برچسب: تشخیص بیماری

پایان نامه پیش­بینی کنترل علائم بیماری آسم بر مبنای میزان استرس ادراک شده،کانون کنترل سلامت

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

روانشناسی بالینی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

عنوان

پیش­بینی کنترل علائم بیماری آسم بر مبنای میزان استرس ادراک شده،کانون کنترل سلامت و خودکارآمدی در مبتلایان به بیماری آسم بزرگسال

اساتید مشاور

دکتر علیرضا مهدویانی

دکتر علیرضا اسلامی­نژاد

بهار 94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 هدف از این پژوهش بررسی پیش­بینی کنترل علائم آسم بر مبنای استرس ادراک شده،خودکارآمدی و کانون کنترل سلامت در بزرگسالان مبتلا به آسم می­باشد.100 نفر بیمار مبتلا به آسم در بیمارستان مسیح دانشوری از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.شرکت کنندگان شامل 52 نفر زن و 48 نفر مرد بودند.میانگین سنی آنان 82/9±12/36 بود.اطلاعات جمعیت شناختی جمع آوری شد و آزمون­های استرس ادراک شده کوهن(PSS)،ابعاد کانون کنترل سلامت (MHLC)،مقیاس خودکارآمدی آسم(ASES) و آزمون کنترل آسم(ACT)  انجام گردید.به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از SPSS16  استفاده شد،تحلیل آماری داده­ها از طریق همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت.

نتایج پژوهش نشان داد که رابطه منفی معنادار بین استرس ادراک شده و بعد کنترل بیرونی شانس با کنترل علائم آسم وجود داشت و رابطه مثبت معنادار بین خودکارآمدی با کنترل علائم آسم وجود داشت.در تحلیل رگرسیون،استرس ادراک شده پیش­بینی کننده کنترل علائم آسم شناخته شد.

در این مطالعه،یافته­ها نشان داد که استرس ادراک شده نقش بسیار مهمی در رشد و نگهداری علائم بیماری آسم بازی می­کند.علاوه بر این خود کارآمدی و گرایش به کانون کنترل بیرونی (شانس) بطور معناداری با کاهش کنترل علائم آسم مرتبط است.

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات پژوهش    8

1-1. مقدمه   9

1-2. بیان مسئله   10

1-3. اهمیت و ضرورت   14

1-4. اهداف پژوهش   15

1-4-1. اهداف کلی.. 15

1-4-2. اهداف اختصاصی.. 15

1-4-3. اهداف کاربردی.. 15

1-5. سوالات و فرضیه­های پژوهش   16

1-5-1. سوالات پژوهش.. 16

1-5-2. فرضیه­های پژوهش.. 16

1-6. متغیرهای پژوهش   16

1-6-1. متغیرهای پیشبین.. 16

1-6-2. متغیرهای ملاک.. 17

1-7. تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها   17

1-7-1. تعاریف مفهومی.. 17

1-7-2. تعاریف عملیاتی.. 18

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش    19

2-1. آسم چیست؟   20

2-2. شیوع   20

2-3. اتیولوژی   22

2-4. آتوپی   22

2-5. آسم ذاتی   23

2-7. ملاحظات ژنتیکی   23

2-8. فاکتورهای محیطی   24

2-8-1. فرضیه بهداشت.. 25

2-8-2 رژیم غذایی.. 25

2-8-3. آلودگی هوا.. 26

2-8-4. آلرژنها.. 26

2-8-5. مواجهه شغلی.. 27

2-8-6. سایر عوامل.. 27

2-9. محرکهای آسم   27

2-9-1. آلرژنها.. 28

2-9-2. عفونتهای ویروسی.. 28

2-9-3. عوامل دارویی.. 29

2-9-4. ورزش.. 29

2-9-5. عوامل فیزیکی.. 30

2-9-6. غذا.. 30

2-9-7. عوامل شغلی.. 30

2-9-8. عوامل هورمونی.. 31

2-9-9. ریفلاکس معدی مروی.. 31

2-9-10. استرس.. 31

2-10. پاتوفیزیولوژی   32

2-10-1. افزایش پاسخدهی مجاری هوایی.. 32

2-11. ویژگیهای بالینی و تشخیصی   33

2-11-1. تشخیص.. 33

2-11-2. آسم شدید حاد.. 34

2-11-3. ویژگیهای بالینی.. 34

2-11-4. آسم مقاوم.. 34

2-11-5. مکانیسمها.. 35

2-12. عوامل روانشناختی در آسم شدید   35

2-13. استرس   37

2-14. نظریه استرس   38

2-15. عوامل مؤثر در تشدید فشارروانی   40

2-16. پیامدهای استرس بر سلامت   41

2-16-1. بیماری­های ناشی از استرس.. 41

2-17. رویکردهای نظری در قلمرو استرس   42

2-17-1. رویکرد تبادلی.. 42

2-17-2. رویکرد شناختی.. 43

2-17-3. رویکرد رفتارنگری.. 44

2-17-4. رویکرد روانکاوی.. 45

2-17-5. رویکرد پزشکی روان-تنی: فلاندر-دنبا (1943) وآلکساندر (1950)   45

2-17-6. رویکرد آمریکایی.. 47

2-17-7. رویکرد فرانسوی انستیتوی روان­تنی پاریس.. 47

2-18. پاسخ به استرس   49

2-19. واکنش روانی به استرس   50

2-20. نشانگان عمومی انطباق   50

2-21. پاسخ نوروترانسمیتری (عصب-رسانهای) به استرس   52

2-22. پاسخ اندوکرین به استرس   53

2-23. پاسخ ایمنی به استرس   54

2-24. فراز و نشیب­های زندگی   54

2-25. استرس اختصاصی و غیراختصاصی   55

2-26. دستگاه تنفسی   56

2-26-1. آسم.. 57

2-27. مواجهه با استرس و بروز و تشدید بیماری آسم   58

2-28. کانون کنترل سلامت   59

2-28-1. تعریف کانون کنترل سلامت.. 59

2-28-2. نظریه کانون کنترل راتر.. 61

2-28-3. نظریه اسناد.. 62

2-29. کانون کنترل درونی در رفتارهای بهداشتی   67

2-30. استرس-کانون کنترل و بیماریها   68

2-31. حساسیت فرهنگیMHLC   69

2-32. خودکارآمدی   70

2-32-1. نظریه شناختی اجتماعی آلبرت بندورا.. 70

2-33. دیدگاه عاملی از شخصیت   73

2-33-1. عاملیت انسانی.. 73

2-33-2. عاملیت انسانی و مشخص نمودن اهداف.. 74

2-33-3. عاملیت انسانی و نتایج مورد انتظار.. 76

2-34. خودکارآمدی   76

2-34-1. ماهیت و ساختار خودکارآمدی.. 77

2-34-2. منابع اطلاعات خودکارآمدی.. 80

2-34-3. سیستم چندبعدی خودکارآمدی.. 84

2-34-4. تأثیر باورهای خودکارآمدی.. 86

2-34-5. تفاوت باورهای خودکارآمدی با دیگر باورهای خود.. 87

2-34-6. خودکارآمدی در بیماری آسم.. 89

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش    90

3-1. مقدمه   91

3-2. طرح پژوهش و نوع مطالعه   91

3-3. جامعه،نمونه آماری و روش نمونه گیری   91

3-3-1. روش نمونه گیری.. 91

3-3-2. حجم نمونه.. 92

3-4. ابزارهای پژوهش   92

3-4-1. پرسشنامه جمعیت شناختی.. 93

3-4-2. مقیاس استرس ادراک شده کوهن(PSS-14) 93

3-4-3. پرسشنامه کانون کنترل سلامت چند وجهی(MHLC) 94

3-4-4. پرسشنامه خودکارآمدی آسم(ASES) 95

3-4-5. آزمون کنترل آسم(ACT) 96

3-5. روش اجرای پژوهش   97

3-7. ملاحظات اخلاقی   98

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها    100

4-1. مقدمه   101

4-2. بررسی فرضیه­های پژوهش   104

4-2-1. فرضیه­ی اول پژوهش:.. 104

4-2-2. فرضیه­ی دوم پژوهش:.. 104

4-2-3. فرضیه­ی سوم پژوهش:.. 104

4-2-4. فرضیه­ی چهارم پژوهش:.. 105

4-4. سوال پژوهش   106

4-5. یافته­های دیگر پژوهش   107

4-5-1. ارتباط بین سن و میزان کنترل علائم آسم.. 107

4-5-2. تفاوت جنسیتی در کنترل علائم آسم.. 108

4-5-3. تفاوت مقاطع تحصیلی در کنترل علائم آسم.. 109

4-5-4. تفاوت مشاغل در کنترل علائم آسم.. 110

4-5-5 تفاوت گروههای کنترل آسم از لحاظ خودکارآمدی.. 111

4-5-6. تفاوت گروههای کنترل آسم از لحاظ استرس.. 113

4-5-7. نقش میانجی متغیر استرس در تأثیر متغیر خودکارآمدی و کانون کنترل سلامت در پیش­بینی کنترل علائم آسم.. 114

