم را از طریق هوش کلامی فراگرفته بودند، بود .
  • السون تانکس[133] ،دیوید سندیفورد[134]،اندریاکدی[135] و امی گتس لر[136] (2011) در بررسی قدرت بازی : استفاده از یک مدل تلفیقی بازی های گروهی برای تقویت مهارت های اجتماعی و حرکتی یادگیرندگان با مشکل برقراری ارتباط با دیگران و استفاده از زبان و مفاهیم انتزاعی پژوهشی انجام دادند، اهداف این پژوهش عبارتند از 1- یک گروه از افراد دارای این مشکل تشکیل بدهند تا این گروه بتوانند با بقیه ی همسالان تعامل داشته باشند و مهارتهای حرکتی ابتدایی را یاد بگیرند . 2- این مدل از بازی های گروهی بتواند در بیشتر یادگیرندگان فرصت تقویت مهارت های اجتماعی و درک دیگران را ایجاد کنند . 3- اعتماد لازم را در معلمان ایجاد کنند ، تا یک برنامه ی منسجم را به اجرا گذارند تا این برنامه شکاف موجود در مهارت های اجتماعی و یادگیری حرکتی یادگیرندگان را تامین کند. این برنامه را به مدت 12 هفته اجرا شد با این وجود محققان در اجرای این تحقیق با این مشکل مواجه بودند که همبازی های این گروه را نمی توانستند به راحتی انتخاب کنند چون افراد عادی توانایی های بیشتری از گروه آزمایش داشتند . و نتایج تحقیق نشان می دهد که این بازی در تقویت درک اجتماعی و ایجاد فرصت تعامل با دیگران موثر بود .

 

 

2‌.15‌  جمع بندی:

لازمه داشتن جامعه سالم، داشتن کودکان سالم است.چرا که کودکان آینده­سازان یک جامعه هستند، از طرفی پرورش کودکان سالم در گرو برنامه­ریزی صحیح و آموزش به موقع و موثر است. رشد، شکوفایی و ترقی جامعه وقتی میسر است که افراد آن جامعه توانایی­های لازم و اولیه را فراگرفته باشند. بیشترین وظیفه آموزش این توانایی­ها بر دوش آموزش و پرورش و دیگر نهادهای آموزش است تا با طراحی مناسب، این توانایی­ها را در فراگیران ایجاد کنند.

به همین منظور موضوع مورد مطالعه در این پژوهش اجرای طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان­فردی کودکان قرار گرفت، تا بتوان توانایی­های مورد نیاز دانش­­آموزان برای حضور در جامعه که توانایی برقراری ارتباط وهمکاری با دیگران، درک دیگران و تشخیص امیال و مقاصد دیگران و … است را پرورش داد؛ این مهم با توجه به یکی از اساسی­ترین نیازهای کودک یعنی بازی میسر می­شود. تا حدی که خزاعی و خزاعی(1392)بیان می­کنند: بازی، زندگی کودک است، با زندگی کودک بازی نکنیم.

در این فصل مبانی نظری پژوهش و نتایج مطالعات در رابطه با طراحی آموزشی، بازی، هوش میان­فردی، همکاری، همدلی، تشخیص مقاصد، فواید داستان­گویی و… بیان شد، در این فصل انواع بازی، اهمیت بازی در فرایند اجتماعی شدن ،تاثیر بازی بر هوش­میان­فردی، فواید داستان و داستان­های تصویری شرح داده شد. در پایان فصل نیز پژوهش­های مشابه داخلی و خارجی در این زمینه مطرح گردید.نتایج این فصل بیانگر موضوعات زیر است:

  • هوش قابل تقویت است (مکنزی2005/1391).
  • بازی موجب پرورش مهارت­های اجتماعی، روانی، جسمی و … در کودکان می­شود.
  • قصه­های تصویری و داستان­گویی موجب رشد و تقویت هوش، مهارت­های کلامی، خلاقیت، ایفای نقش و یادگیری مهارت­های اجتماعی و… می­شود (مرتضوی کرونی،1391)

 

 

 

 

فصل سوم:
روش تحقیق

 

 

 

 

 

تصمیم­گیری درباره روش تحقیق بستگی به هدف تحقیق، ماهیت مساله مورد مطالعه و روش­های مختلف بررسی آن دارد. پس روش تحقیق باید با توجه به مساله مورد مطالعه انتخاب شود(دلاور، 1391). در این فصل سعی می­شود روش انجام تحقیق و مراحل آن مشخص و توصیف شود. بنابراین آنچه در این فصل به آن پرداخته می­شود روش­تحقیق،جامعه آماری، روش نمونه گیری،روش و ابزار جمع­آوری اطلاعات، روش تجزیه و تحلیل اطلاعات می­باشد.

3‌.1‌     روش تحقیق

روش­ها و رویکردهای بسیاری برای انجام تحقیقات علمی در رشته های گوناگون وجود دارند و در حوزه علوم رفتاری معمولآُدو دسته از روش­های تحقیق که شامل :

 الف) روش­های کمی که در آنها از داده­های کمی استفاده می­شود.

 ب) روش­های کیفی که در آن­ها داده­های کیفی به کارمی­رود

 می­باشد استفاده می­شود.این روش­ها مکمل یکدیگر بوده،برای شناخت پدیده­ها می­توان آن­ها را باهم مورد استفاده قرار داد.(سرمد و همکاران،1391)

روش تحقیق در این پژوهش به صورت ترکیبی است:

3‌.1‌.1‌    روش تحقیق ترکیبی[137]

این نوع روش تحقیق نسبت به روش­های کمی و کیفی کمتر شناخته شده است و شامل آن دسته از روش­های گردآوری اطلاعات و تحلیل داده­هاست که از هر دو روش کمی و کیفی در یک پژوهش استفاده می­کند. مفهوم روش­های مختلف ترکیبی شاید ریشه در کار کمپل و فیسک[138] (1959) داشته باشد که از روش­های چندگانه برای مطالعه روایی خصیصه­های روانشناسانه استفاده کردند و دیگران را نیز در گردآوری داده­ها در یک مطالعه به استفاده از رویکردهای چندگانه ترغیب نمودند. هنگامی از روش تحقیق ترکیبی استفاده می­شود که:

  • امکان گردآوری داده­ها فقط با یک روش امکان­پذیر نباشدو استفاده از هردوی آن­ها مکمل هم باشند و بتوانند مشکلات یکدیگر را برطرف نمایند.
  • استفاده از یک روش ممکن است که به طور ذاتی تعصبات پژوهشگر در کار لحاظ گردد.
  • نتایج حاصل از یک روش ممکن است که باعث افزایش کیفیت نتایج روش دیگر باشد یا در آن زمینه آگاهی لازم را بوجود آورد (کرسول[139]، 2008/1390)

در جهت انجام این پژوهش که با طرح همسوسازی از روش تحقیق ترکیبی است، چراکه:

  • متغیر مورد بررسی در این پژوهش هوش میان فردی است که از طریق عملکرد و رفتار دانش­آموزان در حین انجام بازی­ها سنجیده می­شود و رفتار آنها را نمی­توان صرفا با روش­های کمی سنجید و داده­های حاصل از روش­های کمی پاسخگوی سوال­های پژوهشگر نمی­باشد.
  • روش­های کیفی نیز به تنهایی نتایج قابل اطمینان به دست نمی­دهد. چراکه امکان سوءگیری و خطا در این روش بیشتر است
  • روش­های کمی و کیفی درکنار هم نتایج کامل­تر و قابل اطمینانی برای پاسخ به سوالات پژوهش حاصل می­کند.

در اجرای این روش در پژوهش حاضر گام­های زیر طی می­گردد:

الف) روش انجام تحقیق کیفی: استفاده از مصاحبه و مشاهده 

ب) روش انجام تحقیق کمی:استفاده از پرسشنامه به صورت پیش­آزمون و پس آزمون

قابل ذکر است که در طرح همسوسازی ،دو روش کمی و کیفی در جمع­آوری وتحلیل اطلاعات همزمان انجام می­شوند.

3‌.2‌     جامعه آماری

جامعه آماری تمام اعضای یک مجموعه­ی واقعی یا فرضی از افراد، وقایع یا اشیاء را در برمی­گیرد و پژوهشگران انتظار دارند یافته­های پژوهشی خود را به آن تعمیم دهند( گال[140] و همکاران،ترجمه نثر و همکاران، 1392). درپژوهش، مفهوم جامعه به کلیه افرادی اطلاق می­شود که حداقل دارای یک صفت یا ویژگی مشترک هستند و عمل تعمیم پذیری در مورد آن­ها صورت می­گیرد (دلاور،1391). جامعه آماری این پژوهش را دانش­آموزان پیش­دبستانی منطقه 19 تهران در سال تحصیلی 92-93 تشکیل داده­اند که تعداد 1350 دانش­آموز را شامل می­شود. جامعه آماری در بخش کمی و کیفی یکسان بود.

3‌.3‌     نمونه آماری و روش نمونه گیری

نمونه­گیری عبارت است از انتخاب تعدادی از افراد،حوادث و اشیاء از یک جامعه­ی تعریف شده به عنوان نماینده­ی آن جامعه( دلاور،1391). در این پژوهش از روش نمونه­گیری هدفمنددر بخش کیفی و نمونه گیری در دسترس در بخش کمی استفاده شد. به این صورت که با توجه به شرایط و ضوابط  مورد نیاز برای اجرای پژوهش یک مدرسه دارای شرایط انتخاب گردید. سپس یک کلاس 18نفره به عنوان نمونه، مورد پژوهش قرار گرفت. نمونه در بخش کمی و کیفی یکسان بود.

3‌.4‌     روش گردآوری اطلاعات

اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش همانطور که در بالا اشاره شد به دو روش کمی و کیفی صورت گرفت که در روش کمی از پرسشنامه محقق ساخته شامل 22 سوال برای سنجش هوش میان­فردی دانش­آموزان مورد استفاده قرار گرفت.این پرسشنامه به صورت پیش­آزمون و پس آزمون انجام گرفت. و در روش کیفی از مشاهده و مصاحبه استفاده شد که مصاحبه، از معلم و به شکل سوال­هایی که پاسخ آن­ها با نمره­دهی  (ضعیف، متوسط، خوب، خیلی خوب )مشخص شده بود، انجام گرفت.و در حین انجام بازی­ها نیز سوال­های از پیش آماده شده از دانش­آموزان پرسیده می­شد.اغلب پس از هر جلسه نیز از معلم در رابطه با بازی­ها و عملکرد دانش­آموزان در بازی همان روز مصاحبه­ای انجام می­شد. برای مشاهده، آزمایشگر به همراه یک فرد دیگر در کلاس حضور پیدا کرد و آنچه را که از رفتار دانش­آموزان (رفتارهایی که در زیر مجموعه مولفه­های هوش­ میان­فردی قرار می­گرفت و قبلا برای مشاهده­گر تعریف شده بود)مشاهده و یادداشت کردند. هم­چنین برای دقت بیشتر با استفاده از دوربین از روند اجرایی بازی­ها تصویربرداری شده و با توجه به آن­تصاویرمشاهدات ثبت ­شد.

3‌.5‌     ابزار پژوهش

ابزار این پژوهش همانطور که در بالا اشاره شد از سه روش، مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه انجام گرفت.

مشاهده:مشاهده می­تواند منظم،بسته،ساختاری و یا نامنظم، باز،غیرساختاری صورت گیرد. مشاهده­ی منظم زمانی صورت می­گیرد که پژوهشگر بر اساس برنامه­ریزی دقیق به محیط پژوهش وارد شده و مواردی که از قبل تنظیم شده، مورد مشاهده قرار دهد (شورینی،1391). که در این پژوهش همانطور که در بالا اشاره شد از همین نوع مشاهده استفاده شد.

مصاحبه: یکی از بنیادی­ترین،انعطاف­پذیرترین و شاید بهترین روش گردآوری اطلاعات مصاحبه است. مصاحبه می­تواند منظم، بسته، ساختاری و یا نامنظم، باز، غیرساختاری صورت گیرد. در مصاحبه منظم یا یسته، سوالات و پاسخ­های آنها از سوی مصاحبه­گر از قبل تهیه و در زمان مصاحبه مطرح می­شود (شورینی،1391). در پژوهش حاضر همانطور که در بالا اشاره شد از همین نوع مصاحبه استفاده شد.

پرسشنامه:در رابطه با پرسش­نامه باید اشاره شود که این ابزار به صورت محقق ساخته برای سنجش هوش میان­فردی دانش­آموزان تهیه گردیده و شامل 22 سوال و سه بخش سوالات است. بخش اول شامل 6سوال که میزان توانایی همکاری دانش­آموزان را می­سنجد.بخش دوم شامل 9سوال که توانایی همدلی و بخش سوم شامل 7سوال که توانایی تشخیص مقاصد آن­ها را می­سنجد. با توجه به سن کم دانش­آموزان تعداد سوال­ها در حدکم در نظر گرفته شد تا از خستگی و بی­حوصلگی دانش­آموزان جلوگیری شود.همچنین به دلیل عدم توانایی دانش­آموزان در خواندن این پرسشنامه توسط محقق خوانده می­شد و دانش­آموزان به آن پاسخ می­دادند.

3‌.6‌     روایی

روایی اصطلاحی است که به هدفی که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است اشاره می­کند. آزمونی دارای روایی است که برای اندازه­گیری آنچه مورد نظر است کافی و مناسب باشد(سیف،1383). برای بدست آوردن روایی، پرسشنامه، چک لیست و مصاحبه معلم، بین تعدادی از اساتید مرتبط و متخصص موضوع توزیع شد تا معایب و اشکالات آن­ها مشخص گردد. پس از جمع­آوری پیشنهادها و مشاوره مجدد با استاد راهنما عبارات و پرسش­ها و جملات مبهم، حذف گردید و نسخه نهایی تهیه گردید.

3‌.7‌     پایایی

مقصود از پایایی یک ابزار اندازه­گیری، آن است که اگر خصیصه­ی مورد سنجش را با همان وسیله یا وسیله مشابه با آن تحت شرایط مشابه دوباره اندازه­گیری کنیم، نتایج حاصله تا چه حد مشابه،دقیق و قابل اعتماد است( هومن،1383). به منظور برآورد ضریب پایایی پرسشنامه، چک لیست و مصاحبه معلم از نرم افزار spss و محاسبه آلفای کرانباخ استفاده شد.

در زمان اجرای آزمایشی آلفا به میزان مورد قبول به دست نیامد و بعد از اصلاحات و تغییر گزاره­های مبهم (طبق نظرآماریست) و سپس اجرا، آلفا در پرسشنامه به میزان 76% و به ترتیب 70% در مولفه اول(همکاری) و74%در مولفه دوم( همدلی) و 80%در مولفه سوم(تشخیص مقاصد) محاسبه شد همچنین در چک لیست به میزان 83% و مصاحبه معلم به میزان 80% محاسبه شد.

3‌.8‌     روش تحلیل داده­ها

الف) تحلیل داده­های کمی:

در این پژوهش داده­های جمع­آوری شده از طریق پرسشنامه،به وسیله نرم­افزار spssمورد تحلیل قرار گرفت.ابتدا آمار توصیفی جهت مرتب کردن اطلاعات استفاده شده است براین مبنا داده­های حاصل از پژوهش در جدول مربوطه نشان داده می­شود.بخش دوم تحلیل داده­ها مبتنی بر آمار استنباطی صورت می­گیرد. هدف از آمار استنباطی عبارت است از نتیجه­گیری پیرامون ویژگی­های جامعه­ای که نمونه مورد مطالعه از آن استخراج شده است.(دلاور،1391،به نقل ازمنصوری،1393) در آمار توصیفی داده­های حاصله با تهیه و تنظیم جدول و نمودار توزیع فراوانی خلاصه می­گردد.در بخش توصیف داده­ها از میانگین و انحراف استاندارد و در بخش استنباطی از آزمون t  همبسته استفاده شده است.

ب) تحلیل داده­های کیفی:

در بخش داده­های کیفی نیز با استفاده از ارائه جدول و ثبت مشاهدات به تحلیل، توصیف و تفسیرداده­ها پرداخته شد. و در نهایت به مطالعه موردی در مورد هریک از دانش­آموزان و عملکرد آن­ها پرداخته می­شود.

جهت اطمینان از دقت و صحت داده های کیفی ، معیارهایی تعریف و داده­های تحقیق مستمرا براساس آن­ها ارزیابی شد در این تحقیق 4 معیار اعتبار ، تاثیرپذیری و قابلیت اعتماد و قابلیت انتقال برای صحت و استحکام داده­ها به کار رفت.اصلی­ترین و مهم­ترین وظیفه پژوهش­گر، اعتباربخشی به داده­ها است . اعتبار به اطمینان از صحت داده­ها اشاره دارد . به این معنی که یافته­های حاصله بیان­گر معنی و منظور مشارکت­کنندگان است . تحلیل مقایسه­ای بهترین راه اعتباربخشی داده­هاست . مقایسه قسمت­های مختلف یک مصاحبه و مصاحبه­ها با هم بخش­های نادرست داده­ها را اصلاح می کند . ضمن آنکه به واسطه فرضیه های ایجاد شده در طی پژوهش و با اطلاعات به دست آمده و جستجوی موارد منفی بر اعتبار داده ها افزوده می­شود.(برن ان[141]، گراو اس کی[142]به نقل از حبیب­زاده،1389) در این پژوهش محقق علاوه بر استفاده از تحلیل مقایسه مداوم و جستجوی موارد منفی با کمک اساتید و دیگر پژوهشگران و مطالعه پژوهش­هایی که با این روش صورت گرفته به اطلاعات مناسب و جامعی دست یافت . از سویی دیگر داده های کدگذاری شده و به دست آمده از مشارکت کنندگان با معلم دانش آموزان و استاد راهنما  و اساتید متخصص مورد بازنگری قرار گرفته و در صورت لزوم اصلاح شد . گویه های انتخاب شده برای سنجش رفتار دانش آموزان بیشتر به وسیله دیگر پرسشنامه ها که مولفه موردنظر را مورد بررسی قرار داده بودند(مانند پرسش­های سنجش رفتار در کتاب حسین خانزاده،1392) و همچنین مشورت اساتید انتخاب گردید همچنین اختصاص زمان کافی برای جمع آوری داده­ها ، مصاحبه و مشاهده مشارکت کنندگان طی جلسات و زمان های مختلف و درگیری مداوم با مشارکت کنندگان از روش های دیگری بود که برای افزایش اعتبار به کار گرفته شد در خصوص معیار تاثیرپذیری یا عینیت پژوهش حاضر، گزارش کامل و مفصل از فرایند پژوهش ارائه شده است : چرا که تاثیرپذیری زمانی تحقق می یابد که سایر پژوهشگران بتوانند به روش مسیر پژوهش و اقدامات صورت گرفته توسط پژوهشگر را دنبال کنند . قابلیت اعتماد به معنای پایداری داده­ها در طول زمان و شرایط مشابه است ، در این پژوهش جهت ایجاد اعتماد ، یکی از مراحل اجرای  پژوهش با دقت نظر و با توجه به پژوهش­های پیشین و فعالیت­هایی که تاثیرپذیری آنها قبلا مورد تایید قرار گرفته بود انتخاب گردید همانطور که دلایل انتخاب بازی­ها ، سن دانش­آموزان و کارگاه داستان­گویی و …. و مبنای علمی آنها در فصول قبلی بیان شد . همچنین کدگذاری­های انجام شده برای داده­ها در هر جلسه مورد بررسی و بازنگری قرار گرفت و اصلاحات آن انجام شد. قابلیت انتقال نیز که به جای تعمیم­پذیری استفاده شده و نام دیگر آن تناسب است، بیانگر این است که آیا یافته­های حاصل از داده­ها به مکان­ها یا گروه­های دیگر قابل انتقال می­باشد(پولیت دی[143]،بک سی[144] ،به نقل از حبیب­زاده،1389) مسئولیت پژوهشگر ارائه توصیف غنی در گزارش پژوهش برای خوانندگان، به منظور ارزیابی قابلیت کاربرد داده­ها در سایر زمینه­هاست برای نیل به قابلیت انتقال داده­ها ، سعی شد تا توصیف غنی از اطلاعات برای خوانندگان فراهم شود . همچنین برخی از ویژگی­های متغیرهای مورد بحث در این پژوهش مشترک است ( مثل سن فراگیران و علائق و ویژگی­های مشترک آنها) که قابلیت تعمیم پذیری را فراهم می­کند و نیز برخی از بررسی­های این پژوهش در تحقیقات گسترده به اثبات رسیده ( مثل قابلیت تقویت هوش­های چندگانه در کودکان و تاثیرپذیری بر کودکان که در فصل 2 به آنها اشاره شد) که این مورد نیز قابلیت انتقال را برای داده­ها فراهم می­کند .

3‌.9‌     برگزاری کارگاه:

کارگاه داستان­گویی در پنج جلسه اجرا شد. هر جلسه به سه مرحله تقسیم شد.که مراحل به شرح زیر است:

  • مرحله اول: انجام بازی برای گروه بندی بازی­های این بخش کوتاه و موزون اجرا می­شد مانند: من­من_ توتو -گربه نره-شماره­های تصادفی- هرکی­شکلک درآره– بازی صندلی­ها
  • مرحله دوم: انجام یک بازی برای تثبیت گروه،تحرک دانش­آموزان، ایجاد انگیزه، توانایی برقراری ارتباط هم­گروهی­ها باهم،تعامل با دیگران،کمک به دوستان، توانایی به­کارگیری هوش برای حل مساله وشناخت دیگران در نظر گرفته شد و البته در این قسمت مقدمه داستان و ابزار بازی مرحله بعد در حین بازی در اختیار دانش­آموزان قرار می­گیرد. (این مرحله در دو جلسه اول به دلیل داشتن ابزار بازی اجرا شد و در جلسات بعدی این مرحله اجرا نمی­شد)این بازی­ها عبارتند از:
  • چرخش کلاف:کلاف با شروع آهنگ دست به دست می­چرخید و در دست هرکس آهنگ متوقف می­شد بسته مربوط به پازل گروه خود را دریافت می­کرد.
  • پاکت­نامه: یک گروه از کلاس خارج شده و دیگر گروه­ها پاکت نامه حاوی داستان را در کلاس مخفی می­کردند.بعد از ورود به کلاس و بستن چشم گروه، باید با توجه به راهنمایی دوستان و ضرب­آهنگ­ها پاکت را پیدا می­کردند و سپس گروه بعد و…
  • مرحله سوم: انجام بازی اصلی و پی­گیری اهداف پژوهش مانند:
  • پازل: داستان به شکل یک پازل در اختیار دانش­آموزان قرار گرفته و شخصیت­های داستان و روال کلی داستان برای آنها گفته شده و آنها می­بایست قطعات پازل را کنار هم قرار دهند و آن را بسازند و در نهایت داستان را برای هم­گروهی­ها و آموزشگر تعریف کنند.داستان­های این مرحله از نرم افزار آموزشی”داستان­های نانی” انتخاب گردید که محور آن آموزش مهارت­های اجتماعی به کودکان است.

روال داستان اول این بود: نانی (دخترک داستان) روز اول مدرسه در اتوبوس متوجه حضور یک مادر و بچه کوچک می­شود و بعد از چند دقیقه به نشانه­ی احترام به بزرگ­تر جای خود را به او می­دهد در داستان دوم، نانی به همراه مادر بزرگ خود به مسجد می­رود و با دوستی آشنا شده و بازی می­کند اما بعد از مدتی برای رعایت حقوق دیگران سکوت کرده و همراه دوستش نماز می­خواند. در داستان سوم نانی در حیاط مدرسه خوراکی می­خورد وآشغال می­ریزد و وقتی در کلاس نشسته می­بیند که بابای مدرسه در حال برداشتن زباله اوست و او تصمیم می­گیرد دیگر این کار را تکرار نکند و از کار خود ناراحت شده.

  • تصویر داستان: چند تصویر مرتب از یک داستان با روال مشخص در اختیار دانش­آموزان قرار گرفت و از آنها خواسته شد داستان آن­را کشف کرده و آن­را بیان کنند و بعد از آن داستانی دیگر نیز بسازند.

داستان­های این مرحله از کتاب” داستان­های من و بابام” انتخاب شد.

داستان اول این بود که کودک (شخصیت داستان) همراه پدر خود قدش را روی درختی کوچک علامت می­زند تا رشد او را مشخص کنند اما سال بعد متوجه می­شوند که قد پسرک از سال پیش کوتاه­تر است داستان دوم پسرک به همراه پدر خود به ماهی­گیری می­رود، آنها یک ماهی بزرگ گرفته و به منزل برمی­گردند. اما در راه بازگشت کودک ناراحت شده و از پدر می­خواهد که ماهی را به آب برگردانند همچنین در داستان سوم پسرک همراه پدرش برای بازی یه ساحل می­روند و به دریا سنگ پرت می­کنند بعد از مدتی سنگ­ها تمام می­شود و پسرک ناراحت می­شود وقتی به خاته بازمی­گردند پدر به ساحل رفته و از جای دیگر برای پسرش سنگ جمع می­کند.

  • نیمه­داستان: نیمی از داستان برای دانش­آموزان بیان شده و نیمه دیگر را دانش­آموزان بیان کرده و بعد هر قسمت از داستان را بین هم­گروهی­ها تقسیم کرده و هرکدام باید قسمت خود را نقاشی کنند.و در نهایت نقاشی را به آموزشگر می­دهند.

نیمه داستان این بود که: یک مورچه برای جمع کردن غذا بیرون می­رود و هنگام برگشت به منزل خود باد شدیدی می­وزد و دانه­هایش را روی زمین پخش می­کند در همین حال دوست مورچه (لاک پشت) از آنجا می­گذرد…

  • نمایش: یک داستان مشهور از طرف خود دانش­آموزان انتخاب شده و از آنها خواسته شد با تقسیم نقش­های داستان بین هم­گروهی­ها،آنرا اجرا کنند.
  • ایفای نقش: اینبار دانش­آموزان خود یک داستان ساخته و با تقسیم نقش آن­را اجرا کردند.

 

 

 

3‌.10‌  دیاگرام پژوهش:

شناسایی مساله مورد علاقه
تعیین اهداف و فرضیه­های پژوهش
تعریف مساله، شناسایی و بررسی پیشینه­های نظری و عملی تحقیق
روش شناسی تحقیق
انتخاب روش ترکیبی با طرح همسوسازی
تهیه ابزارهای گردآوری داده­ها
ساخت پرسشنامه محقق ساخته
تهیه فرم مصاحبه
تعیین فرم مشاهدات
انتخاب جامعه و نمونه
کلیه دانش­آموزان پیش دبستانی منطقه 19 تهران،نمونه گیری هدفمند در بخش کیفی و در دسترس در بخش کمی
انتخاب محتوا و تهیه مواد
تهیه وسایل بازی و تعیین داستان
انتخاب محتوا: داستان
بهره­گیری از نتایج مطالعات انجام شده در انتخاب نوع بازی­ها

 

 

بهره گیری از کتب و نرم­افزارهای آموزشی متناسب با سن کودک

 

نوشتن طرح درس
انتخاب نوع، شیوه و جزییات بازی و داستان هر جلسه
استفاده از برنامه طراحی مهارت­های اجتماعی
انتخاب بازی­های آشنا برای کودکان
بهره­گیری از تجارب مربیان مجرب
اجرای پیش­آزمون
اجرای طرح و ارائه آموزش
یک جلسه توجیهی
5 جلسه ارائه آموزش
گردآوری داده­های پژوهش
کمی
کیفی
پرسشنامه: پیش­آزمون وپس­آزمون
مصاحبه ساختار یافته و منظم با معلم
مشاهده: توسط آزمایشگر و یک فرد کمکی و ثبت کلاس­ها با دوربین
تجزیه و تحلیل داده­ها
کمی
کیفی
محاسبه میانگین و انحراف استاندارد پیش­آزمون و پس­آزمون با spss
محاسبه آزمون کولموگروف و اسمیرونوف برای نرمال بودن متغیرها
محاسبهT همبسته برای تعیین میانگین متغیر­ها و معناداری آنها
کد گذاری دانش­آموزان
کدگذاری مقیاس­های( ضعیف، متوسط، خوب، خیلی خوب) برای تحلیل مشاهدات هر جلسه
توصیف فراوانی هر مولفه در هر جلسه به صورت جدول
 
تفسیر نتایج
کمی
کیفی
تفسیر جداول و  تعیین معناداری متغیرها
تفسیر مصاحبه معلم و مقایسه با نتایج پژوهشگر، تفسیر نتایج کیفی
نتیجه گیری
شناسایی مخاطب
اجرای پس­آزمون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم
یافته‌های پژوهش

 

 

 

 

 

در این فصل با جمع­آوری اطلاعات حاصل از پژوهش، نتایج را در قالب دو بخش ارائه می­کنیم:

الف) تحلیل داده­های کیفی:

در بخش داده­های کیفی با کدگذاری و تکمیل نتایج مشاهدات و تحلیل مصاحبه با استفاده از تحلیل موضوعی نتایجی به دست آمد که میزان فراوانی هر متغیر و میانگین حاصل از آن­ها در جداول ارائه می­گردد. همچنین در ادامه به توصیف مشاهدات هر جلسه و برخی یافته­های حاصل از این مشاهدات توصیف می­شود.

ب) تحلیل داده­های کمی:

با جمع آوری داده­ها با طرح همسوسازی، داده­های حاصل با دو روش آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از spss تحلیل شد که از آمار توصیفی برای رسم نمودارها، جدول محاسبه میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد.از آمار استنباطی هم برای محاسبه نرمال بودن متغیرها و آزمون T همبسته برای مقایسه میانگین استفاده گردید.

4‌.1‌     تجزیه و تحلیل داده­های کیفی

در این بخش اطلاعات حاصل از تجزیه و تحلیل داده­های کیفی ارائه می­گردد: کوربین[145] و استروس[146](2008) می­نویسند: پژوهش کیفی علم و هنر تفسیر است و از آنجا که داده­های کیفی غنی و پراز احتمالات هستند، غیرممکن است که تنها یک داستان از داده­ها به دست آید(حبیب زاده،1389).

 

4‌.1‌.1‌    جداول فراوانی

در این قسمت فراوانی پاسخ به هر مقیاس در هر پنج روز در قالب جدول ارائه می­گردد تا مشخص شود در هر روز بیشترین پاسخ دانش­آموزان به کدام مولفه و در کدام مقیاس است.

 

 

                                        جدول ‏04‑‏01جدول فراوانی پاسخ­ها در متغیر­ها.روز اول

  ضعیف   متوسط خوب خیلی خوب
همکاری 69 69 24 3
همدلی 67 54 13 1
تشخیص مقاصد 38 38 14 0

روز اول بیشترین فراوانی به میزان  69 در مولفه همکاری و در دو مقیاس ضعیف و متوسط مشاهده می­شود.

جدول 4‑‏0‑2 فراوانی پاسخ­ها در متغیر­ها.روز دوم

  ضعیف   متوسط خوب خیلی خوب
همکاری 50 103 44 0
همدلی 40 94 28 0
تشخیص مقاصد 17 58 33 0

روز دوم بیشترین فراوانی به میزان 103 در مولفه همکاری و در مقیاس متوسط مشاهده می­شود.سپس متغیر همدلی به میزان 94 و در مقیاس متوسط بیشترین فراوانی را دارد.

 

 

 

 

 

 

جدول4‑‏0‑3 فراوانی پاسخ­ها در متغیر­ها.روز سوم

  ضعیف   متوسط خوب خیلی خوب
همکاری 0 53 130 4
همدلی 0 84 63 6
تشخیص مقاصد 0 44 54 4

در روز سوم بیشترین فراوانی در متغیر همکاری به میزان 130 در مقیاس خوب مشاهده می­شود.

 

جدول4‑‏0‑4 فراوانی پاسخ­ها در متغیر­ها.روز چهارم

  ضعیف   متوسط خوب خیلی خوب
همکاری 0 26 83 56
همدلی 0 27 54 54
تشخیص مقاصد 0 11 45 34

در روز چهارم بیشترین فراوانی در متغیر همکاری به میزان 83 در مقیاس خوب مشاهده می­شود.

جدول4‑‏0‑5 فراوانی پاسخ­ها در متغیر­ها.روز پنجم

  ضعیف   متوسط خوب خیلی خوب
همکاری 0 11 34 153
همدلی 0 18 54 90
تشخیص مقاصد 0 1 41 66

در روز پنجم بیشترین فراوانی در متغیر همکاری به میزان 153 و در مقیاس خیلی خوب مشاهده می­شود.

 

4‌.1‌.2‌    جدول میانگین

در جدول زیر میانگین متغیرهای پژوهش در پیش آزمون و پس آزمون ( با فرض قرار دادن 2 روز اول به عنوان پیش­آزمون و3 روزبعد به عنوان پس­آزمون) ارائه می­گردد:

جدول ‏04‑‏0‑6 میانگین متغیرها در دو نوبت پیش­آزمون و پس­آزمون

 

متغیر

 

نوبت آزمون

 
میانگین  
همکاری پیش‌آزمون 25/45
پس‌آزمون 83/45
همدلی پیش‌آزمون 12/37
پس‌آزمون 5/37
تشخیص مقاصد پیش‌آزمون 75/24
پس‌آزمون 25
نمره کل هوش

میان­فردی

پیش‌آزمون 70/35
پس‌آزمون 44/39

 

 

 

 

 

 

4‌.1‌.3‌    تشریح و تحلیل مشاهدات

در این بخش به تشریح و تحلیل مشاهدات هر جلسه می­پردازیم :

4‌.1‌.3‌.1‌   روز اول:

روز اول بعد از سلام و احوال­پرسی برای شروع بازی همه دانش­آموزان به جلو کلاس آمدند و دورهم جمع شدند.3 نفر از دانش­آموزان با بازی 10-20-30… به عنوان سرگروه انتخاب شدند و سپس با بازی من من-توتو هر کدام برای خود یک تیم انتخاب کردند.(اکثرا دوستان صمیمی­تر سرگروه به عنوان هم تیمی انتخاب شدند و باقی بیشتر نظاره­گر بودند) در نهایت 4 نفر از دانش­آموزان که انتخاب نشده بودند به صورت تصادفی در گروه­ها قرار گرفتند.(البته روال انتخاب گروه فقط در روز اول به این صورت بود تا دانش­آموزان با احساس اجبار در گروه قرار نگیرند و انگیزه بیشتری برای بازی داشته باشند؛ و در روزهای بعد آموزشگر گروه­ها را تعیین کرد).

بعد از انتخاب و تعیین هرگروه مسابقه­ای برای انتخاب شکل پازل انجام شد، به این صورت که گروه­ها به شکل دایره ایستاده و یک کلاف را در دست داشتند، کلاف با صدای دست آموزشگر و دانش­آموزان دست به دست چرخید تا زمانی که صدای دست­ها قطع شد. هنگام قطع صدا کلاف در دست هریک از اعضای گروه­ها می­ماند پازل اول به آن­ها تعلق می­گرفت و سپس پازل دوم وسوم.

بعد از این بازی هرگروهی برسر میز خود نشست و شروع به چیدن پازل نمودند.بعد از چیدن پازل آموزشگر از دانش­آموزان می­خواهد داستان را برای آموزشگر تعریف کنند و بگویند که در تصاویر چه اتفاقی افتاده است و سپس از تک تک دانش­آموزان می­خواهد خود را به جای شخصیت داستان بگذارند و به سوال­های او پاسخ دهند. سپس هرگروهی با مشورت اعضا سعی می­کند یک یا چند داستان دیگر برای آن پازل تعریف کند.

عملکرد دانش­آموزان در متغیرهای همکاری، همدلی و تشخیص مقاصد و به طور کلی در هوش میان­فردی که شامل مقوله­های : توانایی شرکت در گروه، رعایت نظم و انظباط، انتخاب گروه، پذیرش در گروه، رهبری گروه، مسئولیت پذیری، کمک به دوستان، پذیرش نظرات دوستان، درخواست کمک، همکاری، ایجاد تعامل، دلجویی از دوستان، انتقاد، احترام به دوستان، رفتار مودبانه، فهم احساسات دوستان، فهم احساسات شخصیت­های داستان، جاگذاری خود در نقش­ها، تشخیص عکس­العمل دوستان، تشخیص روال داستان، حدس ادامه داستان، تشخیص دلایل وقایع داستان، می­باشد را می­توان به شکل جدول 4-0-7 تشریح کرد:

جدول4‑‏0‑7روز اول

غایب A.N.P.
ضعیف E.J.K.M.Q
متوسط C.D.G.L
خوب B.F.H.I.O.R
خیلی­خوب در روز اول هیچ دانش­آموزی دراین سطح مشاهده نشد.

 

توضیحات:

  • با توجه به چک لیست روز اول (در ضمیمه پایان­نامه)برای تقسیم­بندی در هر متغیر می­توان گفت دانش­آموزان در متغیر همکاری بهترین عملکرد را از خود نشان داده­اند و سپس در متغیر همدلی و در پایین­ترین سطح نیز متغیر تشخیص مقاصد قرار دارد.
  • همچنین با نگاهی گذرا به نتایج مشاهدات در جدول4-0-7میتوان گفت که برخی از دانش­آموزان توانایی های متفاوتی در 3 متغیر از خود نشان داده­اند : برای مثال دانش­آموز کد G در متغیر همکاری در حد متوسط عمل کرده در حالی که در متغیر همدلی و تشخیص مقاصد ضعیف بوده است. همچنین دانش­آموز کد  D در متغیر تشخیص مقاصد درحد متوسط عمل کرده در حالی که در دو متغیر همکاری و همدلی ضعیف بوده است.

 

 

4‌.1‌.3‌.2‌   روز دوم:

در روز دوم برای شروع جلسه بعد از سلام و احوال­پرسی از دانش­آموزان درباره بازی­های روز قبلپرسیده شد، اکثر آن­ها از بازی­ها راضی بودند و وقتی از آن­ها درباره نوع بازی­ها(فردی یا گروهی) سوال پرسیدم اکثریت آن­ها بازی­های گروهی را انتخاب کردند. و همچنین دربرابر توضیح اینکه ازاین پس گروه­ها به انتخاب آموزشگر تعیین می­شوند مخالفتی از خود نشان ندادند.

با شمارش تصادفی توسط خود دانش­آموزان گروه­ها در 3 دسته تقسیم شدند و بازی را برای همه توضیح دادیم.( در حین توضیح بازی برخی از دانش­آموزان گروه خود را جابه­جا نمودند).

برای شروع بازی یک گروه به بیرون از کلاس رفته و دو گروه دیگر به کمک آموزشگر پاکت­نامه حاوی داستان را در جایی پنهان نمودند. سپس گروه اول با چشمان بسته وارد کلاس شده و دو گروه دیگر با گفتن جهت، آنها را در یافتن پاکت­نامه یاری کردند و سپس این کار برای دو گروه دیگر نیز تکرار شد. سپس گروه­ها دور هم نشسته و پاکت را باز و با تشریح تصاویر و مشورت یک­دیگر داستان را ساختند و روال آن را مشخص نمودند. آموزشگر به مانند جلسه اول سوالاتی درمورد وقایع داستان و شخصیت­ها از دانش­آموزان پرسید و همچنین از دانش­آموزان خواست خود را به جای شخصیت­ها قرار دهد و به سوال­های او پاسخ دهد و در آخر داستان­های جدیدی نیز برای تصاویر ساختند.

 عملکرد دانش­آموزان در متغیرهای همکاری، همدلی و تشخیص مقاصد و به طور کلی در هوش میان­فردی که شامل مقوله­های : توانایی شرکت در گروه، رعایت نظم و انظباط، انتخاب گروه، پذیرش در گروه، رهبری گروه، مسئولیت پذیری، کمک به دوستان، پذیرش نظرات دوستان، درخواست کمک، همکاری، ایجاد تعامل، دلجویی از دوستان، انتقاد، احترام به دوستان، رفتار مودبانه، فهم احساسات دوستان، فهم احساسات شخصیت­های داستان، جاگذاری خود در نقش­ها، تشخیص عکس­العمل دوستان، تشخیص روال داستان، حدس ادامه داستان، تشخیص دلایل وقایع داستان، می­باشد را می­توان به شکل جدول4-0-8 تشریح کرد:

 

 

 

 

جدول4‑‏0‑8 روزدوم

غایب هیچ دانش­آموزی غایب نبود
ضعیف J.M.P.E.
متوسط A.C.D.G.N.Q.R
خوب B.F.H.I.K.L.O
خیلی­خوب دانش­آموزی در این سطح مشاهده نشد

 

توضیحات:

  • با توجه به چک لیست روز دوم (در ضمیمه پایان­نامه)برای تقسیم­بندی متغیرها می­توان اشاره کرد که بهترین عملکرد دانش­آموزان در متغیر همکاری قابل مشاهده است و سپس متغیرتشخیص مقاصد سطح بالاتری دارد و کمترین سطح عملکرد در متغیر همدلی است.
  • همچنین با نگاهی گذرا به جدول 4-0-8 می­توان گفت برخی ازدانش­آموزان عملکرد متفاوتی در 3 متغیر مورد نظر نشان داده­اند.برای مثال : دانش­آموز کدP در متغیر تشخیص مقاصد در سطح متوسط عمل کرده اما در دو متغیر همدلی و همکاری سطح ضعیفی از خود نشان داده است.همچنین دانش­آموز کد Q در دو متغیر تشخیص مقاصد و همدلی سطح خوب و متوسطی نشان داده در حالی که درمتغیر همکاری در سطح ضعیفی عمل کرده است. این تفاوت در نوع عملکرد را می­توان به نوع بازی، یا علاقه دانش­آموزان به بازی همان­ روز نسبت داد.

 

4‌.1‌.3‌.3‌   روز سوم:

روز سوم بنابر درخواست آموزشگر معلم در کلاس حضور دارشت و بازی دانش­آموزان را مشاهده می­کرد تا بتواند به سوال­های مصاحبه راحت­تر پاسخ دهد.

برای گروه­بندی شروع به بازی نمودیم، بازی به این شکل است که چهار صندلی در وسط کلاس قرار گرفته و با پخش آهنگ دانش­آموزان شروع به دور زدن می­کنند و با قطع آهنگ دانش­آموزان روی صندلی­ها می­نشینند و بقیه به بازی ادامه می­دهند، در هر بار نشستن یک گروه چهار نفره تشکیل می­شود. بعد از تعیین گروه­ها هرگروه درجای خود به دور میز نشسته و به توضیحات آموزشگر توجه نمودند. بازی به این شکل بود که آموزشگر یک داستان را تا نیمه تعریف نموده و هر گروهی با مشورت هم یک ادامه برای داستان تعریف کردند، سپس با تحویل دادن برگه و مدادرنگی و… (که برای خود دانش­آموزان بود) هر یک از اعضای گروه قسمتی از داستان را که به او تعلق داشت (دانش­آموزان با مشورت هم قسمت­های داستان را بین خود تقسیم کرده بودند) را نقاشی کشیدند.و در نهایت داستان را برای آموزشگر تعریف کردند.آموزشگر در حین انجام نقاشی­ها سوالاتی درباره داستان و اتفاقات آن از دانش­آموزان پرسید و از آنها خواست احساسات شخصیت­ها را بیان کنند و خود را به جای آن­ها بگذارند. در آخر آموزشگر نقاشی دانش­آموزان را از آن­ها تحویل گرفت.برخی از دانش­آموزان نقاشی­ها را به یکدیگر نشان داده و موضوع آن­را برای هم تعریف می­کردند.جالب توجه است که اکثرآن­ها خیلی راحت نقاشی را به آموزشگر تحویل دادند، در صورتی که دو نفر که هم­گروهی بودند نقاشی خود را پنهان کرده( که البته آموزشگر شاهد پنهان کردن آن بود) و ادعا کردند آن­را گم کرده­اند تا اینکه وقت خداحافظی یکی از آن­ها نقاشی را تحویل داد و دیگری نیز جلسه بعد نقاشی خود را تحویل داد. اینطور تصور می­شد که آن­ها می­خواستند داستان ساخته خودشان را نگه دارند.

عملکرد دانش­آموزان در متغیرهای همکاری، همدلی و تشخیص مقاصد و به طور کلی در هوش میان­فردی که شامل مقوله­های : توانایی شرکت در گروه، رعایت نظم و انظباط، انتخاب گروه، پذیرش در گروه، رهبری گروه، مسئولیت پذیری، کمک به دوستان، پذیرش نظرات دوستان، درخواست کمک، همکاری، ایجاد تعامل، دلجویی از دوستان، انتقاد، احترام به دوستان، رفتار مودبانه، فهم احساسات دوستان، فهم احساسات شخصیت­های داستان، جاگذاری خود در نقش­ها، تشخیص عکس­العمل دوستان، تشخیص روال داستان، حدس ادامه داستان، تشخیص دلایل وقایع داستان، می­باشد را می­توان به شکل جدول4-0-9 تشریح کرد:

جدول4‑‏0‑9روزسوم

غایب C
ضعیف دراین سطح دانش­آموزی مشاهده نشد
متوسط D.E.J.K.M.N.P.
خوب A.B.F.G.I.L.Q.R.
خیلی­خوب O.H

 

توضیحات:

  • با توجه به چک لیست روز سوم (در ضمیمه پایان­نامه) برای تقسیم­بندی متغیرها می­توان اشاره کرد که بهترین عملکرد دانش­آموزان در متغیر همکاری به نظر می­رسد و در دو مولفه دیگر تقریبا یکسان عمل کرده­اند.
  • همچنین با نگاهی گذرا به جدول 4-0-9 می­توان گفت برخی از دانش­آموزان عملکرد متفاوتی در 3 متغیر مورد نظر نشان داده­اند.برای مثال : دانش­آموز کدG در متغیرهمکاری و تشخیص مقاصد عملکرد بهتری نسبت به متغیرهمدلی از خود نشان داده است.همچنین دانش­آموز کد K درمتغیر همدلی ضعیف­تر از دو مولفه دیگر عمل کرده است.
  • با صحبتی که بعد از جلسه با معلم دانش­آموزان انجام شد نتیجه گرفتیم که هر دانش­آموز ادامه داستان را براساس شخصیت خودش تعریف می­کند، برای مثال دانش­آموز کد D که دانش­آموز کم تحرکی به نظر می­رسید بلافاصله در تعریف داستان گفت که مورچه به منزل رفته و می­خوابد.
  • از روز سوم به بعد معلم در کلاس حضور داشت و تغیرات دانش­آموزان را مشاهده می­کرد. همچنین بازی­ها شکل پیچیده­تر داشت و کمتر حمایتی از سمت آموزشگر ارائه می­شد تا دانش­آموزان فعالیت و مشارکت بیشتری در بازی­ها داشته باشند.

 

4‌.1‌.3‌.4‌   روز چهارم:

روز چهارم، هم مانند جلسه پیش معلم در کلاس حضور داشت؛ البته دخالتی در روال انجام بازی­ها نداشت. بازی با شعر پینوکیو شروع ­شد به این ترتیب که دانش­آموزان به صورت دایره ایستاده و شعر پینوکیو را می­خواندند و دائما پاها را جابه­جا می­کردند، در پایان شعر هرچند نفری که پای راستشان جلو مانده از دایره بیرون آمده و یک گروه را تشکیل می­دادند.بعد از تشکیل گروه­ها و نشستن در جای خود هرگروهی به دلخواه یک داستان از داستان­های مشهور را انتخاب کرده و با مشورت هم هر یک از اعضا یک نقش را بر عهده می­گرفتند و شروع به تمرین می­کردند.در حین انجام تمرین از دانش­آموزان سوالاتی درباره دلیل انتخاب نقش پرسیده می­شد.سپس به صورت داوطلبانه هرگروه برای ایفای نقش به سکوی کلاس رفته و دیگر گروه­ها نیز به بازی آن­ها توجه نموده و امتیاز می­دادند.

عملکرد دانش­آموزان در متغیرهای همکاری، همدلی و تشخیص مقاصد و به طور کلی در هوش میان­فردی که شامل مقوله­های : توانایی شرکت در گروه، رعایت نظم و انظباط، انتخاب گروه، پذیرش در گروه، رهبری گروه، مسئولیت پذیری، کمک به دوستان، پذیرش نظرات دوستان، درخواست کمک، همکاری، ایجاد تعامل، دلجویی از دوستان، انتقاد، احترام به دوستان، رفتار مودبانه، فهم احساسات دوستان، فهم احساسات شخصیت­های داستان، جاگذاری خود در نقش­ها، تشخیص عکس­العمل دوستان، تشخیص روال داستان، حدس ادامه داستان، تشخیص دلایل وقایع داستان، می­باشد را می­توان به شکل جدول 4-0-10تشریح کرد:

جدول4‑‏0‑10روزچهارم

غایب Q.J.C
ضعیف دراین سطح دانش­آموزی مشاهده نشد
متوسط .D.E.L.G
خوب A.B.K.M.N.P.R
خیلی­خوب O.H.I.F

 

 

توضیحات:

  • با توجه به چک لیست روز چهارم (در ضمیمه پایان­نامه) برای تقسیم­بندی متغیرها می­توان گفت دانش­آموزان در هر سه متغیر به میزان مشابهی عمل کرده­اند.
  • همچنین با نگاهی گذرا به جدول 4-0-10 می­توان گفت برخی از دانش­آموزان عملکرد متفاوتی در 3 متغیر مورد نظر نشان داده­اند.برای مثال : دانش­آموز کدD در متغیرهمکاری وهمدلی عملکرد بهتری نسبت به متغیر تشخیص مقاصد از خود نشان داده است و بالعکس دانش­آموز کد E در متغیر تشخیص مقاصد عملکرد بهتری نسبت به دو متغیر دیگر از خود نشان داده است.
  • امروز در مرحله تقسیم نقش­ها، چند مورد بر سر انتخاب نقش بحث و کناره­گیری اتفاق افتاد که یا برطرف می­شد یا با کمک آموزشگر حل می­شد بیشترین مشکل نیز بین دانش­آموزانی به وجود آمد که در توانایی پذیرش نظرات و همکاری کمترین میزان عملکرد را داشتند و یا از پذیرش مسئولیت شانه خالی می­کردند. برای رفع این مشکل سعی شد به دانش­آموزان ناسازگار مسئولیت­های بیشتری داده شود و نقش­های دلخواه به آن­ها سپرده می­شد تا انگیزه بیشتری برای مشارکت داشته باشند.

