برچسب: طرح جامع

پایان نامه رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی عملکرد سازمانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده مدیریت و حسابداری

گروه آموزشی مدیریت بازرگانی

پایان­نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 

رشته:مدیریت بازرگانی – گرایش بیمه

عنوان:

رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی عملکرد سازمانی با توجه به نقش تعدیل گر عوامل محیط خارجی (در شعبات شرکت های بیمه استان گیلان)

اسفند 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                      صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1) مقدمه. 3

1-2) بیان مساله. 4

1-3) اهمیت و ضرورت تحقیق.. 6

1-4) مدل مفهومی تحقیق.. 7

1-5) هدف تحقیق.. 8

1-6) فرضیه های تحقیق.. 8

1-7) تعریف متغیرها 9

1-8) قلمرو تحقیق.. 10

فصل دوم: مبانی نظری تحقیق

2-1) مقدمه. 12

2-2) مفهوم عملکرد سازمانی.. 13

2-3) ارزیابی عملکرد سازمانی.. 14

2-4) ابعاد عملکرد سازمانی.. 15

2-4-1) عملکرد مشتری.. 16

2-4-2) عملکرد مالی. 16

2-5) عوامل موثر بر عملکرد سازمانی.. 17

2-5-1) مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی. 17

2-5-2) بازارگرایی و عملکرد سازمانی. 18

2-5-3) عوامل محیط خارجی. 18

2-6) مدیریت کیفیت جامع. 18

2-7) تاریخچه مدیریت کیفیت جامع. 23

2-8) مدیریت کیفیت جامع در بخش خدمات… 24

2-9) ابعاد مدیریت کیفیت جامع. 25

2-10) عوامل موفقیت مدیریت کیفیت جامع. 27

2-11) بازارگرایی.. 30

2-12) دیدگاه های مربوط به بازارگرایی.. 33

2-12-1) دیدگاه تصمیم گیری از نظر شاپیرو (1988) 33

2-12-2) دیدگاه هوشمندی بازار از نظر کوهلی و جاورسکی (1990) 34

2-12-3) دیدگاه فرهنگی از نظر نارور و اسلاتر (1990) 35

2-12-4) دیدگاه کانون استراتژیک از نظر روکرت (1992) 35

2-12-5) دیدگاه مشتری گرایی از نظر دشپند (1993) 36

2-12-6) دیدگاه ترکیبی از نظر لافرتی و هالت (1999) 37

2-12-7) رویکرد قابلیت های سازمانی از دیدگاه دی (1994) 37

2-12-8) رویکرد فرهنگ سازمانی چند لایه از دیدگاه هامبورگ و پفلسر (2000) 38

2-13) نتایج بازارگرایی.. 38

2-14) محیط خارجی.. 39

2-15) پیشینه تجربی.. 40

2-15-1) مطالعات انجام شده در داخل کشور. 40

2-15-2) مطالعات انجام شده در خارج از کشور. 45

فصل سوم: روش تحقیق

3-1) مقدمه. 49

3-2) روش تحقیق.. 49

3-3) جامعه آماری.. 49

3-4) روش نمونه گیری و برآورد حجم نمونه. 49

3-5) روش گردآوری داده ها و اطلاعات… 51

3-6) ابزار گردآوری اطلاعات… 51

3-7) اعتبار یا روایی ابزار تحقیق.. 53

3-8) اعتماد یا پایایی ابزار تحقیق.. 53

3-9) معرفی تکنیک های آماری.. 54

فصل چهارم: تجزیه تحلیل و اطلاعات

4-1) مقدمه. 56

4-2) آمارتوصیفی متغیرها 56

4-2-1) فراوانی جنسیت پاسخگویان. 56

4-2-2) فراوانی تحصیلات پاسخگویان. 57

4-2-3) فراوانی وضعیت تاهل پاسخگویان. 57

4-2-4) خلاصه وضعیت آمار توصیفی متغیرهای تحقیق. 58

4-3) آمار استنباطی.. 59

4-3-1) آزمون نرمال بودن متغیرها 59

4-3-2) آزمون مدل اندازه گیری.. 60

4-3-3) آزمون مدل ساختاری.. 63

4-3-4) بررسی فرضیه های تحقیق. 68

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1) مقدمه. 72

5-2) بحث در نتایج توصیفی داده های تحقیق.. 72

5-2-1) توصیف داده های مربوط به جنسیت پاسخ دهندگان. 72

5-2-2) توصیف داده های مربوط به وضعیت تاهل پاسخ دهندگان. 72

5-2-3) توصیف داده های مربوط به سطح تحصیلات پاسخ دهندگان. 73

5-3) نتیجه گیری از آزمون فرضیه ها و مقایسه نتایج.. 73

5-3-1) نتیجه گیری از فرضیه اول. 73

5-3-2) نتیجه گیری از فرضیه دوّم 74

5-3-3) نتیجه گیری از فرضیه سوّم 75

5-3-4) نتیجه گیری از فرضیه چهارم 76

5-3-5) نتیجه گیری از فرضیه پنجم 76

5-3-6) نتیجه گیری از فرضیه ششم 77

5-4) جمع بندی و پیشنهادات… 77

5-5) ارائه پیشنهادات برای تحقیقات آینده 79

5-6) محدودیت های تحقیق.. 79

منابع و مأخذ 80

پیوست 86

چکیده

عملکرد فرآیندی مستمر و منعطف است، که مدیران و افرادی که در اداره ی شرکت مدیران را یاری می‎رسانند به دنبال انجام بهترین عملکرد از طریق انجام کارها در کنار یکدیگر و دستیابی به نتایج مورد نظر هستند. از سوی دیگر، هدف مدیریت کیفیت جامع ایجاد یک سیستم و نظام مدیریتی است که از بروز نارسایی ها و مشکلات در چرخه عملکرد سازمان و مؤسسه جلوگیری می کند تا در نهایت رضایت مشتریان بدست آید. بر همین اساس تحقیق حاضر به دنبال شناخت رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی با عملکرد سازمانی با توجه به نقش تعدیل گر عوامل محیط خارجی در شرکت های بیمه استان گیلان بود. جامعه آماری این تحقیق شامل 835 نمایندگی شرکت های بیمه (در قالب 12 شرکت بیمه) بود. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی 264 نمایندگی بیمه در سطح استان گیلان به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. این تحقیق از شش فرضیه اصلی تشکیل شد. اطلاعات لازم برای آزمون فرضیه های تحقیق از طریق پرسشنامه استاندارد وانگ و همکاران (2012) جمع آوری گردید. بمنظور تحلیل داده ها، تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت یافته ها نشان داد که بین مدیریت کیفیت جامع با عملکرد سازمانی، بین بازارگرایی با عملکرد سازمانی و بین مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. از سوی دیگر نقش عوامل محیط خارجی در ارتباط میان مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی و ارتباط بازارگرایی و عملکرد سازمانی مورد تایید قرار نگرفت. همچنین نتایج تحلیل نشان داد که بازارگرایی در ارتباط میان مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی نقش واسطه­ای ندارد. در نهایت، با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهادات تحقیق ارائه گردید.

واژگان کلیدی: مدیریت کیفیت جامع، بازارگرایی، عوامل محیط خارجی، عملکرد مالی و عملکرد مشتری.

1-1) مقدمه

در عصر حاضر تحولات شگرف دانش مدیریت، توجه به مفهوم عملکرد سازمانی[1] را به امری اجتناب ناپذیر تبدیل نموده است؛ به گونه ای که عدم توجه به این امر در ابعاد مختلف سازمان را مانند استفاده از منابع و امکانات، کارکنان، اهداف و استراتژی ها؛ به عنوان یکی از چالش های اصلی سازمان قلمداد می­نمایند. هر سازمان جهت آگاهی از میزان مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت های خود به ویژه در محیط های پیچیده و پویا به بررسی دقیق عملکرد خود نیاز دارد، به علاوه فقدان وجود نظام تشخیص، نظارت و کنترل در یک سیستم به معنای عدم برقراری ارتباط با محیط درون و برون سازمان تلقی می­گردد که یکی از پیامدهای اصلی آن کهولت و نهایتاً افول سازمان است. بروز پدیده افول سازمانی ممکن است به علت عدم وقوع یکباره آن، از سوی مدیران عالی سازمان ها احساس نشود. حال آنکه مطالعات نشان می­دهد فقدان نظام کسب بازخورد از عملکرد سازمانی امکان انجام اصلاحات لازم برای رشد، توسعه و بهبود فعالیت های سازمان را غیر ممکن می‎نماید (عادلی، 1384، ص125). امروزه وضعیت حاکم بر بازارهای جهانی، محدودیت منابع، و رقابت‎های فشرده، سازمان ها را به سوی اتخاذ راهبردهای مناسب سوق داده است. یکی از این راهبردها، مدیریت کیفیت جامع[2] است که اجرای راهبردهای حیاتی هر سازمان را تضمین می کند. در واقع، برنامه تغییر از لایه‎های بالای سازمان شروع و به لایه های پایین سازمان منتقل می شود و چنانچه بطور مناسب در سازمان بکار گرفته شود، موجب ارتقای انعطاف پذیری سازمان، افزایش مشارکت کارکنان، کاهش هزینه ها، افزایش رضایت مشتریان و کارکنان و در نهایت، تعالی کسب و کار می شود. مدیریت کیفیت جامع با وعده ی کسب نتایج برتر، در بین روش های گوناگون از جایگاه خاصی برخوردار است (ناظمی و همکاران، 1389، ص184) چرا که تمرکز آن بر بهبود مستمر فرآیندها در سازمان، جهت فراهم ساختن ارزش مشتری برتر و برآورده کردن نیازهای مشتریان می باشد. علاوه بر ان، برآورده نمودن نیازهای مشتریان مستلزم تمرکز عملیات سازمان بر درک، تسهیم و پاسخگویی به مشتریان از طریق مفهوم بازاریابی است. سازمان‎هایی که مفهوم بازاریابی را می پذیرند و آن را بکار می گیرند سازمانهای بازارگرا نامیده می شوند (Wang & et al, 2012:p121). در واقع یکی از ویژگی های سازمان های پیشرو و رقابت پذیر، برخورداری از شایستگی‎های بازارگرایی[3] و توجه و تاکید آن ها بر خواسته های بازار و مشتریان است و در مقابل ویژگی بارز سازمان‎های غیر رقابت پذیر، عدم توجه به شرایط بازارها و مشتریان می باشد (دیوانداری و همکاران، 1387، ص40). می توان گفت که سازمان های بازارگرا در حفظ و نگهداری مزیت رقابتی برتر، موفق ظاهر شدند (Wang & et al , 2012:p122).  بنابراین مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی می توانند یک استراتژی سازمانی ارزشمند جهت کسب مزیت رقابتی، از طریق پاسخگویی به محیط رقابتی سازمان باشند. مزیت رقابتی نیز می‎تواند موجب تقویت عملکرد سازمانی گردد (Sittimalakorn & Hurt , 2004:p26) به این ترتیب مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی به اثربخشی و کارایی سازمان کمک می کنند. از این رو مطالعه حاضر به بررسی تاثیر توانمندی در اجرای مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش عوامل محیط خارجی می پردازد.

1-2) بیان مساله

بهبود عملکرد سازمانی در ابعاد مختلف، از مهمترین دغدغه های سازمان ها اعم از تولیدی و خدماتی  است. افزایش عملکرد سازمانی هم از حیث بقای سازمان در محیط رقابتی و هم از حیث سودآوری و توسعه کسب و کار حائز اهمیت است. بمنظور ارتقای عملکرد سازمانی، راهکارها و متغیرهای زیادی مورد استفاده و آزمون قرار گرفته است که شاید یکی از رایج ترین آن ها، کیفیت و نحوه مدیریت بوده است (Nambisan, 2013:p932). عملکرد سازمانی یکی از مهم ترین سازه های مورد بحث در پژوهش­های مدیریتی است و بدون تردید مهمترین معیار سنجش موفقیت در شرکت های تجاری به حساب می آید. شاخص های عملکرد سازمانی را می توان به دو دسته ذهنی و عینی تقسیم نمود. شاخص های عینی عملکرد سازمانی، به شاخص هایی اطلاق می شود که به صورت کاملاً واقعی و براساس داده های عینی قابل اندازه گیری باشد. از جمله شاخص های عینی عملکرد سازمانی می توان به شاخص های سودآوری نظیر بازده دارایی، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایه گذاری، و سود هر سهم بازده سهام، اشاره نمود. شاخص های ذهنی عملکرد سازمانی بیشتر شاخص هایی را شامل می شود که برمبنای قضاوت گروه های ذینفع سازمان شکل می گیرد. از جمله این شاخص ها می توان به رضایت مندی مشتری، رضایت مندی کارکنان، موفقیت در ارائه محصولات جدید و غیره اشاره نمود (ابزری و دیگران، 1388، ص28). به منظور سنجش عملکرد کسب و کار از هفت شاخص و در قالب دو دسته عملکرد بازاریابی و عملکرد مالی استفاده شده است. عملکرد بازاریابی شامل: بازگشت مشتری، رضایت مشتری و اعتماد. عملکرد مالی شامل: بازگشت سرمایه، بازگشت فروش، رشد فروش و سهم بازار (دیواندری و همکاران، 1387، ص42). از این رو، مباحثی چون مدیریت کیفیت جامع، بازارگرایی و عوامل محیط خارجی را می توان به عنوان عوامل مرتبط با عملکرد سازمانی در نظر گرفت.

 امروزه یکی از مهمترین مسائل پیش روی سازمان ها نه تنها فراهم کردن محصولات و خدمات با کیفیت است، بلکه حفظ مشتریان و بقاء یافتن در محیط های پرتغییر نیز می باشد (مجیبی و دیگران، 1391، ص70). نقش و جایگاه کیفیت در عملکرد شرکت و موفقیت در بازار، بطور گسترده ای پذیرفته شده است. در این راستا به منظور تلاش در جهت بهبود کیفیت، رویکردهای متعددی برای مدیریت کیفیت و بهسازی مداوم مورد توجه قرار گرفته است و به این ترتیب مفهوم مدیریت کیفیت جامع توسط محققان ارائه گردیده است. مدیریت کیفیت جامع مجموعه ای از اصول کیفیت و ارزشها است که یک ساختار سازمانی برای حمایت ازبهبود کیفیت اثربخش ایجاد می کند؛ مجموعه ای جامع از مفاهیم و ابزارها را به وجود می آورده و اقدامات لازم را به اجرا در می آورد. به منظور اجرای مدیریت کیفیت جامع، باید به صورت جزئی از سیستم مدیریتی سازمان درآید. به طور کلی مدیریت کیفیت فراگیر، یعنی اقدام هوشمندانه، آرام و مستمر که تأثیر هم افزایی در جهت تأمین اهداف سازمان دارد و در نهایت به رضایت مشتری، افزایش کارایی و ارتقای رقابت در بازار منجر می شود (خنیفر و حیدرنیا، 1385، ص89). وانگ و همکاران (2012) مولفه های مدیریت کیفیت جامع را در قالب تمرکز بر مشتری، همکاری درونی/بیرونی، بهبود مستمر، رهبری، رضایت کارکنان، آموزش و مدیریت فرآیند مطرح نمودند (Wang & et al , 2012:p127).  

بازارگرایی مجموعه ای از رفتارهای پاسخگویی و پیشگامی سازمانی است که سازمانها بر عهده می گیرند تا مشتری محور باشند به این ترتیب آن ها به صورتی پیوسته و فعال با استفاده از دانش، تجربه و فرصت‎های موجود در بازار تمام تلاش خود را بکار می گیرند تا با ایجاد نوآوری در محصول و فرآیند، نیازها و خواسته های آشکار و پنهان مشتریان خود را برطرف کنند. نارور  و اسلاتر[4] (1990) بازارگرایی را از نظر ساختاری و مفهومی به سه جزء مشتری گرایی، رقیب گرایی و هماهنگی میان وظیفه ای تقسیم نموده‎اند. مشتری گرایی به درک صحیح مشتریان هدف جهت ایجاد ارزش برتر برای آن ها اطلاق می شود. به این ترتیب شرکت ها باید زنجیره ارزش مشتریان را به درستی درک کنند. رقیب گرایی به تلاشی گفته می‎شود که شرکت ها نقاط قوت و ضعف رقبای بالفعل و بالقوه کلیدی خود را بدانند و از ظرفیت ها و استراتژی های بلند مدت آنها آگاهی داشته باشند. هماهنگی میان وظیفه ای، بکارگیری هماهنگ منابع انسانی و سرمایه ای سازمان در ایجاد ارزش برتر برای مشتریان هدف است. به عبارت دیگر، بیان می دارد که ایجاد ارزش برای مشتری تنها وظیفه واحد بازاریابی نیست بلکه به همان نسبت، مابقی گروه ها یا بخش ها نیز می‎باید در جهت ایجاد ارزش همکاری کنند. بنابراین هر نقطه ای در زنجیره ارزش مشتری فرصتی برای ایجاد ارزش برای مشتری فراهم می کند. همچنین هر شخصی و در هر وظیفه ای، توانایی بالقوه مشارکت در ایجاد ارزش برای مشتری را دارد (مدهوشی و دیگران، 1391، ص118). آنها همچنین اندازه گیری شان از بازارگرایی را توسعه داده و تصحیح کردند و همبستگی آن را با عملکرد بررسی نمودند. نتایج آنها به وسیله ی فرضیه هایی حمایت شد که بازارگرایی یک تعیین کننده ی مهم سوددهی تجاری است (Narver& slater, 1990).

عوامل محیط خارجی متغیر، نامشخص و پیچیده هستند. به این ترتیب و می توانند مشکلات و مسائلی را برای سازمان ها ایجاد کنند. هر سازمانی با نادیده گرفتن عوامل محیطی، آشفتگی و تلاطمی برای خود بوجود می آورد. رقابت یک عامل کلیدی از عوامل محیطی است. ابعاد عوامل محیط خارجی عبارتند از: تلاطم بازار، تلاطم فنی و شدت رقابت. تلاطم یا آشفتگی بازار بیانگر میزان تغییرات در ترکیب و ترجیحات مشتریان است. در این حالت مدیران باید به سرعت محصولات و خدمات خود را توسعه دهند. آشفتگی یا تلاطم فنی میزان تغییرات تکتولوژی را نشان می دهد. سازمان های فنی پیشرفته می توانند از طریق تداوم بخشیدن به بهبود و توسعه محصولات و خدمات و همچنین مدیریت فرآیند پیشرفته، در رقابت پیشرو باقی بمانند. هنگامی که تلاطم فنی، آشفتگی بازار و شدت رقابت کم باشد، سازمان ها می توانند از طریق توجه به رضایت مشتری، بر مزیت رقابتی تمرکز کنند. با این حال، با توجه به افزایش سطح تداوم فنی، آشفتگی بازار و شدت رقابت، شرکت ها باید برای حفظ مزیت رقابتی، علاوه بر برآورده ساختن نیازهای آشکار مشتریان، بدنبال برآورده ساختن نیازهای پنهان آنها نیز باشند (Wang & et al , 2012:p126).  

صنعت بیمه با برخورداری از مجموعه وسیع نیروی انسانی و شبکه گسترده ای از شعب، نمایندگی ها و سایر ارکان بیمه ای، می تواند نقش بسیار با اهمیتی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کند. شرکت های بیمه همانند تمامی شرکت های خدماتی دیگر نیز برای کسب سودآوری و کسب سهم مناسب بازار بایستی به مشتریان خود توجه نمایند. این شرکت ها بایستی کیفیت خدمات خود را افزایش دهند و انتظارات مصرف کنندگان را از خدمات درخواستی برآورده نمایند و در نتیجه به عملکرد مورد دلخواه خود برسند. زیرا آنچه که شرکتهای بیمه ارائه می کنند در واقع خدمات ناملموسی است که به ارتباط بین مشتری و کارمند برمی‎گردد. بنابراین جمع آوری و بررسی اطلاعات درباره ی مشتریان و رقبا برای ایجاد برنامه های مربوط به مدیریت کیفیت و بازارگرایی حیاتی است، آنها به یک شرکت کمک می کنند تا نیازهای مشتریان خود را درک کنند و به همان اندازه استراتژیهای رقابتی، فعالیتها و تهدیدها را درک کنند (Im et al, 2008:p864). حال پرسش اصلی تحقیق بدین شرح است که : با توجه به نقش عوامل محیط خارجی توانمندی در اجرای مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی بر عملکرد سازمانی چه تاثیری می گذارد؟

1-3) اهمیت و ضرورت تحقیق

بهبود مستمر عملکرد سازمان ها، نیروی عظیم هم افزایی[5] ایجاد می کند که می تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمانی شود. دولت ها و سازمان ها و مؤسسات تلاش های پیش برنده‎ای را در این مورد اعمال می کنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرای سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون سنجش و ارزیابی عملکرد سازمانی امکانپذیر نیست. همچنین صاحبنظران و محققین معتقدند که توجه به عملکرد موضوعی اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه گیری عملکرد نباشد، دشوار است (رحیمی، 1385، ص 36).

سازمان ها برای متعالی شدن و رسیدن به سازمانی با عملکرد بالا، به طرح ریزی و عملیاتی کردن برنامه‎های ساختار یافته نیاز دارند. به عبارت دیگر، سازمان ها برای رویارویی با دنیای پرتلاطم اطراف خود نیازمند سازوکاری هستند تا به حرکت آن ها جهت دهد و در مسیر چشم انداز سازمان هدایت کند (بیاضی و دیگران، 1388، ص50). تغییرات و دگرگونی های محیطی و رشد روزافزون رقابت در عرصه های تجارت به علاوه افزایش لحظه ای انتظارات مشتریان بر اهمیت کیفیت افزوده است. مدیریت کیفیت جامع بعنوان فلسفه مدیریت بطور گسترده به رسمیت شناخته شده و به شعاری کلیدی تحت عنوان تلاش سازمان ها برای کسب مزیت رقابتی در بازارها مبدل گشته است. TQM  برای برآورده ساختن نیازهای مشتری و ارائه ارزش برتر به آنان، بطور مستمر بر بهبود فرآیند در درون سازمان ها تمرکز می کند (کفاش پور و همکاران، 1389، ص74). از سوی دیگر بازارگرایی قلب بازاریابی مدرن امروزی به حساب می آید. با افزایش روز افزون رقابت، تبدیل بازارهای محلی به جهانی وتنوع نیازها و خواسته های مشتریان و تنوع فرهنگی و اجتماعی در بازارهای مختلف نیاز روز افزون به بازارگرایی احساس می شود. هر چه سازمان ها بتوانند شناخت بیشتری از نیازهای مشتریان و همچنین فعالیتهای رقبا و عوامل تاثیر گذار بر شرایط بازار به‌دست آوردند و این اطلاعات را در کلیه سطوح سازمان پراکنده کنند، از توانایی بیشتری برای بقا در بازار رقابتی برخوردار خواهد بود حال این پژوهش قصد دارد تا به بررسی ارتباط میان توانمندی در اجرای مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی و عملکرد شرکت های بیمه با توجه به نقش تعدیل گر عوامل محیط خارجی بپردازد.

1-4) مدل مفهومی تحقیق

در این تحقیق با توجه به ادبیات پ‍ژوهش و مطالعات صورت گرفته توسط وانگ و همکاران (2012) مدل مفهومی زیر مطرح می گردد.

هدف تحقیق

اهداف این تحقیق به شرح زیر هستند :

– توصیف متغیرهای تحقیق شامل مدیریت کیفیت جامع، بازارگرایی و عملکرد شرکت های بیمه استان گیلان.

– تعیین میزان رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد شرکت های بیمه استان گیلان.

– تعیین میزان رابطه بین بازارگرایی و عملکرد شرکت های بیمه استان گیلان.

– تعیین میزان رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد شرکت های بیمه استان گیلان با توجه به نقش تعدیل گر بازارگرایی.

– تعیین میزان رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد شرکت های بیمه استان گیلان با توجه به نقش تعدیل گر عوامل محیط خارجی.

– تعیین میزان رابطه بین بازارگرایی و عملکرد شرکت های بیمه استان گیلان با توجه به نقش تعدیل گر عوامل محیط خارجی.

1-6) فرضیه های تحقیق

فرضیه اول: بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.

فرضیه دوم: بین بازارگرایی و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.

فرضیه سوم: بین مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم: بازارگرایی در ارتباط میان مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی، اثر واسطه ای دارد.

فرضیه پنجم: ارتباط میان مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی از طریق عوامل محیط خارجی تعدیل می شود.

فرضیه ششم : ارتباط میان بازارگرایی و عملکرد سازمانی از طریق عوامل محیط خارجی تعدیل می شود.

1-7) تعریف متغیرها

عملکرد سازمانی : عملکرد سازمانی عبارت است از دستیابی به اهداف سازمانی ویا اجتماعی یا فرا رفتن ار آنها و انجام مسولیت هایی که سازمان به عهده دارد (آقاجانی و جعفری کناری، 1392، ص3). در این تحقیق عملکرد سازمانی شامل دو بعد عملکرد مالی و عملکرد مشتری است (Wang & et al , 2012:p127).

مدیریت کیفیت جامع : مدیریت کیفیت جامع (فراگیر) روش مدیریت مشتری مدار است که در آن کلیه افراد به شکل مستمر در جهت بهبود فرایندهای کاری خود تلاش می کنند تا خدمات و کالاهایی با کیفیت بهتر به همه مشتریان خود عرضه کنند (زاهدی و گرجی، 1388، ص 91). در این پژوهش مدیریت کیفیت جامع از مشتری مداری، همکاری داخلی / خارجی، بهبود مستمر، رهبری، تحقق کارمند، یادگیری و مدیریت فرآیند تشکیل شده است (Wang & et al , 2012:p127).    

بازارگرایی: عبارت است از ایجاد راهبرد مشتری محور از طریق هماهنگ کردن تلاش های بین وظیف های برای رسیدن به هدف بلند مدت سازمان (ابزری و همکاران، 1388، ص30). در این پژوهش بازارگرایی شامل تولید اطلاعات، انتشار اطلاعات، تفسیر به اشتراک گذاشته شده و پاسخ سازمان می باشد (Wang & et al , 2012:p127).  

عوامل محیط خارجی : محیط خارجی به دو قسمت تقسیم می شود: محیط نزدیک و محیط دور. محیط نزدیک (‌عملیاتی) ‌محیطی است که بطور مستقیم بر سازمان اثر می گذارد و محیط دور (‌اجتماعی) که ‌اثرات محیط دور، اگر چه مستقیم نیست اما بنیادی تر است. در این تحقیق عوامل محیط خارجی شامل تلاطم بازار، شدت رقابت و تلاطم فنی می باشند (Wang & et al , 2012:p127).  

1-8) قلمرو تحقیق

قلمرو موضوعی:

به تو جه به این که مطالعه حاضر به بررسی تاثیر توانمندی در اجرای مدیریت کیفیت جامع و بازارگرایی بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش عوامل محیط خارجی می پردازد در نتیجه این تحقیق در قلمرو مطالعات مدیریتی می باشد.

قلمرو مکانی:

محدوده مکانی این تحقیق شرکت ها و نمایندگی های بیمه در سطح استان گیلان است. که با توجه به قلمرو زمانی جامعه آماری تحقیق 835 نمایندگی از 12 شرکت بیمه دولتی و خصوصی در سراسر استان گیلان می باشد.

قلمرو زمانی:

این تحقیق در سال 1393 در استان گیلان به انجام رسیده است.

تعداد صفحه :112

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده براساس سبک زندگی با دو رویکرد روانشناسی و جامعه شناسی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشکده علوم انسانی

پایان­نامه کارشناسی ارشد در رشته­ی مدیریت بازرگانی (بازاریابی)

 

پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده براساس سبک زندگی با دو رویکرد روانشناسی و جامعه شناسی

 

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده  براساس سبک زندگی  با دو رویکرد روانشناسی و جامعه­شناسی می­باشد. جامعه آماری در این پژوهش مصرف­کنندگان پوشاک در شهر ایلام بوده، حجم نمونه برابر 388 نفر می­باشد که برای به دست آوردن آن از روش نمونه­گیری خوشه­بندی – تصادفی ساده و فرمول جامعه نامحدود استفاده شده است. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته  بوده، و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 83% به دست آمده است و روایی محتوا آن توسط متخصصان تأیید شده است. در این پژوهش برای جمع­آوری اطلاعات از روش میدانی استفاده شده است. پژوهش حاضر بر اساس هدف پژوهش کاربردی و چگونگی جمع­آوری داده­های مورد نیاز، از نوع پژوهش­های توصیفی و همبستگی است. برای تجزیه و تحلیل داده­ها در بخش آمار استنباطی از رگرسیون چند گانه، رگرسیون رتبه­ای، آزمون کلوموگوف- اسمیرنوف استفاده شده است. نتایج  نشان داد که ابعاد سبک زندگی با رویکرد روانشناسی(فعالیت­ها، عقاید و علایق) و از بین ابعاد سبک زندگی با رویکرد جامعه شناسی (اوقات فراغت و الگوی خرید،) بر فتار خرید تأثیر معناداری داشته­اند و پیش­بینی کننده رفتار خرید هستند اما سایر ابعاد سبک زندگی با رویکرد جامعه­شناسی (مصرف محصولات فرهنگی و مدیریت بدن) بر رفتار خرید تأثیر معناداری نداشته و پیش­بینی کننده رفتار خرید نیستند.