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری    118

5-1. مقدمه   119

5-2. بحث و نتیجه گیری   119

5-2-1. سوال پژوهش:.. 119

5-2-2. فرضیه اول پژوهش:.. 119

5-2-3. فرضیه دوم پژوهش:.. 122

5-2-4. فرضیه سوم پژوهش:.. 122

5-2-5. فرضیه چهارم پژوهش:.. 126

5-3. یافته­های دیگر پژوهش   129

5-3-1. تفاوت جنسیتی در کنترل علائم آسم.. 129

5-3-2. نقش استرس ادراک شده به عنوان متغیر میانجی در رابطه ابعاد کانون کنترل سلامت و خودکارآمدی با کنترل علائم آسم.. 131

5-4. محدودیتهای پژوهش   134

5-5. پیشنهادات   134

منابع   136

پیوست­ها    151

مقدمه

آسم یکی از مشکلات سلامتی جهانی است که تمام گروه­های سنی را تحت تأثیر قرار می­دهد و شیوع آن در بسیاری از جوامع در حال افزایش است. اگرچه در بعضی جوامع ما شاهد کاهش موارد بستری و مرگ­و­میر ناشی از بیماری آسم هستیم،آسم همچنان بار مسئولیت غیرقابل قبولی را در سیستم مراقبت سلامتی، و در جامعه از طریق از دست دادن تولید در مکان کار،و بخصوص برای آسم کودکان در هم شکستن خانواده تحمیل می­کند.

آسم یکی از رایج­ترین بیماری­های مزمن است که از طریق مراقبتهای کلینیکی ابتدایی درمان می­شود. و بطور تخمینی بالای 300 میلیون نفر در جهان را تحت تأثیر قرار می­دهد. این یک بیماری چندوجهی و پیچیده است که سلامتی را از بسیاری از راه­ها تحت تأثیر قرار می­دهد. اگرچه در کوشش­های کلینیکی،درمان­های دارویی مدرن ظرفیت دستیابی به سطوح بالای کنترل را برای بیشتر بیماران دارند اما بررسی­های مکرر نشان دادند که کنترل ضعیف همچنان در تمرینات کلینیکی باقی می­مانند. یک تحقیق اروپایی اخیر گزارش داد که بیش از نیمی از بیماران مرتبط با درمان آسم کنترل ناکافی علائم دارند. ممکن است دلایل متعددی برای کنترل ضعیف علائم آسم وجود داشته باشد،این دلایل به بیمار،درمانگر و روابط بین آن­ها مرتبط است. عوامل مرتبط با بیمار با نتایج ضعیف شامل همبودی با شرایط گوناگون شامل اضطراب و افسردگی است و عوامل رفتاری مرتبط با مشکلات روانی مانند مهارت­های خود مدیریتی ضعیف می­باشد. در بررسی­ها گزارش شده است که شرایط روانی مانند اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم رایج است و ممکن است با کنترل ضعیف آسم مرتبط باشد. بیماری آسم ارتباط طولانی با کاهش عملکرد روانی دارد. طبق اظهارات اوسلر[1]در قرن نوزدهم در تعداد زیادی ازبیماران آسم عناصر اختلال عصبی جدی وجود دارد. اگرچه کلینیسین­های ماهر در طول ارزیابی بیماری آسم نیازهای روانشناختی بیمارانشان را تشخیص می­دهند اما ارزیابی­های روزمره از بهزیستی هیجانی و روانی در مراقبت­های پایه­ای آسم بصورت استاندارد وجود ندارد (توماس[2] و همکاران،2011).

1-2.بیان مسئله

آسم یکی از نشانگان مزمن تنفسی است که منجر به التهاب، تحریک­پذیری و اسپاسم راه­های هوایی ریه می­شود. آسم برونشیال از لحاظ بالینی با حملات قطع تنفس همراه با خس خس سینه در نتیجه انسداد برگشت­پذیر راه­های هوایی مشخص می­شود. این بیماری یک مشکل عمده بهداشتی در اغلب نقاط دنیاست که هنوز تشخیص و معالجه آن معضل بهداشتی است و سالانه تعداد زیادی از مبتلایان به آسم جان خود را از دست می­دهند(اسماعیلی و همکاران 1392).

 از جمله مهمترین عوامل ابتلای به این بیماری می­توان به عوامل ژنتیکی،آلرژن­ها،عفونت­ها و عوامل روانشناختی اشاره کرد. در چهارمین ویرایش تجدید نظر شده راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی آسم به عنوان یکی از بیماری­های روان­تنی که از عوامل روانشناختی اثر می­پذیرد، طبقه­بندی شده است. در حقیقت ارتباط میان آسم و عوامل روانشناختی چندین قرن است که مورد توجه قرار گرفته است. یک دیدگاه رایج در مورد بیماری آسم به این صورت مطرح شده است که آسم یک بیماری متشکل از سه بعد جسمانی،روانی و اجتماعی است. یافته­های عینی فراوانی وجود دارد که نشان می­دهد عوامل روانشناختی با آمادگی ابتلا به آسم تداخل نموده و باعث بهبود یا تشدید فرآیند بیماری آسم می­شود. پژوهشگران اظهار داشتند مشکلات روانشناختی در بسیاری از بیماران به عنوان یکی از عوامل محرک نشانه­ها و علائم آسم می­باشد. از جمله مهمترین این عوامل می­توان به استرس،افسردگی،اضطراب،انزوای اجتماعی،مشکلات عاطفی،مشکلات جسمانی و خانوادگی اشاره کرد.

عوامل روانی از راه­های گوناگونی می­توانند وضعیت علائم و نشانه­های بیماری را تغییر دهند. برخی بیماران توجه بیشتری به علائمشان دارند وبرخی دیگر نیز از دیدن علائم بیماری خود مضطرب می­شوند. بعضی بیماران به علت بروز علائم آسم احساس، اضطراب گیجی و سردرگمی می­کنند. و عده­ای دیگر نیز وقتی به علائم توجه می­کنند احساس شکست کرده یا عصبانی می­شوند. در هر صورت تشخیص این بیماری ممکن است میزان آمادگی مبتلایان به آن را تغییر دهد. زیرا مشکلات ایجاد شده برای بیماران آسمی نه تنها به بیماری و علائم آسم بلکه به سایر عوامل روانی نیز بستگی دارد. (فاطمه رضایی و همکاران 1390).

استرس­های روانشناختی می­توانند در پاسخ به محرک­ها و آلرژن­ها در تحریک راه­های هوایی تأثیر بگذارند. اما اهمیت استرس به عنوان نقش سبب شناختی در حمله­های تنفسی بزرگسالان نا واضح است. استرس بطور قوی بر شیوع (ان. اچ راد[3] و همکاران،2012) و بستری افراد مبتلا به آسم رابطه دارد.

استرس­های هیجانی به عنوان یک راه­انداز مهم بیماری آسم برای سال­هها مطرح شده است. از طریق مکانیسم­هایی که استرس ممکن است باقیمانده ناچیز بیماری آسم را تشدید کند. همبودی و رابطه آسم- استرس ممکن است از طریق راه­های شناختی- رفتاری، مانند کاهش خودکارآمدی بیماری آسم و مختل کردن مراقبت از خود، یا از طریق افزایش آثار فیزیولوژیکی مستقیم استرس بر روی فعالیت سیستم عصبی خودکار (پاراسمپاتیک) رخ دهد. هیچ مطالعه­ای در زمینه چگونگی اثرات متقابل این دو مکانیسم در جهت کمک به گرفتگی راه­های هوائی در طول استرس­های هیجانی در زندگی روزمره انجام نشده است.