 

4‌.1‌.3‌.5‌   روز پنجم:

روز پنجم نیز همانند دو روز پیش معلم بدون دخالت در روال بازی­ها در کلاس حضور داشت.امروز با بازی هرکی شکلک درآره شروع شد به این ترتیب که دانش­آموزان شعر را خوانده و در پایان شعر همه باید به شکل یک مجسمه ثابت می­ماندند و هیچ حرکتی نمی­کردند سپس دو نفر از دانش­آموزان مسئول خنداندن آن­ها می­شدند. هر دانش­آموزی که می­خندد از بازی بیرون رفته و گروه­ها تشکیل می­شدند.بعد از تشکیل گروه­ها و نشستن دانش­آموزان بازی برای آن­ها توضیح داده شد. بازی به این صورت بود که باید یک داستان را به دلخواه برای خود ساخته و هر نقشی را به یکی از اعضا بدهند و بعد از تمرین آن­را اجرا کنند، تفاوت بازی امروز با دیروز در آن است که دیروز، داستان­های مشهور انتخاب شدند اما امروز باید داستان ساخته ذهن خود را اجرا کنند (که ساخت داستان توسط دانش­آموزان و ایفای آن هدف اصلی برگزاری کارگاه داستان­گویی بود). در نهایت هر یک از گروه­ها داستان ساخته شده را اجرا نمودند و آموزشگر با کمک معلم و دانش­آموزان به هریک امتیاز داده ودر نهایت به همه آن­ها، برای قدردانی از همکاری با آموزشگر، جوایزی اهدا شد.

عملکرد دانش­آموزان در متغیرهای همکاری، همدلی و تشخیص مقاصد و به طور کلی در هوش میان­فردی که شامل مقوله­های : توانایی شرکت در گروه، رعایت نظم و انظباط، انتخاب گروه، پذیرش در گروه، رهبری گروه، مسئولیت پذیری، کمک به دوستان، پذیرش نظرات دوستان، درخواست کمک، همکاری، ایجاد تعامل، دلجویی از دوستان، انتقاد، احترام به دوستان، رفتار مودبانه، فهم احساسات دوستان، فهم احساسات شخصیت­های داستان، جاگذاری خود در نقش­ها، تشخیص عکس­العمل دوستان، تشخیص روال داستان، حدس ادامه داستان، تشخیص دلایل وقایع داستان، می­باشد را می­توان به شکل جدول4-0-11 تشریح کرد:

 

جدول4‑‏0‑11روزپنجم

غایب هیچ دانش­آموزی غایب نبود
ضعیف دراین سطح دانش­آموزی مشاهده نشد
متوسط D.E.J.M.P
خوب A.C.N.Q
خیلی­خوب B.F.G.H.I.K.L.O.R

 

توضیحات:

  • با توجه به چک لیست روز پنجم (در ضمیمه پایان­نامه) برای تقسیم­بندی در هر متغیر می­توان گفت دانش­آموزان در متغیر همکاری بهترین عملکرد را از خود نشان داده­اند و سپس در متغیر همدلی و در پایین­ترین سطح نیز متغیر تشخیص مقاصد قرار دارد.
  • همچنین به طور کلی پیشرفت همه دانش­آموزان در متغیر تشخیص مقاصد در روز آخر کمترین پیشرفت را به نسبت دو متغیر دیگردارد.
  • همچنین درباره دانش­آموزان باید اشاره کرد اغلب در هرسه متغیر به صورت یکسان عمل کرده­اند
  • نکته قابل توجه درتمام روزها آنست که برخی از جابه­جایی­های دانش­آموزان در مقیاس­ها و روزهای متفاوت و یا در متغیرها را می­توان به دلیل علاقه آن­ها به بازی­ آنروز و نوع بازی­ آن­روز نسبت داد.
  • با توجه به داده­های کیفی می­توان گفت دانش­آموزان در هر سه متغیر و به طور کلی در متغیر هوش میان­فردی پیشرفت قابل ملاحظه­ای داشته­اند.

 

4‌.2‌     تجزیه و تحلیل داده­های کمی

در این بخش اطلاعات به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده­های کمی ارائه می­گردد:

4‌.2‌.1‌    آمارهای استنباطی:

جدول4‑‏0‑12میانگین و انحراف استاندارد هوش میان­فردی در پیش‌آزمون و پس‌آزمون

متغیر نوبت آزمون گروه آزمایش
میانگین SD
همکاری پیش‌آزمون 3/16 3
پس‌آزمون 8/17 9/2
همدلی پیش‌آزمون 1/14 2/2
پس‌آزمون 4/15 9/1
تشخیص مقاصد پیش‌آزمون 7/14 6/4
پس‌آزمون 1/15 7/4
نمره کل هوش

میان فردی

پیش‌آزمون 2/45 5/7
پس‌آزمون 2/48 8

بر اساس اطلاعات جدول 4-0-12 میانگین گروه آزمایش در پس‌آزمون مولفه‌ها و نمره کل هوش بین فردی افزایش نشان می‌دهد.

4‌.2‌.2‌    یافته‌های استنباطی:

در بررسی معنی‌داری متغیرهای مورد پژوهش ابتدا به بررسی نرمال بودن متغیرها با استفاده از آزمون کولموگروف-

جدول4‑‏0‑13آزمون کولموگروف- ‌اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع داده‌های هوش میان­فردی

متغیر نوبت آزمون Z کولموگروف- اسمیرنوف معناداری نتیجه
همکاری پیش‌آزمون 882/0 418/0 نرمال
پس‌آزمون 795/0 552/0 نرمال
همدلی پیش‌آزمون 666/0 766/0 نرمال
پس‌آزمون 710/0 694/0 نرمال
تشخیص مقاصد پیش‌آزمون 856/0 456/0 نرمال
پس‌آزمون 929/0 354/0 نرمال
نمره کل هوش بین فردی پیش‌آزمون 464/0 983/0 نرمال
پس‌آزمون 673/0 755/0 نرمال

همانگونه که در جدول 2-4 مشاهده می‌شود پیش‌فرض نرمال بودن توزیع داده‌ها در مورد همه متغیرها در هر دو نوبت آزمون برقرار است.

 

 

 

3-2 برای بررسی معناداری متغیرهای پژوهش از آزمون T همبسته استفاده شد:

جدول4‑14آزمون t همبسته

متغیر T درجه آزادی معناداری
همکاری 265/2- 18        36/0
همدلی 371/2- 18 29/0
تشخیص مقاصد 474/0- 18 642/0
نمره کل هوش میان فردی 276/2- 18 35/0

 

بر اساس جدول شماره 4-14 دو مولفه همکاری و همدلی و نمره کل هوش میان­فردی در سطح 005/0 معنادار می­باشند و فرض صفر در این سه فرضیه رد می­شود به این معنا که طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر این سه متغیر تاثیر مثبت داشته است. اما مولفه تشخیص مقاصد در سطح 500/0  فاقد معناداری می­باشد و فرض صفر در این فرضیه تایید می­شود به این معنا که طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر متغیر تشخیص مقاصد تاثیر مثبت نداشته است.

 

4‌.3‌     جمع­بندی:

با توجه به نتایج حاصل از اجرای طرح پژوهش می­توان گفت طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان­فردی کودکان پیش­دبستانی تاثیر مثبت دارد. به عبارتی با مدنظر قرار دادن علائق و نیاز دانش­آموزان در طراحی محتوا و برنامه­ریزی بر اساس این علائق می­توان مهارت­ها و توانایی­های آنان به خصوص توانایی هوش میان­فردی را در آنان تحت تاثیر قرار داد و آنان را برای قدم گذاشتن در زندگی اجتماعی و محیط کار و… آماده کرد. و این طراحی باید با دقت نظر و دقیق صورت گیرد تا بتوان در خلال این طراحی هم به نیاز کودکان پاسخ گفت و هم به نیاز جامعه پاسخ گفت.

 

 

 

 

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

 

 

 

 

 

با توجه به تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از داده های تحقیق که در فصل چهارم مورد بررسی قرار گرفت ، در این فصل ضمن مروری بر یافته های تحقیق به بحث و تفسیر نتایج حاصله و ارائه راهکار جهت اجرای موثر طرح مورد پژوهش پرداخته خواهد شد و در پایان به بیان محدودیت های پژوهش و ارائه پیشنهادات پژوهشی و اجرایی حاصل از نتایج تحقیق می پردازیم .

پژوهش حاضر در راستای اهداف تحقیق به منظور بررسی طراحی آموزشی مبتنی بر بازی و تاثیر آن بر هوش میان فردی صورت گرفته است . جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان پیش دبستانی منطقه 19 شهر تهران به تعداد 1350 دانش­آموز بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند در بخش کیفی و نمونه گیری در دسترس در بخش کمی، یک مدرسه انتخاب شده و در یک کلاس 18 نفره طرح اجرا شد . در این پژوهش از روش تحقیق ترکیبی با طرح همسوسازی استفاده شد و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه در بخش داده های کمی و از مصاحبه و مشاهده در بخش داده های کیفی استفاده گردید. روش تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی با استفاده از آزمون کولموگروف – اسمیرنوف  برای بررسی نرمال بودن متغیرها و آزمون t همبسته  برای معناداری  متغیرها استفاده شد و در بخش کیفی نیز با کدگذاری و ارائه جداول به توصیف و سپس تفسیر مشاهدات و مصاحبه ها پرداخته شد. در این بخش به بررسی و تحلیل جدول­های ارائه شده در فصل چهار می­پردازیم. سپس به تفسیر نتایج حاصل از مشاهدات و نتایج مصاحبه­ می­پردازیم. ابتدا به ترتیب سوال­های پژوهش مورد بررسی قرار می­گیرد:

5‌.1‌     سوال اصلی:

5‌.1‌.1‌    طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش میان­فردی کودکان تاثیر دارد؟

الف: با جمع­آوری داده­های کمی،براساس 23 سوال مطرح شده در پرسشنامه برای سنجش میزان هوش­میان­فردی کودکان، در جدول 4-0-12 نتایج نشان می­دهد که میانگین این متغیر از 2/45 در پیش­آزمون به 2/48 در پس­آزمون رسیده است و نشان­دهنده پیشرفت در هوش میان­فردی است. درجدول2-4 با اجرای آزمون کولموگروف – اسمیرونوف فرض نرمال بودن متغیر تائید می­شود.

همچنین در جدول 4-14 آزمون Tهمبسته به میزان 276/2- به دست آمد که با سطح معناداری 35/0 در سطح 05/0 فرض صفر رد شده و معناداری فرضیه تائید می­شود.

ب) در بررسی داده­های کیفی،با فرض قرار دادن 2 روز اول به عنوان پیش­آزمون و 3 روز بعد به عنوان پس­آزمون، در جدول 4-0-6شاهد آن هستیم که میانگین، افزایش داشته و نشان­دهنده پیشرفت در متغیر هوش میان­فردی است.

دانش­آموزان کد[147] B.F.G.H.I.K.L.O.Rبه دلیل نشان­دادن بهترین عملکرد در هر سه مولفه (توانایی همکاری، همدلی، تشخیص مقاصد) بیشترین پیشرفت را داشتند.

بر اساس مصاحبه معلم نیز دانش­آموزان کد B.E.F.G.H.I.O بیشترین پیشرفت را در در عملکرد خود نشان دادند.

افزون بر این تمامی دانش­آموزان به جز سه کد K.J.B. موافق ادامه بازی­ها به صورت گروهی بودند.که نشان­دهنده علاقه­مند شدن آنها به بازی­های گروهی و همکاری با یکدیگر بودند.

همانطور که مشاهده می­شود نتایج در هر دو روش کمی و کیفی یکسان است.

قابل ذکر است که نتایج این پژوهش با پژوهش علی­رضا برمکی(1386) در رابطه با تاثیر بازی­های مبتنی بر حرکت بر رشد عاطفی- اجتماعی کودکان پیش­دبستانی شهرستان کاشمر، همسو می­باشد؛در نتایج این پژوهش آمده است کودکانی که بازی­ها را انجام داده­اند نسبت به کودکانی که از آن محروم بودند، در زیر مقیاس مهارت­های اجتماعی، توانایی ایجاد ارتباط، آشنایی با قوانین و مقررات، آشنایی با حقوق فردی و اجتماعی، آشنایی با رفتارهای جامعه پسند و پرورش عواطف، عملکرد بهتر و نسبت به آن­ها رشد چشمگیری داشتند.

همچنین با پژوهش طیبه سهرابی (1390) تحت عنوان بررسی تاثیر بازی­های گروهی بر مهارت­های اجتماعی دانش­آموزان پنجم ابتدایی، همسو بود، در نتایج این پژوهش آمده است که انجام بازی­های گروهی بر برقراری ارتباط بین­فردی در دانش­آموزان دختر پنجم ابتدایی اثر دارد.

5‌.2‌     سوالات فرعی:

5‌.2‌.1‌    طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری کودکان تاثیر دارد؟

الف) با جمع­آوری داده­های کمی،براساس 6 سوال مطرح شده در پرسشنامه برای سنجش میزان توانایی همکاری کودکان، در جدول4-0-12نتایج نشان می­دهد که میانگین این متغیر از 3/16در پیش­آزمون به 8/17 در پس­آزمون رسیده است و نشان­دهنده پیشرفت در توانایی همکاری است. درجدول4-0-13 با اجرای آزمون کولموگروف – اسمیرونوف فرض نرمال بودن متغیر تائید می­شود.

همچنین در جدول 4-14 آزمون Tهمبسته به میزان 265/2- به دست آمد که با سطح معناداری 36/0 در سطح 05/0 فرض صفر رد شده و معناداری فرضیه تائید می­شود.

ب) در بررسی داده­های کیفی، با فرض قرار دادن 2 روز اول به عنوان پیش­آزمون و 3 روز بعد به عنوان پس­آزمون، در جدول 4-0-6 شاهد آن هستیم که میانگین متغیر همکاری از25/45 در پیش­آزمون به 83/45 در پس­آزمون رسیده است که نشان­دهنده پیشرفت در متغیر توانایی همکاری است.

افزون بر این با بررسی مشاهدات می­توان چنین تفسیر کرد که دانش­آموزان بیشترین پیشرفت را در مولفه همکاری از خود نشان داده­اند. و دانش­آموزان کد A.B.C.F.G.H.I.K.L.O.R. به دلیل نشان دادن رفتارهایی مانند شرکت داوطلبانه در گروه، رعایت نظم و انظباط، پذیرش دوستان در گروه، انجام وظایف، رهبری گروه، درخواست کمک از دوستان، پذیرش نظرات مخالف، کمک به دوستان، همکاری با گروه، برقراری ارتباط و تعامل با دوستان بیشترین پیشرفت را در این مولفه داشتند.

اما دانش­آموزان کد  D.E.J.M.N.P.Q.به دلیل عدم توانایی در رهبری گروه، درخواست کمک از دوستان، پذیرش نظرات مخالف، انجام وظایف و کمک به دوستان پیشرفت کمتری در این مولفه داشتند. البته قابل ذکر است که این دانش­آموزان در دیگر توانایی­های مولفه همکاری امتیاز مناسبی کسب کرده­اند.

با تحلیل مصاحبه معلم نیز می­توان نتیجه گرفت که نتایج حاصل از مصاحبه با نتایج پژوهشگر مشابه بود به غیر از 4 مورد که معلم دانش­آموزان کد E.C. را جزء دانش­آموزانی قرار داده که پیشرفت بالایی داشتند درحالی که در مشاهدات پژوهشگر این دو دانش­آموز پیشرفت کمتری از خود نشان داده­اند.و هم­چنین دانش­آموزان کد I.R. در نظر معلم پیشرفت کمتری در مولفه همکاری داشتند در حالی که در نظر پژوهشگر این دو دانش­آموز پیشرفت بالایی در این مولفه داشتند و این تفاوت در نتایج را می­توان به شناخت قبلی معلم و تاثیرگذاری این شناخت بر نتایج حاصل از اجرای طرح نسبت داد.

در نهایت باید اشاره شودکه نتایج داده­های کمی و کیفی با هم یکسان هستند.

قابل ذکر است که نتایج این پژوهش با پژوهش طیبه سهرابی(1390) تحت عنوان بررسی تاثیر بازی­های گروهی بر مهارت­های اجتماعی دانش­آموزان پنجم ابتدایی، همسو بود، در نتایج این پژوهش آمده است که انجام بازی­های گروهی برمهارت­های اجتماعی و توانایی همکاری در دانش­آموزان دختر پنجم ابتدایی اثر دارد.

5‌.2‌.2‌    طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همدلی کودکان تاثیر دارد؟

الف) با جمع­آوری داده­های کمی،براساس 9 سوال مطرح شده در پرسشنامه برای سنجش میزان توانایی همدلی کودکان، در جدول 4-0-12 نتایج نشان می­دهد که میانگین این متغیر از 1/14 در پیش­آزمون به 4/15 در پس­آزمون رسیده است و نشان­دهنده پیشرفت در توانایی همدلی است. درجدول4-0-13با اجرای آزمون کولموگروف – اسمیرونوف فرض نرمال بودن متغیر تائید می­شود.

همچنین در جدول4-14 آزمون Tهمبسته به میزان 371/2- به دست آمد که با سطح معناداری 29/0 در سطح 05/0 فرض صفر رد شده و معناداری فرضیه تائید می­شود.

ب) در بررسی داده­های کیفی، با فرض قرار دادن 2 روز اول به عنوان پیش­آزمون و 3 روز بعد به عنوان پس­آزمون، در جدول4-0-6 شاهد آن هستیم که میانگین متغیر همدلی افزایش یافته است که نشان­دهنده پیشرفت در این متغیر است.

افزون بر این با تفسیر مشاهدات حاصل از روش کیفی می­توان چنین بیان کرد که دانش­آموزان کد B.C.F.G.H.I.K.L.O.P. به دلیل نشان دادن عملکرد مناسب در توانایی­های دلجویی از دوستان، نقد مودبانه از دوستان، احترام به نظرات دوستان، همکاری مودبانه، عذرخواهی، فهم دلایل ناراحتی یا خوشحالی دوستان، درک احساسات شخصیت­های داستانی، قراردادن خود به جای شخصیت­ها و بیان دلایل احساسات شخصیت­ها، بیشترین پیشرفت را از خود نشان دادند.

اما دانش­آموزان کدA.D.E.J.M.N.P.Q. به دلیل عدم توانایی در دلجویی از دوستان، نقد مودبانه، احترام به نظرات دوستان، قرار دادن خود به جای شخصیت­ها پیشرفت کمتری از خود نشان دادند.

با تحلیل مصاحبه معلم نیز می­توان نتیجه گرفت که نتایج حاصل از مصاحبه با نتایج پژوهشگر مشابه بود به غیر از 3 مورد که پژوهشگر کد I.K را جزء دانش­آموزانی قرار می­دهد که پیشرفت بالایی داشته­اند، در حالی که معلم این دو را جزء دانش­آموزانی قرار داده است که پیشرفت کمتری داشتند. هم­چنین دانش­آموز کد E در نظر پژوهشگر پیشرفت کمی در مولفه همدلی داشته است در حالی که معلم او را جزء دانش­آموزان با پیشرفت بالا قرار داده است.  این تفاوت در نتایج را می­توان به شناخت قبلی معلم و تاثیرگذاری این شناخت بر نتایج حاصل از اجرای طرح نسبت داد.

در نهایت باید اشاره شودکه نتایج داده­های کمی و کیفی با هم یکسان هستند.

قابل ذکر است که نتایج این پژوهش با پژوهش جیمزاف کریستی و ای­پی جانسون[148] (1950) تحت عنوان نقش بازی در رشد اجتماعی، فکری همسو می­باشد در نتایج این پژوهش آمده است که آموزش مهارت­های اجتماعی و حل مساله به کودکان در مهارت­های ارتباطی مانند ارتباطات عاطفی، همدلی و دوستی و… موثر است.

 

5‌.2‌.3‌    طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد کودکان تاثیر دارد؟

الف) با جمع­آوری داده­های کمی،براساس 9 سوال مطرح شده در پرسشنامه برای سنجش میزان توانایی تشخیص مقاصد کودکان، در جدول 4-0-12 نتایج نشان می­دهد که میانگین این متغیر از 7/14 در پیش­آزمون به 1/15 در پس­آزمون رسیده است و نشان­دهنده پیشرفت در توانایی تشخیص مقاصد است. درجدول4-0-13 با اجرای آزمون کولموگروف – اسمیرونوف فرض نرمال بودن متغیر تائید می­شود.

همچنین در جدول 4-14 آزمون Tهمبسته به میزان 474/0 به دست آمد که با سطح معناداری 642/0 در سطح 05/0 فرض صفر رد نشده و معناداری فرضیه تائید نمی­شود.

ب) در بررسی داده­های کیفی، با فرض قرار دادن 2 روز اول به عنوان پیش­آزمون و 3 روز بعد به عنوان پس­آزمون، در جدول 4-0-6 شاهد آن هستیم که میانگین متغیر تشخیص مقاصد افزایش داشته است که نشان­دهنده پیشرفت در این متغیر است.

افزون بر این در بخش تفسیر نتایج کیفی مشاهده می­شود که دانش­آموزان در مولفه تشخیص مقاصد کمترین پیشرفت را نشان داده­اند؛ و دانش­آموزان کد B.F.G.H.I.L.O.R به دلیل نشان دادن عملکرد مناسب در توانایی پیش­بینی عکس­العمل دوستان و معلم، تشخیص دوستان حساس، فهم دلیل عدم همکاری دوستان، فهم روال داستان، فهم ادامه داستان، درک دلایل اتفاقات و وقایع داستان و پیش­بینی احساسات شخصیت­های داستانی بیشترین پیشرفت را در مولفه تشخیص مقاصد از خود نشان دادند.

و دانش­آموزان کد A.C.D.E.J.K.M.N.P.Q به دلیل عدم توانایی در مهارت­های پیش­بینی عکس­العمل دوستان و معلم، تشخیص دوستان حساس و فهم دلیل عدم همکاری دوستان، پیشرفت کمتری از خود نشان دادند.

نکته قابل ذکر آن است که دانش­آموزان در مولفه تشخیص مقاصد در مورد دوستان خود عملکرد ضعیف­تری به نسبت شخصیت­های داستانی عمل کردند.

با تحلیل مصاحبه معلم نیز می­توان نتیجه گرفت که نتایج حاصل از مصاحبه با نتایج پژوهشگر مشابه بود به غیر از 4 مورد که معلم دانش­آموز کد I را جزء دانش­آموزانی قرار می­دهد که عملکرد ضعیفی داشته­اند در حالی که پژوهشگر او را جزء دانش­آموزان با پیشرفت بالا قرار داده است. هم­چنین معلم دانش­آموزان کد E.P.Q. را جزء دانش­آموزانی قرار می­دهد که پیشرفت بالایی داشتند در حالی که در نظر پژوهشگر این 3 دانش­آموز پیشرفت کمتری از خود نشان داده­اند و این تفاوت در نتایج را مانند دو مولفه قبلی می­توان به شناخت قبلی معلم و تاثیرگذاری این شناخت بر نتایج حاصل از اجرای طرح نسبت داد.

در نهایت باید اشاره شودکه نتایج داده­های کمی و کیفی با هم یکسان هستند.

قابل ذکر است که نتایج این پژوهش با پژوهش السون تانکس، دیوید سندیفورد، اندریا کدی و ایمی گتس­لر (2011) همسو بود؛ پژوهش مذکور نشان می­دهد که بازی­های انجام شده در تقویت درک اجتماعی و ایجاد فرصت تعامل با دیگران موثر بود.

 

5‌.3‌     پیشنهادهای کاربردی:

  • انجام پژوهش در مدت زمان طولانی­تر
  • آموزش معلمان برای برگزاری دوره­های کارگاه
  • طراحی محتواهای مختلف درسی در قالب طرح پژوهش
  • اجرای طرح ثابت و منسجم به صورت برنامه­ریزی شده در تمام پیش­دبستانی­ها با پشتیبانی مدیران و مسئولین آموزش وپرورش
  • انتخاب بازی­های جذاب و با تحرک بیشتر و بدون نیاز به امکانات زیاد برای سهولت در اجرای طرح
  • انتشار مجلات و کتب متفاوت برای معرفی بازی­های متناسب با محتواهای گوناگون آموزشی و بیان تاثیر این طرح برای آگاهی معلمان و والدین دانش­آموزان و مدیران و همچنین برنامه ریزان درسی
  • اصلاح و ایجاد دیدگاه مثبت برای معلمان و مدیران در زمینه انجام طرح با معرفی نتایج پژوهش­های انجام شده داخلی و خارجی

5‌.4‌     پیشنهادهای پژوهشی:

  • انجام پژوهش طراحی آموزشی مبتنی بر بازی در مقاطع مختلف تحصیلی
  • انجام پژوهش طراحی آموزشی مبتنی بر بازی برای بررسی تاثیر بر دیگر مولفه­های هوش میان­فردی
  • انجام پژوهش طراحی آموزشی مبتنی بر بازی برای بررسی تاثیر بر دیگر انواع هوش­های مورد نظر گاردنر
  • انجام پژوهش طراحی آموزشی مبتنی بر بازی با در نظرگرفتن محتواهای درسی متفاوت

5‌.5‌     محدودیت­های پژوهش:

  • برای تاثیرگذاری بر یک رفتار مخصوصا در کودکان نیاز به مدت زمان زیادی داریم تا بر اساس تکرار مداوم رفتار در کودک علاوه بر شکل­گیری، پایدار نیز باشد که در پژوهش حاضرزمان تعیین شده برای اجرای طرح بسیار کوتاه بود. و به دلیل همین کوتاه بودن زمان نمی­توان پایداری رفتارهای ایجاد شده در دانش­آموزان را تضمین کرد.
  • یکی از موارد خارج از کنترل پژوهشگر،غیبت برخی دانش­آموزان در روزهای متوالی بود.
  • حضور پژوهشگر و دوربین( به دلیل ضبط مشاهدات) در برخی مواقع باعث برهم زدن تمرکز دانش­آموزان و حواس­پرتی آن­ها می­شد.
  • طبق بیانات معلم در مصاحبه­ها دانش­آموزان تا زمان پژوهش فعالیت­های گروهی انجام نداده بودند و این مورد مسبب دو مشکل بود یکی آنکه زمان زیادی از پژوهش صرف آشنایی دانش­آموزان با گروه می­شد و دیگر اینکه بیشتر پاسخ­های دانش­آموزان به پیش­آزمون برحسب تصور آنها از گروه بوده، نه واقعیت ،که این مشکل را میتوان بر نتیجه پژوهش موثر دانست.
  • یکی دیگر از محدودیت­ها را می­توان نداشتن گروه گواه دانست؛ چرا که به دلیل همزمانی کلاس­های پیش­دبستانی امکان مشاهده کلاس گواه و ثبت یادداشت­ها برای آموزشگر وجود نداشت.

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع فارسی:

– ازر، ا. (1391).بهترین بابای دنیا: قصه­های پدر و پسر.ع. مرتضوی کرونی. ک. مجیدیان (مترجمان).تهران: فرهنگ و هنر

– اسماعیلی، م.(1383) . بررسی تاثیر آموزشی مولفه های هوش هیجانی ( آگاهی­های درون فردی، آگاهی­های بین فردی، مهارت­های مقابله­ای و…) بر افزایش سلامت روان .رساله دکتری مشاوره دانشگاه تهران

– انگجی، ل،عسگری،ع. (1385). بازی و تاثیر آن بر رشد کودک، تهران:طراحان ایماژ.

– برمکی، ع.(1386). بررسی تاثیر بازی های مبتنی بر حرکت بر رشد عاطفی – اجتماعی کودکام پیش دبستانی شهرستان کاشمر سال 85-86.پایان­نامه  کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

– بیابان بید گلی، ز.(1392). مقایسه اثر بخشی آموزشی واحد کار بر اساس هوش های چند گانه با روش های گروه نمونه بر عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی

– بیلر، ر.(1389).کاربرد روانشناسی در آموزش. پ. کدیور(مترجم). تهران: مرکز نشر دانشگاهی.(1974)

– تیموری، ز.(1386) . بررسی تاثیر اسباب بازی های آموزشی بر میزان یادگیری ، مفاهیم پیش از عدد ریاضی در کودکان پیش از دبستان شهر تبریز سال 86-85 . پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی

– حامدیان، ص. (1390). بررسی میزان اثر بخشی هوش های چند گانه ی گادنر بر عملکرد حل مسئله ی ریاضی بر اساس طبقه بندی اصلاح شده­ی بلوم در دانش­آموزان دختر دوم راهنمایی شهر قوچان.پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه فردوس مشهد

– حسین خانزاده، ع.(1392). آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان و نوجوانان، تهران: رشد فرهنگ.

– خزاعی، س. خزاعی، س. (1392). بازی و رشد و تکامل کودک من، تهران: کتاب ارجمند.

– داوری بینا، م.(1391). ساخت و بررسی ویژگی­های روانسنجی آزمون هوش چندگانه گاردنر. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز

– درویزه، زهرا.(1382). بررسی همدلی مادران و دختران دانش­آموز دبیرستانی و اختلالات رفتاری دختران شهر تهران. مجله مطالعات زنان. اردیبهشت ماه

– دلاور، ع. (1391). روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی، تهران: نشر ویرایش

– دوران، م.(1380) . بررسی تاثیر بازی های کامپیوتری بر مهارتهای اجتماعی. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت مدرس

– دهقان پورفراشاه، ه.(1389). مدیریت ارتباطات میان فردی، تهران:رخنه در اسرار،چاپ سوم.

– دولیتل،ر.(1382).سازه­انگاری وآموزشonlin.م.شیخ الاسلامی(مترجم).فصلنامه پژوهشوسنجش،33، 168- 155.

– رباطی، ف. (1386). مقایسه تاثیر آموزش بر اساس دو رویکرد ، هوش های چند گانه گاردنربا شیوه سنتی  تدریس برعملکرد درس علوم دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی آموزش و پروش تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت معلم

– رشیدی، م. (1390). شخصیت پردازی در داستان های خردسالان.پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه ادبیات وعلوم انسانی گروه زبان وادبیات فارسی

– رضایی، م. (1388). اثر بخشی آموزشی بر اساس هوش های چند گانه گاردنر بر میزان عملکرد تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی دختر پایه سوم ابتدایی شهر اصفهان. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه اصفهان

– رضایی فرد، غ. (1376). همکاری به عنوان یک ارزش اخلاقی به کوشش برای تشخیص برخی ازعوامل با اهمیت موثر بر تمایل فرد برای همکاری با دیگران. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه شهید بهشتی

– رمیزفکی،ای.(1379)طراحی نظام­های آموزشی: تصمیم گیری دربرنامه­ریزی وطراحی برنامه­ی درسی؛ه.فردانش (مترجم).تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)،مرکزتحقیق وتوسعه­ی علوم انسانی.

– ریچی، ر.کلاین، جیمز دی. ترسی، مونیکا دبلیو(1391).نظریه، پژوهش، عمل دانش پایه طراحی آموزشی.ح. زنگنه.ا. ولایتی (مترجمان).تهران: آوای نور.(2011)

– زمانی، م. (1390). رابطه بین هوش های چندگانه (گاردنر) با مهارت های زندگی دردانشجویان کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی

– زنوزی جلالی، فیروز(1388). قاعده بازی،تهران:علم

– سرمد، ز. بازرگان،ع. حجازی،ا. (1391). روش تحقیق در علوم رفتاری، تهران: آگاه.

– سهرابی، ط. (1390). بررسی تاثیر بازی های گروهی  بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان پنجم ابتدایی. پایان­نامه کارشناسی ارشد.دانشگاه علامه طباطبایی

– سوری، م. (1387). مقایسه الگوهای مختلف آموزشی در یادگیری کتب علوم دبستان. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی

– سیف، ع. (1383). اندازه گیری، سنجش و ارزشیابی آموزش، تهران: دوران.

– سیف، ع.(1388). روانشناسی پرورشی نوین: روانشناسی یادگیری و آموزش، تهران: دوران.

– شریفی، ح.( 1388) اصول روانسنجی و روان آزمایی، تهران: رشد

– شعاری نژاد، ع.(1385). روانشناسی رشد، تهران: اطلاعات. چاپ هفدهم

– شورینی خلیلی، س.(1391). روش­های پژوهش آمیخته (با تاکید بر بومی سازی)، .تهران: یادواره کتاب.ویرایش دوم

– شیرعلی پور، ع. (1386). تاثیر کاربرد طراحی آموزشی بر اساس الگوی دیک و کاری بر میزان یادگیری دانشجویان پسر مراکز تربیت معلم در درس مبانی ریاضیات دوره ابتدایی دررابطه آن با سبک­های شناختی مستقل از زمینه و وابسته به زمینه در سال تحصیلی 85-86. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه خوارزمی

– فرجی امیری، ش. (1387). میزان انطباق محتوای برنامه­های تلوزیونی کودک و نوجوان با اصول روانشناسی تربیتی. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی

– فردانش، ه.(1388).مبانی نظری تکنولوژی آموزشی.تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی

– فردانش،ه.(1385).طبقه‌بندی الگوهای طراحی سازنده ‌گرا براساس رویکردهای یادگیری و تدریس مطالعات تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی.

– قنبری، ن. (1384). بررسی فضای بازی کودکان 5تا 12 سال در پارک­های شهر کرمانشاه در سال 1383. پایان­نامه کارشناسی ارشد.دانشگاه علامه طباطبایی

– کاپلان، پارل. اس.(1386). سفر پرماجرای کودک( روانشناسی رشد).م فیروز بخت(مترجم). تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.

– کرسول، ج.(1954).روش های پژوهش ترکیبی. کیامنش.ع، سرایی.ج(مترجمان).تهران: آییژ.(1390)

– گری آرمورسیون، استیون ام . روس جرالد ای،کمپ.(1387). طراحی آموزشی اثر بخش. غ.رحیمی دوست (مترجم). اهواز: دانشگاه شهید چمران.(2004)

– گلزاری، ز.(1383). تاثیر به کارگیری طراحی آموزشی دست سازه­ها و نرم افزارمحقق ساخته درس ریاضی دوره راهنمایی بر یادگیری دانش­آموزان دختر شهرتهران ومقایسه این دوروش با روش تدریس سنتی. پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه خوارزمی

– محمودی فرد، ا. (1385). بررسی وضعیت آموزشی بازی در مراکز خصوصی پیش دبستانی شهررشت.دانشگاه آزاد مبارکه

– مکنزی، و.(1391).هوش­های چندگانه و تکنولوژی آموزشی. ر،عمادی. م، موسوی. ی، قره گوزلو( مترجمان). تهران: چنار.(2005)

– مهجور، س.(1380). روانشناسی بازی، شیراز: ساسان.چاپ هفتم

– منصوری، و.(1393). بررسی میزان آمادگی دبستان­های پسرانه شهر کرج در راستای طرح هوشمند سازی مدارس از دیدگاه معلمان و مدیران و ارائه راهکار جهت اجرای موثر طرح.پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه خوارزمی

– ناظمی، ی.(1385).رویکردی بر قصه­گویی و نمایش خلاق، تهران: چاپار.

– نوروزی، د. دهقان زاده، ح.(1391). طراحی بازی­های رایانه­ای آموزشی، نهران:گویش نو.

-وصولی، ر.(1392).بررسی میزان همدلی کارآموزان و دستیاران دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک با بیماران و مقایسه آن­ها با یکدیگر در سال 91-1392.دانشگاه علوم پزشکی اراک

– ولایتی، ا. موسی رمضانی، س.(1389).بازی برای یادگیری و یادگیری از طریق بازی.همایش ملی روش­های نوین آموزشی 29و30 اردیبهشت،دانشگاه شهید رجایی.

– ولد بیگی، ش.(1389) .بررسی تاثیر بازی های بومبی محلی بر رشد مهارت های حرکتی کودکان 6-9 ساله شهرستان پاوه. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی

– هستی، ز.(1391). بررسی اثربخشی بازی­های گروهی مشارکتی بر یادگیری مهارت کنترل خشم در دختران کلاس اول ابتدایی شهرستان ایوان. کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی.

– هنری مانسن، یاول…[ودیگران].(1382). رشد و شخصیت کودک. م. یاسایی(مترجم) تهران: نشر مرکز.کتاب ماد(ویرایش دوم)

– هومن، ح.(1383). شناخت روش علمی در علوم رفتاری. تهران: پارسا.

 

منابع لاتین:

 

– alisontonksTdavesandiford , AndredKoddy , AmyGetzler . (2011) the power of play : using the integrated play Group model to enhance motorand social skills for learners with autisi. Psychology in the schools . 44. (7) pp . 1 -10.

-Bischof- kohler, D.(1991).the development of empathy in infants. In M.E. lamb &H.Keller(EDS). Infant development: perspectives from German- speaking contries. Hillsdde ,N.J:lewrenceElbanm Associates.

-Denham,S,A.(1986).Social cognition validation. Journal of child Development, 57,194-201

-Dunn. J.(1988).The Beginnings of social understanding. Cambrige.mass: Harvard university press

-Dunn,J.,&Brown,J.(1991). Relationship, talk about feelings, & the development of affect regulation in early childhood. In J.Garber&K.A.Dogge(EDS). The development of Emotion Regulation &Dysyegulation. Cambridge. England: Cambridge university press

-Eisenberg ,N.(2004). The early development of prosocialtendencies.inl.A. learitt& D.M.B. Hall(EDS). Social & moral development: Emerging evidence on the toddler years (pp.125-133). United states of America: Johnson & Johnson pediatric, l.l.c.press.

-Haffman, m.l. (2000) empathy & moral Development: implications for caroing and justice. Cambridge. Cambridge university press

-Howes,C., &Elderge, R.(1985). Responses of abused, neglected.& non maltreated children to the behaviors of their peers. Journal of Applied Developmental psychology, 6,261-270

-James, F&chistie. E.P.Jonsen( 1950) The role playing social-,intellectual Development university of Kansas .12.8.34

-james c . lester, hiller A. spires john L. nietfeld ,james Minogue, Bradford w. mott,eleni v. Lobene (2014) Designing game-based learning enviroments for elementary science sducation: A narrative- centered learning perspective. northcarolina state university, Raleigh, nc , USA information  sicences 264 4-18.

-Johnson,D.B.(1982).Altruistic behavior & the development of the self in infants. Meriil- palmer quartery, 28,379-388

-Kaneko,R.,&Hamazaki, T.(1987).prosocial behavior manifest atios of young children in an or phanage. Journal of psychologia, 30, 235-242.

-Leslie, Gerald R., etal. (1973)” order & change, introductory sociology”, oxford university press: pritedix USA

-L.Johnson, R. smith, H.willis, A.levine,K. Haywood, the 2011 Horizon Report, austine, Texas, 2011

-Main,M.,&George ,C.(1985).Responses of abused & disadvantaged toddlers to distress in agemates: a study in the day care setting: Gournal of developmental psychology, 21 ,407-412

-National research council , learning science through computer Games and simulations , washington ,DC , 2011

-Office of educational technology.us Department of education,transforming American Education: learning powered by technology,2010

-Ragzzino, K.Resnick,H.untne-O’Brine, M. &weissberg, R.P.(2003) promoting Academic Achievement through social & Emotional learning

Thompson, R.A.(1987).Empathy &emotional understanding: the early development of empathy. In.N.Eisenberg&J.strayer(EDS).Empathy & its Development. Cambridge: Cambridge university press

-Zahn- waxler, C.,&Radake – yarraow, M.(1982). The development of altruisu: atternative research strategies. In N. Eisenberg(EDS). The development of presecial behavior. Newyork: Academic press

-Zhan- waxler, C., cole, P.M.,welsh, J.D.,& fox, N.A.(1995).Psychophysio logical correlates of empathy &presocial behaviors in preschool children whit behavior problems. Journal of Development and psychopathology, 7,27-48

-Zahn-waxler,C.,Radake-Yarrow ,M.,wagner,E.,& chapman, M.(1992). Development of concer for others:Journal of Developmental psychology, 28,126-136

 

 

 

 

 

 

 

 

ضمائم و پیوست­ها

 
 

 

 

الف) جدول­های مشاهدات جلسات:

نشانه­های موجود در جداول زیر بدین شرح است:

تک ستاره : این نشانه به معنای کسب  درجه ضعیف توسط دانش­آموز در توانایی مورد بررسی می­باشد.

دو ستاره : این نشانه به معنای کسب درجه­ی متوسط توسط دانش­آموز در توانایی مورد بررسی می­باشد.

سه ستاره: این نشانه به معنای کسب درجه­ی خوب توسط دانش­آموز در توانایی مورد بررسی می­باشد.

چهار ستاره: این نشانه به معنای کسب درجه­ی خیلی خوب توسط دانش­آموز در توانایی مورد بررسی می­باشد.

کدگذاری فراگیران:

دانش­آموزان با حروف الفبای انگلیسی کدگذاری شده­اند

گویه­های  مطرح شده در جداول زیر عبارتند از:

1- به چه میزان داوطلبانه در گروه شرکت می­کند.

2- نظم و انضباط را در گروه رعایت می­کند.

3- معمولا گروه یا هم­گروهی­هایش را می­پذیرد.

4- از طرف دوستانش به عنوان هم­گروهی پذیرفته می­شود.

5- وظایفی که به او سپرده می­شود به خوبی انجام می­دهد.

6- می­تواند وظایف دوستانش را به آنها بگوید.

7- می­تواند به راحتی از دوستانش درخواست کمک کند.

8- اگر نظر جمع مخالف او باشد به راحتی می­پذیرد.

9- در انجام بازی اگر دوستش نیاز به کمک داشته باشد به او کمک می­کند.

10- به راحتی با دوستانش تعامل برقرار می­کند.

11- اگر دوستش ناراحت باشد از او دلجویی می­کند

12- مودبانه از دوستانش نقد می­کند.

13- به نظرات و صحبت­های دوستانش احترام می­گذارد.

14- بدون پرخاش و مودبانه در انجام بازی با دوستانش همکاری می­کن

15- اگر باعث ناراحتی دوستش شود از او عذرخواهی می­کند

16- دلیل ناراحتی یا خوشحالی دوستانش را می­فهمد

17- می­تواند احساسات شخصیت­های داستانی را به درستی بیان کند.

18- می­تواند خود را در قالب شخصیت­های داستانی قرار دهد.

19- دلیل احساسات شخصیت­های داستانی را به درستی بیان می­کند.

20- به خوبی عکس­العمل معلم و دوستانش را دربرابر وقایع حدس می­زند.

21- دوستان حساس و عکس­العمل آن­ها را تشخیص می­دهد.

22- دلیل عدم همکاری دوستانش را می­داند.

23- می­تواند روال داستان و ادامه داستان را به راحتی بفهمد.

24- می­تواند دلایل حوادث و اتفاقات داستان را توضیح دهد.

25- احساسات شخصیت­های داستانی را پیش­بینی می­کند.

 

  • سوالات 1-11 مربوط به مولفه­ی همکاری می­باشد.
  • سوالات 12-20 مربوط به مولفه­ی همدلی می­باشد.
  • سوالات 21-26 مربوط به مولفه­ی تشخیص مقاصد می­باشد.

 

 

 

 

 

جدول­های مشاهدات جلسات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روز اول A B C D F G H I J K L M N O P Q R S
1 غ ** * * ** ** *** *** ** ** ** ** * غ ** غ * **
2 غ ** * * * * ** *** *** * ** ** * غ **** غ ** **
3 غ ** * * ** * ** ** ** ** * *** * غ ** غ * ***
4 غ *** * * ** ** ** *** *** * * ** * غ **** غ * **
5 غ ** ** * * * ** *** ** ** ** ** * غ *** غ * **
6 غ ** * * * ** ** *** *** * * * * غ *** غ * *
7 غ ** ** * * ** * ** ** * * ** * غ *** غ * **
8 غ * *** ** * * * *** ** * * ** ** غ *** غ ** **
9 غ *** * ** * ** ** ** ** * ** ** * غ ** غ * ***
10 غ ** * * * ** ** *** ** * ** ** * غ **** غ * **
11 غ * * * ** ** *** *** ** * ** *** * غ *** غ * **
12 غ * * * * ** *** *** ** * * ** * غ *** غ * *
13 غ * * * * * ** *** ** * ** * * غ *** غ * *
14 غ * * * * * ** ** ** ** * ** * غ *** غ * *
15 غ * ** ** ** * ** ** *** * * ** * غ ** غ * *
16 غ * ** * ** * ** *** ** * * ** * غ *** غ ** *
17 غ * * * * * ** ** * * * ** * غ ** غ * *
18 غ * * * * * ** *** *** * ** *** * غ *** غ * *
19 غ ** ** ** ** ** ** ** ** * * ** * غ **** غ * **
20 غ ** ** ** * **** *** *** ** * * ** * غ ** غ ** **
21 غ ** ** ** * * *** ** ** * * ** * غ ** غ * **
22 غ * * ** * * ** ** ** * ** *** * غ ** غ * ***
23 غ * * ** * * ** *** ** ** ** ** * غ *** غ * **
24 غ * * * * * ** ** *** * ** ** * غ *** غ * **
25 غ *** ** ** * ** ** ** ** * * ** * غ *** غ ** ***
26 غ ** ** ** * * ** *** ** ** * * ** غ *** غ * **

 

 

روز دوم A B C D F G H I J K L M N O P Q R S
1 ** * ** *** *** ** ** *** *** * ** ** ** ** *** ** ** ***
2 ** ** * ** * *** * *** *** ** *** ** * *** *** * ** *
3 ** * * *** * *** * *** ** * ** ** ** ** ** * * **
4 ** ** * ** ** ** ** *** ** ** ** ** * ** *** * ** **
5 ** ** ** ** *** *** ** ** *** ** *** *** * *** *** ** ** *
6 * ** * * ** ** ** ** ** * ** ** * * ** * * *
7 ** * * * ** ** * *** ** ** ** ** * * ** * * *
8 *** * ** ** ** ** * ** ** ** *** *** * *** ** * ** *
9 ** *** ** *** ** *** *** *** ** * ** ** ** ** ** * * **
10 ** ** ** ** ** * ** ** *** * *** *** ** ** ** * ** **
11 ** ** ** ** ** ** ** *** *** ** *** ** * *** *** * ** ***
12 * * * * * ** ** ** ** ** ** ** * ** ** * * **
13 ** ** * * * ** * ** ** * ** ** * * *** * * **
14 ** * ** * ** *** ** ** *** * ** *** * ** *** * ** **
15 ** * *** ** ** *** *** ** *** * *** ** ** ** *** * *** **
16 * * * * ** * ** ** *** * ** ** * ** ** * ** ***
17 * * ** * ** ** ** *** *** * *** ** * * ** ** ** **
18 ** ** ** ** ** *** ** ** ** ** *** *** ** ** *** ** ** **
19 ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** *** ** * *** ** ** **
20 **** *** ** ** ** ** ** ** ** ** ** *** ** ** ** ** ** ***
21 * ** * ** ** *** ** *** ** ** *** *** * ** *** ** *** ***
22 * ** * ** * *** ** *** *** * *** *** * ** *** ** *** **
23 * ** * * * ** *** *** *** * ** ** * ** *** ** ** **
24 ** *** ** ** * ** ** *** *** ** ** *** ** *** *** ** ** **
25 ** ** ** ** ** ** ** *** ** ** ** *** ** *** *** ** ** ***
26 ** ** ** ** * *** ** *** ** * ** *** ** ** *** ** ** **

 

 

روز

سوم

A B C D F G H I J K L M N O P Q R S
1 *** *** غ *** ** *** *** *** *** ** *** *** ** ** *** *** *** ***
2 *** *** غ ** ** ** ** *** *** *** *** *** ** ** *** *** *** ***
3 *** *** غ *** ** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** **
4 ** *** غ ** *** *** *** *** *** ** ** *** ** *** *** ** ** ***
5 *** *** غ *** *** *** *** *** *** ** *** *** *** *** *** *** *** ***
6 *** *** غ ** ** ** *** *** **** ** ** ** *** ** *** ** ** **
7 *** ** غ ** ** *** ** ** *** ** *** *** *** ** *** ** ** ***
8 *** ** غ *** *** ** ** *** *** ** ** ** ** *** *** ** *** **
9 *** *** غ *** ** *** *** *** **** *** *** *** *** *** ** ** *** ***
10 *** *** غ ** *** *** *** *** *** ** *** *** *** *** **** *** *** ***
11 *** *** غ *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** **** *** ** ***
12 ** ** غ ** ** *** ** **** *** ** ** ** *** ** **** ** ** **
13 ** ** غ ** ** ** ** *** *** ** ** ** *** ** **** ** ** **
14 ** ** غ ** *** *** ** **** *** ** ** *** ** *** *** ** *** **
15 ** ** غ ** ** *** ** *** *** ** ** ** ** ** *** ** *** **
16 ** ** غ ** ** ** ** ** *** ** ** *** ** ** **** ** ** ***
17 ** ** غ ** ** ** ** **** *** ** *** *** ** ** **** ** ** ***
18 *** *** غ *** ** *** *** *** *** ** ** *** *** ** *** *** *** ***
19 *** *** غ ** ** *** ** *** *** ** ** *** ** ** *** *** *** ***
20 *** *** غ *** ** *** *** *** *** ** ** *** *** ** *** *** *** ***
21 ** ** غ ** ** *** ** *** *** ** *** *** ** ** *** ** ** ***
22 ** *** غ ** ** ** ** *** *** ** *** *** ** ** *** ** ** ***
23 ** ** غ ** ** *** *** *** *** ** ** *** ** ** *** ** ** ***
24 *** *** غ *** *** *** *** **** **** ** ** *** *** *** *** ** *** ***
25 *** *** غ *** ** ** *** **** *** ** ** *** ** ** *** *** *** ***
26 *** *** غ *** ** *** ** **** *** ** ** *** ** ** *** *** *** ***

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روز

پنجم

A B C D F G H I J K L M N O P Q R S
1

 

**** **** **** **** **** **** **** **** *** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
2

 

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
3

 

**** **** **** **** **** *** **** **** *** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
4

 

**** **** **** *** **** **** **** **** **** *** **** **** **** **** **** *** **** ****
5

 

**** **** **** **** **** **** **** **** **** *** **** **** **** *** **** **** **** ****
6.

 

*** **** *** ** ** **** **** **** **** ** **** **** *** ** **** **** ** ****
7.

 

*** *** *** ** ** *** *** **** **** ** **** **** ** *** **** *** *** ****
8.

 

**** **** **** *** ** *** *** **** **** *** *** **** *** **** **** ** **** ****
9.

 

**** **** **** **** *** **** **** **** **** *** **** **** *** **** **** *** *** ****
10

 

**** **** **** *** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** *** **** ****
11

 

**** **** **** *** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** *** ****
12 *** ****

 

*** *** *** **** **** **** **** ** **** **** ** **** *** **** ** ***
13 *** ****

 

**** ** ** **** *** **** **** ** **** **** *** **** **** ** *** ****
14 **** ***

 

**** *** *** *** **** **** **** *** **** **** ** **** **** ** *** ***
15 *** ****

 

**** *** **** *** *** **** **** *** **** **** **** **** **** *** **** ***
16 *** ***

 

**** ** ** *** *** **** **** ** *** **** ** *** **** ** *** ***
17 ***

 

**** *** *** ** **** **** **** **** ** **** **** *** ** **** ** **** ****
18

 

**** **** *** **** *** **** **** **** **** *** **** **** *** *** **** *** **** ****
19

 

*** **** *** **** **** **** **** **** **** *** **** **** *** ** **** *** *** ****
20

 

*** **** **** **** *** **** **** **** **** *** **** **** **** **** **** *** *** ****
21

 

*** **** *** *** ** **** **** **** **** *** *** **** *** *** **** *** **** ****
22

 

*** **** *** *** *** **** **** **** **** *** *** **** *** *** **** *** **** ****
23

 

*** **** *** *** *** **** **** **** **** ** *** **** *** *** **** *** **** ****
24

 

*** **** **** **** *** **** **** **** **** *** **** **** **** **** **** *** *** ****
25

 

*** **** **** **** *** **** **** **** **** ** **** **** **** **** **** *** *** ****
26

 

*** **** **** **** *** **** **** **** **** *** **** **** **** **** **** *** ** ****

 

 

 

روز چهارم A B C D F G H I J K L M N O P Q R S
1

 

*** **** غ *** **** *** **** **** **** غ *** *** *** *** **** *** غ ****
2

 

*** *** غ *** *** ** *** *** **** غ *** *** *** **** *** *** غ ***
3

 

*** **** غ *** ** ** ** **** *** غ ** ** *** *** **** *** غ ***
4

 

*** *** غ *** **** *** *** **** **** غ ** ** *** *** **** *** غ ****
5

 

***

 

**** غ *** *** **** **** **** **** غ *** *** *** *** **** *** غ ****
6.

 

*** **** غ ** ** *** *** **** **** غ ** *** ** ** **** *** غ ***
7.

 

** **** غ ** ** *** ** *** **** غ *** ** ** *** **** ** غ ***
8.

 

*** *** غ *** ** *** *** **** **** غ *** ** *** **** **** ** غ **
9.

 

*** *** غ *** *** **** *** **** **** غ **** *** **** **** **** **** غ ***
10 ***

 

*** غ ** *** **** *** **** **** غ **** *** *** *** **** *** غ ****
11

 

*** *** غ ** *** **** **** **** **** غ **** *** **** **** **** *** غ ****
12

 

**** *** غ ** ** **** *** **** **** غ *** ** **** *** **** ** غ **
13

 

*** ** غ ** ** **** ** **** **** غ *** **** ** *** **** *** غ ***
14

 

*** ** غ *** ** **** *** **** **** غ **** ** *** **** **** *** غ **
15

 

*** *** غ ** *** **** ** **** **** غ **** ** *** *** **** *** غ **
16

 

**** ** غ ** ** *** *** **** **** غ *** ** **** *** **** ** غ ***
17

 

**** *** غ ** *** **** *** **** **** غ *** *** *** ** **** ** غ ***
18

 

*** **** غ *** **** **** **** **** **** غ *** *** *** *** **** *** غ ***
19

 

*** **** غ *** **** **** **** *** **** غ *** **** *** *** **** ** غ ****
20

 

*** **** غ *** *** **** **** **** **** غ *** **** *** *** **** *** غ ***
21

 

**** *** غ ** *** **** *** **** **** غ *** *** ** ** **** *** غ ***
22

 

**** *** غ ** *** **** *** **** **** غ *** *** ** ** **** *** غ ***
23

 

**** *** غ ** *** **** *** **** **** غ *** *** ** ** **** *** غ ***
24

 

*** **** غ ** *** **** **** **** **** غ *** **** *** *** **** *** غ ***
25

 

*** **** غ ** *** **** **** **** **** غ *** *** *** *** **** *** غ ***
26

 

*** **** غ *** *** **** **** **** **** غ *** *** *** *** **** *** غ ***

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ب) مهارت های اساسی مربوط به تعامل (برنامه اکسز: برنامه درسی برای برقراری ارتباط و مهارت­های اجتماعی موثر در دوره نوجوانی

  • برقراری ارتباط با نگاه
  • استفاده درست از لحن صدا
  • شروع کردن (پیدا کردن یک هم صحبت)
  • گوش دادن (نگاه کردن و توجه کردن به گوینده)
  • پاسخ دادن (بیان مطلب خود بعد از اتمام صحبت طرف مقابل)
  • مفهوم داشتن سخن (درباره مسائل مشترک صحبت کردن)
  • رعایت نوبت (درصحبت)
  • سوال کردن
  • ادامه دادن گفتگو (قطع نکردن سخن)

مهارت های همراهی کردن با دیگران (سازش با دیگران)

  • به کار بردن واژه های مودبانه
  • تشریک مساعی
  • پیروی از مقررات (اجرای بازی به طریق مشابه)
  • لمس کردن به شیوه مناسب (منظور زدن به پشت و قرار دادن دست روی شانه به طریقه صحیح)

مهارت های دوست یابی

  • ظاهر آراسته
  • لبخند زدن
  • تعریف و تمجید کردن
  • ایجاد دوستی (پیش قدم شدن در دوستی، رعایت نوبت در سخن گفتن، دعوت کردن)

 

 

همکاری(برنامه درسی گلدشتاین و مک گینیز1997)

  • پیشنهاد دادن کمک به دیگران
  • مشارکت در فعالیت گروهی و ایفای نقش خود به طور مناسب
  • سهیم کردن اموال خود با دیگران
  • انجام تکلیف درسی به صورت مشارکتی
  • کمک در انجام تکالیف به همکلاسی ها
  • انجام بازی مشارکتی
  • کمک به والدین و دیگر اعضای خانواده در امور مختلف
  • پیروی از مقررات وضع شده در کلاس درس و مدرسه
  • اطاعت از دستورات والدین و دیگر بزرگسالان
  • تمیز نگه داشتن وسایل شخصی
  • پذیرش و انجام تصمیماتی که توسط گروه صورت می گیرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ج) پرسشنامه دانش­آموزان: (پیش­آزمون و پس­آزمون موازی است)

همکاری

1.بعضی بچه هامی خواهند بازی کنند . این که از آنها بخواهید که شما را هم در بازی شان شرکت دهند برای تان …. است .