 

کلید واژه: رفتارخرید،  سبک زندگی،  فعالیت­ها، الگوی خرید، عقاید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

عنوان

صفحه

 

فصل اول کلیات… 1

1-1-مقدمه. 2

1-2-بیان مسأله. 3

1-3-اهمیت و ضرورت انجام پژوهش…. 5

1-4-اهداف پژوهش…. 6

1-4-1- هدف اصلی.. 6

1-4-2-اهداف فرعی.. 6

1-5-سوالات پژوهش…. 6

1-5-1- سؤال کلی: 6

1-5-2- سؤالات جزئی: 6

1-6-فرضیه‏های پژوهش…. 7

1-6-1- فرضیه اصلی.. 7

1-6-2- فرضیات فرعی.. 7

1-7-قلمرو پژوهش…. 7

1-8- کاربرد نتایج پژوهش…. 8

1-9- جنبه نوآورانه(نوآور بودن) پژوهش…. 8

1-10- متغیرهای پژوهش…. 8

1-11- تعریف متغیرها 9

1-11-1- رفتار خرید. 9

1-11-2- سبک زندگی.. 10

فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش…. 12

2-1- مقدمه. 13

2-2- بخش اول: مبانی نظری رفتار مصرف کننده. 14

2-2-1- رفتار مصرف کننده: تعاریف و مفاهیم.. 14

2-2-2- عوامل مؤثر در رفتار مصرف کننده. 15

2-2-3- چرا مطالعه رفتار مصرف کننده مهم است؟. 19

2-2-4- دیدگاه های پژوهشی رفتار مصرف کننده. 20

2-2-5- دیدگاه های کلی در رفتار مصرف کننده. 21

2-2-6- مدل های پیش بینی رفتار مصرف کننده. 22

2-2-7- کاربردهای رفتار مصرف کننده. 34

2-2-8-  نکات کلیدی رفتار مصرف کننده. 36

2-3- بخش دوم: سبک زندگی.. 37

2-3-1- واژه شناسی سبک زندگی.. 38

2-3-2- مفهوم شناسی سبک زندگی.. 39

2-3-2-1- مفهوم شناسی سبک زندگی از منظر جامعه شناسی.. 43

2-3-2-2- مفهوم شناسی سبک زندگی از منظر روانشناسی.. 46

2-3-3- ویژگی های مفهومی سبک زندگی.. 47

2-3-4- ویژگی های سبک زندگی.. 49

2-3-5- نظریه های سبک زندگی.. 51

2-4- ابعاد سبک زندگی با رویکرد روانشناسی.. 53

2-4-1- فعالیت… 53

2-4-2- علایق.. 54

2-4- 3- عقاید. 54

2-5- ابعاد سبک زندگی با رویکرد جامعه شناسی.. 55

2-5-1- اوقات فراغت… 55

2-5-2- مدیریت بدن. 58

2-5-3- مصرف محصولات فرهنگی.. 61

2-5-4- الگوی خرید. 65

2-9- بخش سوم: پیشینه پژوهش…. 67

2-10- پیشینه رفتار مصرف کننده. 67

2-10-1- پیشینه رفتار مصرف کننده در داخل کشور. 67

2-10-2- پیشینه رفتار مصرف کننده در خارج کشور. 68

2-11- پیشینه سبک زندگی با رویکرد روانشناسی.. 69

2-11-1- تحقیقات انجام شده در داخل کشور (پیشینه سبک زندگی با رویکرد روانشناسی) 69

2-11-2- تحقیقات انجام شده در خارج کشور (پیشینه سبک زندگی با رویکرد روانشناسی) 71

2-12- پیشینه سبک زندگی با رویکرد جامعه شناسی.. 72

2-12-1- تحقیقات انجام شده در داخل کشور (پیشینه سبک زندگی با رویکرد جامعه شناسی) 72

2-12-2- تحقیقات انجام شده در خارج کشور (پیشینه سبک زندگی با رویکرد جامعه شناسی) 74

2-13- بخش چهارم: صنعت نساجی.. 74

2-14-لباس (پوشاک) 74

2-14-1- تاریخچه نساجی و پوشاک در دنیا 75

2-14-2-وضعیت فعلی صنعت پوشاک در جهان. 76

2-14-3-تاریخچه صنعت نساجی و پوشاک در ایران. 77

2-14-4-وضعیت فعلی صنعت پوشاک در ایران. 78

2-15-بخش پنجم: چارچوب مفهومی پژوهش…. 79

فصل سوم روش شناسی پژوهش…. 81

3-1- مقدمه. 82

3-2- روش پژوهش…. 82

3-3- فرایند پژوهش…. 83

3-4- جامعه آماری.. 83

3-5- روش تعیین حجم نمونه. 84

3-6- ابزارهای پژوهش…. 85

3-7- تحلیل پرسشنامه. 85

3-8- روایی ابزار پژوهش…. 86

3-9- پایایی ابزار پژوهش…. 87

3-10- روش های آماری.. 87

فصل چهارم. 88

تجزیه و تحلیل داده ها 88

4-1- مقدمه. 89

4-2- تجزیه و تحلیل داده ها 90

4-2-1- بخش اول: یافته های توصیفی.. 90

4-2-1-1-  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت: 90

4-2-1-2- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تأهل: 91

4-2-1-3- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن: 92

4-2-1-4- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب شغل: 93

4-2-1-5-  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سطح تحصیلات: 94

4-2-1-6- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان درآمد: 96

4-2-1-7- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب متغیرهای پژوهش: 97

4-3- بخش دوم: یافته های استنباطی.. 97

4-3-1- استاندارد سازی ابزار اندازهگیری مفاهیم پژوهش…. 98

4-4- آزمون نرمال بودن داده ها 98

4-6- آزمون فرضیات پژوهش…. 101

4-6-1- رگرسیون چندگانه متغیر وابسته رفتار خرید(حساسیت به قیمت). 102

4-6-2- رگرسیون چندگانه متغیر وابسته رفتار خرید(لذت از خرید). 103

4-6-3-رگرسیون چندگانه متغیر وابسته رفتار خرید(تجربه خرید) 105

4-6-4- رگرسیون رتبه ای متغیر وابسته  رفتار خرید(کیفیت) 106

4-6-5- آزمون هم خطی.. 109

فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات… 110

5-1- مقدمه. 111

5-2- نتایج حاصل از بررسی فرضیات پژوهش…. 111

5-2-1- نتایج حاصل از فرضیه اصلی.. 111

5-2-2- نتایج حاصل از فرضیه اول. 113

5-2-3- نتایج حاصل از فرضیه دوم. 114

5-2-4- نتایج حاصل از فرضیه سوم. 114

5-2-5- نتایج حاصل از فرضیه چهارم. 115

5-2-6- نتایج حاصل از فرضیه پنجم.. 117

5-2-7- نتایج حاصل از فرضیه ششم.. 118

5-2-8- نتایج حاصل از فرضیه هفتم.. 118

5-3- پیشنهادات… 119

5-3-1- پیشنهادهای کاربردی.. 119

5-3-2- پیشنهاد به محققین آینده. 122

5-3-3- محدودیت های پژوهش…. 123

فهرست منابع. 125

منابع داخلی.. 125

منابع خارجی.. 131

پیوست ها 160

پیوست الف) پرسشنامه. 160

پیوست ب) تعریف واژه ها 163

پیوست ج) خروجی spss. 165

 

 

                                                      فهرست جداول

 

عنوان

صفحه


جدول 2-1. ویژگیهای مفهومی سبک زندگی به تفکیک صاحبنظران. 47

جدول 2-2. نظریاتی در مورد مصرف… 64

جدول3-2. پایایی پرسشنامه به تفکیک هر متغیر. 87

جدول(4-1): توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت… 90

جدول(4-2): توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تأهل.. 91

جدول(4-3):  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن.. 92

جدول(4-4):  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب شغل.. 93

جدول(4-5):  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سطح تحصیلات… 94

جدول(4-6):  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان درآمد. 96

جدول(4-7): توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب متغیرهای پژوهش…. 97

جدول(4-8): استاندارد سازی ابزار اندازه گیری مفاهیم پژوهش…. 98

جدول(4-9): آزمون کولموگروف – اسمیرنوف برای نرمال بودن داده ها 99

جدول 4-10. همبستگی بین متغیرهای مستقل.. 100

جدول 4-11. رگرسیون چندگانه متغیر وابسته رفتار خرید(حساسیت به قیمت)… 102

جدول 4-12. رگرسیون چندگانه متغیر وابسته رفتار خرید(لذت از خرید). 103

جدول 4-13. رگرسیون چندگانه متغیر وابسته رفتار خرید(تجربه خرید) 105

جدول 4-14 . آزمون برازش مدل. 106

جدول 4-15. آزمون تطابق داده ها با مدل. 106

جدول 4-16. ضریب تعیین.. 107

جدول 4-17. برآورد پارامترها 107

جدول 4-18. آزمون برابری پارامترها در رتبه ها 108

جدول 4-19. آزمون هم خطی.. 109

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                     فهرست نمودارها

 

عنوان

صفحه


نمودار2-1. ارزش صادرات پوشاک در کشورهای صاحب نام (میلیارد دلار) – 2011………. 76

نمودار2-2. ارزش واردات پوشاک در کشورهای صاحب نام(میلیارد دلار)- 2011 ……………..77

نمودار2-3. ارزش صادرات نساجی و پوشاک ایران در سالهای 85 تا 91 (میلیون دلار) ………..78

نمودار2-4.  ارزش واردات نساجی و پوشاک ایران در سالهای 85 تا 91 (میلیون دلار) …………79

نمودار 4-1  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت ………………………………………………..91

نمودار 4-2 : توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تأهل ……………………………………….92

نمودار 4-3 : توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن …………………………………………………….93

نمودار 4-4 : توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب شغل …………………………………………………..94

نمودار 4-5 : توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سطح تحصیلات …………………………………..95

نمودار 4-6  توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب درآمد …………………………………………………96

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                 فهرست اشکال

 

عنوان

صفحه


شکل 2- 1. خلاصه ای از مدل نیکوزیا در مورد فرایند تصمیم مصرف­کننده………………….. 24

شکل 2-2.مدل ساده شده هوارد – شث …………………………………………………………. 25

شکل 2-3. مدل تصمیم گیری انگل – کولات- بلاکول…………………………………………………. 28

شکل2- 4-. مدل تصمیم گیری خانوادگی شث……………………………………………………………. 30

شکل2- 5- مدل پردازش اطلاعات بتمن در مورد انتخاب کالا توسط مصرف کنندگان……… 34

شکل 2-6. مدل مفهومی پژوهش……………………………………………………………………………….. 80

 


فصل اول

کلیات

 

 

 

1-1-مقدمه

تحولات پیچیده جهانی در تمامی زمینه­ها، و همچنین در زمینه بازاریابی[1]،  بازاریابان را وادار نموده است تا فعالیت­های خود را هدفمند نمایند. در دنیای رقابتی امروز بقا و موجودیت هر کسب و کاری وابسته به وجود مشتریانی است که مایل به خرید محصولات یا خدمات آن هستند. در مقوله بازاریابی سعی می­شود ضمن شناسایی مشتریان و درک خواسته­ها و نیازهای آنها، به صاحبان کسب و کار بیان گردد که مشتری از محصول و یا خدمت ارائه شده از سوی آنها چه انتظاری دارد، چقدر حاضر است برای آن هزینه کند و نیاز او در چه موقعیت مکانی و زمانی وجود دارد. بنابراین بازاریابی چنان مهم و ضروری است که می­توان موجودیت هر کسب و کاری را کاملا وابسته به آن دانست. امروزه بازاریابی تنها فروش کالا و خدمات تولید شده نیست بلکه بازاریابی قبل از تولید کالا و خدمات شروع می­شود. از این رو شناسایی نیازها[2] و خواسته­های[3] مشتریان و علت چرایی رفتار مشتریان نسبت به خرید کالا و خدمات حائز اهمیت است. یکی از بحث­انگیزترین موضوعات در بازاریابی و رفتار مصرف­کننده[4] انتخاب مصرف­کننده و رفتار خرید مشتری است. در این زمینه مدیران و بازاریابان همواره می­کوشند تا با شناخت هر چه بهتر مشتری، رفتار خرید وی را پیش­بینی کرده و کالا و خدمات تولیدی خود را در مسیر فرایند انتخاب و خرید مشتری قرار دهند(سید جوادین، 1393).

شناخت هر چه بهتر مشتری و پی­بردن به افکار، گفتار و رفتار مصرف­کننده موجب تسهیل بهتر بخش­بندی بازار و تولید و عرضه بهتر کالا و خدمات، متناسب با نیازها و خواسته­ مشتری برای جلب رضایت و وفاداری هر چه بهتر مشتری از تولید مربوط است. انتخاب محصولات رابطه نزدیکی با سبک زندگی دارد. محصولات برای مصرف­کنندگان معانی نمادین خاصی دارد و مصرف­کننده با انتخاب محصولات، سبک زندگی خود را تعریف می­کند. به همین دلیل، سبک زندگی در بازاریابی مورد توجه قرار گرفته است. در فعالیت­های بازاریابی به شکل گسترده­ای از مفهوم سبک زندگی استفاده می­شود، زیرا با استفاده از آن می­توان نیازها و خواسته­های روزمرۀ مصرف­کنندگان را درک و از طریق سبک زندگی آرمانی مصرف­کنندگان، محصول را در بازار موقعیت­یابی کرد (همان، ص261 – 263). در این فصل، مسأله اصلی، اهمیت و ضرورت انجام پژوهش، در ابتدا تعریف و تشریح می­شود؛ همین طور اهداف، سؤالات و فرضیات مطرح می­گردد و کاربرد نتایج، قلمرو پژوهش، جنبه نوع­آور بودن و تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش ارائه می­شود.

 

1-2-بیان مسأله

انسان، به طور کلی موجود پیچیده­ای است که به ندرت می­توان رفتارش را پیش­بینی کرد. رفتار خرید مصرف­کننده همواره به عنوان یک موضوع مهم بازاریابی مطرح بوده است. و هم­چنین رفتار مصرف­کنندگان یکی از عوامل کلیدی است که می­تواند نقش موثری در انتخاب استراتژی­های بازاریابی ایفا نماید. در بازار که به عنوان محل تلاقی تولیدکننده و مصرف­کننده قلمداد می­شود، عوامل گوناگونی می­توانند بر رفتار خرید مصرف­کننده تاثیر بگذارد. پیش­بینی­های دقیق می­تواند باعث عملکرد گسترده و پیش­بینی نادرست باعث از دست رفتن سرمایه شود. امروزه، کسب و کارها در جهان “مصرف­کننده پادشاه است” را به رسمیت می­شناسد. بازاریابان زمانی می­توانند خود را توجیه کنند که قادر به درک خرید مصرف­کنندگان باشند و برای برآوردن آن اقدام کنند. بازاریابی مدرن برای مدیریت موفق  نیاز به در نظرگرفتن مصرف­کننده به عنوان نقطه کانونی در فعالیت کسب و کار خود دارد. ذهن خریدار به عنوان یک جعبه سیاه است که باید توسط بازاریاب موفق باز شود(ویدازی[5]، 2012).

در عصر پر چالش کنونی که تنها چیزی که ثابت باقی مانده است، تغییر است و سازمان­ها برای ایجاد مزیت رقابتی و متفاوت شدن از سایر رقبا و به دست آوردن بخش قابل محسوسی از بازار، باید مشتریان و مصرف­کنندگان خود را خوب بشناسد تا بتواند رفتار، فکر و گفتار آنها را پیش­بینی نموده و متناسب با نیازها و خواسته­های مشتریان برنامه­ریزی کرده و رفتار مشتری را پیش­بینی کند (سید جوادین، 1393).

با توجه به اینکه رفتار افراد در شرایط و موقعیت­های مختلف فرق می­کند و هم­چنین محیط در حال تغییر و تحول است، به دنبال آن نیاز و خواسته­ی مشتریان هم تغییر می­کند. عوامل مختلفی رفتار افراد را تحت­تاثیر خود قرار می­دهد، که یکی از این عوامل سبک زندگی افراد می­باشد. در این پژوهش درصدد آن هستیم که تاثیر ابعاد و شاخص­های سبک زندگی بر رفتار خرید و هم­چنین جهت رابطه و معناداری آن را تعیین نموده، تا با پیش­بینی رفتار خرید افراد و بهبود آن، رضایت مصرف­کننده را به دست آوریم. در هر جامعه با توجه به شرایط خاص آن، محیط­های گوناگونی وجود دارند که رفتار مردم را شکل می­دهند و در حقیقت تعیین کننده رفتارها و عملکردهای آنان می­باشند. رفتار خرید و رفتار مصرفی مصرف­کننده تحت تاثیر عواملی نظیر: عوامل فرهنگی(که خود شامل فرهنگ، خرده­فرهنگ­ها و طبقات اجتماعی است)، عوامل اجتماعی(که شامل تاثیر گروه­های مرجع، خانواده و نقش و منزلت اجتماعی بر رفتار مصرفی فرد است)، عوامل شخصی(نظیر: سن، مرحله چرخه زندگی، شغل، شرایط اقتصادی، سبک زندگی، شخصیت و تصورات شخصی)، عوامل روانشناختی( مانند: انگیزش، ادراک، یادگیری و نگرش)، قرار می­گیرد. از میان این عوامل، سبک­های زندگی(روانگاشتی) مصرف­کنندگان و آشنایی با خصوصیات رفتاری و نگرشی ایشان گامی مهم در شناسایی بخش­های مختلف بازار به شمار می­رود و به دلیل برخورداری از متغیرهای متنوع روان­شناختی(درونی) و جمعیت شناختی(بیرونی) امروزه ماهیت کاربردی بیشتر پیدا کرده است. در دیدگاه بازاریابی، سبک زندگی مشخص کننده افرادی است که بر مبنای کارهایی که دوست دارند انجام دهند نحوه سپری کردن اوقات فراغت و خرج کردن درآمد خود را در گروه­های مختلف دسته­بندی می­کنند(سولومن[6]، 1999). در این پژوهش رفتار خرید را با مؤلفه­های حساسیت به قیمت، لذت از خرید، تجربه خرید و کیفیت مورد سنجش قرار می­دهیم.

مصرف­کنندگان سبک زندگی خود را انتخاب و براساس آن محصولات و خدمات خود را خریداری می­کنند. از دید فرن[7] و روانشناسی سبک زندگی شامل فعالیت­ها(کار، فعالیت، خرید، ورزش و ..)، عقاید( سیاست، تجارت، تحصیلات، محصولات، فرهنگ و..) و علاقه­مندی­ها(خانواده، شغل، غذا، رسانه و..) است.

 از دید جامعه­شناسی، گیدنز[8] سبک زندگی شامل مصرف محصولات فرهنگی(دیدن تلویزیون، خواندن مجله، سینما و ..)، اوقات فراغت(سفر کردن، استراحت، گردش، ورزش و بازی و ..)، مدیریت بدن(رژیم غذایی، جراحی­های زیبایی، آرایش صورت و..) و الگوی خرید(مد، زیبایی، قیمت، رنگ، جنس ، دوام و..) است. لذا این پژوهش با بررسی سبک زندگی با دو رویکرد روانشناسی و جامعه­شناسی به پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده می­پردازد. از دیدگاه روانشناسان سبک زندگی فردی بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت می­باشد و آن را به صورت فردی مورد مطالعه قرار می­دهند اما جامعه­شناسان سبک زندگی را به صورت جمعی  و در ارتباط با سایر افراد مورد مطالعه قرار می­دهند. سؤال اصلی این پژوهش تعیین تأثیر سبک زندگی با دو رویکرد روانشناسی و جامعه شناسی بر رفتار خرید می­باشد.

 

 

1-3-اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

با توجه به شرایط جدید و تغییرات به وجود آمده در سطح جهانی و محلی، بدون شک پدیده­ای نظیر سبک زندگی نیز دستخوش تحول شده، تحت تأثیر فرایندهای مدرن، جنبه­ها و اشکال متفاوت و متنوعی به خود گرفته است. در واقع؛ با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم، اهمیت مصرف و سبک زندگی به ناگاه فزونی یافت و از سوی اندیشمندان مختلف، توجه فراوانی به آن شد و مطالعات وسیع و جامعی درباره سبک زندگی انجام پذیرفت(باینگانی، ایراندوست و احمدی ، 1392).

به دلیل رقابت بسیار زیاد در بخش کالاهای مصرفی، شرکت­ها ناگزیرند تا مشتریان را با استفاده از ابزارهای مختلف به سوی خود جذب نمایند. از این رو شرکت­ها باید مخاطبان خود را به درستی بشناسند، عادات زندگی، سبک زندگی و دیدگاه­های آنان پیرامون مسائل مختلف را بدانند و بر آن اساس، برنامه­های خود را تنظیم نمایند. لذا شناخت این­ها برای شرکت­ها مهم و ضروری است. همچنین دانش به این که دیگر مصرف­کنندگان چه دیدگاهی دارند و چگونه زندگی می­کنند، نیز دارای اهمیت است و می­تواند شرکت را در طراحی محصولات آتی خود یاری نماید(هاوکینز[9]، 2010).

به دلیل کاستی­های موجود در مشخصه­های جمعیت شناختی و شخصیت، بازاریاب­ها همواره به دنبال اطلاعات مفیدتری در مورد مصرف­کنندگان بودند تا با استفاده از این اطلاعات بتوانند استراتژی­ها و تاکتیک­های بازاریابی اثربخشی را به کار بگیرند. به همین جهت، مطالعه سبک زندگی توسعه یافت و در دهه 1970 با اقبال عمومی مواجه شد.  با انجام این نوع تحقیقات شرکت­های تولیدی علاوه بر شناخت رفتار خرید مصرف­کنندگان می­توانند استراتژی­ها و تاکتیک­های مورد نیاز را برای موفقیت در بازار اتخاذ کنند.

1-4-اهداف پژوهش

1-4-1- هدف اصلی

پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده براساس سبک زندگی با رویکرد روانشناسی و جامعه­شناسی

1-4-2-اهداف فرعی

  • پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده براساس فعالیت­ها.

2- پیش­بینی رفتار خرید مصرف­کننده براساس علایق.

3- پیش­بینی رفتار خرید مصرف کننده براساس عقاید.

4- پیش­بینی رفتار خرید مصرف کننده براساس مصرف کالاهای فرهنگی.

5- پیش­بینی رفتار خرید مصرف کننده براساس اوقات فراغت.

6- پیش­بینی رفتار خرید مصرف کننده براساس مدیریت بدن.

[1] Marketing

[2] Need

[3] Want

[4] Consumer Behavier

[5] Vidyavathi

[6] Solomon

[7] Fran

[8] Giddens

[9] Hawkins

تعداد صفحه :169

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

رساله

 (ph.D.) برای دریافت مدرک دکتری تخصصی

رشته روان­شناسی عمومی

گروه روان­شناسی

عنوان رساله:

مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی و روانشناختی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مزمن

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان     صفحه

  فصل اول: کلیات پژوهش                                                                                                                  1

 مقدمه                                                                                                                              1

تعریف و بیان مسأله                                                                                                              4

اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                                                              24                                             

اهداف پژوهش                                                                                                                 26

سؤال های پژوهش                                                                                                                        27

فرضیات پژوهش                                                                                                              28

متغیرهای پژوهش                                                                                                             28

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها                                                                                        29

فصل دوم: گستره نظری و عملی پژوهش                                                                                     35

اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                                                        35

تعاریف اختلال استرس پس از سانحه و نقاط اشتراک آن‌ها                                                          35

ملاک‌های تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                              38

اختلالات وابسته با تروما و استرس، زیرگروه­های مرتبط با اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)      46

اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و نوجوانان                                                                 51

اختلال استرس پس از سانحه ثانویه (نیابی)                                                                                  52

همه‌گیرشناسی، جنسیت و همبودی یا هم ابتلایی در اختلال استرس پس از سانحه                            55

ز

رهیافت‌ها و الگوهای اصلی در تبیین اختلال استرس پس از سانحه                                                       62

درمان‌های روانشناختی در اختلال استرس پس از سانحه                                                       88

راهبردهای مقابله گری در مواجهه با استرس(راهبرد اجتناب)                                                             115

زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی                                                                                                122

پیشینه پژوهش                                                                                                                 129

جمع‌بندی فصل دوم                                                                                                          142

فصل سوم: روش پژوهش                                                                                                    145

مقدمه                                                                                                                            145

طرح پژوهش                                                                                                                  145  

جامعه آماری پژوهش                                                                                                          146

نمونه و روش نمونه گیری                                                                                                   146

ابزارهای پژوهش                                                                                                              147

روند اجرای پژوهش                                                                                                         152

مروری بر جلسات روان‌درمانی                                                                                             153

شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات                                                                                             164

فصل چهارم: یافته های پژوهش                                                                                            166                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          مقدمه                                                                                                                 166

گزارش توصیفی دادهای پژوهش                                                                                           166

تحلیل داده‌های پژوهش                                                                                                       171

ح

فصل پنجم: نتیجه گیری و بحث                                                                                           200

مقدمه                                                                                                                          200

مروری اجمالی بر فرضیه‌ها، مقایسه با یافته‌های ادبیات عملی پژوهش و طرح تبیین‌های نظری                 201

محدودیت ها                                                                                                                  214

پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی                                                                                           216

منابع                                                                                                                           220

چکیده انگلیسی                                                                                                              259

مقدمه

               توانایی ادراک و پاسخ به تهدیدهای محیطی برای بقا حیاتی است، انسان­ها نسبت به اطلاعات تهدیدکننده گوش بزنگی هستند و قادرند که به‌طور سریع پاسخ­های زیست‌شناختی و رفتاری به تهدید را نشان دهند. اضطراب در طول زندگی نه‌تنها پیامدهای برای بهزیستی روان‌شناختی[1]بلکه بر سلامت فیزیولوژیکی و طول عمر تأثیرگذار است. درنتیجه افرادی که سطوح بالای از اضطراب را تجربه می‌کنند در معرض بیماری­های مختلفی در بزرگسالی هستند(اُدانواس، اسلاویچ، اِ پل و نیلان[2]، 2013). اگرچه، اضطراب واکنش طبیعی و ضروری به تهدید است و بر اساس ادراک ما از خطر اجازه واکنش را برای من فراهم می‌کند، این واکنش عمدتاٌ فرایندی ناهشیار و به‌طور منظم و در اغلب افراد و به شیوه­ای مناسب رخ می‌دهد. بااین‌وجود، اضطراب به‌طور مستمر و به شکل افراطیِ آن و در موقعیت­های عدم تهدید واقعی حاکی از یک اضطراب بنیادی و زیربنایی است(مان و وایت فیلد[3]، 2009). لذا، هیجان­ها در خدمت کارکردهای انطباقی هستند، اما وجودشان همواره کاربردی نیست(فرسکو، مِنین،هایمبرگ و ریتر[4]، 2013).

            یکی از انواع بیماری­های روانپزشکی که تا قبل از سال(2013) در طبقه اختلالات اضطرابی قرار می­گرفت و به دنبال یک رویداد آسیب­زا[5](تروماتیک) ممکن بود قربانیان را مبتلا کند، اختلال استرس پس از سانحه[6](PTSD) است.

           در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[7](DSM-IV) هفده نشانه را در سه دسته(تجربه مجدد[8]، اجتناب و کرختی هیجانی[9] و تحریک‌پذیری بیش‌ازحد[10]) برای این اختلال معرفی‌شده است: افکار مزاحم یا رخنه کننده در مورد آسیب [11]، رویاهای مکرر در مورد آسیب[12]، پس‌نگری‌ها[13]، واکنش­های هیجانی به سرنخ‌های آسیب[14]، واکنش‌های فیزیولوژیکی به سرنخ­های آسیب[15]، اجتناب از افکار مرتبط با آسیب[16]، اجتناب از یاد آورنده‌های آسیب[17]، ناتوانی در به یادآوردن برخی از جنبه‌های آسیب[18]، کاهش علائق[19]، فاصله گرفتن از دیگران[20]، عاطفه محدود[21]، احساس کوتاه شدن آینده[22]، اختلالات خواب[23]، تحریک‌پذیری[24]، اشکال در تمرکز[25]، گوش بزنگی[26] و تشدید واکنش از جا پریدن[27](مارشال، شل و مایلز[28]، 2013 و الهای، لاین، استاین برگ، برایمر[29] و همکاران، 2013). به دنبال آن، به دلیل شیوع قابل‌توجه، سیر مزمن و ناتوان‌کنندگی بالا و همچنین پیامدهای منفی این اختلال بر طیف وسیعی از کارکردهای روانشناختی، زیستی و اجتماعی افراد مبتلا، انجمن روانپزشکی آمریکا(APA)[30] در جدیدترین ویراست منتشرشده یعنی پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[31](DSM-5)، اختلال مذکور از طبقه اختلالات اضطرابی خارج و در دسته­ای مجزا به نام اختلالات آسیب(تروما) و وابسته به استرس[32] جای‌داده است. در این ویراست جدید، چهار خوشه از نشانگان برای اختلال استرس پس از سانحه فهرست شده است: رخنه کننده­ها[33] (مانند کابوس­ها[34]، پس‌نگری‌ها و افکار مزاحم در مورد رویداد آسیب­زا)؛ اجتناب(مانند دوری جستن از افکار و یادآوردنده­های رویداد آسیب­زا)؛ تغییرات منفی در شناخت‌ها و خلق[35] (مانند کاهش علاقه به فعالیت­های مهم، کرختی هیجانی[36]، باورهای منفی مستمر و هیجان­های مرتبط با آسیب) و نهایتاٌ تغییرات در برانگیختگی و واکنش‌پذیری[37] (مانند افزایش رفتارهای خود-آسیب رسان و پرخاشگرانه و افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). بررسی­های همه‌گیرشناسی حاکی از آن است که بین 60 تا 90 درصد افراد حداقل یک‌بار رویدادی بالقوه آسیب‌زا را در خلال زندگی‌شان تجربه می‌کنند(موریس و روآ[38]، 2013)؛ این در حالی است که عموماٌ احساسات آشفتگی به‌تدریج باگذشت زمانی کوتاه پس از رویداد بالقوه آسیب‌رسان کاهش می‌یابند. با این شرایط، حدود 10 درصد از این افراد، متعاقب آن به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا می­شوند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ نقل از کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ[39]، و همکاران، 2014).

         شایع‌ترین عامل ایجاد اختلال استرس پس از سانحه در زنان مورد تجاوز واقع‌شدن و در مردان وقایع جنگی است(سیرتی نیر، عبادی، فلاحی­خوشکناب و تولایی، 1391). آسیب­های روانی ناشی از جنگ بلندمدت است و باگذشت سه دهه از جنگ تحمیلی عراق بر ایران هنوز اطلاعات موجود درباره وسعت صدمات و عوارض ناشی از جنگ برای جانبازان ناکافی است و این در حالی است که جانبازان از گروه‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر است. با توجه به شیوع نگران‌کننده اختلالات روانی در این گروه، سلامت روانشناختی شرکت‌کنندگان در جنگ یک خط پژوهشی و مداخله‌ای را در جهان به خود اختصاص داده است(احمدی، حبیبی، احمدی زاده، شاهی و همکاران، 1391). محدودیت در اجرای پژوهش­های کاربردی بر اساس درمان­های صرفاٌ اختصاص‌یافته به اختلال استرس پس از سانحه(مانند درمان پردازش شناختی[40](CPT) به‌عنوان درمانی نسبتاٌ جدید و با حمایت تجربی بالا) و مقایسه آن با رویکردهای درمانی به کار گرفته‌شده در طیف وسیعی از اختلالات روانی(مانند شناخت درمانی متمرکز بر طرحواره[41]) و عدم مقایسه اثربخشی آن‌ها در ارتباط با جامعه آماری جانبازان جنگ از یک‌سو و از طرف دیگر، خلأ و ضعف ادبیات پژوهش خصوصاٌ در داخل جهت ارائه نتایجی از پیامدهای درمانگری­های روانشناختی هم بر متغیرهای روانشناختی و هم ‌زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی[42] به‌طور همزمان، زمینه و انگیزه اجرای مطالعه حاضر را فراهم نمود. در بخش بیان مسأله، این رویکردهای درمانی، مبانی نظری و عملی آن­ها و متغیرهای روانشناختی و زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی در ارتباط با اختلال استرس پس از سانحه به‌تفصیل ترسیم خواهد شد.

1-2- تعریف و بیان مسأله

         ویژگی اساسی همه موجودات زنده توانایی واکنش، مقابله، و سازگاری با منابع بیرونی و درونی ایجادکننده اختلال است. پاسخ به استرس به‌عنوان واکنشی ارائه‌شده از طریق سلول­ها، بافت­ها، و ارگانیسم به هر عامل یا عوامل فیزیکی، شیمیایی یا زیست‌شناختی تعریف می‌شود که آغازگر مجموعه‌ای از وقایع زیست‌شناختی تسهیل‌کننده و ارتقادهنده انطباق و بقا را در پی دارد. نتایج و آثار استرس بسته به‌شدت، تداوم و فراوانی آن، مصرف انرژی و دیگر اختلالات سوخت‌وساز می‌تواند مضر یا مفید باشد(دِمیروویچ و راتان[43]، 2013). علی‌رغم کاربرد روزافزون کلیدواژه استرس در علوم مختلف هنوز در مورد ماهیت و تعریف آن توافق چندانی وجود ندارد. موضع‌گیری‌های مختلف در مورد استرس را می‌توان در چهار سطح مفهومی خلاصه کرد: استرس به‌عنوان یک محرک؛ استرس به‌عنوان یک پاسخ؛ استرس به‌عنوان یک کنش متقابل؛ و استرس به‌عنوان الگویی از پردازش اطلاعات(پاشایی، 1388؛ نقل از رسولی، رزمی زاده و سدرپوشان،1392). استرس‌زاها[44] به‌عنوان محرک‌های برانگیزاننده، تنفرانگیز، و غیرقابل‌مهار یا غیرقابل‌پیش‌بینی تعریف می‌شوند(کیم و دایموند[45]،2002؛ نقل از هلمریچ، تای لی، کریستینسن و کوبالا[46]، 2012)که موجب واکنش‌های هورمونی و رفتاری چندگانه‌ای می‌شوند.

         به‌منظور فراهم شدن درک مناسبی از سبب‌شناسی اختلال استرس پس از سانحه به‌عنوان یکی از پیامدهای اصلی حضور در جنگ، تبیین­های نظری مختلفی ارائه‌شده است که با تمرکز بیشتر بر تبیین­های شناختی در راستای رویکردهای درمانی موردمطالعه در این رساله به چندین مورد از آن­ها اشاره می‌شود: اهلرز وکلارک[47](2000؛ نقل از کایند، وان در هاوت، آرانتز و دراست[48]، 2008) دو نوع از پردازش که به‌طور معکوس به حالات پردازش مربوط‌اند را معرفی می‌کنند: پردازش ادراکی[49]( پرداش مشتق از داده[50] یا پردازش از پایین به بالا[51])که بیشتر به تأثرات حسی از موقعیت و خصوصیات ادراکی موقعیت معطوف است و پردازش مفهومی[52](پردازش از بالا به پایین[53])که با بسط معنایی و توجه به بافت نسبت به ویژگی­های دریافتی رویداد پیوند دارد. بر اساس این تبیین، افرادی که عمدتاٌ به پردازش داده محور در طی آسیب مبادرت می‌ورزند، در مقایسه با افرادی که بافت و معنای رویداد را بسط می‌دهند، انتظار بالاتری برای ابتلا به استرس پس از سانحه را می‌توان برایشان متصور شد. به‌بیان‌دیگر رمزگردانی شدیدتر اطلاعات ادراکی و رمزگشایی ضعیف‌تر اطلاعات مفهومی در حین آسیب نشانگان بعدی را پیش‌بینی می‌کند(ساندرمن، هاوشیلد و اهلرز[54]، 2013). درمجموع بر مبنای الگوی مذکور می‌توان اظهار داشت که تعادل نسبی بین این دو نوع پردازش از تعیین‌کننده‌های اساسی جهت پیش‌بینی اختلال استرس پس از سانحه به دنبال یک رویداد آسیب‌زا تلقی می‌شود(لی، لی، لی، کیم[55] و همکاران، 2013).

         نظریه­های پردازش اطلاعات در تفسیرهای خود از اختلال استرس پس از سانحه مدعی هستند که افراد مبتلابه این اختلال با احتمال بیشتری تهدید را در محیط خود ادراک می‌کنند و آن به سبب سوگیری­هایی است که آن­ها به ماشه چکان­های تهدید نشان می‌دهند(واتسون[56]، 2013). رسیک و اشنایک[57](1992؛ نقل از نریمانی، بشر پور، قمری گیوی و ابوالقاسمی، 1392). با استناد به مبانی رویکرد پردازش معتقدند که اطلاعات داده­های مربوط به حادثه آسیب­زا به شکل قالب شبکه­های ترس در مغز ذخیره می‌شوند. در پیوند با تبیین­های مبتنی بر نظریه­های پردازش اطلاعات، اختلال استرس پس از سانحه را با نقص در سرعت پردازش اطلاعات و حداقل ضعف در انحراف توجه از محرک­های فراخوان آسیب مرتبط می‌دانند(قریشی، لانگ، برادشاو، پاین[58] و همکاران، 2011؛ توام لی، آلارد، تورپ، نورمن[59] و همکاران، 2009؛ واسترلینگ، دوک، برای لی، کانستنس[60] و همکاران، 2002؛ نقل از شوایت اوردر، روزن، توام لی، آیرز[61] و همکاران، 2013).

         مطابق با الگوهای شرطی­سازی، رویداد آسیب­زا به‌عنوان یک محرک غیرشرطی هستند که پاسخ­های غیرشرطی توأم با ترس شدید و برانگیختگی بالا را فراخوانی می‌کنند. طی این فرایند محرک­های شرطی شده مانند تصاویر، صداها و بوها که در زمان آسیب وجود داشته‌اند، با محرک‌های غیرشرطی پیوند می‌خورند و نتیجه این همراه شدن امکان فراخوانی پاسخ‌های شدید ترس و تجربه مجدد آسیب در غیاب محرک‌های غیرشرطی است که منجر با ناتوانی فرد آسیب‌دیده در تمایز بین علائم خطر و امنیت می‌شود و تداوم اختلال را موجب می‌گردد(سیجی براندیج، انگلهارد، لوممن، لیر[62] و همکاران، 2013).

        در فرمول‌بندی نظری از اختلال استرس پس از سانحه توجه به نقش حافظه در تداوم نشانگان این اختلال کانون توجه نظریه‌پردازان مختلفی بوده است: به‌عنوان‌مثال، نظریه بازنمایی­های دوگانه[63]در مفروضه سازی خود دو نوع از بازنمایی­های حافظه در خلال وقوع یک رویداد آسیب‌زا را در کانون توجه خود قراردادهاست: یکی از آن­ها شامل جزئیات حسی و حالت عاطفی/هیجانی در زمان تجربه کردن رویداد است(بازنمایی­های محدود به حس[64]) و دیگری مشتمل بر زیرمجموعه‌ای از درون داده­های حسی است که در یک توصیف انتزاعی ساختاری رمزگردانی می‌شود در سرتاسر بافت فضایی و شخصی که فرد رویداد را تجربه می‌کند (بازنمایی بافتی[65]). این دو بازنمایی در ابتدا به‌واسطه نوع درون داد متمایز نمی‌شوند بلکه جنبه‌های متفاوتی از درون داد هستند که به دلیل نوع پردازش از یکدیگر متمایز شده‌اند(بروین و بُرجس[66]، 2014). در تبیین دیگری، افزایش حافظه کاذب[67] که عبارت است از یادآوری وقایعی که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند یا تحریف یک تجربه است در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه گزارش‌شده است(نِمِتس، ویتزتوم و کُتلر[68]،2002؛ نقل از خسرو پور، ابراهیمی نژاد، بنی اسدی و فاریابی، 1391)؛ علاوه بر این، فرضیه تعدیل اثر[69] یک کاهش اختصاصی در ظرفیت حافظه به‌عنوان راهبردی اجتنابی جهت محدودتر شدن اثرات آسیب در مبتلایان به اختلال استرس پس از        سانحه را مطرح می‌کند(عبدی، مرادیان و اکرمیان، 1388)؛ و نهایتاٌ گزارش‌شده است که کاهش ظرفیت حافظه سرگذشتی[70](حافظه رویدادها در مورد خودمان) باتجربه مجدد آسیب و اجتناب ارتباط دارد(رابینسُن و جابسُن[71]، 2013).