مفهوم خود کارآمدی در واقع اشاره بهاعتماد شخص در توانایی انجام دادن رفتارهای خاص در موقعیت­های خاص است. خودکارآمدی به معنی اعتمادی است که شخص به خود دارد که رفتاری خاص را با موفقیت اجرا کند و انتظار نتایج حاصل از آن را داشته باشد و پیش نیاز مهم رفتار محسوب می­شود. چرا که به عنوان بخش مستقلی از مهارت­های اساسی فرد عمل می­نماید.به باور بندورا می­توان از طریق ایجاد زمینه مناسب در جهت کسب مهارت­ها و دانش مورد نیاز و حصول موفقیت در آن،خودکارآمدی و توانمندی شخص را افزایش داد.

خودکارآمدی روی انگیزه فرد اثر گذاشته و فرد را به تلاش و مداومت در رفتار وامی­دارد. خودکارآمدی درک شده در واقع اعتقادات مردم در زمینه توانایی­هایشان برای عمل کردن در زمینه­هایی است که به آن­ها قدرت کنترل وقایعی که زندگیشان را متأثر می­سازد؛می­دهد. لذا در روند درمان بیماری­های مزمن،بالا بردن خودکارآمدی اهمیت زیادی دارد.

در مطالعه گیسبرز و همکاران زنان مبتلا به بیماری آسم دارای خودکارآمدی بالا،در شیردهی موفق­تر بودند (منیژه اسماعیلی و همکاران 1390).

خود کارآمدی پایین بیماران مبتلا به آسم با کارکرد بد ریوی و کیفیت پایین زندگی در ارتباط است. در حالیکه خودکارآمدی پایین با کارکرد ضعیف ریوی،آسم شدید و استفاده زیاد از برونکودیلاتورهای کوتاه و بلند اثر و کورتیکواستروئیدهای استنشاقی مرتبط است ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی و خودکارآمدی به عنوان امری حیاتی و اساسی در مدیریت موفق آسم نشان داده شده است.

جایگاه مهار سلامت یکی از عمده‌ترین مقیاس­ها و شاخص­های اعتقاد بهداشتی برای طرح‌ریزی برنامه‌های آموزش بهداشت محسوب می‌شود.محور کنترل سلامت در واقع درجه اعتقاد فرد به این امر است که سلامت وی تا چه حد تحت کنترل عوامل درونی و یا برونی می‌باشد.

ساختار جایگاه کنترل به باور ذهنی کنترل بیماران برای بیماری و سلامتی خود اشاره دارد. با توجه به نظریه یادگیری اجتماعی راتر،بیمارانی با بیماری مزمن سه نوع مختلف از شناخت­های جایگاه کنترل مرتبط با بیماری و سلامتی را توصیف می­کند که بازنمایی تجارب بیماری و تجارب عمومی از کنترل علائم است.

جایگاه کنترل درونی این باور را بازنمایی می­کند که سلامتی به رفتارهای خود فرد وابسته است. بیمارانی با این نگرش به ضرورت پیشایندها برای فعال سازی استراتژی­های مقابله­ای در هر دو نوع بیماران سوماتوفرم و آسم توجه می­کنند.

جایگاه کنترل اجتماع بیرونی به معنی این است که سایرین قدرتمند، مثلاً والدین یا پزشکان اهمیت کنترل علائم را تعیین می­کنند. این مفهوم رفتار جستجوی کمک را برای بیماران راه­اندازی می­کند.

بیمارانی با جایگاه کنترل تقدیر یا سرنوشت بر این باور متقاعد شده­اند که سلامتی آن­ها تحت تأثیر سرنوشت،شانس یا وقایع تصادفی است. در این افراد بخاطر رفتار بیماری منفعلانه هم در اختلالات سوماتوفرم هم در آسم انتظار می­رود که ناسازگار باشند.

ارزیابی کنترل آسم باید شامل کنترل آشکارسازی­های بالینی و کنترل خطرات آینده قابل پیش­بینی برای بیماران مانند حالت تشدید یافته، کاهش عملکرد ریوی سریع و عوارض جانبی درمان باشد. در کل دستیابی به کنترل بالینی خوب بیماری آسم ما را به سمت کاهش خطر تشدید آن هدایت می­کند.

محققان درمان­های روانشناختی را برای نشانه­ها و علائم آسم مورد بررسی و پژوهش قرار دادند. مداخلات روانشناختی از جمله درمان شناختی،بازسازی شناختی،درمان رفتاری، آموزش تن آرامی،بیوفیدبک،مدیریت استرس،و درمان شناختی رفتاری مدیریت استرس،تأثیر مثبتی را در بهبود وضعیت این بیماران گزارش کرده­اند.

براساس تئوری تعامل بین ذهن و بدن،اعتقاد بر این است که درمان روانشناختی ممکن است در بهبود حال بیماران آسم مفید واقع شود.

محققان معتقدند درمان­هایی که برای بیماران آسم در نظر گرفته می­شوند باید اضطراب و افسردگی و نشانه­های روانی و علائم جسمانی این بیماران را کاهش دهند و باعث بهبود سلامت عمومی در این بیماران شوند (فاطمه رضایی و همکاران 1390).

1-3. اهمیت و ضرورت

آسم نوعی بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است که با تنگی گسترده­ی مجاری هوایی همراه است و با علائم سرفه،ویزینگ و حمله­های تنگی نفس مشخص می­شود.طبق بررسی­های انجام شده 5 درصد از کل جمعیت جهان مبتلا به آسم بوده،ودرایالات متحده آسم ششمین علت بستری شدن در بیمارستان می­باشد و همچنین آسم موجب بیش از 27 میلیون بار مراجعه به پزشک و 6 میلیون روز غیبت از کار در سال در ایالات متحده شده وسالیانه باعث صرف هزینه­ای به میزان 18 درصدازدرآمدخانواده های مبتلا به آسم گردیده است. مرگ و میر ناشی ازآسم ازسال 1980 تا 1987، 31 درصد افزایش یافته است. (مظلومی و همکاران 1389).

آسم مسئله‌ای مهم در امر بهداشت و سلامت عمومی است.بیش از 150 میلیون نفر در جهان، از جمله تعداد قابل توجهی در ایران به این بیماری مبتلا هستند؛ به طوری که این بیماری تحمیل هزینه زیاد، کاهش کارآیی و فعالیت مفید و عدم توانایی ادامه زندگی طبیعی بیماران در خانواده‌هایشان را سبب می‌شوند.

شواهد گسترش یافته­ای اشاره می­کند که همبودی بیماری آسم و مشکلات سلامت روانی ممکن است بر عملکردهای روزمره و بکارگیری خدمات مراقبت از سلامت روان تأثیر معناداری بگذارد. به عنوان مثال یک مطالعه صورت گرفته توسط فلدمن دریافته است که بیماران مبتلا به آسم با حداقل یک بیماری روانی در مقایسه با بیماران مبتلا به آسم بدون بیماری روانی سطح بالای معناداری از علائم آسم،تخریب عملکردهای روزمره و بکارگیری داروها و درمان برای آسم را در گزارش کرده­اند.

جامعه ما ممکن است هزینه زیادی برای آسم کنترل نشده بپردازد.افراد و خانواده‌ها ممکن است مخارج غیر ضروری و زیادی همراه با وقت و انرژی برای مراقبت‌های اورژانس و یا بستری بیماران صرف کنند.زمانی که افراد مبتلا، بیماری‌شان را کنترل کنند ‌تمام جامعه از کاهش این هزینه و افزایش کارایی سود می‌برند.تقریباً پنج درصد از تمام مردم جهان به آسم مبتلا هستند و اگر جامعه‌ای در حال توسعه شهری است، این نسبت ممکن است بیشتر هم باشد.

با تأکید بر این نکته که عوامل روانشناختی و هیجانی از جمله اضطراب،افسردگی و استرس به عنوان عوامل محرک بیماری آسم در نظر گرفته می­شوند بنابراین شناسایی منابع استرس زا که باعث تشدید و کنترل ناپذیری علائم بیماری آسم می­شود ضرورت دارد.

1-4. اهداف پژوهش

1-4-1. اهداف کلی

تعیین نقش میزان استرس ادراک شده و جایگاه کنترل و خودکارآمدی در تبیین کنترل پذیری علائم بیماری آسم.

1-4-2. اهداف اختصاصی

1) تعیین ارتباط میزان استرس ادراک شده با کنترل­پذیری علائم آسم.

2) تعیین رابطه کانون کنترل سلامت با کنترل­پذیری علائم آسم.

3) تعیین ارتباط خودکارآمدی با کنترل­پذیری علائم آسم.