خیلی آسان □ آسان □ سخت □ خیلی سخت □ 

2.بیان مقررات بازی دربین اعضای گروهتان که نمی­دانند چطورباید بازی کنند، برای تان ….است .

خیلی آسان □ آسان □ سخت □ خیلی سخت □

3.بعضی از بچه ها نیاز به یار بیشتری در تیمشان دارند. این که از آن ها بخواهید اجازه دهند شما هم جزء تیم آن ها باشید،  برای تان …. است .

خیلی آسان □ آسان □ سخت □ خیلی سخت □

4.شما در حال نوشتن و تنظیم یک روزنامه دیواری هستید. این که از بچه دیگری بخواهید به شما کمک کند،  برای تان …. است .

خیلی آسان □ آسان □ سخت □ خیلی سخت □

5.دادن پیشنهاد برای انتخاب بازی،  برای تان …. است .

خیلی آسان □ آسان □ سخت □ خیلی سخت □

6.می­خواهید با گروهتان یک کاردستی بسازید.اینکه برای هریک از دوستانتان یک وظیفه تعیین کنید برایتان … است.

خیلی آسان □ آسان □ سخت □ خیلی سخت □

 

همدلی

 

1 اگر دوستم از پیشنهاد من ناراحت شود متوجه می­شوم. بله خیر نمی­دانم
2 می­توانم بفهمم دوستم از چه چیزی خوشحال واز چه چیزی ناراحت می­شود. بله خیر نمی­دانم
3 وقتی اطرافیانم خوشحال هستند من هم خوشحال می­شوم. بله خیر نمی­دانم
4 وقتی اطرافیانم نگران باشند ، من هم نگران می شوم. بله خیر نمی­دانم
5 دیدن گریه اطرافیان، مرا ناراحت می کند. بله خیر نمی­دانم
6 اگریکی از اعضای خانواده­ام غمگین باشد من هم ناراحت می­شوم. بله خیر نمی­دانم
7 وقتی می بینم که با دوستم بد رفتاری می شود ، بسیار عصبانی می شوم. بله خیر نمی­دانم
8 وقتی دوستم عصبانی است؛ به خوبی می توانم او را آرام کنم. بله خیر نمی­دانم
9 وقتی دوستم ناراحت است می دانم به او چه بگویم  تا خوشحال شود. بله خیر نمی­دانم

 

تشخیص مقاصد

1 وقتی دوستم در حال عصبانی شدن است، متوجه می شوم. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
2 میتوانم بفهمم بعداز اشتباه من معلم چکار می­کند. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
3 میتوانم بفهمم دوستم به کدام بازی بیشتر علاقه دارد. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
4 می­توانم زمان خستگی دوستم از بازی را پیش بینی کنم. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
5 وقتی می بینم یکی از دوستانم عصبانی است، به راحتی می­توانم بفهمم که چه رفتاری نشان میدهد. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
6 وقتی یکی از دوستانم به علتی احساس گناه می کند ، می توانم بفهمم چه رفتاری نشان می­دهد. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
7 وقتی یکی از دوستانم احساس حسادت می کند، می توانم بفهمم چه رفتاری نشان می­دهد. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
8 می­توانم بفهمم کدام گروه من را به عنوان هم تیمی انتخاب می­کنند. همیشه گاهی اوقات هیچ­وقت
 

همکاری 1 2 3 4 توضیحات
1 برای مشارکت در گروه داوطلب می شود؟

 

         
2 توانایی تشکیل یک گروه را دارد؟

 

         
3 توانایی ایجاد نظم و هماهنگی بین اعضای گروه را دارد؟

 

         
4 می تواند به جمعی را که دوست دارد به راحتی وارد شود؟

 

         
5 آیا می تواند در یک جمع فضایی ایجاد کند که به عنوان هم گروهی پذیرفته شود؟

 

         
6 آیا وظایفی را که در یک گروه به او سپرده می شود را به خوبی انجام می دهد؟

 

         
7 توانایی جذب همکاری و درخواست کمک از دوستانش را دارد؟

 

         
8 اگر نظر جمع بر انجام کاری باشد معمولا همکاری می کند؟

 

         

 

  همدلی 1 2 3 4 توضیحات
1 اگر دوستش ناراحت باشد برای کمک یا آرام کردن او کاری می کند؟

 

         
2 توانایی نقد دوستانش را دارد؟

 

         
3 به نظرات دوستش احترام می گذارد؟

 

         
4 می تواند مؤدبانه با دوستانش صحبت کند؟

 

         
5 اگر کسی را ناراحت کند به زودی از او عذر خواهی می کند؟

 

         
6 اگر دوستش از او انتقاد کند با او مؤدبانه رفتار می کند؟

 

         
7 می تواند دلیل ناراحتی یا خوشحالی دوستش را توضیح دهد؟

 

         

 

 

 

د) مصاحبه معلم:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  تشخیص  مقاصد 1 2 3 4 توضیحات
1 به خوبی عکس العمل دوستانش را در برابر وقایع حدس می زند؟

 

         
2 به خوبی انواع احساسات دیگران را درک و پیش بینی می کند؟

 

         
3 می تواند بفهمد چه کاری معلم و اطرافیانش را خوشحال یا ناراحت می کند؟

 

         
4 به راحتی می تواند دوستان حسود و حساس خود را و عکس العمل آنان را تشخیص دهد.          
5 اگر اتفاقی در کلاس بیافتد به راحتی می تواند بفهمد معلم او چه عکس العملی نشان می دهد؟

 

         
6 به راحتی دلیل عدم همکاری دوستش را می فهمد؟          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

T-Test

 

[DataSet1] C:\Documents and Settings\Valiollah Ramezani\Desktop\Baeth, 09361045846\Copy of Beynefardi.sav

 

 

 

 

ه) نتایج آزمون Tهمبسته:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Bu-Ali Sina University

Graduate Studies Thesis\Dissertation Information

Title:

Instructional Designed Game-Based on Pre-School Children,s Interpersonal Intelligence

Author:Nahid Baeth jangali
Supervisor(s): Seyed Rasol Emadi  (Ph.D)
Faculty: Literature and Humanities
Department:Cvltuve and humanities colledge
Degree:M.A Field: Tducational Technology Subject: Educational Sciences
Number of Pages: 121 Defence Date: 27 /09 /2014 Approval Date: 22/2/2014
 

Abstrct:

         The aimof the present studyis the implementation of game-based instructional designand its impact onpreschool children‘s interpersonalintelligence.The independentvariableinthisresearch is thegame-based instructional design, and thedependent variable isinterpersonalintelligenceanditsthreesub-components i.e. (cooperation, empathy andrecognitionof purposes).Inthisstudy, the main question is whether thegame-based instructional designis effectivein children’s interpersonalintelligence?Here, fourhypothesesareexamined which include: the mainHypothesis which statesthe game-based instructional design is effectivein children’s interpersonalintelligence and the Sub-hypotheses which states (1) the design ofgame-based learning, affectsthechildren‘s ability tocooperate. (2) The design ofgame-based learning, affectsthechildren‘s ability to empathy and (3) the design ofgame-based learning, affectsthe ability of purpose recognition. theresearchmethodology in this study is mixed method research.Toolsused inthisstudyconsist ofaquestionnaire containing22 questions, asystematic andstructuredinterview, and observations.The validityof research is confirmedbyconsultation andreview of the supervisor professor and 3relevantexperts andits reliabilitywas calculated with the use of Cronbach‘s alpha up to 74 percent and70 percentin thefirst component(cooperation), 74percentin the second component(empathy), and80 percent in the third component(recognition of purposes).The statistics populationconsists of all 1350pre-school students indistrict 19of Tehran.Purposive sampling was performedInthequalitative section and random in the quantitative section fora selected classof 18 members.The data analysis in the quantitative sectionofdescriptive statisticsperformed using mean andstandard deviationcalculationinSPSS and the KolmogorovSmirnov testto check thenormality of thevariables.Also ininferential statistics, the t-testwas used to calculate the validity ofassumptions.Inthequalitativesection, results are describedand explainedinTableswith the analysisof observations andinterview resultsthroughdataencoding.Obtained resultsin the quantitativesection showed thatthe null hypothesisin interpersonalintelligence variableand thetwocomponents ofcooperation andempathy is rejected but the validity of eachthree isverified by a level of0.036,0.029and0.035respectivelyat the level0.05.However,the null hypothesis in recognition of purposes component is confirmed but its validity is rejected with the level of0.624at level 0.05. In the qualitativesection,asignificant progresswas seen ininterpersonalintelligence andcooperation andempathy components, but in therecognition of purposes component it was less considerable.Regardingresultsofinterviews withteachers,similar conclusionscan be inferred.Finally, it should be noted thatthe results ofqualitative and quantitativedatais identical.

Key Words:Instructional Design, Game, Interpersonal Intelligence.

 

 

 

 

Bu-Ali Sina University

Faculty of Literature and Humanities

Department of Educational sciences

 

 

Thesis submitted for Master of Arts

 

 

                                                          

 

 

Title

 

Instructional Designed Game-Based on Pre-School Children,s Interpersonal Intelligence

 

 

 

 

Supervisor:

Seyed Rasol Emadi (Ph.D)

 

 

 

 

 

By:

Nahid Baeth jangali

 

 

 

r,27, 2014ِSeptembe

 

 

1-Ragozzino

2-Resnick

3-Untne-O,brine

4-Weissberg

Vygotsky-1

2-Brunner

3- Fetsco & macclure

4- Goldshtain

5- Mackenzi

6– Walker

7– Alsen tancz

[12]-Sendy ford

2Andrea keddy

3Amy gates lor

4– Frobel

[16]HowardGardner

[17]JeromeBruner

[18]Ericsson

[19]MonteMariaSurrey

1- inter personsl intelligence

2-game

3-instructional design

1- Goleman

2- Detection purposes

3- cooperation

4– deutsch

 

[27]-Smith

[28]-Ragan

[29]-Richey

[30]-Klein

[31]-Tracey

[32]-ISD)instructional systems design

[33]-Morrison

[34]-Kemp

[35]-Ross

[36]-RobertGagne  

[37]-Johnflangn

[38]-constructivism

[39]-Derry

[40]-Von Glasersfeld

[41]-Webster

[42]-Harlok

[43]-Gross

[44]-c.shore

[45]-Shanr

[46]-Newmon

[47]-Shiler-spenser

[48]-Carel daim

[49]-Alfred adler

1SigmundFreud

[51]-athy

[52]Bondarenko

[53]Matusyk

[54]LevonMargotField

[55]Mclellan

[56]-Wechsler

[57]-Icon

[58]CharlesSpearman

 

[59]-Armstrong

[60]-Rtyg

[61]-Kog

[62]-Douglas

[63]-May & Doob

[64]-Dutshe

[65]-Keller& Schoenfeld

[66]-d.tjosvald

[67]-Leslie

2- social prossec

[69]-competition

[70]-conflict

[71]-accommodation

[72]-assimilation

[73]Billington

2 Hoffman

[75]-Eisenberg

[76]-Kaplan

[77]-Thompson

[78]-Martin

[79]-Clark

[80]-Egocentric empathic distress

[81]-Zhan-waxler

[82]-Radake- yarrow

[83]-Sarrni

[84]-Mummi

6-Campos

[86]-Kaneko

[87]-Hamazaki

[88]-guasi-egocentric empathic distress

[89]-vendical empathic distress

[90]-Johnson

[91]-Dunn

[92]-Howes

[93]-Farver

[94]-Denham

[95]-Main

[96]-George

[97]-Eldredge

[98]-Chapman

[99]-Brown

[100]-Bischof-kohler

[101]-Cole

[102]-Welch

[103]Silin & Blmur

[104]-Kordok& cril

[105]-Titr & smrod-Klykmn

[106]-Natinol Research Council

[107]-smith

[108]-willis

[109]-levine

[110]-Hewood

[111]-office of educational technology

[112]JamesLester

[113]-Chomsky

[114]GreatBaymitosis

[115]MatthewLippman

[116]Sharp

[117]Vlosyuf

[118]-Sarlend

[119]-Furman

[120]-Led &Prufylt

2- Vitaro

[122]-Izard

1- Sugai & Lewis

2- Grsham& Elyot

[125]Kaldarla

[126] -Gercham

5-Sargent

[128]-Walker

[129]Ramsay

[130]-JamesF.christie

[131]-E.P.Johnson

[132]-Hemphery

[133]-Alison Tonks

[134]-Dave sandifold

[135]-Andcea kaddy

[136]-Amy Getzler

[137]-mixed method

[138] -Campbell and Fiske

[139]-Creswell

[140]-Gall

[141]-Burns

[142]-Grove

[143]-Polit

[144]-Beck

[145]Corbin

[146]-Strass

1- کدگذاری دانش­آموزان با استفاده از حروف انگلیسی صورت گرفت

[148]-James.f.christy &E.P.Johnson

پایان نامه مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی شهر بندر امام خمینی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

             

دانشگاه شهید چمران اهواز

 پردیس دانشگاهی

  گروه روانشناسی تربیتی

  عنوان:

مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی شهر بندر امام خمینی (ره)

 استاد مشاور:

دکتر علیرضا حاجی یخچالی

  زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان………………………………………………………………………………………………………………………………… صفحه

 فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………2

بیان مسئله……………………………………………………………………………………………………………………………………………..5

اهمیت و ضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………8

هدف کلی  پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………12

اهداف جزیی پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………..13

فرضیه ها­­ی کلی…………………………………………………………………………………………………………………………………..13

تعریف‌های مفهومی و عملیاتی متغیرها…………………………………………………………………………………………………..15

فصل دوم: پیشینه‌ی پژوهش

مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………….25

مدارس هوشمند ………………………………………………………………………………………………………………………………….25

مفهوم مدارس هوشمند………………………………………………………………………………………………………………………….27

تعریف جامع مدرسه هوشمند ……………………………………………………………………………………………………………….30

چارچوب مفهومی مدارس هوشمند ……………………………………………………………………………………………………….32

مهمترین دلایل تأسیس مدارس هوشمند………………………………………………………………………………………………….33

ضرورت ایجاد مدرسه هوشمند……………………………………………………………………………………………………………..36

ضرورت تحوّل نظام آموزشی با استفاده از فناوری اطلاعات……………………………………………………………………..38

مدارس هوشمند راهی برای تحوّل آموزشی…………………………………………………………………………………………….40

اهداف مدارس هوشمند……………………………………………………………………………………………………………………….42

عناصر اصلی مدارس هوشمند……………………………………………………………………………………………………………..45

آمادگی الکترونیکی…………………………………………………………………………………………………………………………….46

شایستگی………………………………………………………………………………………………………………………………………….50

تعریف ادراک شایستگی……………………………………………………………………………………………………………………..51

فعال کردن ادراک شایستگی………………………………………………………………………………………………………………..53

چالش بهینه و روانی………………………………………………………………………………………………………………………….53

وابستگی متقابل چالش و بازخورد……………………………………………………………………………………………………….57

تحمل شکست………………………………………………………………………………………………………………………………….58

حمایت کردن از ادراک شایستگی………………………………………………………………………………………………………..59

مفهوم کنترل……………………………………………………………………………………………………………………………………..61

مفهوم ادراک کنترل……………………………………………………………………………………………………………………………62

میل به ادراک کنترل……………………………………………………………………………………………………………………………66

برقرار کردن ادراک کنترل……………………………………………………………………………………………………………………68

از دست دادن ادراک کنترل………………………………………………………………………………………………………………….70

مراحل رسیدن به خودکنترلی و ادراک کنترل………………………………………………………………………………………….73

تغییر شناختی – رفتاری دونالد مایکنبام…………………………………………………………………………………………………75

ایجاد مهارت های شناختی و رفتاری مربوط به خودکنترلی……………………………………………………………………..77

نظریه‌ی خودکنترلی بزهکاری………………………………………………………………………………………………………………79

عملکرد تحصیلی……………………………………………………………………………………………………………………………….84

تعاریف عملکرد تحصیلی……………………………………………………………………………………………………………………88

معیارهای عملکرد تحصیلی…………………………………………………………………………………………………………………89

خانواده و عملکرد تحصیلی…………………………………………………………………………………………………………………90

ارزشها و انتظارات والدین و عملکرد تحصیلی……………………………………………………………………………………….91

عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی…………………………………………………………………………………………………………..92

پیشینه داخلی تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………101

پیشینه خارجی تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………….112

                                                    فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………..116

طرح پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………..116

جامعه‌ی آماری و روش نمونه‌گیری…………………………………………………………………………………………………….117

روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………….117

ابزارهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………..119

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………129

یافته­های توصیفی…………………………………………………………………………………………………………………………….129

یافته‌های مربوط به فرضیه‌های پژوهش……………………………………………………………………………………………….134

 

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………….144

تبیین یافته‌های مربوط به فرضیه‌های پژوهش…………………………………………………………………………………………144

تفاوت ادراک شایستگی در بین دو گروه دانش آموزان مدارس عادی و هوشمند………………………………………..144

تفاوت ادراک کنترل در بین دو گروه دانش آموزان مدارس عادی و هوشمند……………………………………………..145

تفاوت عملکرد تحصیلی در بین دو گروه دانش آموزان مدارس عادی و هوشمند……………………………………….147

محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………..148

پیشنهادهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………..149

پیشنهادهای نظری……………………………………………………………………………………………………………………………..149

پیشنهادهای کاربردی………………………………………………………………………………………………………………………….151

خلاصه‌ی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………..152

منابع

فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..156

انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………..167

ضمائم

ضمائم…………………………………………………………………………………………………………………………………………….178

مقدمه

هوشمندسازی مدارس از راهبردهای اساسی تحول بنیادین آموزش و پرورش است. بر اساس سند ملی تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش، هوشمندسازی مدارس و مجتمع‌های آموزشی و پرورشی طی سه مرحله به انجام خواهد رسید. مدرسه، معلمان و خانواده (توکلی، 1393). مدرسه هوشمند یک رویکرد جدید آموزشی است که با تلفیق فناوری اطلاعات و برنامه های درسی، تغییرات اساسی در فرآیند یاددهی و یادگیری را به دنبال خواهد داشت. در این رویکرد نقش معلم به عنوان راهنما و نه انتقال دهنده دانش، نقش دانش آموز به عنوان عضو فعال، خلاق، نقاد و مشارکت جو، به جای عضوی منفعل و مصرف کننده دانش و نظام ارزشیابی، به صورت فرایندمحور نه نتیجه محور، تغییر خواهد نمود (خسروی، 1392).

آموزش و پرورش، در توسعه‌ی اجتماعی و منابع انسانی و تربیت افراد کاردان نقش عمده‌ای داشته و از این‌رو آموزش و پرورش کشور در فرایند توسعه‌ و پروش نیروی انسانی در آینده، اهمیتی اساسی دارند. همچنین یکی از ابعاد پیشرفت در آموزش و پرورش، عملکرد تحصیلی است که مفهوم آن معلومات یا مهارت‌های اکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوع درسی است که معمولاً به‌ وسیله‌ی آزمایش‌ها یا نشانه‌ها یا هر دو،که اساتید برای دانشجویان وضع می‌کنند، اندازه‌گیری می‌شود (شعاری نژاد، 1364).

عملکرد تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی و روان شناسی، مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفت. ﻳﺎﻓﺘﻪهـﺎی تحقیقات ﻣﺘﻌﺪد ﻧﺸﺎن دادﻩ اﺳﺖ عملکرد تحصیلی ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ از ﺳﺎﺧﺘﺎرهای داﻧﺶ و ﻓﺮاﻳﻨﺪهای ﭘﺮدازش اﻃﻼﻋﺎت ﺗﺄﺛیر ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ از جمله ﺑﺎورهـﺎ، ﻧﮕﺮشهـﺎ و ارزشهـﺎ ﻧﻴـﺰ ﻣﺮﺑﻮط ﻣﻲﺷﻮد (ﺑﺴﺎﻧﺖ[1]، 2007). به علاوه عملکرد تحصیلی یکی از متغیرهای اصلی آموزش و پروش است ولی می‌توان از آن به عنوان شاخص عمده سنجش کیفیت آموزش و پرورش یاد کرد. معمولاً عملکرد تحصیلی بر اساس نتایج آزمون ها مورد سنجش قرار  می گیرد و نمراتی که دانش آموزان در دروس مختلف کسب می نمایند نشانی از میزان عملکرد تحصیلی آنان تلقی می کنند.

یکی از مفاهیم مرتبط با عملکرد تحصیلی ادراک کنترل[2] است. ادراک کنترل به این معنا است که اعمال هر فرد بر آنچه در اطراف او اتفاق می افتد تاثیر می گذارد؟ به بیان دیگر، آیا فرد در رفتار و اعمال خود حق انتخاب و تصمیم گیری دارد؟ ارتباط میان رفتار و پی آمدهای آن سنگ بنای یادگیری اجتماعی راتر است. طبق نظر راتر (1966)[3] افرادی که ارتباط میان رفتار و پی آمدهای آن را تشخیص می دهند، دارای انگیزش  درونی هستند. به این معنی که قادرند بر دنیای اطراف خود تاثیر گذارند و اعمال آنان، در آنچه برایشان اتفاق می افتد، نقش دارد. در مقابل افرادی که در این فرایند خود را ناتوان و فاقد نقش می بینند و بین آنچه انجام می دهند و آنچه برایشان اتفاق می افتد، ارتباطی قائل نمی شوند دارای گرایش بیرونی کنترل هستند. آنان فکر می کنند دلیلی وجود ندارد که برای کارهای خود انرژی صرف کنند. چون در هر دو صورت، پی آمد آن یکی خواهد بود. زیرا از کنترل آنان خارج است. از دیدگاه نظریه یادگیری اجتماعی، احساس کنترل کسانی که گرایش درونی دارند، بیشتر است. اما احساس کنترل افرادی که گرایش بیرونی دارند، کمتر است. مطالعات چند دهه اخیر نشان داده است که گرایش درونی برای کنترل با عملکرد تحصیلی، پشتکار و تلاش، توجه به کار، به تعویق انداختن لذت، احساس غرور بعد از موفقیت و خجالت بعد از شکست ارتباط مثبت دارد (نایینیان، 1375).

از دیگر سو خودپنداشت ساخت شناختی و حرمت خود ساخت احساسی و عاطفی خود ادراکی را در بر می گیرد. خودپنداشت ها در زندگی افراد نقش مهمی را ایفا می کنند. برای مثال بررسی ها نشان دادند که خودپنداشت تحصیلی بر عملکرد تحصیلی بعدی دانش آموزان تاثیر می گذارد. از سوی دیگر پیشرفت تحصیلی نیز بر خودپنداشت افراد تأثیر می گذارد. به عبارتی دیگر رابطه بین خودپنداشت تحصیلی و پیشرفت تحصیلی رابطه ای دوسویه است. افزون بر خودپنداشت مثبت، بازخوردها و برچسب های نسبت داده شده به افراد نیز تا حدی میزان خودپنداشت تحصیلی آنها را پیش بینی می کنند (فانی و خلیفه، 1388).

یکی از مؤلفه­های خودپنداشت، ادراک شایستگی است که به فرایند آگاه شدن فرد از ویژگی های خویش، نوع روابط با دیگران، بازخورد نسبت به رویدادها، ظرفیت ها و توانایی های خود اشاره دارد و بر حوزه های مختلف شناختی، جسمانی و اجتماعی متمرکز است. به نظر هارتر[4] (1988) ادراک شایستگی شامل 5 حوزه خاص است: شایستگی تحصیلی (عملکرد تحصیلی و هوشی)، پذیرش اجتماعی، شایستگی ورزشی، شایستگی جسمانی و رفتار با دیگران. به طور کلی ادراک شایستگی از عوامل متفاوتی تاثیر می پذیرد (بوریک[5]، درزان [6]و دردیک[7]، 2010).

با توجه به مواردی که اشاره گردید در تحقیق حاضر محقق بر آن است تا به مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی بندر امام خمینی (ره) بپردازد.

بیان مسأله

پژوهش جوامع بشری با سرعتی شگفت‌انگیز در حال توسعه، تغییر و تحول هستنند و این تحولات جنبه‌های مختلف زندگی را دربرمی‌گیرد. عملکرد علوم و فنون دانش های جدیدی را مطرح می‌سازد که نیازهای جدیدی را نیز برای انسانها ایجاد می‌کند. بنابراین، آموزش باید با سرعت و کیفیت بیشتر انجام شود. به همین دلیل بسیاری از روانشناسان و صاحبنظران در مباحث تربیتی به بهره‌گیری از تکنولوژی آموزشی توصیه می‌کنند. چرا که تکنولوژی آموزشی باعث سهولت، سرعت و دقت در امر آموزش و یادگیری می‌گردد (اسمخانی اکبری نژاد، اعتمادی و نصیرنژاد، 1389).

یادگیری، مهم ترین فرآیندی است که در مدرسه روی می دهد و محور همه ی فعالیت های دیگر محسوب می شود. با بهره گیری از تکنولوژی و فناوری اطلاعات، آموزش گیران قادر خواهند شد، اطلاعات بیشتری را در مدت زمان کوتاه تری کسب کنند. گفته شده است از زمان ورود اولین فناوری به حوزه ی آموزش، انگیزه ی افراد برای فراگیری افزایش یافته است (دنبروک[8]، بریکلیمانز[9] و وبیلز[10]، 2004).

عملکرد به طور کلی و عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان به طور ویژه تحت تأثیر عوامل شناختی، عاطفی، احساسات و ارزشهایی که نسبت به امور قائل می شوند، قرار دارد. فرد در طول تحصیل      می تواند بر عملکرد خود تأثیر گذارد و همچنین تحت تأثیر این متغیرها، می تواند رفتارهای متفاوتی را از خود نشان دهد. بنابراین، ممکن است که عوامل متعددی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر داشته باشند که یکی از این عوامل باورهای “خودکارآمدی[11]” و “احساس شایستگی[12]” آنها می باشد که از سال 1977 با مقاله آلبرت بندورا[13]  وارد پیشینه روان شناسی شد. از دیدگاه بندورا، خودکارآمدی توانایی فرد در انجام یک عمل خاص در کنار آمدن با یک موقعیت ویژه است. به عبارتی، خودکارآمدی به قضاوتهای افراد در رابطه با توانایی هایشان برای به ثمر رساندن سطوح طراحی شده عملکرد اطلاق می شود (پاجارس[14]، 1997).

تحقیقات و نوشته های متعدد حاکی از آن اند که از جمله عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی       می توان از انگیزه پیشرفت و منبع کنترل نام برد. منبع کنترل بیانگر انتظار تعمیم یافته ای در مورد عوامل مؤثر بر پاداش و تنبیه در زندگی انسان است. در یک طرف پیوستار منبع کنترل، کسانی قرار دارند که بر توانایی خود در مهار رویدادهای زندگی یعنی به منبع کنترل درونی اعتقاد دارند و در انتهای دیگر، افرادی هستند که معتقدند رویدادهای زندگی در نتیجه عوامل بیرونی مانند تصادف، شانس، یا تقدیر یعنی عوامل بیرونی منبع کنترل، بوجود می آیند (خدیوی و مفاخری، 1390).

احساس شایستگی کم می تواند انگیزش را نابود سازد، آرزوها را کم کند، با تواناییهای شناختی تداخل نماید و تاثیر نامطلوبی بر سلامت جسمانی و روانی بگذارد. کسانی که احساس شایستگی بهتری دارند معتقدند که می توانند به طور مؤثر با رویدادها و شرایطی که مواجه می شوند برخورد کنند. از آن جایی که آن ها در غلبه بر مشکلات انتظار موفقیت دارند، در تکلیف ها استقامت نموده، اغلب در سطح بالایی عمل می‏کنند. افرادی که احساس شایستگی بالایی دارند، مشکلات را چالش   می بینند و نه تهدید، و فعالانه موقعیت‏های جدید را جست و جو می‏کنند که این مهم می‏تواند با ادراک از منبع کنترل از سوی این افراد نیز در ارتباط باشد (پنر[15]، بیچتل[16] و راسیلی[17]، 2007).

یکی از ابعادی که افراد را از یکدیگر متمایز می سازد درجه کنترلی است که تصور می کنند بر رویدادهای زندگی دارند. کسانی که معتقدند تلاشهایشان می تواند امور را تغییر دهد ادراک کنترل آنها درونی است و افرادی که سرنوشت، شانس یا قدرت دیگران را در امور زندگی مؤثر می دانند دارای ادراک کنترل بیرونی می باشند. افراد دارای ادراک کنترل بیرونی عصبی تر، مملو از کینه، بی‏اعتماد و تحریک پذیرترند در حالی که افراد دارای ادراک کنترل درونی ویژگی های نسبتاً بر عکس دارند. راهبردهای تصمیم گیری نیز در آنها متفاوت است به طوری که ادراک کنترل درونی ها تمایل دارند راهبردهای خوب را حفظ کنند و راهبردهایی که به شکست منتهی می شود را کنار بگذارند. گزارش شده است اشخاصی که تحت تأثیر ادراک کنترل درونی هستند روی هم رفته سالم‏تر و مثمر ثمرترند و این اشخاص در جستجوی اطلاعات هستند، هدف مدار می باشند و بهتر می‏توانند با مسائل برخورد کنند در حالی که افراد دارای ادراک کنترل بیرونی نشانه هایی از بی حالی و رخوت را به نمایش     می گذارند (پنر، بیچتل و راسیلی، 2007).

به زعم بندورا (1991) افراد نه توسط نیروهای درونی و نه محرک های محیطی،  بلکه به وسیله کارکردهای روانشناختی به عمل سوق می یابند. عملکرد شامل فرآیندی است که در طول آموزش روی می دهد و بر روی دقت عمل تأثیر می‏گذارد. به نظر پولسن[18] و بتز[19] (2004)، تصمیم گیری و ادراک شایستگی با صلاحیت های اصلی در آموزش ارتباط دارد و به دلیل ادراک شایستگی پایین بسیاری از دانش آموزان از فعالیت های علمی دوری می کنند. 

با توجه به اهمیتی که روش های نوین آموزشی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد و تا کنون مطالعه ای منظم و ساختارمندی در مورد استفاده از روش های هوشمندسازی در مدارس بندر امام خمینی (ره) صورت نگرفته است، بدین منظور مساله اصلی این پژوهش مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی بندر امام خمینی (ره) است.

اهمیت و ضرورت پژوهش

 گسترش فوق العاده سریع دانش و اطلاعات در عصر حاضر، هم مفهوم آموزش مداوم در تمام عمر را معنایی تازه بخشیده و هم، ضرورت آن را انکارناپذیر ساخته است. خوشبختانه رشد جهش ­وار ابزارهای اطلاع رسانی و جهانی شدن فناوری اطلاعات، بستری آماده ساخته که یادگیری در هر زمان و در هر مکان و مطابق با نیاز یادگیرنده را ممکن ساخته است (بورک[20] ، 2000). ظهور و توسعه رایانه های قابل حمل که هر روز کوچک تر و پر امکانات تر می شود، در کنار گسترش شبکه اینترنت که به سرعت قابل دسترس تر می شود، نحوه ارتباطات بین افراد و بین سازمان ها را دگرگون ساخته و با ظهور این پدیده های ارتباطی، نیازهای آموزشی جدیدی نیز مطرح شده است (گاریسون[21] و اندرسون[22] ، 2003).

همچنین ناکامی دانش آموزان در درس ها و عدم احساس مسئولیت در دانش آموزان ضعیف و ترک تحصیل آنها به میزان وسیعی تحت تأثیراعتماد و اطمینان پایین آنها نسبت به تواناییهای خود در امر تحصیل است (میرکمالی، 1386). کاهش نمره دروس مختلف به میزان اعتقاد دانش آموزانی که نتوانند در مدرسه آن درس را خوب یاد بگیرند و یا تمایل به یادگیری آن دروس نداشته باشند، رابطه مستقیمی دارد (سیف، 1387).  مفهوم ادراک شایستگی از یک سو تحت تأثیر شرایط محیطی و وضع زیست شناختی افراد قرار دارد و از سوی دیگر با شناخت ها و ویژگی های شخصیتی افراد مرتبط است. مدتهاست که روانشناسان این موضوع را مطرح کرده اند که افکار انسانها و معنایی که به رویدادهای تجربه شده می دهند، ممکن است بر رفتار آنها تأثیرگذار باشد (شیبانی و تفتی، 1388).

به علاوه مکان کنترل به این معناست که شخص تا چه اندازه باور دارد که می تواند بر زندگی خود اثر داشته باشد. این مفهوم دارای دو بعد کنترل درونی و بیرونی است. افرادی که دارای کنترل بیرونی هستند، دارای ادراک مثبت و یا منفی از حوادث و رویدادهایی هستند که ارتباطی با رفتار فرد ندارد و ورای کنترل فردی است (آشر[23] و فرانک[24] ، 2008).

روتر (1966) این افراد را معتقد به شانس یا دارای ادراک کنترل بیرونی فرض می‏کند. در بعد دیگر، ادراک کنترل درونی نتیجه ای از ادراک مثبت یا منفی از رویدادها می باشد که تحت تأثیرکنترل فردی است. افرادی که دارای کنترل درونی هستند معتقد به خودمختاری بوده و خود را حاکم بر سرنوشت خود می دانند و کنترل زندگی را از درون خود می پندارند. بسیاری از دانش آموزان دچار افت تحصیلی به عنوان افرادی با عزت نفس پایین، منفعل، دارای درماندگی اکتسابی و یا دارای اعتماد به نفس پایین توصیف شده اند (لینچ[25] و تراجیلو[26] ، 2010).

مارش (1990) نیز با بررسی اینکه چرا خودکارآمدی و باور به خود به عملکرد تحصیلی اثر می‏گذارد به این نتیجه رسید که وقتی که دانش‏آموزان به این نتیجه برسند که مطلبی با زندگی روزمره آنها رابطه دارد به تلاش خود در زمینه یادگیری آن مطلب می افزایند و بالاخره می توانند به آن مطلب اشراف یابند و از این طریق ادراکات شایستگی آنها رشد می یابد و تأثیر آن این خواهد بود که افراد تلاش خود را افزایش دهند و همچنین در راه آموزش استقامت داشته باشند و به تنظیم حالات عاطفی خود بپردازند که این موارد در سایه ادراک شایستگی از سوی افراد می باشد (هوپز[27]، 2009).

 مشکلات دانش‏آموزان در انجام وظایف درسی و به کارگیری راهکارهای مؤثر می تواند رابطه مستقیمی با باورهای نامناسب در مورد تحصیل، مسائل درسی و رفتارهای مربوط به تحصیل داشته باشد و این باورها تأثیر قوی در عملکرد حل مسئله و رویکرد آنها برای درگیری با مسائل خواهد داشت. باورهای دانش‏آموزان در مورد طبیعت دانش و یادگیری به استراتژیهایی که آنها برای یادگیری، جهت‏یابی انگیزشی و خودتنظیمی استفاده می کنند تأثیر می گذارد (کایا [28]، 2007).

کمک به دانش آموزان در رسیدن به اهدافشان از طریق راهبردهای کنترلی مناسب سبب می شود که دانش آموزان نسبت به توانایی های خود دید مثبتی داشته باشند که این موجب می شود که ادراک شایستگی کنند، و نسبت به کارها و وظایف خود قبول مسئولیت کنند و نتایج کارهای خود را به توانایی های خودشان ربط دهند و با هر دفعه موفق شدن در کارها منتظر موفقیت دیگری باشند که همه­ی این عوامل روی هم باعث می شوند که فرد عملکرد تحصیلی خوبی داشته باشند. بر این اساس والدین و مربیان می توانند با ایجاد راهبردهای کنترلی مناسب برای دانش آموزان در رسیدن به اهدافشان هم باعث افزایش عملکرد دانش آموزان شوند و هم موجب سلامت روانی افراد گردند. گذشته از این موارد که اهمیت مطالعه روی ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی را نشان     می دهد، از سوی دیگر می توان به تأثیرات محیط روی این متغیر ها اشاره کرد که محیط فردی و جمعی دانش آموزان نیز می تواند روی عملکرد آنها تأثیر معنی داری داشته باشد که یکی از این محیط‏ها، مدارس می باشند که با راهکارهای خود می توانند در راه ارتقاء توانایی های دانش آموزان نقش مهمی بر جای گذارند که در تحقیق حاضر نیز در صدد مطالعه این متغیرها در دو نوع مدارس هوشمند و عادی بپردازیم که آیا بین دانش آموزان این مدارس از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه دوره اول بندر امام خمینی (ره) تفاوت معنی داری وجود دارد یا خیر؟ که با تأکید بر نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان در راستای قدم بر داشتن و اتخاذ تصمیمات در مورد انتخاب نوع مناسب مدارس و کم و کیف آن اقدامات مفیدی انجام داد.

همچنین مطالعات محقق نشان داد که تاکنون مطالعه ای روی روابط بین ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه دوره اول صورت نگرفته است و از این گذشته، همچنین مطالعه ای روی مقایسه دانش آموزان مدارس عادی و هوشمند نیز صورت نگرفته است که این مهم نشان از نو بودن این پژوهش دارد که بر این خواهد بود که به مطالعه و مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی بندر امام خمینی (ره) بپردازد.

اهداف پژوهش

هدف اصلی از این پژوهش مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی از لحاظ ادراک کنترل، ادراک شایستگی و عملکرد تحصیلی شهر بندر امام خمینی (ره) می باشد. هدفهای فرعی پژوهش شامل:

  • مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی بندر امام خمینی (ره) از لحاظ ادراک کنترل.
  • مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی بندر امام خمینی (ره) از لحاظ ادراک شایستگی.

مقایسه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول مدارس هوشمند و عادی بندر امام خمینی (ره) از لحاظ عملکرد تحصیلی.

 

تعداد صفحه :210

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر رشد اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی شهر ماهیدشت

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده علوم انسانی،گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی (M.A)

گرایش: بالینی

عنوان:

اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر رشد اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی شهر ماهیدشت

سال تحصیلی 1394-1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب:

چکیده:

فصل یکم. 14

مقدمه پژوهش… 14

1-1-مقدمه. 15

1-2-بیان مساله. 20

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق 24

1-4-هدف اصل.. 25

1-5-فرضیه‏های تحقیق.. 26

1-5-1-فرضیه اصلی.. 26

1-5-2-فرضیه فرعی.. 26

1-6-متغیرهای پژوهش… 26

1-6-1-متغیرهای مستقل.. 26

1-6-2-متغیرهای وابسته 26

1-6-3-متغیرهای کنترل پژوهش… 27

1-7-تعاریف واصطلاحات… 27

1-7-1-تعارف مفهومی.. 27

1-7-2-تعاریف عملیاتی.. 28

فصل دوم. 29

پیشینه و ادبیات پژوهش… 29

2-1-مهارت های زندگی.. 30

2-2-ابعاد مهارت های زندگی.. 32

2-3-روش های آموزش مهارت های زندگی.. 41

2-4-گستره نظری مهارت های زندگی.. 41

2-5-فواید و کاربردهای مهارت زندگی.. 45

2-6-حل مسئله. 46

2-6-1-تاریخچه حل مساله. 46

2-6-2-مفهوم حل مساله. 47

2-6-3-فرآیند حل مسئله. 47

2-6-4-مراحل فرآیند حل مسئله. 48

2-6-5-اولویت بندی کردن مسائل و تأثیر آن در چگونگی حل مسائل.. 49

2-6-6-خودآگاهی و نقش آن در چگونگی حل مسئله. 50

2-6-7-پیداکردن راه حل های مختلف… 51

2-7-تصمیم گیری.. 52

2-7-1مراحل تصمیم گیری منطقی.. 52

2-8-عوامل بازدارنده حل مسئله. 55

2-9-انواع مسئله. 58

2-10-مراحل حل مسئله. 58

2-10-1روش تحلیل وسیله – هدف… 58

2-10-2روش استدلال قیاسی.. 59

2-10-3-روش بارش مغزی.. 60

2-11-موانع حل مسئله. 60

2-12-مبنای عصبی حل مسئله. 61

2-13-نظریه های حل مساله. 61

2-13-1-نظریه های محرک-پاسخ و تداعی.. 62

2-13-2-نظریه های گشتالت و شناختی.. 62

2-13-3-نظریه های خبرپردازی و همانندنگاری کامپیوتر. 62

2-14-ارتباط موثر. 63

2-15-مراحل  یک ارتباط بین فردی مؤثر. 65

2-16-ویژگی های شنونده ماهر. 68

2-17-رشداجتماعی.. 70

2-18-چارچوب نظری.. 72

2-19-پیشینه پژوهش… 75

2-19-1-پژوهش های داخلی.. 75

2-19-2-پژوهش های خارجی.. 79

فصل سوم. 84

روش پژوهش… 84

3-1-روش پژوهش… 85

3-2-متغیرهای مستقل.. 85

3-3-متغیرهای وابسته. 85

3-4-متغیرهای کنترل پژوهش… 85

3-5-ملاک ورود. 85

3-6-جامعه آماری.. 85

3-7- حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 86

3-8-ابزارگردآوری 86

3-8-1-پرسشنامه رشد اجتماعی وایتزمن 87

3-8-2-پرسشنامه مهارتهای ارتباط بین فردی 88

3-8-3-پرسشنامه سبک های حل مسئله. 90

3-9-روش اجرای پژوهش 91

3-10-طرح درس آموزش مهارت های زندگی 91

3-11-جلسات آموزش… 98

3-12-شیوه تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………….98

فصل چهارم. 99

یافته های پژوهش… 99

4-1-آمار توصیفی.. 100

4-2-آماراستنباطی.. 105

فصل پنجم. 115

بحث و نتیجه گیری.. 115

5-1-مقدمه. 116

5-2-پیشنهادهای پژوهش… 124

5-3-پیشنهادهای کاربردی.. 124

5-4-محدودیت های پژوهش… 124

5-5-منابع. 126

5-5-1-منابع فارسی.. 126

5-5-2-منابع انگلیسی……..130

چکیده:

هدف از اجرای این پژوهش اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی(حل مساله ،ارتباط موثر)بررشد اجتماعی دانش آموزان بود.در این پژوهش که از نوع ازمایشی است، نمونه ی به حجم 40 نفر ازدانش آموزان در دو گروه آزمایش وکنترل به روش نمونه گیری تصادفی در مدارس شهرماهیدشت انتخاب شدند.پرسشنامه سبک های حل مساله (کسیدی و لانگ،1996)،ارتباط موثرمنجمی زاده(1391)،رشد اجتماعی وایتزمن در این پژوهش به عنوان ابزار استفاده گردید. داده های به دست آمده  با استفاده از آمار توصیفی،تجزیه و تحلیل شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های آزمون از کوواریانس استفاده گردید. نتایج پژوهش حاکی از این است که تأثیر نوع آموزش مهارتهای زندگی(حل مساله وارتباط موثر)بررشداجتماعی معنادار می باشد. به بیانی وقتی فردمهارتهای زندگی(حل مساله و ارتباط موثر)را کسب می کندوبه مرحله اجرا و بازبینی راه حل ها می رسد ممکن است این مشکل یا مساله برای فردی دیگررخ داده باشدودر اینجا فرددرگیربا مساله با افراددارای آن تجربه مشورت میکندو از تجارب آنها استفاده می کندونوعی همکاری اتفاق می افتدوهمچنین از اتلاف وقت جلوگیری شده ودرانتخاب بهترین راه حل به فرد کمک می کند.