تعداد صفحه :275

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

گروه روانشناسی

مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی

شهریور ماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از این پژوهش مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی بود. روش پژوهش مورد استفاده در این تحقیق علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان حاضر در خوابگاه های دانشگاه تهران در سال تحصیلی 93 -94 بودند. نمونه این پژوهش شامل 100 نفر از دانشجویان دارای اختلالات افسردگی و اضطرابی بود، که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، طرحواره یانگ (فرم کوتاه) و پرسشنامه بهزیستی روانی ریف استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد. براساس یافته ها، بین دو گروه دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از نظر باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی به علت مشکلات روانشناختی و نگرش منفی نسبت به وضعیت بدنی خود، طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتری داشته و به دلیل نوع نگرشی که به وضعیت خود دارند از سطح پائینی از بهزیستی روانی برخوردارند و باورهای منطقی فرد به توانایی خود در پیشگیری از این مشکلات یا کنترل آن کمک می کند.

کلمات کلیدی: باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه، بهزیستی روانی دانشجویان، افسردگی و اضطراب.

فهرست مطالب

فصل اول: مقدمه و گستره ی مسئله مورد پژوهش…. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق.. 9

1-4- اهداف پژوهش…. 10

1-4-1- هدف کلی.. 10

1-4-2- اهداف اختصاصی.. 10

1-5- سوالات یا فرضیه پژوهش…. 10

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 11

1-6-1- افسردگی.. 11

1-6-2- اضطراب.. 11

1-6-3- بهزیستی روانی.. 11

1-6-4- باورهای غیرمنطقی.. 12

1-6-5- طرحواره های ناسازگار اولیه. 12

فصل دوم: گستره ی نظری و پیشینه پژوهش13

2-1- باور منطقی.. 14

2-2- باور غیرمنطقی.. 14

2-2-1- ویژگی باورهای غیرمنطقی.. 15

2-2-2- انواع باورهای غیرمنطقی الیس…. 15

2-3- باید ها 21

2-4- طرحواره های ناسازگار اولیه. 21

2-4-1- مفهوم طرحواره. 21

2-4-2- طرحواره های شناختی و ناخودآگاه در روان تحلیل گری: 23

2-4-3- طرحواره ها در سیستم شناختی.. 24

2-4-4- طرحواره های ناسازگار اولیه و حوزه های مرتبط با آن ها 26

2-4-5- ارتباط طرحواره ها و افسردگی و اضطراب.. 32

2-5- بهزیستی روان شناختی.. 33

2-5-1- نظریه‌های بهزیستی روانی.. 35

2-5-1-1- مدل تعادل پویا 35

2-5-1-2- الگوی ویسینگ و وان ایدن.. 35

2-5-1-3- نظریه ی ناهمخوانی.. 36

2-5-1-4- نظریه ی هدف غایی.. 37

2-6- افسردگی.. 37

2-6-1- نظریه های افسردگی.. 37

2-6-1-1- مدل پرخاشگری درونی شده. 37

2-6-1-2- فقدان عزت نفس و افسردگی: 38

2-6-1-3- افسردگی و تقویت… 38

2-6-1-4- مدل شناختی.. 39

2-7- اضطراب.. 39

2-8- پیشینه پژوهش های انجام شده در ایران: 41

2-9- پیشینه پژوهش های انجام شده در کشورهای دیگر. 44

فصل سوم: روش شناسی پژوهش47

3-1- روش پژوهش…. 48

3-2- جامعه پژوهش…. 48

3-3- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری.. 48

3-4- ابزارهای پژوهش…. 48

3-4-1- پرسشنامه فرم کوتاه یانگ… 48

3-4-1-1- اعتبار و پایایی پرسشنامه یانگ… 49

3-4-2- پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (IBT) 50

3-4-3- مقیاس بهزیستی روانی ریف ((SPWB.. 50

3-4-4- افسردگی بک (BDI) 51

3-4-4-1- روایی و پایایی آزمون افسردگی بک… 51

3-4-5- پرسشنامه اضطراب بک (BAI) 52

3-4-5-1- روایی و پایایی آزمون اضطراب بک… 52

3-5- روش اجرا و جمع آوری داده ها 53

3-6- روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها 53

فصل چهارم: یافته های پژوهش54

4-1- مقدمه. 55

4-2- نتایج توصیفی تحقیق (جداول یک بُعدی) 55

4-2-1- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب سن.. 55

4-2-2- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب مقطع تحصیلاتی.. 55

4-2-3- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب وضعیت تاهل.. 56

4-3- یافته های توصیفی.. 57

4-4-   تحلیل های آمار استنباطی.. 61

4-5-   بررسی فرضیه های پژوهش…. 62

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری. 67

5-1- مقدمه. 68

5-2- خلاصه تحقیق.. 68

5-3- نتیجه حاصل از یافته های توصیفی.. 69

5-4- نتیجه گیری حاصل از آزمون فرضیات.. 70

5-4-1- فرضیه های تحقیق.. 70

5-4-2- بحث و نتیجه. 75

5-5-   محدودیت های تحقیق.. 76

5-5-1- محدودیت های در اختیار پژوهشگر. 76

5-5-2- محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر. 76

5-6-   پیشنهادات.. 77

مراجع    78

پیوست ها 87

پیوست 1………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 86

پیوست 2………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 90

پیوست 3………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 97

پیوست 4…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 104

1-1-   مقدمه

افسردگی[1] یکی از شایع ترین اختلال های خلقی محسوب شده که زندگی افراد را به شیوه های گوناگون تحت تاثیر قرار می دهد، به گونه ای که منجر به اختلال در عملکرد، کار و روابط فرد با دیگران می شود و زندگی وی را به مخاطره می اندازد. افسردگی با احساس ناراحتی و بیچارگی و با علائمی همچون اختلال در خواب، اختلال در اشتها، کاهش میل جنسی، عدم تمایل به انجام فعالیت های روزمره، کندی جریان فکر، احساس گناه، خجالت، محکوم کردن خود و بیزاری از خویش و کاهش روابط اجتماعی همراه است. علاوه بر این، افسردگی می تواند مزمن و عود کننده باشد، چنان که با وجود اثربخشی رویکرد های درمانی، بین نصف تا سه چهارم افسرده ها در فاصله زمانی دو سال پس از بهبود، دوباره به دوره دیگری از افسردگی مبتلا می شوند (چاد[2]، به نقل از بانهوفر[3]، 2009).

اضطراب[4] به منزله بخشی از زندگی انسان هاست که حد متعادلی از آن در همه افراد وجود دارد و پاسخی سازش یافته برای محرک های درونی و بیرونی تلقی می شود؛ به طوری که اگر نباشد، زندگی عادی انسان را مختل می سازد. اضطراب در پاره ای از مواقع سازندگی و خلاقیت در فرد پدید می آورد، امکان تجسم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می سازد و او را برای مواجه شدن با مسئولیت های مهمی مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن وظیفه اجتماعی بر می انگیزد. مثلاً اضطراب انسان را وادار می کند تا به موقع از خواب بیدار شود و سر کارش حاضر باشد، هنگام رانندگی خوابش نبرد، از پول و اشیای قیمتی خود مراقبت کند و برای کارهای مهم زندگی اش برنامه ریزی نماید (بیابانگرد، 1383).

بنابراین اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که پاره ای از اضطراب های کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند زندگی پذیرفت، چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در راه مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهد. پس اضطراب لزوماً پدیده ای نابهنجار و مرضی نیست؛ چنانکه در تعریف آن گفته شده: «اضطراب، واکنش فطری و بهنجار به یکی از این دو امر است: تهدیدی که متوجه شخص، نگرش ها یا حرمت خود او می شود؛ به فقدان افراد یا چیزهایی که مایه اطمینان و امنیت او می باشند منجر شود». اما اگر اضطراب از حد متعادل فراتر رود، یعنی جنبه مزمن و مداوم بیابد، نه تنها پاسخ سازش یافته نیست؛ بلکه منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای می شود که فرد را از بخش عمده امکاناتش محروم می کند و انواع اختلال های اضطرابی را که از اختلال های شناختی و بدنی، تا ترس های ناموجه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد. از طرفی پیچیدگی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی به مذهب و ارزش های خانوادگی، برای افراد و اجتماع، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده و در این میان، زنان که توان کمتری دارند، آسیب بیشتری می بینند (کاستلو[5]، به نقل از هاتون[6]، 2006).

الیس به عنوان یک روانشناس و صاحب نظریه درمان عقلانی- هیجانی، معتقد است فرد ضمن قبول نکردن واقعیت و جذب شدن در فرایند باورهای غیرمنطقی[7] در برتری جویی مفرط خود مبتلا به عوارض نسبتاً شدید می شود که اغلب آن را اختلال عاطفی می نامیم. به عقیده وی توسل به این عقاید، به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید در نگرش و برداشت های خود شدیداً بر اجبار الزام و وظیفه تاکید دارد و اگر خود را از این قیدها براند به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد. الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی می داند و به نظر او افکار عواطف، واکنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرمنطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود. انسان اختلالات و رفتار غیر منطقی اش را از طریق بازگو کردن آنها برای خود تداوم می بخشد به نظر الیس فردی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیرمنطقی می کند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد. انسان به وسیله اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربی معتبر نیستند (الیس، 1999).

طرحواره های ناسازگار اولیه[8] درون مایه ها یا الگوهای فراگیر و عمیقی درباره خود و دیگران هستند که به شدت ناکارآمد هستند. این طرحواره ها از خاطرات، هیجان ها، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند که طی دوران کودکی یا نوجوانی پدید آمده و در طول زندگی پیچیده تر می شوند و نقش عمده ای در چگونگی تفکر، احساس و ارتباط با دیگران ایفا می کنند. (یانگ[9]، کلوسکو[10]، ویشار؛ ترجمه حمید پور، 1393)

مفهوم بهزیستی[11] و عوامل مرتبط به آن از دیرباز مورد توجه مطالعات انسانی بوده است و دیدگاه ها و نظریات گوناگونی در این زمینه وجود داشته است. علاقمندی پژوهشی بی شماری درباره توصیف وضعیت بهزیستی روانی دانشجویان در کشورهای مختلف وجود دارد. در گذشته مطالعات روانشناختی بیشتر بر روی بیماری های روانی تمرکز داشته است و همچنین بیشتر به درمان توجه کرده است. به عبارتی دیگر تعریف سلامت مترادف با فقدان بیماری روانی و علائم مرتبط با آن تلقی می شده است. از دهه 1980 به بعد در تعریف سلامت تغییرات زیادی بوجود آمد. روانشناسی سلامت تنها به جنبه های منفی و رفع آن ها توجه ندارد؛ بلکه همانطور که در تعریف سازمان جهانی بهداشت وجود دارد؛ به جنبه های مثبت سلامت و تقویت آن ها نیز توجه دارد؛ بنابراین فردی واجد شرایط سلامت است که از جنبه های اجتماعی، روانی و زیستی در شرایط مطلوبی قرار داشته باشد. ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت، می بایست از آن برخوردار باشد؛ احساس بهزیستی است. بهزیستی روانی[12] به طور گسترده ای مورد بررسی و به روشهای مختلفی مفهوم سازی شده است. آنها همچنین بهزیستی را احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی می دانند که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف خانواده و شغل است (مایرز و دینر[13]، به نقل از بهزادنیا، 1389). با توجه به نکات ذکر شده و اینکه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی در افراد افسرده و اضطرابی متفاوت عمل می کنند، تفاوت این عوامل بین افراد افسرده و اضطرابی در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان با علائم افسردگی و علائم اضطرابی است.

1-2-   بیان مسئله

دانشجویان، هوشمندان برگزیده و امیده آینده هر جامعه ای محسوب می شوند. اضطراب و افسردگی که شایعترین انواع نابسامانی های روانی را تشکیل می دهند، گر چه توانمندی های هوشی را مختل نمی کنند، اما با کاهش تمرکز حواس، اشتغالات ذهنی وقت گیر و مزاحم، بی حوصلگی، تحریک پذیری، بی قراری، بی خوابی و … نظیر موریانه ای موذی و آزاردهنده توان علمی و قدرت خلاقه و سازنده دانشجو را می جوند (سلمانی، 1388). تشخیص، درمان و به ویژه پیشگیری از بروز این اختلالات و کوشش در جهت کاهش عوامل محیطی موجد اضطراب و افسردگی، نقش مهم و با ارزشی در سالم تر کردن محیط دانشگاه ها و افزایش کارایی نسل آینده متخصصین جامعه خواهد داشت.

اختلال خلقی، اصطلاحی است کلی و مربوط به اختلال روانی که در آن آشفتگی اساسی در خلق، مشاهده می‌شود. اختلالات خلقی در طیف وسیعی می‌گنجد که در یک طرف آن، افسردگی یا خوشی خفیف و کوتاه‌مدت و در طرف دیگر آن، افسردگی‌های هذیانی شدید یا شیدایی قرار دارد. خلق، وضعیت هیجانی درونی فرد است که مقطع طولانی تری از زمان را دربرگرفته و نقش خود را بر جلوه های مختلف زندگی حکاکی کرده و تمامی وضعیت روانی بیمار را تحت‌الشعاع قرار می دهد. عاطفه، تظاهر خارجی هیجانات است و برهه کوتاهی از زمان را دربرگرفته و معمولا با کلام و فکر بیمار همراه است. طبقه تشخیصی اختلالات خلقی در DSM-V در راهنمای جدید به دو طبقه‌ی مجزای اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط با آن و اختلالات افسردگی تقسیم شده است (DSM-V، ترجمه گنجی، 1394).

افسردگی، رایج‌ترین اختلال روانی است که اخیرا به شدت رو به افزایش نهاده است. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی کرده‌اند. احساس دمغی، بی‌حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می گویند. زن‌ها خیلی بیشتر از مردها دچار افسردگی می‌شوند. علت آن روشن نیست، اما به نظر بسیاری از متخصصان، عوامل فرهنگی و به‌ ویژه محرومیت ها و محدودیت‌ های اجتماعی زیاد در مورد زنان، یکی از علل اساسی است. ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، چرا که پیشنهاد تعریفی که مورد پذیرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیرممکن می‌باشد. حال به برخی از تعاریف عمده افسردگی اشاره می‌کنیم. افسردگی، به منزله یک بیماری خلق‌وخو یا اختلال کنش خلق ‌و خو است. افسردگی، نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالت ‌های برانگیختگی نشان داده می‌شود. افت گذرا یا مداوم تنود عصبی- روانی که به صورت یک مؤلفه بدنی مانند سردرد، بی اشتهایی، یبوست و کاهش فشار خون و یک مؤلفه روانی مانند غمگینی، ناتوانی و احساس به پایان رسیدن نیرو نمایان می‌شود. سقوط غیرقابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در حیطه بدنی با خستگی دائم آشکار می‌شود. در حیطه شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در حیطه عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است، آشکار می‌شود (بارت[14]، اکسمن و گربر[15]، به نقل از بک [16] و الفورد[17]،2003).

اضطراب حالت هیجانی نامطلوبی است که معمولاً با احساس دردناک و طولانی بیم و نگرانی همراه می باشد. سطح معینی از اضطراب نه فقط برای رویارویی با خطر، برنامه ریزی کردن، مطالعه کردن، هشیار بودن در هنگام امتحان، احتیاط در هنگام رانندگی و … ضروری است، بلکه چنانچه ترس و اضطراب به صورت محدود باقی بماند، می تواند بسیار مفید و حتی لذتبخش هم باشد (بیابانگرد، 1383). با این حال در ورای این سطح معین، اضطراب نقش انطباقی خود را از دست می دهد و همراه با رنجی می گردد که به زحمت میتوان آن را تحمل کرد. این حالت یک اضطراب بیمارگونه است. این نوع اضطراب است که استعدادها را تخریب می کند، مشکلاتی در تمرکز و حافظه به بار می آورد. در پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-V)) بین تمامی اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی احتمالا شایعترین آنها است. طبق تخمین انستیتو ملی بهداشت روانی ایالات متحده امریکا قریب به پانزده میلیون نفر در امریکا از نوعی اختلالات اضطرابی در رنج هستند (کاستلو، به نقل از هاتون، 1384).

در طول دهه های اخیر تمرکز مطالعات و تحقیقات در زمینه درک و مفهوم سازی جنبه های روانشناسی مثبت نگر از جمله بهزیستی روانی و همچنین یافتن شیوهای دستیابی به آنها، دلایل ایجاد و نیز تداوم این ویژگیها، به طور فزاینده ای رو به رشد است. در همین راستا روانشناسان برجسته ای از جمله ریف بر مفهوم سازی و عوامل مرتبط با بهزیستی روانی مطالعات و تحقیقات متعددی انجام داده اند. وی خاطرنشان کرد که ابعاد نظری سلامت روانشناختی مثبت شامل: استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، ارتباط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود می باشد. در حال حاضر الگوی مزبور به طور وسیعی در سراسر دنیا مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است (ریف[18] و کییز[19]، 2002). یکی دیگر از متغیرهایی که احتمالا تحت تاثیر افسردگی و اضطراب دانشجویان قرار می گیرد، بهزیستی روانی می باشد. بهزیستی روانی یعنی تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی ‌های بالقوه واقعی فرد است. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلاء و ارتقاء است که در تحقق استعدادها و توانایی ‌های فرد متجلی می‌شود (ریف، 1995). در تحقیقات مختلف نشان داده شده ‌است که دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی رضایت از زندگی پایین و بهزیستی روانی پایینی برخوردارند (فرهنگ، 1390). لاووی[20]، بیان می کند که احتمالا ناتوانی در مهارت های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی، مهم ترین مشکل این گروه از افراد است چون این ناتوانی بر عملکرد حوزه های مختلف زندگی آن ها اثر می گذارد (لاوی، 2005).

یکی از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد ارزیابی افراد در موقعیت های مختلف زندگی از جمله موقعیت های استرس زا است که به سیستم شناختی فرد و تناسب آن به رفتارهای منطقی بستگی دارد. بنابراین بسیاری از مشکلات افراد را می توان تحت تاثیر باورهای غیرمنطقی انسان ها دانست. باورهای غیرمنطقی تاثیر بسیاری در سبب شناسی اختلالات از جمله افسردگی دارند. ساپ[21] (2000) در یک بررسی رابطه بین باورهای غیرمنطقی و شکست تحصیلی را ثابت کرد و نیز به این نتیجه رسید که بین طبقه تحصیلی و میزان استفاده از باورهای غیرمنطقی تفاوت وجود دارد. افرادی که تحصیلات بالاتر دارند باورهای منطقی تر در نتیجه مقاومت بیشتری در برابر مسائل اضطراب زا دارند. باورهای غیرمنطقی به شکل ضروریات زندگی تظاهر می کنند بنابراین در روند طبیعی زندگی اختلال ایجاد می کنند و فرد را مقید می کنند تا به اجبار بر اساس آن عمل کرده که در نتیجه بر کارکردهای اجتماعی و تحصیلات تاثیر می گذارند. برخی روانشناسان بر این اعتقادند که باورهای غیرمنطقی موجب افزایش وقوع اختلالات نوروتیک و پسیکوتیک شده و این موضوع به تدریج سبب ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی می شود. سبک اجتنابی، موجب تشدید احساس ناتوانی و ناکارآمدی شده و به آرامی فرد را مستعد استفاده از این سبک جهت حل کلیه مسائل زندگی می کند (ساپ، 2000).

الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه افکار غیرمنطقی می داند. به عقیده او افکار و عواطف کنش های متفاوتی نیستند (روزنهان و سلیگمن 1382). وی معتقد است اگر فردی در زندگی تفکر منطقی را جایگزین باورهای غلط خود بکند از بهزیستی روانی برخوردار است (پروچسکا، 2006). الیس معتقد است که باورهای غیرمنطقی که انتظارها، ارزیابی ها و انتسابات تحریف شده را شکل می دهند و موجب اختلال روانی می شوند دو ویژگی دارند: اولا این عقاید توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات “باید وحتما” بیان می شوند، ثانیا فلسفه های خود آشفته ساز که معمولا حاصل این توقعات هستند انتساب های بسیار نامعقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند. الیس به یازده عقیده غیرمنطقی اشاره می کند که برخی از آنها عبارتند از:

موفقیت ها و شکست ها و ویژگی هایی مانند هوش، ارزش ما را به عنوان انسان مشخص می کنند. “ما باید رضایت دیگران را جلب کنیم، دنیا باید با ما عادلانه رفتار کند”. از این رو تا زمانی که تفکر غیرعقلانی ادامه دارد، اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود (پاتریس[22]، پاپن[23]، به نقل از شفیع آبادی 1389).

یکی دیگر از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد، عامل طرحواره های ناسازگار اولیه است. ساختارهای شناختی، بنیان تفکر و رفتار افراد را سازمان می‌ دهند و سایر عوامل مربوط به آنها احتمالا نقش واسطه ای بر عهده دارند (سویتزر[24]، 2006). ژرف ترین ساختارهای شناختی طرحواره ها هستند. یانگ آن دسته از طرحواره هایی را که به رشد و شکل گیری مشکلات روانشناختی می انجامند، طرحواره های ناسازگار اولیه می نامد. این طرحواره ها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیب رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده و در طول زندگی تداوم می یابند (یانگ، کلوسکو و ویشار، ترجمه حمید پور، 1393).

این طرحواره ها می تواند تحت تاثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی و جراحی ها قرار گیرد و نگرانی از تصویر ذهنی بدن را در فرد ایجاد کند (رحیمیان، 1387). به نظر می رسد که طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز علائم افسردگی و اضطراب در افراد شوند و تعدیل و تغییر این طرحواره ها می تواند به درمان و حذف این علائم کمک کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تعدیل این طرحواره ها به کاهش علائم افسردگی و اضطراب دانشجویان کمک شایان ذکری می گردد. به طور کلی با روشن شدن ماهیت طرحواره های ناسازگار اولیه امید است بتوان در آینده گامهایی را برای اصلاح این طرحواره های ناسازگار اولیه و در نهایت کاهش علائم افسردگی و اضطراب به طور سریع تر و کارآمد تر برداشت. نتایج تحقیقات مختلف نشان داده اند که طرحواره های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی های روانشناختی ایجاد می کنند. مثلا ‌طرحواره کمال گرایی با نشانه هایی مانند اضطراب و افسردگی ارتباط دارد ( شهامت، ثابتی و رضوانی، 1389). بر اساس نظر یانگ (یانگ و همکاران،2006) آسیب های روانی از نظر شکل گیری و ثابت ماندن طرحواره های غیر انطباقی اولیه ناشی می شوند و در این میان طرحواره هایی که با وابستگی و نقص مرتبط هستند، بیشتر در میان افراد افسرده وجود دارد. نتایج تحقیقات نشان داده است که طرحواره ی حوزه بریدگی و طرد مهمترین پیش بینی کننده نشانه های افسردگی در بیماران افسرده می باشد (دیده روشنی، 1389).

در مجموع با توجه به اینکه در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از بهزیستی روانی پایین، باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگارانه برخوردارند (دیده روشنی، 1389) و این باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز اختلالات روانی شوند (سلمانی،1388). از طرفی دیگر چون پژوهش های مختلف نشان داده اند که باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانه های مرضی و اختلالات روانپزشکی همچون افسردگی ارتباط دارند، بنابراین شناخت و تغییر باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند گامی در جهت کاهش مشکلات بیماران افسرده و در نهایت کاهش اضطراب بیماران مبتلا باشد. در ایران مطالعات متعددی درباره شیوع افسردگی با استفاده از آزمون بک صورت گرفته است. این تحقیقات شیوع افسردگی و ارتباط آن با عوامل گوناگون را مورد بررسی قرار داده اند، اما تاکنون هیچ تحقیقی به مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی نپرداخته است (سلمانی، 1388).

تعداد صفحه :120

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه رابطه طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی در دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

پایان نامه ­برای دریافت درجه  کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی (M.A)

گرایش: بالینی

عنوان:

رابطه طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی در دانشجویان

تابستان1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان              شماره صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

چکیده 1

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش… 9

1-4- اهداف پژوهش… 12

    1-4-1- هدف کلی.. 12

1-4-2- اهداف فرعی.. 12

1-5- فرضیه­های پژوهش… 13

1-6- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش… 13

1-6-1- طرحواره­های ناسازگار اولیه. 13

1-6-1-1- تعریف مفهومی: 13

1-6-1-2- تعریف عملیاتی: 13

1-6-2- مکانیسم­های دفاعی.. 13

1-6-2-1- تعریف مفهومی: 13

1-6-2-2- تعریف عملیاتی: 14

1-6-3- رضایت از زندگی.. 14

1-6-3-1- تعریف مفهومی: 14

1-6-3-2- تعریف عملیاتی: 14

1-7- متغیرهای پژوهش… 14

فصل دوم: مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- پیش درآمد. 16

2-2- طرحواره 16

2-3- تعریف یانگ از طرحواره 17

2-4- طرحواره­های ناسازگار اولیه. 18

2-5- ریشه­های تحولی طرحواره­ها 19

2-6- حوزه­های طرحواره­های ناسازگار اولیه. 20

2-6-1- حوزه اول: بریدگی و طرد. 20

2-6-2- حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل.. 23

2-6-3- حوزه سوم: محدودیت­های مختل.. 24

2-6-4- حوزه چهارم: دیگر جهت مندی.. 25

    2-6-5- حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری.. 26

2-7- طرحواره­ها و جنسیت.. 27

2-8- بیولوژی طرحواره­های ناسازگار اولیه. 28

2-9- طرحواره درمانی.. 28

2-10- نظریه های مختلف درباره طرحواره 30

2-11- مکانیسم­های دفاعی.. 31

2-12- سبک­ها و عمده­ترین مکانیسم­های دفاعی.. 32

2-13- مکانیسم­های دفاعی عمده از نظر فروید. 34

2-14- رویکردهای مکانیسم های دفاعی.. 35

2-14-1- الگوی تحولی: 36

2-14-2- الگوی سلسله­مراتبی: 36

2-15- تعریف زندگی.. 37

2-16- رضایت از زندگی.. 37

2-17- وجوه رضایت از زندگی.. 39

2-18- پیشینه مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور. 40

2-18-1- پیشینه پژوهش در داخل کشور. 40

2-18-2- پیشینه پژوهش در خارج از کشور. 42

فصل سوم: روش اجرای پژوهش

3-1- پیش درآمد. 48

3-2- روش پژوهش… 48

3-3- جامعه آماری.. 48

3-4- نمونه آماری و شیوه نمونه­گیری.. 48

3-5- روش اجرا و جمع­آوری اطلاعات.. 49

3-6- ابزار پژوهش… 49

3-6-1- پرسشنامه طرحواره­های ناسازگار اولیه یانگ(YSQ). 49

3-6-2- پرسشنامه سبک­های دفاعی (DSQ-40). 50

3-6-3- پرسشنامه رضایت از زندگی(SWLS). 51

3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 52

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

4-1- پیش درآمد. 54

4-2- یافته­های توصیفی.. 54

4-3- یافته­های استنباطی.. 58

فصل پنجم: نتیجه­گیری و پیشنهادات

5-1- پیش درآمد. 69

5-2- مروری کوتاه بر مسئله و هدف پژوهش… 69

5-3- بحث و نتیجه­گیری.. 70

5-4- محدودیت­های پژوهش… 78

5-5- پیشنهادها 79

5-5-1- پیشنهادهای پژوهشی.. 79

5-5-2- پیشنهادهای کاربردی.. 80

منابع

منابع فارسی.. 82

منابع لاتین.. 85

پیوست­ها

پیوست شماره (1): پرسشنامه طرحواره یانگ-فرم کوتاه (YSQ-SF). 93

پیوست شماره (2): پرسشنامه پرسشنامه ی سبک های دفاعی (DSQ-40): 98

پیوست شماره (3): پرسشنامه رضایت از زندگی (SWLS) 101

پیوست شماره (4): مشخصات دموگرافیک: 101

چکیده انگلیسی………………103

مقدمه

     یکی از ساختارهای اساسی که اهمیت ویژه­ای برای فهم نقش شناخت در روابط دارد، طرحواره است (چاتاو و ویشمن، 2009). نظریه طرحواره­های معناگذاری، بر این باور است که شناخت و طرحواره­ها خاستگاه آغازین پردازش اطلاعات بوده و پردازش شناختی به کمک طرحواره­های موجود در فرد هدایت می­شوند (فتی و همکاران، 1384). طرحواره عبارت است از ساختاری شناختی برای ادراک، سازمان­دهی، پردازش و       بهره­برداری از اطلاعات، معنادهی به تجربه­ها و کنترل رفتار (اتکینسون، 2000؛ ترجمه براهنی و همکاران، 1385؛ تیم ب، 2010). از جمله سازه­های مهم و جدید که به بررسی سبک پردازش شناختی و نحوه اثرگذاری آن بر پردازش هیجانی در انسان می­پردازد؛ سازه طرحواره­های ناسازگار اولیه[1] می­باشد. طرحواره­های ناسازگار الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب­رسان در فرد هستند که در ابتدای رشد و تحول در در ذهن شکل گرفته و در مسیر زندگی تکرار می­شوند. این طرحواره­ها زمانی به وجود می­آیند که نیازهای اساسی روانشناختی جهان شمول (دلبستگی­ایمن، خودگردانی، آزادی در بیان نیازها، هیجان­های سالم، خودانگیختگی، محدودیت­های واق­بینانه) برآورده نشوند (لطفی، 1385).

     طرحواره­های مطرح شده توسط یانگ[2]، با توجه به پنج نیاز هیجانی به پنج حوزه: 1. بریدگی و طرد،       2. خودگردانی و عملکرد مختل،3. محدودیت­های مختل،4. دیگر جهت­مندی و5. گوش­به­زنگی بیش از حد و بازداری تقسیم می­شود. زمانی که این طرحواره­ها فعال می­شوند؛ می­توانند بر ادراک و واقعیت تأثیرگذارند و تحریف شناختی ایجاد کنند. بنابراین تحقیقات تاکنون مشخص کردند که طرحواره­ها موجب سوگیری شیوه­های پردازش شناختی شده و بر آسیب­پذیری فرد نسبت به آشفتگی روانی اثر می­گذارند. یکی از عوامل دیگری که طرحواره­ها را تحت تأثیر قرار می­­دهد، جنسیت است زیرا هیجان­­­های جنسی در هر جامعه­ای بخشی از فرهنگ آن جامعه می­باشد. همزمان با رشد کودک، در شرایطی که رابطه کودک با همسالانش پیچیده­تر می­شود؛ کودک مهارت­هایی را کسب می­کند که خاص جنسیت اوست و اقدام به فعالیت­هایی می­کند که جامعه برای جنسیت او در نظر گرفته است (ژانگ[3]، 2011).

     شناخت درمانگران معتقدند که طرحواره­های ناسازگار اولیه قدیمی­ترین مؤلفه شناختی محسوب می­شوند و حتی گاهی اوقات پیش از آن­که کودکان زبان را بیاموزند، شکل می­گیرند و اغلب نفوذ خود را بر سیستم پردازش اطلاعات در زیر هوشیاری اعمال می­کنند و حتی افکار خودآیند دارند (کاظمی، 1390). از آن­جا که طرحواره­ها مانند چهارچوبی برای پردازش اطلاعات به کار می­روند و تعیین­کننده واکنش­های عاطفی افراد نسبت به موقعیت­های زندگی و روابط بین فردی می­باشند؛ گفته شده که با شادکامی[4] رابطه دارند. به عنوان مثال   گفته شده که کسانی که در زندگی خود نگرش مثبت دارند؛ اطلاعات مربوط به زندگی­شان را به شکلی    طبقه­بندی می­کنند که منتهی به نتایج لذت بخش می­گردد. اما کسانی که در زندگی نگرش منفی دارند؛ به   جنبه­های منفی زندگی گرایش بیشتری دارند (شیروانی، 1390). طرحواره­ها در عمیق­ترین سطح شناخت، معمولاً بیرون از سطح آگاهی عمل می­کنند و فرد را به لحاظ روانشناختی نسبت به آشفتگی­هایی چون اضطراب، افسردگی، ارتباطات ناکارآمد، اعتیاد و اختلالات روان­تنی آسیب­پذیر می­سازند (تیم[5]، 2010).

    یانگ، بر این باور است که طرحواره­های ناسازگار در افراد به تجربه رویدادهای منفی در زندگی منجر       ­می­شود و حضور چنین رویدادهایی در زندگی شخص، باعث احساس فشار­روانی بیش از حد و نارضایتی از زندگی می­شود. کسانی که از طرحواره­های ناسازگار به طور افراطی استفاده می­کنند بیشتر تحت تأثیر فشار روانی از جمله (اضطراب و افسردگی) در زندگی قرار می­گیرند (شیروانی، 1390). از این رو می­توان گفت: موفقیت دانشجویان در دوره­های تحصیلی تا حد زیادی به طرحواره­های شناختی و نگرش مثبت بستگی دارد. اکثر پژوهشگران عرصه شادکامی در این موضوع که نگرش مثبت، در انسان تأثیر قابل ملاحظه­ای بر تمام  جنبه­های شخصیتی، چگونگی فعالیت و همچنین چگونگی واکنش­های آن­ها به تمام حوادث زندگی دارد، اتفاق نظر دارند. در عین حال این موضوع نیز امر پذیرفته شده­ای است که طرحواره­ها با حوادث منفی و فشارهای روانی زندگی تعامل دارند و هنگامی که طرحواره­های ناسازگار اولیه فعال می­شوند، سطوحی از هیجان­ها منتشر شده و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگی­های شناختی نظیر اضطراب و افسردگی بین فردی می­شود. از طرفی با افزایش طرحواره­های شناختی ناسازگار، شیوع برخی از ناگویی­های هیجانی افزایش می­یابد و حضور چنین اختلالاتی به افت عملکرد افراد در تحصیل منجر می­شود (کاظمی، 1390).