1-4-3. اهداف کاربردی

با توجه به اینکه اخیراً استفاده از روش­های مدیریت استرس به شیوه­های شناختی رفتاری برای کاهش برخی مشکلات جسمی و روانی ناشی از بیماری­های جسمی کاربرد مؤثر داشته است می­توان امیدوار بود با آموزش مدیریت استرس به بیماران در جهت افزایش آگاهی در ارتباط با منابع استرس­زا در زندگی یاری کنیم و در نهایت در افزایش کنترل علائم بیماری آسم و بهبود سلامت عمومی مبتلایان گامی برداریم.

با توجه به مطالعات صورت گرفته در زمینه جایگاه کنترل می­توان درصدد ایجاد پروتکل­های درمانی به منظور افزایش جایگاه کنترل درونی بیماران مبتلا به آسم و در نتیجه افزایش کنترل­پذیری علائم آسم برآمد.

با توجه به اینکه خودکارآمدی پایین با کارکرد ضعیف ریوی مرتبط است ارتقای رفتارهای خود­مراقبتی و خودکارآمدی امری حیاتی در مدیریت موفق کنترل علائم آسم نشان داده شده است. بنابراین می­توان با آموزش خودمدیریتی توأم با خودکنترلی در پیشرفت پیامدهای کلینیکی بیماران آسمی مؤثر واقع شد.

1-5. سوالات و فرضیه های پژوهش

1-5-1. سوالات پژوهش

هریک از متغیرهای استرس ادراک شده،جایگاه کنترل درونی و بیرونی و خودکارآمدی آسم چه سهمی در پیش­بینی کنترل علائم آسم دارند؟

1-5-2. فرضیه های پژوهش

1)با افزایش استرس ادراک شده کنترل علائم آسم کاهش می­یابد.

2)با افزایش میزان کنترل درونی کنترل­ علائم آسم افزایش می­یابد.

3)با افزایش میزان کنترل بیرونی کنترل علائم آسم کاهش می­یابد.

4)با افزایش خودکارآمدی کنترل علائم آسم افزایش می­یابد.

1-6. متغیرهای پژوهش

1-6-1. متغیرهای پیش بین

1) استرس ادراک شده.

2) کانون کنترل سلامت.

3) خودکارآمدی.

1-6-2. متغیرهای ملاک

میزان کنترل علائم آسم.

تعداد صفحه :195

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه روایی تشخیصی فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا-2 (MMPI-2RF)

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد آمل

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

موضوع:

روایی تشخیصی فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا-2 (MMPI-2RF) در گروه اختلالات خُلقی

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                    صفحه

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 2

2-1 بیان مسأله………………………………………………………………………………………………………………………………….. 4

3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق………………………………………………………………………………………………………….. 8

4-1 اهداف تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………….. 11

1-5 فرضیه­های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………… 11

5-1 متغیرهای تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………….. 12

            فصل دوم

         ادبیات و پیشینه تحقیق

1-2 درآمدی بر اختلالات شخصیت…………………………………………………………………………………………………. 16

2-2 صفت شخصیتی و اختلال شخصیت………………………………………………………………………………………… 18

3-2 معیارهای کلی DSM-5 برای اختلال شخصیت…………………………………………………………………… 19

4-2 انواع اختلالات شخصیت……………………………………………………………………………………………………………. 20

5-2 اختلالات اضطرابی مبتنی بر DSM-5………………………………………………………………………………….. 44

6ـ2 درآمدی بر اضطراب……………………………………………………………………………………………………………………. 48

7 ـ2 تاریخچه اضطراب………………………………………………………………………………………………………………………. 50

8 ـ2 تعریف اضطراب…………………………………………………………………………………………………………………………. 51

9 ـ2 اضطراب از دیدگاههای مختلف………………………………………………………………………………………………… 52

10 ـ2 رویکردهای نظری به اضطراب………………………………………………………………………………………………. 54

11 ـ2 کنار آمدن با اضطراب……………………………………………………………………………………………………………. 57

12 ـ2 مکانیزمهای دفاعی………………………………………………………………………………………………………………….. 57

13 ـ2 عکس العمل‌های حاصل از اضطراب…………………………………………………………………………………….. 60

14 ـ2 تجارب اضطراب بر انگیزه………………………………………………………………………………………………………. 62

15 ـ2 اختلالات اضطرابی…………………………………………………………………………………………………………………. 63

16 ـ2 درمان های اختلالات اضطرابی…………………………………………………………………………………………….. 69

17-2 پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………… 74

فصل سوم

روش­شناسی

1-3 طرح تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………… 86

2-3 جامعه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………… 87

3-3 نمونه و روش نمونه­گیری………………………………………………………………………………………………………… 87

4-3 ابزار اندازه­گیری………………………………………………………………………………………………………………………… 88

5-3 روش تجزیه و تحلیل……………………………………………………………………………………………………………….. 90

فصل چهارم

         استخراج و تحلیل داده‌های تجربی

1-4 آمار توصیفی…………………………………………………………………………………………………………………………….. 94

2-4 تحلیل­های روان­سنجی…………………………………………………………………………………………………………….. 99

فصل پنجم

بحث و نتیجه‌گیری

1-5 بحث و نتیجه‌گیری………………………………………………………………………………………………………………….. 120

2-5 محدودیت­های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………. 124

3-5 پیشنهادهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………….. 124

منابع…………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 125

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 129

چکیده

در این تحقیق، به «روایی تشخیصی فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا -2(MMPI-2RF) در گروه اختلالات خلقی» پرداخته شده است. سؤال اصلی تحقیق بدین ترتیب مطرح می­شود کهآیا فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا-2 (MMPI-2RF) در افراد با اختلالات خُلقی دارای روایی تشخیصی است؟روش تحقیق حاضر، در حیطه مطالعات روان­سنجی جای گرفته که زیرمجموعه‌ روش پژوهش روش­شناختی است. جامعه آماری تمامی زنان و مردان مراجعه­کننده به مراکز مشاوره و کلینیک­های درمانی که به روان­شناس، روان­پزشک و یا روان­درمانگر به منظور درمان اختلالات خُلقی مراجعه نموده­اند، تشکیل می­دهند کهبا استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند تعداد 60 نفر از مراکز و کلینیک­های درمانی، بیمارستان­های روان­پزشکی و … انتخاب خواهد شد. ابزار اندازه­گیری در این تحقیق فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا – 2 (MMPI-2RF) که دارای روایی و اعتبار مطلوبی می­باشند. مدل آماری مورد استفاده در تحقیق حاضر برای تعیین روایی تشخیصی، ضریب حساسیت، ضریب وضوح­گرایی و ضریب صحت می­باشد. در نهایت، یافته­های تحقیق نشان داد که با استفاده از روش ضریب حساسیت، ضریب وضوح­گرایی و ضریب صحت، مقیاس­های نارسایی هیجانی، هیجانات منفی مختل­کننده، هیجانات مثبت، ضعف روحیه، ناخوشیو … دارای روایی تشخیصی بوده و می­توانند افراد دارای اختلالات خلقی را از دیگر گروه­های هنجاری تشخیص دهند.

واژه­های کلیدی: رواییتشخیصی،فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا -2( mmpi-2rf)، اختلالات خلقی

1-1 مقدمه

در حوزه آسیب‌شناسی روانی[1] و روان‌شناسی بالینی[2] مباحث متعددی مورد بررسی قرار گرفته و وظایف و تکالیف گوناگونی بعهده این دو رشته علمی، قرار دارد. آسیب‌شناسی روانی علمی است که در آن کوشش می‌شود با توجه به اصول اساسی روان‌شناسی،‌ رفتار نابهنجار کشف و علل آن مورد بررسی واقع شود (آزاد، 1388).

در این میان، در حیطه آسیب­شناسی روانی می­توان به اختلالات خلقی اشاره نمود. به نظر می‌رسد ژنتیک، محیط اولیه، نوروبیولوژی و فرایندهای روانیو اجتماعی از عوامل مهم و مؤثر در اختلالات خُلقی می­باشند؛ به نظر می‌رسد برخی از مواد مخدر تفریحی و داروها نیز باعث ایجاد یا بدتر شدن علایم می‌شوند. پژوهش حاضر بر روی نقش نوروبیولوژی متمرکز شده است، اگر چه هیچ علت ارگانیک مجزایی یافت نشد. ترکیب بسیار محتمل علائم، بحث‌هایی را در مورد اینکه آیا تشخیص نشان دهنده یک اختلال واحد است یا تعدادی از سندرم‌های گسسته، برانگیخته شده است (بیکیر[3]، 2006).