کلید واژه ها: مهارتهای زندگی،حل مساله،ارتباط موثر،رشد اجتماعی،دانش آموزان

1-1-مقدمه

با توجه به تغییرات و پیچیدگی های روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی ، آماده سازی افراد ، جهت رویارویی با موقعیت های دشوار ، امری ضروری به نظر می رسد به همین دلیل روان شناسان جهت پیشگیری از بیماری های روانی و نابهنجاری های اجتماعی ، آموزش مهارت های زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نموده اندازاین رو که محیط های آموزشی با گروههای سنی که به عنوان گروه های حساس شناخته می‌شوند سروکاردارند.علاوه براینکه سنین دبستان و راهنمایی و دبیرستان به عنوان سنینی شناخته می‌شوند که پایه ریزی شخصیت افراددر بزرگسالی در این سنین روی می‌دهد این دسته از گروه های سنی بیشتراوقات خود را در این مدارس و محیط ها می‌گذرانند و روشن است که فضای این موقعیت هاتاثیرات مهمی بر سلامت روانی افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحبنظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانواده‌ها در جهت شناخت عوامل موثر دربهداشت روانی و تامین آن، مراکز آموزشی ومدارس را نیز مورد توجه خود قرار می‌دهندوایجادآشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیداتوصیه می‌کنند(ادبی،1388،ص86 ). یکی ازکاربردهای علم روانشناسی درجهان امروزکاربست اصول روانشناسی دریافتن شیوه‌‌ های نوین زندگی وپیشگیری ازمسائل ومشکلات فردی،خانوادگی،شغلی واجتماعی است. برنامه های آموزش مهارتهای زندگی ازجمله کاربردهای روانشناسی درعرصه های مختلف فردی واجتماعی است که باهدف ارتقای سطح بهداشت روانی وجسمانی وپیشگیری ازآسیبهای روانی،جسمانی واجتماعی برگزارمی گردد.این مهارتها توانایی افراد دربرخورد مؤثربا مقتضیات زندگی همراه بااسترس واضطراب امروزی رابالا برده وبه عنوان یک عامل پیشگیری کننده اولیه عمل میکند(ویلفورد،2005). آنچه که امروز تحت عنوان مهارت زندگی مشهور است تنها حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست بلکه بسیاری از این مهارت ها در لابه لای تعالیم الهی بخصوص در قرآن و احادیث معصومین بیان شده است. سازمان جهانی بهداشت[1]مهارت های زندگی را چنین تعریف نموده است که توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره خود کناربیاید.آموزش مهارت های زندگی به مجموعه ای از توانایی هایی گفته می شود که زمینه سازگاری رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورد و این توانایی ، فرد را قادر می سازد که ضمن پذیرش مسئولیت های اجتماعی خود، بدون لطمه زدن به خود و دیگران بتواند به شکل موثری با خواست،انتظارات ومشکلات روزانه درروابط  بین فردی روبرو گردد(کریم زاده و همکاران، 1388)،مسئولیتهای مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد و با چالشها و مشکلات روزمره زندگی به شکل مؤثر روبرو شود(محمودعلی لو ومرادی، 1383 ؛پیت من،2004).بطور کلی مهارت های زندگی عبارتند از توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی قابل استفاده است به طور کلی مهارت های زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی – اجتماعی است. این مهارتها به افرادکمک می کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی-اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند(پارسا، 1388).در صورتی که مهارت های زندگی در نوجوانان بالا باشد آنان نسبت به سلامتی شان مسئولیت پذیر میشوند، تصمیم های بهداشتی مناسب را اتخاذ می کنند و به طور کلی سبک زندگی سالمی را در طول زندگی تداوم می بخشند. این امر آنان را قادر می سازد که طبق استعداد بالقوه خویش عمل کنند و آماده رویارویی با تغییرات و نیازهای زندگی آینده شوند.( اسمیت و کانتر ، 1995؛ به نقل از خونابی، نیکخواه و مرادی، 1387).سازمان بهداشت جهانی، یونیسف و یونسکو ده مهارت را به عنوان مهارت های اصلی زندگی معرفی و طبقه بندی کرده اند که در ذیل به صورت اجمال به معرفی آن ها پرداخته می شود(سازمان بهداشت جهانی1996،ترجمه سنجابی،1384).

  • مهارت تصمیم گیری
  • مهارت حل مسأله
  • مهارت تفکر خلاق
  • مهارت تفکرانتقادی
  • مهارت برقراری ارتباط مؤثر
  • مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی
  • مهارت خودآگاهی
  • مهارت همدلی کردن
  • مهارت مقابله با هیجان ها
  • مهارت مقابله با استرس

 پژوهشگران تأثیر مثبت آموزش مهارتهای زندگی را در کاهش رفتارها ی پرخطر و افزایش سازگاری، خوداتکایی واعتماد به نفس مورد تایید قرار داده اند. مطالعات بسیاری در مورد تأثیر برنامه ی آموزش مهارتهای زندگی بر ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارتها سبب بهبود مهارتهای اجتماعی وارتباطات بین فردی، افزایش رفتارهای مثبت اجتماعی وسازگاری اجتماعی،افزایش رضایت ازسیستم خانوادگی وسازگاری با خانواده و افزایش مهارتهای مقابله ای شده است (بوتوین وگریفین. 1385 ؛کاظمی،مؤمنی وکیامرثی، 1390).به نظرمی رسدآموزش مهارت‌های زندگی گام موثری در این جهت باشد که استعدادها و توانمندی های دانش آموزان بکار گرفته شود تا خود فعالانه سر نوشت خویش را بدست گیرند و انتخاب گر باشند. ضمناً فرایند خود باوری در نوجوانان مسیر درست خود را طی کرده و نوجوان ضمن استفاده ی درست از مهارت ها، مسئولیت اعمال واحساسات خود را می پذیرد و مهارت های لازم را برای اتخاذ تصمیم های مهم زندگی کسب می کند(شعاری نژاد،1381،79).

 پژوهش‌های متعدد و گسترده‌ای تأثیر مثبت مهارت های زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، پیشگیری از رفتارهای خشونت‌آمیز،تقویت اتکا به نفس، افزایش مهارت های مقابله با فشارها و استرس‌ها،و برقراری روابط مثبت و مؤثر اجتماعی نشان داده‌اند. نیازهای زندگی امروز ، تغییرات سریع اجتماعی- فرهنگی ، تغییر ساختار خانواده، شبکه گسترده و پیچیده ی ارتباطات انسانی و تنوع، گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی انسان ها را با چالش ها ، استرس‌ها و فشارهای متعددی روبرو نموده است که مقابله ی مؤثر با آن ها نیازمند توانمندی‌های روانی- اجتماعی می باشد . فقدان مهارت ها و توانایی های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات آسیب پذیر نموده و آن ها را در معرض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرارمی‌دهد .پژوهش‌های بی‌شمار نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی- عاطفی ریشه های روانی- اجتماعی دارند از جمله ی این عوامل فقدان مهارت های زندگی است (کرمی و همکاران ، 1391) .

تحقیقات نشان داده است در طول سال های مدرسه 10 تا 15 درصد همه ی دانش آموزان به علت عدم برخورداری از مهارت های زندگی به وسیله همسالان خود طرد می شوند که این خود باعث به وجود آمدن مشکلاتی مانند فرار از مدرسه، عدم پیشرفت تحصیلی، پرخاشگری، و جرم و جنایت می شود (پارکر و اشر[2]،1978).رشد مهارتهای زندگی ازطریق یادگیری را می توان زیربنای پیشگیری از مشکلات روانی_اجتماعی دانش آموزان دانست(بوید،1992).سازمان بهداشت جهانی(1993)مهارت های زندگی را به عنوان مجموعه ای از مهارت های روانی و اجتماعی و میان فردی تعریف کرده که به افرادکمک می کند تا آگاهانه تصمیم بگیرند و مهارت های ارتباطی،شناختی و هیجانی خوبی داشته وزندگی سالم و پرباری داشته باشند(قاسم آبادی و محمد خانی،1377).به نظر اسکالی و هاپسون(1981،به نقل از مومنی،1388)در طی این فرایند فرد مسئولیت خود و زندگی اش را به دست می گیرد.آنها معتقدند که فرآیندخود_توانمند سازی یک روند شدن،پویا و در حال رشد است.برای خود_توانمند سازی بیشتر هر فرد به آگاهی،داشتن اهداف مشخص،ارزش ها و اطلاعات نیاز دارد.آموزش مهارت های زندگی باعث احساس کفایت و رشد شناختی وهیجانی دانش اموزان می گردد.

امروزه به رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه زندگی و تجددگرایی، بسیاری از افراد از رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مشکلات و مسائل روزمره زندگی ناتوان و آسیب پذیر ساخته است. پژوهش های بی شماری نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی، عاطفی، ریشه های روانی- اجتماعی دارند. حل مسئله یکی از مهمترین فرآیندهای تفکر است که به افراد کمک می کند تا مقابله موثری با مشکلات و چالش های زندگی داشته باشند و در سلامت روانی و اجتماعی افراد نقش مهمی بازی می کند. انسان ها برای مقابله سازگارانه با موقعیت های تنش زا و کشمکش های زندگی، نیاز به آموختن برخی مهارت ها دارند(کلینکه، 2010).هدف از ارائه این مهارت، کمک به افراد در جهت شناخت هرچه بهتر خود، برقراری روابط بین فردی مناسب و موثر، کنترل هیجانات، مدیریت داشتن بر شرایط تنش زا و حل کردن مسائل و مشکلات افراد است.در سایه تامین چنین هدفی، توانایی های روانی- اجتماعی افراد افزایش پیدا می کند(امامی نائینی،1391).متخصصان علوم رفتاری معتقدند که می توان با پیچیدگی مسائل- به هر اندازه که باشد- به کمک یک ساختار طبقه بندی شده، برخورد کرد. ساختار چندمرحلهای به افراد کمک میکند تا به هنگام مواجهه با مشکل، مسئله را از قالب کلی خارج ساخته و آن را به اجزایش تقسیم کنند. بدین صورت مسئله از حالت کلی، رعب آور و غیرقابل حل بودن خارج گشته و به اجزاء قابل فهم و قابل حل، تفکیک می شود(رئوفی، 1389).

ارتباط یعنی برقراری رابطه بین دو  فرد،دو موضوع ،دو اندیشه و اشتراک فکر و اندیشه بین  طرفین ارتباط . ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده مشروط بر اینکه محتوای  مورد انتقال از  فرستنده پیام  به گیرنده پیام منتقل گردد.(احدیان ، 1370، ص50). به بیانی دیگرارتباط راجریانی می دانند که در  طی آن دو نفر یا بیشتر به تبادل افکار و احساسات و عقاید خود می پردازند و از طریق  به کار  بردن پیام هایی که معنایش برای کلیه آنها یکسان است به انجام این امر مبادرت می ورزند.( ساروخانی،1368،ص5).درتعریف دیگری آمده است ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال و تبادل افکار ، اندیشه ها ، احساسات و  عقاید دو نفر یا بیشتر با استفاده از علائم،نمادهای مناسب به منظور تاثیر  کنترل و هدایت یکدیگر(شعبانی ،1368).ارتباط با دیگران ما را درراه کمال کمک می کند.اغلب برای اولین بار توانایی های خود را در تعامل با دیگران می شناسیم.مهارت های ارتباطی لازمه ی زندگی و ادامه ی مسیر هستند.این مهارت هامی تواننددر کنار آمدن ما با دیگران موثر باشندو هر گونه کاستی در این زمینه به بروز مشکلاتی در ارتباط های بین فردی می انجامد(امامی نایینی،1385).

مهارت های ارتباطی به فرد این توانایی را می بخشدکه مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خودو دیگران با خواست هاو نیازها و مشکلات روزانه به ویژه درروابط بین فردی به شکل موثری روبرو شود(طارمیان،1380).ارتباطات غیرموثرجلوی شکوفایی انسان را می گیردوبرای روابط حکم سم را داردو حتی روابط را تخریب می کند.مادرگیر ارتباطات می شویم تا هویت پیدا کنیم و با دیگران پیوند برقرارکرده و پیوندمان راعمیق ترکنیم.پس اساس زندگی و خوشبختی ما را همین ارتباطات میان فردی می سازند(جولیا،تی،ترجمه فیروزبخت،1384).همانطور که می دانیم رفتار اجتماعی پایه و اساس زندگی هر فرد را تشکیل می دهدو رشد اجتماعی نیز به نوبه خود سبب اعتلای رشد عقلانی و سایر جنبه های رشدی فرد می گردد،منظور از رشداجتماعی،نضج فرد در روابط اجتماعی است به طوری که بتواندبا افرادجامعه اش هماهنگ و سازگار باشد،به عبارت دیگروقتی فرد را اجتماعی می خوانندکه نه تنها بادیگران باشد بلکه با آنان همکاری کند.رشد اجتماعی یکی از جنبه های مهم رشد انسان است . ذاتی بودن زندگی جمعی در انسان هاضرورت تماس با دیگران و نیز توجه به این جنبه از رشد را به عنوان امری گریزناپذیر جلوه می دهد.اسلامرسکی و دان (1996)اجتماعی شدن را فرایندی می دانندکه کودکان را قادرمی سازدتا رفتاردیگران را درک و پیش بینی کنند،رفتارخودرا کنترل و تعامل با دیگران را تنظیم کنند.بر این اساس رشداجتماعی عبارت است ازتشخیص حقوق و مسئولیت های خود و دیگران،دوست یابی،همکاری با گروه،قضاوت های اخلاقی و کسب استقلال.پارکرو اسلبی(1983؛به نقل از بهرامگیری،1380)سازگاری اجتماعی را مترادف بامهارت های اجتماعی می دانند.از نظرآنان،مهارتهای اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط بادیگران در زمینه ی اجتماعی معین به گونه ای که در عرف جامعه،پذیرفته و ارزشمند باشد.رشد اجتماعی ،تکامل روابط اجتماعی فرد است.رشد اجتماعی مستلزم هماهنگی با گروه اجتماعی و پیروی از هنجارها(موازین سلوک اجتماعی)و سنتهای آن است.احساس وحدت با گروه اجتماعی ،درک روابط متقابل بین اعضای آن و همکاری با دیگران از دیگرملزومات رشد اجتماعی است(احدی،235؛1378).مهارت های اجتماعی کودکان در موفقیت های تحصیلی و سازش یافتگی بعدی آنهانقش بسیار مهمی دارند.(گلیام و شاهر،2006).همچنین گرشام(1981)نشان دادکه موفقیت در تعاملات اجتماعی نیازمندبرخورداری از کفایت اجتماعی می باشدوکودکانی که رفتاراجتماعی ضعیفی دارند،وقتی وارد مدرسه می شوندبا مشکلاتی نظیر طرد همتاها،مشکلات رفتاری و موفقیت تحصیلی پایین روبروهستند(ناتوانی یادگیری).

1-2-بیان مساله

پیشرفت های علمی و فنی سال های اخیر انسان ها را با انبوهی از مسائل و مشکلات گوناگون مواجه ساخته است . کنار آمدن با این فشارهای زندگی و کسب مهارت های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده و در ادوار متفاوت زندگی او، به اشکال گوناگونی تجلی یافته است. در دوره ی کودکی این تعارض ها جلوه ی چندانی ندارند، اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می کنند. به منظور ارتقاء سطح توانایی افراد جهت حل مؤثر این مسائل و مقابله با مشکلات موجود، نیاز به توجه جدی و برنامه ریزی دقیق وجود دارد. زیرا توانایی در حل مسائل و مشکلات نقش تعیین کننده ای در تأمین سلامتی روانی، موفقیت فردی و زندگی سالم دارد(شاملو،1387،93).بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل  زندگی فاقد توانایی لازم هستند . وهمین امر آنان را در مواجه با مشکلات و مسائل روزمره زندگی ناتوان وآسیب پذیر ساخته است. و بسیاری از این مشکلات و اختلالات به علت عدم داشتن برخی مهارت های لازم زندگی است. انسان ها برای مقابله سازگارانه با موقعیت های تنش زا وکشمکش های زندگی ، نیازمند آموختن برخی از مهارت ها هستند ،یکی از مؤثرترین برنامه هایی که به افراد کمک می کند تا زندگی بهتر و سالم تری داشته باشندآموزش مهارت های زندگی است(وفایی بور بور،1387).از سوی دیگر در عصر حاضر که تکنولوژی با سرعت سرسام آوری پیش می‌رود، جامعه بیش از هر زمان دیگر نیازمند افراد هوشمند، خلاق و نوآور است. یکی از وظایف نظام آموزشی، پرورش افرادی است که توانایی حل مسأله و گشودن گره‌ها و معضلات را دارند؛ نه انباشت اطلاعات و دانش‌هایی که به سرعت منسوخ می‌شوند (سرهنگی و دیگران، 1389،ص 2). امروزه به رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه زندگی و تجددگرایی، بسیاری از افراد از رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مشکلات و مسائل روزمره زندگی ناتوان و آسیب پذیر ساخته است. پژوهش های بی شماری نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی، عاطفی، ریشه های روانی- اجتماعی دارند. حل مسئله یکی از مهمترین فرآیندهای تفکر است که به افراد کمک می کند تا مقابله موثری با مشکلات و چالش های زندگی داشته باشند و در سلامت روانی و اجتماعی افراد نقش مهمی بازی می کند. انسان ها برای مقابله سازگارانه با موقعیت های تنش زا و کشمکش های زندگی، نیاز به آموختن برخی مهارت ها دارند(کلینکه، 2010). هدف از ارائه این مهارت، کمک به افراد در جهت شناخت هرچه بهتر خود، برقراری روابط بین فردی مناسب و موثر، کنترل هیجانات، مدیریت داشتن بر شرایط تنش زا و حل کردن مسائل و مشکلات افراد است. در سایه تامین چنین هدفی، توانایی های روانی- اجتماعی افراد افزایش پیدا می کند. یک عامل مهم دیگر که به هنگام رویارویی با مسائل، توجه بدان ضروری است، آگاهی از فرآیند حل مسئله است. واقعیت این است که بسیاری از ما انسان ها نمی دانیم چگونه بایدبا مشکلات مقابله کنیم. به عبارت دیگر، راهکار مشخصی برای حل مسأله خود نداریم. روانشناسان معتقدند که حل مسئله، یک فرایند است و اگر فرد بخواهد برخورد درستی با مسئله خود داشته باشد بهتر است مراحلی را در این فرآیند طی کند(امامی نائینی، 1391).متخصصان علوم رفتاری معتقدند یکی از مؤثرترین برنامه هایی که به افراد کمک می کند تا زندگی بهتر و سالم تری داشته باشند آموزش مهارت های زندگی است. هدف این برنامه کمک به افراد جهت شناخت هر چه بهتر خود ، برقراری روابط بین فردی مناسب و مؤثر ، کنترل هیجانات ، مدیریت شرایط تنش زا و حل کردن هرچه بهتر مسائل ومشکلات افراد است. در سایه تأمین چنین هدفی ، توانایی های روانی اجتماعی افراد یک جامعه ، می توان سطح بهداشت روانی را در آن جامعه بالا برد و از بروز آسیب های اجتماعی پیشگیری کرد(امامی نائینی،1387).

مهارت های زندگی می تواند به افراد کمک کند تصمیمات خود را باآگاهی اتخاذ نمایند، به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند ، مهارت ها ی مقابله ای و مدیریت شخصی خود را گسترش دهندو زندگی سالم و بار آوری داشته باشند. آموزش مهارت های زندگی از یک سو باعث می شود که افراد شناخت بیشتری از خود پیدا کنند و نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و در جهت نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خود بکوشند. ایجاد آگاهی در مورد نقاط قوت و ضعف به فرد کمک می کند تا در مقابله با مشکلات به استفاده از شیوه های کارآمدتر و مناسب تر روی آورد، و در نتیجه اضطراب خود را کاهش دهد و از سوی دیگرآموزش گروهی می تواند تأثیر مثبت در کاهش فشار روانی داشته باشد. زیرا جمع شدن افراد در گروه و این که تک تک افراد احساس کنند دیگران نیز مشکلاتی مشابه با آن ها دارند و در گروه از تجارب دیگران برای مقابله با اضطراب استفاده کنند(بوتوین،2004).بنابراین دانش آموزان می توانند با استفاده از مهارت حل مساله تصمیمات مهم زندگی را بگیرند و مشکلات خود را درست تحلیل نمایند. همچنین مهارت های  ارتباط موثر به فرد کمک می کند تا بتواند به صورت کلامی و غیرکلامی و مناسب با فرهنگ، جامعه و قومیت خود را بیان نماید، بدین معنی که فرد بتواند نظرها و عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست راهنمایی و کمک نماید، مهارت تقاضای کمک و راهنمایی در مواقع ضروری از عوامل مهم ایجاد یک رابطه سالم است. این مهارت به فرد کمک می کند تا بتواند به صورت کلامی و یا غیر کلامی و مناسب با فرهنگ، جامعه و موقعیت، خود را بیان نماید، بدین معنی که فرد بتواند نظرها،عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید، مهارت تقاضای کمک و راهنمایی در مواقع ضروری از عوامل مهم ایجاد یک رابطه سالم است(سازمان بهداشت جهانی، ترجمه قاسم آبادی و محمدخانی، 1377).

روابط بین فردی مؤثر اثر مستقیمی بر سلامت روانی فرد دارد، به رشد شخصی و هویت یابی افراد کمک می کند، بهره وری و موفقیت شغلی را افزایش می دهد، تندرستی و سلامت به همراه می آورد، سازگاری فرد را افزایش می دهد، باعث مقابله سازنده با استرس می گردد و خودشکوفایی به همراه دارد (بولتون، ترجمه سهرابی و حیات روشنایی، 1384).

رسیدن به اهداف آموزشی که مدارس به عنوان اهداف اساسی خود به آن ها توجه دارند مستلزم تامین بهداشت روانی دانش آموزان است. کودکان و نوجوانان به دلیل تجربه ی ناکافی وعدم آگاهی از مهارت های لازم از جمله آسیب پذیرترین قشر از اقشار اجتماعی هستند و به رغم انرژی واستعدادهای بالقوه و سرشار، آن ها از چگونگی بکار بردن توانمندی های خود در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی آگاه نیستندآموزش و پرورش بهترین بستری برای ارائه ی این آگاهی به نوجوانان است. (بنی جمالی،1386،53). تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آن ها رابطه دارد. و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج می‌برند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند. ضروری به نظر می‌رسد جهت تامین شرایط مناسب برای نیل به اهداف آموزشی ، تربیتی و تضمین سلامت افراد در جامعه در سنین مختلف اعمال شیوه‌های مناسب جهت تامین بهداشت روانی در مدارس مدنظر قرار گیرد.(شفیع آبادی،1383،67).به همین جهت با توجه به اهمیت موضوع، سازمان بهداشت جهانی به منظور افزاش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی، برنامه‏ای تحت عنوان آموزش مهارتهای زندگی تدارک دیده و در سال (1993) در یونیسف «صندوق کودکان سازمان ملل متحد»  پیشنهاد کرد. از آن سال به بعد، این برنامه در بسیاری از کشورها مورد آزمایش واجرا قرار گرفته است (سازمان بهداشت جهانی). در این ارتباط تحقیقات نشان داده اند که فشارهای ناشی از مسائل روز مره، برای افرادی که دارای عزت نفس بالا هستند و از سیستم حمایتی خوبی برخوردارند کمتر است.(انصاری،1384،78).

تعداد صفحه :137

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی آموزش راهبرد­های فراشناخت و خلاقیت بر خود پندارۀ تحصیلی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان ­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی          گرایش: عمومی

عنوان:

اثر بخشی آموزش راهبرد­های فراشناخت و خلاقیت بر خود پندارۀ تحصیلی

بهمن 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                              صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق. 2

1-مقدمه 3

1-1بیان مسأله: 4

1-2هداف پژوهش… 7

الف )هدف اصلی: 7

ب)اهداف فرعی: 7

1-3 فرضیه‏های پژوهش: 7

1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق. 7

1-5 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 8

1-5-1تعریف مفهومی راهبردهای فراشناختی: 8

1-5-2تعریف مفهومی خلاقیت: 9

1-5-3تعریف مفهومی خود پنداره تحصیلی: 9

1-5-4 تعریف عملیاتی راهبردهای فراشناختی: 9

1-5-5 تعریف عملیاتی خلاقیت: 9

1-5-6 تعریف عملیاتی خودپندارۀ تحصیلی: 9

1-6 متغیرهای تحقیق: 10

فصل دوم: مبانی نظری پژوهش و پیشینه تحقیق. 11

2-مقدمه : 12

2-1تعریف فراشناخت.. 12

2-1-1 راهبردهای فراشناختی. 13

2-1-1-1 خودآموزی. 16

2-1-1-2 خودبازبینی. 16

2-1-1-3 خودپرسی. 16

2-1-1-4 خود نظم دهی. 17

2-1-1-5 تدریس دو جانبه 17

2-1-1-6 بازآموزی اسنادی. 18

2-1-2 راهبردهای براون در بارهی کمک به فراشناخت دانشآموزان. 18

2-1-3 راهبردهای گوستا برای پرورش فراشناخت دانشآموزان. 20

2-1-4 ویژگی راهبردهای فراشناختی. 23

2-1-5 ارزشیابی رشد توانایی های فراشناختی. 27

2-2تعاریف خلاقیت.. 27

2-2-1 اهمیت خلاّقیت.. 31

2-2-2 مراحل خلاّقیت.. 31

2-2-3 ویژگی های مهم در خلاقیت.. 32

2-2-4 عوامل مؤثر در خلاّقیت و رشد آن. 34

2-2-5 خلاّقیت از دیدگاه مکاتب مختلف.. 35

2-2-5-1 مکتب رفتارگرایی: 35

2-2-5-2 مکتب روانکاوی : 36

2-2-6 ویژگیهای افراد خلاق. 37

2-2-6-1 ویژگیهای شناختی افراد خلاق. 37

2-2-6-2 ویژگیهای انگیزشی افراد خلاق. 37

2-2-6-3 ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق. 38

2-2-7پرورش خلاّقیت و ایدهپردازی در دانشآموزان. 42

2-2-8 اصول تورنس… 43

2-2-9 الگوی پرورش خلاقیت ویلیافر. 44

2-3 خود پنداره 46

2-3-1 تعاریف خود پنداره 47

2-3-2منابع تشکیل دهندۀ خود پنداره 49

2-3-3 ابعاد خودپنداره 50

2-3-4 رشد و تغییر خود پنداره 51

2-3-5 عوامل موثر بر رشد خودپنداره 52

2-3-6اهمیت خودپنداره 53

2-3-7 اجزا و عناصر خودپنداره 54

2-3-8 ویژگیهای خود پنداره 56

2-3-9 الگوهای نظری خودپنداره 58

2-3-9-1الگوهای تک بعدی : 58

2-3-9-2الگوی چند بعدی خودپنداره 59

2-4 پیشینه تحقیق. 63

2-4-1 مروری بر پیشینه داخلی. 63

2-4-2 مروری بر پیشینه خارجی. 64

فصل سوم:روش اجرای تحقیق. 69

3- مقدمه 70

3-1روش تحقیق. 70

3-2 جامعه آماری. 70

3-3 نمونه و روش نمونه گیری. 70

3-4 ابزارهای تحقیق. 71

3-5 روش اجرای تحقیق. 72

3-5-1 بسته آموزشی راهبردهای فراشناختی. 72

3-5-2 بستۀ آموزشی خلاقیت.. 72

3-6 روش تحلیل دادهها 72

فصل چهارم: یافته های پژوهش… 73

4- مقدمه 74

4-1توصیف داده ها 75

4-2 یافته های استنباطی. 78

4-3 فرضیه اول پژوهش… 79

4-4 فرضیه دوم پژوهش… 80

4-5 فرضیه سوم پژوهش… 82

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات.. 83

5-1 بحث و نتیجه گیری: 84

5-1-1بحث و بررسی فرضیه اول: 84

5-1-2 بحث و بررسی فرضیه دوم: 84

5-1-3 بحث وبررسی سوم فرضیه سوم 85

5-2محدودیتها و مشکلات تحقیق. 87

5-2-1 محدودیتهای در اختیار: 87

5-2-2محدودیتهای خارج از اختیار: 88

5-3 پیشنهادها 88

5-3-1 پیشنهادهای کاربردی. 88

5-3-2 پیشنهاد برای سایر پزوهشگران. 89

پیوست ها 90

منابع و مآخذ. 109

منابع فارسی. 109

منابع انگلیسی. 112

چکیده

به منظور بررسی تأثیر آموزش راهبرد­های فرا شناختی و خلاقیت برخود پندارۀ تحصیلی دانش آموزان در یک روش شبه آزمایشی 54 نفر از دانش­آموزان دختر پایه هفتم یکی از مدارس منطقه 2 تهران از میان 75 نفر از دانش­آموزان همین پایه در مکان مذکور بصورت تصادفی ساده انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر ) گمارش شده­اند. افراد نمونه قبل و بعد از اجرای متغیر­های مسـتقل راهبرد­های فراشناختی (گروه آزمایشی1) و آموزش خلاقیت (گروه آزمایشی2) پرسشنامه خودپندارۀ تحصیلی (دلاور،1372) را تکمیل کرده­اند. آموزش راهبرد­های فراشناختی با استفاده از مدل سکستون و همکاران(1998) در گروه آزمایشی 1و آموزش خلاقیت با استفاده از مدل ویلیامز(1970) و تورنس (1962) در گروه آزمایشی 2 اجرا شده و گروه گواه هیچ نوع آموزشی دریافت نکرده­است.

تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داده­است با 95 درصد اطمینان آموزش راهبرد­های فراشناختی بر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان پایه هفتم مؤثر است ضمن آنکه با 95 درصد اطمینان آموزش خلاقیت نیز بر خودپنداره تحصیلی این گروه از دانش­آموزان مؤثر می­باشد.

کلید واژه­ها: دانش آموزان پایۀ هفتم­_ راهبرد­های فراشناختی_ خلاّقیت _ خودپندارۀ تحصیلی        

1- مقدمه

از برجسته­ترین ویژگیهای انسان و اساس تداوم حیات قدرت اندیشه است. و یکی از کمبود­های حسرت­بار  در بسیاری از دانش آموزان و در مراحل بعد بزرگسالان، ناتوانی آن­ها در بیان اندیشه و حل مسئله و به نوعی ابداء و نوآوری می­باشد. اگر چه انسان در طول زندگی خویش هرگز از تفکّر و اندیشه فارغ نبوده وبا نیروی تفکّر صحیح، تصمیم گرفته و توانسته است به حل مسائل و مشکلات بپردازد و به رشد و تعالی نایل گردد. ولی لازمه­ی درست اندیشیدن و تفکر خلاّق، حل مسئله، تمرین اسـت.با توجه به اینکه از پیچیده­ترین و عالی­ترین جلوه­های اندیشه انسان تفکّر خلاّق است. لازم است دانش آموزان با اندیشه­های زیبا خو بگیرند. بنابراین مهمترین نقش مربی این است که دانش آموزانرا به این راه هدایت کند و از راهبرد­های مختلفی استفاده نماید. از جمله این راهبرد­ها آموزش فرا شنـاخت و آموزش دست سازه­های خلاّق اسـت که در سال­های اخیر مورد توجه آموزش و پرورش قرار گرفته­است. تجربه نشان می­دهد که اگر مفاهیم روان شناسی شناختی و فرا شناختی و کار­های عملی (دست سازه­ها) خوب توصیف کنیم و آموزش دهیم شاهد پیشرفت چشمگیری در جهت پرورش نسلی خلاّق با قدرت حل مسئله بالا و شکوفایی استعداد­ها در زمینه­های مختلف تحصیلی در آموزش و پرورش خواهیم بود. که به نوعی این امر سسب با رفتن عزت نفس در نوجوانان ما خواهد شد و در پی آن بر افزایش خود پندارۀ تحصیلی افزوده می­گردد.

این مفاهیم با بسیاری از اعتقادات، متخصصان آموزش و پرورش تناسب دارد. یعنی با حمایت از یادگیری فعال و نه منفعل و با قائل بودن ارزش برای تفاوت­های فردی و با احساس درباره­ی اینکه دانش آموزان انسان­های جامع­ای هستند. دانش آموزان اغلب سعی می­کنند، آموزش­هایی را دنبال کنند، در حالی که عقیده­ای درباره­ی کاری که انجام می­دهند، ندارند و غالباً از تشریح روش­های خودشان برای حل مسائل ناتوان هستند. و یا قادر به نوآوری و ساخت نیستند. اگر رفتار هوشمندانه به عنوان محصول تعلیم و تربیت گسترش پیدا کند، باید راهبرد­های آموزشی که بطور هدفمند سوگیری شده و توانایی­های فراشناخت و تفکّر خلاّق، و ساخت و تولید ابزاری جدید که بر گرفته از فکر و ایدۀ نو برای ایجاد بازار کار را گسترش می­دهد، در روش­های تدریس آموزش و پرورش برنامه ریزی شود.

جالب توجه است که آموزش مستقیم فراشناخت ممکن است مفید نباشد، زیرا وقتی راهبرد­های حل مسأله به دانش آموزان تکلیف می­شود به جای اینکه به وسیله­ی خود آن­ها ایجاد شود ممکن است عملکرد آن چندان مطلوب نباشد، باید توجه کرد که وقتی فرا شناخت تدریس می­شود  فشار اضافی  به دانش آموزان برای تمرکز بیشتر وارد نشود.

از راههای مختلفی می توان توانایی فرا شناخت و خلاّقیت دانش آموزان را افزایش داد. از جمله این روش­ها طرح سؤال و الگو دادن به دانش آموزان می باشد (درویزه1377) در این رابطه پالینسکار[1]و براون[2] آموزش دوجانبه را مطرح کردند.

علاوه­بر­این، بزرگسالان هدف­ها و منظور­شان را به وسیله­ی هماهنگی ماهرانه­­ی راهبرد­های متنوع پیشرفت می­دهند که شامل تولید کردن، سازمان­دهی، ارزیابی و تدوین گفته­های خود، می­باشد. بر عکس، دانش­آموزانی 

که در فرآیند  حل مسئله مشکل دارند روش­های متفاوت و ناآگاهانه­ای را برای ترکیب کردن به کار می­برند که نقش برنامه­ریزی را به حداقل می­رساند و عمدتاً بدون کنترل فراشناختی عمل می­کنند (مکاچن[3] 1981،به نقل از دلاپازو گرام،1977)

در پژوهش حاضر محقق در صدد است اثرآموزش راهبرد­های فراشناختی (سکستون وهمکاران 1977)   TREE[4]و خلاقیت را برخودپندارۀ تحصیلی دانش­آموزان دختر با استفاده ازپنج خرده فرایند راهبرد­های فرا شناختی  و آموزش خلاقیت برای ایجاد تفکّر خلاّق با توجه به اصول ویلیامز و تورنس  بررسی کند.

1-1بیان مسأله:

یکی  از صفات ممتاز آدمیان آفرینندگی (خلاقیت) است . خلاقیت در علم ، هنر، ادبیات، و سایر جنبه­های فرهنگ و تمدن همواره مورد احترام انسانها بوده است، و به همین سبب پرورش استعداد­­های خلاق باید سر لوحه هدفهای آموزش و پرورش قرار گیرد. امروزه صاحب نظران، خلاقیت را دانشی بنیادی برای هر گونه تغییر و نو­آوری وعاملی مهم در شتاب بخشیدن به نوآورریهای علمی و فناورانه بشر می­دانند. مطالعات موجود نیز نشان می­دهند که مر کز ثقل حرکات نوین در آینده را خلاقیت و میزان بهر ه گیری از تفکر خلاّق تشکیل می­دهند. بر این اساس، یکی از چالش های جدی و قا بل پیش بینی بشر در آینده مساله میزان بهره گیری از ذهن و شخصیت­های خلاق در حوزه های مختلف علمی و پژوهشی، فناورانه و بهداشتی است (پیرخائفی و همکاران،1388)   خلاقیت به عنوان پر­قدرت­ترین توانایی بشری در نهاد آدمی از کودکی گرفته تا بزرگسالی جای دارد. به قول راجرز آدمی ذاتاً خلاق متولد می شود، با این حال خلاقیت در مراحل ابتدایی زندگی تکامل یافته و پیشرفته نیست و به همین دلیل نیازمند به توجه و هدایت است. قطعاً نخستین جایگاه خلاقیت دوران کودکی است. بنابراین مدت زیادی لازم است که کودک تجربه اندوزی کند و خلاقیتش را غنا بخشد. بدون تردید، خلاقیت تنها برای دوران کودکی مورد نیاز نیست.کودک به خلاقیت برای تمامی عمر نیاز دارد. گیلفورد خلاقیت را عمل یا رفتاری می­شناسد که راه حلی مناسب برای مشکل ارائه نماید. او می­گوید خلاقیت عبارت است از نشان دادن عمل یا رفتار و توانایی خلاق و به طور کلی عمل خلاقانه یعنی ارائه  راه حل مناسب برای مسائل و مشکلات. بنابراین  انسان تا با مشکل روبرو نشود خلاقیتی از او صادر نمی­شود. بنابراین خلاقیت مستلزم بهره گیری از نوعی تفکر است که گیلفورد آن را تفکر واگرا می نامد یعنی یافتن راه حل مسئله به صورت  متفاوت راه حل­های معمولی(پیر خائفی،1384) خلاقیت یکی از ابعاد شناختی فرد است که در رشد و تکامل فرد و تمدن بشری نقش موثری دارد. تمامی اختراعات و دستاورد­های علمی و هنری بشر از خلاقیت سر چشمه می­گیرد. پژو هش­های انجام شده در زمینه خلاقیت نشان می­دهد که با کار برد شیوه­های مناسب می توان آنرا پرورش داد. به نظر می­رسد  آموزش راهبرد­های فرا شناختی یکی از شـیوه­های پرورش خلاقیت باشد.خود پنداره نیز از متغیر­هایی هستند که هم می­توانند با خلاقیت در ارتباط باشند و هم اینکه تحت تأثیر تغیرات ناشی از آموزش راهبرد­­های  فرا­شناختی قرار گیرد.

خود پنداره، شبکه­ای از عقاید و باور­های مثیت و منفی در مورد خود، پذیرش یا رد خود می­باشد.در پژوهـش­های مختلف این مفهوم با اصطلاحات متفاوتی  مترادف با عزت نفس و خود تنظیمی  تعریف شده است.خودپنداره تحصیلی نیز فرایند شکل گیری ارزشیابی  از خود پنداره متأثر از تجـربه­های آموزشی دانـش­آموزان و تفسیر محیط آموزشی (پکران [5]و همکاران،2011) و بیانگر دانش و ادراکات فردی درباره نقاط قوت و ضعف خود­مان در یک حوزه تحصیلی معین و عقاید فردی در باره توانایی­هایمان در انجام موفقیت آمیز تکالیف تحصیلی در سطوح طراحی شده است و یکی از بهترین پیش بینی کننده­ها و میانجی­ها برای متغیر­های انگیزشی اثر بخش و غیر اثر بخش و از جمله عوامل مؤثر در فرایند یادگیری می­باشد (اکرم راناوظفراقبال،2005) راهبرد­های شناختی راههای یادگیری هستند. در قیاس با آنها، راهبرد­های فرا­شناختی تدبیری­هایی هستند برای نظارت بر راهبرد­های شناختی و کنترل و هدایت آنها.(فلاول[6]،1979) هر چند این راهبرد­ها قابل یادگیری هستند ولی بعضی از یاد گیرندگان از عهده یادگیری آن بر نمی­آیند و لازم است در این زمینه آموزش ببینند (سیف،1392)

وقتی که ما یک چیز را شناسایی می­کنیم، نامی را به خاطر می­آوریم، جمله را می­فهمیم یا نظری ارائه  می­کنیم و یا یک مسئله را حل می­کنیم دست به عمل شناخت می­زنیم. فرا­شناختی نیز نقش بارزومهمی در حل مسئله، کنترل خود، خود آموزی و تغییر رفتار دارد (نیازآذری،1382)  

در فرایند یادگیری، باید فضایی ایجاد کردتا دانش آموزان فرصت اندیشه پیدا کنند و معلم به جای آموزش اندیشه، چگونه اندیشـیدن را آموزش دهد. بسـیاری از محافل آموزشی به جای این که برای پرورش اسـتعداد­های فکری نوجوانان اهمیت قائل شوند، بر ­یادگیری اطلاعات و محتویات تأکید می­کنند. با توجه به اهمیت خودپندارۀ تحصیلی دانش­آموزان بویژه از بعد اثر آن در موقعیت تحصیلی و کاهش افت تحصیلی تحقیق زیر درصدد پاسخگویی به سولات خاصی است. آیا آموزش خلاقیت سبب تغییر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان دختر می­شود؟ آیا آموزش راهبرد­های فراشناختی در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان دختر مؤثر است؟ چه تفاوتی میان آموزش فراشناختی و آموزش خلاقیت در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش­آموزان دختر وجود دارد؟                                                                                                                                                                                            

1-2هداف پژوهش

الف )هدف اصلی:

شناسایی تأثیر آموزش راهبرد­های فرا شناختی و خلاقیت برخودپنداره تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم

ب)اهداف فرعی:

– شناسایی تأثیر آموزش راهبرد­های فرا شناختی در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم

– شناسایی تأثیر آموزش خلاقیت در تغییر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دختر پایه هفتم.

– شناسایی تفاوت اثر بخشی آموزش خلاقیت و آموزش راهبرد­های فراشناختی در تغییر خودپنذارۀ تحصیلی دانش­آموزان

1-3 فرضیه‏های پژوهش:

1-آموزش راهبرد­های فراشناختی بر تغییرخود پنداره تحصیلی  دانش آموزان دختر پایه هفتم اثر گذار است .

2-آموزش خلاقیت برتغییر خود پنداره دانش آموزان دخترپایه هفتم اثر گذار است. .  

3-بین آموزش راهبرد­های فراشناختی و آموزش خلاقیت از نظر اثر گذاری بر تغییر خودپنداره تفاوت معنی داری وجود دارد.

1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق

در دهه اخیر ، شاهد ظهور و گسترش بی­سابقه تحقیقات علمی در باره­ی خلاقیت، نوآوری و اثر بخشی بوده­ایم. علت این تمرکز ویژه را شاید بتوان بیش از هر چیز، حساسیت و اهمیت نگران کننده این موضوع در سال های اخیر دانست.

خلاقیت یک توانایی همگانی است که هم ناشی از عوامل مختلف فردی و شخصیتی است و هم عوامل اجتماعی آن مطرح است. هر چند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است، اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است. هر چند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است، اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است. یکی از مکانهای پرورش و رشد خلاقیت، مدرسه است.هنگامیکه کودک واردمدرسه می­شود، فراینداجتماعی شدن در محیط آموزشی شروع می­شود.عوامل بسیار زیادی چون: تکالیف زیاد، تأکید بر حفظ دروس، اجرای برنامه­های هماهنگ، عدم توجه به تفاوتهای فردی و سر انجام یا بی­توجهی به ویژگی­های کودکان خلاق، سبب  می­شود که قدرت خلاقیت آنان به تدریج کاهـش یابد. اما اگر مدرسه شرایط خود و روش­های تدریس را بر پایه شناخت، روش­های فرا­شناختی وآموزش روش­های عملی خلاقیت استوار سازد. نه تنها بر افزایش خلاقیت  بلکه برخود پنداره تحصیلی آنها خواهد­ افزود.

نظریه­های مختلفی در تبیین خلاقیت وجود دارد. هنسی و آمابیل (1987) معتقد است که خلاقیت پدیده­ای اجتماعی است و از نیاز­ها، مقتضیات جامعه و شرایط خانوادگی برمی­خیزد.عده­ای دیگرنظیر تورنس (1979) معتقدند که خلاقیت یک اثر شخصیتی است؛ یعنی به عواملی نظیر انگیزش، هیجان، عواطف، احساسات، تجربه­ها و یاد­گیری­های شخصی وابسته است. عده­ای نیز مانند گیلفورد (2005) معتقدند که خلاقیت بعدی فرا­شناختی دارد و با فرایند های عالی ذهنی نظیر تفکر، هوش، تخیل و پردازش اطلاعات ارتباط دارد. گروهی هم مانند استرنبرگ (2009) و میهالی (2007) معتقدند که خلاقیت پدیده ای چند متغیری است یعنی عواملی نظیر جامعه، خانواده، شخصیت و توانایی­های شناختی همزمان بر آن تأثیر می­گذارد.              

1-5 تعاریف نظری و عملیاتی متغیر­ها

1-5-1تعریف مفهومی راهبرد­های فراشناختی:

فلاول بیان می­­کند که فراشناخت، دانش فرد درباره­ی فرایندهای شناختی خود است، و در بر گیرنده­­ی به عمل در آوردن، سامانیدن و هماهنگ کردن مجموعه­ی این جریان­هاست. فراشناخت انواع آگاهی درباره شناخت­ها یا فرایند­های اجرایی تصمیم­گیری است که موجود انسانی باید هم فرایند­های شناختی را انجام دهد و هم پیشرفت آن را بررسی کند. (بران و همکارانش، 1980)

1-5-2تعریف مفهومی خلاقیت:

 فرایندی روانی فرض شده­است، که در آن به حل کردن، ایده پروری، مفهوم سازی، خلق اشکال هنری، نظریه­ها یا تولیدات یگانه و بدیع اقدام می­شود. در واقع بر اساس این تعاریف یکی از ملاک های متمایز فکر خلاقه از افکار غیر خلاقه اصل یگانه و ابداعی بودن فرض شده­است. (پیر خائفی،1384)

1-5-3تعریف مفهومی خود پنداره تحصیلی:

شبکه­ای از عقاید و باور­های مثبت و منفی در مورد خود، پذیرش یا رد خود می­باشد. خود پندارۀ تحصیلی نیز فرایند  شکل­گیری  ارزشیابی از خود پندارۀ متأثر از تجربه­های آموزشی دانش آموزان و تفسیر محیط آموزرسی آنها­ست. چرا که هر فرد در ذهن خود، تصویری از خویشتن دارد، به عبارت دیگر، ارزشیابی کلی فرد از شخصیت خویش را «خود پنداره» یا «خود انگاره» می­نامند. این ارزشیابی ناشی از ارزشیابی­های ذهنی است که معمولاّ از ویژگی­های رفتاری خود به عمل می­آوریم. در نتیجه، خودپنداره ممکن است مثبت یا منفی شود.

1-5-4 تعریف عملیاتی راهبرد­های فراشناختی:

در این تحقیق راهبرد­های فراشناختی شامل آموزش فنون خود نظم­دهی TREE سکستون و همکاران(1988) می­باشد و شامل 5 فرایند برنامه­ریزی، سازمان­دهی، نوشتن، ویرایش و اصلاح بوده که از طریق تولید و فعال کردن زمینه دانش، دانش­آموزان از طریق یادداشت جملات، ذکر دلایل فرضیه، بیان درستی فرضیه و تدوین متنی برای پایان نتیجه­گیری از فرضیه در طی 10 جلسه می باشد.

1-5-5 تعریف عملیاتی خلاقیت:

در این تحقیق خلاقیت شامل یک بستۀ آموزشی شامل دست­سازه­های خلاقیت بصورت عملی است ودر طی 10 جلسه از افراد خواسته می­شود تا به کمک ابزار ووسایل که عمدتاٌ در محیط زندگی به وفور یافت می­شوند خلاقانه به تولید ایده یا شی خاص بپردازند.

1-5-6 تعریف عملیاتی خودپندارۀ تحصیلی:

در این تحقیق شامل نمره­ای است که دانش­آموزان در آزمون خودپندارۀ تحصیلی (دلاور،1372) کسب می­کنند و حداکثر نمرۀ اکتسابی 120 می­باشد.