    مکانیسم­های دفاعی[6] نقش مهمی در آسیب­شناسی و شکل­گیری انواع اختلالات روانپزشکی دارند.             مکانیسم­های دفاعی اولین بارتوسط فروید مطرح  شدند. وایلنت که یکی از نظریه­پردازان مطرح در زمینه         مکانیسم­های دفاعی است، عقیده دارد دفاع­های سازش­یافته با سلامت جسمانی، رضایت از زندگی و کیفیت     روابط دوستانه در ارتباط است. وی عقیده دارد همانگونه که از آزمون­های هوش (IQ) جهت سنجش هوش    استفاده می­شود می­توان از دفاع­ها نیز به عنوان شاخص تعیین سلامت جسم و روان استفاده کرد)وایلانت[7]، 2000). هر چه میزان رضایت از زندگی بالاتر باشد فرد معتقد تجربه عواطف و احساسات مثبت است. افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از سبک­های مقابله­ای مؤثرتر و مناسب­تر استفاده می­کنند، عواطف و احساسات عمیق­تری را تجربه می­کنند و از سلامت عمومی بالاتری برخوردارند و عدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیف­­تر، علائم افسردگی، مشکلات شخصیتی رفتارهای نامناسب بهداشتی و وضعیت و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است (مالتبی، 2004). در سال­های اخیر، رضایت از زندگی نسبت به اعصار اولیه بسیار پیچیده­تر شده است و عده رو به افزایشی از نارضایتی از زندگی رنج می­برند. شناخت طرحواره­ها که اولین درون دادهای نقش بسته در بستر شکل­گیری شخصیت و موتور محرکه فرد برای بروز رفتارهای متفاوت می­باشند؛ همچنین بررسی نحوه شکل­گیری طرحواره­ها چه به صورت سازگار و چه به صورت ناسازگار بسی جای تأمل دارد. با توجه به توضیحات مندرج، انتظار می­رود طرحواره­های ناسازگار اولیه و مکانیسم­های دفاعی به عنوان متغیرهای مهم شناختی، آثار عمیقی بر روابط و رضایت از زندگی اشخاص داشته باشند. بدین جهت، فراهم آوردن راه حل­هایی مناسب برای شناخت ساختار اولیه طرحواره­ها و بروز   مکانیسم­های دفاعی برای شکل­گیری رفتار و رضایت از زندگی بسیار حائز اهمیت می­باشد.

1-2- بیان مسئله

     یانگ (2006) آن دسته از طرحواره­هایی را که به رشد و شکل­گیری مشکلات روانشناختی می­انجامد، طرحواره­های ناسازگار اولیه می­نامد. این طرحواره­ها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیب­رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده، در طول زندگی تداوم می­یابند (نوردال[8] و همکاران، 2005). این طرحواره­ها موجب سوگیری در تفسیر افراد از رویدادها می­شوند و در آسیب­شناسی روانی بین فردی، این سوگیری­ها خود را به صورت سوءتفاهم­ها، نگرش­های تحریف­شده، گمانه­های نادرست و هدف­ها و چشم­داشت­های    غیرواقع­بینانه نشان می­دهد (یوسفی و همکاران، 1389). از آنجایی­که این طرحواره­ها شامل عقاید زیربنایی فرد در مورد ارتباط با اشخاص مهم زندگی­اش هستند، دارای طبیعتی بین فردی­اند (شهامت و همکاران، 1389؛ تیم ب، 2010). افراد به شدت تمایل دارند اطلاعات را بر اساس آن­چه هیزل مارکوس «طرحواره خود» نامیده، سازماندهی نمایند: یعنی تعمیم شناختی درباره خود که از تجربه­های گذشته نشأت می­گیرد و پردازش اطلاعات مربوط به خود را سازماندهی می­کند (ارونسون، 1999؛ ترجمه شکرکن، 1386). طرحواره­های ناسازگار اولیه، در عمیق­ترین سطح شناخت اغلب در خارج از حیطه هوشیاری، عمل می­کنند و باعث آسیب­پذیری فرد در برابر افسردگی، اضطراب، مشکلات ارتباطی، اعتیاد، اضطراب اجتماعی، سوءمصرف مواد، اختلال­های خوردن، اختلال وحشتزدگی همراه با ترس از مکان­های باز و اختلال­های سایکوسوماتیک می­شوند (نوردال و همکاران، 2005؛ تیم ب،2010؛ بهرامی­احسان و بهرامی­زاده، 2011).

     یانگ و همکاران (2003)، 15 طرحواره ناسازگار اولیه را در پنج گروه سازمان­یافته مطرح نمودند: گروه اول (بریدگی/ طرد)[9] شامل زیر مجموعه­های رهاشدگی/ بی ثباتی[10]، محرومیت هیجانی[11]، بی­اعتمادی / بدرفتاری[12]، انزوای اجتماعی/ بیگانگی[13] و نقص / شرم[14]. گروه دوم ( خود گردانی و عملکرد مختل)[15] شامل: شکست[16]، وابستگی/ بی­کفایتی[17]، آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری[18] و گرفتار/ خود تحول نیافته[19]. گروه سوم (محدودیت­های مختل)[20] شامل: استحقاق/ بزرگ منشی[21] و خویشتن داری / خودانضباطی ناکافی[22]. گروه چهارم (دیگرجهت­مندی)[23] شامل: تمرکز افراطی بر نیازها، تمایلات و احساسات دیگران، اطاعت[24] و                        ازخودگذشتگی[25]. گروه پنجم (گوش­به­زنگی بیش از حد و باز­داری)[26] شامل: بازداری هیجانی[27] و معیارهای       سرسختانه[28] است. شواهد پژوهشی خبر از وجود رابطه بین سن (جاج و همکاران، 1997)، عملکرد خانواده، سازگاری و سلامتی (دانگایوک، 2007) با رضایت از زندگی می­دهند. یکی از پدیده­های شناختی مورد توجه در این حوزه طرحواره­ها[29] بوده است (دوزویس[30] و همکاران ، 2009).

     بررسی­های چندی که در این زمینه انجام شده، نشان می­دهند که طرحواره­های ناسازگار اولیه در شکل­گیری وگسترش بسیاری از مشکلات روانشناختی همچون اختلال­­های شخصیت[31]، افسردگی مزمن[32] و اختلال­های اضطرابی[33] نقش دارند (پلتز[34] و همکاران، 2002). این طرحواره­ها می­توانند بر درک فرد از موقعیت­های گوناگون و از آن جمله، موقعیت­های جنسی تأثیر بگذارند (بک و همکاران، 1990 به نقل از سویتزر، 2006). زمانی که     افراد نتوانند با روش­های منطقی و مستقیم، اضطراب و مشکلات خود را کنترل کنند به روش­های غیر مستقیم،   یعنی مکانیسم دفاعی متوسل می­شوند. مکانیسم دفاعی به فرد کمک می­کند که با اضطراب مقابله کند.      دفاع­هایی که به­کار گرفته می­شوند، به سطح رشد و میزان اضطراب فرد بستگی دارند. مکانیسم­های دفاعی دو   ویژگی مشترک دارند، اول اینکه واقعیت را انکار یا تحریف می­کنند و دیگر اینکه در سطح ناهشیار عمل         می­کنند (کوری[35]، 2005؛ ترجمه یحیی سید محمدی، 1389). پس مکانیزم­های دفاعی مسئولیت محافظت از     من[36] را در مواجهه با شکل­های مختلف اضطراب بر عهده دارند و از آن جهت در نظام روان­تحلیل­گری، هر    اختلال روانی با مکانیسم­های دفاعی غیر­­انطباقی مشخصی همراه است (ریو[37]، 2001؛ ترجمه سید محمدی، 1385). برخی از پژوهشگران بین مکانیسم­های دفاعی رشدنایافته با رفتارهای خودآسیبی به ارتباط معناداری دست یافته­اند (برودی و کارسون[38]، 2012).

    رضایت از زندگی [39]لازمه یک زندگی مفید، مؤثر و رضایت­بخش فردی است و شامل ارزیابی شناختی افراد   ازوضعیت زندگی خودشان است (کیز[40] و همکاران، 2002). در واقع رضایت از زندگی مفهومی کلی و      ناشی از نحوه ادراک (شناختی و عاطفی) شخص از کل زندگی است. به همین دلیل افرادی با رضایت از          زندگی بالا هیجان­های مثبت بیشتری را تجربه کرده، از گذشته و آینده خود و دیگران، رویدادهای مثبت          بیشتری را به یادآورده و از پیرامون خود ارزیابی مثبت­تری دارند و آن­ها را خوشایند توصیف می­کنند (تیم، 2010). در حالی که افرادی با رضایت از زندگی پایین، خود، گذشته و آینده­شان، دیگران و نیز رویدادها و       موقعیت­های زندگی خود را نامطلوب ارزیابی می­کنند و هیجان­های منفی مانند اضطراب و افسردگی بیشتری را  تجربه می­کنند ­(لازاروس و فالکمن، 1984؛ رایت[41] و همکاران ، 2009). رضایت مالی[42] و تأثیر آن برکیفیت  زندگی در دهه­های اخیر مورد توجه قابل ملاحظه­ای قرار گرفته­اند. رضایت فرد از شرایط مالی می­تواند رضایت  شخصی و به طور گسترده­تر، رضایت از زندگی (توسکانو و همکاران، 2006؛ به نقل از فلاحتی و همکاران، 2012) را افزایش دهد و در مقابل مشکلات مالی و نارضایتی فرد از شرایط مالی می­تواند منجر به استرس و افسردگی شود.

     درواقع طرحواره­های ناسازگار اولیه در طول زندگی ثابت و پابرجا هستند و اساس ساخت­های شناختی[43]     فرد را تشکیل می­دهند. این طرحواره­ها به شخص کمک می­کنند تا تجارب خود را راجع به جهان پیرامون        سازمان دهند و اطلاعات دریافتی را پردازش کنند (مالتبی و دی، 2004؛  تیم، 2010). ازآنجا که طرحواره­ها      همانند چهارچوبی[44] برای پردازش اطلاعات به­کار می­روند و تعیین­کننده واکنش­های عاطفی افراد نسبت به        موقعیت­های زندگی و روابط بین فردی می­باشند، گفته شده که با رضایت از زندگی رابطه دارند (پاپالیا و             همکاران، 2003). به عنوان مثال، کسانی که از زندگی خود رضایت دارند، اطلاعات مربوط به زندگی­شان را به  شکلی طبقه­بندی می­کنند که منتهی به نتایج لذت بخشی شود. اما کسانی که از زندگی خود ناراضی هستند به    جنبه­های منفی زندگی گرایش بیشتری دارند (یانگ و همکاران، 2003). پژوهشگران بر این عقیده­اند که          طرحواره­های ناسازگار اولیه همچون یک صافی[45] برای اثبات یا تأیید تجارب کودکی عمل می­کنند و به            نشانه­های بالینی نظیر اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیت[46]، تنهایی به دلیل روابط بین فردی مخرب و سوء­مصرف الکل و مواد مخدر، پراشتهایی یا زخم معده منجر می­شوند (گرین هاوس و همکاران، 2003؛ سلیگمن و همکاران، 2007). کسانی که از طرحواره­های ناسازگار به طور افراطی استفاده می­کنند، بیشتر تحت   تأثیر حوادث منفی زندگی قرار می­گیرند (مک کالوگ و همکاران، 2001). یانگ و کلوسکو، (1997) اعلام کردند باورها و طرحواره­های مربوط به روابط میان فردی در بزرگسالی و در همسرگزینی و روابط زناشویی نمود یافته و بر آن تأثیر زیانبار می­گذارند (یوسفی و همکاران، 1389).  

     در جمع بندی مبانی نظری و پژوهشی می­توان گفت اکثر پژوهشگران عرصه رضایت از زندگی در این       موضوع که رضایت از زندگی، در انسان تأثیر قابل ملاحظه­ای بر تمام جنبه­های شخصیتی، چگونگی فعالیت و   همچنین واکنش­های آن­ها به تمام حوادث زندگی دارد، اتفاق نظر دارند. در عین حال این موضوع نیز امر         پذیرفته شده­ای است که طرحواره­ها با حوادث منفی و فشارهای روانی زندگی تعامل دارند. هنگامی که           طرحواره­های ناسازگار اولیه فعال می­شوند سطوحی از هیجان منتشر شده و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به        اشکال مختلفی از آشفتگی­های شناختی نظیر افسردگی، اضطراب، ناتوانایی شغلی، نداشتن پیشرفت تحصیلی،    سوء­مصرف مواد و تعارضات بین فردی می­شوند (لطفی، 1385). از طرفی با افزایش طرحواره­های شناختی       ناسازگار شیوع برخی از اختلالات افزایش می­یابد و حضور چنین اختلالاتی به افت عملکرد[47] افراد در مشاغل و  تحصیل منجر می­شود (سلیگمن و همکاران، 2007).

     از چنین منظری می­توان گفت پیشرفت و موفقیت دانشجویان در دوره­های تحصیلی تا حد زیادی به طرحواره­های شناختی، مکانیسم­های دفاعی مورد استفاده و رضایت آنها از زندگی بستگی دارد. این موضوع در افزایش توجه پژوهشگران به بهداشت روانی[48] و درمان بیماری­های روانی نقش مهمی ایفا می­نماید. هدف اصلی پژوهش حاضر با استناد به شواهد ارائه شده در بیان مسئله، بررسی رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه و       مکانیسم­های دفاعی با رضایت از زندگی در میان دانشجویان در نظر گرفته شد تا بدین ترتیب دانش مربوط به   این حوزه در ایران بسط و گسترش یابد.

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

     یانگ طرحواره­های ناسازگار اولیه را زیربنای بروز مشکلات و اختلالات روانشناختی و رفتارهای ناسازگارانه در انسان بر می­شمرد و معتقد است که این طرحواره­ها ناکارآمد و خود تداوم­بخش هستند. در طول زندگی با تحریف واقعیت فرد را وادار می­کنند تا بر مبنای الگوی ناسازگارانه آن­ها عمل کنند. همچنین یانگ بیان می­کند که این زیر­ساخت­های عمیق در اختلالات مزمن روانشناختی بسیار قوی عمل می­کنند و در نتیجه مانع از اثربخشی درمان­های کوتاه مدت شناختی-رفتاری کلاسیک در این نوع از بیماران می­شوند. لذا جهت درمان این مشکلات نیاز به رویکردی است که به تغییر و اصلاح این طرحواره­های سخت بپردازد. از دیدگاه یانگ “طرحواره­ها، باورهای عمیق و مستحکم فرد در مورد خودمان و جهان هستند و به ما می­گویند چگونه­ایم و جهان چگونه است” (یانگ و همکاران، 2003). نتایج نشان دادند که رابطه معناداری بین شدت اختلال شخصیت و طرحواره­های ناسازگار اولیه وجود دارد (لطفی و همکاران، 1386؛ نوردال و همکاران، 2005).

    همچنین طرحواره­های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب­پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی­های روانشناختی و آسیب­شناختی شخصیتی ایجاد می­کنند (لطفی و همکاران، 1386). راهبردهای گوناگونی برای دور نگهداشتن افکار، غرایز و احساس­های غیر­قابل­قبول از آگاهی هشیار وجود دارد که به آن­ها مکانیسم­های دفاعی گفته     می­شود، این واکنش­های ناخودآگاه”من” در پیوستاری قرار دارند که از یک سو شامل مکانیسم­هایی می­شود که در بالاترین سطح سازگاری قرار دارند( اتمر و اتمر[49]، 1994؛ ترجمه آرزومندی و بهشتی، 1387). مکانیسم­های دفاعی در حقیقت تحریف­کننده واقعیت هستند و میزان تحریف واقعیت در دفاع­های ناپخته و نوروتیک بیشتر از دفاع­های پخته است. هر چه میزان تحریف شناختی یک دفاع بیشتر باشد، به دنبال آن از میزان آگاهی هشیارانه کاسته شده و در نتیجه تلاش کمتری جهت مقابله با تحریف شناختی می­شود (برد[50]، 2004). نیکل و ایگل[51] (2006)؛ هه و همکاران، (2008) و راکتیک[52] و همکاران (2009)، در مورد مکانیسم­های دفاعی افراد معتاد به این نتیجه دست یافتند که افراد معتاد از سبک­های دفاعی رشدنایافته و روان­رنجوری استفاده می کنند.

     در یک مطالعه طولی که توسط وایلنت صورت گرفت، استفاده از دفاع­های سازگارانه با سلامت روانی،  ثبات زناشویی، موفقیت کاری و رضایت از زندگی مرتبط بود (وایلنت، 1992). رایت و کروپانزانو (2000)       عوامل متعددی را در افزایش رضایت افراد از زندگی مطرح کرده­اند. این عوامل را   می­توان در دو دسته عوامل زیستی (نظیر آمادگی ژنتیکی و سلامت جسمانی) و عوامل اجتماعی- روانی (نظیر روابط اجتماعی مطلوب       و نیازهای روانی) طبقه­بندی نمود. یانگ آن دسته از طرحواره ها را که منجر به شکل گیری مشکلات  روانشناختی می­شوند، طرحواره­های ناسازگار اولیه می­نامد و معتقد است طرحواره­ها، به الگوی خود­تداوم­بخش  از خاطرات، هیجانات، شناخت­ها، حواس و ادراکات اطلاق می­شود که رفتارها را هدایت می­کنند. آن­ها   موضوعات ثابت و دراز مدتی هستند که در دوران کودکی به وجود می­آیند و به زندگی بزرگسالی راه می­یابند و   تا حد زیادی ناکارآمد هستند (یانگ، 1999؛ یانگ و همکاران، 2003). همچنین طرحواره­های ناسازگار اولیه   گوناگون، آسیب­پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی­های روانشناختی و آسیب­شناختی شخصیتی ایجاد می­کنند   (لطفی و همکاران، 1386).

    نقش مهم طرحواره­ها در شکل­گیری و تداوم اختلالات روانی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است و به نقش این باورهای منفی عمیق، در اختلالات روانی چون وسواس فکری-عملی (هالند[53] و همکاران، 2011؛ نویی و همکاران، 2010)، اختلال شخصیت خودشیفته (زیگلر-هیل و همکاران، 2011)، اختلال دو قطبی (هاوکه و همکاران، 2011؛ نیلسون، 2012)، افسردگی (وانگ و همکاران، 2010؛ ساکلی[54] و همکاران، 2011؛ رنر و همکاران، 2012)، اختلالات خوردن (مولودی و همکاران، 2010؛ شایقیان و همکاران، 2011)، اختلالات جنسی (حقیقت منش و همکاران، 2010؛ کواینتا گامس، 2012)، سوءمصرف مواد (شوری و همکاران، 2012)، اضطراب و اضطراب فراگیر (حمیدپور و همکاران، 2011؛ کازینو، 2004) و اختلالات درد (ساریاهو و همکاران، 2011؛لینتون، 2010) اشاره شده است. به طور کلی نیز طرحواره­ها توانایی پیش­بینی نشانه­های سلامت عمومی را دارند (شهامت، 2010). پیشینه پژوهشی اشاره داشته که استفاده از سازوکارهای دفاعی رشدنایافته با خودمحوری[55]، روانپریشی[56] و اضطراب[57] ارتباط دارد (رومنز و همکاران، 1999؛ هیبارد و همکاران، 2000؛ دیویدسون و همکاران، 2004؛  کرامر و تریسی[58]، 2005؛ پارخ[59] و همکاران،2010). نیکل و ایگل[60] (2006)؛ هه و همکاران، (2008) و راکتیک[61] و همکاران (2009)، در مورد مکانیسم­های دفاعی افراد معتاد به این نتیجه دست یافتند که افراد معتاد از سبک­های دفاعی رشدنایافته و روان­رنجوری استفاده می کنند.

     تجربه شادمانی و رضایت از زندگی هدف برتر در زندگی افراد بشر به شمار می­رود؛ لذا افراد در تمام طول زندگی خود در تلاش برای دستیابی به آن هستند (هبنر، 2000). رضایت از زندگی، یکی از قدیمی­ترین و پایدارترین مسایل مورد بررسی در مطالعات دوران بزرگسالی است که عموماً به عنوان بررسی کلی از شرایط موجود، از مقایسه خواسته­های فرد تا دسترسی واقعی به آن­ها بیان می­گردد (بچولد، 2004). دینر معتقد است رضایت فرد از زندگی، از نگرش و ارزیابی عمومی وی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبه­های زندگی همچون زندگی خانوادگی، شغلی، اوقات فراغت، درآمد و… منشا می­گیرد (دینر و پیوت، 2003). در واقع رضایت از زندگی بازتاب فاصله میان ایده­آل­های شخص و وضعیت فعلی او می­باشد و هر چه شکاف میان ایده­آل­های شخص و فرد بیشتر گردد بالطبع رضایتمندی وی کاهش خواهد یافت (زکی، 1386).

   لیوبومیرسکی معتقد است افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از شیوه­های مقابله موثرتر و مناسب­تری استفاده می­کنند، عواطف و احساسات مثبت عمیق­تری را تجربه می­کنند و از سلامت عمومی بالاتری نیز برخوردارند (لیوبومیرسکی و همکاران، 2005). بر اساس مطالعات مختلف به عمل آمده در زمینه رضایت از زندگی، عوامل مختلفی بر میزان رضایت از زندگی نقش دارند که از آن جمله می­توان به وضعیت تاهل (راکزک، اسپیرو[62]، 2005)، جنس (سوزا و لیوبومیرسکی، 2001)، سن (بورگ و همکاران، 2006)، درآمد (ویگینز و بومن، 2000)، سطح تحصیلات (بالستروس و همکاران، 2001؛ سابیسی و هاگرن، 2005)، وضعیت سلامتی (اینال و همکاران، 2007)، رضایت از شغل (دولان و گاسلین، 2004)، وضعیت خانوادگی (هرولد، 2007)، رضایت از اوقات فراغت (آستروم و پرکینز، 2003) و… اشاره نمود. ممکن است چیزی برای شخصی رضایت را پدید آورد ولی همان چیز برای شخص دیگر رضایت را پدید نیاورد و حتی در بعضی موارد آن چیز باعث نارضایتی فرد شود. بنابراین احساس رضایت، احساسی ذهنی است که گاه امکان دارد حتی برای افرادی که در اجتماعات، صاحبان منزلت­های بالا و موفقیت هستند هم ضرورتاً به وجود نیاید. تحقیقات نشان داده تصور و ذهنیت افراد (نه واقعیت­های زندگی آنان) است که بیشترین تأثیر را در زندگیشان دارد (محمدخانی به نقل از قنبری و کدخدازاده، 1388). امروزه بررسی وضعیت روانشناختی دانشجویان در همه فرهنگ­ها و کشورها از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به نقش طرحواره­ها و مکانیسم­های دفاعی در بهداشت روانی و در نتیجه رضایت از زندگی دانشجویان، این متغیرها بیش از متغیرهای دیگر مورد توجه بوده است.

تعداد صفحه :117

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد شیراز

پایان نامه جهت اخذ کارشناسی ارشد (M.A)

رشته و گرایش

رشته روانشناسی- عمومی

عنوان:

پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

تابستان 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                        صفحه

 

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه. 2

بیان مساله. 3

اهمیت و ضرورت تحقیق.. 7

1- اهداف پژوهش…. 8

1-1 هدف کلی.. 8

1-2 اهداف جزئی.. 8

1-3 فرضیه. 8

2- تعاریف نظری و عملیاتی.. 8

2-1 تعریف نظری.. 8

2-1-1 افسردگی پس از زایمان.. 8

2-1-2 سبک دلبستگی.. 9

2-1-2-1 دلبستگی ایمن.. 9

2-1-2-2 دلبستگی دوسوگرا 9

2-1-2-3 دلبستگی اجتنابی.. 9

2-1-3 طرحواره های ناسازگار اولیه. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه ی تحقیق

2-1- افسردگی پس از زایمان.. 12

2-1-1- رویکرد نظری افسردگی.. 13

2-1-1-1 رویکرد زیست شناختی.. 13

2-1-1-2 رویکرد روان پویایی.. 14

2-1-1-3 رویکرد رفتار گرایی.. 15

2-1-1-4 نظریه افسردگی لوینسون.. 15

2-1-1-5 رویکرد شناختی.. 16

2-1-1-6 الگوی اسناد افسردگی.. 16

2-1-1-7 نظریه تکرار غیر ارادی خود گردان.. 17

2-1-1-8 رویکرد اصالت وجودی انسان گرایی.. 18

2-2- دلبستگی.. 18

2-2-1 انواع دلبستگی کودکان.. 20

2-2-1-1 دلبسته ناایمن اجتنابی(گروهA) 20

2-2-1-2 دسته ایمن(گروهB) 21

2-2-1-3 دلبسته ناایمن مقاوم یا اضطرابی/ دوسوگرا (گروهC) 21

2-2-1-3 دلبستگی جهت نایافته یا سازمان نایافته(گروهD) 22

2-2-2 انواع دلبستگی بزرگسالان.. 22

2-3 طرحواره های ناسازگار اولیه. 24

2-3-1 تعریف طرحواره 25

2-3-2 طرحواره های شرطی در مقابل طرحواره های غیر شرطی.. 26

2-4 نیازهای هیجانی اساسی.. 26

2-5 طرحواره ها و عاطفه. 26

2-5-1 واکنش طرحواره ها 27

2-6 مدل متمرکز بر طرحواره 27

2-7 حیطه ها و خواستگاه های رشد طرحواره ی یانگ…. 28

2-7-1 بریدگی و طرد: 28

2-7-1-1 طرحواره ی طرد شدن/ بی ثباتی: 28

2-7-1-2 طرحواره بی اعتمادی/ بد رفتاری: 28

2-7-1-3 طرحواره ی محرومیت هیجانی: 29

2-7-1-4 طرحواره نقص / شرم : 29

2-7-1-5 طرحواره های انزوای اجتماعی/ بیگانگی : 29

2-7-2 حیطه دوم : 30

2-7-2-1 طرحواره ی وابستگی / بی کفایتی : 30

2-7-2-2 طرحواره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری : 30

2-7-2-3 خود تحول نیافته/ گرفتار : 31

2-7-2-4 طرحواره شکست : 31

2-7-3 حیطه سوم : 31

2-7-3-1 طرحواره های استحقاق/ بزرگ منشی : 32

2-7-3-2 طرحواره ی خویشتن داری/ خود انضباط ناکافی : 32

2-7-4 حیطه چهارم: 32

2-7-4-1 طرحواره ی فداکردن (ایثار) : 33

2-7-4-2 طرحواره خود قربانی کردن : 33

2-7-4-3 طرحواره ی تائید جویی/ جلب توجه : 33

2-7-5 حیطه ی پنجم : 34

2-7-5-1 طرحواره های منفی گرایی/ بدبینی : 34

2-7-5-2 طرحواری بازداری هیجانی : 34

2-7-5-3 طرحواره های معیارهای ناعادلانه/ عیب جویی افراطی : 35

2-7-5-4 طرحواره تنبیه : 35

2-8- مروری بر تحقیقات انجام گرفته در خارج و داخل کشور 35

2-8-1 تحقیقات انجام گرفته در خارج کشور 35

2-8-2 پژوهش های انجام شده در داخل کشور 41

فصل سوم: روش شناسی

3-1 مقدمه. 47

3-2 طرح کلی پژوهش…. 47

3-3 جامعه آماری.. 47

3-4 نمونه آماری و روش نمونه گیری.. 47

3-5 ابزار جمع آوری اطلاعات… 48

فصل چهارم: روش تجزیه و تحلیل آماری

4-1 یافته های توصیفی متغیرهای پژوهش…. 54

4-1-1 وضعیت اشتغال.. 54

4-1-2 میانگین و انحراف معیار افسردگی پس از زایمان.. 54

4-1-3 میانگین و انحراف معیار سبک های دلبستگی.. 55

4-1-4 میانگین و انحراف معیارطرحواره های ناسازگار 55

4-2 یافته های استنباطی حاصل از فرضیه های پژوهش…. 57

4-2-1 آزمون رابطه بین متغیرهای پژوهش…. 57

4-2-2 بررسی ضریب سبک های دلبستگی و افسردگی پس از زایمان در جدول 4-6 ارائه شده است. 57

4-2-3 پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس طرحواره های ناسازگار 60

4-2-4 سبک های دلبستگی قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان است. 64

4-2-5 پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار 64

4-3  فرضیه های پژوهش…. 65

4-3-1 کدامیک از متغیرهای پیش بین سهم بیشتری در پیش بینی افسردگی پس از زایمان دارند؟. 65

4-4 رابطه بین طرحواره های ناسازگار و سبکهای دلبستگی.. 65

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1-  بحث و نتیجه گیری.. 68

5-2 محدودیت های پژوهش…. 73

5-3 پیشنهادات… 73

5-3-1 پیشنهادات پژوهشی.. 73

5-3-2 پیشنهادات کاربردی.. 74

فهرست منابع.. 75

پیوست ها: 84

Abstract 90

چکیده:

این پژوهش با هدف پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش را زنانی که برای زایمان به 4 تا از بیمارستان های بهداشتی درمانی شهر شیراز مراجعه کردند، تشکیل می دادند. نمونه مورد مطالعه 200 نفر مادر که از زایمان انان حداکثر یک ماه می گذشت بودند که به شیوه ی در دسترس از بین جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل سه پرسش نامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ ، سبک های دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور و طرحواره های ناسازگار یانگ بود که به طور همزمان در اختیار آزمودنی ها قرار داده شد . جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های میانگین و انحراف استاندارد برای آمار توصیفی و در سطح استنباطی از همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و گام به گام استفاده شد . نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد طرحواره های ناسازگار در پیش بینی افسردگی پس از زایمان دارای قدرت پیش بینی معناداری است ولی سبک های دلبستگی در پیش بینی افسردگی پس از زایمان تاثیری نداشت. این نتایج در بردارنده این پیشنهاد است که جهت جلوگیری از افسردگی زنان تغییر در طرحواره های آنان درخط اول درمان قرار دارد.

کلید واژه ها : افسردگی پس از زایمان ، سبک های دلبستگی ، طرحواره های ناسازگار.

فصل اول:

کلیات پژوهش

مقدمه

 فرایند مادرشدن از وقایع لذت بخش و تکاملی از زندگی زنان است و اغلب سبب شادمانی چشمگیر والدین
 می شود ، این  تغییرات فیزیکی و روانی می تواند تنش ها و نگرانی هایی را نیز به دنبال داشته باشد و یکی از این تغییرات بروز افسردگی پس از زایمان در مادران است. (پیندل[1] وهمکاران، 2005).

 افسردگی پس از زایمان[2] می تواند با کاهش فعالیت مادر و اختلال در روابط مادر، کودک و خانواده همراه باشد. وضعیتی که ادامه و عدم تشخیص و درمان به موقع آن به بروز مشکلات عمده در روابط زناشویی، خودکشی مادر یا حتی فرزندکشی منجر می شود(پترو وهمکاران،2002). افسردگی پس از زایمان یک نوع از اختلالات افسردگی است که یکی از شایع ترین اختلالات روانی در پی زایمان است که حداکثر طی 4هفته اول بعد از زایمان شروع می شود(شریفی، اکبری، شریفی، 1387) .

پیشرفت افسردگی پس از زایمان ، اساسا آرام و نامحسوس بوده ، ممکن است تا بیش از 3ماه پس از زایمان بروز نکند(موری و همکاران[3]،1999). به همین دلیل بیش از50% از مبتلایان  تغییرات خلقی پس از زایمان تشخیص داده نشده و درمان نمی شوند(میلگرم و همکاران، 2005).

مهمترین عامل خطرزای افسردگی پس از زایمان، سابقه افسردگی است و سایر عوامل خطر شامل پایین بودن سن، حمایت اجتماعی اندک، تنها زندگی کردن، تعداد زیاد فرزندان، وضعیت ازدواج، شک و تردید در مورد حاملگی، بیماری یا مرگ عزیزان، فاصله کم بین بارداری ها، مرگ فرزندان قبلی و بیماری ها است(مصطفی نژاد،1383).

بک[4] سیزده عامل پیش بین تحت عنوان سابقه افسردگی قبل ازحاملگی، عزت و نفس، استرس ، مراقبت از نوزاد، اضطراب والدین، استرس های زندگی، حاملگی برنامه ریزی نشده، حمایت اجتماعی ناچیز، پیشینه ی افسردگی، خلق و خوی نوزاد، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، ارتباط زناشویی و وضعیت زناشویی را برای افسردگی پس از زایمان معرفی کرده است(بک، 2001).

در مورد افسردگی عمده نیز عواملی چون حمایت اجتماعی، طرحواره های ناسازگار، باورهای غیر منطقی، شکست های قبلی، عزت نفس پایین و سبک های دلبستگی مطرح گشته اند.از آنجا که افسردگی پس از زایمان یک اختلال خلقی است می تواند تحت تاثیر عوامل مذکور قرار گیرد. این افسردگی می تواند با کاهش فعالیت ها و اختلال در روابط با کودک باشد با تاکید بر دو متغیر اساسی در پژوهش های روان شناختی در این زمینه یعنی سبک های دلبستگی و طرحواره های سازگار می توان بیان کرد که عدم تشخیص و عدم درمان به موقع آن منجر به تطابق غیر موثر مادر با کودک می شود و می تواند پیامدهای جبران ناپذیری را بر پیکره خانواده وارد سازد.

بیان مساله

افسردگی اختلال عاطفی است که سلامتی فرد ، روابط بین فردی ، کار و توانایی لذت بردن او از زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. افسردگی یک مشکل سلامتی است که با صرف غم و اندوه متفاوت است ، زیرا غم پاسخ طبیعی به از دست دادن می باشد و شامل تغییراتی درخلق و خو ، فعالیت ها و فرایندهای بدنی است که این تغییرات به اندازه افسردگی ، شدید و گسترده نمی باشد. در بیمارانی که خلق افسرده دارند ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه، ازدست دادن اشتها، دشوارشدن تمرکز و افکارمرگ یا خودکشی وجود دارد. این کارکردها تقریبا همیشه موجب مختل شدن و کارکردهای بین فردی ، اجتماعی و شغلی بیمار می شود.(کاپلان و سادوک[5] ، 2007).