نقطه اتکای درمان، داروهای ضد افسردگیاست، که عمدتاً فعالیت (گیرنده (بیوشیمی) گیرندهدوپامین) و (گاهی اوقات سروتونین) را سرکوب می‌کنند.درمان روانیو توانبخشی حرفه‌ای و اجتماعی نیز در درمان مهم هستند. در موارد جدی ترکه امکان ایجاد خطر برای شخص بیمار وجود دارد، ممکن است به بستری اجباری نیاز باشد، اگر چه ماندن در بیمارستان در حال حاضر کوتاه تر و کمتر از آن چیزی است که زمانی مرسوم بود(کویل، 2006).

این اختلال عمدتاً خلق را بی­ثبات می­کند، اما معمولاً به مشکلات مزمن در رفتار و احساسات نیز می‌انجامد. افراد مبتلا، اختلالاتی همچونافسردگیو اختلال اضطرابرا نشان می­دهند و در نتیجهمشکلات اجتماعی از قبیل بیکاری طولانی مدت، فقر و بی­خانمانی در آن­ها مشاهده می­شود.امید به زندگیمتوسط افراد مبتلا به این اختلال به دلیل افزایش مشکلات در سلامت روان­شناختی، جسمی و نرخ خودکشیبالاتر (حدود ۵درصد) ۱۲ تا ۱۵ سال کمتر از کسانی که مبتلا به آن نیستند (بیکیر، 2006).

از سویی دیگر، همواره از دیرباز به کاربرد آزمون­های روان­شناختی تأکید شده و تلاش­های متعددی پیرامون شناسایی روایی و اعتبار ابزارهای روان­شناختی انجام گرفته است. اولین تحقیق در زمینه روایی ابزارهای روان­شناختی به اقدامات ترمن و اوتیس[4] در سال 1917 باز می­گردد (کایلوت، بوکاکینی، واریلا، دیویس و روستو[5]، 2010). کاربرد پرسشنامه­های شخصیتی در زمینه رفتارهای بزهکاری به­عنوان اقدامی مؤثر شناخته می­شود. این ابزارها در سنجش گرایش­های پرخاشگری، اختلالات شخصیت و گرایش به سوء استفاده از مواد کاربردهای فراوانی را به نمایش گذاشته است و هر چند که برای اولین مرتبه در غربالگری نیروهای پلیس به کار برده می­شدند ولی امروزه به­عنوان ابزارهایی معتبر در توصیف و تبیین رفتارهای بزهکاری به کار برده می­شوند (گلیدر[6]، 2005).

در فرایند سنجش روانشناختی، با تأکید بر رویکرد درمانی، همواره به شناسایی و تشخیص مشکلات و عوارض روانشناختی پرداخته شده و تلاش می­گردد، با تشخیص دقیق بتوان بستر مناسبی را برای ارائه خدمات درمانی فراهم ساخت. در مواقعی که سنجش روانشناختی مسیر نادرستی را طی کند و به­گونه­ای دقیق، شناسایی عوارض روانشناختی یا علائم و نشانگان[7] اختلالات روانشناختی را مورد غفلت قرار دهد. آنگاه تشخیص مشکلات و اختلالات روانشناسی نادرست بوده و بدون هیچ شکی ارائه خدمات مشاوره و روان­درمانی، از بازدهی اندکی برخوردار است (کامکاری و شُکرزاده، 1392).

این ابزارکه عمدتاً برای ارزیابی ابعاد پایه­ای اختلال شخصیت در جمعیت­های بالینی طراحی شده است،  می­تواند در جهت ارزیابی بیماران با دامنه وسیعی از سایر اختلالات روان­پزشکی شامل اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی، اختلالات خوردن، اختلال سوء مصرف مواد، اختلال جسمانی شکل و اختلالات بالینی از قبیل اسکیزوفرنیک و اختلال وسواس- اجبار نیز مناسب باشد. بیمارانی با این مشکلات را در بخشهای بیماران بستری، بخش بیماران سرپائی، مراکز بهداشت روانی می­توان یافت. فُرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا-2 (MMPI-2RF) همچنین برای ارزیابی مشکلات مذکور در مراجع قانونی نیز کاربرد دارد.از این­رو، در تحقیق حاضر به بررسی روایی تشخیصی فُرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا-2 (MMPI-2RF) در افراد با اختلالات خُلقی پرداخته شده است.

2-1 بیان مساله

از دیرباز به کاربرد آزمون­های روان­شناختی تأکید شده و تلاش­های متعددی پیرامون شناسایی روایی ابزارهای روان­شناختی انجام گرفته است. اولین تحقیق در زمینه روایی ابزارهای روان­شناختی به اقدامات ترمن و اوتیس[8] در سال 1917 باز می­گردد. ترمن و اوتیس به دنبال این بودند تا بتوانند روایی پیش­بین آزمون­های هوشی را در زمینه موفقیت شغلی نیروهای پلیس و آتش­نشانی تعیین نمایند. از آن زمان تا به حال پژوهش­های متعددی در زمینه ویژگی­های روان­سنجی ابزارهای روان­شناختی انجام گرفته است و این سنت دیرینه توسط پژوهشگران در حیطه­های آسیب­های اجتماعی و آسیب­های روانی ادامه یافته است (کایلوت، بوکاکینی، واریلا، دیویس و روستو[9]، 2010).

استفاده از ابزارهای روان­شناختی برای غربالگری روان­شناختی در نیروهای پلیس و آتش­نشانی که در سال 1967 در ایالات متحده آمریکا رسمیت پیدا نمود به کاربرد ابزارها و پرسشنامه­های روان­شناختی تأکید داشته و از آن­ها به­عنوان شیوه مناسب در غربالگری روان­شناختی استفاده می­شد. در استفاده از پرسشنامه­های شخصیتی در راستای غربالگری روان­شناختی نیروهای پلیس می­توان به پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا[10] اشاره نمود (بارتول[11]، 1996).

کاربرد پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا در زمینه رفتار و قضاوت­های جنایی به­عنوان اقدامی مؤثر شناخته می­شود. این ابزار در سنجش گرایش­های پرخاشگری، اختلالات شخصیت و گرایش به سوء استفاده از مواد کاربردهای فراوانی را به نمایش گذاشته است و هر چند که برای اولین مرتبه در غربالگری نیروهای پلیس به کار برده می­شد ولی امروزه به­عنوان ابزاری معتبر در توصیف و تبیین رفتارهای جنایی به کار برده می­شود (وارلا، بوکاسینی، اسکوگین، استومپ و کاپاتو[12]، 2004) و حتی مقیاس دروغ­سنجی در ابزار فوق از مهمترین ملاک­های گزینش نیروهای پلیس محسوب می­شود (ویس، داویس، روستو، کیسمن[13]، 2003).

اولین کاربرد رسمی ابزارهای سنجش شخصیت به استخدام نیروهای نظامی در ارتش ایالات متحده آمریکا معطوف است. رابرت ثراندیک در سال 1917 برای اولین مرتبه از پرسشنامه­های شخصیتی در تشخیص آسیب­شناسی روانی نیروهای نظامی استفاده نمود. سیاهه اطلاعات شخصی وودورث که با بیش از 120 سؤال به اندازه­گیری 5 عامل شخصیت معطوف بود، به­عنوان اولین ابزار سنجش شخصیت در حیطه­های آسیب­شناسی روانی شناخته می­شود. روان­نژندی به­عنوان یکی از 5 عامل یا صفت­های شخصیتی محسوب می­گردید که روایی پیش­بین مطلوبی را با روان­نژندی جنگ نشان می­داد (پاشاشریفی، 1381).

سیاهه اطلاعات شخصی وودورث در بیمارستان مینه­سوتا توسط مک­کین­لی و هته­وی مورد بازنگری قرار گرفته و توانستند تا نسخه اصلی پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا را تدوین کنند. در سال 1989 نسخه دوم این ابزار با کاربردهای مشاوره­ای در زمینه گرایش به مواد منتشر شد و در سال 2003 مقیاس­های بالینی آن مورد بازسازی قرار گرفت. فُرم بازسازی شده مجدد پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا که در سال 2008 منتشر شده است، در زمینه تشخیص آسیب­شناسی روانی و گرایش به مواد مخدر از روایی تشخیصی برخوردار است (کامکاری و شُکرزاده، 1392).