1-6 متغیر­های تحقیق:

– متغیر­ مستقل: آموزش راهبرد­های فراشناختی، آموزش خلاقیت

-متغیر وابسته: خودپندارۀ تحصیلی

-متغیر کنترل: منطقۀ آموزشی، جنسیت، سن وپایه تحصیلی

-متغیر مداخله­گر: شخصیت دانش­­آموزان، سوابق وپیشینه تجارب دانش­آموزان

تعداد صفحه :129

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ایران

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته جغرافیا

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی جغرافیا

پایان‌نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: جغرافیا گرایش: سیاسی

 

 

عنوان:

تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکیایران

 

تابستان 1394

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                        صفحه

چکیده 1

مقدمه 2

فصل اول کلیات تحقیق

1-1-بیان مساله 4

1-2-ضرورت تحقیق. 6

1-3- اهداف تحقیق. 6

1-4- پرسش اصلی تحقیق. 6

1-5 -فرضیه تحقیق. 7

1-6- جنبه نوآوری تحقیق. 7

1-7- قلمرو تحقیق. 7

1-8- محدودیتهای تحقیق. 8

1-9- مفاهیم واژهها 9

1-10- ساماندهی تحقیق. 9

فصل دوم مرور منابع و ادبیات تحقیق

2-1-ادبیات و نظریههای تحقیق. 13

2-1-1- ژئوپلیتیک. 13

2-1–1–1-مفهوم ژئوپلیتیک.. 13

2-1-1-2-پیدایش ژئوپلیتیک.. 14

2-1– 1–3- تفاوت جغرافیای سیاسی با ژئو پلیتیک.. 14

2-1– 1–4– تحول و تکوین. 15

2-1– 1–5- تعریف ژئو پلیتیک.. 15

2-1– 1–6– رویکرد ژئوپلیتیک.. 16

2-1–1–6–1-رویکرد ژئوپلیتیک در دورۀ افول. 17

2-1– 1– 6–2- ژئوپلیتیک سنتی. 18

2-1-1-7 -رویکرد ژئوپلیتیک در دوران نوین (ژئوپلیتیک پست مدرن) 19

2-1–2- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی. 20

2-1–3 – رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی. 21

2-1– 3–1- اهمیت ژئوپلیتیک انتقادی. 23

2-1-4 -ژئوپلیتیک جنگ سرد 25

2-1-5- ژئوپلیتیک نظم جهانی. 27

2-1-6-چشم انداز تئوری‎های ژئوپلیتیک.. 27

2-1-7- تحولات در ماهیت ژئوپلیتیک.. 28

2-2 -پیشینه تحقیق. 29

فصل سوم روش اجرای تحقیق (مواد و روش)

3-1 روش اجرای تحقیق. 36

3-1-1- نوع روش تحقیق. 36

3-1-2- روش گردآوری اطلاعات. 37

3-1-3- ابزار گردآوری اطلاعات. 37

3-1-4- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات. 37

3-2 منطقه خاورمیانه 38

3-2-1- اهمیت جغرافیای سیاسی خاور میانه و خلیج فارس.. 40

3-3- منطقه خلیج فارس.. 42

3-3-1- ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس.. 43

3-3-1-1-آب و هوای خلیج فارس.. 43

3-3-1-2-اطلس‌های خلیج فارس.. 44

3-3-1-3-روز ملی خلیج فارس.. 44

3-3-1-4-اهمیت اقتصادی خلیج فارس.. 45

3-3-1-5-پیشینه دریانوردی در خلیج فارس.. 46

3-3-1-6-منابع غذایی خلیج فارس.. 46

3-3-2- خلیج فارس منطقه ای استراتژیک.. 47

3-3-2-1-اهمیت نظامی- راهبردی خلیج فارس.. 50

3-3-3 -علل اهمیت خلیج فارس.. 50

3-3-3-1-حمایت آمریکا و رفتارهای تحریک آمیز پادشاهی‎های عرب.. 50

3-3-3 -2- تقابل قدرت‎ها و شکل گیری الگوهای امنیتی در منطقه خلیج فارس.. 51

3-3-3-3- خلیج فارس امنیت منطقه ای و اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی‎ایران. 56

3-3-3-3-1-شورای همکاری خلیج فارس و مسئله ی امنیت.. 57

3-3-3-3-2- شورای همکاری و جمهوری اسلامی‎ایران. 58

3-3-3-3-3-اعتمادسازی و ضرورت آن. 59

3-4- ویژگیهای جغرافیایی منطقه مورد مطالعه 63

3-4-1-‎ایران. 63

3-4-2- عراق. 70

3-5- جمع بندی. 71

فصل چهارم تاریخچه حضورآمریکا درعراق وایران و یافتههای تحقیق

4-1- اثرات حضور آمریکا در عراق. 75

4-1-1- علل اشغال و خروج اشغالگران از عراق. 75

4-1-2- سوابق تاریخی اشغال عراق. 75

4-1-3 -جاه طلبی‌های صدام و تاثیر آن درعراق. 76

4-1-3-1 -سیر تحولات و عوامل مهم ژئوپلیتیک عراق پس از اشغال. 77

4-1-3-2-گروه‌های اصلی مسلح در عراق. 78

4-1-4-علل اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس.. 78

4-1-5- نتایج اشعالگری نظامی‎در عراق: 79

4-1-5-1- علت خروج سربازان اشغالگر. 79

4-1-6- بررسی علل ادامه ناامنی پس از خروج اشغالگران از عراق. 80

4-1-6-1- استراتژی آمریکا پس از خروج از عراق: 80

4-1-6-2- علت انفجارات عراق و ادامه نا امنی از سوی مثلث هماهنگ فتنه 81

4-1-6-3- اهداف از سرگیری فتنه قومی‎در عراق. 81

4-1-6-4- راه‌های برون رفت دولت نوری مالکی. 81

4-1-7- وضعیت عراق پس از اشغال توسط آمریکا و متحدانش.. 82

4-1-7-1-دلائل افت اقتصاد عراق. 82

4-1-7-2- خلف وعده جامعه جهانی و اشغال‌گران در پرداختن سهم خود برای بازسازی عراق. 83

4-1-7-3-فساد مالی حاکم بر پیکره بوروکراسی عراق. 83

4-1-7-4- عدم توفیق در بازسازی صنایع نفت.. 83

4-1-7-5-کمبود شدید برق. 84

4-1-7-6-اختلافات قومی، مذهبی و نژادی داخلی. 85

4-1-7-7-نارضایتی همسایگان عراق از حمله آمریکا 85

4-1-7-8- هدف از اشغال عراق. 86

4-1-8- عراق و صادرات نفت. 87

4-1-9 -چالش‌های حضور آمریکا در عراق. 88

4-2- کمک حکومتایران به شبه‌نظامیان اسلام‌گرای شیعه 89

4-2-1- خروج نیروهای آمریکایی از عراق. 90

4-2-2 -عدم وجود استراتژی مشخص پس از اشغال. 90

4-2-3- ریشه‌های ناامنی. 91

4-2-4- اختلافات داخلی. 92

4-2-5-چالش‌های نیروهای آمریکایی. 92

4-2-6- لزوم خروج نیروهای نظامی. 94

4-2-7- پیامدهای سیاست‌های آمریکا 95

4-2-7-1- استراتژی جدید آمریکا در عراق. 96

4-2-7-2- اهداف استراتژی جدید 97

4-2-8- روابط‎ایالات متحده آمریکا و عراق در جنگ‎ایران و عراق. 98

4-2-8-1-روابط دیپلماتیک.. 98

4-2-8-2- برخی از کمک‌های نظامی. 99

4-2-8-3- تاثیر کمک‌های نظامی‎آمریکا به عراق بر اقتصاد آمریکا 100

4-2-8-4- برخی از کمک‌های اطلاعاتی. 101

4-2-8-5- اعترافات خلبان‎های وی‎ای پی عراق. 101

4-2-8-6- برخی از کمک‌های مالی. 102

4-3- عراق در سیاست استراتژیکایران. 102

4-3-1- ساختار قدرت و هویت در سال 2003. 103

4-3-2- خطیر بودن اهمیت امنیت. 104

4-3-2-1- نقش جغرافیای سیاسی عراق. 104

4-3-2-2- تحولات داخلی. 104

4-3-2-3- چالش مذهبی. 105

4-3-2-4- چالش هویت قومی. 105

4-3-2-5- تاثیر سیاسی استراتژیک.. 106

4-3-2-6- مصالح رقبای منطقه‎ای. 106

4-4-آمریکا و گسترش نفوذایران. 108

4-4-1- تهدیدها و فرصت‎ها 109

4-5- دلایل و اهداف اشغال نظامیعراق. 111

4-5-1- انهدام سلاح‎های کشتار جمعی. 112

4-5-2- جنگ علیه تروریسم 113

4-5-3- تهدید کشورهای همسایه از طرف عراق. 113

4-5-4- آزادی مردم عراق و اعطای دموکراسی. 114

4-5-5- پی گیری و تحقق طرح‎های سلطه جویانه. 115

4-5-6- دست یابی و کنترل نفت عراق. 115

4-5-7- مقابله با جهان اسلام 116

4-6 -تاریخچه روابط عراق وایران. 117

4-7- اهمیت عراق در امنیت ملیایران. 117

4-7-1-نقش ژئوپلیتیکی عراق در امنیت ملی‎ایران. 118

4-7-2- تحولات داخلی عراق وامنیت ملی‎ایران. 118

4-7-3- چالش‎های مذهبی. 119

4-7-4- چالش‎های ناشی از هویت‎های قومی. 119

4-7-5- تاثیرات سیاسی – استراتژیک.. 120

4-8- راهبردهای سیاسی امنیتیایران در عراق جدید 120

4-9- راهبرد بهینه سیاسی- امنیتیایران در عراق نوین. 123

4-10- جمع بندی. 131

فصل پنجم نتیجه گیری و پاسخ فرضیهها

5-1- ارزیابی فرضیهها 134

5-2- نتیجه گیری. 141

5-3- پیشنهادات.. 145

منابع و ماخذ 148

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                       صفحه

جدول 2-1- تفاوت‎های ژئوپلیتیک سنتی و ژئوپلیتیک انتقادی. 23

جدول 3-1- اهمیت و جایگاه منطقه خلیج فارس در ذخایر و تامین انرژی کشورها ( اتحادیه اروپا و‎ایالات متحده آمریکا) 50

جدول 3-2- طول مرزهای جمهوری اسلامی‎ایران. 69

 

 

فهرست نقشه

عنوان                                                                                                       صفحه

نقشه 3-1- کشورهای همجوار‎ایران منبع: نامی‎و اخباری، 1389، ص 189. 67

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



چکیده

بعد از حادثه یازده سپتامبر 2001، سیاست خارجی آمریکا وارد مرحله تهاجمی‎جدیدی شد و خاورمیانه به اصلی‌ترین حوزه فعالیت‌ها و اقدامات‎این کشور تبدیل شد. حمله آمریکا به عراق در سال 2003، مهم‌ترین اقدام‎این کشور در دوره بعد از یازده سپتامبر در خاورمیانه بود که حضور مستقیم نظامی‎آن کشور در منطقه را به شدت افزایش داد. حضور نیروهای آمریکایی در عراق و چالش‌ها و ناکامی‌های جدی و تأثیرگذار آن در‎این کشور نه تنها مهم‌ترین اقدام و مسئله آمریکا در خاورمیانه، بلکه اصلی‌ترین دغدغه سیاست خارجی‎این کشور در عرصه بین‌المللی محسوب می‌شد. آمریکا از سال 2003، در عراق با چالش‌های مختلفی روبرو شد و نتوانست به اهداف طراحی شده اولیه خود در خصوص عراق دست یابد و به ناچار با تغییر مکرر استراتژیها به روند متفاوتی وارد شد.‎این امر تنها به عراق محدود نبود، بلکه جایگاه و عملکرد آمریکا را در کل منطقه خاورمیانه و حتی جهان متأثر ساخت. بر‎این اساس بود که چگونگی رفتار و عملکرد در عراق، به عمده‌ترین مسئله سیاست خارجی آمریکا در دوره بوش تبدیل شد.

این تحقیق با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی همراه با مطالعات اسنادی و کتابخانه‎ای به تحلیل اثرات حضور آمریکا درعراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ایران پرداخته و هدف از‎این تحقیق تحلیل اثرات حضور آمریکا درعراق وشناسایی دلایل حضور وبررسی تاثیرحضورآمریکا درعراق وتاثیرآن بر ژئوپلیتیک‎ایران می‎باشد. فرضیه‎های تحقیق شامل 1- حضور آمریکا در عراق بر ژئوپلیتیک‎ایران تاثیر دارد. 2-موقعیت ژئوپلیتیکی‎ایران می‎تواند مانع تحقق استراتژی دولت آمریکا در عراق شود. 3-حضور اقلیت‎های قومی‎و مذهبی درساختار حکومت عراق موجب تاثیر گذاری بر امنیت جمهوری اسلامی‎ایران است. و تحقیق در پی پاسخگویی به سوالات زیر است حضور آمریکا در عراق چه تاثیری بر ژئوپلیتیک‎ایران دارد ؟‎ایا موقعیت ژئوپلیتیکی‎ایران می‎تواند مانع تحقق استراتژی رژیم آمریکا در عراق شود؟آیا حضور اقلیت‎های قومی‎و مذهبی در ساختار حکومت عراق موجب تاثیر گذاری بر امنیت جمهوری اسلامی‎ایران است؟ براین اساس نتایج به شرح زیر می‎باشد.

عراق همواره درسیاست خارجی‎ایران جایگاهی خاص داشته است. طی نیم قرن گذشته نگاه‎ایران وعراق به یکدیگر، نگاهی امنیتی بوده است. در وضعیت جدید با واردشدن عناصری تازه در حوزه سیاسی عراق، جایگاه‎این کشور درسیاست خارجی‎ایران اهمیت بیشتری یافته است. درواقع، گرایشها از تخاصم وتضاد به رقابت و همکاری میل کرده است. عراق پس از صدام واجد عناصر وتحولاتی است که تغییر در ساختار قدرت وهویت آن باعث دگرگونی‎هایی در ژئوپلیتیک منطقه ورویکردهای­بازیگران خاورمیانه‎ای شده است. یکی از اهدافی که آمریکایی‎ها برای آن به عراق آمده بودند به دست آوردن نفت بود. آمریکایی‎ها به زغم‎اینکه نفت زیادی دارند اما نیازمند نفت خارجی هستند وعراق با منابع نفتی عظیم در رفع‎این نیاز آمریکایی‎ها نقش به سزایی‎ایفا می‎کرد. در واقع می‎توان گفت که مشکلات سیاسی وامنیتی در طول دهه 1990 همچنان درمنطقه خلیج فارس تداوم یافت. به رغم حضورنظامی‎سنگین وگسترده‎ایالات متحده دراین بخش ازجهان تنش‎های موجود درخلیج فارس کاهش پیدا نکرد. واشنگتن،‎ایران وعراق را به عنوان دشمن متحدانش در منطقه معرفی وآنها را مشمول تحریم وسیاست مهاردوگانه قرارداد. بااین حال سیاست یادشده نتوانست دولتهای حاکم دراین دو کشوررا تغییر ویا درخط مشی آنها تغییراساسی دهد. در مجموع حضور آمریکا درعراق درموقعیت ژئوپلیتیکی کشورایران تاثیر گذار بوده وهمواره باعث چالش‎های متعددی بین دو کشور همسایه شده است.

واژه گان کلیدی: ژئوپلیتیک، نقش آفرینی ژئوپلیتیک، آمریکا، عراق،‎ایران، خاورمیانه

 

 

 

مقدمه

عراق همواره در طول تاریخ وجودش به عنوان یک همسایه آرام ومطمئن برای‎ایران نبوده است. ومهمترین تهدیدات امنیتی‎ایران بالفعل وذاتا از طرف‎این کشور روی داده است. عراق جدید با تغییرات شگرف نسبت به گذشته دارای خصوصیاتی است که نیازمند تجدید نظر در استراتژیهای راهبردی امنیتی‎ایران در قبال‎این کشور است. از‎این لحاظ، کشور عراق درمیان همسایگان‎ایران دارای موقعیت ویژه‎ای است. ویژگیهای جغرافیایی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و مذهبی عراق به گونه است که ماهیت قدرت وسیاست در‎این کشور و به تبع، نوع روابط آن با همسایگانش را پیچیده کرده است. عراق در همسایگی غربی‎ایران بیشترین مرز مشترک جغرافیایی، حدود 1332کیلومتر وتقریبا بالاترین اشتراکات فرهنگی رابین کشورهای همسایه با‎ایران دارد. روابط‎ایران و عراق همواره رابطه‎ای پرچالش بوده است. عراق جدید واجد تحولاتی است که تغییر درساختار قدرت و هویت آن باعث دگرگونی‎هایی در ژئوپلیتیک و رویکردهای بازیگران خاورمیانه‎ای شده است. حضور شیعیان و اکراد در ساخت قدرت بغداد، حذف رژیم کینه توزبعثی، تغییر رویکرد (عربی– سنی) به (عربی– شیعی– کردی) در فضای سیاسی عراق، فرصت‎های بوجود آمده در عراق جدید درجهت منافع ملی‎ایران است. حضور بازیگر فرامنطقه‎ای آمریکا و بازیگران منطقه‎ای دیگر در آمایش وروند تحولات عراق نوین باعث اتخاذ استراتژیهای سیاسی امنیتی ویژه‎ایران در قبال‎این واقعییات شده است. حضور شیعیان در راس هرم سیاسی عراق، عنصر کردی، مسائل مرزی، منافع بازیگران منطقه‎ای و… از جمله دغدغه‎هایی است که رویکرد‎های استراتژیک‎ایران در عراق را توجیه و تبیین می‎نماید. منطق اهمیت عراق جدید در حوزه سیاست خارجی، شکل گیری یک سری متغییر‎های جدید همچون تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت وحکومت عراق، روند حرکت عراق از یک دشمن استراتژیک به یک همکار منطقه‎ای وبه تبع، تعادل در سیاست‎ایران با منطقه وجهان عرب، وهمچنین جایگاه عراق در روابط بین الملل‎ایران و تنظیم سیاست خارجی با قدرت‎های بزرگ همچون آمریکا وآثار بر امنیت ومنافع ملی‎ایران می‎باشد. اما از طرف دیگر وجود یک سری اختلافات باتوجه به تاریخ روابط خارجی دوکشور، که هنوز بسیاری لاینحل مانده اند، روابط وتعاملات فعلی طرفین رانیز تحت الشعاع قرار داده است. اختلافات مرزی‎ایران وعراق همانند بسیاری کشورهای دیگر جهان سوم میراث دوران استعمار است. حمله آمریکا به عراق در سال 2003 م وسرنگونی رژیم بعثی عراق به عنوان عامل نا امنی وبی ثباتی منطقه، تقویت عنصرشیعی در ساخت سیاسی بغداد وکاهش تنش‎های موجود بین‎ایران وعراق، حضور بیگانگان، بالاخص دشمن استراتژیک‎ایران یعنی آمریکا در جغرافیای فعلی عراق، رقابت‎ایران وسایر کشورهای منطقه در‎این کشور و تغییرات ژئوپلیتیک ملموس در فضای جدید منطقه، افزایش حساسیت مسائل قومی‎در منطقه ازجمله کردها، فرصت‎های اقتصادی، فرهنگی، امنیتی فراروی‎ایران در عراق نوین، و بسیاری از‎این دست، مسائلی است که توامان و باهم سیاست خارجی‎ایران را تحت الشعاع قرار می‎دهد. لذا‎این پایان نامه در تلاش است تابه تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ایران پرداخته و براین اساس به پنج فصل زیر تقسیم شده است:

فصل اول : کلیات تحقیق

فصل دوم : مرور منابع و ادبیات تحقیق

فصل سوم: روش اجرای تحقیق، (مواد و روش )

فصل چهارم : یافته‎های تحقیق

فصل پنجم :ارزیابی فرضیه‎ها، نتیجه گیری و پاسخ فرضیه می‎باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

1-1-بیان مساله

بعد از حادثه یازده سپتامبر 2001، سیاست خارجی آمریکا وارد مرحله تهاجمی‎جدیدی شد و خاورمیانه به اصلی‌ترین حوزه فعالیت‌ها و اقدامات‎این کشور تبدیل شد. حمله آمریکا به عراق در سال 2003، مهم‌ترین اقدام‎این کشور در دوره بعد از یازده سپتامبر در خاورمیانه بود که حضور مستقیم نظامی‎آن کشور در منطقه را به شدت افزایش داد. حضور نیروهای آمریکایی در عراق و چالش‌ها و ناکامی‌های جدی و تأثیرگذار آن در‎این کشور نه تنها مهم‌ترین اقدام و مسئله آمریکا در خاورمیانه، بلکه اصلی‌ترین دغدغه سیاست خارجی‎این کشور در عرصه بین‌المللی محسوب می‌شد. آمریکا از سال 2003، در عراق با چالش‌های مختلفی روبرو شد و نتوانست به اهداف طراحی شده اولیه خود در خصوص عراق دست یابد و به ناچار با تغییر مکرر استراتژیها به روند متفاوتی وارد شد.‎این امر تنها به عراق محدود نبود، بلکه جایگاه و عملکرد آمریکا را در کل منطقه خاورمیانه و حتی جهان متأثر ساخت. بر‎این اساس بود که چگونگی رفتار و عملکرد در عراق، به عمده‌ترین مسئله سیاست خارجی آمریکا در دوره بوش تبدیل شد.

انجام تحولات سیاسی در عراق و به قدرت رسیدن شیعیان در این کشور، چشم انداز قدرت و سیاست در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده است. فوری ترین نتیجه این تحولات، افزایش حوزه‎های ظرفیت سازی در سیاست خارجی ایران نه تنها در روابط با عراق، بلکه در روابط با کشورهای حاشیه جنوبی منطقه خلیج فارس، جهان عرب و قدرتهای بزرگ می‎باشد.

در‎این راستا عراق به عنوان یک واقعیت پایدار با مجموعه ویژگیهای ژئوپلیتیکی سرزمینی قومی، مذهبی فرهنگی و اقتصادی تعریف مشخصی در منافع ملی‎ایران داشته و جایگاه خاصی را در سیاست خارجی‎ایران دارا می‎باشد. طی دهه‎های گذشته جغرافیای سیاسی عراق سیاست تهاجمی ‎را در قبال همسایگانش خصوصا‎ایران با توجه به محدویت استراتژیکی خود دیکته می‎کرده است. با حمله آمریکا در مارس 2003 و سرنگونی رژیم صدام، عراق جدید را میراث دار تاریخ گذشته و در عین حال آبستن تحولات جدید ژئوپلیتیکی نمود. شکل گیری حکومت اقلیم در شمال عراق و قدرت یابی کردها و حضور شیعیان در راس قدرت و سیاست عراق، افزایش رقابتهای بالقوه منطقه‎ای ناشی از خلاء قدرت در عراق و‎این که‎این سرزمین میزبان بزرگترین دشمن استراتژیک ‎ایران یعنی آمریکاست، از جمله چالش‎ها و تهدیداتی است که به نوعی‎ایران را تحت تاثیر قرار داده و لزوم بررسی حضور آمریکا در عراق و بررسی ژئوپلیتیک‎ایران امری ضروری برای امنیت‎ایران می‎باشد. بنابر‎این در‎این تحقیق نگارنده به بررسی مسئله تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ایران می‎پردازد.

 

 

 

1-2-ضرورت تحقیق

اهمیت و ضرورت‎این پژوهش از آنجا ناشی می‎شود که با مطالعات و بررسی‎های به عمل آمده و با توجه به تحقیقات صورت گرفته درارتباط با تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ ایران محدود و اندک می‎باشد. همچنین تاریخ پر فراز ونشیب روابط‎ایران وعراق، همواره مسیری سینوسی از نزدیکی، تعارض ورقابت را به همراه داشته است.‎این وضعیت به عنوان یک مسئله مهم در سیاست خارجی و روابط منطقه‎ای و بین الملل‎ایران به صورت یک نیاز تشخیص داده شد والبته تحولات جدید عراق بعد از سرنگونی صدام مزید بر‎این عوامل جهت انتخاب‎این موضوع برای پژوهش شده وکنجکاوی وعلاقه مندی محقق به مسائل منطقه خاورمیانه بالاخص عراق نوین، باعث انتخاب‎این موضوع شده است تا جهت ارائه راه‎حل‎هایی استراتژیک برای مسائل فعلی، امنیتی وسیاسی عراق نوین تلاشی شده باشد. و در نهایت نیازمندی حوزه سیاست خارجی به‎این چنین تحقیقات وپژوهش‎هایی، علل دیگری جهت انتخاب‎این عنوان بوده است. لذا به نظر می‎رسد با انجام‎این پژوهش تا حدودی خلأ و جای خالی پژوهش‎ها و تحقیقات صورت گرفته در‎این زمینه مرتفع گردد. و ازسوی دیگر اهمیت‎این موضوع از آنجا ناشی می‎شود که اثرات حضورآمریکا درعراق و در وضعیت ژئوپلیتیکی‎ایران تاثیرگذار بوده و برکارکرد مرزهای سیاسی‎ایران نقش بسزایی داشته است. با توجه به‎اینکه آمریکا و کشورهای استعمارگردیگر روابط‎ایران با کشورهای همسایه عربی و سایر کشورها را بعنوان یک خطر برای خود دیده لذا مطالعه‎این تحقیق ضرورت داشته و دارای اهمیت می‎باشد.

 

1-3- اهداف تحقیق

تحلیل اثرات حضور آمریکا در عراق و نقش آفرینی ژئو پلیتیکی‎ایران.

شناسایی دلایل حضور آمریکا در عراق.

بررسی تاثیر حضور آمریکا در عراق و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک‎ایران می‎باشد.

 

1-4- پرسش اصلی تحقیق

حضور آمریکا در عراق چه تاثیری بر ژئوپلیتیک ‎ایران دارد ؟

آیا موقعیت ژئوپلیتیکی‎ایران می‎تواند مانع تحقق استراتژی رژیم آمریکا در عراق شود؟

آیا حضور اقلیت‎های قومی‎و مذهبی در ساختار حکومت عراق موجب تاثیر گذاری بر امنیت جمهوری اسلامی ‎ایران است.

 

1-5 -فرضیه تحقیق

1- حضور آمریکا در عراق بر ژئوپلیتیک‎ایران تاثیر دارد.

2- موقعیت ژئوپلیتیکی‎ایران می‎تواند مانع تحقق استراتژی دولت آمریکا در عراق شود.

3-حضور اقلیت‎های قومی‎و مذهبی درساختار حکومت عراق موجب تاثیر گذاری بر امنیت جمهوری اسلامی‎ایران است.

 

1-6- جنبه نوآوری تحقیق

آمریکا و‎ایران دو بازیگر خارجی اصلی در تحولات عراق بوده‌اند و به رغم برخی منافع استراتژیک‎این دو بازیگر، مانند‎ایجاد دولت مرکزی قوی، امنیت و تعامل مثبت گروه‌های سیاسی، هر یک درصدد کاهش نفوذ و تأثیرگذاری دیگری در حوزه عراق و به ویژه نقش آفرینی آن در‎اینده‎این کشور بوده است. آمریکا در جهت جلوگیری از تبدیل شدن عراق به متحد‎ایران، محدودسازی نفوذ منطقه‌ای و در نتیجه مهار آن در خاورمیانه، بخش عمده‌ای از تلاش‌های خود را به جلوگیری از تداوم نفوذ ساختاری‎ایران در عراق معطوف کرده است.

سرگونی رژیم بعث در عراق و بروز تحولات جدید که منجر به تغییر ماهیت و ویژگیهای جدید در ساخت قدرت و سیاست عراق گردید را می‎توان نطقه عطفی در روابط‎ایران و عراق معرفی نمود. و می‎توان گفت برای اولین بار تاکید بر اشتراکات و زمینه‎های فرصت سازی در کنار چالش‎های موجود معیار بر قراری و تحکیم روابط تهران – بغداد شده است. درواقع اهمیت عراق جدید در حوزه دیپلماسی‎ایران و شکل گیری یک سری متغیرها مانند ورود و تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت و حکومت عراق، روند حرکت عراق از یک دشمن استراتژیک به یک دوست و همکار منطقه‎ای را فراهم آورد. تعادل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی‎ایران با جهان عرب، ورود قدرتهای فرا منطقه‎ای در معادلات خاورمیانه از طریق اشغال عراق، رقابتهای پنهان و آشکاردر میدان عراق امروز و منافع مشترک همه از عواملی هستند که اهمیت عراق جدید را برای‎ایران صد چندان نموده است. لذا‎این تحقیق با بررسی اثرات حضور آمریکا در عراق جنبه نوع آوری داشته است.

 

1-7- قلمرو تحقیق

محدوده مورد مطالعه در‎این تحقیق کشور‎ایران و کشور عراق است که‎ایران از مشرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از شمال به جمهوریهای ترکمنستان، ارمنستان، آذربایجان، نخجوان و دریای کاسپین از مغرب تا ترکیه و عراق و از جنوب به خلیج پارس و دریای عمان محدود می‎شود.

جمهوری عراق کشوری در خاورمیانه و جنوب غربی آسیا است.‎این کشور از جنوب با عربستان سعودی و کویت، از غرب با اردن، سوریه و از شرق با ایران و از شمال با ترکیه همسایه‌است. عراق در منطقه جنوب خود، مرز آبی کوچکی با خلیج فارس دارد و دو رود مشهور دجله و فرات که منشأ تمدن‌های باستانی میان‌رودان (بین‌النهرین) در طول تاریخ کهن‎این کشورند از شمال کشور به جنوب آن روان هستند و با پیوستن به رود کارون، اروندرود را تشکیل می‌دهند و به خلیج فارس می‌ریزند. پایتخت عراق شهر بغداد است.

ایالات متّحده آمریکا، کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشینگتن، دی. سی. است. آمریکا سومین کشور پر جمعیت دنیا و سومین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‎‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است. نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شده‌است.‎این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه. خ. )، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمره سابق بریتانیا شکل گرفت. کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه‌است.‎این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.

 

1-8- محدودیتهای تحقیق

همواره در تحقیق وپژوهش مشکلات، محدودیت‎ها وتنگناهایی برای دسترسی به منابع واطلاعات مورد نیاز وجوددارد که البته جزء لاینفک امرارزشمند تحقیق است. البته بعضاً منابع جدید ومعتبروجود دارد اما یا ترجمه فارسی معتبر نشده ویا محدودیتهایی به لحاظ طبقه بندی اسنادی دارندکه‎این امردسترسی پژوهندگان رادرسیکل قوانین اداری معطل یا ناکام می‎گذارد و نتیجه عدم دسترسی منابع اصیل ومعتبر سبب کاهش ارزش محتوای کیفی پژوهش خواهد شد. از جمله مواردی که محقق درتحقیق باید با آن دست پنجه نرم کند دقت وتوجه در بهره برداری از منابع محدود موجود است که درعناوین تحقیقاتی مشابه یا نزدیک هم، به نوعی موجب تکراری جلوه نمودن تحقیق می‎شود.

 

 

 

1-9- مفاهیم واژه‎ها

 ژئوپلیتیک :

 این واژه، ابتدا در سال 1899. م توسط دانشمند سیاسی سوئد به نام رودولف کیلن وضع شد و به بخشی از معلومات حاصله ناشی از ارتباط بین جغرافیا و سیاست اطلاق شد. تعریفی که در این برهه از زمان می‎توانیم از ژئوپلیتیک ارائه دهیم این است که: ژئوپلیتیک عبارت است از: درک واقعیت‎های محیط جغرافیایی به منظور دستیابی به قدرت، به نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی و حیاط ملی را حفظ کرد: به عبارت دیگر ژئوپلیتیک عبارت است از علم کشف روابط محیط جغرافیایی و تأثیر آن بر سرنوشت سیاسی ملل می‎باشد (عزتی، 1382، ص 70).

تحلیل

تحلیل عبارت است از فرآیند تجزیه و ارزیابی شماری از برنامه‎ها و یا پروژه‎ها و یا راه حلها با توجه به امتیازات ومعایب نسبی آنها به طریق منطقی و با توجه به اهداف و آرمان‎ها و معیارهای برنامه. همواره یک سیستم باز نگری و ارزیابی لازم است تا کیفیت اجرا و تکمیل طرحها و سنجش تاثیرات اجرای طرحها در رفاه اجتماعی – اقتصادی سکونتگاههای ناحیه‎ای بطورمنظم ارزیابی شود (شکوئی، 1373، ص327).

نقش

نقش، به رفتاری اطلاق می‌شود که دیگران از فردی که پایگاه معینی را احراز کرده است، انتظار دارند. نقشهای مناسب به صورت بخشی از فرایند اجتماعی شدن به فرد آموخته می‌شود و سپس او آنها را می‌پذیرد. بخش مهمی‎از جامعه پذیری از طریق یادگیری نقش‌های اجتماعی صورت می‌گیرد. هر فرد باید در طول زندگی خود‎ایفای نقش‌های کودک، دانش آموز، پدر و مادر، کارمند، عضو یک طبقه اجتماعی معین، شهروند و بسیاری دیگررا بیاموزد، بطور کلی آموختن یک نقش، حداقل دو وجه می‌تواند داشته باشد یکی‎اینکه یادگیری انجام دادن وظایف و تکالیف نقش و ادعای امتیازات وحقوق مرتبط با آن، و دیگری کسب نگرشها، احساسات و انتظارات متناسب با نقش(رشد، شبکه ملی مدارس، 1393).

 

1-10- ساماندهی تحقیق

جهت تحلیل اثرات حضور آمریکا درعراق و نقش آفرینی ژئوپلیتیکی‎ایران‎این پایان نامه به پنج فصل زیر تقسیم شده که درفصل اول با عنوان کلیات تحقیق به مواردی چون بیان مساله، ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، پرسش اصلی تحقیق، فرضیه تحقیق پیشینه تحقیق، جنبه نوع آوری تحقیق، قلمرو تحقیق، محدودیتهای تحقیق ومفاهیم واژه‎ها پرداخته است.

درفصل دوم ابتدا به مرور منابع اشاره گردیده وسپس برخی ادبیات تحقیق را مورد بررسی قرار می‎دهد. که عبارتند از ژئوپلیتیک، پیدایش ژئوپلیتیک، تفاوت جغرافیای سیاسی با ژئو پلیتیک، رویکرد ژئوپلیتیک، رویکرد ژئوپلیتیک در دورۀ افول، رویکرد ژئوپلیتیک در دورۀ احیاء و شکوفایی، رویکرد ژئوپلیتیک در دوران نوین (ژئوپلیتیک پست مدرن )، ژئوپلیتیک سنتی، رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی، رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی و غیره اشاره شده است.

فصل سوم : روش اجرای تحقیق را مشخص نموده، وپس از آن به معرفی ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس و خاورمیانه و منطقه مورد مطالعه پرداخته است.

فصل چهارم : در‎این فصل ابتدا به تاریخچه حضورآمریکا درعراق و‎ایران پرداخته و سپس به یافته‎های تحقیق اشاره شده است.

فصل پنجم : نتیجه گیری و پاسخ فرضیه می‎باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

فصل دوم

مرور منابع و ادبیات تحقیق

 

 

 

مقدمه

به طورکلی جغرافیای سیاسی ودربطن آن ژئوپلیتیک یکی از مهم ترین و کاربردی ترین شاخه‎های جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی (ژئوپلیتیک ) است. باتوجه به‎این که‎این مباحث از روابط جغرافیا و سیاست سخن می‎گوید، بنابراین جغرافیا ی سیاسی برگرفته از سیاست است، به عبارت دیگر جغرافیا ی سیاسی نقش تصمیم گیری‎های سیاسی برجغرافیا را مورد مطالعه قرار می‎دهد، اما بررسی نقش جغرافیا در تصمیم گیری‎های سیاسی موضوع مورد مطالعه ژئوپلیتیک محسوب می‎شود. لذا با توجه به‎این تعریف کلی از دو مفهوم بالا که مورد قبول جغرافی دانان سیاسی در‎ایران وجهان نیز می‎باشد، مقیاس مطالعات علمی‎جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک از کوچکترین واحد سیاسی فضا ( روستا، شهر ) تا بزرگترین واحد سیاسی فضا از جمله کشورها، سازمان‎های سیاسی بین المللی را در بر می‎گیرد. واضع جغرافیای سیاسی فردریک[1] راتزل آلمانی و مهد گسترش آن شاخۀ علمی‎نیز همان کشور بوده است. آنجا که راتزل به ارائه نظریه معروف خود تحت عنوان دولت ارگانیسم می‎پردازد و سیاست را با موقعیت و فضای جغرافیایی پیوند می‎دهد که بعدها اساس تفکرات‎هاوس [2] هوفر آلمانی جغرافی دان سیاسی و ژئوپلیسین برجستۀ آلمانی ورودلف کی آلن[3] سوئدی و بسیاری از اندیشمندان سیاسی و جغرافی دانان را تشکیل داد. در مجموع دانش جغرافیای سیاسی در واقع تولد ژئوپلیتیک با ظهور جغرافیا پیوند دقیق و نزدیک دارد، جغرافیا در مفهوم عام خود رشته‎ای است قدیمی‎از دانش با پیشینه 2500 ساله، زیرا بطور سنتی زمان آن به هردوت می‎رسد،‎این علم همواره به مزاج و مذاق شاهان، فرماندهان نظامی، کاشفان با تجار که همواره تشنه کشف افق‎ها و سرزمین‎های جدید بودند خوش می‎آمده است، اما‎این نیز راست است که هیچگاه آن را به ملت‎ها آموزش نمی‎دادند، زیرا تصور آن بوده است که جغرافیا بیشتر از آن بار راهبردی دارد که همگان در آن شرکت داده شوند، در واقع آنها معتقد بودند جغرافیا می‎تواند ابزار رسیدن به اهداف آنها باشد ( لورو وتوال، 1381، ص2)

در‎این فصل به مفاهیمی‎چون ژئوپلیتیک، پیدایش ژئوپلیتیک، تفاوت جغرافیای سیاسی با ژئو پلیتیک، تعریف ژئو پلیتیک، رویکرد ژئوپلیتیک دردورۀ افول، ژئوپلیتیک سنتی، رویکرد ژئوپلیتیک در دوران نوین (ژئوپلیتیک پست مدرن )، رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک جنگ سرد، ژئوپلیتیک جنگ سرد، ژئوپلیتیک نظم جهانی، چشم انداز تئوری‎های ژئوپلیتیک، تحولات درماهیت ژئوپلیتیک، وزن ژئوپلیتیک می‎باشد.

 

 

 

2-1-ادبیات و نظریه‎های تحقیق

 2-1-1- ژئوپلیتیک

 این واژه، ابتدا در سال 1899. م توسط دانشمند سیاسی سوئدی به نام رودولف کیلن وضع شد و به بخشی از معلومات حاصله ناشی از ارتباط بین جغرافیا و سیاست اطلاق شد. تعریفی که در این برهه از زمان می‎توانیم از ژئوپلیتیک ارائه دهیم این است که ژئوپلیتیک عبارت است از: درک واقعیت‎های محیط جغرافیایی به منظور دستیابی به قدرت، به نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی وحیاط ملی را حفظ کرد، به عبارت دیگر ژئوپلیتیک عبارت است ازعلم کشف روابط محیط جغرافیایی و تأثیر آن برسرنوشت سیاسی ملل (عزتی، 1382، 70).

 

2-1–1–1-مفهوم ژئوپلیتیک

 ژئوپلیتیک از زمان وضع آن در یک قرن گذشته از نظر مفهومی‎و فلسفی دچار شناوری بوده و هنوز بر سر ماهیت آن اتفاق نظر وجود ندارد و دیدگاههای متفاوتی درباره ماهیت آن ابراز شده است (عزتی، 1382، 71).

 ژیروید اتو تایل معتقد است، ژئوپلیتیک در قرن بیستم از تاریخ پرفراز و نشیبی برخوردار بوده و توانسته است در رساندن معنی ارتباط کلی بین جغرافیا و سیاست مؤثر باشد ولی معنی کردن ژئوپلیتیک کاری بس مشکل است… زیرا معنی مفاهیمی‎چون ژئوپلیتیک تمایل به تغییر و تحول دارند و متأثر از دوره‎های تاریخی و ساختارهای نظم جهانی اند که آنها خود تحول پیدا می‎کنند. او معتقد است کیلن و سایر متفکرین امپریالیستی، ژئوپلیتیک را به عنوان بخشی از دانش استعماری غربی فهمیده اند که از روابط بین سیاست عناصر طبیعی زمین بحث می‎کند» (عزتی، 1382، 74).

 لورو و توال ژئوپلیتیک را دو روش ویژه ای می‎دانند که پدیده بحرانی را کشف و تحلیل می‎کند و راهبردهای تهاجمی‎یا دفاعی را بر سر یک محدوده ارضی از نقطه نظر محیط جغرافیایی انسانی و طبیعی تعریف می‎کند (لورو و توال، 1381، ص 34). دیدگاهی هم وجود دارد که ژئوپلیتیک را تعادل “راهبرد” (استراتژی) می‎داند و برای نمونه به ژئوپلیتیک ریگان یا ژئوپلیتیک گورباچف اشاره می‎کند (عزتی، 1382، ص 42)

 ژئوپلیتیک مطالعه روابط بین المللی و منازعات از لحاظ جغرافیایی است به عبارتی تأثیر عوامل جغرافیایی نظیر: موقعیت، فاصله و توزیع منابع طبیعی و انسانی بر روابط بین المللی را موضوع ژئوپلیتیک تشکیل می‎دهد. دکتر میرحیدر نیز تعریف ژئوپلیتیک را با همین دیدگاه بدین صورت ارائه می‎دهد.

 «شیوه‎های قرائت و نگارش سیاست بین الملل توسط صاحبان قدرت و اندیشه و تأثیر آنها بر تصمیم گیری‎های سیاسی در سطح ملی و منطقه‎ای» (میرحیدر، 1377، ص 22)‎این نگرش به ژئوپلیتیک بر پایه رویکرد جدیدی نسبت به مطالعات ژئوپلیتیکی که از آن به ژئوپلیتیک انتقادی تعبیر می‎شود قرار دارد.

 نگرش انتقادی نسبت به ادبیات کلاسیک ژئوپلیتیک توسط ژیرو ید اتو تایل در اواسط دهه 1990 ارائه و گسترش یافت. در‎این نگرش ژئوپلیتیک سنتی متهم شد که شرایط سوء استفاده قدرت‎های استعماری و سلطه‎گر را از اندیشه‎های جغرافیایی تسهیل نموده است» (مجتهدزاده، 1381، ص 291)

 

2-1-1-2-پیدایش ژئوپلیتیک

 تولد ژئوپلیتیک با ظهور جغرافیا پیوند دقیق و نزدیک دارد. جغرافیا در مفهوم عام خود رشته‎ای است قدیمی‎از دانش با پیشینه‎ای 2500 ساله، زیرا بطور سنتی زمان آن به هرودوت می‎رسد.‎این علم همواره به مزاق شاهان، فرماندهان نظامی، کاشفان یا تجار که همواره تشنه ی کشف افق‎ها و سرزمین‎های جدید بودند، خوش می‎آمده است» (لورو و توال، 1381، ص 2).

 ‎این وضع در اوایل قرن نوزدهم تغییر کرد. در فردای کنگره وین در سال 1815 پروس سرزمین‎های واقع در غرب خاک خود را توسط شاهزاده نشین‎های متعدد آلمانی از قلب تاریخی خود جدا شده بودند دوباره به دست آورد. برای یکپارچه کردن‎این سرزمین‎ها‎ایجاد یک آلمان جغرافیا می‎توانست ابزار رسیدن به‎این هدف باشد.

 در چنین حال و هوایی است که جغرافیایی «مردمی» در برابر جغرافیای سلطنتی زاده می‎شود و در آن فضای هویت جویی آلمان، فرید ریک راتزل قوانین جغرافیایی را تدوین می‎کند (لورو و فرانسوا توال، 1381، ص 3).

 

2-1– 1–3- تفاوت جغرافیای سیاسی با ژئو پلیتیک

جغرافیای سیاسی عبارت است از مطالعه تصمیمات سیاسی بر محیط جغرافیایی، ژئو پلیتیک عبارت است از مطالعه روابط قدرت‎ها بر اساس امکاناتی که محیط جغرافیایی در اختیار می‎گذارد و یا امکاناتی که می‎توان از محیط جغرافیایی گرفت. مسلما هدف یک قدرت (به عنوان یک پدیده جغرافیای سیاسی) از‎این روابط‎ ایجاد موازنه با قدرت‎های دیگر برای تامین امنیت در راستای حفظ منافع ملی و گسترش آن با توجه به نقش امکانات جغرافیایی است. به‎این ترتیب ژئو پلیتیک عبارت است از : هنر‎ایجاد موازنه قدرت با رقیب‎ها در سطح منطقه‎ای و جهانی در راستای تامین امنیت جهت حفظ و گسترش منافع ملی. با‎این تعریف ژئوپلیتیک بیشتر حالت نظامی‎فرا ملتی دارد. حال آنکه جغرافیای سیاسی به نقش آفرینی درون کشور تکیه دارد (عزتی 1380 : 23).

 

2-1– 1–4– تحول و تکوین

بطورکلی جغرافیای سیاسی و در بطن آن ژئوپلیتیک یکی از مهم ترین و کاربردی ترین شاخه‎های جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی (ژئوپلیتیک ) توجه به‎این اصل شایان ذکر است که‎این مباحث از روابط جغرافیا و سیاست سخن می‎گوید، جغرافیا ی سیاسی برگرفته از سیاست است، به عبارت دیگر جغرافیا ی سیاسی نقش تصمیم گیری‎های سیاسی بر جغرافیا را مورد مطالعه قرار می‎دهد، اما بررسی نقش جغرافیا در تصمیم گیری‎های سیاسی موضوع مورد مطالعه ژئوپلیتیک محسوب می‎شود. لذا با توجه به‎این تعریف کلی از دو مفهوم بالا که مورد قبول جغرافی دانان سیاسی در‎ایران و جهان نیز می‎باشد، مقیاس مطالعات علمی‎جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک از کوچکترین واحد سیاسی فضا ( روستا، شهر ) تا بزرگترین واحد سیاسی فضا از جمله کشورها، سازمان‎های سیاسی بین المللی را در بر می‎گیرد. واضع جغرافیای سیاسی فردریک راتزل آلمانی و مهد گسترش آن شاخۀ علمی‎نیز همان کشور بوده است. آنجا که راتزل به ارائه نظریه معروف خود تحت عنوان دولت ارگانیسم می‎پردازد و سیاست را با موقعیت و فضای جغرافیایی پیوند می‎دهد که بعدها اساس تفکرات‎هاوس هوفر آلمانی جغرافی دان سیاسی و ژئوپلیسین برجستۀ آلمانی ورودلف کی آلن سوئدی و بسیاری از اندیشمندان سیاسی و جغرافی دانان را تشکیل داد. در مجموع دانش جغرافیای سیاسی در واقع تولد ژئوپلیتیک با ظهور جغرافیا پیوند دقیق و نزدیک دارد، اما‎این نیز راست است که هیچگاه آن را به ملت‎ها آموزش نمی‎دادند، زیرا تصور آن بوده است که جغرافیا بیشتر از آن بار راهبردی دارد که همگان در آن شرکت داده شوند، در واقع آنها معتقد بودند جغرافیا می‎تواند ابزار رسیدن به اهداف آنها باشد ( لورو وتوال، 1381، 2 )

 

2-1– 1–5- تعریف ژئو پلیتیک

تعریف «ژئوپولیتیک»: «ژئوپولیتیک» مرکّب از دو واژه «ژئو» به معناى زمین و «پولیتیک» به معناى سیاست است. در فارسى، معادل‎هایى همانند «سیاست جغرافیایى»، «علم سیاست جغرافیایى» و «جغرافیا سیاست شناسى» براى آن ذکر شده است. در انگلیسى، به آن «جیوپالیتیکس» (Geopalitics)، در آلمانى به خاستگاه اصلى آن، «گئوپولیتیک» (Geopolitike) ودر فرانسوى «ژئوپولیتیک» (geopolitique) اطلاق شده است.

ژئوپلیتیک عبارت است از مطالعه روابط همکار با رقابت میان قدرت‎ها بر اساس امکاناتی که محیط جغرافیایی در اختیار می‎گذارد، یا امکاناتی که در‎این راستا می‎توان از محیط جغرافیایی گرفت. مسلما هدف یک قدرت از‎این روابط،‎ایجاد موازنه‎های رقابتی با قدرت‎های دیگر برای تامین امنیت در راستای حفظ منافع ملی و گسترده آن، با توجه به چگونگی بهره گرفتن از نقش امکانات جغرافیایی است. از‎این دیدگاه ویژه، ژئوپلیتیک را می‎توان هنر‎ایجاد موازنه قدرتی با رقیبان در سطوح منطقه‎ای و جهانی در راستای تامین امنیت، جهت حفظ و گسترش منافع ملی درسطوح منطقه‎ای وجهانی دانست( مجتهد زاده، 1381 : 21 ).

 

2-1– 1–6– رویکرد ژئوپلیتیک

خواستگاه دانشی که بعدها به آن عنوان « ژئوپلیتیک » داده شد در مراکز استعماری امپراطوری‎های رقیب در آخر قرن نوزده میلادی متولد شده است. در آنها دانشگاه‎ها، اجتماعات جغرافیایی و مراکز آموزشی قدرت‎های بزرگ‎ایجاد شد. از سال 1870 به بعد قدرت‎های بزرگ اروپا با یک برنامه بی سابقه به توسعه طلبی امپریالیستی و توسعه طلبی قلمروی در روی آن مناطق میادرت کردند (O tuathail , 1996 : 21). ژئوپلیتیک بعنوان شکلی از دانایی و قدرت در دورۀ امپریالیستی بین سال‎های 1945 – 1870 زمانی متولد می‎شود که امپراطوری‎های رقیب در طول جنگ‎های متعددی که با یکدیگر داشتند خطوط قدرت را مرتب کرده و آن را تغییر داده و در آن تجدید نظر کردند. خطوط قدرت مورد نظر، تشکیل دهنده مرزهای نقشۀ سیاسی جهان بودند در‎این دوره از رقابت‎های امپریالیستی که موفقیت‎های تکنولوژیکی بزرگ، انقلاب جهانی و دگر گونیهای فرهنگی صورت گرفت، ژئوپلیتیک امپریالیستی نیز شکل گرفت (احمدی پور، بدیعی، 1381 : 2).

شاید مشهورترین جغرافی دانان عصر امپریالیستی، مکیندر بود. مقاله معروف او « محور جغرافیایی تاریخ » روابط و پیوستگی‎های بین علایق ملی و جغرافیای زمین را شامل می‎شد.‎این مقاله اولین تفسیر انجمن سلطنتی جغرافیای انگلیس در لندن در سال 1904 بود. برای همین آن مقاله از جهت محتوا خیلی مهم است. مکیندر‎این مقاله را موقعی می‎نویسد که گروه‎های مختلف قدرت‎های امپریالیستی ظهور کرده اند ( Rennie Short , 1994 : 18، به نقل از زین العابدین، 1389). شاید مهمترین دانش آموخته جغرافیای سیاسی بعد از راتزل، رودلف کی الن، دانشمند سوئدی علوم سیاسی استاد دانشگاه گاتبرگ بود، کی ِالن بسیارتحت تأثیر اندیشه‎های سیاسی – جغرافیایی راتزل در مطالعه سیاست‎های جهانی و ماهیت دولت قرار گرفته بود. کی الن‎ایده‎های راتزل را دربارۀ حکومت به عنوان یک پدیدۀ موجود زنده (ارگانیسم) بسط داد (Dikshit , 1995: 11، به نقل از زین العابدین، 1389).

در سال‎های اولیه قرن بیستم کی الن و دیگر اندیشمندان امپریالیست، ژئوپلیتیک را به عنوان بخشی از دانش امپریالیستی غربی فهمیدند که از ارتباط با زمین فیزیکی (جغرافیا) و سیاست بحث می‎کرد. بعد با هدف سیاست خارجی آلمان نازی یعنی لبنسرام (تعقیب فضای حیاتی آلمان) همراه شد. و برای همین از نظر اکثر نویسندگان و تحلیل گران بعد از جنگ جهانی دوم محو شد و در طی سال‎های بعد از جنگ سرد، ژئوپلیتیک برای توصیف کشمکش و درگیری جهانی بین شوروی و‎ایالات متحده آمریکا بر سر کنترل کشورها و منابع استراتژیک جهان استفاده شد ( O thathail , Dalby & Routledge ; 1968 : 1، به نقل از زین العابدین، 1389). در خلال دهۀ 1920، کانون مطالعات ژئوپلیتیک در آلمان متمرکز شد و در آنجا بود که‎این رشتۀ علمی‎زمانی که به عنوان یک مکتب جدید توسط کارل فون‎هاوس هوفر ( 1946 – 1869 ) شکل گرفت، تصویر بسیار مخدوش خود را کسب نمود. « پارکر » در‎این رابطه چنین توضیح می‎دهد : « پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اوّل، گروهی از جغرافی دانان آلمانی،‎ایده‎های راتزل را پذیرفته و تا آنجا پیش رفتند که از‎این‎ایده‎ها، بعنوان مبنای یک طرح هوشمند، نه تنها برای بهبود آلمان، بلکه برای بازگشت آلمان به جایگاه یک قدرت بزرگ، استفاده کردند. استدلال بنیادین آنها‎این بود که گرچه جغرافیای سیاسی به شرایط فضایی کشور می‎پردازد امّا ژئوپلیتیک به نیازهای فضایی می‎پردازد. تمام استراتژی حزب نازی برای سلطۀ آلمان بر اروپا، تحت تأثیر نظریه‎هایی بود که‎این محققان ژئوپلیتیک فرمول بندی کرده بودند( مویر، 1379 : 367 – 366، به نقل از زین العابدین، 1389).

ژئوپلیتیک به دلیل شکل گیری آن بدست کارشناسان خود در اروپا، موجود خام دوران خود بود و در مادیگرایی جغرافیایی کهنۀ قرون گذشته ریشه داشت. ضعف چنین روشهایی را جغرافی دانان کمونیست آلمانی، کارل ویتفوگل درسال 1929تشخیص داد واوتواتیل توضیح داده است که ویتفوگل چگونه پی برد که ژئوپلیتیک «فرض می‎گیرد که عوامل جغرافیایی بسته به خصوصیتشان (آب و هوا، خاک، موقعیّت، ناهمواری زمین و حتی نژاد) حیات سیاسی را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‎دهند.» و حال آنکه در واقع، چنین عوامل جغرافیایی بطور مستقیم تأثیرنگذاشته، بلکه از طریق انسان نقش میانجی را به عهده دارند (مویر، 1379 : 367 – 366، به نقل از زین العابدین، 1389).