این دوران می تواند به حدی تنش زا باشد که سبب برانگیختگی بیماری های روانی گردد(بزوکی و همکاران[6]،2002.  ویلیامز و همکاران،2005). اندوه افسردگی و سایکوز پس از زایمان هرکدام نمای بالینی مشخصی داشته و زنان را در همه ی طبقات اجتماعی و فرهنگی درگیر می کنند (رابینسون[7] و استورات[8]، 1986) . ).

 هنوز علت این بیماری شناخته نشده است ولی از نظر سبب شناسی نظریه های چندگانه جهت شناخت افسردگی پس از زایمان وجود دارد که شامل عوامل زیستی (نظیر علل هورمونی مثل افت ناگهانی غلظت استروژن و افزایش دفع ادراری کورتیزول، ناقل های عصبی ، وجود آنتی بادی های ضد تیروئید ، پرولاکتین ، اکسیتوسین و بتا اندروفینها و نظریه های ژنتیکی، عوامل روانی (نظیر نظریه شخصیتی) و عوامل اجتماعی (نظیرحمایت های اجتماعی، تنش های زندگی, فرهنگ و میزان آمادگی جهت تولد نوزاد) می باشند ( سادوک و کاپلان ،2007).

روابط درون خانواده، بهداشت روان خانواده وجنبه های مختلف رابطه با همسر را تحت تاثیر قرار می دهد و مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله افزایش درگیری های خانوادگی، از دست دادن یا کاهش منبع درآمد خانواده، سپردن مراقبت از کودک به فردی غیر از مادر که بر تکامل کودک تاثیر بدی خواهد گذاشت(ویشر و همکاران[9]،2002.ویلیامز و همکاران،1385.خمسه،1379).

درمان های مختلفی برای افسردگی وجود دارد که شامل درمان به شیوه ی شوک الکتریکی ، تجویز داروهای ضد افسردگی و روان درمانی را شامل می شوند. در مورد افسردگی دوران بارداری کمتر تحقیق صورت گرفته است . گاهی تشخیص علائم ناشی از افسردگی ، (مانند تغییر در خواب ، اشتها ، ضعف و کاهش لیبیدو ) از علائم ناشی از بارداری مشکل می باشد که به همین دلیل افسردگی دوران بارداری تشخیص داده نمی شود (گاتلیب، ویفن، 1991).

 افسردگی در دوران بارداری می تواند منجر به عدم توجه به خود و در نتیجه تغذیه ناکافی ، مصرف سیگار، مصرف دارو و عدم مراقبت کافی دوران بارداری شود و خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان را افزایش می دهد و در موارد  نادری خودکشی را به دنبال داشته باشد (زوکرمن ، 1991).

از عوامل مهمی که در ایجاد خلق و خو افسردگی نقش اساسی دارد، طرحواره ها[10] هستند. عوامل شناختی در اختلالات روانی به خصوص افسردگی نقش محوری را بر عهده دارند، یکی از این عوامل شناختی طرحواره ها می باشند، که نقش مهم آنها در شکل گیری و تداوم اختلالات روانی همواره مورد توجه پژوهشگران است و به نقش این باورهای منفی عمیق، در اختلالات روانی چون وسواس فکری- عملی، اختلال شخصیت خود شیفته، اختلال دوقطبی، افسردگی، اختلال خوردن، اختلالات جنسی اشاره شده است. به طور کلی طرحواره ها توانایی پیش بینی نشانه های سلامت عمومی را دارند(شهامت،2010).

طرحواره ها الگو ها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند که از خاطرات، هیجان ها ، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند، در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند، در سیر زندگی تداوم دارند، درباره ی خود و رابطه با دیگران هستند و به شدت ناکارامدند. درکل طرحواره های ناسازگار، الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند چون  طرحواره ها در ابتدای زندگی رشد می یابند، پس عادی و مسلم یعنی بی چون و چرا فرض می شوند و خودپنداره و دیدگاه های ما را نسبت به جهان و روابط مان را با مردم تعریف می کنند. طرحواره بازنمایی معتبر از تجارب آسیب زای دوران کودکی به شمار می آیند. مشکل این است که در گذر زمان الگوهای عمیقا ریشه دار از تفکر تحریف شده و رفتار ناکارامد می شوند. حتی وقتی شواهدی ارائه می شود که طرحواره را باطل اعلام می کند باز هم بسیاری از افراد برای ثبات اعتبار طرحواره شان اطلاعات را تحریف می کنند(یانگ، 1994).

 زمانی که نیازها ارضا نشوند ممکن است طرحواره های ناسازگار خاصی ایجاد شوند که بر روابط صمیمانه اثر بگذارد. یانگ وهمکاران در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که داشتن طرحواره ناسازگار پیش بینی کننده ناسازگاری بین فردی است، از طرفی، زوج درمانگران از زمان های گذشته بر اهمیت عوامل شناختی از جمله انتظارات و تفسیرها در شکل گیری، تداوم و تسکین روابط ناکارامد وقوف داشته اند. باورها و طرحواره های مربوط به روابط بین فردی در بزرگسالی در همسرگزینی و روابط زناشویی نمود می یابند و بر آن تاثیر زیان بار می گذارند(کوپر[11]،2001).

 هم چنین طرحواره ها به واسطه ارتباط و تاثیری که بر سبک دلبستگی ، اختلال های شخصیت و اختلال های خلق می گذارند و می توانند تاثیر غیر مستقیم نیز بر روابط زناشویی داشته باشند طرحواره های ناسازگار به عنوان زیر ساخت های شناختی منجر به تشکیل باورهای غیر منطقی می شوند. طرحواره ها دارای مولفه های شناختی، عاطفی و رفتاری هستند. هنگامی که طرحواره های ناسازگار اولیه فعال می شوند سطوحی از هیجان منتشر می شود و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگی های روان شناختی نظیر افسردگی، اضطراب، عدم توانایی شغلی، تعارضات بین فردی و مانند آن می شود. طرحواره های ناسازگار مستقیما منجر به اختلال شخصیتی خاصی نمی شوند اما آسیب پذیری فرد را برای این اختلالات افزایش می دهند(حسنی و همکاران،2012).

یانگ (1999) بیان می کند که طرحواره های ناسازگار بیشتر از آنکه نتیجه وقایع تکان دهنده مجزا باشند، بیشتر احتمالا به وسیله الگوی مداوم و تجارب روزمره با اعضا و خانواده و همتایان ایجاد می شوند که به نحو فزاینده ای طرحواره ها را تقویت می کنند. از سوی دیگر اختلالات شخصیت نشانگان طولانی مدتی هستند که اندیشیده می شوند براساس سبب شناسی در شناخت، تعاملات آسیب شناسی کودک با والدین، همتایان و دوستان و اشخاص مهم دیگر داشته باشند(یانگ،1999).

منز و همکاران در بررسی خود نشان دادند که طرحواره های ناسازگار می تواند نشانگان آسیب شناسی روانی را تبیین کند، آن ها نشان دادند که رابطه بین اضطراب دلبستگی و آسیب شناسی روانی به گونه ی کامل به وسیله ی شناخت ها، بویژه طرد و بریدگی و خود جهت دهی مورد واسطه گری قرار می گیرد(منز[12] و همکاران،2010).

فریمن (1999) نیز نشان داد که طرحواره ها در سازکارهای بین فردی و ایجاد وضعیت زناشویی نقش مهم و اساسی دارد به گونه ای که زوجینی که رضایت کمتری را در زندگی کسب کردند، از طرحواره های ناسازگار بیشتری نیز استفاده کردند.

در کل وجود طرحواره های ناکارآمد موجب تشدید معیارهای آرمانی انعطاف ناپذیر و تقویت غیر واقع بینانه ی فرد را همواره در معرض ناکامی و نارضایتی قرار می دهد. از دیگر متغیر های در حوزه ی افسردگی سبک های دلبستگی[13] است، نقش های سبک های دلبستگی در ایجاد بسیاری از اختلات روشن شده است.

 سبک های دلبستگی روش های مواجهه فرد با موقعیت های استرس زا را متاثر می سازد. افراد ایمن ضمن تصدیق موقعیت به سادگی از دیگران کمک می گیرند، دنیز[14] بیان می کند، واکنش افراد در شرایط مختلف متاثر از الگوهای درون کاری ناشی از سبک های دلبستگی می باشند و سبک های دلبستگی با اثر بر افکار، احساسات و رفتار افراد در چگونگی تصمیم گیری در موقعیت مختلف نقش دارند.

رابرتز[15]، گاتلیب[16] و کسل[17](1996) در توجیه رابط سبک های دلبستگی و سلامت روان بیان می کنند که پیامد روان شناختی سبک های دلبستگی ناایمن در شرایط تنش زا ، اضطراب و افسردگی است و پیامد روان شناختی سبک دلبستگی ایمن در چنین شرایطی آرامش روانی است . دلبستگی نقش مهمی را در پیوندهای بزرگسالان (روابط زناشویی) باز می کند.

 هازن و شیور[18](1988-1987) استدلال کرده انده که روابط زناشویی را می توان بعنوان یک فرایند دلبستگی مفهوم سازی کرد، مطابق با این دیدگاه، روابط ایجاد شده بین همسران، همان رابطه ی دلبستگی با همان خصوصیت که بالبی 1979 تشریح کرده است، می باشد. یعنی این روابط ، پیوندهای مداومی هستند که با پویایی های هیجانی پیچیده مشخص می شوند.

 هازن و شیور در سال( 1987)، تئوری دلبستگی[19] را به عنوان پایه ساختاردرک عشق بزرگسالی بکار بردند. آن ها رابطه دو نفره را بعنوان فرایند دلبستگی تعریف کرده اند، که از همان تفاوت های فردی در دلبستگی نوزاد و والد پیروی می کند.

در همین رابطه بیفولکو و همکاران(2002) نشان دادند که وجود سبک دلبستگی ناایمن با افسردگی ارتباط دارد. همچنین نشان دادند که سبک های ناایمن با عوامل آسیب پذیری افسردگی از جمله روابط صمیمی و اطمینان بخش و عزت نفس در چارچوب یک مدل از افسردگی ارتباط متقابل دارند.

فیگوردو و همکاران(2006) نیز نشان دادند که علائم افسردگی پس از زایمان با سبک دلبستگی ناایمن ارتباط دارد.

در کل چنانچه مادران پس از زایمان خود دچار افسردگی شوند جدایی روانی یا فیزیکی زیادی را با نوزادان خود متحمل می شوند. بالبی (1969) معتقد است این گره های هیجانی متقابل که منجر به نزدیکی مادر و کودک می گردد، نخستین تجربیات دلبستگی محسوب می شود.

 با توجه به ویژگی های مطرح شده در خصوص عوامل تاثیر گذار بر افسردگی به خصوص افسردگی پس از زایمان به نظر می رسد، مادران در ابتلا به افسردگی پس از زایمان در دو حوزه سبک های دلبستگی و طرحواره­های ناسازگار نقش اساسی دارند، بنابراین هدف از این پژوهش بررسی پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار است تا مشخص شود هر کدام از این عوامل به چه میزان در پیش بینی افسردگی مادران پس از زایمان نقش دارند.

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهمیت هر تحقیقی از دو جنبه نظری و کاربردی می تواند مورد توجه قرارگیرد. از نظر شناسایی عوامل اثر گذار بر موفقیت در پیشگیری از افسردگی پس از زایمان می تواند به طرح و توسعه ی مدل های نظری کمک نماید، با توجه به تاکید جامعه علمی بر ایجاد دانش بومی این تحقیق می تواند نقش دو متغیر مهم در تامین سازگاری روانی را تبین نماید.

از نظر کاربردی نیز با در دست داشتن تئوری های بومی در زمینه افسردگی پس از زایمان زنان می توان شیوه های مشاوره ی کارامد تری را طرح ریزی نمود. همان گونه که در قسمت های قبل بیان شده است، اختلالات افسردگی علاوه بر هزینه ی مستقیم برای سیستم خدمات بهداشتی ، هزینه های غیرمستقیم بیشتری به دلیل ناتوانی در انجام کار ایجاد می کنند (تیشدر[20] و همکاران، 2004). افسردگی پس از زایمان می تواند با کاهش فعالیت ها در مادر و اختلال و در روابط مادر، کودک و خانواده همراه باشد و ادامه اختلال و عدم تشخیص و درمان به موقع آن منجر به تطابق غیر موثر مادر با کودک ، همسر و خانواده و در نتیجه عدم توانایی انجام وظایف مادری و همسری می گردد که در صورت تشدید منجر به تراژدی خودکشی مادر یا فرزندکشی می گردد(گال[21] و هارلو[22]،2003). درصورت عدم درمان حدود 25% این افراد به افسردگی دائمی مبتلا شده و یا به سمت سایکوز پیش می روند(تانوس و همکاران[23]،2008). این مسئله زنگ خطری برای مسئولان بهداشت و سلامت کشور است.

عدم ارتباط مناسب و عدم رضایت ازهمسر وجود مشکلات مربوط به زندگی زناشویی احتمال افسردگی بعد از زایمان زیاد می شود و می تواند منجر به بروز اختلالات در احساسات و عواطف زن شده و منجر به افزایش احتمال افسردگی بعد از زایمان گردد. می توان با بررسی سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگاری بر روی زنانی که باردار هستند و بر روی زنانی که تازه مادر شده اند بررسی کرد که آیا در این زنان احتمال افسردگی پس از زایمان وجود دارد که بعد از پیش بینی به وسیله این متغیر ها افسردگی را در این زنان درمان کرد یا مانع افسردگی شدید در آن شد و شرایط را در خانواده فراهم کنیم. لذا با توجه به اینکه بررسی همزمان دو متغیر مهم سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار در پیش بینی افسردگی پس از زایمان تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است این تحقیق در نوع خود کم نظیر است. امید است با شناسایی و تبین متغیر های مذکور به توسعه دانش نظری و ایجاد توانایی در کاربرد یافته ها در جامعه ایران گام برداشت.

1- اهداف پژوهش

1-1 هدف کلی

پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

1-2 اهداف جزئی

  • بررسی طرحواره های ناسازگار در پیش بینی افسردگی پس از زایمان در زنان مبتلا

2-  بررسی سبک های دلبستگی در پیش بینی افسردگی پس از زایمان در زنان مبتلا

  • بررسی سهم هرکدام از متغیرها در پیش بینی افسردگی پس از زایمان در زنان مبتلا

1-3 فرضیه

1- متغیر طرح واره های ناسازگار قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان است.

2- سبک های دلبستگی قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان است.

3- کدامیک از متغیرهای پیش بین سهم بیشتری در پیش بینی افسردگی پس از زایمان دارند؟

تعداد صفحه :104

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه روانشناسی

پایان‏نامه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی

بررسی رابطه ­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن در دختران دانش آموز

شهریور ماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

بررسی رابطه­ی بین مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن در دختران دانش آموز

به وسیله‏ی

مریم نجمی نژاد

زمینه: امروزه اختلالات خوردن یکی از اختلالات نسبتا شایع روانپزشکی است که عمدتا در انتهای نوجوانی و ابتدای جوانی در افراد مشاهده می­شود. عوامل متعدد زیست­شناختی، روان­شناختی و محیطی زمینه­ساز این اختلال می­باشند.

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی سهم سه سازه­ی روانشناختی (مکانیزم­های دفاعی، طرحواره­های ناسازگار اولیه و تنظیم هیجانی) در پیش­بینی رفتار­های بیمار­گونه خوردن در نوجوانان دختر است.

روش‏شناسی: نمونه شامل 350 نفر از دانش­آموزان دبیرستان شهر سیرجان بود؛ نمونه مورد نظر به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شد. تمام آزمودنی­ها به چهار پرسشنامه­ی مکانیزم­های دفاعی(DSQ-40)، طرحواره ناسازگار اولیه یانگ،دشواری تنظیم هیجانی و سیاهه­ی اختلال خوردن پاسخ دادند و نتایج بااستفاده از روش رگرسیون گام به گام تحلیل شد.

یافته‏ها: بر­اساس نتایج تحلیل رگرسیون مکانیزم دفاعی رشد­نایافته، طرحواره­ی ناسازگار اطاعت، طرحواره­ی ناسازگار محرومیت هیجانی، طرحواره­ی ناسازگار وابستگی / بی­کفایتی، طرحواره­ی ناسازگار انزوا / بیگانگی، طرحواره­ی ناسازگار رها­شدگی/ بی­ثباتی، طرحواره­ی ناسازگار ایثار­گری،طرحواره­ی ناسازگار گرفتاری، بعد دشواری کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی و عدم پذیرش هیجانی در پیش بینی ابعاد رفتارهای بیمارگونه خوردن نقش داشتند.

 نتیجه‏گیری: بر­اساس یافته­های پژوهش نقش عوامل روانشناختی در رفتارهای بیمارگونه خوردن در نوجوانان شایان توجه است. با توجه به ارتباط طرحواره­های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن  می­توان به وسیله­ی ارتقاء توانایی افراد در تنظیم هیجانی و آگاهی آنها از وجود طرحواره ی ناسازگار و مکانیزم های دفاعی مداخلات پیشگیرانه در زمینه اختلالات خوردن انجام داد.

واژگان کلیدی: مکانیزم­ دفاعی، طرحواره­­ی ناسازگار اولیه، تنظیم هیجانی، اختلالات خوردن

فهرست مطالب

فصل اول: چارچوب پژوهش                    1                                                                                          

1-1. مقدمه                                                                                                    2          

2-1. بیان مساله              4

3-1. اهمیت و ضرورت تحقیق                                                                            8

4-1.اهداف تحقیق                                                                                           9

5-1.فرضیات تحقیق                                                                                         10

6-1. تعاریف متغیرها                                                                                        11

1-6-1.   باورهای اختلالات خوردن                                                                  11

2-6-1.  مکانیزم های دفاعی                          11

 3-6-1. طرحواره ناسازگار اولیه              11

4-6-1.  تنظیم هیجانی                          12

فصل دوم: پیشینه پژوهش                  13

1-2. مقدمه                                                                                                    14

2-2. اختلالات خوردن                                                                                       14

1-2-2.  هرزه خواری                          14

2-2-2.  اختلال نشخوار              15

3-2-2.  اختلال مصرف غذای دوری جو- محدودکننده        15

4-2-2. بی اشتهایی عصبی                          16

5-2-2.  پراشتهایی عصبی                          18

6-2-2.  اختلال پرخوری                          20

7-2-2. اختلال تغذیه یا خوردن مشخص دیگر            21

8-2-2.  اختلال تغذیه یا خوردن نا مشخص                                22

3-2. مکانیزم های دفاعی                                                                                  22

1-3-2. شخصیت و مولفه های آن                22

2-3-2.اضطراب و نقش آن در ساختار شخصیت                24

      1-2-3-2.ماهیت اضطراب                                                                                 24

3-3-2. مکانیزم های دفاعی من                  25

4-3-2.  انواع مکانیزم های دفاعی         25

       1-4-3-2. سرکوبی                                                                                         25

       2-4-3-2.واکنش سازی                                                                                  25

       3-4-3-2.ابطال                                                                                                                26

       4-4-3-2.فرافکنی                                                                                           26

       5-4-3-2. دلیل تراشی                                                                                  27

       6-4-3-2.انکار                                                                                                  27

       7-4-3-2.همانند سازی                                                                                    28

       8-4-3-2.تثبیت و واپس گرایی                                  29

       9-4-3-2.تصعید                                                                                              30

5-3-2.دیدگاه وایلانت                                                                                        30

       1-5-3-2.دفاع های نارسیستیک                        31

       2-5-3-2.دفاع های نابالغ                                                                                                31

       3-5-3-2.دفاع های نوروتیک                                                   32

       4-5-3-2.دفاع های سالم                                                                                           34

6-3-2. طبقه بندی دیگری از دفاع ها                                                                                        34

       1-6-3-2. دفاع های بسیار سازگارانه         35

       2-6-3-2. بازداری های ذهنی                  35

       3-6-3-2. دفاع هایی که تصورات ذهنی را اندکی تحریف می کنند     35

       4-6-3-2. دفاع های انکاری                  35

       5-6-3-2. دفاع هایی که تصورات ذهنی را خیلی تحریف می کنند     36

       6-6-3-2. دفاع هایی که اقداماتی را در بر دارند        36

       7-6-3-2. دفاع هایی که جدایی از واقعیت را دربردارند                          36

4-2. طرحواره های ناسازگار اولیه                                                                        36

1-4-2. ریشه های تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه             37

       1-1-4-2.نیازهای هیجانی اساسی                38

       2-1-4-2.تجارب اولیه زندگی                                              38

       3-1-4-2.خلق و خوی هیجانی                                         39

2-4-2. حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه                 39

       1-2-4-2.حوزه اول: بریدگی و طرد   39

       2-2-4-2.حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل          40

       3-2-4-2.حوزه سوم: محدودیت های مختل            41

       4-2-4-2.حوزه چهارم: دیگر جهت مندی               42

       5-2-4-2.حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری          43

5-2. تنظیم هیجانی                                                                                          44

1-5-2. کاربردهای تنظیم هیجانی در زندگی                 47

2-5-2. شیوه های ایجاد تنظیم هیجانی                         48

       1-2-5-2.مشاهده و توصیف                                                            48

       2-2-5-2.افزایش هیجانات مثبت                48

       3-2-5-2.عمل متضاد با هیجان     49

6-2. پیشینه پژوهش                                                                                        50

1-6-2. پیشینه داخلی                           50

2-6-2.پیشینه خارجی                       53

فصل سوم: روش‏شناسی پژوهش                               57

1-3. مقدمه                                                                                                    58

2-3. جامعه و نمونه آماری                          58

3-3.  ابزارهای جمع آوری اطلاعات                  58

1-3-3. سیاهه ی اختلال خوردن                   58

2-3-3. پرسشنامه سبکهای دفاعی                                                              59

3-3-3. پرسشنامه طرحواره ناسازگار یانگ                       61

4-3-3.پرسشنامه تنظیم هیجانی                                                                                      62

4-3. روش اجرا                                                                                                63

5-3. روش های آماری                      63

فصل چهارم: یافته‏های پژوهش                                64

1-4. مقدمه                                                                                                    65

2-4. یافته های توصیفی پژوهش                                65

3-4. یافته های استنباطی پژوهش                           70

1-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد گرایش به لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن                     70

2-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد آگاهی درونی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     71

3-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن                        72

4-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     74

5-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     75

6-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن                     76

7-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     77

8-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن                 78

9-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن                            78

فصل پنجم: نتیجه‏گیری و پیشنهادها       80

1-5. مقدمه                                                                                                    81

2-5. تفسیر نتایج تحقیق                                                                                  81

1-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد گرایش به لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن                     81

2-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد آگاهی درونی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     82

3-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن                        82

4-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     84

5-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعدناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن                        85

6-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن                     86

7-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن                     87

8-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن              87

9-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن                            88

3-5. محدودیت های پژوهش                                89

4-5. پیشنهادات پژوهشی                    89

5-5. پیشنهادات کاربردی                    89

منابع                            91

پیوست‏ها           103

مقدمه

امروزه یکی از اختلالات نسبتا شایع روان­پزشکی که عمدتا در دوران انتهای نوجوانی و ابتدای جوانی در افراد مشاهده می­شود، اختلالات خوردن[1] است که تحت عنوان اختلالات تغذیه و غذا خوردن نام گذاری شده است(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).

اختلالات تغذیه و غذا خوردن با یک اختلال مداوم در غذا خوردن یا رفتار مربوط به غذا خوردن مشخص می­شود که منجر به تغییر مصرف یا جذب مواد غذایی شده  و به طور قابل توجهی باعث اختلال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).

اگر­چه اختلالات خوردن هم زنان و هم مردان را در بر­می­گیرد اما زنان تقریبا 10برابر بیشتر از مردان تشخیص این اختلال را دریافت می­کنند. بطوریکه میزان شیوع بی­اشتهایی عصبی[2] در بین زنان جوان 4/0درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می باشد و معمولا در طول نوجوانی و اوایل جوانی آغاز می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

همچنین میزان شیوع پر­خوری عصبی[3] نیز در بین زنان جوان5/1-1درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می­باشد و بیشترین شیوع در طول نوجوانی می­باشد(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شوند؛ کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل کرده و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. علت اصلی این اختلالات هنوز به خوبی شناخته نشده است و درمان آن­ها نیز مشکل است(ماترز و همکاران، 2000؛ به نقل از استریگل- مور[4] و بولیک[5]، 2007). سبب شناسی اختلالات خوردن عوامل متعدد زیست شناختی، روان پویشی، روان شناختی و محیطی را در این اختلال دخیل می­داند(سادوک [6]،سادوک؛ 1390). پژوهش­ها درمورد سبب شناسی و علل زمینه ساز علایم اختلالهای خوردن به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی، اجتماعی، تعاملات خانوادگی، عوامل زیست شناختی و روان شناختی اشاره می­کند(ویلیامسون[7]،استوارت[8]، مارتین[9]؛2004).

نظریه­های شناختی رشد و نگهداری اختلالات خوردن پیشنهاد می­کنند که نشانگان  اختلالات خوردن توسط افکار منفی و بدکارکردی پنداشتها درباره خوردن، وزن و شکل بدنشان بوجود می­آید(بک،1976؛به نقل از دامیون[10] ، ریس[11]، رید[12]، اتکینس[13]،پاتون[14]، 2015). بطوریکه افرادی که از این اختلال رنج می­برند به  تغذیه، وزن و شکل بدن خود و همچنین به توانایی­هایشان برای کنترل داشتن روی این جنبه­های زندگی­شان اهمیت زیادی قائل می­شوند(فریبورن، کوپر و شافران2003؛ به نقل از دامیون و همکاران، 2015).

همچنین نظریه­های شناختی- رفتاری اختلالات خوردن بر نقش نگرش­ها و باور­های مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکل­گیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تاکید می­کنند. این باور­ها عموما در افکار خود­آیند مربوط به وزن، شکل و خوردن منعکس می‌­شوند(سادوک و سادوک، 1391). رز[15]،کوپر[16] و ترنر[17](2006) اهمیت این باور­ها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق می­کنند. به هر حال وجود افکار خود­آیند منفی و باور­های نا­مطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلال خوردن فراهم کنند(رز و همکاران،2006).

همچنین امروزه مکانیزم­های دفاعی[18] به دلیل اهمیت ویژه­ای که در مفهوم­پردازی اختلالات روانی و درمانی آنها از دیدگاه روان‌پویشی دارند مورد توجه زیادی قرار گرفته اند . بطوریکه سبک­های دفاعی غیر انطباقی منجر به بروز نشانه­های روان پزشکی می شوند(یونگ جان[19] ، لی[20]، یونگ یو[21]، سونگ[22]، کیم[23]،2015). در نظام روان­تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم­های دفاعی مشخصی همراه است و دفاع­ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می­کنند. با این توصیف مکانیزم­های دفاعی بطور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از عامل­های تأثیرگذار در بروز اختلالات روانی در نظر گرفته شوند(افضلی، فتحی آشتیانی، آزاد فلاح، 1388).

هیجان­ها نیز نقش حیاتی در زندگی انسان ایفا می­کنند و بسیاری از فرایند­های اجتماعی و شخصی را شکل می­دهند. اما گذشته از این که انسان­ها در اعمالشان تحت تاثیر هیجانات هستند، به نوبه­ی خود توانایی تنظیم کردن پاسخ­های هیجانی را بوسیله مکانیزم­های متفاوت نیز دارند(ورتیکا[24]، ویلیومیر[25] و ساندر[26]، 2011). در حقیقت اختلالات روان­پزشکی متعددی با بی­ثباتی عاطفی و بی­نظمی هیجانی ارتباط داده شده است (کوئنیسبرگ و همکاران ، 2002؛ فیلیپس و همکاران، 2003، به نقل از چمبرز[27] و همکاران، 2009). در دهه گذشته، توجه روزافزونی به پدیده هیجانات شده است و مفهوم تنظیم هیجانی، نقطه آغازین پژوهش‌ها در این زمینه بوده است (سوارس[28]، 2003). در سال‌های اخیر تنظیم هیجانی به عنوان یک فرایند اساسی در تحقیق و درمان آسیب‌شناسی روانی مورد هدف قرار گرفته است. تنظیم هیجانی[29] یک مهارت کلیدی اجتماعی است و کسانی که در تسلط داشتن در آن شکست می‌خورند در معرض خطر اختلال‌های بالینی هستند (لام[30] ،گرانیس[31]،زلازو[32] و لوئیس[33] ، 2011).

گیلبا-اسکچمن[34] و همکاران(2006) دریافتند که زنان دارای اختلال خوردن در مقایسه با گروه سالم از هیجانات خود کمتر آگاهند و در کنترل هیجانات خود مشکل دارند، همچنین افراد کم اشتها در مقایسه با افراد پر­اشتها از آگاهی هیجانی کمتری برخوردارند. در مقابل افراد پراشتها نسبت به افراد کم اشتها در تنظیم هیجانات خود مشکلات بیشتری دارند.

باتوجه به مطالب گفته شده و شیوع انواع اختلالات روانی در بین جوانان جامعه در این تحقیق سعی بر آن است که به بررسی عوامل پیش بینی کننده اختلالات خوردن پرداخته شود. به همین منظور سازه های روانشناختی طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و دشواری تنظیم هیجانی مورد توجه قرار گرفته­اند.

2-1. بیان مساله

اختلالات خوردن در دهه های اخیر یکی از رایج ترین اختلالات روانی (روجا[35]و همکاران، 2003) و یکی از شایع ترین اختلالات در بین نوجوانان و جوانان محصل می­باشد به طوریکه که انواع اختلالات خوردن در4 درصد نوجوانان و جوانان دانش­آموز  گزارش شده است(سادوک سادوک،1390). یکی از گروه­های در معرض خطر این بیماری­گروه دختران 25-14سال است. در نوجوانان دختر اختلالات خوردن شایع­ترین بیماری­ها بعد از بیماری­هایی چون چاقی و آسم تعریف شده اند (گولدن[36]،2003). حدس زده می شود که بی اشتهایی عصبی در 5/0 تا 1 درصد دختران نوجوان روی می دهد و شیوع آن 10 تا 20 برابر در دخترها بیشتر از پسرها است( انجمن ملی اختلال خوردن،2005؛ به نقل از رجبی و حسینی، 1392). حال آنکه پر اشتهایی روانی شایع تر از بی اشتهایی روانی است و تخمین های شیوع پراشتهایی روانی بین 1 تا 3 درصد در زن­های جوان است(رجبی و حسینی،1392).

 این اختلالات اختلالهای روانشناختی هستند که با نگرانی بیمارگونه در مورد شکل بدن، خوردن و وزن مشخص گردیده است(پیتیرنی[37] ،کاستلینی[38]، ریکا[39]،پولیتو[40]، پاپی[41]،فاراولی[42]، 2011) و با افکار و رفتارهای خطرناک کنترل وزن شناخته می شوند(ویسلبرگ[43]،گونزالز [44]و فیشر[45]،2011)،که اغلب در طول نوجوانی شروع شده و تغییر رفتار راجع به خوردن و وزن منجر به مشکلات جسمی و نیز روانی اجتماعی می­شود(سادوک سادوک،1390).

در راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی(2013) این اختلالات، تحت عنوان اختلالات تغذیه و خوردن نام گذاری شده اند. هرزه‌خواری، اختلال نشخوار، بی‌اشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی از مهم‌ترین اختلالات این طبقه هستند. پرخوری نیز یه عنوان یک تشخیص قابل کدگذاری در این طبقه قرار می­گیرد.(راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).البته چاقی علی رغم خطر مرگ و میر بالا در مجموعه اختلالات خوردن قرار نمیگرد(جاکیومنت و همکاران2011 به نقل از گونارد[46]،2012).

اختلالات خوردن در طول زندگی رخ می دهد و با اختلالاتی هم چون افسردگی اساسی(پناس-لیدو[47] و همکاران،2009) اختلال وسواس فکری-عملی(جیمنز مورکیا[48] و همکاران،2007) اختلالات اضطراب(پنلو[49] و همکاران،2010) اختلال سومصرف مواد(روت[50] و همکاران2012) و اختلال شخصیت(اگورا[51] و همکاران،2012) همبودی دارد.

از جمله اختلالات مهم این گروه بی اشتهایی عصبی و پر اشتهایی می­باشد که در کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم (DSM-V ) بی­اشتهایی عصبی،اختلالی تعریف شده است که در آن فرد از حفظ حداقل وزن طبیعی امتناع می­کند، شدیدا از افزایش وزن خود می­ترسد و به میزان زیادی در مورد بدن خود و شکل آن برداشت­های اشتباهی دارد (راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).

دسته دیگر اختلالات خوردن پر­اشتهایی عصبی می­باشد که مشخصه آن استفاده از روش­های نا­متناسب جلوگیری از افزایش وزن است. مزاحمت اجتماعی یا ناراحتی جسمانی پرخوری را خاتمه می دهد و اغلب پس از خاتمه پرخوری شخص دچار احساس گناه، افسردگی یا نفرت از خود می­شود. پراشتهایی عصبی شایع­تر از بی­اشتهایی عصبی است. تخمین­های شیوع این اختلال 2 تا 4 درصد در زن­های جوان است (سادوک و سادوک،1390). میزان مرگ و میر این اختلال56/0 درصد در هر سال است(بولیک و همکاران،2008؛ به نقل از فورکانو[52] و همکاران،2011)؛ و شیوع تلاش های خود کشی در این گروه افراد 56/8 درصد می باشد.(فورکانو و همکاران، 2011).