مارتین سلیگمن[14]، به­عنوان یکی از پیشروندگان نهضت روانشناسی مثبت نگر، اعتقاد دارد که سنجش روانشناختی در فرایند مشاوره و روان­درمانی، تنها با کاهش و خدمات عوارض روانشناختی[15] همراه نیست، بلکه در مواقع خاص، می­توان با شناسایی نقاط قوت و ضعف شخصیت انسان، رهنمودهای کاربردی را در مسیر رشد برای کاهش نقاط ضعف و افزایش نقاط قوت شخصیت ارائه کند. در این مواقع، هدف مشاوره[16] و روان­درمانی[17]، کاهش اختلالات روان­شناختی نیست بلکه رشد شخصیت و کمال انسان مدنظر قرار دارد (شاکرمی، 1386).

ابهامات گوناگونی در زمینه سنجش روان­شناسی و به خصوص شخصیت وجود دارد که به‌راحتی نمی‌توان به بررسی دقیق شخصیت پرداخت. این‌گونه ابهامات باعث شده است تا تشخیص اختلالات خُلقی و ارتباط آن با شخصیت و استفاده از ابزارهای مختلف برای تشخیص، پژوهش‌های گوناگونی را به خود اختصاص دهد. از این­رو، عنوان می­شود که به‌راحتی نمی‌توان به استفاده از ابزارهای گوناگون در زمینه تشخیص اختلالات خُلقی پرداخت. لازم به ذکر است تا وقتی که نتوان ارتباط بین شخصیت و اختلالات خُلقی را به درستی تشخیص داد، نمی­توان از شیوه­های درمانی مناسبی نیز در این زمینه استفاده نمود. این‌گونه پیچیدگی‌ها باعث شده است تا در شناسایی و تشخیص شخصیت از ابزارهای خاصی استفاده شود.

فرآیند سنجش روانشناختی، اقدام پیچیده، ظریف و تخصصی است؛ زیرا به وسیله جمع­آوری اطلاعات جامع از ابزارهای اندازه­گیری متنوع، به مستندسازی نیازهای مراجعین برای خدمات روانشناختی می­پردازند. همچنین، از عوامل گوناگونی تأثیر پذیرفته و انسانهای زیرک، خردمند، با تجربه و متخصص می­توانند با تأکید بر ضرورت ارائه خدمات روانشناختی و رویکرد درمانی – آموزشی به روند رشد شخصیت بپردازند. با توجه به فرایند سنجش روان­شناختی باید بتوان اطلاعات مکفی و دقیقی را در زمینه ویژگی­های روان­سنجی ابزارهای سنجش شخصیت به دست آورده و توان پیشگیری از بروز اختلالات خُلقی را فراهم ساخت. ضعف در ویژگی­های روان­سنجی ابزارهای سنجش اختلالات خُلقی از یک سو و فقدان اطلاعات روان­سنجی در زمینه روایی تشخیصی ابزارهای مزبور به­عنوان ابعاد چندجانبه مسأله پژوهش مطرح می­گردید.

پژوهش حاضر به روایی تشخیصی ابزار اندازه­گیری روانشناختی MMPI-2RF پرداخته است که می­تواند اختلالات خُلقی را با تأکید بر سازه[18] هدف و شناسایی نیمرخ شخصیتی[19] و سبک­های زندگی مرتبط در بروز اختلالات خُلقی شناسایی و آشکار سازد. این پرسشنامه صفت مکنون[20] را به نحوی پایا و روا می­سنجد و پرسشنامه قابل فهم و قابل اجرا است. روایی تشخیصی این ابزار اندازه­گیری توانایی شناسایی و تشخیص یک عارضه، اختلال یا ناتوانی و …. را دارد و لذا معرف میزان قدرت آزمون جهت ایجاد تمایز و تفکیک بین افراد دارای اختلالات خُلقی و افراد عادی می­باشد. روایی تشخیصی فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا در زمینه­های بالینی مانند روانپزشکی و ارزیابی تست­های تشخیصی و یا آزمون­های غربالگری[21] مورد استفاده قرار می­گیرد (در روانپزشکی به منظور ارزیابی موضوع خاص و طبقه­بندی­های تشخیصی استفاده می­شود). آنچه در تست و تشخیص بالینی مهم است، حساسیت و ویژگی آزمون می­باشد. آزمون باید از حساسیت کافی برای تشخیص بیماری (‌اگر وجود دارد)‌، برخوردار باشد.

سازندگان این آزمون بر این باورند از طریق آزمون MMPI-2RF می­توان اختلال را تشخیص داد و نگرانی­های عمده روان­پزشکان، روان‌شناسان و دیگر متخصصان سلامت روان رابا اجرای این آزمون برطرف کرد. از این­رو، با توجه به فقدان یافته­های تجربی پیرامون پیشینه ویژگی­های روان­سنجی نسخه مزبور، می­توان ابهام در شناسایی روایی تشخیصی ابزار مزبور را به­عنوان منبع مسئله در نظر گرفت.در این زمینه منبع مسأله به­عنوان فقدان اطلاعات روان­سنجی در ابزارهای سنجش آسیب­شناسی روانی با تأکید بر اختلالات خُلقی عنوان می­شود.لذا سؤال اصلی و سؤالات فرعی تحقیق بدین ترتیب مطرح می­شود: آیا فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه­سوتا-2 (MMPI-2RF) در افراد با اختلالات خُلقی دارای روایی تشخیصی است؟

تعداد صفحه :166

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

دانلود پایان نامه با موضوع: تشخیص اضطرار در نحوه ارتکاب جرم

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
چکیده
حالت اضطرار، نهاد حقوقی مستقلی است که هم از دیدگاه نظام حقوقی اسلام و هم از دیدگاه حقوقی عرفی و خصوصاً درنظام کیفری ایران و آلمان مانعی وجود ندارد که بطور اصولی پذیرفته شود و در یک قاعده کلی می توان بیان نمود که  براساس قوانین و مقررات این دو نظام : در صورتیکه شخص مضطر قوانین جزائی را نقض کند و شرایط ذیل نیز محقق باشد عمل وی جرم تلقی نخواهد شد. 1ـ موضوع خطر جان و یا مال باشد. 2ـ خطر فعلیت داشته و یا قریب الوقوع باشد. 3ـ خطر بطور حقیقی بوجود آمده باشد بنحوی که در صورت عدم اقدام، ورود ضرر ناشی از آن امری مسلم باشد. در این خصوص از یک طرف مشخصات فردی شخص مضطر و از طرف دیگر شرائطی که وی با آن روبرو بوده است در نظر گرفته می شود. 4ـ ضرر ناشی از خطر بوجود آمده، غیر قابل جبران و یا جبران آن مستلزم تحمل ضرری باشد که عادتاً قابل تحمل نباشد. 5ـ خطر بطور عمدی توسط فاعل بوجود نیامده باشد. بنابراین در صورتیکه خطر به علت خطای قبلی مرتکب و در اثر بی‌احتیاطی وی نیز بوجود آمده باشد می توان به حالت اضطرار استناد جست. بدیهی است که منظور از عمد در اینجا بوجود آوردن خطر بطور عمدی است نه رفتاری که موجب خطر شود. 6ـ در صورتیکه فاعل وظیفه مقابله با خطر را داشته باشد نمی تواند به استناد دخالت اضطرار از انجام وظیفه خود، خودداری کند. البته این بدان معنا نیست که فرد در هنگام اجرای وظیفه از استناد به حالت اضطرار محروم باشد . 7ـ فعل ارتکابی تنها راه نجات از خطر باشد. 8ـ در انجام فعل به اندازه دفع ضرر اکتفا شود. 9ـ فعل ارتکابی قابلیت دفع خطر را داشته باشد. 10ـ ضرر دفع شده بیش از ضرر وارده باشد و یا حداقل مساوی با آن باشد. 11ـ فاعل در انجام فعل ارتکابی حسن نیت داشته باشد. بنابراین اگر سوء نیت کامل وی محرز شود نمی توان به دفاع اضطرار متوسل شود.
 