 

 2-1–1–6–1-رویکرد ژئوپلیتیک در دورۀ افول

ارتباط علم ژئوپلیتیک با نظامی‎گری باعث شد که خصوصاً به علت پیامدهای جنگ جهانی دوم به اصطلاح ژئوپلیتیک برای یک تا دو دهه حتی درمطالعات سیاسی درروابط بین الملل مورد استفاده قرار نگیرد. نتیجۀ چنین وضعیتی بعد ازجنگ جهانی دوم جدایی جغرافیای سیاسی از میراث مشخص بنیانگذارانی چون راتزل، مکیندر و بومن بود ( Talylor , 1990 : 45، به نقل از زین العابدین، 1389). نازی‎ها سیاست‎های توسعه طلبانه و خشن خود را از طریق تئوری‎های تحریف شدۀ ژئوپلیتیکی توجیه می‎کردند و همین امر برای مدت چند دهه بر دانش جغرافیای سیاسی سایه افکند ( وود و دیمکو، 1373 : 4 ). در سال 1964 پیر ژرژ جغرافیدان فرانسوی در کتاب خود تحت عنوان «جغرافیای فعال» واژۀ ژئوپلیتیک را بدترین کاریکاتور جغرافیای کاربردی در نیمه اول قرن بیستم خواند و تحلیل ژئوپلیتیکی را مردود دانست ( میر حیدر، 1383 : 15 ).

وقتی کریتف در سال 1960 کتاب خود را در مورد تاریخچۀ ژئوپلیتیک نگاشت، اعتقاد داشت که‎این دانش باید به عنوان یک ارزش در مقابل جریانات سیاسی باقی بماند، اما پاسخ به دیدگاه‎های او بسیار تند بود. الکساندر در سال 1961 در پاسخ وی ابراز نمود که جغرافیای سیاسی می‎تواند به عنوان یک ارزش همین وظیفه را به عهده گیرد و ژئوپلیتیک بجز ارزش تاریخچه‎ای نباید مورد استفاده باشد. در واقع پس از جنگ، جغرافیای سیاسی بجای ژئوپلیتیک در کانون توجهات جامعه علمی‎علاقمند به‎این رشته از دانش جغرافیا قرار گرفت ( کریمی‎پور، 1371 : 18 ).

 زوال و شکوفایی ژئوپلیتیک از جنگ جهانی دوم قابل ملاحظه و چشمگیر است. برای اکثر مواقع تقریباً ژئوپلیتیک به عنوان یک مبحث دانشگاهی و علمی‎کنار گذاشته شد نتیجه‎این زوال بریده شدن جغرافیای سیاسی از میراث ممتاز بنیانگذاران آن نظیر فردریک راتزل در آلمان، سر‎هالفورد مکیندر در بریتانیا و‎ایزایا باومن در‎ایالات متحده آمریکا، بود.‎اینکه جغرافیدانان سیاسی تصمیم گرفته اند که چنین کار غیر معمولی انجام دهند تأثیر بسیار عمیق ژئوپلیتیک آلمان در دهه 1930 بر جغرافیای سیاسی به صورت جزئی و جغرافیا به صورت کلی، را نشان می‎دهد. ژئوپلیتیک در مقابل جغرافیای سیاسی که علمی‎قابل تحسین و احترام است به یک دانش منفور تبدیل شد(Taylor , 1989، به نقل از زین العابدین، 1389).

 

2-1– 1– 6–2- ژئوپلیتیک سنتی

 سرهالفورد مکیندر (1861 تا 1947) را باید احتمالاً معروف ترین بیانگذار ژئوپلیتیک سنتی به حساب آورد. او عمدتاً مریون مقاله‎ای است که با عنوان «محور جغرافیایی تاریخ» در سال در مجله 1904 جغرافیایی منتشر شد.

 مکیندر‎این نوشته را در یک محور یا مبنای جهان سخن به میان می‎آورد و آن را «قلب سرزمین» جهان می‎نامد او بستر‎این محور را بخش قاره‎ای «اوراسیا» می‎داند. با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم، جهان به صورتی که نظریه پردازان و مبلغان ژئوپلیتیک ترسیم کرده بودند، چهره‎ای جدید ازخود نشان می‎دهد. عقاید و گرایش‎های پیش تاریخ که براساس قواعد فرازمانی تحولات سیاسی را تبیین می‎کردند، با رخ نمودن واقعیت جدید بین المللی متزلزل می‎شوند». متغیرهای ژئوپلیتیکی سنتی تحت تأثیر دگرگونی‎های سیاسی بعد از جنگ اعتبار و صحت خود را بویژه درسه زمینه زیر از دست دادند.

1-نخست آن که نظریه مبتنی بر وجود یک جبر جغرافیایی تحت تأثیر شرایط جدید و بویژه رشد فناوری رنگ باخت.

2-آنگاه فضای ارضی و وسعت نیز اهمیت خود را در صحنه رقابت جهانی از دست داد. با ظهور دوران سلاح‎های قاره پیما دیگر هیچ سرزمینی در امنیت قرار ندارد و در «قلب زمین» یا سرزمین محور نیز از صحنه محو شده است.

3-مرزها به مانند موجود ات زنده تلقی می‎شوند و گمان می‎رفت که از طریق تصرف‎های سرزمینی یا صلح آمیز تحول می‎یابند. اما از‎این پس واقعیت به گونه‎ای دیگر است. استقلال مستعمرات، استقرار یک نظام سیاسی بین المللی تبلور یافته در سازمان ملل متحد توسعه وسایل ارتباطی و اطلاعاتی و آزادیخواهی جوامع مدنی نوعی ثبات حقوقی و نهادینه شده بین المللی و غیر قابل اعتراض بودن مرزهای را در پی داشته اند (لورو وتوال، 1381، ص 29).

 

2-1-1-7 -رویکرد ژئوپلیتیک در دوران نوین (ژئوپلیتیک پست مدرن)

گذر از دوران سیاسی به دوران سیاسی دیگر، گذری است که تعاریف ویژه‎ای را می‎طلبد. از دیدگاه جغرافیای سیاسی، اگر دوران نقش آفرینی کشورها در نظام جهانی در چار چوب ملت و حکومت ملتی داشتن، توأم با شکل کلی ژئوپلیتیک جهانی که میان دو قطب‎ایدئولوژیک تقسیم شد. بارزه‎های «دوران مدرن» شمرده شوند، جهان ژئوپلیتیک درسر آغاز قرن بیست و یکم، بی تردید، وارد دوران تازه‎ای با ویژگی‎های ژئوپلیتیک تازه می‎شود که شاید نوید دهندۀ فرا آمدن دوران « پست مدرن » باشد. آغاز دگر گونی در نظام جهانی قرن بیستم توأم با نشانه‎های از پایان گرفتن دوران مدرن است (مجتهد زاده، 1381، 246 ).

فرآیند‎های جهانی شدن، منطقه گرایی و تجزیۀ ژئوپلیتیکی به صورت چالش‎های نوین برای ژئوپلیتیک ظاهر شده اند. برتری حکومت ملی (در پیوستگی با سیستم بین المللی) به چالش کشیده شده و نقش و کارکرد دولت‎ها به عنوان نهادها و الگوهای دولتی به دنبال یک سلسله توسعه‎ها متحول شده است. رشد سازمان‎ها، آژانس‎ها، و شرکت‎های چند ملیتی توانایی دولت برای تنظیم و تصویب قوانین به چالش کشانده است. نخبگان دولتی و مدیران اقتصادی مجبور به اجرای برنامه‎هایی شده اند که با نیازهای بازارهای پولی بین‎المللی، تعهدات بین المللی و جریان سرمایه سازگار باشد ( دادس، 1384 : 58، به نقل از زین العابدین، 1389).

مباحث ژئوپلیتیک در دوران نوین در پرتو سه چالش اصلی تغییر شکل می‎دهد : نخست «جهانی شدن‎های اقتصادی»، دوم «انقلاب اطلاع رسانی»، و سوم «خطرات امنیتی جامعه جهانی». اثر گذاری‎این عوامل در نقش آفرینی سیاسی انسان در محیط جهانیِ شکل گیرنده در بستر مدرنیتۀ پیشرفته، شرایطی را فراهم آورده که مطالعه آن می‎تواند «ژئوپلیتیک پست مدرن» نام گیرد.‎این شرایط نقش گروهی انسان‎ها در محیط سیاسی را از محدودۀ « ملت » بودن فراتر می‎برد و توجه اصلی را به شکل گیری‎های سیاسی در محیط فراملتی راهبری می‎کند، اگرچه « ملت بودن » و« حکومت ملتی » همچنان، به عنوان یگان‎های سیاسی پر اهمیت ونقش آفرین در ژئوپلیتیک جهانی اثرگذارخواهند بود ( مجتهد زاده، 1381، 246 ).

 

2-1–2- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی

بنیادهای زیستی عوامل و متغیرهایی هستند که وجود آنها در شکل گیری، گسترش، تکامل و بقایای حیات اجتماعی انسانی تأثیر دارند، نیازهای حیات اقتصادی انسان‎ها را تأمین می‎کند، و الگوی پراکندگی و استقرار گروه‎های انسانی، نوع معیشت، رفتارهای اقتصادی – اجتماعی و حتی فرهنگی انسان از آنها متأثر است،‎این عوامل عبارتند از : فضا، وسعت سرزمین اقلیم و ساخت آب و هوایی، منابع آب، منابع خاک، گونه‎های گیاهی و حیوانی ( حافظ نیا ؛ 1990، 75 به نقل از سهامی‎1390).

در واقع از عصر نوسنگی به بعد جامعه‎های بشری دست به کار دگر سان کردن و سامان دادن به طبیعت بوده اند و گواه آن تبدیل 19 میلیون کیلومتر مربع به زمین کشاورزی، 25 میلیون کیلومتر مربع به چراگاه و 40 میلیون کیلومتر مربع به احداث زیر ساخت‎ها و حوزه‎های شهری است. افزایش تراکم‎های انسانی از طریق افزایش جمعیت جهان و کالایی کردن گستره‎های طبیعی برای بهره برداری از آنها با واسطه دامپروری و کشاورزی و استفاده از چوب‎های جنگل‎ها در نهایت به شتاب گرفتن هر چه بیشتر جنگل زدایی می‎انجامد بطوریکه در دهۀ 1980حدود 150 میلیون هکتارجنگل از میان رفت ( دولفوس؛ به نقل از سهامی، 1390، 49 ).

افزایش گاز کربنیک در آخر به آتش کشیدن باقیمانده محصولات کشاورزی و آلودگی بیوسفر را باید در نظر داشت. محدودیت بهره وری از محیط به شتاب تأثیر خود را نشان می‎دهد و در آنجا که ضایعات و مواد زاید حاصل از فعالیت‎های انسانی در محل به حال خود رها می‎شوند. آلودگی‎ها سخت مخاطره آمیز می‎نمایند. انقلاب در حمل و نقل سرانجام گروه‎های انسانی را از اجبارهایی که پیش از‎این فعالیت‎هایشان را محدود می‎ساخت رهایی بخشید. فراورده‎هایی که برای ادامه حیات گروه‎های انسانی ضروری بود از سرزمین‎های دور دست فراهم شد و آب‎های به مصرف رسیده به بیرون از مناطق مسکونی هدایت می‎شد. چنین بود که مراکز جمعیتی از اشکال سنتی آلودگی خلاصی یافتند، با‎این حال گونه‎های دیگری از محدودیت‎ها بزودی پدیدار شدند ( کلا وال، 1385، 67 ).

اگر بخواهیم امنیت را در بخش‎های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سرانجام زیست محیطی مطالعه کنیم، خواهیم دانست که‎این بخش‎ها ارتباط تنگا تنگی دارند و از طریق ارتباطات قوی به یکدیگر متصل هستند. در حقیقت تمام جنبه‎های بشر به بخش زیست متکی است. اخیراً عوامل رشد سریع جمعیت، کاهش منابع طبیعی و گسترش غیر قابل کنترل آلودگی‎های صنعتی و معدنی وارد صحنه اصلی تفکر روابط بین الملل، پژوهشگران و حتی توده‎های مردم شده است، در پایان دهۀ 1980 محیط زیست به عنوان یک موضوع مهم امنیتی آغاز و به مرور به یک مسئله برجسته ژئوپلیتیکی تبدیل شده، بطور کلی نگرش‎های مختلف زیست محیطی بیشتر از چهار عامل تبیین شده است، از جمله کاهش منابع زیست محیطی به عنوان یک علت ناپایداری سیاسی و مبارزاتی، انحطاط زیست محیط که ماحصل یک جنگ است، انحطات زیست محیط به عنوان تهدیدی برای سلامتی و بقای نسل بشر، تلاش‎هایی که میزان انحطات زیست محیطی را با کاربرد قدرت بتوان نشان داد، بطور کلی هدف آموزش در‎این عرصه مسائل بزرگ جهان معاصر واز آن میان نا برابری در امر توسعه و مخاطرات بو شناختی است ( شبلینگ، 1385، 239 ).

 

2-1–3 – رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی

ظهور ژئوپلیتیک در نیمه اول قرن بیستم حاصل تداوم تحولات سیاسی گوناگون بوده است. پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول و تحمیل قرار داد، صلح ورسای، جمهوری وایمار محیط مناسبی جهت رشد و بالندگی نظریه‎های ژئوپلیتیکی شد به عقیده ی کارل ویتفوگل«همانند رشد قارچ‎ها پس از یک بارندگی تابستانی». او یک کمونیست آلمانی بود که در سال 1929 اولین اعتقاد اساسی نسبت به کاربرد نام ژئوپلیتیک را انتشار داد. پس اثر انتقادی ویتفوگل آثار بسیاری با جهت گیری انتقادی در خصوص ژئوپلیتیک نوشته شد که هدف آنها غیر مشروع جلوه دادن ژئوپلیتیک به عنوان یک رشته ی علمی‎بود. در سرتاسر قرن بیستم، هدف منتقدین ویتفوگل به عنوان یک مارکسیسم ارتدوکس تا منتقدین معاصر مکتب فراساختارگرایی، پایه ریزی پایگاه مستحکم و ایجاد یک رشته ی علمی‎از دانش در مخالفت با ژئوپلیتیک بوده است. به چند دلیل مطالعه ی تلاش‎های منتقدین مورد علاقه ی بسیاری از صاحب نظران است. اول، این انتقاد‎ها افق‎های نظری و علمی‎تازه ای در برابر پژوهشگران می‎گشایند. مطالعه ی انتقادی ژئوپلیتیک موقعیت مناسبی برای مطالعه ی حقایق موجود در اطراف ژئوپلیتیک و درباره ی جغرافیا و سیاست فراهم می‎کند. همچنین مطالعه ی انتقادی، چگونگی، شکل گیری و کارکرد ژئوپلیتیک را بهتر روشن می‎کند. دوم، هدف مطالعات انتقادی پشت سر نهادن رشته‎های علمی‎مربوط به مطالعه ی قدرت نیست.

درباره ی چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظرات مختلفی توسط جغرافیدانان ارایه شده است. برخی ژئوپلیتیک انتقادی را یکی از شاخه‎های نظریه ی نقد اجتماعی در مطالعه ی روابط بین الملل می‎دانند که در اواخر دهه ی 1980 در برخورد با رویکرد پوزیتیویستی به وجود آمد. برخی دیگر ژئوپلیتیک انتقادی را مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار شده است. از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و به تحقیق عینی بپردازد. برخی دیگر به پیوند میان ژئوپلیتیک انتقادی و جغرافیای رفتاری اشاره کرده و معتقدند که محققین این رشته تمایل دارنددریابند که به جای تمرکز بر شناسایی تأثیر عوامل جغرافیایی بر شکل‎گیری سیاست خارجی سیاستمداران چگونه تصاویر ذهنی خود را از جهان ترسیم می‎کنند و چگونه این بینش بر تفاسیر آنها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارد. بالاخره، برخی معتقدند که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.

از سوی دیگر محققان متأخر این رویکرد مثل اوتوا و اگنیو که تحت تأثیر افکار میشل فوکو و بوردیا قرار دارند مبنای فلسفی ژئوپلیتیک مکیندری را که در واقع گرایی قدرت و جبر محیطی بوده مورد انتقاد قرار داده و به فرا واقع گرایی معتقدند.

در فرا واقع گرایی واقعیت مرجعیت خود را از دست می‎دهد و برداشت از واقعیت به جای آن می‎نشیند. در این رویکرد سیاست یک دولت قدرتمند نسبت به یک دولت ضعیفتر در برگیرنده ی یک مجموعه از گفتمان‎هاست. سیاست خارجی به صورت فیلمنامه و سناریو تنظیم می‎شود. داستان‎ها هر چند خیالی ولی همزمان واقعی هستند.

بر اساس این فرضیه اوتوا می‎گوید سناریوهای رفتاری و استعاراتی که آنها را تنظیم می‎کنند باید در چهارچوب اقتصاد جهانی قرار داده شوند نه فقط به این دلیل که طبقه بندی‎های اقتصاد سیاسی لزوماً دسترسی بهتری را به تصویرهای صحیح تر از واقعیت فراهم می‎کنند؛ بلکه، به این علت که سناریوهای رفتاری ژئوپلیتیک کشورداری سنتی هرگز نمی‎توانند چنین کنند (میرحیدر، 1386، 43-41).

ایولاکوست صاحبنظر فرانسوی نیز به عنوان یک جغرافیدان رادیکال و منتقد نظریه‎های کلاسیک جغرافیایی، ژئوپلیتیک را تنها نوع خاصی از استدلال جغرافیایی می‎داند. از نظر لاکوست، ژئوپلیتیک در پی توجیه نابرابری‎های اقتصادی ـ سیاسی جهان بوده است. تقسیم جهان به جهان اول، دوم و سوم در راستای توجیه وضع موجود و حفظ سلطه ی کشورهای پیش قراول ژئوپلیتیک بوده است. لاکوست معتقد بود از نظر غربی‎ها شرق به مفهوم کمونیسم، توتالیتاریسم و برده برداری و جهان غرب به مفهوم آزادی، دموکراسی و فردگرایی بوده است. جهان سوم نیز محل منازعه ی جهان سرمایه داری و کمونیسم بود. با استفاده از مفهوم ناحیه در تحلیل‎های جغرافیایی خود، در حقیقت پیروی مکتب ناحیه ای ویدال دولابلاش است. با توجه به مطالب فوق، تفاوت عمده میان ژئوپلیتیک سنتی و ژئوپلیتیک انتقادی در این است که ژئوپلیتیک انتقادی میدان عمل جغرافیای سیاسی خود را جهت بازبینی مفاهیم و روش شناسی افزایش داده است. ژئوپلیتیک انتقادی راه خود را از ژئوپلیتیک سنتی جدا می‎کند و از چندین جنبه، دیدگاه‎های کاملاً متفاوتی دارد؛ زیرا، محققین این رشته تمایل دارند دریابند که به جای تمرکز بر شناسایی تأثیر عوامل جغرافیایی بر شکل گیری سیاست خارجی، سیاستمداران چگونه تصاویر ذهنی خود از جهان را ترسیم می‎کنند و چگونه این بینش‎ها بر تفاسیر آنها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارد؟ (به این ترتیب، حتی اگر بیان هم نشده باشد، آشکار است که پیوند محکمی‎میان ژئوپلیتیک انتقادی و ابعاد مختلف جغرافیای رفتاری ـ که توجه زیادی را در دهه ی 1970 به خود جلب کرد ـ وجود دارد). ژئوپلیتیک انتقادی، بخشی از یک حرکت وسیعتری است که شامل روابط بین الملل و در واقع تمام علوم اجتماعی است (مویر، 1379، 390، به نقل از زین العابدین، 1389).

ظهور ژئوپلیتیک انتقادی ریشه در ناتوانی جغرافیای سیاسی سنتی جهت سیاست زدایی از جغرافیای انسانی طی دهه‎های پنجاه و شصت قرن بیستم داشت. برای نمونه، مطالعه ی مرزها به جای ارزیابی موشکافانه ی اهمیت آنها در چهارچوب نظام بین الملل، بیشتر روی بررسی کارکرد و شکل ظاهری مرزها و سرحدات متمرکز شد و مرزها در گفتمان حاکمیت، در میان سایر موارد، ابزاری جهت جدایی فرهنگی فیزیکی دولت حاکم از سایرین تلقی گردید (دادس، 1383، 69-68، به نقل از زین العابدین، 1389). جدول شماره ی 1-4 تفاوت‎های ژئوپلیتیک سنتی و ژئوپلیتیک انتقادی را نشان می‎دهد.

 

جدول 2-1- تفاوت‎های ژئوپلیتیک سنتی و ژئوپلیتیک انتقادی

ژئوپلیتیک انتقادی ژئوپلیتیک سنتی
جهانی شدن حاکمیت ملی
مرزهای سمبلیک قلمروهای ثابت
شبکه‎ها/پیوستگی‎ها سیاستمداری
خطرات فراسرزمینی دشمنان قلمروها/اتحادیه‎های ژئوپلیتیکی
محیط‎های حقیقی محیط‎های زمینی، فیزیکی
سیستم‎های اطلاعات جغرافیایی (GIS) نقشه‎ها و کارتوگرافی
جهانی، دایمی، فوری و غیر مادی (GPII) متمرکز، ناپیوسته، وقتگیر و مادی

ماخذ: زین العابدین، 1389

 

2-1– 3–1- اهمیت ژئوپلیتیک انتقادی

در اوایل دهۀ 1970 برخی افراد با قدری اطمینان پیش بینی کرده باشند که گرچه جغرافیای سیاسی احتمالاً چشم انداز درخشانی دارد، اما برای ژئوپلیتیک نمی‎توان‎اینده‎ای تصور کرد. اما مشاهده شد که ژئوپلیتیک درپی ظهور رویکردی نوین به نام ژئوپلیتیک انتقادی مجدداً رواج یافت ( ریچارد مویر ؛ 1379 : 386 ).

با توجه به‎اینکه ژئوپلیتیک در نیمه قرن بیستم موضوعی بحث بر انگیز و مملو از پیامدهای مختلف بود، مقاله کارل وتیفوگل از رهبران کمونیست آلمان تحت عنوان « رویش ناگهانی قارچ پس از باران در فصل تابستان » در سال 1929 اولین بررسی منتقدانه‎ای بود که در خصوص ژئوپلیتیک صورت گرفت و در سراسر قرن بیستم مخالفت‎های فکری زیادی را به دنبال داشت به گونه‎ای که باعث شکل گیری چار چوبی تحت عنوان آنتی ( ضد ) ژئوپلیتیک گردید ( Gearoid Otuathall , 1996 : 141 ).

 تعریف مفهوم انتقادی هنوز سؤال بر انگیز است. می‎توان گفت که در تاریخ ژئوپلیتیک، برخی اندیشمندان به طور هم زمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کرده اند و هم از دانشمندان ژئوپلیتیک بوده اند،‎این افراد کسانی بودند که سیاست اندیشمندانه خود را بر ضد ژئوپلیتیک تعریف کرده و با وجود‎این در چار چوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند ( مویر ؛ 1379 : 387 ).

پرداختن به ژئوپلیتیک انتقادی به دلایل ذیل مورد اهمیت است :

1 –هریک از بررسی‎های انتقادی، دریچه‎ای را به سمت ساختار ژئوپلیتیک بعنوان یک روش عمل گرای سیاسی و تئوریکی باز می‎کند.

2 – مباحث مربوط به ژئوپلیتیک انتقادی، تفاسیری هستند که به موجب آن ژئوپلیتیک را به عنوان یک موضوع ذهنی معرفی می‎نمایند و بخشی از مباحث را به طبیعت و رابطه آن با دولت و جامعه اختصاص می‎دهند. تفاسیر ژئوپلیتیک انتقادی در زمینه پرداختن به واقعیت‎ها در ژئوپلیتیک بسیار حائز ­اهمیت –می‎باشند­. ‎این­تفاسیر­فرصت‎های مهمی‎را در جهت چگونگی شناخت ژئوپلیتیک از نظر شکل و یا چگونگی تحلیل چارچوب آن مطرح می‎کنند.

3- در بررسی انتقادی، موضوعات از قالب خطوط شبکه قدرت دانایی فراتر نمی‎رود، هر چند که تفاسیر انتقادی در‎این زمینه می‎توانند جغرافیا وسیاست را در قالب‎های جدید قدرت وجغرافیا شکل دهند.

با در نظر گرفتن رهیافت‎های انتقادی به ژئوپلیتیک در‎این مقاله به دیدگاه‎های ارائه شده توسط کارل وتیفوگل،‎ایولا گست، ریچارد اشلی و سیمون دالبی پرداخته خواهد شد. هر چند که ریشه‎های عقلانی ژئوپلیتیک انتقادی در تحلیل سیستم جهانی ( والرشتاین 1987 ) و دیدگاه‎های گرامشی ( 1971 ) دیده می‎شود که مفاهیم کلیدی آن توسط اگنیو 1987 بسط یافت و بعدها توسط اگنیووکوربوریج 1989 تکمیل شد ( احمدی پور وبدیعی، 1381 : 4 ).

در واقع ژئوپلیتیک انتقادی، به بر هم زدن بنیان‎های‎ایدئولوژی تثبیت شده می‎پردازند و از یک سو از تفاوت میان ارزش‎ها و اهداف رسمی‎جامعه و از سوی دیگر از واقعیت شیوه‎هایی که نهادها عملاً رفتار می‎کنند، پرده بر می‎دارد. در نتیجه جامعه ناچار است تا با‎این کاستیها روبرو و آگاهی نقادانه‎ای را بپروراند که می‎تواند نیروهای مهمی‎برای تغییر و تحول باشد ( مویر ؛ 1379 : 391 ).

 نظریه پرداز آلمانی و از رهبران کمونیست‎این کشور « کارل وتیفوگل » ژئوپلیتیک را به عنوان نمادی از‎ایدئولوژی طبقه متوسط جامعه می‎داند و نظریه انتقادی خود را تحت عنوان «ژئوپلیتیک، ماتریالیسم جغرافیایی و مارکسیسم» با حمله‎ای که نه تنها به استفاده سیاسی از اسطوره جغرافیایی نازیسم بلکه به پیشنهاد G raf و Horrabin عنوان کرده بودند مارکس به پاسخ به طبیعت به اندازه کافی توجه نکرده است در سال 1929 مطرح نمود. هدف اصلی او در‎این مقاله نشان دادن موضوع بود که نظریات پراکنده و بررسی‎های متقن و محکم مارکس و انگلس، به اتفاق تشکیل یک مفهوم کامل و مرتبط را می‎دهد که مبنایی است برای یک تئوری دیالکتیک جامع از طبیعت و رابطه آن با توسعه تاریخی ساختار اجتماعی (Otuathail ; 1996 : 145 – 146 ).

به اعتقاد وی، ژئوپلیتیک بیانگر متمم‎ایدئولوژیکی اصلی وبنیادی بر تجریه دمکراتیک بورژوازی است.

با ارزیابی نظریات او در جهت تئوریزه کردن ژئوپلیتیک انتقادی در می‎یابیم که :

1- باید در نظر داشت که حرکت روشنفکران کمونیست در آن دوره با واقعیت‎هایی نظیر رشد فلسفه مارکسیسم مواجه شد. واقعیت برجسته‎ای که در مورد نظریه وتیفوگل می‎توان ابراز داشت که‎این نظریه براساس تفکر مارکسیسم بود نه یک نظریه‎ای که بتواند مشکلات مربوط به کارکرد واقعی ژئوپلیتیک را در آلمان بیان نماید.

2- تحلیل وی یک مقوله آنتی ژئوپلیتیکی نیست. او قصد ندارد که از امکان یک ژئوپلیتیک سنتی جدا شود بلکه قصد دارد نوع متفاوتی از ژئوپلیتیک را ارائه نماید.

 

2-1-4 -ژئوپلیتیک جنگ سرد

ویژگیهای جغرافیایی جنگ سرد را باید در بروز جنگ میان کشورها دانست و بطور کلی روابط میان کشورها عامل مهمی‎در‎این مورد است مسایل جغرافیایی بود که جنگ سرد را میان آمریکا و شوروی سابق به وجود آوردو آن را در سراسر جهان گسترش داد. از میان عواملی که موجب پیدایش جنگ سرد شد می‎توان اوضاع خاص ژئوپلیتیک جهان را به خصوص پس از جنگ جهانی دوم مهم دانست (رک. بجورنلوند، 1385، به نقل از زین العابدین عموقین، 1389). پس از جنگ جهانی دوم قاره ی اوراسیا و آفریقا بطور کلی ویران شده بودند. کشور غالب در جنگ بریتانیا از لحاظ اقتصادی و نظامی‎بسیار تضعیف شده بود. اما در‎این میان ‎ایالات متحد آمریکا بدلیل دوری از صحنه ی نبرد هم در جنگ جهانی اول و هم در جنگ جهانی دوم قدرتمند شده بود چون شوروی سابق در طول تاریخ دوبار حمله به خاکش را از سوی غرب تجربه کرده بود، رئیس جمهور وقت آن کشور پس از پایان جنگ جهانی دوم اروپای شرقی را به طور کل حوزه ی امنیتی خود قلمداد کرد و در صدد انضمام کشورهای همسایه به خاک خود بود. عامل دیگر، اوضاع خاص ژئوپلیتیک آمریکا بود که رئیس جمهور بی تجربه (ترومن[4]) از بمب اتمی‎بر علیه ژاپن استفاده کرده بود. از طرف دیگر، در کنگره ی آمریکا در رابطه با روابط آمریکا و شوروی دو نظریه وجود داشت: اولی مربوط به استراتژی دیپلماسی والتر لیپمن[5] بود که می‎خواست شوروی و آمریکا روابط حسنه ای داشته باشند. از طرف دیگر، استراتژی مخالف آن از سوی کاردار آمریکا در مسکو به نام جرج کنان بود که طولانی‎ترین متن تلگرافی را در سال 1946 در رابطه با شوروی (سابق) به آمریکا مخابره کرد: «شوروی، کشوری است با جغرافیای برتر و تاریخ ممتاز که بر اساس استراتژی گسترش سرزمینی به پیش می‎رود. مهار آن برای ایالات متحد آمریکا شاید ممکن نباشد… ». البته، تلاش‎های وینیستون چرچیل[6] نخست وزیر وقت بریتانیا را در این رابطه نباید نادیده گرفت. او با بزرگنمایی پرده ی آهنین[7] جوزف استالین[8]، هدفش این بود که ایالات متحد آمریکا و شوروی روابط حسنه ای با یکدیگر نداشته باشند؛ زیرا، او از این که هم شوروی و هم آمریکا هر دو با سیستم جمهوری اداره می‎شدند و با سیستم پادشاهی بریتانیا هماهنگی نداشتند نگران بود. بنابراین، چرچیل، از استراتژی جرج کنان که در رابطه با عدم روابط آمریکا با شوروی (سابق) بود حمایت می‎کرد. در نتیجه، این استراتژی، در آمریکا پیروز شد. آغاز این تیرگی روابط آمریکا و شوروی را لیپمن تحت عنوان جنگ سرد مطرح ساخت. تاریخ پیدایش مفهوم جنگ سرد با وقایعی چون ادامه ی اشغال آذربایجان ایران (ثقفی عامری، 1373، 111) توسط شوروی (سابق)، ماجرای منازعه ی ترکیه با شوروی بر سر تنگه ی داردانل[9] و ماجرای یونان گره خورده است. در این رابطه، اولین سخنرانی ترومن (رئیس جمهور وقت آمریکا) را می‎توان عامل اصلی شکل گیری جنگ سرد دانست. او چنین صحبت کرد:

«اکنون دنیا به دو ملت تقسیم شده است. ملتی که آزاد شده و با سیستم سرمایه داری زندگی می‎کند و دوم ملتی که به اسارت در آمده اند» منظور او از این سخن اشاره به جهان سرمایه داری و جهان کمونیسم بود.

از جمله استراتژی‎هایی که در دوران جنگ سرد می‎توان از آنها یاد کرد، استراتژی محصورسازی (مهار روسیه) جرج کنان بود که در فصلنامه ی سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان منافع رفتاری شوروی که کنان خود را به نام Mr. X معرفی کرده بود، منتشر شد. او در این مقاله، استراتژی محصورسازی را به طور کامل توضیح داده بود.

 

 

 

2-1-5- ژئوپلیتیک نظم جهانی

نظام نوین جهانی[10] برای نخستین بار توسط جرج بوش[11] رییس جمهوری آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در 1990 اعلام شد. او در سال 1991 به دنبال مذاکرات خود در هلسینکی[12] با گورباچف[13] رهبری شوروی (سابق) و نیز هماهنگی با مارگارت تاچر[14] نخست وزیر انگلیس، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد، کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانا خود، نظریه ی نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا، 1385، 53). این نظام در ارتباط با آینده ی مناسبات جدید جهانی است و در واقع بیانگر دیدگاه‎های آمریکا در آغاز هزاره ی جدید می‎باشد. آمریکا در نظر دارد با نظام نوین جهانی سلطه ی بلامنازع خویش را به عنوان برترین قدرت جهانی تثبیت کند. اما سلطه ی آمریکا بر جهان، بدون سلطه ی آن بر خلیج فارس امکان پذیر نبود. به همین جهت، نظام نوین جهانی در واقع طرحی نو برای سلطه ای نو بر مناطق مهم ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک جهان توسط آمریکا بود. نظریه پردازان و استراتژیست‎های آمریکایی به خوبی دریافته بودند که رهبری یگانه ی آمریکا بر جهان و تبعیت اروپا از آمریکا، بدون تسلط این کشور بر منطقه ی خلیج فارس اماکن پذیر نخواهد بود. در نتیجه، آمریکا با حضور در منطقه و اشغال افغانستان و به دنبال آن با اشغال عراق به این استراتژی جامعه ی عمل پوشانید. البته، این تنها بوش نبود که در نظریه ی خود به اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس توجه داشته است؛ پس از پایان جنگ سرد اکثر دیدگاه‎های ژئوپلیتیکی با محوریت حوزه ی خلیج فارس مطرح شده اند که به دو نمونه ی آن در ذیل خواهیم پرداخت:

 

 2-1-6-چشم انداز تئوری‎های ژئوپلیتیک

از آنجا که وضعیت جهان دائم در حال تغییر است، هر روز می‎توان نظریه‎های ژئوپلیتیک جدیدتری را در مورد نظام‎های جهانی طرح کرد که هر یک از آن‎ها بررسی متفاوتی از موضوعات منطقه ای ارائه می‎کند. برداشت مشهور فوکویاما در مورد «پایان تاریخ» تاکنون رنگ باخته است. به عکس نظریه ی‎هانتینگتون در مورد «برخورد تمدن‎ها» اگر چه کمتر از نظریه‎های دیگر متقاعد کننده است؛ اما، هنوز در مواردی پابرجاست. در واقع این نظریه منحصراً بر ملاحظات روبنایی استوار شده و علت معلول را در جای یکدیگر به کار می‎گیرد: اختلاف میان تمدن‎ها دلیل درگیری‎ها نیست؛ بلکه نفت و امپریالیزم جدید و منافع ایالات متحده آمریکا درمناطق مختلف جهان، دلایل اصلی بخش عظیمی‎از درگیری‎های بین المللی و منطقه ای می‎باشند. طرح دیگر تحلیلگران، میدان بلوک‎های اقتصادی را همانند مناطق بزرگی در خطوط نصف النهار و در رو به روی یکدیگر نشان می‎دهد. طبق این نظریه هر بلوک ژئوپلیتیکی شمالی به یک بلوک ژئوپلیتیکی جنوبی می‎پیوندد ـ اروپا به آفریقا و خاورمیانه؛ روسیه به هند یا روسیه‎ی شرقی و ژاپن و چین در بلوکی دیگر؛ ایالات متحد آمریکا به آمریکای جنوبی و مرکزی ـ این تئوری از تحلیل‎های‎هاوس هوفر و کوهن ریشه می‎گیرد.

در عوض کیسنجر وزیر امور خارجه ی پیشین آمریکا، عقیده دارد جهان با حفظ نوعی موازنه ی دو جانبه‎ی پویا در حال تقسیم شدن به پنج «قطب» می‎باشد؛ به اعتقاد او، این قطب‎ها با تلاش برای حفظ ثبات، مدارا کردن با درگیری‎های بین نژادی در «جهان سوم» و اعمال قوانین بازی بر هرکشور بحث انگیزی مانند ایران، قادر به حل و فصل درگیری‎ها به طور معقولی خواهند بود. یک سناریوی ژئوپلیتیکی نظری دیگر، اتحاد میان اروپا، آمریکا و ژاپن را در مقابل اتحاد بین روسیه و چین به تصویر می‎کشد، در صورتی که، تحلیلگران دیگر به اتحاد اروپا و آمریکا در تقابل با اتحاد روسیه و ژاپن اعتقاد دارند. پس از آن به نظریه سه جانبه ی ناکازونه[15] برمی‎خوریم که اتحاد پاسفیک در میان ایالات متحد آمریکا، ژاپن و چین را در مصاف با اتحادیه ی اروپا و روسیه می‎داند. بالاخره، یک نظریه ی متفاوت دیگر، اتحاد بین اروپا و روسیه را درتضاد با اتحاد بین چین و ژاپن نشان می‎دهد که در این میان آمریکا حکم داور را دارد. همانگونه که مشاهده می‎کنید قوه تحلیل تخیل تحلیل گران ژئوپلیتیکی در حال رهایی از زنجیرها بوده و عوامل واقعی که می‎تواند درانتخاب یکی از این نظریه‎ها به ما کمک کند بسیار اندک هستند (ماسکرونی، 1376، 359).

 

2-1-7- تحولات در ماهیت ژئوپلیتیک

اکنون که در دهه ی اول قرن بیست و یکم هستیم ژئوپلیتیک با تحولات عجیبی مواجه شده است. از یک طرف با تحولات واگرایی، فروپاشی (امپراطوری‎ها)، تجزیه طلبی و ظهور هویت‎ها، ملیت‎ها، فرهنگ‎ها و… . و از طرف دیگر با همکاری‎های منطقه ای­(اروپای متحد، نفتا، مرکوسور، ­آپک، شانگ‎های و… )، ­ائتلاف استراتژی­ها و جهانی شدن مواجه هستیم. یکی از یک طرف در جهان نظم و ثبات برقرار می‎شود و از طرف دیگر، هرج و مرج و بی نظمی‎به اوج خود می‎رسد. در این شرایط، ژئوپلیتیک از پویایی و تحول خاصی برخوردار می‎گردد. به همین دلیل، اکنون، رویکرد انتقادی ژئوپلیتیک مطرح است. تئوری‎های ژئوپلیتیک گذشته که حالت ایستایی و پایداری را القا می‎کردند، جای خود را به سیستم به اصطلاح [16]GPII (که بعداً توضیح خواهیم داد) داده اند. در این صورت، تئوری‎های کلاسیک در برآورد استراتژی‎های ژئوپلیتیکی متحول شده و محیط‎های غیر مادی و غیر قابل کنترل تئوری‎های جدید ژئوپلیتیکی را به خود اختصاص داده اند.

پیشرفت تکنولوژی اطلاعاتی(IT) و شبکه‎های رایانه ای باعث شد تا صنایع نظامی‎نیز از این مسئله تأثیر پذیرفته و به سمت رایانه ای تر شدن پیش روند. امروزه، حتی صحبت از چیزی به نام «جنگ از راه دور»[17] به میان می‎آید، جنگی که در آن فرماندهان و افسران از نقطه ای بسیار دور مستقیماً عملیات نظامی‎در یک منطقه جنگی را به دست گرفته آن را هدایت می‎کنند در این راستا، تحلیل مولفه‎های جدید ژئوپلیتیک از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که، به واسطه این مؤلفه‎ها می‎توان به ماهیت جدید ژئوپلیتیک پی برد. در ادامه ضمن تشریح رویکرد انتفادی ژئوپلیتیک ویژگی‎های محورهای تاثیر گذار بر قلمروی ژئوپلیتیک و نیز مؤلفه‎های جدید ژئوپلیتیک را مورد تحلیل قرار خواهیم داد. ( اعظمی، 1385، 121 ).

 

[1]– Fridreek ratzel

[2] – House hofer

[3] – Rodoulf key

[4] – Harry S. Truman

1روزنامه نگارWalter Lipman

[6]– Winston Ccurchill

[7]– Iron Curtain

[8]– Joseph Stalin

نامیده می شد تنگه ای است که دریای اژه را به مرمره متصل می کند. Hellespontکه قبلاً Dardanelles 5-

 

[10]– New World Order

[11]– George Herbert Walker Bush

[12]– Helsinky

[13]– Mikhail Gorbacher

[14]– Margaret Thatcher

[15]– Nakasone

2- جهانی: دایمی، فوری و ذهنیGlobal, Permenant, Immediate, Imnatural

[17]– Faraway Warfare

تعداد صفحه :137

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی پایه سوم دبستان

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان: بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی پایه سوم دبستان

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

 

1-1مقدمه

در جامعه صنعتی  امروز ، امنیت ، استقلال ، توسعه و تعالی کشورها و ملت ها به وجود انسان های شایسته و کارآمدی وابسته است که در شرایط پیچیده و متغیر امروزین ، بتوانند موجب بقا و توسعه جامعه شوند.

در چنین وضعی همه کشورها نیازمند بررسی همه جانبه نظام آموزشی خود به منظور سازگاری با این تغییرات و ایجاد تحول در فرآیند آماده سازی نسل بعدی و ارتقای کیفیت زندگی افراد در هزاره سوم هستند. به منظور ایجاد این تحول ، نظام آموزشی که وظیفه اصلی را بر عهده دارد باید خود متحول و دائما با تغییرات روز همراه شود.(حبیب زاده ، 1392)

در این راستا “فلسفه تربیت “در سند تحول بنیادین ، به مثابه محصول توافق فکری جمعی از مربیان مجرب و فکوری که ضمن مشارکت فعال و هماهنگ در اداره شایسته مدرسه با هم فکری و تضارب آراء ، استفاده از خرد جمعی به اثر بخشی” به مثابه یک سازمان یادگیرنده[1]“، رقابتی ؛ مدیریت فرایند با هدف ارتقای مستمر کیفیت جامع ، بهسازی روش ها ، هم افزایی منابع و امکانات ، استفاده مطلوب از امکانات موجود و بهره گیری  از راهبردهای فرایندی ، می تواند عملکرد سازمان را بهبود بخشد.(مبانی نظری سند تحول بنیادین ، 1390)

به گفته پیتر سنگه [2] (1393) در آینده نزدیک تنها سازمانی می تواند ادعای برتری نماید که قادر باشد از قابلیت ها ، تعهد و ظرفیت های افراد در تمامی سطوح سازمان  به نحو احسن بهره برداری نماید.

اومدارس را سازمان های یادگیرنده ای می داند که با تغییرهای شگرفی مواجه می شوند که ذی نفعان متنوع آن ها انتظار می کشند.او بر این باور است که مدارس می توانند از نو بازسازی شوند و در فرایند مداوم ، منظم و خود پایدار، بهسازی شوند.اومعتقد است که این مهم نه با دستور یا پیشنهاد ، کنترل منابع یا نظارت و ارزشیابی نیروی انسانی ، بلکه با ” ترویج یادگیری ” به معنی گسترش مهارت های بازبینی عملکردها و واکاوی پیش فرض های ذهنی معلمان و مشارکت آن ها در تبیین آرمان های مشترک ، کسب آگاهی و توسعه صلاحیت های حرفه ای آن ها ممکن است.

لیبرمن[3] ( نقل از سرکارآرانی ، 1392) لازمه پرورش حرفه ای معلمان را مشارکت آن ها در پژوهش های حین عمل ، بازخورد[4] و باز اندیشی های[5] بر گرفته از تجربیات همکاران در گفت و گوی چند جانبه و حرفه ای می داند و معلم پژوهشگر [6]را پیشنهاد می دهد. به زعم او معلمان در این فرایند قادر به تفکر عمیق تر در باره ی تجربه های آموزشی فردی و گروهی یکدیگر بوده و آموختن برای بهتر زیستن (با تاکید بر زندگی حرفه ای معلمان و مهارت های زندگی دانش آموزان را از طریق تعامل با یک دیگر ) ترویج می کنند.

پس از آن­که نتایج [7]TIMSS منتشر شد و شکاف زیاد بین دانش­آموزان آمریکایی و ژاپنی سخن اصلی آموزشگران و سیاستمداران آموزش ریاضی گردید، بررسی­های ویدیویی روی روش­های تدریس برخی از کشورهای شرکت کننده در TIMSS ، از جمله ژاپن صورت گرفت. نتایج این بررسی­ها نشان داد که معلمان ژاپنی از فرآیندی در تدریس خود، بهره می برند که موجب بهبود پیشرفت تحصیلی در دانش­آموزان و توسعه­ی حرفه­ای خود و در نتیجه تحول در فرآیند یاددهی-یادگیری می شود. این فرآیند سحرآمیز چیزی نبود به جز درس پژوهی. (سرکارآرانی، 1385،نقل از خاکباز، 1386).

همکاری و همیاری عوامل کلیدی در رشد حرفه ای هستند (گلرت[8]،2008)، درس پژوهی مدل ژاپنی تبدیل مدارس به سازمان های یادگیرنده است .درس پژوهی ابتدا در ژاپن و از زبان ژاپنی “Jugyokenkyuu[9]” (استیگلر[10]، هیبرت[11]، 1999؛ بابا[12]،2007) به عنوان یک مدل با اهمیت از رشد حرفه ای معلم شروع شد(لویس[13]،2002).که از سال های 1970 در ژاپن اجرا گردیده است ، در سالهای 1870 در چین و از سالهای 1990 از منطقه ی اقیانوس آرام گذشت  و وارد ایالات متحده و کانادا شد.(دادلی [14]،2013) این روش الان در اروپا، افریقا و خاورمیانه به کار می رود (دادلی، 2012، شیمیزو[15] و تاکویا[16]، 2012 ،)در طی 16 سال گذشته، درس پژوهی مکرر در مجلات انگلیسی زبان گزارش گردیده است (سی.فرناندز[17]، 2002؛ سی.فرناندز، کانن و چوکشی[18]، 2003؛ ام.ال. فرناندز[19] 2004؛ لویس 1998؛ لویس ، پری[20] و هرد[21]، 2004؛ لویس و پری و موراتا[22]، 2006؛ تاکاهاشی[23]، 2005؛ واتانابه[24] 2002، یوشیدا[25] 2002 نقل ازدادلی 2013 )

درس پژوهی فرایندی است که همکاری معلم را به صورت واقعی[26] در می آورد و روی اهداف ویژه ای تمرکز می کند .به علاوه این روش فرایندی است که معلمان به صورت مداوم برای بهبود روش تدریس خود، از طریق کار کردن با معلمان دیگر برای مشاهده ودرک تفکر دانش آموزان به کار میبردند. نکته اساسی درس پژوهی در هر فرایندی کار کردن معلمان با همدیگر است (بابا،2007). درس پژوهی فرصتی را برای معلمان فراهم می آورد که به صورت مستقیم فراگیری و تدریس را در کلاس مشاهده کنند، و فرصتی در اختیار دانش آموزان قرارمی دهد که مرکز توجهی برای رشد حرفه ای فردی وجمعی معلمان[27] باشند (اینپراسیتا[28]،2009). اجرای درس پژوهی از جانب محققان مختلف دارای مراحل متنوعی است: لویس (2002) چهار مرحله را برای این کار مشخص کرده است؛ فرناندز و یوشیدا (2004) شش مرحله را تعیین کرده اند ، در حالی که استیگلر و هییبرت (1999) هشت مرحله را تعیین کرده اند. تعداد مراحل درس پژوهی متفاوت می باشد ، اما هدف یکسان و عبارت است از، کار باهمدیگر بر اساس فرایند درس پژوهی. (اینپراسیتا و همکاران،2007؛ ایسودا[29]،2010؛ یوشیدا،2008).

افزایش علاقه ی بین المللی به درس پژوهی ژاپنی (هارت [30]و همکاران ،2011 ) با روش های دقیق آن برای ارتقای رویکرد مشارکتی[31]به یادگیری ، بر اساس مشاهده ی معلمان از تدریس و نیز همکاری بلند مدت و هدفمند و پایدار فراتر از کلاس، ارتباط دارد. به صورتی کلی تر، مفهوم “جامعه ی یادگیری حرفه ای[32]”  هدف عمده ای برای پژوهش و مداخله ی استراتژیک مرتبط با رشد معلم است.( مک لاولین و تالبرت[33]، 2006،نقل از )

گزارش آزمون های تیمز(2003،2007،2011)نشان می دهد که دانش آموزان ایرانی عملکرد مطلوبی در ریاضیات نداشته اند به طوری که از میانگین بین المللی و در مقایسه با کشورهای شرکت کننده منطقه پایین تر است که با توجه به انتظارات سند چشم انداز (ایران 1404) قدری نگران کننده است (مرکز ملی مطالعات بین المللی تیمز و پرلز[34] 1388 و1392).در این راستا ،تجربه کشورهای گوناگون از اجرای درس پژوهی در کلاس های درس ریاضی و علوم نشانمی دهد که معلمان در فرایند درس پژوهی همراه با دانش آموزان فرصت های غنی برای سازماندهی تعامل اثر بخش در کلاس درس ، آموختن از یکدیگر و بهسازی آموزش متناسب با شرایط حرفه ای خود به ویژه از طریق بهبود تعامل میان دانش آموزان و معلم به دست می آورند.(سرکارآرانی و فوکویا[35]،2009، سایتو[36]و همکاران ، 2008،استیگلر و هیبرت ، 2009 )

همچنین ، شورای ملی معلمان ریاضی آمریکا[37] (NCTM، 2014) بیانه ای را مبنی بر” دسترسی و عدالت در آموزش[38]” ریاضیات صادر نموده است . در این بیانیه آمده است که  دستیابی به دسترسی و عدالت نیازمند آن است که همه سهامداران تضمین کنند که همه دانش آموزان به برنامه آموزشی چالش برانگیز ریاضیات دسترسی دارند و توسط معلمان ماهر و موثر که آموزش را هنگام نیاز تشخیص می دهند؛ پیشرفت دانش آموزان را نظارت می کنند و اصلاحات لازم را انجام می دهند؛ و هنگام نیاز اصلاحات یا چالش های اضافی را پیشنهاد می کنند تدریس         می شوند.