پرخوری نیز از دیگر طبقات مهم این گروه می باشد. ویژگی اصلی این اختلال دوره های مکرر پرخوری است که این دوره­ها به صورت خوردن در مدت زمان مجزا با مقدار غذایی که قطعا بیشتر از میزانی است که اغلب افراد در زمان مشابه و تحت شرایط مشابه می خورند(سید محمدی،2013). رایج ترین پیشایند آن عاطفه منفی است. راه اندازهای دیگر عبارتند از عوامل استرس زای میان فردی،محدودیت غذایی،احساسات منفی در ارتباط با وزن ،شکل بدن ،غذا و بی حوصلگی(سید محمدی،2013). این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی می­شوند و کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل می­کنند و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. علت اصلی این اختلالات هنوز به خوبی شناخته نشده است و درمان آن­ها مشکل است(ماترز و همکاران، 2000؛ به نقل از استریگل- مور و بولینگ، 2007)

سبب شناسی اختلالات خوردن عوامل متعدد زیست شناختی، روان پویشی، روان شناختی و محیطی را در این اختلال دخیل می داند(سادوک ،سادوک،1390). پژوهش ها درمورد سبب شناسی و علل زمینه ساز علایم اختلالهای خوردن به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی و اجتماعی،تعاملات خانوادگی،عوامل زیست شناختی و روان شناختی اشاره می کند(ویلیامسون،استوارت، مارتین،2004). از این رو به نظر می رسد که عوامل روانشناختی یکی از  پیشایندهای مهم این اختلال باشد و هیجان ها، شناخت ها و دفاع ها فرایندهای اصیل روان شناختی هستند که این متغیرهای پیچیده و چند وجهی روابط در هم تنیده ای با هم دارند و ممکن است پایه ای برای این اختلال باشند(بشارت و همکاران،1393).

نظریه­های شناختی-رفتاری اختلالات خوردن بر نقش نگرش­ها و باور­های مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکل­گیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تاکید می­کنند. این باور­ها عموما در افکار خود­آیند مربوط به وزن، شکل و خوردن منعکس  می‌شوند(سادوک و سادوک،1391). رز،کوپر و ترنر(2006) اهمیت این باور­ها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق می­کنند.به هر حال وجود افکار خود­ایند منفی و باور­های نا­مطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلال خوردن فراهم کنند(رز و همکاران،2006).از طرفی والر،دیکسون و اوهانیون (2002) بیان می کنند: مدل­های شناختی- رفتاری بر الگوهای ناسازگار تفکر(افکار خودآیند منفی و تصورات ناکارآمد) خاص مبتلایان به اختلال خوردن متمرکزند و بسیاری از مطالعات نشان داده اند که چنین بیمارانی اغلب دارای شناخت­های ناکارآمد و باورهای ناسازگار هسته­ای هستند که مستقیما به غذا، وزن و شکل مربوط نمی باشد.

باور­های اختلال خوردن نوعی باور یا طرحواره خاص اختلال خوردن است. یکی از ویژگی های اختلال خوردن تفکر و رفتار بر اساس یک طرحواره غالب و بنیادی می­باشد(شایقیان،1388). باورها در سطوح طرحواره­ها نقش مهمی در اختلالات خوردن ایفا می­کنند خصوصا آنکه خود سبب تعمیم طرحواره­های گذشته می­شوند و طرحواره­های مشابه را سازمان می­دهند. باورها و طرحواره­های مربوط به وزن خود آسیب شناسی خاص اختلالات خوردن را نشان می­دهند (شایقیان و همکاران، 1388). برای مثال بیمار مبتلا به بی اشتهایی عصبی علی رغم باور اصلی نقص و شکست اغلب بر فعالیت های کمال گرایی اصرار دارند(لاک و همکاران، 2006)؛ اختلال خوردن ممکن است در پاسخ به طرحواره عدم کنترل شخصی و شکست در رسیدن به هدف (تلاش برای کنترل مرگ خود )رخ دهد و بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی علی رغم باورهای اصلی نقص و شکست اغلب بر فعالیت-های بیشتر و کمال گرایی اصرار دارند(شایقیان و وفایی،1388).

شواهد نشان می دهد که فرایند­های طرحواره نقشی در اختلال خوردن ایفا می کنند. بعضی تایید­های هیجانی و شناختی نیز بر باورهای هسته­ای و خود­باورهای منفی متمرکز هستند (کوپر وهمکاران، 1997). یانگ معتقد است هر کدام از علایم آسیب شناسی روانی با یک یا تعداد بیشتری از طرحواره­های اولیه مرتبط است (دیلاتره و همکاران، 2004). مولودی و همکاران (1388) در تحقیق خود این نتیجه رسیدند که افراد چاق مبتلا به پرخوری در مقایسه با افراد چاق فاقد اختلال پرخوری در طرحواره های رهاشدگی /بی ثباتی ،محرومیت هیجانی ،خویشتنداری وخودانظباطی ناکافی به طور معناداری نمرات بیشتر کسب کردند.برخی تحقیقات گویای آن است که دختران مبتلا به بی­اشتهایی عصبی و دختران چاق خود­باوری­های منفی دارند و بیشتر باور­های آنها در طرحواره های محرومیت هیجانی،ترس از ترک شدن،سلطه پذیری و خودکنترلی ناکافی گزارش  شده است(راهنمای تشخیصی اختلالات روانی،2000،به نقل از شایقیان و همکاران،1389).بنابراین یکی از متغیرهای احتمالی تأثیرگذار بر این اختلال روانی طرحواره های ناسازگار اولیه می باشد . طرحواره­های ناسازگار الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب رسان فرد هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن فرد شکل گرفته و در مسیر زندگی تکرار می­شوند (یانگ، 1989). یانگ معتقد است هر کدام از علائم آسیب شناسی روانی با یک یا تعدادبیشتری از طرحواره های اولیه مرتبط است (دیلاتره و همکاران، 2004).

یکی از عوامل روانشناختی دیگر که می تواند در بروز نشانه های اختلالات خوردن موثر باشد مکانیسم­های دفاعی است. مکانیسم­های دفاعی اولین بار توسط فروید مطرح شدند. نظام روان تحلیل گری فروید تأثیر عظیمی برنظریه و عمل در روانشناسی،روانپزشکی و تصور ما از ماهیت انسان و درک ما از شخصیت داشته است(شولتز و شولتز، 1387). فرض بنیادی نظریه روان تحلیل گری مبتنی بر این موضوع است که قسمت عمده ای از زندگی هر شخص در فرایندهای ناهشیار ریشه دارد.در نظام فرویدی مخزن تکانه های غریزی غیرقابل دسترس، تجربه های سرکوب شده، امیال نیرومند ولی ارضا نشده می باشد( مارشال ریو،1381). به عقیده فروید شخص برای رهایی از امیال، تکانه­ها و افکار ناخوشایند از مکانیسم­های دفاعی به عنوان ابزاری جهت اصلاح و تحریف واقعیت سود می­جوید. این مکانیسم­ها می­توانند سازشی و از طرف دیگر آسیب­زا باشند. ادراک ما از خود، اهداف و عقاید و احساسات مرتبط با واقعیات درونی و بیرونی به وسیله مکانیسم­های دفاعی تغییر می­کند ( مارشال ریو،1381). مکانیسم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ای که در مفهوم پردازی اختلالات روانی و درمان آنها دارد مورد توجه بالینی و پژوهشی خاصی قرار گرفته اند(کرامر[53]،2007). در نظام روان تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم های دفاعی غیر انطباقی مشخصی همراه است و دفاعها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می کنند(اندروس و همکاران،2000؛بوند2004؛به نقل از بلایا[54] و همکاران، 2006). بنابراین مکانیسم­های دفاعی نقش مهمی در آسیب­شناسی روانی و شکل­گیری انواع اختلالات روانپزشکی دارند (بلایاوهمکاران،2006). وایلنت(2000، به نقل ازبلایاوهمکاران،2006) با استفاده از نیمرخهای روانی به دست آمده­ی افراد در مصاحبه­ها و پرسشنامه­ها اولین مطالعات بالینی را در زمینه مکانیسم­های انجام داد. او مکانیسم­های دفاعی را بر روی یک پیوستاری از دفاع­های رشد­نایافته تا رشد­یافته قرار داد و اعتقاد داشت همه افراد صرف نظر از آسیب روانی از آن­ها استفاده می کنند. در مطالعاتی که انجام شده نتایج نشان داد که مکانیسم­های دفاع­های رشد­نایافته با اضطراب، افسردگی و اختلالات خوردن همراه بودند. همچنین تحقیقات نشان داد که مکانیسم­های دفاعی سازش یافته باسلامت جسمی و رضایت از زندگی در ارتباط است (وایلنت،2000؛ به نقل از بلایا و همکاران،2006).

همچنین امروزه مکانیزم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ای که در مفهوم پردازی اختلالات روانی و درمانی آنها از دیگاه روان‌پویشی دارند مورد توجه زیادی قرار گرفته اند. بطوریکه سبک های دفاعی غیر انطباقی منجر به بروز نشانه­های روان پزشکی می شوند(یانگ جان وهمکاران، 2015). در تحقیقی که شمیدت[55] و همکارانش (2011) انجام دادند به بررسی رابطه بین ناملایمات دوران کودکی و سبک های دفاعی در بزرگسالی در بیماران مبتلا به اختلال خوردن پرداختند. نتایج نشان داد بیماران مبتلا به پر خوری عصبی نسبت به گروه کنترل دفاع های بالغ کمتری را به کار می بردند و افراد دارای بی اشتهایی عصبی نسبت به گروههای دیگر بیشتر دفاع های نابالغ را به کار می برند.در مطالعه ای دیگر که توسط استیگر [56]وهمکارانش (2007) تحت عنوان سبک دفاعی و سبک والدینی در زنان مبتلا به اختلال خوردن انجام شد نتایج حاکی از این بود که زنان دارای اختلال خوردن بیشتر از دفاع های ابتدایی و کمتر از دفاع های بالغ استفاده می کنند و والدین این بیماران بیشتر کنترل کننده بودند و این بیماران همدلی کمتری از والدین دریافت می کردند.

از این رو  مکانیزم­ها از جمله عوامل روانشناختی هستند که به عنوان پیشایندهای نشانه­های اختلل خوردن مورد توجه قرار می­گیرند(کچویی و همکاران،1391). در دیدگاه روان تحلیل­گری هر اختلال روانی با  مکانیزم­های دفاعی ناسازگارانه خاص خود مشخص و همراه است(باند[57] و پری[58]،2004). به عنوان مثال اشتاین[59] ، برونشتاین[60] و وایزمن[61](2003) نشان دادند ترکیب دفاع­های نوروتیک و رشدنایافته ممکن است خطری برای ابتلا به اختلال خوردن باشد. همچنیین کچویی و همکارانش(1389) در پژوهشی نشان دادند که سبک دفاعی رشد نایافته همبستگی بالایی با نشانه­های اختلال خوردن دارد.بطور کلی در نظام روان تحلیل­گری هر اختلال روانی با مکانیزم­های دفاعی مشخصی همراه است و دفاع­ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می­کنند. با این توصیف مکانیزم­های دفاعی بطور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از عامل­های تأثیرگذار در بروز اختلالات روانی در نظر گرفته شوند(افضلی و همکاران، 1388).

روانشناسان شناختی پیوسته کوشیده‌اند تا خطاهای شناختی افراد مبتلا به اختلالات خوردن را شناسایی کنند. در سال‌های اخیر، با پی بردن به نقش خلق منفی به عنوان یکی از عوامل موثر در بروز این اختلال، تحقیقات زیادی در حوزه هیجان و تنظیم هیجانی در حوزه اختلالات خوردن صورت گرفته است(ونگر[62] و همکاران، 2002). محققین بر این باورند که افراد مبتلا به اختلالات خوردن در تنظیم هیجانات خود با مشکلاتی روبرو هستند و مهارت‌های لازم برای مقابله با هیجانات منفی را ندارند و خوردن راهکاری است که به وسیله آن می‌توانند برای مدتی هر چند کوتاه از این احساسات ناخوشایند فاصله بگیرند (اسمیت[63] وهمکاران، 2007).

تنظیم هیجانی می­تواند  به عنوان بخشی از  خود تنظیمی در نظر گرفته شود و می­تواند شامل تنظیم بیرونی نیز باشد که ممکن است داوطلبانه یا غیر داوطلبانه و خود­مختار انجام بگیرد، همچنین می تواند هشیار باشد یا ناهشیار (گراس، 2002). همچنین در سال­های اخیر تنظیم هیجانی به عنوان یک فرایند اساسی در تحقیق و درمان آسیب شناسی روانی مورد هدف قرار گرفته است. تنظیم هیجانی یک مهارت کلیدی اجتماعی است و کسانی که در تسلط داشتن در آن شکست می خورند در معرض خطر اختلال­های بالینی هستند (لام[64] و همکاران، 2011). همچنین مدل های نظری در بی اشتهایی عصبی از نقص تنظیم هیجانی به عنوان یک عامل نگهدارنده یاد میکنند (مانوئل[65] و وید[66]،2013).

در حقیقت اختلالات روان­پزشکی متعددی با بی­ثباتی عاطفی و بی­نظمی هیجانی ارتباط داده شده است (کوئنیسبرگ و همکاران ، 2002؛ فیلیپس و همکاران، 2003 به نقل از چمبرز و همکاران، 2009). در دهه گذشته، توجه روزافزونی به پدیده هیجانات شده است و مفهوم تنظیم هیجانی، نقطه آغازین پژوهش‌ها در این زمینه بوده است (سوارس[67]،2003). بنابراین تنظیم هیجانی یک جنبه‌ی بنیادی از کارکرد روانشناختی سالم است (گریشام و گیولون، 2012). گیلبا-اسکچمن و همکاران(2006) دریافتند که زنان دارای اختلال خوردن در مقایسه با گروه سالم از هیجانات خود کمتر آگاهند و در کنترل هیجانات خود مشکل دارند، همچنین افراد کم اشتها در مقایسه با افراد پراشتها از آگاهی هیجانی کمتری برخوردارند. در مقابل افراد پراشتها نسبت به افراد کم اشتها در تنظیم هیجانات خود مشکلات بیشتری دارند.

از انجاییکه اختلالات خوردن در بین نوجوانان یکی از  شایع­ترین اختلالات است و عوامل روانشناختی متعددی بر ان تاثیر­گذارند، در این پژوهش سعی بر این است رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و تنظیم هیجانی با اختلال خوردن بررسی شود و به این سوال پاسخ داده شودکه آیا بین طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم های دفاعی  و تنظیم هیجانی با باورهای بیمارگونه دانش آموزان دختر رابطه ای وجود دارد و کدام یک سهم معناداری در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن در دانش­آموزان دختر دارند؟

3-1.  اهمیت و ضرورت پژوهش

در هر جامعه توجه به وضعیت سلامت  جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقق یک زندگی پویا و سالم، ضامن سلامتی آن جامعه برای نسل­های آینده است. برای دستیابی به چنین هدف ارزشمندی پیشگیری از بروز اختلالات روانشناختی  امری لازم و ضروری است. این اختلالات علاوه بر اثرات نامطلوب شخصی بر افراد، مشکلات اجتماعی عدیده ای را نیز برای جوامع در برخواهند داشت، لذا شناخت، تشخیص، درمان و پیشگیری از آنها حائز اهمیت است.

نکته ای که امروزه باید مورد توجه قرار بگیرد گسترش فرهنگ­ها بخصوص فرهنگ غرب و پدیده جهانی شدن است. امروزه در جامعه­ی غرب تب لاغری فراگیر است و افراد در تلاش برای کاهش وزن در جهت زیباتر جلوه نمودن هستند که منجر به افزایش مشکلات مربوط به نگرش، رفتار­ها و اختلالات خوردن می­شود. بطوریکه امروزه اختلالات خوردن محدود به جوامع غربی نیست  و اکنون به عنوان یک مساله جهانی در نظر گرفته می­شود. از این رو باید در جوامع در حال توسعه از جمله ایران به آن توجه خاص نشان داد(ضرغامی و چیمه،1383). در دهه اخیر توجه به اختلالات خوردن از سوی پژوهشگران و متخصصان بالینی به طور قابل ملاحظه­ای افزایش یافته است. این اختلالات اختلال­های روانشناختی هستند که با نگرانی بیمارگونه در مورد شکل بدن، خوردن و وزن مشخص گردیده است(پیتیرنی و همکاران،2011).

این اختلال علاوه بر اینکه بر کیفیت زندگی افراد اثر می­گذارد عوارض روانشناختی و جسمانی متعددی از قبیل سوءتغذیه، کندی حرکات معدی و حالات خلقی بد(غمگین وافسرده)، مشکل در تمرکز را ایجاد می­کند(آزاد، 1384؛ به نقل از خسروی و همکاران، 1390). دانش و اطلاعات بدست آمده درباره­ی علل رفتارهای بیمارگونه­ی خوردن قطعی نیست. در تلاش برای کشف و فهم منشاءهای اختلالات خوردن، محققان توجه خود را بر روی عوامل شخصیتی، ژنتیکی و عوامل زیست شیمیایی افراد مبتلا به اختلالات معطوف ساخته­اند(آزاد، 1384، به نقل از خسروی و همکاران، 1390 ). اختلالات خوردن می­تواند خطرات جسمانی و روانی زیادی به همراه داشته باشند و چون معلوم شده است که افراد مبتلا به این اختلالات نگرشی منفی نسبت به بدن خود دارند و همواره دچار احساس گناه هستند(آزاد ،1384)؛ بنابراین قبل از هر اقدام لازم است که به مسایل روانشناختی آنان توجه شده و افکار و نگرش­های منفی آنان درباره­ی وزن و بدنشان اصلاح و تعدیل گردد (آزاد،1384).

با توجه به اهمیت مساله اختلالات خوردن که در ردیف یکی از 10عامل اصلی مرگ و میر زنان جوان قرار دارد(استریگل[68] و بولیک[69]،2007)، و نسبت آن در بین زنان و مردان 10به 1است و در طول نوجوانی و واوایل جوانی آغاز میشود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013). اختلال خوردن در نوجوانان به وفور مشاهده می شود به همین دلیل نیازمند مطالعات بیشتر در این گروه سنی است(کوپر و همکاران،2006) و از آن جاییکه دانش­آموزان نقش مهمی در آینده کشور بر عهده دارند از این رو اهمیت سلامت آنان پیش از پیش مشخص می­شود.

همانطور که از ابتدای فصل گفته شد این پژوهش در تلاش برآمده است به بررسی عوامل روانشناختی  مؤثر بر اختلال خوردن از قبیل طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم های دفاعی و دشواری های تنظیم هیجانی در دانش آموزان دختر بپردازد.

4-1. اهداف پژوهش

اهدافی که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار می­گیرند؛ عبارتند از:

هدف اصلی:

تعیین رابطه بین طرحواره­های ناسازگار اولیه، ابعاد مکانیزم­های دفاعی و ابعاد تنظیم هیجانی با  باورهای بیمارگونه خوردن در دانش­آموزان دختر

اهداف فرعی:

  1. تعیین سهم ابعاد طرحواره­های ناسازگار اولیه در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  2. تعیین سهم مکانیزم­های دفاعی رشد یافته در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  3. تعیین سهم مکانیزم­های دفاعی نوروتیک در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  4. تعیین سهم مکانیزم­های دفاعی رشد نایافته در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  5. تعیین سهم ابعاد تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  6. تعیین سهم طرحواره های ناسازگاراولیه و ابعاد مکانیزم­های دفاعی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  7. تعیین سهم بین طرحواره های ناسازگاراولیه و ابعاد تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.
  8. تعیین سهم بین ابعاد مکانیزم­های دفاعی و ابعاد تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن.

9.تعیین سهم طرحواره­ های ناسازگار اولیه، مکانیزم های دفاعی و تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن

5-1- فرضیات تحقیق

  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد هشیاری به امعا و احشاء(آگاهی درونی)  رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • بین ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد ناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن  دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن ارتباط وجود دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن ارتباط وجود دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن ارتباط وجود دارد.
  • ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی سهمی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن دارند.

6-1. تعریف متغیرها

در این قسمت به منظور آشنایی با متغیرهای پژوهش مورد نظر به تعریف نظری  و عملیاتی آنها می پردازیم.

1-6-1- اختلالات خوردن:

تعریف نظری: طبق تعریف راهنمای تشخیصی اختلالات روانی( (DSM-V,2013 اختلال تغذیه و خوردن اختلالی است که با آشفتگی  مداوم در خوردن یا رفتارهای مرتبط با خوردن مشخص می­شود که منجر به تغییر در مصرف و یا جذب موادغذایی شده و به طور قابل توجهی باعث اختلال در سلامت جسمی و یا عملکرد روانی-اجتماعی می­گردد.

تعریف عملیاتی : در این پژوهش ویژگی­های روانشناختی و نشانه­های مرتبط با اختلالات خوردن بوسیله­ی پرسشنامه­ی اختلال خوردن گارنر(EDI)  سنجیده می­شود.

2-6-1- مکانیزم های دفاعی:

تعریف نظری: فرآیند­های تنظیم‌کننده خودکاری هستند، که برای کاهش ناهماهنگی شناختی و به حداقل رساندن تغییرات ناگهانی در واقعیت درونی و بیرونی از طریق تأثیرگذاری بر چگونگی ادراک حوادث تهدیدکننده عمل می­کنند( وایلنت 2004؛ به نقل از گنجی و همکاران، 1392).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش هر یک از سه دسته مکانیزم های دفاعی رشدیافته، رشدنایافته و نوروتیک بر حسب نمره ای که آزمودنی در پاسخ به سه زیر مقیاس پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ-40)بدست می­آورد، سنجیده می­شود.

3-6-1- طرحواره های ناسازگار اولیه:

تعریف نظری: ساختارهای ذهنی فرضی برای ارائه مفاهیم کلی ذخیره شده در حافظه است که نه تنها برای تفسیر اطلاعات، بلکه در چگونگی رمزگشایی اطلاعاتی که ارایه می­شوند نیز مهم است(یانگ و همکاران،2003). محتوای هر طرحواره از طریق تجربه­های زندگی فردی ساخته می­شود، سازمان می­یابد و در ادراک و ارزیابی اطلاعات جدید مورد استفاده قرار می­گیرد(مارتین،1990؛ به نقل از دیوانداری و همکاران،1388).

تعریف عملیاتی: این متغیر در پژوهش مورد مطالعه به وسیله نمرات افراد در فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ(1998) مورد اندازه گیری قرار خواهد گرفت.

4-6-1-تنظیم هیجانی:

تعریف نظری: به عنوان فرایند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت و یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایندهای اجتماعی- روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود(ویمز [70]و پینا[71]،2010).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش تنظیم هیجانی توسط مقیاس تنظیم هیجانی گراتز [72]و رومئر[73](2004) ارزیابی می­شود.

تعداد صفحه :134

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی

گروه روان­شناسی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته روان­شناسی تربیتی

اثربخشی مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه و رضایت زناشویی دانش­آموزان متأهل دوره متوسطه شهر قاین 

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

کلیات پژوهش…… 1

1-1 بیان مسأله. 2

2-1 سؤال­های پژوهش…. 6

3-1 تعریف متغیرهای پژوهش…. 7

مبانی نظری و پیشینه پژوهش…… 8

1-2 تاریخچه سازه طرح­واره. 9

2-2 تعریف یانگ از طرح­واره. 10

3-2 ویژگی­های طرح­واره­های ناسازگار اولیه. 11

4-2 ریشه­های تحولی طرح­واره­ها 12

1-4-2 نیازهای هیجانی اساسی.. 12

2-4-2 تجارب اولیه زندگی.. 13

1-2-4-2 ناکامی ناگوار نیازها 13

2-2-4-2 آسیب دیدن و قربانی شدن.. 13

3-2-4-2 تجربه بیش از حد چیزهای خوب… 14

4-2-4-2 درونی­سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم زندگی.. 14

3-4-2 خلق و خوی هیجانی.. 14

5-2 حوزه­های طرح­واره و طرح­واره­های ناسازگار اولیه. 15

1-5-2 حوزه بریدگی و طرد. 15

2-5-2 حوزه خودگردانی و عملکرد مختل.. 16

3-5-2 حوزه محدودیت‌های مختل.. 18

4-5-2 حوزه دیگر جهت­مندی… 19

5-5-2 حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری… 20

6-2 عملکردهای طرح­واره: 22

1-6-2 تداوم طرح­واره. 22

2-6-2 بهبود طرح­واره. 22

7-2 سبک­ها و پاسخ­های مقابله­ای ناسازگار 23

1-7-2 تسلیم طرح­واره. 24

2-7-2 اجتناب از طرح­واره. 24

3-7-2 جبران افراطی طرح­واره. 25

8-2 اهمیت شناخت دقیق طرح­واره­ها و سبک­های مقابله­ای… 26

9-2 حیطه­های تأثیرگذاری طرح­واره­های ناسازگار اولیه. 26

10-2 خانواده. 27

11-2 ازدواج.. 27

12-2 رضایت زناشویی.. 28

13-2 ابعاد رضایت­مندی زناشویی.. 30

14-2 عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی.. 31

15-2 مروری کوتاه بر نظریه­های زوج­درمانی و خانواده­درمانی.. 35

1-15-2 مدل­های روان­پویایی.. 35

2-15-2 نظریه آدلر. 35

3-15-2 دیدگاه ساختاری… 35

4-15-2 نظریه میان­نسلی بوئن.. 36

5-15-2 رویکرد استراتژیک…. 36

6-15-2 رویکرد غنی­سازی ارتباط.. 36

16-2 علائم خطرساز و مخرب در روابط زناشویی.. 37

18-2 تغییرات رضایت زناشویی در طول زمان.. 38

19-2 عوامل زمینه­ساز برای ازدواج سالم.. 39

20-2 سن مناسب ازدواج.. 40

21-2 علل ازدواج زودرس…. 41

22-2 عوارض ازدواج در سنین پایین.. 42

23-2 رویکردهایی جهت حل تعارض­های زناشویی (زوج­درمانی) 43

1-23-2 روان تحلیلی گروهی زوج­ها 43

2-23-2 درمان شناختی – رفتاری… 43

3-23-2 ایماگودرمانی.. 43

4-23-2 درمان مبتنی بر نظام عاطفی بوئن.. 44

5-23-2 نظریه دلبستگی.. 44

6-23-2 زوج­درمانی رفتاری تلفیقی.. 44

7-23-2 خانواده درمانی سیستمیک میلان.. 44

24-2 مدل طرح­واره درمانی یانگ: 45

1-24-2 مرحله سنجش و آموزش…. 46

2-24-2 مرحله تغییر. 46

25-2 فرآیند دقیق سنجش و آموزش…. 46

1-25-2 ارزیابی اولیه. 46

2-25-2 سنجش مشکلات فعلی و مشخص کردن اهداف درمان.. 47

3-25-2 سنجش تناسب بیمار برای طرح­واره درمانی.. 47

4-25-2 تمرکز بر تاریخچه زندگی.. 47

5-25-2 سنجش از طریق تصویرسازی ذهنی.. 48

26-2 یافته­های پژوهشی داخلی و خارجی در خصوص موضوع. 48

27-2 جمع­بندی و نتیجه­گیری… 52

روش­شناسی پژوهش…… 54

1-3 مقدمه. 55

2-3 روش پژوهش…. 55

3-3 جامعه آماری، نمونه و روش نمونه­گیری… 55

4-3 ابزار گردآوری داده­ها 56

1-4-3 فرم کوتاه پرسشنامه طرح­واره (SQ-SF) 56

2-4-3 پرسشنامه رضایت­مندی زناشویی انریچ.. 57

3-4-3 پرسشنامه نشانه­های اختلالات روانی (SCL – 90 – R). 59

5-3 فرایند اجرای پژوهش…. 60

6-3 شرح جلسات آموزش طرح­واره درمانی.. 61

7-3 روش تجزیه و تحلیل داده­ها 63

ارائه یافته­ها 64

1-4 مقدمه. 65

2-4 اطلاعات جمعیت شناختی.. 65

1-2-4 مدت زمان ازدواج.. 65

2-2-4 سن.. 66

3-4 مقایسه سلامت جسمانی و روانی گروه آزمایش و کنترل قبل از آموزش…. 66

4-4 آمار استنباطی.. 68

بحث و نتیجه­گیری… 81

1-5 مقدمه. 82

2-5 خلاصه و تحلیلی از نتایج توصیفی.. 82

3-5 تبیین نتایج.. 82

1-3-5 سوال اول.. 82

2-3-5 سؤال دوم. 83

3-3-5 سؤال سوم. 84

4-3-5 سؤال چهارم. 85

5-3-5 سؤال پنجم.. 86

6-3-5 سؤال ششم.. 86

7-3-5 سؤال هفتم.. 87

8-3-5 سؤال هشتم.. 88

4-5 محدودیت­های پژوهش…. 90

5-5 پیشنهادهای پژوهشی.. 90

6-5 پیشنهادهای کاربردی… 90

منابع فارسی.. 92

منابع انگلیسی.. 95

پیوست­ها 97

چکیده

طرح­واره­ها به­عنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر گرفته می­شوند که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسأله است و هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثربخشی مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه و رضایت زناشویی دانش­آموزان متأهل دوره متوسطه شهر قاین است. روش پژوهش شبه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری است. نمونه شامل 30 دانش­آموز دختر متأهل است که به­صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب و به­طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه، با استفاده از پرسشنامه­های فرم کوتاه طرح­واره یانگ و رضایت زناشویی انریچ در مراحل پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری ارزیابی شدند. گروه آزمایش مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی را طی 8 جلسه دریافت کرد. داده­های به­دست آمده با روش تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته­های این پژوهش، نشان­دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه آزمایش و کنترل است. به بیان دیگر، آموزش موجب کاهش فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه و افزایش رضایت زناشویی شده است. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که می­توان با اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی، فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه را کاهش و میزان رضایت زناشویی را افزایش داد.

واژه­های کلیدی: سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی، طرح­واره­های ناسازگار اولیه، رضایت زناشویی.

1-1 بیان مسأله

واژه طرح­واره[1] در روان­شناسی و به­طور گسترده­تر در حوزه شناختی، تاریخچه­ای غنی و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختی، طرح­واره را به­صورت قالبی در نظر می­گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می­گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. طرح­واره­ها به­عنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر گرفته می­شوند که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسأله است. زمانی که نیاز خاصی ارضا نشود، طرح­واره ناسازگاری در آن حیطه ایجاد می­شود (یانگ، کلوسکو[2] و ویشار[3]، 1389).

یکی از نظریه­هایی که مکانیزم­های زیربنایی در پدیدآیی رفتارهای ضداجتماعی را تبیین می­کند، نظریه طرح­واره­های ناسازگار اولیه[4] است. یانگ[5] معتقد است که طرح­واره­های ناسازگار اولیه، قدیمی­ترین مؤلفه­های شناختی و باورها و احساسات غیرشرطی درباره خودمان هستند. طرح­واره­های ناسازگار اولیه، الگوها یا درون­مایه­های عمیق و فراگیری هستند که از خاطرات، هیجان­ها، شناخت­واره­ها و احساسات بدنی تشکیل شده­اند، در دوره کودکی یا نوجوانی شکل گرفته­اند، در مسیر زندگی تداوم دارند، درباره خود و روابط با دیگران هستند و به شدت ناکارآمدند (یانگ، 2003).

طرح­واره­های ناسازگار اولیه به­علت تمایل بشر به هماهنگی شناختی، برای بقاء خودشان می­جنگند. به­گونه­ای که فرد رفتارهای درونی یا بیرونی انجام می­دهد تا وضعیت فعلی طرح­واره را حفظ کند و طرح­واره تداوم یابد. او هیجده طرح­واره را معرفی می­کند که عبارتند از: 1- رهاشدگی/ بی­ثباتی[6]، 2- بی­اعتمادی/ بدرفتاری[7]، 3- محرومیت هیجانی[8]، 4- نقص/ شرم[9]، 5- انزوای اجتماعی/ بیگانگی[10]، 6- وابستگی/ بی­کفایتی[11]، 7- آسیب­پذیری نسبت به ضرر یا بیماری[12]، 8- خود تحول­نیافته/ گرفتار[13]، 9- شکست[14]، 10- استحقاق/ بزرگ منشی[15]، 11- خویشتن­داری و خودانضباطی ناکافی[16]، 12- اطاعت[17]، 13- ایثار[18]، 14- پذیرش­جویی/ جلب­توجه[19]، 15- منفی­گرایی/ بدبینی[20]، 16- بازداری هیجانی[21]، 17- معیارهای سرسختانه/ عیب­جویی افراطی[22] و 18- تنبیه[23] (یانگ و همکاران، 1389).

از آن­جا که طرح­واره­ها هسته خودپنداره افراد را شکل می­دهند، اگر دارای محتوای ناسازگار باشند افراد را نسبت به گستره­ای از کاستی­ها و مشکلات آسیب­پذیر می­کنند (حقیقت­منش، آقامحمدیان­شعرباف، قنبری­هاشم­آبادی و مهرام، 1389). طرح­واره­های ناسازگار اولیه و راه­های ناکارآمدی که بیماران از راه آن­ها یاد می­گیرند که با دیگران کنار بیایند، اغلب زیربنای نشانه­های مزمن اختلالات محور I مثل اضطراب، افسردگی، سوء­مصرف مواد و اختلالات روان­تنی به­شمار می­روند (یانگ و همکاران، 1389). پژوهش­ها نشان داده­اند که طرح­واره­های ناسازگار اولیه در بسیاری از اختلال­ها مثل اختلالات شخصیت (پتروسلی، گلاسر، کالهون و کامپبل[24]، 2001)، اختلال وسواس اجباری (آتالای، آتالای، کاراهان و کالیسکان[25]، 2008)، اختلال استرس پس از سانحه (ککرام، درومند و لی[26]، 2010)، اختلال هراس اجتماعی (پینتو­گوویا، کاستیلهو، گلهاردو و کانها[27]، 2006)، افسردگی (وانگ، هالورسن، ایسمن و واترلو[28]، 2010؛ ابرهارت، آربچ، بیگداپیتن و آبلا[29]، 2011؛ رنر، لابستیل، پیترز، آرنتز و هوبرز[30]، 2012)، اضطراب (داوودی، ابولقاسمی و وطن­خواه، 2013؛ عیسی­نژاد، شجاع­حیدری، رودباری و لیاقت­دار، 2012)، سوء­مصرف مواد (بخشی­بجد و نیک­منش، 2013؛ شری، استارت و آندرسون[31]، 2014)، اختلال­های جنسی (ابولقاسمی و کیامرسیا، 2012)، اختلال­های خوردن، اختلال اضطراب اجتماعی، ارتباط­های ناکارآمد (بسمنز، بریت و ون[32]، 2010؛ نقل در بهرامی­زاده و بهرامی­احسان، 1392)، روابط بین فردی (تیم[33]، 2013) و رضایت زناشویی (ذوالفقاری، فاتحی­زاده و عابدی، 2008؛ یوسفی، عابدین، تیرگری و فتح­آبادی، 1389) نقش دارند.