مقدمه
          در حقوق کیفری ایران یکی از عناوین ثانویه «اضطرار» است که با وجود آن حرمت فعل محرم مرتفع و مجازات آن منتفی می شود. به دلیل اینکه موارد عروض این عنوان بر موضوعات فقهی زیاد است، لذا قاعده اضطرار که می گوید: «کل حرام مضطر الیه فهو حلال» از قواعد مشهور می باشد. هر چند این قاعده در سراسر فقه دارای کاربرد و آثار عملی است اما در کتب فقهی مورد بررسی مستقل و منسجم قرار نگرفته است. در قانون مجازات اسلام ماده خاصی که اضطرار و شرایط آن را بیان کرده باشد به چشم نمی خورد و فقط به چند مصداق اضطرار اشاره شده است. باید توجه داشت که در منابع شرعی مستندات زیادی (مانند آیه 173 سوره بقره و حدیث رفع) در مورد اضطرار وجود دارد، که در ادامه بیان خواهد شد. هر چند در قانون مجازات اسلامی واژه اضطرار به کار نرفته اما ماده 55 آن قانون که عامل ضرورت را پیش بینی کرده است، در حقیقت همان عامل اضطرار را بیان می کند زیرا برخلاف نظر گروهی از حقوقدانان قانونگذار ایران اضطرار و ضرورت را یکسان دانسته است. در حقوق موضوعه از این عامل سالب مسئولیت کیفری معمولاً با عبارت ضرورت یاد می شود. اما در فقه با واژه اضطرار مورد اشاره قرار گرفته است. دقت در نوشته های فقهی و حقوقی نشان می دهد که بین این دو واژه تفاوت اساسی وجود ندارد.
نوشتار حاضر با عنوان تأثیر اضطرار در مسئولیت کیفری در حقوق جزای ایران و آلمان مورد پژوهش قرار گرفت که به صورت تطبیقی به آن پرداخته خواهد شد. همانطور که بیان شد، درماده 55 قانون مجازات اسلامی ایران مقرراتی برای اضطرار وضع گردیده است و در ضمن آن شرایطی برای تحقق اضطرار بیان شده است: «هرکس هنگام بروز خطر شدید ازقبیل آتش سوزی و سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود، مجازات نخواهد شد، مشروط براینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و برای رفع آن ضرورت داشته باشد.» بین اضطرار و اجبار و اکراه و دفاع مشروع شباهتهایی وجود دارد، اما قانونگذار ارتکاب جرم را در حالت اضطرار بر خلاف اجبار و اکراه فقط در مواردی و با رعایت شرایط خاصی پذیرفته است و از طرف دیگر وجود حالت اضطرار در موارد منصوص، اگرچه مسئولیت کیفری مرتکب جرم را زائل می کند ولی مسئولیت مدنی مضطر به جای خود باقی است؛ زیرا مطابق ماده 328 قانون مدنی؛ هرکس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد، اعم از اینکه از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از آینکه عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص و معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است. تبصره ذیل ماده 55 قانون مجازات اسلامی نیز که مقرر می دارد:« دیه و ضمن مالی از حکم ماده مستثنی است» بیانگر آن است.
به علاوه در قانون مجازات آلمان همانطور که در  ادامه خواهیم خواند، در ماده34 عامل اضطرار را اینچنین بیان نموده است: « شخصی که با خطر قریب الوقوع برای زندگی، تن، آزادی، شرافت، مال و یا منفعت قانونی دیگر مواجه گردد که نتوان به طریق دیگری از آن جلوگیری کرد و بنابراین مرتکب عملی شود تا خود یا دیگری، خطر را دفع نماید، در صورتی که در مقام مقایسه با منافع متقابل، به ویژه منافع حقوقی متأثر و میزان خطری که آنها را تهدید می کند، منافع مورد حفاظت در قبال خطر، به طرز چشمگیری از خطری که مانع آن شده است، ارزشمندتر باشد، عمل غیرقانونی مرتکب نشده است. این قانون فقط در صورتی که عمل ارتکابی وسیله ای مقتضی جهت جلوگیری از خطر باشد، اعمال خواهد شد.»  
اضطرار دارای احکام فراوانی است که پرداختن به همه آنها موجب اطاله کلام می شود. علاوه بر این، در نوشته های حقوقی به تفصیل درباره آنها سخن گفته شده است. بنابراین در این نوشتار قصد بیان تفصیلی همه این احکام را نداریم و ضمن مطالعه آن بصورت تطبیقی با حقوق جزای آلمان با تکیه بر مقایسه آن در حقوق دو کشور به سوالاتی از قبیل: میزان تأثیرگذاری اضطرار در حقوق کیفری چگونه است و چه مصادیقی را تحت پوشش خود قرار می دهد؟  ادله اباحه و منابع اضطرار چیست؟  شرایط تحقق اضطرار در حقوق کیفری چگونه است و چگونه می توان به آن در سلب مسئولیت کیفری استناد نمود و متوسل شد؟ پاسخ خواهیم داد. این پژوهش بصورت توصیفی و مقایسه ای صورت گرفته است و جمع آوری مطالب مربوط به حقوق آلمان با دشواری هایی همراه بود. اگرچه درباره اضطرار و تأثیر آن در مسئولیت کیفری در حقوق ایران پژوهش ها و بحث های متنوعی مطرح شده است و پایان نامه هایی نیز در این خصوص توسط دانشجویان و علم آموزان حقوق جزا تدوین گشته است، اما در این رساله قرار است این نهاد بسیار مهم در حقوق کیفری و احکام و شرایط آن را بصورت تطبیقی با جایگاه آن در حقوق آلمان بررسی نماییم. 
بدین منظور، در بخش نخست به بیان تعریف و مفهوم اضطرار و ذکر منابع و مبانی آن در حقوق دو کشور پرداخته ایم. بیان می شود که اضطرار در لغت به معنی ناچاری یا ناگزیری و در اصطلاح و از نظر حقوقدانان اضطرار به گونه های مختلف تعریف شده است. حالت اضطرار عبارت از پیش آمدن وضعی است که نگاهداری حق و یا مالی ملازمه با آسیب رسانیدن به مال غیر و در نتیجه ارتکاب جرم دارد. وقتی شخصی در خطر شدید قرار می گیرد که او را مشخصاً تهدید می کند، ممکن است به حکم ضرورت عمداً مرتکب عمل مجرمانه ای شود که یا خود از این خطر رهایی یابد و یا دیگری را از آن نجات دهد.
با وجود اینکه در مورد مبنای اضطرار، نظرها یکسان نیست، اما سیر اجمالی در تاریخ تحول اندیشه های کیفری نشان می دهد که درباره حالت اضطرار به عنوان یکی از علل توجیه کننده جرم، نظریه های متعددی وجود دارد که بدانها پرداخته خواهد شد.
همچنین منابع اضطرار در حقوق دو کشور شامل قانون و رویه قضایی می باشد. در حقوق ایران که قانون مجازات برگرفته از شرع اسلام می باشد، منابع شرعی نیز در شکل گیری این نهاد تأثیر بسیاری داشته است. این منابع شامل قرآن، سنت و روایات، عقل و اجماع می باشد.
در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارند که دلالت صریح بر رفع حرمت در حال اضطرار دارند از جمله آنها آیه 173 سوه بقره است که می فرماید : «انمام حرم علیکم المیته و الدم لحم النزیر و ما اهل لغیر الله فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم» و در آیه 3 سوره مائده پس از بیان دسته ای از محرمات می فرماید : «… فمن اضطر فی مخمصه غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم».همچنین در روایات، از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) در همین باره احادیثی نقل شده است که معروفترین آنها حدیثی است موسوم به حدیث رفع با این عبارت «رفع عن امتی الخطا و النسیان و ما اکرهو ا علیه و مالا یعلمون و ما لایطیقون و ما اضطرو الیه و الحسد و الطیره و التفکر فی الوسوسه فی الخلق ما لم ینطق بنفسه»؛ از جمله نه چیزی که به موجب این حدیث رفع گردیده اند، عملی است که شخص به انجام آن مضطر گردیده باشد. علاوه بر آن، رفع الزام و تکلیف به واسطه اضطرار و عدم استحقاق عقوبت کسی که ناچار به ارتکاب عمل ممنوع شده است مانند تمام قواعد منصفانه دیگر قاعده ای عقلی است؛ زیرا اضطرار در حقیقت موقعیت مواجه شدن شخص با دو خطر یا دو مفسده است، و عقل حکم می کند که از بین دو امر قبیح یا دارای مفسده، شخص آن را که قباحت و مفسده کمتری برگزیند، تخطی از این قاعده قبح عقلی دارد. علاوه بر آن ملزم بودن شخص به ترک عمل ممنوعی که ناچار به انجام آن شده است؛ مثل الزام کسی که از گرسنگی در حال مرگ است به ترک خوردن گوشت مردار یا خوک، تکلیف مالا یطاق است و قباحل عقلی دارد.