 تحقیقات زیادی به بررسی تاثیر درس پژوهی بر رشد و توسعه حرفه ای معلم در کلاس انجام شده است .از جمله پژوهش خاکباز (1386) درس پژوهی را بر رشد صلاحیت های حرفه ای معلمان ریاضی متوسطه اول انجام داده است و نیز حبیب زاده تاثیر درس پژوهی را بر خودکارآمدی معلمان و نگرش ریاضی سوم دبستان مثبت دانسته است.اما از آنجا که (NCTM،2014) تأثیر همکاری معلمان با یکدیگر، به منظوربهسازی عملکردهای تدریس ریاضیات که منجر به یک ذهنیت رشد در کلاس ها و مدرسه شده و فرصت های آموزشی با کیفیت بالا را برای آن ها در امتداد طیف حرفه ای ضروری می داند ومطالعات دیگرکه معتقدند مشارکت معلمان دردرس پژوهی موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی می شود ، لذا هدف پژوهش حاضردربررسی تأثیر آموزش مبتنی بر شیوه درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان در برنامه جدید متمرکز شده است.

 

1-2– بیان مسأله

در سراسر جهان سیاست گذاران در مورد کمبودهای بالقوه در تعداد و کیفیت معلمان نگران هستند. این نگرانی که آیا معلمان کافی با دانش و مهارتهای مورد نیاز برای برآورده سازی نیازهای جامعه در قرن بیست و یکم می توانند به وجود آیند.نگرانی در مورد آماده سازی حرفه ای معلمان که می توانند ریاضیات را به طور موثر تدریس کنند، بسیار هوشمندانه است.( سنک [39]و همکاران ، 2012) زیراتحقیق نشان داده است که ریاضیات دوره ابتدایی پیچیده است (هیئت مذاکرات علوم ریاضیات 2001، ما 1999). طبق [40]CBMS تدریس ریاضیات ابتدایی نیازمند دانش ریاضی غنی و برد گسترده ای از مهارت های آموزشی است و تدریس، بدون تفکر عمیق و ملاحضات دقیق از پیچیدگی های ریاضیات ابتدایی آسان نیست (بال و بس 2000[41]، بس 2005، هیئت آموزشی علوم ریاضی 1996، سمان و زیدلیک [42] ،2007، نقل از مسینگیلا[43] و کواکا[44]، 2012).

کیفیت کار معلمان مورد توجه جهانی است زیرا تحقیقات زیادی شده است که در آن ویژگی های معلمان مرتبط با چگونگی یادگیری دانش آموزان است. برای مثال تحقیقات در ایالت متحده نشان داده است که یادگیری دانش آموزان در ریاضیات ابتدایی تحت تاثیر دانش، مهارت و درک[45] معلمانشان است ( هیل، روان[46]، و بال 2005نقل از سنک و همکاران ،2012). تحقیق در آلمان نشان داده است که هر چه یک معلم ریاضیات کمتر در مورد اینکه چگونه محتوای آموزشی برای دانش آموزان دردسترس کند، دانش آموزان آموزش را چالش برانگیز تر می دانند (بامرت [47]و سایرین 2010،نقل از سنک و همکاران ،2012)

همچنین گزارش آزمون های تیمز(2003،2007،2011) نیزنشان می دهد دانش آموزان ایرانی نیز عملکرد مطلوبی در ریاضیات ندارند، به عنوان مثال از بین50 کشور شرکت کننده دانش آموزان پایه چهارم رتبه43 را درمیان 50 کشور در تیمز ریاضی2011 کسب نموده و به طور معنادار از میانگین مقیاس تیمز پایین تر بوده اند(مرکز ملی مطالعات بین المللی تیمز و پرلز 1388 و1392).

در سند تحول بنیادین (1390 ) نیز ،از معلم به عنوان راهنمای خردمندی امین که وظیفه برنامه ریزی ، آموزش ، پشتیبانی ، مشورت بازخورد دادن و ترغیب دانش آموزان و قادر به تشخیص نقاط ضعف و قوت خود بوده و می تواند سطح بلوغ فکری و روانی خود را ارتقا دهد یاد شده است. (مهرمحمدی ، 1379) معتقد است معلم از آن جهت مورد توجه است که کارگذار[48] اصلی تعلیم و تربیت به شمار می رود و اهداف متعالی نظام های تعلیم و تربیت در ابعاد مختلف در نهایت باید به وسیله او محقق شود.تعامل مستمر و چهره به چهره معلم  با دانش آموز وی را در موقعیت ممتاز و منحصر به فردی قرار می دهد .به زعم (دادلی، 2013 )ماهیت دانش معلم درباره ی روش خود بر الگوهای یادگیری ، حرفه ای وی تاثیر می گذارد.

در این راستا، پژوهشگران آموزش ریاضی اخیرا توجه زیاد و روز افزونی به دانش و روش معلمان ریاضی معطوف داشته اند. به ویژه ، روشی که مطابق آن ، این دانش و عمل توسعه یابد – یا می توانستتوسعه دهد–به سرعت در ادبیات در حال توسعه  مربوط به آینده و به عمل در آوردن آموزش معلمان ریاضی دارای اهمیت اساسی است (ایون[49] و بال ، 2009 ، به نقل از میاکاوا و ونیسلو، 2013).سنک و همکاران (2012)معتقد هستند که علایق و دستاوردهای دانش آموزان در ریاضیات متفاوت است. در حالت ایده آل هر معلم باید آمادگی به چالش کشیدن حتی باهوش ترین دانش آموزان را داشته باشد که ممکن است بتوانند مطالبی بالاتر از سطح فعلی خود یادبگیرند.

اما، ارتقای دانش و ظرفیت های کارکنان مدرسه چیزی نیست که به وسیله دوره های تربیت معلم قبل از خدمت و یا دوره های آموزش ضمن خدمت در طول تابستان بتوان به آن تحقق بخشید ، بهبود و غنی سازی فرهنگ آموزش باید در مدرسه و در کلاس درس انجام شود و معلمان ، اولیاو مدیران آن را جزء ضروری و مهم کار هفتگی و برنامه ی ماهانه و سالانه ی خود تلقی کنند.(حوری زاد 1388)

ازجمله مهم ترین موانع  در توسعه حرفه ای معلمان فاصله بین نظریه وعمل ونبود تشریک مساعی با معلمان در برگزاری دوره های آموزش معلمان ریاضی است . بررسی های بین المللی اخیر در حوزه توسعه حرفه ای معلمان ، بیانگر رویکردهای نوینی مانند پژوهش های مشارکتی در کلاس درس است که بیش از اقدامات گذشته در تلفیق نظریه وعمل توفیق یافته است .(سرکارآرانی ، 1378)درس پژوهی الگوی ژاپنی پرورش حرفه ای معلمان در مدرسه است و درعمل به گسترش فرهنگ یادگیری در مدرسه یاری می رساند و محیطی را فراهم می سازد تا معلمان  از یکدیگر بیاموزند ، دانش حرفه ای خود را ارتقاء دهند ، به بازبینی و باز اندیشی در رفتار آموزشی و تربیتی خود بپردازند و بیش از پیش به نیازها و نحوه تعامل با دانش آموزان توجه کنند.(ماتوبا ، کراوفورد[50] و سرکارآرانی،2006؛ فرناندز و یوشیدا ، 2009،پری و لوئیس ، 2009) در درس پژوهی معلمان در پی آن هستند که در گروههای همیار و از کلاسهای یکدیگر یاد بگیرند. مشخص گردیده که کلاسهای درس زمینه های قوی و بر اساس تمرین را ایجاد می کنند که در آنها معلمان یاد می گیرند روش هائی را بهبود بخشند که از فراگیری ارتقا یافته ی شاگردان پشتیبانی می کنند (دادلی ،2013)

کیفیت تدریس ریاضیات به ادراک معلمان از اهداف فعالیت ها ی ریاضی که از سوی آن ها  اجرا می گردد و نحوه نظارت آن ها بر این فعالیت ها بستگی دارد( رابینسون و لییکین ، 2011) درباره برنامه جدید نیز، به گفته موسی پور ( 1389) اجرای آن در همه سطوح از اهمیت اساسی برخوردار است ، زیرا برنامه اجرا نشده همانند برنامه تولید نشده است و اجرای ناکارآمد آن ، زمینه را برای تولید و برنامه مشابه غبار آلود می کند.همچنین ، تدریس بخش های جدید برنامه درسی ممکن است باعث افزایش همکاری محکم تر معلمان با یکدیگر و با منابع مخصوص در دسترس شود و به صورتی نظام مند به وسیله خود آن ها ، در مواردی که خواهان کار مشترک جمعی در کلاس و بیرون از کلاس باشند ، موجب رشد دانش آن ها شود.(میاکاوا و ونیسلو، 2013)

سال هاست که معلمان درشورای معلمان و یا گروه های آموزشی ،مساله ها و دغدغه های خود را نسبت به بعضی از دروس که دانش آموزان در یادگیری با آن ها مواجه هستند مطرح می کنند ولی نظرات و دیدگاه های آن ها فقط در حد یک صورت جلسه و در نهایت ارجاع به منطقه یا استان باقی می ماند و یک عزم و اراده جدی برای بهبود روش های تدریس از طریق یک کار عملی و فراتر از تئوری وجود نداشته است.(ساده ئی ،1393) نظر به اینکه کتاب ریاضی سوم دبستان جدید التالیف می باشد و در سال تحصیلی 93-92 برای اولین بار تدریس می شود نیاز است که معلمان با برنامه جدید آشنایی پیدا نموده و برای اثر بخش و کارآمد کردن تدریس آن آمادگی لازم را پیدا نمایند ؛ درس پژوهی می تواند این نیاز را برطرف سازد.

 اکنون مسئله اصلی در این پژوهش آن است که: آیا آموزش مبتنی بردرس پژوهی می تواند موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دردرس ریاضی شود؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

 

محققان و سیاست گذاران به تازگی توجه خود را به آماده سازی اولیه معلمان معطوف ساخته اند (برای مثال شورای تحقیق ملی، [51]2010)طی دهه های گذشته مربیان به طور فزاینده ای دریافته اند که هر بهبود و اصلاحی که در کیفیت آموزش و پرورشی که دانش آموزان دریافت می دارند تا حد زیادی به کیفیت آموزشی که معلمان ارائه می دهند بستگی دارد .با اندکی اغماض می توان گفت ، اثربخشی آموزشی تا حد زیادی وابسته به اثربخشی معلم است.(اندرسون[52] ،1386) با توجه به اهمیت موضوع آنچه  ضرورت دارد پیدا کردن راه هایی  برای فراهم آوردن آن نوع فرصت های یادگیری است که دانش آموزان به منظور رسیدن به استانداردهای نوین به آنها نیاز دارند. در این راستا آموزش رکن اول در تلاش مستمر برای بهبود مدارس است .( سرکار آرانی به نقل از استیگلر و هیبرت ، 1383) 

حرفه تدریس دانش کافی را درباره آموزش اثربخش به دست نمی دهد و معلمان ابزارهای لازم برای یادگیری از یکدیگر و سهیم شدن در چنین دانشی را در اختیار ندارند .برای بهبود واقعی آموزش ما باید بر میزان سرمایه گذاری خود در زمینه مشارکت معلمان در بالا بردن توان حرفه ای یکدیگر در عرصه آموزش بیفزاییم .یادگیری مدرسه ای به آسانی بهبود پیدا نمی کند ؛ مگراین که فرصت مناسب و حمایت مورد نیاز معلمان را برای گسترش مهارت هایی که بر اثربخشی روش های آنان می افزاید ، فراهم آوریم.(حوری زاد ، 1388)

در این میان درس پژوهی به عنوا ن الگوی مبتنی بر پژوهش مشارکتی معلمان درکلاس درس و الگویی موثر برای بهبود مستمر آموزش و فرصتی برای سهیم شدن کارگذاران آموزشی درتجربه های یکدیگر فراهم              میآورد.(سرکارآرانی،شیباتا[53]وماتوبا،2007)

دادلی(2013)، در پژوهش خود با هدف بررسی چگونگی یادگیری معلم در فرآیند درس پژوهی اظهار          می داردکه ، مشاهده ی دانش آموزان ، آگاهی معلمان را از این که نیازها و فراگیری آن ها  افزایش یافته است در پی خواهد داشت. سپس این معلمان از نیازهای مشابه در چندین شاگرد دیگر در کلاس آگاه  می شوند، زیرا آن را از چشم دیگری می بینند.درنتیجه از طریق درس پژوهی ، معلمان یاد می گیرند “فیلترهائی[54]” که قبلا در کارهائی که به منظور کنار آمدن با سرعت و پیچیدگی کلاسها به وجود آمده خاموش کنند ، که در نهایت ، توانائی آنها را برای دیدن جنبه های مهم یادگیری شاگردان خود  از دست داده بودند. این به این معناست که درس پژوهی می تواند به معلمان کمک کند فرایند یادگیری خود را به صورتی عمیق تر و راههای پیچیده تر درک کنند و این می تواند یک الهام باشد تا یک مانع.به زعم اودرس پژوهیبه عنوان فرآیندی ارزشمندمی تواند ناکامی ها و تلاشهای بیهوده ای که از سوی معلمانی که بخش عمده ی کار خود را در الگوهای نا موفق، و حتی آسیب رسان مدلهای یادگیری حرفه ای  جبران نماید، زیرا باعث رشد معلم می شود و تکنیک های آن ها را به وضوح بالا می برد. او معتقد است که زمینه امن درس پژوهی این امکان را در اختیار معلمان قرار می دهد که با آموزش تجربه کنند در حالی که در برابر یادگیری شاگردان تا حدودی زیادی مسئول هستند؛ 2) ارزش و منافعی که معلمان از یادگیری به کمک یکدیگر کسب می کنند 3) و اینکه چگونه درس پژوهی آنها را قارد می سازد شاگردان خود را به صورتی جدید و بر اساس بینش های دقیق که از طریق مشاهده ی کلاس متمرکز به دست آمده است ببینند.

نوشته هائی که در این مورد وجود دارد هر چند رو به افزایش هستند، کافی نیستند. در حالی که درس پژوهی با عملکرد بالائی همراه است (مک کینری[55]، 2007؛ مورشد [56]و چی جی اوکی[57]و بیربر[58]، 2010؛ استیگلر و هیبرت، 1999؛ پرری، لویس، فرایدکین و بیکر[59] ) و در حال حاضر از رشدی در سطح دنیا برخوردار استاما هنوز هم نوشته هائی که در این مورد وجود دارد هر چند رو به افزایش هستند، کافی نیستند(داد لی ،2013) زیرا روش انفرادی در غرب به یک الگوی قرار دادی تبدیل گردیده (هابرمن[60]، 1993) که در آن درخواست کمک از شخص دیگری می تواند علامتی از ضعف حرفه ای تلقی شود (هارگریوز[61]، 1993، لیتل[62]، 1993). در انگلستان وجود یک همکار حرفه ای در کلاس شخص با مدیریت بهره وری یا بازرسی مرتبط است، که فضای امنی را که برای ارتقای یادگیری معلم لازم است، فراهم نمی کند. (نقل از دادلی ،2013)

توفیق شیوه آموزش درس پژوهی توسط پژوهش های بسیاری تایید شده است در حالی که جای خالی این روش در ساختار آموزشی ایران بسیار مشهود است  ( سرکارآرانی،2006؛ایوبیان، 1385 ؛خاکباز، 1386.)

انجام این تحقیق در ایران  به همراه  تغییر و تحولاتی  که مبتنی بر سند تحول بنیادین  در نظام آموزشی به وقوع پیوسته و همچنین با توجه به اهداف آموزش ریاضی جدید در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران (1391،ص34) که صراحتا” تربیت دانش آموزرا به مثابه یک پژوهشگر ریاضی مورد تاکید قرار داده است  – فلذا راهکارهای عملیاتی کردن این فرایندها در کلاس درس ریاضی اشاره نشده است – و اهمیت مباحثی که پیرامون درس پژوهی به عنوان یک فرآیند یادگیری معلم برای بهبود جنبه های یادگیری شاگردان مطرح می شود و این که همه دانش آموزان می توانند یاد بگیرند(NCTM،2014) و همچنین نتایج آزمون های تیمز و نیز تجربه شخصی محقق و معلمان ریاضی در کلاس درس که نشان می دهد اکثر دانش آموزان در توانایی به کارگیری ریاضی در حل مسائل روزمره  با مشکل مواجه اند؛ ضرورت پیدا می کند.

 

 

اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق را به طور کلی می توان درموارد زیر خلاصه کرد:

الف) آشنا نمودن معلمان ریاضی با شیوه های آموزش مبتنی بردرس پژوهی  به عنوان پنجره ای برای فراگیری معلم وفراهم نمودن تجربه آموزش های ریاضیات با کیفیت بالا ، یادگیری دروس ریاضیات چالش برانگیز، و دریافت حمایت هایی که برای موفقیت دانش آموزان  ضروری است .

ب)آشکار نمودن محدودیت های روش تدریس انفرادی در تحقق اهداف سطحوح بالای یادگیری و بهبود یادگیری دانش آموزان

ج) ارائه راهکاری عملی به معلمان برای تغییر در دانش تدریس به منظور کمک به دانش آموزان از طریق تدوین طرح درس های پژوهشی ،پیش بینی تفکرات دانش آموزان، شیوه های گروه بندی، ارائه تکالیف هدفمند برای تحقق انتظارات آموزشی از آنان

د) ارائه پیشنهادهایی به برنامه ریزان درسی برای ایجادشیوه های تدریس پیشنهادی به شیوه درس پژوهی در کتب راهنمای معلم

ه) عملیاتی نمودن اهداف برنامه درسی ملی بر اساس چگونگی آموزش معلمان (مشارکت در گروه های درس پژوهی ) در تحقق توانایی به کارگیری ریاضی در حل مسائل روزمره و انتزاعی توسط دانش آموزان در کلاس درس

و) به برنامه ریزان درسی برای تدوین الگوی مطلوب برنامه درسی توسعه حرفه ای معلمان ، برنامه ریزان منابع انسانی ومسئولان آموزش ضمن خدمت معلمان کمک می کند.

 

1-4-اهداف تحقیق

 

1-4-1-هدف کلی پژوهش

 

بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی پایه سوم دبستان

 

1-4-2-اهداف جزئی تحقیق

 

  • شناسایی تأثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت داشته اند و دانش آموزانی که معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند.

2-شناسایی تأثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر میزان دانش های کسب شده دانش آموزان در درس ریاضیسوم دبستان که معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت داشته اند و دانش آموزانی که  معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند.

3-شناسایی میزان تأثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر میزان مهارت های کسب شده دانش آموزان در درس ریاضیسوم دبستان که معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت داشته اند و دانش آموزانی که  معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند.

4-شناسایی و مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر میزان نگرش های کسب شده دانش آموزان در درس ریاضیسوم دبستان که معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت داشته اند و دانش آموزانی که  معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند.

 

1-5-قلمرو تحقیق

 

1-5-1-قلمرو مکانی تحقیق

قلمرو مکانی این تحقیق، به دلیل داشتن 4 معلم در پایه سوم (تشکیل گروه درس پژوهی بین 3 تا 5 نفر            می باشد) مدرسه ابتدایی دولتی شهید هاشمی نژاد در منطقه 5 شهر تهران می باشد.

 

1-5-2-قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی در این پژوهش شامل دانش آموزان  مدارس ابتدایی دولتی منطقه 5 شهر تهران می باشند که در سال تحصیلی 93- 1392 مشغول به تحصیل بوده اند.

 

1-6-فرضیه های تحقیق

 

1-6-1-فرضیه اصلی تحقیق

 

فرضیه اصلی تحقیق :میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی سوم دبستان که معلمان آنها درگروه درس پژوهی مشارکت داشته اند ،  نسبت به دانش آموزانی که معلمان آنها درگروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند بیشتر است.

 

 

1-6-2-فرضیه های فرعی تحقیق

 

  1. میزان دانش های کسب شده دانش آموزان دردرس ریاضی سوم دبستان که معلمان آنها درگروه درس پژوهی مشارکت داشته اند نسبت  به دانش آموزانی که معلمان آنها درگروه  درس پژوهی مشارکت نداشته اندبیشتر است.
  2. میزان نگرش های کسب شده دانش آموزاندردرس ریاضی سوم دبستان که معلمان آنها درگروه درس پژوهی مشارکت داشته اند نسبت به دانش آموزانی که معلمان آنها در گروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند  بیشتر است.
  3. میزان مهارت های کسب شده دانش آموزاندردرس ریاضی سوم دبستان که معلمان آنها در گروه  درس پژوهی مشارکت داشته اند نسبت  به دانش آموزانی که معلمان آنها در گروه  درس پژوهی مشارکت نداشته اند بیشتر است.

[1]– learning organization                                                                                                                                                                      

[2]-Peter Senge

[3]-Lieberman

[4]-Feedback

[5]-Reflection

[6]-Teacher Researcher

 

Trends in International Mathematics and Science Study) )  [7]– TIMSS

[8]-Gellert

[9]-Lesson study

[10]– Stigler

[11]– Hibert

[12]-Baba

[13]-Lewis

[14]-Dudley

[15]-Shimizu

[16]-Takuya

[17]-C.Fernandez

[18]-Cannon& Chokshi

[19]-M.L.Fernandez

[20]-Perry

[21]-Hurd

[22]-Murata

[23]-Takahashi

[24]-Watanabe

[25]-Yoshida

[26]-Concrete

[27]-Teacher professional development

[28]– Inprasitha

[29]-Isoda

[30]-Hart

[31]-Shared

[32]-Professional learning community

[33]-Mclaughlin

[34]-PIRLS (Progress in International Reading Literacy Study)

[35]-Fokoya

[36]-Saito

[37]-National Council of Teachers of Mathematics

[38]Access and Equity in Mathematics Education

[39]-Senk

[40]-Conferene Board Mathematical Sciences

[41]-Bass

[42]– Seaman & Szydlik

[43]-Masingila

[44]-Kwaka

[45]-Understanding

[46]-Rowan

[47]– Baumert

[48]-کارگزار به معنی به جا آورنده و انجام دهنده کار ، کسی که از طرف دیگری کاری را ادراه می کند، کسی که واسطه داد و ستد یا انجام یافتن  کاری  و کارگذار به معنی آن که با چابکی و مهارت کارکند ، آن که خوب از عهده کار برآید می باشد. با احترام به نظر استاد اندیشمند مهرمحمدی ، به نظر می رسد با توجه به سرعت تصمیم گیری و انجام اقدامات معلم در کلاس درس این واژه مناسب تر باشد ، لذا نگارنده از این واژه استفاده کرده است.

[49]-Even

[50]– Crawford

[51]– National Research Council

[52]– Anderson

[53]– Shibata

[54]– Filters

[55]– Mckinsey

[56]-Mourshed

[57]– Chijioke

[58]– Barber

[59]– Baker

[60]– Huberman

[61]– Hargreaves

[62]– Little

تعداد صفحه :131

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه شناسایی و اعتبار یابی استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه بیرجند
دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

گروه علوم تربیتی

پایان‌نامه تحصیلی کارشناسی ارشد در رشته­ علوم تربیتی

(مدیریت آموزشی)

 

 

 

شناسایی و اعتبار یابی استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه

 


شهریور 1394

 

چکیده:

امروزه موفقیت سازمان‌ و نهادها نیازمند مدیریتی اثربخش و کارا است؛ که در این میان مدیریت در آموزش‌وپرورش و مدرسه، به‌عنوان نهاد رسمی تعلیم و تربیت، از اهمیت و جایگاه بخصوصی برخوردار است. با توجه به عدم وجود استاندارد برای مدیران مدارس، و از طرفی اهمیت و جایگاه مدارس متوسطه، هدف از این پژوهش شناسایی استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه است. روش پژوهشی نظریه‌ داده‌بنیاد، و ابزار گردآوری داده، مصاحبه نیمه ساختار‌یافته و جامعه آماری مدیران موفق مدارس متوسطه شهرستان مشهد است. ده نفر از مدیران بطور هوشمند و با روش گلوله‌برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. بر اساس یافته‌های پژوهش، 27 مؤلفه از استانداردهای شغلی در پنج بُعد روابط انسانی، وظایف مدیریتی، بینش و نگرش، رشد و پیشرفت مدرسه، و نیازهای فردی، دسته‌بندی شد. اهمیت روابط انسانی در مدیریت مدارس متوسطه به‌عنوان مقوله اصلی و بقیه مؤلفه‌ها در ارتباط با آن تعریف گردید و درنهایت مدل استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه به دست آمد.

 

واژگان کلیدی: استانداردهای مدیریت، مدیران مدارس، شاخص‌های ارزیابی

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

 

عنوان                                          صفحه

 

 فصل اول: طرح پژوهش 1

1-1  مقدمه 2

1-2  بیان مسئله و ضرورت پژوهش 3

1-3  اهداف پژوهش 6

1-3-1    هدف کلی پژوهش 6

1-3-2    اهداف جزئی پژوهش 6

1-4  سؤالات پژوهش 6

1-5  تعاریف اصطلاحات پژوهش 6

1-5-1    استاندارد 6

1-5-2    استاندارد شغلی 7

1-5-3    شایستگی 7

1-5-4    شایستگی مدیران 8

1-5-5    شایستگی شغلی 8

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش 9

2-1  شایستگی‌ها و استانداردهای مدیران آموزشی 10

2-2  استانداردسازی 17

2-2-1    اصول استانداردسازی 17

2-2-2    انواع استاندارد 18

2-2-3    روش‌های استانداردسازی 19

2-2-4    مبانی نظری مدل استانداردسازی 19

فصل سوم: روش‌شناسی 22

3-1  مرحله اول: سؤالات و فرضیات 23

3-2  مرحله دوم: جمع‌آوری داده‌ها 24

3-2-1    جامعه و نمونه 25

3-2-2    مصاحبه 28

3-2-3    مطالعه کتابخانه‌ای 29

3-3  مرحله سوم: کدگذاری باز 30

3-4  مرحله چهارم: کدگذاری محوری 32

3-5  مرحله پنجم: کدگذاری انتخابی 33

3-6  مرحله ششم: مدل‌سازی 34

3-7  آزمون نظریه 35

فصل چهارم: یافته‌ها، بحث و نتیجه‌گیری 36

4-1  مقدمه 37

4-2  سؤال اول پژوهش 37

4-2-1    کدگذاری باز 37

4-2-2    کدگذاری محوری 45

4-2-3    کدگذاری انتخابی 59

4-3  سؤال دوم پژوهش 61

4-3-1    مدل‌سازی 61

4-4  پیشنهاد اجرایی برخاسته از یافته‌ها 66

4-5  پیشنهاد‌های پژوهشی 66

4-6  محدودیت‌های پژوهشی 66

فهرست منابع 68

5-1  منابع فارسی 69

5-2  منابع لاتین 72

 

 

 

 

 

فهرست جدول‌ها

 

 

عنوان                                        صفحه

 

جدول ‏3‑1: مشخصات مصاحبه‌شوندگان 27

جدول ‏3‑2: اقدامات اصلی کدگذاری محوری 32

جدول ‏3‑3: ویژگی‌های انتخاب یک مقوله محوری 33

جدول ‏4‑1: نمونه آماری کدگذاری باز 38

جدول ‏4‑2: نمونه کدگذاری آزاد 38

جدول ‏4‑3: نمونه کدگذاری محوری 46

جدول ‏4‑4: کدگذاری انتخابی مؤلفه‌های به‌دست‌آمده از کدگذاری محوری 59

 

 

 

 

فهرست شکل‌ها

 

 

عنوان                                        صفحه

 

شکل ‏3‑1: مدل مفهوم- نشانه 31

شکل ‏4‑1: مدل ارتباط مدیر با اداره آموزش و پرورش 62

شکل ‏4‑2: مدل ارتباط مدیر با والدین 62

شکل ‏4‑3: مدل ارتباط مدیر با دانش‌آموز 63

شکل ‏4‑4: مدل ارتباط مدیر با معلم و کارکنان 63

شکل ‏4‑5: مدل نهایی استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه 65

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1        فصل اول: طرح پژوهش

1-1    مقدمه

 

قرن جدید عصر بلوغ و شکفتگی دانش سازمان‌یافته، فراشناخت و فرانظریه است. تحولات قرن حاضر بر نیازهای مخاطبان درونی و برونی آموزش‌وپرورش تأثیر گذاشته و در این میان مدارس خرده نظام‌هایی بوده‌اند که کیفیت اثربخشی آن‌ها چگونگی پاسخ‌دهی به انتظارات ذینفعان آموزش‌وپرورش را نشان داده است. بدیهی است که تحقق اهداف، راهبردها و برنامه‌های آموزشی و درسی و پاسخگویی صحیح به انتظارات مخاطبان آموزش‌وپرورش بدون وجود مدیران و رهبران مجرب و آفریننده امکان‌پذیر نیست (قورچیان، و محمودی، 1383).

امروزه موفقیت سازمان‌‌ها و نهادها نیازمند مدیریتی اثربخش و کارا است و در اقصی نقاط جهان بسیاری از دانشگاه‌‌ها تدریس انواع رشته مدیریت مانند: مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی، نظامی، بیمارستانی، عمومی و مدیریت آموزشی و… را برعهده‌گرفته‌اند؛ که دراین‌بین، مدیریت آموزشی در مقایسه با دیگر انواع مدیریت جایگاه خاصی داشته، و از اهمیت به سزایی برخوردار است، زیرا این مدیریت آموزشی است که عهده‌دار پرورش منابع انسانی متخصص و مجرب است. هیچ کشوری بدون آن‌که در مراکز و نظام آموزشی خود توسعه و رشدی به وجود آورد و نیروی انسانی و مدیرانی آموزشی مجرب و تحصیل‌کرده اداره آن را بر عهده گیرد، نتوانسته مراحل توسعه و پیشرفت را بپیماید (خنیفر، 1383).

اگر مدیران آموزشی دانش و مهارت کافی داشته باشند، بدون تردید، نظام آموزشی نیز از اثربخشی، کارایی و اعتبار برخوردار خواهد بود. مدیر باید دارای ویژگی‏ها، توانایی‏ها و مهارت‌های خاصی باشد تا بتوان باکمال اطمینان کودکان و نوجوانان را به دستان آنان سپرد (میر کمالی، 1386).

در این میان‌دوره دوم متوسطه به‌واسطه ویژگی‌های شناختی، عاطفی، روانی و اجتماعی دانش‌آموزان در دوره بلوغ و نوجوانی، ضرورت انتخاب رشته تحصیلی و مشخص شدن آینده تحصیلی ایشان و لزوم ایجاد زمینه مناسب جهت ورود به دانشگاه، جایگاه مهمی را در فرایند آموزش عمومی کشور ایفا می‌کند. در اینجا این سؤال مطرح است که مدیران آموزشی دوره دوم متوسطه چه استاندارد و شاخص‌هایی باید داشته باشند تا از عهده انجام وظایف مدیریتی خویش به‌طور اثربخش برآیند؟

 

 

 

1-2    بیان مسئله و ضرورت پژوهش

 

در فرهنگ لغات بین‌المللی تعلیم و تربیت، مدیریت آموزشی را به کار بردن عنوان و روش‌های اداره سازمان‌های تربیتی با در نظر گرفتن هدف‌ها و سیاست‌های کلی تعلیم و تربیت تعریف می‌کنند. کیمبل وایز در کتاب مدیریت و رهبری آموزشی می‌نویسد: «رهبری آموزشی عبارت است از یاری به بهبود کار آموزشی و عملی که معلم را یک قدم پیش‌تر ببرد» (وایلز، 1369).

در تمامی حرفه‌های مبتنی بر مدیریت، آماده‌سازی مدیران برای ایفای نقش خود و بهبود اثربخشی وی در محیط یادگیری، بر مبنای استانداردهایی در این رابطه ضروری است (مؤسسه استرالیایی تدریس و رهبری مدرسه[1]، 2012).

بنابراین سرمایه‌گذاری در خصوص کیفی سازی نیروهای آموزش‌و‌پرورش و به‌خصوص مدیران آموزشی، از طریق استانداردسازی تأثیر به سزایی در وضعیت کیفی و کارایی نظام آموزش‌وپرورش کشور خواهد داشت (خنیفر، جندقی، و عبدالحسینی، 1386).

استاندارد سطحی از کیفیت است که از سوی عموم قابل‌قبول دانسته شده است (فرهنگ لغت آکسفورد[2]، 2012). استاندارد مدرکی است دربرگیرنده قواعد، راهنمایی‌ها یا ویژگی‌هایی برای فعالیت‌ها یا نتایج آن‌ها به‌منظور استفاده عمومی و مکرر که از طریق هم‌رأیی فراهم و به‌وسیله سازمان شناخته‌شده‌ای تصویب‌شده باشد و هدف از آن دست‌یابی به میزان مطلوبی از نظم (و بهبود کیفیت) در یک زمینه خاص است (جابری مقدم و خنیفر، 1386).

استاندارد و استانداردسازی پدیده‏های جدیدی نیستند و ریشه در تاریخ زندگی بشر دارند. نگاهی به تاریخ علم در جهان نشان می‏دهد که مصریان، فینیقی‌ها، آشوریان، ایرانیان، یونانیان، رومی‏ها و سایر اقوام وسایلی ساخته بودند و برای ساخت آن‌ها و استفاده از آن‌ها معیارهای خاصی داشتند (لیندبرگ[3]، 1376). درحالی‌که هنوز گروهی در مورد امکان تدوین استاندارد برای منابع انسانی تردید دارند و معتقدند استانداردسازی سدی در مقابل پیشرفت جامعه‏ی انسانی و از بین برنده‏ی خلاقیت و نوآوری در فرد و سازمان است، در کشورهایی چون آمریکا، استرالیا، اندونزی و روسیه به‌منظور استاندارد نمودن نیروی انسانی و ازجمله مدیران آموزشی کمیته‏های ویژه‏ای تشکیل‌شده است (خنیفر، جندقی، و عبدالحسینی، 1386).

یکی از عناصر مهم و اساسی در آموزش‌وپرورش مدیران مدارس هستند. به‌طوری‌که به‌جرئت می‌توان گفت تمام اعمال و رفتار، گفتار و کردار و حتی ویژگی‌های شخصی و انفرادی، اخلاقی، علمی و اعتقادی آن‌ها در کارکرد آموزش‌وپرورش تأثیر بسزایی دارد. توصیف و بررسی چگونگی مدیریت مدارس و تأثیراتی که به‌جا می‌‎گذارند، به‌ویژه در مقطع متوسطه که رو به تحول است، امری اساسی محسوب می‌شود، چراکه «دوره متوسطه یک دوره برزخ یا دوره انتقالی میان آموزش پایه عمومی و غیرتخصصی است.» (غلامی، 1387).

اهمیت و جایگاه مدیران آموزشی در جامعه و حساسیت مردم نسبت به فعالیت‏ها و عملکرد آنان، ضرورت پرداختن به این موضوع را دوچندان کرده است، زیرا آموزش‌وپرورش مقوله‏ای پیچیده، گسترده و همراه با پویایی مداوم و سریع است. لذا مجموعه این ویژگی‏ها به امر آموزش‌وپرورش ظرافت خاصی بخشیده است. ازآنجایی‌که مدیران مدارس پایه‏ای‏ترین مدیران آموزش‌وپرورش هستند، شناخت صلاحیت‏های لازم برای مدیران این حوزه و کسانی که مستعد مدیریت آموزش‌وپرورش هستند از اهمیت خاصی برخوردار است. از سوی دیگر این شناخت می‏تواند ابزار مفید و پایه‏ای در ارزیابی و توسعه مدیران فعلی کشور باشد (علاقبند، 1389).

از طرفی، عملکرد مدیران در ابعاد گسترده وابسته به وضعیت و کیفیت شخص مدیر است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند که مقررات موجود و به‌نوعی ضوابط عملکرد هم پاسخ‌گوی نیازهای نظام آموزش‌وپرورش نیست و به هر صورت در هنگام اجرا تحت تأثیر سلیقه‌های شخصی قرار می‌گیرد. مدیریت آموزشی در آموزش‌وپرورش ایران که از سال 1302 با نخستین مقررات استخدامی حالتی نیمه‌رسمی یافت و در سال 1345 با تدوین طبقه‌بندی مشاغل، حالتی رسمی به خود گرفت؛ و پس از سال 1352 تغییر چندانی در هیچ‌کدام از شغل‌های دولتی نیز صورت نگرفته است. مدیریت آموزشی در آموزش‌وپرورش با تلاطم‌ها و چالش‌هایی روبه‌رو بوده اما تابه‌حال محتوی مشاغل آن عملاً به‌صورت متمرکز و کشور شمول وجود خارجی نداشته است (خنیفر، 1383).

بررسی‌ها نشان می‌دهد که مدارس در ایران به شکل سنتی و به دست افرادی اداره می‌شوند که سابقه معلمی دارند و فاقد تخصصی در مدیریت آموزشی یا مدیریت‌اند و در کنار آن واقعیت‌ها نشان می‌دهد که مقررات و ضوابط عملکرد مدیران آموزشی کلی و مبهم است و پاسخگوی نظام آموزش‌وپرورش نیست و در اجرا نیز تحت تأثیر اعمال سلیقه‌ها قرار می‌گیرد. نارسایی‌ها و مشکلات مربوط به مدیران مدارس در ایران ناشی از این است که به‌رغم وجود شرح وظایف تصویب‌شده برای مدیران آموزشی و وجود نظام ارزشیابی عملکرد مدیران مدارس «استانداردهای سنجش عملکرد» یا «شایستگی‌های عملکرد» شفافی برای ارزشیابی عملکرد مدیران آموزشی در کشور وجود ندارد و مدیریت منابع انسانی در نظام آموزش‌وپرورش فاقد الگوی مناسب برای استانداردسازی عملکرد مدیران آموزشی است تا بر اساس آن الگو استانداردهای عملکرد یا متناسب با انتظارات، اهداف و نیازهای ذینفعان درونی و بیرونی سازمان‌های آموزشی با توجه به تحولات عصر جدید تعیین و متناسب با الگوی اجرای راهبری و بهسازی شود (قورچیان، و محمودی، 1383).

در این میان کشورهای پیشرو در عرصه تعلیم و تربیت اقدام به استانداردسازی مدیران مدارس خود نموده‌اند:

ایالات‌متحده امریکا در دهه 90 اقدام به تعریف استانداردهای آموزشی به‌صورت ملی نمود؛ و در ادامه استانداردهای ایالتی خود را برای مدیران مدارس معرفی نمود.

استرالیا، کانادا، ایرلند شمالی، آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی اقدام به تعریف بهترین استانداردها برای مدیران مدارس خود نموده‌اند تا شاخصی برای ارزیابی مدیران خود داشته باشند.

توجه به نقش و کارکردهای استانداردسازی عملکرد مدیران مدارس اهمیت و ضرورت تدوین استانداردهای شغلی مدیران آموزشی دوره متوسطه را نشان می‌دهد (قورچیان، و محمودی، 1383):

  • استانداردها میزان و اندازه شایستگی‌های فردی و حرفه‌ای کارکنان را تعیین می‌کند،
  • چهارچوبی برای ارزیابی کیفیت عملکرد آنان محسوب می‌شود،
  • استانداردها میزانی برای به‌کارگیری افراد جدیدند،
  • استانداردها بنیادی برای رشد حرفه‌ای و شخصی فردند، و
  • استانداردها نقش مؤثری در اجرای برنامه‌های راهبردی نظام جامع (نظام کلان سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی) و نظام مرجع (نظام آموزش‌وپرورش) دارند.

با توجه به ناکافی بودن پژوهش‌های پیشین و اهمیت ویژه موضوع، ضروری است، تدوین استانداردها و شاخص‌هایی برای مدیران مدارس به‌منظور ارتقا سطح کیفی مدیران مدارس و ارزیابی درست ایشان.

از این رو این پژوهش به شناسایی و تدوین استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه پرداخته است.

 

 

 

 

 

 

1-3    اهداف پژوهش

 

 

1-3-1    هدف کلی پژوهش

 

شناسایی استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه

 

 

1-3-2   اهداف جزئی پژوهش

 

  1. شناسایی مؤلفه‌های استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه
  2. شناسایی روابط بین مؤلفه‌های استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه

 

 

1-4    سؤالات پژوهش

 

  1. مؤلفه‌های استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه چیست؟
  2. چه روابطی بین مؤلفه‌های استانداردهای شغلی مدیران مدارس متوسطه برقرار است؟

 

 

1-5    تعاریف اصطلاحات پژوهش

 

1-5-1   استاندارد

 

واژه استاندارد در فرهنگ‌ باطنی‌(1375) مترادف‌ معیار، ملاک، میزان، سطح، حد مطلوب، ستون، پرچم و نشان آمده است. در زبان فرانسوی باستان نیز واژه‌ اسـتاندارد بـه معنی پرچم و از ترکیب ریشه لاتـینی اسـتند (STAND) یعنی‌ گستردن‌ و برافراشتن‌ و ارد (ARD) به معنی پرچم است.

استاندارد را معیار، مقدار و کیفیت اجرای یک کار که به‌وسیله عادت، توافق یا مرکز ذی‌صلاح تعیین‌شده است و در یک‌زمان معین مبنای مقایسه قرار می‌گیرد تعریف نموده‌اند (زاهدی، 1381).

استانداردها، معیار، ملاک یا هنجار یا نرمی است که به‌منظور مقایسه و محک زدن چیزی، فعالیتی یا امری به‌کاربرده می‌‌شود (حسینی نسب، و علی اقدم، 1375).

استاندارد به این سؤال پاسخ می‌دهد که چقدر از ملاک موردنظر کافی است تا بتوان وضعیت آن را مطلوب قلمداد کرد (بازرگان، 1380).

استاندارد کردن فرآیند تعیین و تصریح مجموعه‌ای از قواعد، مقررات و رویه‌ها برای هر کار یا وظیفه؛ یعنی استاندارد محدوده فعالیت‌های فرد را مشخص ساخته و به آن جهت می‌دهد (چلادورای[4]، 2006).

 

 

1-5-2    استاندارد شغلی

 

مشخصات شایستگی‌ها و توانمندی‌های موردنیاز برای عملکرد مؤثر در محیط کار را استاندارد شغل می‌گویند. این مجموعه وظایف در فرآیند نیازسنجی حاصل‌شده و بسندگی و کفایت آن را خبرگان حرفه‌ای تعیین می‌کنند (خنیفر، مسلمی، و بهمنیار، 1389).

 

 

1-5-3   شایستگی

 

اصطلاح شایستگی برای توصیف مجموعه‌ای از رفتارها که ترکیب واحدی از دانش، مهارت، توانایی‌ها و انگیزه‌ها را منعکس می‌کند و با عملکرد در یک نقش سازمانی مرتبط است، بکار می‌رود. به‌عنوان‌مثال شایستگی گوش دادن که معمولاً در مدل‌های شایستگی وجود دارد. شامل رفتارهایی از قبیل تماس چشمی، تکان دادن سر، تصدیق شفاهی، تعبیر صحیح و… است. اینکه یک فرد چطور شایستگی گوش دادن را به‌طور مناسب به کار ببرد، به داشتن دانش درباره گوش دادن، مهارت درباره رفتارهای گوش دادن و انگیزه برای گوش دادن وابسته است (کرمی، 1386).

 

1-5-4   شایستگی مدیران

 

شایستگی‌های مدیران عبارت است از: خصوصیات و رفتارهایی که منجر به اثربخشی آنان در محیط شغلی شود (خنیفر، 1383).

 

 

1-5-5   شایستگی شغلی

 

یک الگوی شایستگی شغلی، ترکیب خاص شایستگی‌ها (دانش، مهارت‌ها و ویژگی‌ها) را که برای انجام یک نقش در یک سازمان به‌صورت مؤثر لازم است، مشخص می‌کند (لوسیا[5]، و لپسینگر[6]، 1999).

[1] Australian Institute for Teaching and School Leadership (AITSL)

[2] Oxford dictionary

[3] Lindberg

[4] Chelladurai

[5] Lucia, A.