طرح­واره­ها به واسطه تأثیری که بر سبک دلبستگی، اختلالات شخصیت، اختلالات خلقی و رضایت زناشویی می­گذارند، می­توانند تأثیر مستقیم و غیرمستقیم نیز بر روابط زناشویی داشته باشند. معمولا ماهیت ناسازگار طرح­واره­ها وقتی ظاهر می­شود که بیماران در روند زندگی خود و در تعامل با دیگران، به­ویژه رابطه زناشویی به­گونه­ای عمل می­کنند که طرح­واره­های آن­ها تأیید شود، حتی اگر برداشت اولیه آن­ها نادرست باشد (یانگ، 2003).

یانگ و کلوسکو چنین فرض کردند که رضایت در روابط نزدیک و دوستانه فقط زمانی دیده می­شود که هم نیازهای رشدی به­طور مقتضی برآورده شده باشند و هم نیازهای بزرگسالی ارضا شوند. چون هریک از زوجین علاوه بر طرح­واره­هایی که با خود به رابطه می­آورند، در ارتباط فعلی خود نیز طرح­واره­هایی به­وجود می­آورند که خاص این رابطه هستند (داتیلیو[34] و بیرشک، 1385؛ نقل در ذوالفقاری و همکاران، 2008)، چنان­چه در روابط دو نفر نیازهای طرحواره اولیه برآورده نشود و یا طرح­واره اولیه با طرح­واره فعلی ناهماهنگ باشد، موجب ناسازگاری بین زوجین و در نهایت طلاق می­شود (یانگ، 2003).

در پژوهش کلیفتون[35] (1995؛ نقل در یوسفی، 2012)، نتایج نشان داد که بین طرح­واره ناسازگار اولیه شکست با اعتماد و قابل پیش­بینی بودن شریک زندگی و همچنین بین طرحواره ناسازگار محرومیت هیجانی و نقص با نزدیکی، اعتماد و صمیمیت زوجین، رابطه منفی وجود دارد. همچنین استلیز[36] (2004؛ نقل در یوسفی، 2012) بیان کرد طرحواره ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی و نقص، پیش­بینی کننده روابط صمیمی و عاشقانه کمتر در زوجین می­باشد. فریمن[37] (1999) دریافت که نمرات افراد در مقیاس طرح­واره­های ناسازگار اولیه پیش­بینی­کننده کیفیت ازدواج و رضایت زناشویی در آنان است. پژوهش­های مختلفی (داسیانا وآلینا[38]، 2012؛ آریتی و بمپوراد[39]، 1980؛ ذوالفقاری و همکاران ، 2008) به رابطه معنادار میان طرح­واره­های ناسازگار اولیه و رضایت زناشویی اشاره کرده­اند.

رضایت زناشویی یک جنبه بسیار مهم و پیچیده از یک رابطه زناشویی است. هنری، هود، جانسون و کارلوزی[40] (2004) رضایت زناشویی را تفسیر افراد از کیفیت ازدواج یا خوشبختی حاصل از ازدواج­شان می­دانند. به­عبارت دیگر، اصطلاح رضایت زناشویی به مسرت کلی شخص و خشنودی او از روابط نزدیک زناشویی اشاره دارد. گریف[41] (2000) در تعریف سازگاری و رضایت زناشویی اظهار می­کند که زوجین سازگار، زن و شوهرهایی هستند که توافق زیادی با یکدیگر دارند، از نوع و سطح روابط­شان راضی­اند، از نوع و کیفیت گذران اوقات فراغت رضایت دارند و مدیریت خوبی در زمینه وقت و مسائل مالی خودشان اعمال می­کنند.

با این وجود آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی است، نشان­گر آن است که رضایت زناشویی به­آسانی قابل دستیابی نیست. از همان روزهای آغازین رابطه زناشویی، عدم توافق­های جدی و مکرری به­وجود می­آیند که اگر حل نگردند، می­توانند رضایت و ثبات زناشویی را با تهدیدی جدی مواجه کنند (تالمن و هسایو[42]، 2004). علاوه بر این، قطع­نظر از همه روابط زناشویی که به طلاق ختم می­شوند، بسیاری از ازدواج­ها و روابط زناشویی ناموفق نیز وجود دارند که همسران به دلایل گوناگون طلاق نمی­گیرند. لذا توجه به رضایت زناشویی به خاطر نقشی که در سلامت روانی زوجین و فرزندان آن­ها دارد، اجتناب­ناپذیر است. احساس رضایت از ازدواج و رابطه زناشویی نقش مهمی را در میزان کارکردهای بهنجار خانواده ایفاء می­کند (یوسفی، 2012).

پژوهش­ها (بوث و ادواردز[43]، 1985؛ میراحمدی­زاده، نخعی­امرودی، طباطبایی و شفیعیان، 1382) دریافته­اند یکی از عواملی که بر رضایت زناشویی تأثیرگذار است، سن ازدواج زوجین است و هر چه سن ازدواج پایین‌تر باشد، احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر می‌شود. معمولا در همه جوامع برای ازدواج، یک پایه سنی حداقلی وجود دارد که در قوانین مدون یا غیرمدون در نظر گرفته می‌شود و افراد تا قبل از رسیدن به آن، به برقراری پیوند زناشویی مجاز نیستند. ‌این پایه سنی معمولا هم‌زمان با بلوغ جنسی یا اندکی پیش یا پس از آن تعیین می‌گردد، ولی به دلیل آن­که ازدواج به­عنوان شیوه بهنجار ارضای ‌این نیاز، تنها بعد زیستی ندارد و مانند دیگر امور انسانی با فرهنگ شکل گرفته و جهت می‌یابد، معمولا افزون بر بلوغ جنسی، باید توانمندی لازم برای اداره امور خانواده را داشته باشد و به تعبیری، به بلوغ عقلی و فکری و بلوغ اقتصادی رسیده باشد، به­گونه‌ای که فرد بتواند در نظر عرف و قانون، مسئولیت تعهد‌های خویش را در قبال دیگران بپذیرد. بدین ترتیب، سن ازدواج در هر جامعه‌ای بر حسب شرایط محیطی، اقتصادی و فرهنگ خاص آن جامعه تبیین می‌گردد (جدیدی، جان­بزرگی و رسول­زاده طباطبایی، 1388).

با وجود افزایش سن ازدواج، هنوز ازدواج زودرس در برخی از بافت­های فرهنگی رایج است و دختران که بیشتر در معرض آن هستند، آسیب­ها و عوارض شدیدی از جمله انزوای اجتماعی، محدودیت حمایت اجتماعی، فشار زیاد برای باردارشدن و حاملگی زودرس، نداشتن مهارت برای ورود به بازار کار، افسردگی و مشکلات تحصیلی را متحمل می­شوند (لطفی، 1389). بنابراین ضروری است که اولا با فرهنگ سازی، آمار این ازدواج­های زودرس را در این مناطق کاهش دهند و دوما با حل مشکلات زناشویی در دانش­آموزان متأهل تا حد امکان از بروز آسیب­های بعدی جلوگیری شود.

در حال حاضر دیدگاه­های متعددی با رویکردهای مختلف به دنبال تبیین و حل تعارض­های زناشویی هستند. مانند خانواده­درمانی که مسئولیت عمده آن بالا بردن احساس همبستگی و وحدت خانواده و فعال کردن نقش طبیعی خودالتیام­بخشی خانواده است (عامری، نوربالا، اژه­ای و رسول­زاده­طباطبایی، 1382). درمان دیگری که در زمینه حل تعارضات زناشویی بکار برده می­شود، درمان مبتنی بر نظام عاطفی بوون[44] است که نقش مهمی در زمینه رشد نظری و کار بالینی خانواده­درمانی داشته است. در این شیوه اعتقاد بر این است که نوعی نظام عاطفی بر ساختار خانواده حاکم است که قابلیت انتقال بین نسلی دارد و سلامت روانی فرد در گرو سطح تفکیک و جدایی وی از این نظام است (بوون، 1976؛ نقل در یوسفی، 2012). علاوه­بر این روش­ها، یانگ روش دیگری را مبتنی بر طرح­واره برای حل اختلافات به­وجود آورده که طرح­واره درمانی نام دارد.

طرح­واره درمانی، درمانی نوین و یکپارچه است که عمدتا بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش­های درمان شناختی- رفتاری کلاسیک بنا شده است و هدف نهایی آن بهبود طرح­واره است. این شیوه درمان، دارای دو مرحله سنجش و آموزش[45] و مرحله تغییر است. در مرحله اول، طرح­واره درمانگر به بیماران کمک می­کند تا طرح­واره­های خود را بشناسند و به ریشه­های تحولی طرح­واره­ها در دوران کودکی و نوجوانی پی ببرند. در این مرحله، مدل طرح­واره به بیماران آموزش داده می­شود و بیماران یاد می­گیرند سبک­های مقابله­ای ناکارآمد (تسلیم، اجتناب و جبران افراطی) خود را بشناسند و ببینند چگونه پاسخ­های مقابله­ای­شان باعث تداوم طرح­واره­های آن­ها می­شوند. هدف این است که بیماران هم از نظر عقلانی، عملکردهای طرح­واره­های خود را بفهمند و هم این­که این فرایندها را در سطح هیجانی تجربه کنند. سنجش یک فرایند چند بعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامه طرح­واره، تکالیف خود-بازنگری و تمرین­های تصویرسازی ذهنی است. در فرایند سنجش، طرح­واره­ها از نظر هیجانی برانگیخته می­شوند و به بیماران کمک می­شود بین مشکلات فعلی و تجارب دوران کودکی خود، ارتباط هیجانی برقرار کنند. در پایان این مرحله، درمانگر و بیمار، مشکل بیمار را در قالب مدل طرح­واره، مفهوم­سازی می­کنند. در مرحله دوم، درمانگر بسته به نیازهای بیمار، راهبردهای شناختی، تجربی و رفتاری و بین فردی را در هر جلسه، به­گونه­ای انعطاف­پذیر به­کار می­گیرد (یانگ و همکاران ، 1389).

از همین رو با توجه به اهمیت رضایت زناشویی و نقشی که طرح­واره­های ناسازگار اولیه در کیفیت روابط زناشویی زوجین دارد، این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی می­تواند فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه را کاهش و رضایت زناشویی را افزایش دهد؟

2-1 سؤال­های پژوهش*

سؤال اول: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره محرومیت هیجانی اثربخش است؟

سؤال دوم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره وابستگی/ بی­کفایتی اثربخش است؟

سؤال سوم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره بازداری هیجانی اثربخش است؟

سؤال چهارم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره بی­اعتمادی/ بدرفتاری اثربخش است؟

سؤال پنجم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره رهاشدگی/ بی­ثباتی اثربخش است؟

سؤال ششم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره ایثار اثربخش است؟

سؤال هفتم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره معیارهای سرسختانه/ عیب­جویی افراطی اثربخش است؟

سؤال هشتم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر رضایت زناشویی اثربخش است؟

3-1 تعریف متغیرهای پژوهش

1-3-1 سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی

رویکرد طرح­واره درمانی دارای دو مرحله است که مرحله اول آن سنجش و آموزش است. در این مرحله مدل طرح­واره را به بیماران آموزش می­دهند و بیماران یاد می­گیرند سبک­های مقابله­ای ناکارآمد خود را بشناسند و ببینند چگونه پاسخ­های مقابله­ای­شان باعث تداوم طرح­واره­های آن­ها می­شوند. سنجش یک فرآیند چندبعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامه­های طرح­واره، تکالیف خود – بازنگری و تمرین­های تصویرسازی ذهنی است (یانگ، 2003).

2-3-1   طرح­واره­های ناسازگار اولیه

تعریف نظری: طرح­واره­های ناسازگار، الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب­رسان در فرد هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته و در مسیر زندگی تکرار می­شوند (یانگ و همکاران، 1389). طرح­واره­های ناسازگار اولیه باورهای هسته­ای (پیش فرض­های غیرشرطی) در مورد خود و دیگران را بازنمایی کرده و پردازش اطلاعات بیرونی را به مسیری ناکارآمد منحرف می­کنند. بنابراین، روابط بین فردی و ادراک از خود را تحت تأثیر قرار می­دهند (نوعی، اصغرنژادفرید، فتی و عاشوری، 1389).

تعریف عملیاتی: نمره­ای که فرد در پرسشنامه طرح­واره یانگ در طرح­واره­های ناسازگار اولیه کسب کند.

3-3-1   رضایت زناشویی

تعریف نظری: الیس[46] (1992؛ نقل در سلیمی، آزادمرزآبادی، امیری و تقوی، 1387) رضایت زناشویی را ناشی از احساسات مرتبط با خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده زن یا شوهر می­داند. رضایت زناشویی یعنی انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آنچه در زندگی خود تجربه می­کند (مادنز[47]، 1981؛ نقل در قربانعلی­پور، فراهانی، برجعلی و مقدس، 1387).

تعریف عملیاتی: نمره­ای است که فرد از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ کسب می­کند.

* در پژوهش حاضر، اجرای مرحله سنجش نشان داد که از بین 18 طرح­واره، تنها 7 طرح­واره ناسازگار اولیه در بین افراد گروه آزمایش و کنترل فعال بود. این طرح­واره ها عبارتند از رهاشدگی/ بی­ثباتی، بی­اعتمادی/ بدرفتاری، محرومیت هیجانی، وابستگی/ بی­کفایتی، ایثار، بازداری هیجانی و معیارهای سرسختانه/ عیب­جویی افراطی. بنابراین تنها به بررسی این 7 طرح­واره می­پردازیم.

تعداد صفحه :134

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی‌

گروه روانشناسی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

 عنوان :

اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF

1394 شمسی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: ناباروری و بررسی‌های تشخیصی و درمانی آن به‌خصوص ناباروری ملزم به استفاده از لقاح آزمایشگاهی و ماهیت فن‌آوری کمک باروری بسیار پیچیده و استرس‌زا است. تشخیص ناباروری می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد‌های هیجانی فرد بگذارد و ابعاد روانی و اجتماعی زندگی فرد را درگیر کند.

هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه‌های افسرده‌وار در خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF انجام شد.

روش: در این پژوهش از طرح تک‌آزمودنی استفاده شد و برای بررسی ملاک‌های ورود تشخیص ناباروری اولیه از طرف متخصص زنان و مصاحبه بالینی‌ ساختاریافته برای اختلالات محور(SCID–I) I و مصاحبه بالینی برای اختلالات محورII (SCID-II)توسط روانشناس مرکزدرمانی صورت گرفت. و تعداد 3 نفر وارد برنامه آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی شدند. ابزارهای پژوهش(پرسشنامه استرس ناباروری نیوتن، پرسشنامه افسردگی بک و نسخه فارسی پرسشنامه طرح‌واره‌های هیجانی) در مرحله پیش‌آزمون، جلسه چهارم، پس‌آزمون ومرحله پیگیری یک ماهه توسط شرکت‌کنندگان تکمیل گشت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش استرس ناباروری و کاهش نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور شد، همچنین آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در تعدیل طرح‌واره‌های هیجانی اثرگذاری متوسط رو به بالا داشت. اثربخشی این آموزش در طرح‌واره هیجانی سرزنش، معنادار نبود.

نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که. برنامه کاهش استرس مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR)می‌تواند برنامه‌ای موثر جهت کاهش استرس‌ناباروری، نشانه‌های افسرده‌وار و تعدیل طرح‌واره‌های هیجانی خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF باشد.

مقدمه

شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[1]، فلاکسمن[2]، بورما[3]، واندرپول[4] و استیون[5]، 2012). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال 2001 افزایش یافته است(الیویا[6]، اسپیرا[7] و مولتیگنر[8]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[9] و سولومون[10]،2008). ناباروری تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[11]،2013). در مطالعه بووین[12] و همکاران در سال 2007، شیوع 12 ماهه ناباروری بین 5/3 تا 7/16 درصد در کشور‌های توسعه یافته و بین 9/6-3/9 درصد در کشور‌های کمتر توسعه یافته است. در مطالعه سیستماتیکی که در سال 1392 در ایران انجام گردید(دیرکوند مقدم، دل‌پیشه و سایه‌میری) میانگین کلی ناباروری در ایران 2/13% با فاصله اطمینان (95)گزارش شد. همچنین فراوانی کلی ناباروری اولیه در ایران 2/5% و ناباروری ثانویه 2/3 % بود.

برطبق گفته جامعه تکنیکی کمک باروریSART (2009)، حدود 50% از زوجهایی که تشخیص ناباروری دریافت میکنند از این روشهای درمان استفاده میکنند و طبق گفته جیمگ و همکاران، بیش از 10% جمعیت نابارور به دنبال این هستند تا از روش‏های کمک باروری ART، از جمله لقاح مصنوعی، به ویژه IVF ، برای آبستن شدن استفاده نمایند (جینگ و همکاران، 2014). هنگامی‌که نمونه اسپرم طبیعی است و مشکل و سوءظنی درمورد باروری تخمکگذاری نباشد، درمان باروری معمولا با درمان هورمونی آغاز میشود. که این درمان درابتدا متمرکز بر تحریک تخمکگذاری زن است. اگر هیچ علت دیگری که تاثیر منفی بر باروری دارد وجود نداشته باشد، شانس زیادی در باروری ایجاد میکند(ویلبک و ولف،2004). اگر درمان هورمونی کافی نبود، از روشهای کمک باروری(ART)[13] مانند تکثیر کمکی[14] و کاشت(تلقیح)[15] و سایر روشها استفاده میشود. درکاشت، اسپرم آماده در زمان تخمکگذاری به رحم زن تزریق میشود(سدراستروم[16] و آنتیلا[17]،2009). که متداولترین آن تلقیح و در بارداری آزمایشگاهی[18]،IVF است.

داشتن فرزند از طریق ART، عوارض بدنی و روانشناختی بسیاری دارد. درمانی که برای تعدیل هورمونها در خانم‌ها استفاده میشود نشانههایی چون: افزایش وزن، کاهش عملکرد جنسی و نشانههای یائسگی مانند: گرگرفتگی، خشکی واژن و خستگی است(دونی[19] و مککینی[20]،1992). این درمانها بصورت تزریق واژنی، مقعدی و یا زیر جلدی صورت میگیرد تا هورمونها را تنظیم کرده و یا تخمک و پوشش رحم را تحریک کند.

ناباروری بر اساس مدل‏های کل‏نگرانه، ترکیبی از پدیده‏های بیولوژیک، روان‏شناختی و اجتماعی است. بر این علت، ناباروری را نمی‏توان انحصاراً یک ناتوانایی فیزیولوژیکی برای آبستن شدن، تلقی نمود (دیویدوا و پیچووا،2014). مهم­ترین دلایل فیزیولوژیکی آن شامل جنبه­های پزشکی است، واکنش­های فردی به ناباروری مثل افسردگی و اضطراب جزء جنبه‏های روانی است و کاربردهای اجتماعی مانند برچسب‏زنی و تابو که جنبه اجتماعی است با ناباروری مرتبط است (تورن، 2009).

تاکنون، بررسی‏های متمرکز بر پیامدهای روان‏شناختی ناباروری نتایج مختلفی را در برداشته است. اکثر زوج‏ها در برخورد با ناباروری توانایی تطابق و مقابله را دارند، اما همان‏طور که اشاره شد، پاسخ‏های هیجانی عده‏ای دیگر به این موضوع پاسخ‏هایی مسئله‏ساز همچون افسردگی، اضطراب و استرس است (گریل[21] و همکاران، 1997؛ ورهاک[22] و همکاران، 2007؛ اسمنک[23] و همکاران، 2010؛ ولگستین[24] و همکاران، 2008؛ به نقل از گالهاردو و همکاران، 2013؛ جینگ و همکاران، 2014).

پیامد روانشناختی این موضوع چند بعدی است و از طیفی از غم و اندوه تا آشفتگی روانی را شامل میشود. بعد از تشخیص ناباروری، آشفتگی هیجانی که زوج با آن مواجه میشود میتواند بسیار وحشتناک باشد. بعد از تشخیص، زوجی که برای درمان اقدام میکند مسیر متفاوتی از مسائل مالی و هیجانی را طی خواهد کرد. از این به بعد زندگی آنها در حواشی باردار شدن میچرخد (براورمن[25]،1997). ناباروری، مسئولیت والدینی که بخشی از زندگی بزرگسالی است را تهدید می‌کند و یکی از بحران‌های عمده زندگی است(میندس[26]، اینگرام[27]، کلیور[28] و جیمز[29]،2003). طبق پژوهش‌های انجام گرفته فاکتورهای روان‏شناختی چون نشانه‏های افسردگی، اضطراب، پریشانی و مکانیسم‏های مقابله‏ای خاص، دور باطلی از مشکلات را فراهم آورده و با کاهش شانس باروری (شرایت و لوون، 2013) در ارتباط‏اند.

در اغلب مراجعین نابارور، خانم‌ها دیسترس یا پریشانی[30] بیشتری را ابراز میکنند چه خودشان عامل ناباروری باشند و چه نباشند(بنیامن[31]، گورلن[32] و کوکیا[33]،2009). تحقیقات نشان داده است خانم‌هایی که ناباروری را تجربه میکنند استرس، اضطراب و افسردگی را در حد خانم‌هایی که سرطان، بیماری‌های قلبی و HIV مثبت دارند و تحت درمان هستند، حس می‌کنند(دومر[34]،2007).

مطالعات رو به گسترشی وجود دارد که نشان داده‌اند که عوامل روانشناختی می‌تواند هم در ایجاد ناباروری دخالت داشته باشد و هم اینکه ناباروری می‌تواند پیامد روانشناختی بسیاری را با خود به همراه داشته باشد. بر اساس شواهد موجود، عوامل روانی می‌تواند در نتایج برخی از درمان‌های ناباروری نقش داشته باشد. برای مثال تجربه استرس از طریق تاخیر یا عدم تخمک‌گذاری می‌تواند در نتیجه درمان ناباروری اثر بگذارد(ابی[35]،1998).

از آنجا که ناباروری یک عامل تنش‌زای ناخواسته و غیر برنامه‌ریزی شده است، می‌تواند باعث بحران‌ها و فشار‌های روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات بین فردی، خشم سرکوب شده، ناامیدی، احساس پایین بودن نسبت به همکاران و احساس گناه به‌طور ناخودآگاه شود(اسچنید-کافمن،2005؛گکس،2006، به نقل از طلائی و همکاران،1393).

فرد نابارور با هیجانات منفی(پهلوانی،1375) و استرس ناباروری مواجه می‌گردد(ملائی‌نژاد و همکاران،1379). این هیجانات منفی و استرس ناباروری بر روی زندگی فرد و همینطور سیر درمان ناباروری وی، اختلال ایجاد می‌کند(ابی،1998). به طور کلی، آن‏چه که غالبا در زنجیره اختلالات اضطراب و افسردگی شایع در ناباروری مهم به نظر می‏رسد و بر اساس پژوهش‏های صورت گرفته مورد تایید است، نقص در مدیریت صحیح هیجانات‏ در برابر رویداد‏های روزمره زندگی )هوکسما[36]، 2008)، ناتوانی در مدیریت اطلاعات هیجان‏آور و برانگیزاننده (بون[37]، 2003؛  جاکوبز[38] و همکاران، 2008سوگیری‏ در بازیابی و پردازش اطلاعات مربوط به محرک‏های فراخوان اضطراب (مک‏کابی[39]،1999؛ به نقل از مشهدی و همکاران، 1392؛ کمپبل[40] و همکاران،2006) و عدم پذیرش و آگاهی بدون قضاوت از محرک‏های محیطی است.

در سال‌های اخیر درمان‌های روانشناختی بسیاری روی افراد نابارور کار شده است(حمید،1390؛ فیلی و همکاران،1390). یکی از این گروه درمان‌ها، درمان‌های مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی، موسوم به درمان‌های موج سوم رفتار درمانی هستند(شهرستانی و همکاران،1391). پژوهش حاضر به دنبال تاثیر آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس و نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF است، مولفه‌هایی که بررسی‌های متعدد نشان داده‌اند جزء لاینفک ناباروری هستند.

1-2 بیان مسأله

سازمان بهداشت جهانی، WHO، ناباروری را به عنوان ناتوانی در بارور شدن تعریف کرده است. برطبق WHO، یک زوج از نظر کلینیکی زمانی نابارور تلقی میشوند که حداقل یک سال از مقاربت بدون جلوگیری آنها گذشته باشد(WHO،2004و زگرس هوچشیلد[41] و همکاران،2009). البته این زمان برای خانم زیر 35 سال است و برای خانم بالای 35 سال، این زمان به 6 ماه تقلیل مییابد. در جمعیت‏شناسی، ناباروری یا ناتوانی در بچه‏دار شدن به‏طور غیرمستقیم بر اساس فراوانی زنان متاهلی تعریف‏ می‏شود که پس از یک دوره زمانی (غالباً 5 سال) در بارداری یک بچه زنده، ناموفق بوده‏اند (نایس[42] ،2013).

زوجی که هیچوقت توانایی داشتن فرزند را نداشته است چه به دلیل عدم توانایی در باردار شدن و چه ناتوانی در بهدنیا آوردن بچه زنده پس از باروری و یا کسانی که سقط جنین ناخواسته متناوب داشتند، همگی جزو ناباروری اولیه محسوب میشوند و وقتی زوج بارداری موفقیتآمیز قبلی را داشته است اما اکنون ناتوان از بارور شدن است، بارداری ثانویه نامیده میشود(WHO،2004).

جدول1-4

تعاریف منتشر شده ناباروری(گوروناث[43]، پاندیان[44] و همکاران،2001)

سازمان تعریف
موسسه ملی بهداشت، درمان و دستورالعمل تعالی بالینی[45] ناباروری باید به عنوان شکست بعد از مقاربت جنسی منظم در طی 2سال انگاشته شود، در صورت نبود آسیب‌شناسی در تولید مثل.
ASRM2008[46] ناباروری شکست در حاملگی موفقیت‌آمیز بعد از 12ماه نزدیکی بدون جلوگیری محسوب می‌شود و برای خانم‌های بالای 35 سال این زمان به 6 ماه تقلیل می‌یابد.
کمیته بین‌المللی برای نظارت بر کمک باروری و سازمان بهداشت جهانی[47] (تعریف کلینیکی) ناباروری: بیماری سیستم تولید مثل در شکست برای حاملگی، بعد از 12 ماه یا بیشتر، از نزدیکی بدون جلوگیری است.
تعریف جمعیتی[48] ناتوانی خانمی که از نظر جنسی فعال بوده و جلوگیری نمی‌کند در زاییدن فرزند زنده.

در متون کلینیکی، لغت «فرزند نداشتن غیرارادی»[49] مترادف ناباروری است. درحالیکه ناباروری ممکن است تنها برای شرایط پزشکی استفاده شود و نه جنبههای اجتماعی و روانشناختی(اینهورن[50] و ونبلن[51]،2002 ).

شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[52]، فلاکسمن[53]، بورما[54]، واندرپول[55] و استیون[56]، 2012) و در واقغ در حدود 60 تا 80 میلیون زوج در سرار جهان از فرزنددارنشدن رنج می‏برند (دی‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال2001 افزایش یافته است(الیویا[57]، اسپیرا[58] و مولتیگنر[59]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[60] و سولومون[61]، 2008). درصد علل ناباروری در منابع مختلف باهم متفاوت است، طبق گفته ماسکارنهاس و همکاران(2012)، 25% از علل ناباروری مربوط به آقایان ، 25% مربوط به خانم‌ها و 25% مربوط به هردو میشود و 25%سایر عوامل. در این موارد «فرزند نداشتن غیرقابل توضیح»[62] مدنظر بوده است و طبق گفته دنیلوک[63] و ترچنج[64] (2007)، 35% از ناباروری به خانم، 35% به آقا و بطور پایه 20% به هر دو و 10% مراجعین به علل ناشناخته نابارور هستند. روی هم رفته تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[65]، 2013).

اصطلاحات پزشکی در درک توضیح علل ناباروری پیچیده و دشوار است اما ویلیامز[66]، بیچخوف[67] و لودس[68] (1992) دلایل ناباروری را برای افراد غیرحرفهای[69] بطور قابل درک توضیح دادند که برطبق گفته آنها، در مورد خانم‌ها بیشتر مشکل درخصوص عدم تولید و رهاشدن تخمک است و یا مشکلات لوله فالوپ و در آقایان پایین بودن سطح کیفیت و فعالیت اسپرم مشکل عمده محسوب می‌شود.

مرحله درمان با یک ارزیابی از علل احتمالی ناباروری آغاز میگردد. که این مرحله شامل یک پرسوجوی کامل از سابقه پزشکی زن و شوهر، یک نظرسنجی از وضعیت سبکزندگی و معاینات بالینی از هردو مرد و زن میباشد. رحم، تخمدان و لولههای فالوپ زن مورد بررسی قرار میگیرد و بررسی هورمونی شامل چرخهقاعدگی و تخمکگذاری میباشد. آزمایش اسپرموگرام یا آنالیز کیفیت جنبش و ساختار اسپرم[70] در آقایان انجام میشود. این ارزیابی بهعنوان پایهای برای یافتن علت ناباروری مورد استفاده قرار میگیرد. و بعد باتوجه به درخواست زوجها درمان برنامهریزی میشود(ویلبک[71] و ولف[72]،2004).

زوجی که تحت درمان باروری قرار می‌گیرد در اغلب موارد از کاهش رضایت جنسی خبر می‌دهند. از دست دادن میل جنسی به علت اثر داروها، اضطراب عملکرد و کاهش حس خود بودن در یک زندگی جنسی سالم را منجر می‌گردد(لیبلوم[73]،1997). در درمان ناباروری که لازم است در زمان‌های مشخص به منظور افزایش شانس بارداری نزدیکی صورت گیرد، احتمال کاهش میل جنسی افزایش می‌یابد. اختلال نعوظ و یا انزال زودرس نیز ممکن است به علت این فشارها رخ دهد، اختلال در ارگاسم و مرطوب شدن واژن نیز ممکن است در خانم‌ها به علت درمان‌های هورمونی رخ دهد، روابط جنسی به حالت مکانیکی تبدیل شود و صمیمیت و دلبستگی جایگاه خود را از دست بدهد. وقتی صمیمیت جنسی تبدیل به لذت باروری شود این احتمال می‌رود که رضایت جنسی در زوجی که در تلاش برای باروری هستند از بین برود(دنیلوک،2007). . این موارد خود منجر به تشدید استرس می‌گردد. استرس ناباروری مجموعه‌ای از نشانه‌هاست[74] که به دنبال ابتلاء به ناباروری در افراد بروز می‌کند و مشابه بسیاری از علائم اختلالات ناشی از (PTSD)[75] می‌باشد و به‌ویژه در افکار و احساسات مربوط به ناباروری و تلاش برای رهایی از این افکار و احساسات صدق می‌کند(لین[76]،2002).

ناباروری از مسائل مهم ایجاد نگرانی در زوجین نابارور است (دی سوزا[77]، نورنها[78] و نایاک[79]؛ 2014). از نظر عوامل استرسزای زندگی، برخی نویسندگان ناباروری را معادل مرگ فرزند یا همسر دانستهاند(کدم[80] و همکاران،1990؛ اسکارف[81] و ونشل[82]،2000) و به عنوان یک بحران زندگی فشار هیجانی‏اش برابر با وقایع آسیب‏زای زندگی است (جینگ و همکاران، 2014). تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که فرآیندهای درمان ناباروری موجب ایجاد سطح بالایی از تنش روانی و استرس در زنان نابارور می‌گردد(اندرهیم[83] و همکاران، 2005).

تجربه ناباروری منجر به حس از دست‌دادن[84] می‌شود که این حس برای زوج محسوس و یا نامحسوس است. محسوس مانند شکست در فرآیند پزشکی و سقط جنین و نامحسوس مانند احساس نامطمئن از نتایج(دیاموند[85] و همکاران،1999). همانطور که با هر از دست دادن غصه‌دار می‌شویم، عزاداری برای کودک متولد نشده پیچیده است. تا از دست‌دادن واقعی نباشد کسی نمی‌تواند سوگواری کند. بنابراین بسیاری از این زوج‌ها در برزخ هستند و از دست دادن مبهم یکی از زیان‌های استرس‌زایی است که زوج می‌تواند تجربه کند(باس[86]،1999). ممکن است زوج‏های نابارور در کل از نظر سلامتی روانی نرمال باشتند ولی چندین مطالعه نشان داده است که مقابله با ناباروری با افزایش قابل توجه سطوح علائم روانی چون پریشانی، افسردگی و اضطراب همراه است (جینگ و همکاران، 2014).

یکی از مواردی که در بین زوجهای نابارور بسیار تحقیق و بررسی شده است، افسردگی است(دنیلوک و ترنچ[87]،2007؛دیاموند[88] و همکاران،1999؛ کرایج[89]، گارنفاسکی [90]و ولیتاسترا[91]، 2008؛ لیکریدو[92]، گرونتی، دلتسیدو، لوترلدیس و وسلاماتزیس[93]2009؛ نوربلا [94]و همکاران،2008؛ مککیلان، گریل،وایت و جکوب[95]، 2003؛ شهید[96]،2009؛ اسپکتور[97]،2004 ؛ توزنده‌جانی و همکاران،1393؛ طلائی و همکاران، 1393). شهید در تحقیقی نشان داد که نرخ افسردگی در خانم‌های نابارور دو برابر بیشتر از خانم‌های بارور است. اخیرا در تحقیقی نوربلا[98]و همکاران(2009) روی یک نمونه ایرانی انجام دادند، متوجه اختلالات روانپزشکی، اللخصوص افسردگی، حساسیت بینفردی و افکار پارانویید شدند که این خانم‌ها دوبرابر بیشتر از خانم‌های نابارور دارند. در تحقیقی که در سال 1991 توسط برگ و ویلسون [99]انجام شد، نشان داد که افسردگی و حساسیت بینفردی همراه با نشانههای سایکوتیک در جمعیت خانم‌های نابارور بطور قابل ملاحظهای بیشتر از جمعیت خانم‌های بارور بود.

افسردگی در بین خانم‌های تحت درمان باروری هستند، ممکن است بر اثر انباشته شدن ناامیدیها و استرسهایی باشد که از یک سری شکستهای درمان بوجود آمده است(دیاموند[100] و همکاران، 1999). ناراحتی، خشم، ناامیدی و ناکامی حاصله از شکست در درمان، ممکن است منجر به افسردگی و سایر اختلالات روانشناختی شود چراکه زمانی برای ناراحتی و غصهخوردن در بین دورههای درمان باروری که زمانبر هست وجود ندارد و در حین این فرایند افزایش سن نیز اتفاق میافتد که این امر روی خوب بودن[101] روانشناختی هم اثر خواهد گذاشت(برنادت[102]،2010).

یکی از موضوعات مورد تاکید در پژوهش‌های اخیر طرح‌واره‌های هیجانی است که با بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، استرس، افسردگی(لیهی،2011)، تعارضات زناشویی(لیهی،2004)، سندرم خستگی مزمن، سندرم روده تحریک‌پذیر، اختلال جسمانی‌سازی، اختلالات خوردن، فوبی اجتماعی، PTSD(لیهی،2002؛ ریمز[103] و چالدر[104]، 2010) و اختلالات شخصیت(لیهی و ناپولیتانو[105]، 2005) ارتباط دارد.

درحالیکه عوامل روانشناختی بسیاری بر روی بیماران نابارور تاثیرگذار است اما سطح اضطراب، افسردگی و استرس افراد در طی دوره‌های مختلف درمان متفاوت است(ویلکینز[106] و همکاران،2010؛ ویلیامز[107] و زاپر[108]،2006) و بسته به اینکه در کدام دوره درمان قرار دارند خانم‌ها در حالتی بین امیدواری و ناامیدی در نوسان‌اند(دومر[109] و همکاران،1992؛ ادنس[110] و همکاران،1999). پژوهش حاضر بر روی خانم‌های ناباروری انجام گرفت که در اولین دوره لقاح آزمایشگاهی(IVF) قرار می‌گیرند، چراکه تحقیقات نشان داده است که بیماران در اولین دوره IVF، سطح اضطراب و استرس و افسردگی متفاوتی از سایر سطوح درمان دریافت می‌کنند(ورهاک[111] و همکاران،2001).

ناباروری از جمله استرس‌هایی است که ساختار روانی و روابط بین فردی شخص را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد(نجمی و همکاران، 1380). هرچند ناباروری در مراحل اولیه به عنوان یک وضعیت بالینی تلقی می‌گردد اما تشخیص آن می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد هیجانی زوجین درگیر در این مشکل بر جای بگذارد(ابی[112] و همکاران،1998). این تاثیرات منفی در مطالعات متعدد نشان داده شده است(خیاتا[113] و همکاران،2003؛ مونگا[114] و همکاران، 2004؛ ابی و همکاران، 1992؛ فراهانی،1380؛ حسن‌پور ازغدی و همکاران،1392؛ نجمی و همکاران،1378).

از نظر روان‏شناختی، ناباروری یک دوره‏ی بحرانی است که از عدم تعادل شناختی و هیجانی بین زوج‏هایی که انتظار داشتن بچه را دارند و آنهایی که قادر نیستند به هدفشان برسند، ناشی می‏شود (نیکلز[115] و همکاران، 2001؛ دس‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری می‏تواند نوعی بحران زندگی، بحران هویت، یک بیماری مزمن، یک آسیب، یا علتی از اندوه و سوگواری یا یک تجربه‏ی هستی‏گرایانه و آمیزه‏ای از همه‏ی اینها در نظر گرفته شود (دیاموند و همکاران، 2000). عده‏ای نیز بر این باورند که ناباروری در بیشتر موارد باعث تنش هیجانی می‏شود. آنها شدت هیجان ناشی از ناباروری را به عنوان بحران ناباروری توصیف می‏کنند و معتقدند که ناباروری، در تمام زمینه‏های شخصی، ارتباطی و شغلی زوج‏ها تاثیر می‏گذارد (تقوی و فتحی آشتیانی، 1388).

هنگامی که زوجی نابارور تشخیص داده می­شوند، عمدتا استرسورهای متنوعی را تجربه می­کنند که شامل؛ اختلال در زندگی فردی زوج و روابط زناشویی (اسچمیت، 2009؛ جانسون و جانسون، 2009؛ نیلفروشان و همکاران، 1384)، تغییرات در کیفیت هیجانی مثل اضطراب (فردریکسون، 2015) و افسردگی (تورن، 2009)، روابط جنسی و تغییر در روابط زوج با همکاران (نایس[116]،2013)، خانواده و دوستان (خیاتا و همکاران، 2003؛ بلیت، 2003)، کاهش ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، اشکال در فعالیت جنسی (علیزاده و همکاران، 1384)، کاهش حمایت عاطفی همسر (مستوبایشی و همکاران، 2004؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) و حمایت اطرافیان (ماری آنا و همکاران، 2011؛ کالن و هننسی، 2000) و وسواس در مورد باردار شدن، تصمیم­گیری در زندگی، اختلال عاطفی و هیجانی (مظاهری و همکاران، 2001) می­شود. هیجانات معمول همراه ناباروری طولانی مدت شامل؛ بروز رفتارهای تکانشی و خشم­های پراکنده، اضطراب، از دست‏دادن کنترل (نیلفروشان و همکاران، 1384)، به خود بستن شکست‏ها، از دست دادن مقبولیت اجتماعی (جاکوب، مک‏کویلان و گریل، 2007)، احساس تنهایی (کارل و همکاران، 2005)، احساس نارضایتی، احساس گناه، و حسادت (بویوین، گری‏فیث و ونیتیس، 2011) احساس درماندگی و احساس بی‏ارزشی و بی‏کفایتی، انکار، انزوا (نجمی و همکاران،1380) است. چرا که به بر اساس پژوهش‏های فراوانی، افرادی که تحت فشارهای عمده و مزمن قرار گرفته باشند بیش از همکاران در معرض ابتلا به بیماری­هایی مانند افسردگی (تورن، 2009؛ نایس ،2013)، اضطراب (نایس ،2013)، نارضایتی (خسروی، 1380) و اعتماد به نفس پایین (ماهلدست و همکاران، 1987؛ کرمی نوری، 1380) قرار دارند.

 شواهد بالینی و تجربی (بشلیده، مکتبی و تقی­پور، 1380؛ موسانی و سیلورمن، 2009؛ احسان‏پور و همکاران، 2009؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) بسیاری نشان می­دهند که ناباروری به­عنوان یک عامل فشارزا موجب بروز انواع اختلالات روانی یا رفتاری در شخص نابارور می‏گردد. از سویی دیگر، تحقیقات مختلف (پترسون و همکاران، 2008)، نشان داده­اند ناباروری انتظارات زندگی زوج نابارور را به چالش می­کشد و منجر به بروز مشکلاتی در ارتباط زناشویی می‏شود (اسچمیت، 2009) و زندگی آنها را با خطر جدایی و طلاق تهدیدی می‏کند (سودها و ردی، 2011). خاتمه ارتباط زناشویی ممکن است استرس­زا باشد. بررسی­های اسمینک و همکاران (2001)، نشان می­دهند زنان بارورشده با درمان‏های کمک بارداری هم‏چون افراد نابارور از اضطراب، افسردگی و ترس‏های مختلف که مرتبط با عارضه‏شان است، رنج می­برند، نتایج این پژوهش همسو با نتایج حاصل از مطالعات احسان‏پور و همکاران (2009) است.

برگ و ویلسون (1991، به نقل از رشیدی و همکاران، 1391) نشان دادند که؛ افرادی که تحت درمان IVF  قرار می‏گیرند، در مقایسه با دیگران به اضطراب (ورهاک و همکاران، 2007) و آسیب‏های عاطفی و هیجانی بیشتری مبتلا می‏شوند. اضطراب و افسردگی به عنوان شایع‏ترین اختلالات خلقی و اضطرابی، به عنوان علل احتمالی شکست اولین دوره IVF مطرح شده‏اند (اولیویوس و همکاران، 2004). البته هنوز معلوم نیست سطح بالای آسیب‏های روان‏شناختی در زوجین نابارور مربوط به IVF باشد (ییلاق‏بیگی و همکاران، 1393). هم‏چنین، ممکن است این آسیب‏ها به شرایط خاص دیگری هم مربوط باشند؛ به عنوان مثال سن در هنگام درمان عامل بسیار مهمی است (رشیدی، منتظری، عابدی‏نیا، شریعت، اشرفی و رمضان زاده، 1391). هم‏چنین، تحقیقات نشان می‌دهد که زنان تحت درمان ناباروری هیجاناتی مساوی یا بیشتر از بیماران سرطانی و قلبی دارند (موسانی و سیلورمن، 2009). زوج‌های نابارور تجربه‌ای طولانی‌مدت و مزمن از استرس در هر ماه را دارند. به عبارت دیگر، با رشد درمان‏های ناباروری و روش­های پیچیده‏تر، استرس به همان اندازه افزایش‏یافته و می‏تواند بر نتایج درمان نیز تأثیر بگذارد (موسانی و سیلورمن، 2009).

 فرآیند درمان ناباروری نیز پر استرس است (پیوندی و همکاران، 1390) و هیجانات و شناخت‏های فرد را متاثر می‏سازد (دیویدوا و پیچووا، 2014). برنامه­های درمانی غیر منعطف ناباروری (نیاز به رابطه جنسی صرفاً برای باروری نه به­خاطر احساس لذت از رابطه جنسی)، هم­چنین درمان­های طولانی و وقت­گیر، هزینه‏های فوق‏العاده زیاد درمانی و درمان­های رنج‏آور، به­ویژه هنگامی که منجر به شکست درمان می­شود، همگی ایجاد کننده استرس شدید در زوجین می‏باشند (فراهانی،1380).

تعداد صفحه :159

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه مطالعه تطبیقی بزه دیده گی زنان در جامعه ایران و جامعه بین الملل کیفری

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حقوق 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد قشم

پایان نامه برای در یافت در جه کار شناسی ارشد “M.A

رشته  : حقوق

گرایش: جزا و جرم شناسی

مطالعه تطبیقی بزه دیده گی زنان در جامعه ایران و جامعه بین الملل کیفری

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

فصل اول

1-1- مقدمه . 3

2-1- بیان مساله . 4

3-1- اهمیت و ضرورت تحقیق………………………………………………………………………… 6

4- 1- اهداف تحقیق.. 7

1-4-1 هدف آرمانی.. 7

5-1- سوالات تحقیق………………………………………………………………………………………. 7

6- 1  فرضیه‏های تحقیق………………………………………………………………………………….. 8

7-1 روش تحقیق…………………………………………………………………………………………… 8

فصل دوم

1-2- مقدمه. 10

2-2  بزه دیده 10

1-2-2 آسیب سازی بزه دیده 12

3-2- خشونت خانوادگی و بزه دیدگی……………………………………………………………….. 13

1-3-`2 آسیب جسمی……………………………………………………………………………………. 14

2-3-2- آسیب های جنسی……………………………………………………………………………… 14

3-3-2 آسیب روانی……………………………………………………………………………………….. 16

4-2- تاریخچه حقوق کیفری……………………………………………………………………………. 16

5-2- رویکردهای قانون کیفری با زنان بزه دیده 17

6-2- نظریه های جرم شناختی حمایت کیفری از زنان بزه دیده 18

1-6-2  نقش بزه دیده در فرآیند جنایی.. 18

عنوان                                                                                               صفحه

2-6-2 بزه دیده به عنوان رکن اساسی وضعیت پیش جنایی……………………………………… 19

7-2 عومل موثر بر بزه دیده گی زنان: افراد بالقوه آسیب پذیر؛ انتخاب اول بزه کاران. 20

1-7-2 معیارهای آسیب پذیری بیش تر افراد با تاکید بر عامل جنسیت… 22

2-7-2 جرم انگاری های ویژه 23

8-2 تشدید کیفر بزه کاران به دلیل زن بودن بزه دیده آن ها 25

9-2 – الگوهای مختلف در تحقق بزه دیدگی زنان………………………………………………….. 26

1-9-2  نقش شیوه و سبک زندگی در بزه‌دیدگی زنان…………………………………………….. 26

2-9-2  نقش زنان در پیشگیری از بزه دیدگی………………………………………………………. 27

3-9-2- مؤلفه های انتخاب بزه دیده در بزه دیدگی زنان. 29

10-2 – جایگاه زنان بزهدیده در طبقه بندی بزه دیده شناختی…………………………………… 32

11-2 قوانین کیفری کشورهای خارجی برای بزه دیده زن………………………………………… 32

2-11-1 متغیرهای موقعیتی……………………………………………………………………………… 34

2-11-2-ویژگی های ظاهری زنان…………………………………………………………………….. 34

3-11-2-سبک مدیریتی………………………………………………………………………………….. 35

12-2- پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………. 36

فصل سوم

3-1 مقدمه. 44

2-3 حمایت از زنان بزه دیده در حقوق کیفری ایران. 46

فصل چهارم 49

1-4  مصادیق بزهدیدگی زنان در اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری…………………………….. 50

1-1-4- جنایات بر ضد تمامیت جسمی و روحی.. 50

1-1-1-4- قتل.. 51

2-1-1-4- قلع و قمع (از میان برداشتن ) 51

عنوان                                                                                               صفحه

3-1-1-4- شکنجه………………………………………………………………………………………… 52

4-1-1-4- آزار و اذیت…………………………………………………………………………………. 52

2-1-4- جنایات بر ضد آزادی‌های فردی .. 52

1-2-1-4 به بردگی گرفتن………………………………………………………………………………. 53

2-2-1-4  تبعید یا کوچ اجباری جمعیت…………………………………………………………….. 54

3-2-1-4- حبس کردن………………………………………………………………………………….. 54

4-2-1-4  -تعرضات جنسی……………………………………………………………………………. 54

5-2-1-4- ناپدید کردن اجباری اشخاص……………………………………………………………. 56

3-1-4- سایر اعمال ضد بشری………………………………………………………………………… 56

2-4 مصادیق بزهدیدگی زنان بر مبنای تقسیمبندی سازمان ملل متحد . 57

1-2-4 بزهدیدگی بر حسب موضوع. 57

1-1-2-4 خشونت جنسی………………………………………………………………………………. 57

2-1-2-4 خشونت لفظی.. 58

3-1-2-4 خشونت روانی و آزار عاطفی……………………………………………………………… 58

4-1-2-4 خشونت سیاسی………………………………………………………………………………. 59

5-1-2-4 خشونت اقتصادی……………………………………………………………………………. 59

6-1-2-4-خشونت فرهنگی…………………………………………………………………………….. 59

7-1-2-4-خشونت تبلیغاتی…………………………………………………………………………….. 60

2-2-4 بزه‌دیدگی بر حسب مکان و زمان…………………………………………………………….. 61

1-2-2-4- خشونت در محیط شغلی…………………………………………………………………. 61

2-2-2-4 خشونت خیابانی……………………………………………………………………………… 62

3-2-2-4 خشونت در محیط خانه یا خشونت خانگی.. 63

4-2-2-4- خشونت در زمان جنگ… 64

3-4- سیر تطوّر تاریخی بزهدیدگی علیه زنان. 66

1-3-4 در حیطه بین المللی.. 66

عنوان                                                                                               صفحه

3-3-4 صلاحیت دیوان بینالملل کیفری……………………………………………………………….. 67

1-2-3-4  صلاحیت زمانی……………………………………………………………………………… 67

2-2-3-4  صلاحیت سرزمینی………………………………………………………………………….. 68

3-2-3-4 صلاحیت شخصی……………………………………………………………………………. 68

4-2-3-4 صلاحیت موضوعی………………………………………………………………………….. 68

3-3-4- تحول رویه دادرسی محاکم بین‎المللی کیفری موجود…………………………………… 69

4-4- حقوق دفاعی………………………………………………………………………………………… 75

1-5-4  حق جبران خسارت در خصوص دستگیری یا بازداشت غیرقانونی.. 77

2-5-4  حق محاکمه درزمان معقول ومناسب یا آزادی از بازداشت… 78

3-5-4- حق برخورداری از تسهیلات وزمان کافی برای تهیه دفاعیه…………………………… 79

1-3-5-4 حق دسترسی به اطلاعات… 79

2-3-5-4 حق آگاه شدن ازاتهامات……………………………………………………………………. 80

3-3-5-4 حق برخورداری از مترجم. 80

4-3-5-4- حقوق دوران بازجویی…………………………………………………………………….. 81

1-4-3-5-4حق سکوت… 82

2-4-3-5-4- ممنوعیت اقرارهای اجباری…………………………………………………………… 84

4-5-4 حق دفاع متهم دردوران محاکمه دراساسنامه دادگاه بین المللی کیفری.. 85

1-4-5-4 حق تساوی در برابرقانون و دادگاه 85

2-4-5-4- حق رسیدگی عادلانه. 86

3-4-5-4 حق رسیدگی علنی.. 86

4-4-5-4 اصل برائت…………………………………………………………………………………….. 87

5-4-5-4 ممنوعیت عطف بماسبق شدن قوانین جزایی و مجازات… 88

6-4-5-4 حق محاکمه بدون تأخیرغیرموجه…………………………………………………………. 89

7-4-5-4 حق دفاع شخصاً یا از طریق وکیل……………………………………………………….. 90

8-4-5-4 حق حضور در دادگاه و درمرحله تجدید نظر. 91

عنوان                                                                                               صفحه

9-4-5-4 حق احضار وسوال از شهود. 91

فصل پنجم

1-5 مقدمه……………………………………………………………………………………………………. 94

2-5- بررسی سوالات تحقیق…………………………………………………………………………….. 95

1-2-5- رویکرد حقوق کیفری داخلی در مواجهه با بزه دیدگی زنان چگونه تبیین می‌شود ؟. 95

3-2-5- آیا رویه موجود در دادگاههای کیفری داخلی و بینالمللی، تمامی ابعاد بزه دیده گی
 زنان را در فرآیند رسیدگی مد نظر قرار داده است؟. 101

3 -5 پیشنهاداها و نتیجه گیری .. 103

فهرست منابع

فهرست منابع فارسی……………………………………………………………………………………….. 107

منابع انگلیسی.. 112

چکیده

مطالعه تطبیقی بزه دیدگی زنان در جامعه ایران و جامعه بین الملل کیفری

بعضی طبقات همچون زنان به دلیل عوامل خاص زیست شناختی و اجتماعی، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن دارند. بد رفتاری و خشونت با زنان که در نهایت به بزه دیدگی آنان منجر می شود و در بسیاری از کشورها امری است که همواره اندیشه مدیران، کارگزاران و فرهیختگان را به خود معطوف نموده است. اندیشمندان و دلسوزان به اجتماع، برای زدودن این پدیده زشت و مبارزه با آن سیاست هایی را اتخاذ و راهکارهایی را پیشنهاد نموده اند. از جمله  این موارد می توان به راهکارهای فقهی – حقوقی چون جرم انگاری،  و تشدید مجازات اشاره کرد.

بالا بردن خطر ارتکاب جرم بر روی زنان از طریق بالا بردن هزینه کیفری ارتکاب جرم می تواند در فرآیند گزینش آن ها توسط بزه کاران تاثیر گذاشته و در نتیجه ضریب بزه دیدگی زنان را کاهش دهد. با بررسی قوانین بین المللی خارجی و داخلی اتخاذ یک سیاست کیفری افتراقی از طریق ساز و کار جرم انگاری های ویژه و تشدید کیفر بزه کارانی که بزه دیده آن ها یک زن است ضروری است. با بررسی قوانین داخلی، به نظر می رسد قانون کیفری ایران از یک سیاست کیفری افتراقی منسجم و هماهنگ در قبال تعرضات مجرمانه علیه زنان، پیروی نکرده است و بلکه به واسطه حمایت کیفری کمتر از آن ها در قبال برخی جرایم علیه تمامیت جسمانی آن ها نظیر قتل، قطع عضو  و جرح، زمینه های بزه دیدگی آن ها را از طریق کاهش هزینه کیفری ارتکاب جرم بر روی آن ها فراهم نموده است.

وازگان کلیدی: بزه دیدگی، بزه دیدگی زنان، قانون مجازات کیفری ایران، قانون مجازات کیفری بین المللی.

فصل اول

1-1- مقدمه

در پرتو یافته های بزه دیده شناختی، سیاست جنایی افتراقی در پیش گیری از بزه دیدگی برخی افراد بالقوه آسیب پذیر نظیر زنان، مورد توجه قانون گذاران کیفری قرار گرفت. حمایت کیفری افتراقی (ویژه) از افراد فوق به واسطه سازوکار جرم انگاری های ویژه و تشدید کیفر بزه کارانی که زنان را بزه دیده اعمال مجرمانه خود قرار می دهند، شکل گیری یک سیاست کیفری افتراقی را در برابر بزه‌دیدگی زنان نوید می دهد. قانون گذاران توجه خود را بر  بزه کاری یعنی «بزه دیده» متمرکز کردند تا سهم، نقش و شخصیت وی را در تکوین جرم برآورد نمایند. این ره یافت جدید نسبت به جرم، به نوبه خود تحولات عمیقی را در علت شناسی جنایی ایجاد کرد که حاصل آن تولد رشته جدیدی به نام «بزه دیده شناسی» بود. تدابیر و اقدام ها در پیش گیری بزه دیده شناسانه ناظر به اجتناب از بزه دیده واقع شدن یا به عبارت دیگر، جلوگیری از «بزه دیدگی» افراد یا اموال به عنوان آماج هایی مطرح می شود که بزه کاران نوعاً به آن ها تعرض می کنند. با اتخاذ و اعمال این اقدامات هدف آن است که هزینه روانی، جسمانی و کیفری جرم برای شخص بزه کار تا حداکثر ممکن بالا رود و لااقل خود بزه دیده به عنوان عنصری از وضعیت ماقبل بزه کاری یا وضعیت پیش جنایی، زمینه جاذبه را برای بزه کاران فراهم نیاورد[1].

یکی از اصول بدیهی مقابله با پدیده خشونت خانگی، وضع قوانین بازدارنده است که بتواند از وقوع موارد خشونت پیشگیری نموده و همچنین در موارد مواجهه با خشونت علیه زنان برخورد مؤثر و جدی با مرتکبین خشونت داشته باشد. با وضع چنین قوانینی دادگاه می توانند، حامی و ملجأ اصلی زنان قربانی خشونت شوند و علاوه بر حمایت از فرد قربانی، میزان ارتکاب خشونت علیه زنان در جامعه کاهش یابد. در قوانین کیفری ایران، خشونت علیه زنان مورد کم توجهی قرار گرفته و اراده ای جدی برای برخورد با مرتکبین خشونت و حمایت از قربانی وجود ندارد.

2-1- بیان مساله

امروزه تحولات نوین در حوزه مطالعات جرم شناسی سبب شده است که توجه محققین علوم اجتماعی و جرم شناسی به آن سوی عمل مجرمانه، یعنی قربانیان جرایم معطوف شود. بر اساس رویکردهای قربانی محور، شرایط حاکم بر تکوین جرم و وقوع بزه دیدگی مورد بررسی و کنکاش قرار  می گیرد تا بتوان جهت پیشگیری از جرم و کاهش تبعات آن گام برداشت.

     دراین رهیافت آسیب پذیری جنسی و جنسیتی که در بردارنده‌ی میزان آسیب پذیری فیزیولوژیکی و اجتماعی زنان، نسبت به مردان است. به عنوان زمینه مناسب بزه دیدگی شناخته شده است. برخی از محققین بر این عقیده اند که زنان در فرآیند جامعه پذیری در جامعه به گونه‌ای طبقه‌بندی شده‌اند که نسبت به جرم آسیب پذیری بیشتری پیدا می کنند. عد ه‌ای دیگر نیز آسیب پذیری بیشتر زنان را به سبب ترس از تجاوز و عدم توانایی و کنترل زنان برای مقابله و دفاع از خود در برابر این جرم بیان داشته اند. از سوی دیگر، افزایش رشد جرم در سال های اخیر به حد نگران کننده ای رسیده است و از میزان رشد جمعیت و رشد اقتصادی اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان بیشتر شده است. مسأله بزه دیدگی قبل از این که یک موضوع خانگی، محلی، شهری یا کشوری باشد، یک مسأله جهانی است. قربانیان بسیاری از جرایم را زنان تشکیل می دهند. قصور دست اندرکاران سیاست جنایی در پیشگیری و عدم حمایت کافی از زنان قربانی جرم و خشونت، موجب شده است که آنان خود برای دفاع از حیثیت و جان به دفاع و مقابله با مهاجمان بپردازند که یادآور دوران عدالت خصوصی می باشد. جرایم علیه زنان متنوع می باشد و مخصوص جامعه و قشر خاصی نیست و در سراسر دنیا ارتکاب می یابد. از جمله این جرایم می توان به تجاوزهای جنسی، خشونت های جسمی و خانوادگی، قاچاق و آدم ربایی، جرایم علیه حیثیت معنوی زنان، استفاده از تصاویر محتوی تحقیر و توهین به جنس زن، اهانت و آزار و اذیت زنان در اماکن و معابر عمومی و محیط کار، قتل های به اصطلاح شرافتمندانه مانند قتل در فراش، ترک انفاق و … اشاره نمود.

      به نظر می رسد که قانونگذاران کیفری در مواجهه با زنان بزه دیده، در سیاست جنایی قانونگذارانه خود از سه نوع رویکرد متفاوت سود جسته اند:

زن بودن بزه دیده هیچ تأثیری بر نوع حمایت و تضمینات قانونی نداشته و زنان مانند مردان از حمایتهای یکسان در حقوق کیفری بهره مند شده اند

جنسیت بزه دیده (زن بودن) موجب شده است که قانونگذار کیفری بنا به دلایل خاص جرم شناسانه و حقوق بشری، به فراهم کردن حمایتها و تضمینات قانونی ویژه و متفاوت با مردان از زنان بزه دیده در حقوق کیفری ماهوی و شکلی مبادرت کند.

در برخی موارد، زن بودن بزه دیده موجب شده است که قانونگذاز کیفری وی را از حمایت کیفری و قانونی یکسان با مردان محروم سازد. به عبارت دیگر، جنسیت بزه دیده (زن بودن) به منزله عاملی برای حمایت کیفری کمتر از وی تبدیل شده است.

      در حقوق کیفری بین الملل نیز این موضوع را می‌توان به وفور مشاهده نمود. در واقع در این شاخه از علوم کیفری یعنی حقوق جزای بین­الملل، تمرکز اصلی بزه دیده­گی زنان بر مسئله خشونت علیه ایشان معطوف شده است.  در حقیقت، یکی از شایع­ترین جرایم در حوزه حقوق جزای بین­الملل، جنایات علیه بشریت و به تبع آن، جنایت خشونت علیه زنان – به مثابه مهمترین این قسم از جرایم- است که با به وجود آمدن مباحث جدیدی چون حقوق کیفری بین­المللی( حقوق جزای بین­الملل) ، تاسیس دادگاههای کیفری بین المللی ، الحاق تعداد زیادی از کشورها به اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی و …. مطرح شده  است

 طبق آمار سازمان ملل، در یک برآورد: 250000 الی 500000 زن و دختر طی نسل کشی رواندا در سال 1994 مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند، 20000 – 50000 زن و دختر در جنگ بوسنی و هرزگوین در آوریل 1990 مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند و 50000-64000 از زنان تبعیدی در سیرآلئون مورد هجمه جنسی توسط افراد نظامی طی 10 سال جنگ داخلی در دهه 1990 قرار گرفتند. بحران تا به امروز ادامه داشته با تجاوز به حدود 40 زن و دختر در هر روز در کیوو جنوبی، جمهوری دموکرات کنگو، رقم کل زنان و بچه هایی که مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند[2].

موضوع بزه­دیده شناسی زنان در قلمرو مطالعات جرم شناختی، چه در بعد داخلی و چه در بعد بین المللی، از اهمیت شایانی برخوردار و مورد بحث و مطالعات فراوان قرار گرفته است. بدین ترتیب، تلاش نگارنده در این پژوهش بر آن است تا با تبیین و تلفیق این دو حوزه از حقوق کیفری، به مسئله یزه دیدگی زنان به دلیل نوع جنسیت ایشان در پرتو مقررات کیفری کیفری و اسناد بین المللی پرداخته شود.

این نوشتار در مقام آن است تا ضمن توضیح پایه های جرم شناختی حمایت کیفری افتراقی از زنان و سازوکارهای تقنینی اتخاذی در این زمینه، به تفسیر موضوع قانون مجازات اسلامی در قبال تعرضات جسمانی علیه زنان توسط مردان بپردازیم. و با استفاده از یافته های جرم شناختی سیاست کیفری ایران در این زمینه را به چالش بکشد.

3-1- اهمیت و ضرورت تحقیق

از دیرباز، دولت ها چه در عرصه داخلی و چه در بعد بین المللی، در سراسر جهان در صدد یافتن راه حلی در جهت جلوگیری از هر گونه خشونت علیه زنان هستند. با این حال،  پس از گذشت سالها و ارائه راهکارهای گوناگون،مسائل زنان همچنان حل نشده باقی مانده است.

با توجه به اینکه تاکنون، به صورت تخصصی به این موضوع پرداخته نشده است و از آنجا که حتی در ارایه ی اختصاری این موضوع، از حیث برخی مفاهیم و اصطلاحات و شرایط و آثار آن، اختلاف دیدگاهی وجود دارد، این امر موجب شده است که رویه دادگاه­های کیفری داخلی و بین­المللی در برخورد با این موضوع،دچار آشفتگی گردیده و حتی رویه ی قضایی فعلی نیز، در رویارویی با آن گرفتار تشتت آرا گردد، از این حیث، تلاش در این تحقیق بر آن است که با ارائه ی خط مشی صحیح در این زمینه،گامی در جهت اصلاح رویه ی مذکور و  در برخورد با این مسئله  برداشته شود.

قانون گذار کیفری ایران نه تنها به واقعیت جرم شناختی فوق توجه نکرده است بلکه در مواردی نظیر تعرضات جسمانی علیه زنان، با عدول منفی از اصل تساوی افراد در برابر قانون کیفری آن‌ها را از حمایت کیفری یکسان با مردان نیز محروم ساخته است. این سیاست اتخاذی توسط قانون گذار آثار و تبعات منفی زیادی ممکن است به دنبال داشته باشد که یکی از آن ها، بالا بردن احتمال بزه دیدگی زنان در برابر جرایم فوق الذکر است.

با توجه به اینکه بزه­دیده­گی زنان مقوله ای نیست که یک کشور به تنهایی و در سطح ملی قادر به محوآن باشد و تنها از طریق همکاری بین المللی است که میتوان در ریشه کن کردن این جنایت که تهدیدی جدی برای حقوق اساسی بشریت به شمار می­رود گام های مفید وارزنده­ای برداشت، با این حال، این پژوهش دربردارنده اهدافی به شرح ذیل است؛

4- 1- اهداف تحقیق

1-4-1 هدف آرمانی

توجه پژوهشگران و دست اندر کاران امر تالیف به راهکار های ارایه شده در این پژوهش و  کمک به ساختار نظری مباحث حقوق جزای داخلی و بین­الملل در کنار جنبه ی کاربردی- عملی آن و ترغیب دیگر دانشجویان و محققین ، نسبت به ادامه ی راهی که نگارنده در آن گام بر داشته و همچنین، تبیین موضوع بزه­دیده­گی زنان در رویه دادگاه­های کیفری داخلی و بین­المللی در این زمینه، از جمله ی مواردی است که در انجام این پژوهش به آن توجه نموده و امید بذل توجه و عنایت اساتید معظم و سایر پژوهشگران را به این مسئله است.

بررسی دقیق خط مشی­ها دادگاه­های کیفری داخلی و بین­المللی در رویارویی با موضوع بزه­دیده­گی زنان و توسیع دامنه مصادیق آن و به تبع آن تاثیر این موضوع در بهبودی وضعیت زنان در حقوق داخلی.

نهادینه کردن فرهنگ بررسی رویه­ای مسایل حقوقی و تاثیرگذاری آن بر دکترین حقوقی.

5-1- سوالات تحقیق

  1. رویکرد حقوق کیفری داخلی در مواجهه با بزه­دید­گی زنان چگونه تبیین می­شود ؟
  2. 2. آیا تدوین اسناد بین المللی موجود، موجب جلوگیری از بزه­دیده­گی زنان بوده است؟
  3. آیا رویه موجود در دادگاه­های کیفری داخلی و بین­المللی رسیدگی به تمامی ابعاد بزه­دیده­گی زنان را مد نظر قرار داده است؟

6- 1  فرضیه‏های تحقیق

  1. حقوق کیفری داخلی، در طول زمان، مسیرهای متعدد و متفاوت در مواجهه با موضوع بزه­دیده­گی زنان اتخاذ نموده است.
  2. به­رغم تلاش مراجع بین­المللی مربوطه، دولتها نتوانسته­اند تعهدات ملی و بین­المللی خود نسبت به زنان را انجام دهند.
  3. به نظر می­رسد که رویه موجود قادر به جلوگیری از بزه­دیده­گی زنان نبوده است وخلاءهایی دراین زمینه احساس می­شود.

7-1 روش تحقیق

نوع و شیوه ی روش تحقیق از نوع تحقیق بنیادی و به صورت توصیفی- تحلیلی است. به منظور ارائه راهکار و نظریه ی منطقی و صحیح در حوزه حقوق جزای  داخلی و بین­الملل و به ویژه در مبحث مورد نظر، در این پژوهش سعی گردیده است تا از طریق مراجعه به پایگاه های مختلف اطلاعاتی داده از جمله پایگاه داده دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران، هم چنین مراجعه به کتابخانه های غنی از جمله کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران و شهید بهشتی، منابع مورد نیاز جمع آوری گردد. نوع فعالیت تحقیقاتی در مراکز و پایگاه های داده به دلیل محدودیت استفاده کاربران به صورت حضوری و ضمن صرف ساعات طولانی در روز بوده است.اطلاعات به دست آمده به صورت جمع آور ی نظریات مختلف و سپس تجزیه و تحلیل هر یک و در متون خارجی به صورت ترجمه ی متون و سپس بررسی و تحلیل این متون بوده است، تا از این طریق، امکان تبیین و انجام مطالعه ای جامع، در این خصوص، میسر گردد.

[1] نجفی ابرندآبادب، علی حسین (1379)، از جرم مداری تا بزه مداری، به نقل از : پنوژرار و فیلیپو ولاژینا، بزه دیده و بزه دیده شناسی، ترجمه روح الدین کرد علیوند و احمد محمدی، انتشارات مجمع علمی و فرهنگی مجد، تهران.

[2] جوانمرد، بهروز، «حمایت کیفری از زنان در پرتو حقوق کیفری بین­المللی و داخلی»، مجله تعالی حقوق، 1389، ص 121

تعداد صفحه :125

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com