[6] R. Lepsinger

تعداد صفحه :91

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه های دانلودی رشته مدیریت

 

 در این صفحه لیست همه پایان نامه های رشته مدیریت

سایت سبز فایل را در یک صفحه می توانید ببینید

و برای استفاده در پروپوزال ،پایان نامه، تحقیق ، پروژه ، گزارش سمینار

و دیگر فعالیت های علمی خودتان از آنها استفاه کنید


Widget not in any sidebars

دانلود پایان نامه : مدل هوشمند برای پیش بینی میزان موفقیت دانشجویان در یادگیری الکترونیکی

چکیده

آموزش الکترونیکی در مؤسسه­های آموزش عالی به ویژه در حوزه آموزش مهندسی ایران در حال توسعه چشمگیر است. پذیرش دانشجو برای تحصیل به روش الکترونیکی در ایران و جهان با چالشی مشترک و پدیده­ای تحت عنوان افت تحصیلی مواجه بوده به گونه­ای که آماری بین 20 تا 80 درصد برای افت تحصیلی گزارش شده که این میزان دو برابر آموزش متداول است. در راستای شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت یادگیرنده الکترونیکی در جامعه پژوهشی حاضر که مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه علم و صنعت ایران است، تحقیقی کمّی- کیفی اجرا شد. نمونه پژوهش 738 یادگیرنده الکترونیکی بود. داده‌های کمّی پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی سازه ابزار با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، روایی پیش­بین با استفاده از روش تحلیل رگرسیون و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. داده‌های کیفی نیز از طریق مصاحبه، جلسات برخط، فروم و پیام­های دانشجویان گردآوری و مورد تحلیل کیفی قرار گرفت.
نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد، مدل رگرسیونی که تجارب یادگیری الکترونیکی را در بر می­گیرد 66.7%، متغیرهای دموگرافیک 24.8%؛ پیشینه تحصیلی 23.1%؛ متغیر­های روانی- فنی 16.4%؛ مدیریتی 14.6%؛ اجتماعی- اقتصادی 8% و رسانه­ای 4.4% از تغییرات معدل کل یادگیرنده الکترونیکی را تبیین می­کنند. معنی­دارترین متغیر­های پیش­بین در هر کدام از مدل­ها عبارت بود از: معدل ترم اول دانشجو در تحصیل الکترونیکی، سن، معدل مقطع قبل، اضطراب امتحان، خودگردانی، سکونت در شهرستان، دارا بودن لپ­تاپ. با استفاده از مدل معادلات ساختاری، مدلی تدوین و آزمون شد. این مدل 72% از تغییرات معدل کل یادگیرنده الکترونیکی را تبیین کرده و برازش مطلوب نیز داشت (2.294=X2/Df).
در بخش تحلیل کیفی پژوهش، پس از تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری باز و محوری، 11 کد محوری استخراج شد. پنج کد محوری که بیشترین فراوانی را داشتند عبارتند از: 1) تبعیض گذاشتن بین دانشجوی مجازی و روزانه؛ 2) عدم شرکت در کلاس مجازی؛ 3) مسائل روان‌شناختی محیط یادگیری الکترونیکی؛ 4) وفق نیافتن با سیستم مجازی؛ 5) مشکلات کلاس مجازی.
در راستای شناسایی مدل مناسب هوش مصنوعی، از روش داده­کاوی آموزشی استفاده شد. پیش­بینی وضعیت دانشجو در یادگیری الکترونیکی به دو صورت مسئله طبقه­بندی و رگرسیونی تعریف شد. نتایج میانگین خطای مطلق نشان داد برای مسئله رگرسیونی، الگوریتم M5′ (از مدل­های درخت تصمیم­گیری) و M5Rules (از مدل­های استنتاج قانون) دقیق­ترین و پایاترینِ مدل­ها هستند. برای مسئله طبقه­بندی نیز الگوریتم JRip (از مدل­های استنتاج قانون) قدرت پیش­بینی مطلوب­تری نسبت به سایر مدل­ها داشت. مدل­های پیش­بینی درخت تصمیم و استنتاج قانون به دلیل قابلیت تفسیر نتایج و قدرت پیش­بینی بر مدل­های دیگر چون شبکه عصبی ترجیح داده شد. در پایان نتایج مربوط به یافته­های پژوهش بحث و پیشنهادات کاربردی برای کاهش افت و افزایش موفقیت یادگیرنده الکترونیکی ارائه شد.
واژگان کلیدی: یادگیری الکترونیکی، افت تحصیلی، یادگیری ماشینی، هوش مصنوعی، داده­کاوی آموزشی
 

فهرست مطالب

چکیده أ‌
فهرست مطالب.. ب‌
فهرست جداول. ح‌
فهرست اشکال. د‌
فهرست نمودارها ذ‌

  1. فصل اوّل (کلیات پژوهش). 1

1-1 مقدمه. 2
1-2 بیان مسئله. 3
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق.. 6
1-4 سؤال ‌های تحقیق.. 8
1-5 اهداف تحقیق.. 9
1-6 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی.. 9
1-6-1 تعاریف مفهومی. 9
1-6-2 تعاریف عملیاتی. 10
1-7 خلاصه فصل.. 11

  1. فصل دوّم (مرور مطالعاتی). 13

2-1 یادگیری الکترونیکی.. 14
2-2 تاریخچه آموزش‌های از راه دور و  الکترونیکی.. 18
2-3 نظریه ها و مدل های موفقیت و افت تحصیلی در یادگیری الکترونیکی.. 20
2-4 هوش مصنوعی و آموزش… 33
2-4-1 هوش.. 34
2-4-2 هوش مصنوعی. 35
2-4-3 کاربردهای آموزشی هوش مصنوعی. 38
2-4-4 الگوریتم های پیش بینی هوش مصنوعی. 49
2-5 پیشینه پژوهش های پیش بینی موفقیت تحصیلی.. 53
2-5- 1 پیشینه مبتنی بر روش‌هایی کمّی و آمیخته. 54
2-5- 2 پیشینه پژوهش های مبتنی بر معادلات ساختاری. 65
2-5-3 پژوهش های مبتنی بر مدل های هوشمند. 69
2-5-4 جمع بندی پیشینه پژوهش ها و ارائه مدل ساختاری پیشنهادی. 84
2-6 خلاصه فصل.. 91

  1. فصل سوّم (روش شناسی). 92

3-1 روش تحقیق.. 93
3-2 روش گردآوری اطلاعات و داده ها 94
3-3 روایی و پایایی ابزار پژوهشی.. 95
3-3-1 ساخت پرسشنامه. 98
3-3-2 روش گردآوری داده ها برای اعتباریابی ابزار پژوهش… 100
3-3-3روایی  سازه ابزار 101
3-3-4 پایایی پرسشنامه. 103
3-3-5 روایی  پیش بین ابزار 104
3-4 جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه. 106
3-5 روش تجزیه و تحلیل داده ها 108
3-6 خلاصه فصل.. 110

  1. فصل چهارم (یافته های پژوهش). 111

4-1 تحلیل  توصیفی  داده ها 112
4-2 بررسی مفروضه های استفاده از رگرسیون.. 113
4-2- 1 پیش فرض رابطه خطی بین متغیرها 114
4-2- 2 پیش فرض نرمال بودن متغیر وابسته. 116
4-3 آمار توصیفی متغیرهای پژوهش… 117
4-4 هدف اوّل: نقش پیش بین متغیرهای دموگرافیک… 121
4-4-1 متغیرهای دموگرافیک و پیش بینی افت تحصیلی. 123
4-5 هدف دوّم: نقش پیش بین متغیرهای مربوط به پیشینه تحصیلی.. 125
4-5- 1 پیشینه تحصیلی و پیش بینی افت تحصیلی. 127
4-6 هدف سوّم: نقش پیش بین متغیرهای اجتماعی- اقتصادی.. 128
4-6-1 وضعیت اجتماعی – اقتصادی و پیش بینی افت تحصیلی. 130
4-7 هدف چهارم: نقش پیش بین متغیرهای روانی- فنی.. 131
4-7-1 متغیرهای روانی-فنی و پیش بینی افت تحصیلی. 133
4-8 هدف پنجم: نقش پیش بین متغیرهای رسانه ای.. 134
4-8-1 متغیرهای رسانه ای و پیش بینی افت تحصیلی. 136
4-9 هدف ششم: نقش پیش بین متغیرهای تجارب یادگیری الکترونیکی.. 137
4-9-1 تجارب یادگیری الکترونیکی و پیش بینی افت تحصیلی. 139
4-10 هدف هفتم: نقش پیش بین متغیرهای مدیریتی.. 140
4-10-1 متغیرهای مدیریتی و پیش بینی افت تحصیلی. 142
4-11 آزمون مدل روابط ساختاری.. 143
4- 12 هدف هشتم: علل موفقیت و عدم موفقیت دانشجویان (تحلیل کیفی). 147
4-12 -1 عوامل مؤثر بر موفقیت و افت (منحصر به آموزش الکترونیکی) 149
4-12 -2 عوامل مؤثر بر موفقیت و افت (مشترک ولی مهم در آموزش الکترونیکی) 156
4-12 -3 عوامل مؤثر بر موفقیت و افت (مشترک) 162
4- 13 هدف نهم: شناسایی مدل مناسب هوش مصنوعی برای پیش بینی موفقیت.. 163
4-13-1 شناسایی مدل های مناسب برای پیش بینی میزان موفقیت (رگرسیون) 167
4-13-2 شناسایی مدل های مناسب برای پیش بینی موفقیت (طبقه بندی) 169
4-14 هدف دهم:آزمون مدل هوش مصنوعی.. 171
4-14-1 آزمون مدل های پیش بینی میزان موفقیت (رگرسیون) 172
4-14-2 آزمون مدل های پیش بینی موفقیت (طبقه بندی) 175
4- 15 خلاصه فصل.. 179

  1. فصل پنجم (بحث و بررسی). 183

5-1 بحث یافته های  هدف  اول پژوهش… 184
5-2 بحث یافته های  هدف  دوم پژوهش… 188
5-3 بحث یافته های  هدف  سوم پژوهش… 190
5-4 بحث یافته های هدف  چهارم پژوهش… 193
5-5 بحث یافته های هدف  پنجم پژوهش… 196
5-6 بحث یافته های هدف  ششم  پژوهش… 197
5-7 بحث یافته های هدف  هفتم  پژوهش… 200
5-8 بحث یافته های مدل معادلات ساختاری.. 200
5-9 بحث یافته های هدف هشتم پژوهش(کیفی). 202
5-9-1 بحثی پیرامون ضرورت آموزش تلفیقی. 203
5-9-2 بحثی پیرامون علل عدم مشارکت دانشجو در کلاس مجازی.. 204
5-10 بحث یافته های هدف نهم و دهم پژوهش (مدل هوشمند). 207
5-11 پیشنهاد برای کاهش افت و افزایش موفقیت.. 211
5-12 محدودیت های پژوهش… 214
5-13 پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده. 214
منابع و مأخذ. 215
منابع فارسی. 215
منابع لاتین. 216
پیوست ها 224
پیوست 1: پرسشنامه تحقیقاتی. 224
پیوست 2: کدهای باز مربوط به علل عدم موفقیت.. 228
پیوست 3: کدهای باز مربوط به علل موفقیت.. 232
پیوست 4: قواعد درخت تصمیم برای مشخصه های پرسشنامه ای.. 234
پیوست 5: شمایی از معماری ورژن 1 نرم افزار پیش بین. 242
 
 
 
 
 
 

فهرست جداول

جدول ‏1‑1:آمار مقایسه ای افت تحصیلی در آموزش الکترونیکی. 7
جدول ‏2‑1: اصطلاحات به کار رفته برای انواع آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات.. 14
جدول ‏2‑2: آموزش به کمک رایانه و سیستم‌های آموزشی هوشمند. 40
جدول ‏2‑3: شاخص های مقایسه ای رگرسیون. 71
جدول ‏2‑4: نتایج مقایسه الگوریتم ها در پژوهش لوون. 71
جدول ‏2‑5: نتایج مقایسه الگوریتم ها در پژوهش کُتسیانتیس و همکارانش… 72
جدول ‏2‑6: مقایسه صحت طبقه بندی در پژوهش بوگارد و همکاران. 83
جدول ‏3‑1 : عوامل، گویه ها و بار عاملی پرسشنامه. 102
جدول ‏3‑2: پایایی پرسشنامه. 103
جدول ‏3‑3: خلاصه مدل رگرسیون. 104
جدول ‏3‑4: نتایج تحلیل واریانس… 104
جدول ‏3‑5: ضرایب استاندارد و استاندارد نشده متغیرها 105
جدول ‏3‑6: جامعه آماری پژوهش… 106
جدول ‏3‑7: نمونه آماری پیش بینی شده 107
جدول ‏3‑8: نمونه واقعی پژوهش… 107
جدول ‏3‑9: خلاصه روش پژوهش و تحلیل. 110
جدول ‏4‑1: نظام کد دهی به متغیرها 112
جدول ‏4‑2 :نتایج تحلیل همبستگی اسپیرمن برای متغیرهای اسمی و ترتیبی. 114
جدول ‏4‑3: همبستگی متغیرهای نسبتی و فاصله ای با متغیر ملاک.. 115
جدول ‏4‑4: آزمون نرمال بودن متغیر ملاک.. 117
جدول ‏4‑5: آمار توصیفی متغیرهای پیش بین و ملاک (نسبتی و فاصله ای) 117
جدول ‏4‑6: آمار توصیفی بر حسب جنسیت و وضعیت تأهل. 119
جدول ‏4‑7: آمار توصیفی متغیرهای اجتماعی – اقتصادی (اشتغال، سکونت، هزینه تحصیل) 120
جدول ‏4‑8 : آمار توصیفی متغیرهای رسانه ای (لپ تاپ، تلفن همراه، دسترسی به اینترنت) 120
جدول ‏4‑9: همبستگی متغیرهای دموگرافیک با متغیر ملاک.. 121
جدول ‏4‑10: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای دموگرافیک.. 122
جدول ‏4‑11: تحلیل واریانس مدل رگرسیون متغیرهای دموگرافیک.. 122
جدول ‏4‑12: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای متغیرهای دموگرافیک.. 123
جدول ‏4‑13: مقایسه آمار افت تحصیلی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد. 123
جدول ‏4‑14: جدول طبقه بندی بر اساس متغیرهای دموگرافیک.. 124
جدول ‏4‑15: نقش متغیرهای دموگرافیک در معادله رگرسیون لجستیک.. 124
جدول ‏4‑16: همبستگی پیشینه تحصیلی با متغیر ملاک.. 125
جدول ‏4‑17: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای پیشینه تحصیلی. 126
جدول ‏4‑18: تحلیل واریانس مدل رگرسیون مربوط به پیشینه تحصیلی. 126
جدول ‏4‑19: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای پیشینه تحصیلی. 126
جدول ‏4‑20: جدول طبقه بندی بر اساس متغیرهای پیشینه تحصیلی. 127
جدول ‏4‑21: نقش متغیرهای مربوط به پیشینه تحصیلی در معادله رگرسیون لجستیک.. 127
جدول ‏4‑22: همبستگی متغیرهای اجتماعی – اقتصادی با متغیر ملاک.. 128
جدول ‏4‑23: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای اجتماعی- اقتصادی.. 129
جدول ‏4‑24: تحلیل واریانس مدل رگرسیون متغیرهای اجتماعی- اقتصادی. 129
جدول ‏4‑25: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای متغیرهای اجتماعی – اقتصادی.. 130
جدول ‏4‑26: جدول طبقه بندی بر اساس متغیرهای اجتماعی – اقتصادی. 131
جدول ‏4‑27 : همبستگی متغیرهای روانی- فنی  با متغیر ملاک.. 131
جدول ‏4‑28: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای روانی – فنی. 132
جدول ‏4‑29: تحلیل واریانس مدل رگرسیون مربوط به متغیرهای روانی – فنی. 132
جدول ‏4‑30: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای متغیرهای روانی – فنی. 133
جدول ‏4‑31: جدول طبقه بندی بر اساس متغیرهای روانی – فنی. 133
جدول ‏4‑32: نقش متغیرهای روانی – فنی در معادله رگرسیون لجستیک.. 134
جدول ‏4‑33 : همبستگی متغیرهای رسانه ای  با متغیر ملاک.. 134
جدول ‏4‑34: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای رسانه ای.. 135
جدول ‏4‑35: تحلیل واریانس مدل رگرسیون مربوط به متغیرهای رسانه ای.. 135
جدول ‏4‑36: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای متغیرهای رسانه ای.. 136
جدول ‏4‑37: جدول طبقه بندی بر اساس متغیرهای رسانه ای.. 136
جدول ‏4‑38: همبستگی تجارب یادگیری الکترونیکی با متغیر ملاک.. 137
جدول ‏4‑39: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای تجارب یادگیری الکترونیکی. 138
جدول ‏4‑40: تحلیل واریانس مدل رگرسیون برای تجارب یادگیری الکترونیکی. 138
جدول ‏4‑41: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای تجارب یادگیری الکترونیکی. 138
جدول ‏4‑42: جدول طبقه بندی بر اساس تجارب یادگیری الکترونیکی. 139
جدول ‏4‑43: نقش تجارب یادگیری الکترونیکی در معادله رگرسیون لجستیک.. 140
جدول ‏4‑44: همبستگی متغیرهای مدیریتی با متغیر ملاک.. 141
جدول ‏4‑45: خلاصه مدل رگرسیون برای متغیرهای مدیریتی. 141
جدول ‏4‑46: تحلیل واریانس مدل رگرسیون برای متغیرهای مدیریتی. 141
جدول ‏4‑47: ضرایب استاندارد شده و استاندارد نشده برای متغیرهای مدیریتی. 142
جدول ‏4‑48: جدول طبقه بندی بر اساس متغیرهای مدیریتی. 142
جدول ‏4‑49: چولگی و کشیدگی متغیرها (فرض نرمال بودن) 143
جدول ‏4‑50 :ضرایب استاندارد مستقیم برای مدل اولیه. 144
جدول ‏4‑51: ضرایب استاندارد غیر مستقیم برای مدل اولیه. 144
جدول ‏4‑52: شاخص های نیکویی برازش مدل اولیه. 145
جدول ‏4‑53: مهم‌ترین متغیرهای پیش بین موفقیت یادگیرنده الکترونیکی. 145
جدول ‏4‑54: شاخص های نیکویی برازش مدل تعدیل شده 146
جدول ‏4‑55: ضرایب مسیر مستقیم برای مدل تعدیل شده 147
جدول ‏4‑56: ضرایب مسیر غیر مستقیم برای مدل تعدیل شده 147
جدول ‏4‑57: کدهای محوری برای عوامل خاص تأثیرگذار بر افت تحصیلی دانشجوی الکترونیکی. 150
جدول ‏4‑58: کدهای محوری برای عوامل خاص تأثیرگذار بر موفقیت دانشجوی الکترونیکی. 156
جدول ‏4‑59: کدهای محوری برای عوامل مشترک ولی مهم بر افت تحصیلی دانشجوی الکترونیکی. 157
جدول ‏4‑60: کدهای محوری برای عوامل مشترک ولی مهم بر موفقیت دانشجوی الکترونیکی. 161
جدول ‏4‑61:کدهای محوری برای عوامل مشترک موثر بر افت تحصیلی دانشجوی الکترونیکی و حضوری.. 162
جدول ‏4‑62: کدهای محوری برای عوامل مشترک بر موفقیت دانشجوی الکترونیکی و حضوری. 162
جدول ‏4‑63 : مشخصه های ورودی و ارزش های مربوطه. 164
جدول ‏4‑64: مشخصه های پرسشنامه ای و ارزش های مربوطه. 164
جدول ‏4‑65: کارآیی الگوریتم های پیش بینی رگرسیونی با داده های آموزش.. 168
جدول ‏4‑66: الگوریتم های بکار رفته برای حل مسئله طبقه بندی.. 169
جدول ‏4‑67 : کارآیی الگوریتم های پیش بینی طبقه بندی با داده های آموزش.. 170
جدول ‏4‑68: کارآیی الگوریتم های پیش بینی رگرسیونی با داده های تست.. 172
جدول ‏4‑69: کارآیی الگوریتم های پیش بینی طبقه بندی  با داده های تست.. 175
جدول ‏5‑1 : خلاصه تحقیقات مرتبط با متغیرهای دموگرافیک.. 185
جدول ‏5‑2: خلاصه تحقیقات مرتبط با پیشینه تحصیلی. 189
جدول ‏5‑3: خلاصه تحقیقات مرتبط با وضعیت اجتماعی – اقتصادی. 191
جدول ‏5‑4: مقایسه معدل دانشجویان بر حسب سرعت اینترنت.. 197
 

فهرست اشکال

شکل ‏2‑1: مفاهیم مرتبط با یادگیری الکترونیکی. 16
شکل ‏2‑2: مدل طولی “تینتو”. 23
شکل ‏2‑3: مدل مسیر “کمبر” برای افت تحصیلی در آموزش از راه دور 24
شکل ‏2‑4 :مدل مسیر “بویلز”. 25
شکل ‏2‑5:‏ مدل “برنارد و هانگ” برای ماندگاری دانشجو در یادگیری الکترونیکی. 27
شکل ‏2‑6: مدل “بکِله” برای عوامل موثر بر موفقیت یادگیری الکترونیکی. 29
شکل ‏2‑7: مدل ادامه تحصیل در یادگیری الکترونیکی. 30
شکل ‏2‑8: مدل مسیر “شین و کیم”. 31
شکل ‏2‑9: مدل “ونسترا، دی و هرین” برای ماندگاری دانشجویان مهندسی. 32
شکل ‏2‑10: اجزاء سیستم آموزش هوشمند مبتنی بر وب.. 43
شکل ‏2‑11: نورون بیولوژیک.. 51
شکل ‏2‑12: پرسپترون. 52
شکل ‏2‑13: پرسپترون چند لایه. 52
شکل ‏2‑14: فرایند یادگیری شبکه های پس انتشار 53
شکل ‏2‑15: مدل مسیر پیشنهادی پژوهش حاضر 88
شکل ‏4‑1: آزمون مدل ساختاری اولیه. 144
شکل ‏4‑2: مدل ساختاری معنی دار 146
شکل ‏5‑1: عوامل زمینه ساز عدم مشارکت در کلاس مجازی. 206
شکل ‏5‑2: نمونه خروجی الگوریتم M5rules بر حسب مشخصه های پرسشنامه ای.. 208
شکل ‏5‑3 : نمونه خروجی الگوریتم J48 بر حسب مشخصه های پرسشنامه ای.. 210
 

فهرست نمودار­ها

نمودار ‏4‑1: مقایسه معدل مقطع قبل، ترم اول و کل. 118
نمودار ‏4‑2: مقایسه میانگین متغیرهای پرسشنامه ای.. 118
نمودار ‏4‑3 : کارآیی مدل های رگرسیونی در مرحله آموزش و تست با تمام مشخصه ها 172
نمودار ‏4‑4: کارآیی مدل های رگرسیونی در مرحله آموزش و تست با تمام مشخصه ها بدون معدل ترم اول. 173
نمودار ‏4‑5: کارآیی مدل های رگرسیونی در مرحله آموزش و تست با مشخصه های پرسشنامه ای.. 174
نمودار ‏4‑6: کارآیی مدل های رگرسیونی در مرحله آموزش و تست با مشخصه های ورودی.. 174
نمودار ‏4‑7: کارآیی مدل های طبقه بندی در مرحله آموزش و تست با تمام مشخصه ها 176
نمودار ‏4‑8 :کارآیی مدل های طبقه بندی در مرحله آموزش و تست با تمام مشخصه ها بدون معدل ترم اول. 177
نمودار ‏4‑9: کارآیی مدل های طبقه بندی در مرحله آموزش و تست با مشخصه های پرسشنامه ای.. 178
نمودار ‏4‑10: کارآیی مدل های طبقه بندی در مرحله آموزش و تست با مشخصه های پرسشنامه ای.. 179
 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 

1.  فصل اوّل (کلیات پژوهش)

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

1-1 مقدمه

سرعت توسعه و پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات با سایر فناوری­ها قابل قیاس نیست. در مقام مقایسه، بعد از اختراع رادیو 38 سال طول کشید تا 50 میلیون نفر از آن استفاده کنند، این مدت برای تلویزیون 13 سال و برای رایانه­های شخصی 16 سال طول کشید. در حالی که این مدت زمان برای پذیرش و به‌کارگیری اینترنت 4 سال بوده است (هنری، کوک و مونتز[1]، 1997 به نقل از ولش[2]،2007). این توسعه سریع و چشم­گیر عرصه­های مختلف صنعت، کشاورزی و خدمات را تحت تأثیر خود قرار داده است. عرصه تعلیم- تربیت و تربیت نیروی انسانی نیز از این تحولات بی­نصیب نمانده است. آموزش مبتنی بر رایانه، آموزش مدیریت شده توسط رایانه، آموزش به کمک رایانه، آموزش مبتنی بر وب، کارآموزی مبتنی بر وب، یادگیری مبتنی بر وب، یادگیری ارتقاء داده شده توسط وب، خودآموزهای مبتنی بر وب، سیستم­های آموزشی مبتنی بر وب، آموزش مبتنی بر اینترنت، یادگیری بر خط، یادگیری مجازی و مفاهیمی از این قبیل هر چند تفاوت­های اندک و بعضاً قابل توجهی با هم دارند، اما همگی مفاهیمی هستند که در دهه اخیر به شدت در نظام­های آموزشی به چشم می­خورند. تمام این مفاهیم زیر پوشش چتر بزرگ‌تر یادگیری الکترونیکی قرار می­گیرند (آناهینا[3]، 2005). این آموزش­ها با شعارهایی چون فرصت­های برابر آموزشی، ارتقاء کیفیت آموزشی، یادگیری در هر زمان و هر مکان، نوید تحول شگرفی را در نظام­های آموزشی می‌دهد.
یادگیری الکترونیکی به سرعت در حال توسعه کمی است. به گزارش اَمبینت این سایت[4] (2011) – یکی از معتبرترین نهادهای آماری مربوط به یادگیری الکترونیکی- ارزش تولیدات و خدمات یادگیری الکترونیکی تا سال 2010 به 32.1 میلیارد دلار رسیده است. نرخ رشد مرکب سالانه، طی پنج سال 9.2% گزارش شده است؛ پیش­بینی می­شود این درآمد تا سال 2015 به 49.9 میلیارد دلار برسد. هر چند در گزارش مذکور، آمار مربوط به ایران ذکر نشده است اما پیش­بینی شده، آسیا بعد از آمریکا دومین مصرف کننده تولیدات و خدمات یادگیری الکترونیکی باشد. هند، چین و مالزی به ترتیب بزرگ‌ترین بازار جهانی در آسیا محسوب می­شوند. «چاینا ایجو[5]» در چین با 311 هزار دانشجوی آنلاین بعد از دانشگاه فونیکس دومین دانشگاه آنلاین جهان محسوب می­شود. «چاینا کَست[6]» با بیش از 143 هزار دانشجوی آنلاین در کنار دانشگاه «ایدکُن[7]» برزیل، سومین دانشگاه الکترونیکی جهان محسوب می­شود (امبینت این سایت،2011). آمار منتشره آموزش از راه دور آمریکا در سال تحصیلی 2007-2006 نشان­ دهنده این است که 66% از تمام مراکز آموزش عالی این کشور، آموزش خود را به روش از راه دور ارائه می­کنند. اهمیت توجه به آموزش­های الکترونیکی زمانی مشخص می­شود که 77 درصد این دانشگاه­ها آموزش خود را به روش برخط و 12% به روش آموزش تلفیقی و فقط 12% از دانشگاه­ها آموزش خود را در قالب­های قدیمی آموزش از راه دور (مکاتبه­ای) ارائه می­کنند. این بدان معنا است که حدود 90% از مراکز آموزش عالی آمریکا از یادگیری الکترونیکی در سیستم آموزش از راه دور خود استفاده می­کنند (مرکز ملی آمار آموزشی آمریکا[8]، 2008). این آمار توسعه چشم­گیر فقط مربوط به آمریکا نمی­شود بلکه کشورهایی مانند استرالیا به دلیل سابقه زیاد در آموزش از راه دور و پراکندگی جغرافیایی به وفور از آموزش­های الکترونیکی استفاده می­کنند.
توسعه آموزش عالی الکترونیکی در ایران نیز بسیار سریع است. بسیاری از دانشگاه­های جامع ایران چون دانشگاه تهران و دانشگاه شیراز، قریب به یک دهه است که اقدام به پذیرش دانشجو به روش الکترونیکی نموده­اند. از میان دانشگاه­های فنی-مهندسی که پیشگامان این حوزه نیز به شمار می­روند، می­توان به دانشگاه علم و صنعت ایران، امیرکبیر و خواجه نصیرالدین طوسی اشاره کرد. در کنار این دانشگاه­های دولتی، چندین دانشگاه و موسسه آموزش عالی خصوصی نیز اقدام به پذیرش دانشجوی الکترونیکی کرده­اند. مضاف بر این تعداد، در بسیاری از دانشگاه­ها، دانشجویان حضوری می­توانند یک یا چند درس خود را به روش الکترونیکی بگذرانند. در کنار این توسعه کمّی، کیفیت مهم‌ترین دغدغه و موضوع مورد سئوال محققان و پژوهشگران این حوزه است. کاسی[9] (2008) در این مورد آورده است: ارائه دروس آموزش عالی به صورت برخط نویدبخش است، اما نسبت به سایر روش‌هایی آموزشی قرن 21، بیشتر مورد سوء­ظن و بدگمانی است. توسعه کمّی یادگیری الکترونیکی به عنوان یک روش جدید آموزش از راه دور با چالش‌های فراوانی مواجه است. توجه به برخی از چالش­ها مخصوص کشورهای در حال توسعه و برخی نیز دغدغه مشترک تمام کشورها است. موضوعاتی مانند بومی­سازی فناوری­ها و چالش­های حقوقی و قانونی و یا ضعف در شبکه­ها و زیرساخت­های ارتباطی را می­توان چالش منحصر به کشورهای در حال توسعه دانست. یکی از چالش­های مشترک که کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در مدیریت یادگیری الکترونیکی با آن مواجه هستند مسئله بالا بودن شکست و افت تحصیلی دانشجویان در یادگیری الکترونیکی است. این رساله در صدد پرداختن به این مهم است که در ادامه به بیان و مستند سازی این مسئله خواهیم پرداخت.
 

1-2 بیان مسئله

توانمندی­ها و قابلیت­های یادگیری الکترونیکی به حدی است که کمتر شک و شبهه­ای در اثربخشی این فناوری­ها می­رود. این نوع آموزش­ها علاوه بر اینکه تجارب یادگیری را غنی می­سازند و سطح کیفی آموزش­ها را ارتقاء می­دهند، زمینه عدالت آموزشی و فرصت­های برابر را برای آموزش همگان فراهم می­آورند. فراهم نمودن فرصت­های برابر آموزشی در آموزش­های الکترونیکی قابلیتی، ستودنی است. یادگیری الکترونیکی این فرصت را فراهم می­آورد تا افراد ناتوان و بازمانده از تحصیل با دسترسی به یک رایانه و خط اینترنت به آموزشی دست یابند که سایر هم سنخان آن‌ها در دانشگاه و مراکز آموزش حضوری از آن برخوردارند. مراکز آموزش الکترونیکی امروزی را می‌توان همانند اولین مدرسه­هایی دانست که پس از مکتب­خانه توسعه یافته­اند. یک مرکز آموزش الکترونیکی عالی در عصر حاضر حکم دارالفنونی را در قرن 21 دارد که سیستمی جدید، روشی متمایز و چالش­های خاص خود را دارد.
 هر تغییری در مرحله گذار خود تا نهادینه شدن با مشکلاتی چون مقاومت مردم و مسئولین مواجه است. پذیرش تغییر در مواردی چون روش یادگیری دانشجویان، روش تدریس مدرسان، برنامه­ریزی درسی، روش‌هایی ارزشیابی و مدیریت، از جمله چالش­های پذیرش و موفقیت یادگیری الکترونیکی در جهان است. یکی از مهم‌ترین این چالش­ها بالا بودن میزان افت تحصیلی دانشجویان در یادگیری الکترونیکی است به گونه­ای که در مبحث اهمیت پژوهش حاضر خواهیم دید، افت تحصیلی بین 18 تا 54 درصد گزارش شده است که این آمار به مراتب بیشتر از آموزش­های حضوری (متداول) است. این مشکل از اوان فراگیر شدن آموزش­های الکترونیکی در دانشگاه­ها توجه متخصصان و تصمیم گیران را به خود جلب کرده است. بدون شک یکی از دلایل افت تحصیلی بالا، نوپا بودن این نوع نظام آموزشی است و البته انتظار می­رفت با گذشت زمان این افت کاهش یابد. نتایج تحقیقات که به اوایل قرن بیست یکم بر می­گردد، نشان می­دهد در مقوله افت تحصیلی دانشجو در یادگیری الکترونیکی تغییر چندانی حاصل نشده، این در حالی است که با توسعه زیرساخت­های شبکه­ای، دسترسی به اینترنت برای یادگیرندگان و مدرسان به طور قابل توجهی افزایش یافته است؛ با این وجود، نه تنها افت تحصیلی دانشجویان کاهش نیافته است بلکه در برخی از پژوهش­ها، برخلاف انتظار با گذشت زمان میزان آن نیز بیشتر شده است (نگاه کنید به: پارک و چوئی[10]، 2009).
مشکل افت تحصیلی در یادگیری الکترونیکی به دلایل مختلفی حائز اهمیت است و یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت این مقوله، تضمین کیفیت یادگیری الکترونیکی و ارتقاء اثربخشی و کارآمدی این نوع آموزش­ نوپا است. افت، ترک تحصیل یا تکرار پایه­ها هزینه­های قابل توجهی بر مؤسسات آموزشی تحمیل می­کند و از طرفی در صورتی که به ترک تحصیل منجر شود، معنایی جز اتلاف وقت و سرمایه نخواهد داشت.
افت تحصیلی در آموزش­های از راه دور از دیر باز، کانون توجه پژوهشگران این حوزه بوده است. برخی مواقع متخصصان و نظریه‌پردازان آموزش از راه دور به دلیل افت تحصیلی بالا در این نوع از آموزش­ها مورد انتقاد واقع شده‌اند، این پدیده و کاهش آن نیز به عنوان یکی از چالش­های پیش روی آموزش­های برخط مطرح است (رکدال[11]،2004). به زعم برگ و هانگ[12] (2004) بیش از 7 دهه است که مقوله ماندگاری دانشجو با جدیت پژوهش می­شود. این پژوهش­ها منجر به نتایج مفیدی در زمینه عوامل زمینه­ساز و مرتبط با ماندگاری، شده است. تحقیقات مربوط به ماندگاری دانشجو بر مواردی از قبیل: نرخ دانش­آموختگی، الگوهای ماندگاری دانشجو، الگوهای رفتاری فرسودگی دانشجو، روندهای تاریخی و عوامل روانی مرتبط با ماندگاری، متمرکز بوده است. محققان این حوزه در تلاش­هایشان ابزارها و مدل­هایی برای تبیین، سنجش و پیش­بینی افت تحصیلی ارائه کرده­اند. با وجود قدمت زیاد پرداختن به افت تحصیلی در آموزش­های حضوری، پرداختن به این مقوله در آموزش­های از راه دور، خیلی جدید نیست. نمونه اولین مدل­هایی که به مقوله افت تحصیلی در آموزش از راه دور پرداخته است، مدل بوشیر[13] (1973) است (بوشیر،1973 به نقل از برگ و هانگ،2004). این در حالی است که به این مسئله در آموزش­های الکترونیکی کمتر پرداخته شده است.
راحت­ترین استدلال برای تحلیل علت افت تحصیلی این است که دانشجو درس نمی­خواند؛ هر کس درس نخواند مشروط می­شود. هر چند این اصل ساده صادق است اما بیانگر عمق مسئله نیست. در علت شناسی این پدیده تحلیل سادۀ دیگر، این است که مدرس، خوب نتوانسته است محتوا را تدریس نماید به عبارتی روش تدریس مدرس خوب نبوده است و یا تحلیل دیگر می­تواند این باشد که محتوای درس به اندازه­ای سخت بوده که دانشجویان آن‌را نفهمیده­اند. در مورد اول، مشکل افت تحصیلی ناشی از یادگیرنده و در مورد دوم به مدرس و در مورد سوم به محتوا نسبت داده شده است. پژوهش­های فراوانی برای شناسایی علل افت تحصیلی دانشجویان در آموزش­های از راه دور و متعاقب آن در آموزش­های الکترونیکی صورت گرفته است. در این بخش در راستای بیان مسئله و تبیین پیچیده بودن عوامل مرتبط با افت تحصیلی دانشجو، چند نمونه پژوهشی گزارش خواهد شد و در فصل دوم، پیشینه پژوهش­ها تشریح خواهد شد. در یکی از اولین پژوهش­های نظام­مند، علل افت آموزش از راه دور این‌گونه گزارش شده است:

  • کمبود زمان: کار وقت زیادی از دانشجویان را می­گیرد.
  • دلایل مادی.
  • تغییر اساسی در برنامه­های آینده.
  • مریضی.
  • مسائل شخصی.
  • نارضایتی از شرایط تحصیلی و زندگی.
  • رفتن به سربازی.
  • دلایل شخصی و خصوصی.
  • ازدواج.
  • سخت بودن دروس (رکدال، 1972).

در پژوهش دیگری که مستقیماً به علل افت تحصیلی دانشجویان در یادگیری الکترونیکی پرداخته شده است، علل زمینه ساز آن این‌گونه گزارش شده است:

  • عدم زمان کافی.
  • عدم وجود انگیزه.
  • طراحی ضعیف دروس.
  • عدم برخورداری از مدرسان توانمند (فرانکولا[14]،2001).

برخی در تحلیل علل مرتبط با موفقیت تحصیلی دانشجویان به نقش عوامل روان‌شناسانه چون سبک یادگیری[15]، مرکز کنترل[16] و … پرداخته­اند. به عنوان مثال در پژوهشی اثر مرکز کنترل (درونی/ بیرونی) بر بهبود عملکرد یادگیری زبان در آموزش مبتنی بر وب بررسی شده است. نتایج این بررسی حاکی ست، عملکرد و خودکارآمدی دانشجویان با مرکز کنترل درونی به مراتب بهتر از دانشجویان با مرکز کنترل بیرونی بوده است (چانگ و هو[17]، 2009).
همان‌گونه که از نمونه پژوهش­های انجام شده متوجه می­شویم، عوامل متعدد زیرساختی، شبکه­ای، فرهنگی، روانی و اجتماعی زمینه ساز موفقیت و عدم موفقیت دانشجو در یادگیری الکترونیکی است. جهانی بودن پدیده افت تحصیلی از یک طرف و مشکلاتی چون موانع زیر ساختی و فرهنگی یادگیری الکترونیکی؛ این پدیده را در ایران تشدید می­کند. مسئله‌ای که پژوهش حاضر بر آن متمرکز شده، شناسایی عوامل مرتبط با افت ­تحصیلی و شناسایی عوامل پیش­بینی کننده موفقیت دانشجویان در تحصیل الکترونیکی است. علاوه بر این، پژوهش حاضر در صدد ارائه مدلی مبتنی بر هوش مصنوعی است. با این هدف که مدل هوشمند بتواند موفقیت دانشجو را با دقت بیشتری پیش­بینی کند. این توان پیش­بینی، برای دانشجویان الکترونیکی به عنوان یک سیستم هشدار عمل کرده و دانشجو می­تواند با پیش­بینی وضعیت خود، برای مواجه شدن و به حداقل رساندن ریزش تدارک لازم را ببیند. از طرفی، برای مدیران و تصمیم گیران این امکان را فراهم می­آورد تا برای دانشجویان در معرض خطر، خدمات حمایتی آموزشی، مشاوره­ای فراهم آورند و خطر ریزش آنان را به حداقل ممکن برسانند؛ در بحث اهمیت تحقیق بیشتر به این قضیه خواهیم پرداخت.

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق

افت ­تحصیلی، ترک ­تحصیل، مشروطی دانشجویان، انصراف و ناتمام گذاشتن تحصیل، مفاهیمی هستند که هر نظام آموزشی اعم از دانشگاه، مدرسه، موسسه­های کارآموزی و… به نحوی با آن آشنا هستند. این پدیده هر چند برای هر نظام آموزشی اعم از نظام­های متداول و الکترونیکی طبیعی است اما وقتی میزان آن افزایش می­یابد به یکی از بزرگ‌ترین معضلات موسسۀ آموزشی تبدیل شده و دلیلی بر ناکارآمدی آن خواهد بود. این امر در بازار رقابتی منجر به از دست رفتن مشتری و ورشکستگی موسسۀ آموزشی خواهد شد. در نظام­های نوپا، چون آموزش­های الکترونیکی این معضل باعث زیر سئوال رفتن کل آن خواهد شد و پذیرش همگانی آن را به عنوان یک قالب آموزشی زیر سئوال خواهد برد.
هر چند کمتر دانشگاهی میزان افت تحصیلی در یادگیری الکترونیکی را گزارش می­نماید؛ در پژوهش­های پراکنده، اعداد و ارقام متفاوتی گزارش شده است. برخی، نرخ ماندگاری در آموزش­های مبتنی بر وب را 10 تا 20 درصد کمتر از آموزش­های متداول گزارش کرده‌اند (دوهرتی، 2006). در جدول ‏1‑1 به عنوان نمونه، نرخ افت ­تحصیلی در سیستم یادگیری الکترونیکی تک درس، کارآموزی‌های مبتنی بر وب و دوره­های کاملاً الکترونیکی، گزارش شده است. برخی تحقیقات میزان افت را به صورت مقایسه­ای با آموزش حضوری گزارش نموده­اند، برخی نیز به افت تحصیلی در آموزش­های متداول نپرداخته­اند از این رو خانه مربوطه در جدول ‏1‑1 خالی است.
 
جدول ‏1‑1:آمار مقایسه ای افت تحصیلی در آموزش الکترونیکی

نوع سیستم آموزشی بررسی شده آموزش حضوری آموزش الکترونیکی منبع
تک درس برخط 8% 18% لوی[18] (2007)
دروس برخط 25% 48% ردفیلد[19](2004)
دروس برخط 19% 20% بسیج[20](2005)
دروس برخط 16% 21% فریدن برگ[21](2007)
دوره الکترونیکی 23.9% نیستور و نیوبر[22](2010)
کارآموزی برخط 33.7% ویلینگ و جانسون[23](2004)
دروس برخط 35% اسمیت[24](2006)
دوره الکترونیکی 36% یوکسال ترک و اینان[25] (2006)  
کار آموزی بر خط 54.2% پارک (2009)

 
آمار افت تحصیلی در آموزش الکترونیکی را این‌گونه می­توان جمع­بندی کرد:

  • افت تحصیلی در تحصیل الکترونیکی به مراتب بیشتر از حضوری است.
  • نرخ افت تحصیلی متفاوت است اما متوسط افت تحصیلی 32 درصد در آموزش­های الکترونیکی مشهود است.

هر چند تردیدی بر بالا بودن افت ­تحصیلی در آموزش الکترونیکی نیست، اما مهم‌تر از گزارش توصیفی آمار افت تحصیلی، بررسی علل زمینه ساز و ارائه راهکارهای مناسب جهت مدیریت این معضل است. این پژوهش با علم به این واقعیت که عوامل متعددی ممکن است زمینه ساز این معضل شوند، در صدد شناسایی متغیرهای پیش­بینی کنندۀ افت تحصیلی دانشجویان الکترونیکی است. ضرورت موضوع پژوهش از چند دیدگاه قابل بررسی است:

  • مدیران و دست­اندرکاران نظام­های آموزشی در تصمیم­گیری خود برای توسعه و پذیرش فناوری در آموزش، پایین بودن شکست و بالا بودن موفقیّت دانشجویان را به عنوان یک شاخص حیاتی لحاظ می­کنند، لذا برای زمینه­سازی پذیرش همگانی آموزش الکترونیکی در سیستم­های آموزشی، کاهش میزان افت و تضمین موفقیت دانشجو از اهمیت به سزایی برخوردار است. از طرف دیگر، شناخت عوامل زمینه­ساز عدم موفقیت دانشجو در تحصیل الکترونیکی، با کاهش هزینه­ها و افزایش رضایت­مندی مشتری، زمینه اثربخشی هر چه بیشتر موسسه آموزشی را فراهم می­کند.
  • اساتید و کارکنان با درک عوامل مرتبط با ریزش، مشروطی، افت یا ترک تحصیل دانشجویان می­توانند اقداماتی انجام دهند تا میزان مشروطی را کاهش دهند.
  • دانشجویان وقت و هزینه قابل توجهی برای تحصیل به روش الکترونیکی صرف می­کنند، این هزینه­ها شامل هزینه­های مستقیم (شهریه) و هزینه فرصت – ادامه تحصیل به روش دیگر یا ورود به بازار کار- است که برای دانشجوی مشمول افت بسیار سنگین خواهد بود؛ لذا مدیریت این پدیده و پیش­بینی وضعیت تحصیلی دانشجو، در وقت و سرمایه وی صرفه­جویی خواهد کرد.
  • از آنجا که آموزش، یک صنعت بزرگ در جهان محسوب می­شود، شکست و خروج هر دانشجو به معنای از دست دادن یک مشتری و موجّه نبودن سرمایه­گذاری در حوزه آموزش الکترونیکی خواهد بود؛ لذا شناسایی علل زمینه ساز و تضمین موفقیت دانشجو، صنعت آموزش الکترونیکی کشور را به صنعتی پایا و مطمئن تبدیل خواهد کرد.

با توجه به آنچه گذشت و نظر به نوپا بودن این نوع آموزش عالی در ایران و با اهتمام به بالا بودن افت تحصیلی می‌توان اهمیت پرداختن به این پژوهش را توجیه و تبیین کرد.

1-4 سؤال ‌های تحقیق

هدف کلی این پژوهش شناسایی عوامل پیش­بینی کننده میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی و ارائه مدل مبتنی بر هوش مصنوعی برای عوامل پیش­بینی کننده است. نظر به پیچیدگی عوامل موثر بر وضعیت تحصیلی دانشجو به ویژه یادگیرنده الکترونیکی، پس از بررسی دقیق پیشینه پژوهش­های انجام شده در خارج از کشور که مشروح آن در فصل دوم خواهد آمد، مهم‌ترین علل زمینه­ساز به ویژه از بعد یادگیرنده، شناسایی و با توجه به اهمیت در سؤالات پژوهشی گنجانده شد که به قرار زیر است:

  1. متغیرهای دموگرافیک (جنسیت، سن، تأهل)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می‌کنند؟
  2. متغیرهای مربوط به پیشینه تحصیلی (فاصله بین دو مقطع تحصیلی، معدل مقطع قبل)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می­کنند؟
  3. متغیرهای اجتماعی- اقتصادی (اشتغال، سکونت، تأمین‌کننده هزینه تحصیل)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می­کنند؟
  4. متغیرهای روانی- فنی (اطمینان رایانه ای، اضطراب امتحان، مرکز کنترل، استقلال در یادگیری)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می­کنند؟
  5. متغیرهای رسانه­ای (دسترسی به اینترنت، رایانه قابل حمل، تلفن همراه)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می­کنند؟
  6. متغیرهای مربوط به تجارب یادگیری الکترونیکی (عادت به یادگیری الکترونیکی، معدل اولین ترم تحصیل، رضایت­مندی تحصیلی)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می­کنند؟
  7. متغیرهای مدیریتی (توانایی مدیریت زمان، خود نظم دهی)، چه مقدار از تغییرات میزان موفقیت دانشجو را در آموزش الکترونیکی تبیین می­کنند؟
  8. دانشجویان چه دلایلی را برای موفقیت و عدم موفقیت خود بیان می‌کنند؟

       

1-5 اهداف تحقیق

هدف کلی این پژوهش شناسایی عوامل پیش­بینی کننده میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی و شناسایی مدل مبتنی بر هوش مصنوعی برای عوامل پیش بینی کننده است.
اهداف جزئی زیر برای رسیدن به این هدف پژوهش دنبال می­شود:

  1. شناسایی نقش متغیرهای دموگرافیک در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  2. شناسایی نقش متغیرهای مربوط به پیشینه تحصیلی در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  3. شناسایی نقش متغیرهای اجتماعی- اقتصادی در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  4. شناسایی نقش متغیرهای روانی- فنی در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  5. شناسایی نقش متغیرهای رسانه­ای در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  6. شناسایی نقش متغیرهای مربوط به تجارب یادگیری الکترونیکی در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  7. شناسایی نقش متغیرهای مدیریتی در تبیین میزان موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  8. شناسایی علل موفقیت و عدم موفقیت دانشجویان در آموزش الکترونیکی.
  9. شناسایی مدل مناسب هوش مصنوعی برای پیش­بینی موفقیت دانشجویان الکترونیکی.
  10. آزمون مدل بدست آمده برای موفقیت تحصیلی دانشجوی الکترونیکی با استفاده از داده‌های تجربی.

1-6 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی

1-6-1 تعاریف مفهومی

یادگیری الکترونیکی: آموزشی است که از طریق کامپیوتر و تکنولوژی­های وابسته به آن مانند لوح فشرده، اینترنت و اینترانت و … ارائه می­شود (کلارک و مایر[26]،2003)
هوش مصنوعی: فرایندهای کامپیوتری که سعی دارند فرایند تفکر انسان را تقلید نمایند، این فرایندها با فعالیت­هایی که نیاز به استفاده از هوش دارند در ارتباط هستند (غضنفری و کاظمی، 1382)
مرکز کنترل[27]: برداشت فرد از این امر که دستاوردهای فرد ناشی از رفتار خود فرد بوده تا سایر عوامل و افراد (روتر[28]، 1966 به نقل از لوی، 2007).
اطمینان رایانه ای[29]: سطح اطمینان فرد در مواجه با رایانه و انجام کارهایی که با رایانه سرکار دارد (اسبوم[30]، 2001 به نقل از هلدر[31]،2007).
استقلال در یادگیری[32]: توانایی پذیرش مسئولیت یادگیری توسط خود فرد (لیتل[33]،2007).
خودگردانی در یادگیری: یادگیری مستقل و اثربخش تحصیلی که شامل فراشناخت، انگیزش درونی و اقدام راهبردی می­شود (زیمرمن[34]، 2002).
اعتیاد اینترنتی[35]: وابستگی روانی به اینترنت، صرف نظر از نوع کاری که انجام می‌شود (کندل[36]،1998).

1-6-2 تعاریف عملیاتی

 1) جنس: مذکر، مؤنث
2) سن: سنین تقویمی
 3) وضعیت تأهل: متأهل و مجرد
4) وضعیت سکونت: تهران، شهرستان­های تهران، سایر شهرستان­های ایران
5) فاصله بین دوره قبل با دوره الکترونیکی: برای دانشجویان کارشناسی حد فاصل سن پذیرش از 18 سال و برای دانشجویان کارشناسی ارشد عبارت است از حد فاصل سن پذیرش از 23 سال.
6) معدل دوره تحصیلی قبل: برای دانشجویان کارشناسی معدل دیپلم و برای دانشجویان کارشناسی ارشد معدل کارشناسی
7) معدل اولین ترم تحصیل: معدل اولین ترم تحصیل به روش الکترونیکی.
8) اشتغال: اشتغال یا عدم اشتغال دانشجو در حین تحصیل
9) نوع دسترسی به اینترنت: خط اینترنت Dial up در مقابل ADSL
10) تأمین کننده هزینه تحصیل: خود دانشجو، خانواده، مشارکتی بین خود و خانواده، سایرین
 11) عادت به یادگیری الکترونیکی: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به عادت به یادگیری الکترونیکی در پرسشنامه محقق ساخته.
12) مرکز کنترل: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به مرکز کنترل در پرسشنامه محقق ساخته.
 13) اطمینان رایانه­ای: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به اطمینان رایانه­ای در پرسشنامه محقق ساخته.
 14) مدیریت زمان: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به مدیریت زمان در پرسشنامه محقق ساخته.
15) خود نظم­دهی: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به خود نظم­دهی در پرسشنامه محقق ساخته.
 16) استقلال در یادگیری: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به استقلال یادگیری در پرسشنامه محقق ساخته.
17) اضطراب امتحان: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به اضطراب امتحان در پرسشنامه محقق ساخته.
 18) رضایت تحصیلی: امتیاز کسب شده در سؤالات مربوط به رضایت تحصیلی در پرسشنامه محقق ساخته.
19) دانشجوی ناموفق: دانشجویانی را شامل می­شوند که دارای میانگین پایین­تر از 12 است.
20) میزان موفقیت: معدل کل دانشجو طی سنوات تحصیل الکترونیکی
21) آموزش الکترونیکی: نوعی از آموزش که در مرکز آموزش­های الکترونیکی دانشگاه علم و صنعت ایران جریان دارد.
22) مدل هوشمند: مدلی بر گرفته از مدل­های پیش­بینی کننده در هوش مصنوعی است. به عنوان نمونه می‌توان به شبکه عصبی مصنوعی اشاره کرد.              

1-7 خلاصه فصل           

آموزش الکترونیکی به طور روز افزونی سیستم­های آموزشی به ویژه آموزش عالی کشورهای جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است. امروزه کمتر دانشگاهی را می­توان یافت که خدمات آموزش الکترونیکی را به عنوان یک گزینه آموزشی یا مکمل آموزش­های خود قرار نداده باشد. سرآمد نمونه دانشگاه­هایی که آموزش­های کاملاً الکترونیکی ارائه می­کند دانشگاه برخط Phoenix است که به گزارش وب سایت این دانشگاه در سال 2012 بالغ بر 300 هزار دانشجو در دوره های رسمی، غیر رسمی و کوتاه مدت از خدمات آموزش الکترونیکی این دانشگاه بهره برده­اند. علاوه بر این نمونه، دانشگاه­هایی که آموزش الکترونیکی را به عنوان مکمل آموزش­های خود ارائه می­کنند، بسیار فراوان هستند. در ایران نیز از اوایل دهه 80 دانشگاه­های زیادی وارد این حوزه شدند که امروزه تعداد آن‌ها به بیش از 20 دانشگاه و موسسه آموزش عالی رسیده است. قریب به دو دهه از آموزش الکترونیکی در جهان و یک دهه در آموزش عالی ایران می­گذرد. یکی از چالش­های اساسی و مشترک ایران و جهان بالا بودن ریزش، مشروطی و افت تحصیلی دانشجویان است. در این فصل به عنوان نمونه، آماری از میزان افت تحصیلی دانشجویان الکترونیکی ارائه شد. در چند نمونه گزارش شده بازه­ای بین 18% تا 54% افت قابل مشاهده است. بالا بودن افت تحصیلی در کشورهایی که خود بهترین بسترهای فناوری را دارند، به عنوان یک مسئله بنیادی توجه پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده است. مسئله‌ای که محور اصلی پژوهش حاضر را شکل می­دهد.
با توجه به پیچیده بودن عوامل مرتبط با افت تحصیلی دانشجویان به ویژه در آموزش­های الکترونیکی، پژوهش حاضر بر اساس پیشینه پژوهش­ها مهم‌ترین عوامل را شناسایی و در صدد است میزان ارتباط آن‌ها را با موفقیت تحصیلی دانشجو به ویژه قدرت پیش­بینی متغیرها را شناسایی کند. شناسایی عوامل پیش­بین موفقیت دانشجو از جهات مختلف ضروری بوده و بر اهمیت این پژوهش می­افزاید که مهم‌ترین مزیّت آن برای دانشجو است. اگر دانشجوی الکترونیکی بتواند پس از یک ترم کسب تجربه در آموزش الکترونیکی وضعیت خود را پیش­بینی کند، می­تواند در مورد ادامه تحصیل به این روش آگاهانه تصمیم گیری نماید. شناسایی دانشجویان در معرض خطر ریزش می‌تواند زمینه­ای فراهم آورد تا دانشجو یا موسسه ارائه­دهنده خدمات آموزش الکترونیکی با تدارک اقدامات پیشگیرانه، موفقیت دانشجویان الکترونیکی را تضمین کند.
 

 

 

 

2.  فصل دوّم (مرور مطالعاتی)

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

2-1 یادگیری الکترونیکی

به عنوان شروع بحث، مقدمه­ای بر یادگیری الکترونیکی، آموزش‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و اصطلاحات رایج در این حوزه ضروری است. در ادامه جایگاه آموزش الکترونیکی در میان سایر انواع آموزش­های مبتنی بر فناوری تشریح شده و همچنین اصطلاحاتی چون آموزش مبتنی بر وب؛ آموزش مبتنی بر رایانه و آموزش مبتنی بر اینترنت از یکدیگر تفکیک خواهد شد.
آموزش‌هایی که به نحوی تحت تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته‌اند تحت عناوین مختلفی یاد می‌شود (الی[37]،2004، آناهینا[38]،2005). جدول ‏2‑1 برخی از اصطلاحات متداول در دو حوزۀ فناوری اطلاعات و آموزش را نشان می‌دهد. برخی از این اصطلاحات معادل هم هستند و برخی تفاوت‌های جزئی یا بعضاً بنیادی با یکدیگر دارند.
 
جدول ‏2‑1: اصطلاحات به کار رفته برای انواع آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات

آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات معادل لاتین سرواژه
آموزش مبتنی بر وب Web Based Instruction WBI
کارآموزی مبتنی