در بخش دوم به بیان عناصر، شروط و آثار و مصادیق اضطرار در حقوق دو کشور پرداخته ایم.
از شرایط تحقق اضطرار می توان به موارد ذیل بسنده نمود:
1ـ خطرباید مسلم الوقوع باشد؛ یعنی خطر باید به درجه فعلیت رسیده باشد. خطرات احتمالی نمی توانند مجوزی برای ارتکاب فعل ممنوع باشند.
2ـ  خطر باید شدید و یا به تعبیر فقها ملجی باشد؛ به نحوی که شخص خود را در موقعیتی ببیند که درآن بیم تلف نفس یا عضو در وی ایجاد شود.
3ـ  خطر توسط خود مضطر ایجادنشده باشد؛ شخصی که با اقدامات عمدی خود شرایط و موقعیت اضطراری پیش می آورد، نمی تواند از اذن شارع درحالت اضطرار بهره مند شود.
4ـ  مضطر به موجب شرع وقانون مکلف به تحمل ضرر نباشد؛ کسانی هستند که برحسب وظیفه یا قانونی دروضعیتی قرار گرفته اند که مستلزم فداکاری و تحمل خطر است. این افراد مضطر تلقی نمی گردند.
5ـ  ارتکاب فعل حرام و ممنوع باید تنها راه دفع ضرورت و نجات نفس باشد. پس اگر مضطر بتواند با انجام اقدامات مباح و مشروع از قبیل استمداد از دیگران بویژه قوای دولتی یا فرار ازصحنه و یا خریداری شیئی که بتواند با آن از خود دفع ضرورت کند دیگر ارتکاب فعل حرام وممنوع برای وی جایز نخواهد بود.
6ـ اقدام مضطر باید به قدر حاجت و متناسب با شرایط و اوضاع و احوال اضطراری باشد. اقدامات اضطراری نیز باید با رعایت الاسهل فالاسهل باشد و به قدرضرورت و نیاز صورت گیرد. این مسأله از قاعده « الضرورات تتقدر بقدرها» ناشی می شود. 
در بیان اثر اضطرار و مصادیق آن در حقوق کیفری ایران می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
درمادۀ 167 در جواز استفاده از مسکر در زمان اضطرار آورده شده است: « هرگاه کسی مضطر شودکه برای نجات ازمرگ یاجهت درمان بیماری سخت به مقدار ضرورت شراب بخورد محکوم به حد نخواهد شد.»
دربند 10ماده 198 در شرایط سرقت مستوجب حد می خوانیم که سارق مضطر به سرقت نباشد. بنابراین اگر کسی به دلیل گرسنگی که وی را به اضطرار گشانده است، دست به سرقت ماده خوراکی از آنِ غیر زند، سرقت مستوجب حد مرتکب نشده است. ماده86 قانون مجازات اسلامی کیفر زنای مرد یازنی که هریک همسردائمی دارند ولی به واسطۀ مسافرت یا حبس و مانند آنها از عذرهای موجه به همسر خود دسترسی ندارند را منتفی دانسته است. همچنین سقط جنین برای نجات جان مادر تحت شرایطی ازجمله حصول یقین یا خوف عقلایی برای تلف شدن مادر و توقف حفظ نفس او بر سقط جنین قبل از دمیده شدن روح موضوع ماده 17 قانون اصلاحی آئین نامه انتتظامی پزشکی است که جواز آن را صادر می نماید.
درتبصره ماده 592 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات آمده است: درصورتی که رشوه دهنده برای پرداخت رشوه مضطر بوده و یا پرداخت رشوه را گزارش دهد یا شکایت نماید از مجازات حبس مزبور معاف خواهد بود و مال به وی مسترد می گردد. همچنین در تبصره 2 ماده 595 همین قانون قانونگذار چنین می گوید: هرگاه ثابت شود ربا دهنده در مقام پرداخت وجه یا مال اضافی مضطر بوده ازمجازات مذکور دراین ماده معاف خواهد شد.
درتمامی این مواد مشاهده می گردد، قانونگذار به محض تحقق اضطرار درفعل ارتکابی و ثبوت شرایط این حالت توسط مجرم حکم به عدم مجازات کیفری داده است و مسئولیت را ازمجرم رفع می نماید. باید توجه کرد که اگر مضطر در هنگام ارتکاب جرمی برای دفع حالت اضطرار به اشخاص دیگر ضرر رساند، هرچند که مستوجب مجازات نخواهد بود ولی باید بعد از رفع اضطرار خسارات وارده به دیگران راجبران نماید.درتبصره ماده 55 قانونگذار اشعار می داردکه دیه وضمان مالی ازاین ماده مستثنی است.
واژگان کلیدی
مسئولیت کیفری، اضطرار، خطر، اکراه، اجبار، دفاع مشروع، سرقت، سقط جنین، قتل، زنا
   الف ) بیان مسئله
از عمده مسائلی که در باب مسئولیت کیفری همواره مورد توجه و تأیید ملل مختلف در تمام زمان ها بوده، این است که هر کس به ضرورت عمداً مرتکب عمل مجرمانه ای شود قابل مجازات و سرزنش نیست. این حالت معمولاً بر اثر خطری شدید ایجاد می شود که برای جان یا حق فرد پیش می آید و تنها از طریق ارتکاب جرم قابل احراز است. اضطرار مانند عسر و حرج از مهمترین عناوین ثانویه است که نقش عمده ای در تطبیق قوانین شرع با اوضاع و احوال خاص و در نتیجه تداوم اجرای عدالت دارد. نوشتار حاضر با عنوان مطالعه تطبیقی تأثیر اضطرار در مسئولیت کیفری در حقوق کیفری ایران و آلمان گردآوری شده است. به گفتۀ یکی از علمای حقوق که می گوید: «اضطرار، از عوامل رافع مسئولیت کیفری، موقعیت شخصی است که با فقدان هرگونه تعرض بیرونی، برای حفظ حقوق یا اموال در معرض خطر خود یا دیگری ناگزیر از ارتکاب جرم می گردد»[1]، روشن است که اضطرار یکی از عواملی است که موجب عدم مسئولیت جزایی اشخاص می گردد و جمیع فقها و علمای حقوق بر آن اتفاق نظر دارند ، همچنین در جوامع بشری نیز این نهاد حقوقی را پذیرفته اند. لیکن مسأله ای که مورد اختلاف صاحب نظران می باشد این است که آیا بایستی اضطرار به عنوان عامل مشروع کننده جرم تلقی شود؛ زیرا مضطر اصولاً مرتکب جرمی نشده است. بنابراین از او رفع مسئولیت جزایی می شود یا این که صفت مجرمانه همچنان برای عمل اضطراری ثابت و پابرجاست و شخص مضطر به خاطر شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر وی از مجات معاف می باشد. بهرحال در این باره در نوشته های حقوقی و پژوهشهای فروانی که بین عالمان و دانشجویان حقوق کیفری به تفصیل سخن گفته شده است. اما در بحث مطالعه این موارد بطور تطبیقی در این نوشتار به بررسی و مقایسه این نهاد در حقوق ایران و آلمان پرداخته ایم.
ب ) سوالات تحقیق
سوالاتی که در این نوشتار بدانها پاسخ می دهیم عبارتند از:
1ـ منشأ قاعده اضطرار درحقوق ایران و حقوق آلمان چیست؟ شباهتها و تفاوتهای بین این نهاد و نهادهای مشابه آن چه می باشد؟
2ـ میزان تأثیرگذاری اضطرار در حقوق کیفری دو کشور ایران و آلمان چگونه است و چه مصادیقی را تحت پوشش خود قرار می دهد؟
3ـ ادله اباحه و منابع اضطرار چیست؟
4ـ شرایط تحقق اضطرار در حقوق کیفری چگونه است و چگونه می توان به آن در سلب مسئولیت کیفری استناد نمود و متوسل شد؟
پ ) فرضیه های تحقیق
1ـ اضطرار مانند عسر و حرج از مهمترین عناوین ثانویه است که نقش عمده ای در تطبیق قوانین شرع با اوضاع و احوال خاص و در نتیجه تداوم اجرای عدالت دارد.
2ـ اضطرار وضعیتی است که موجب می گردد شخص برای دفع ضرر از خود عملی را انجام دهد.
3ـ مهمترین اثر قاعده اضطرار رفع حرمت عملی است که شخص مضطر ناچار به انجام آن شده است، این اثر قاعده اضطرار در قالب عبارت (الضرورات تبیح المحظورات ) مقبولیت عام یافته است.
4ـ شرایط اضطرار در حقوق کیفری ایران و آلمان که این نهاد را بطور مطلق پذیرفته اند، تقریباً یکسان است و تأثیرات آن در مسئولیت کیفری نیز سقوط مسئولیت کیفری است.
5ـ در حقوق ایران منبع و مبنای اضطرار قوانین، ادله شرعی و رویه قضایی و در حقوق آلمان فقط قانون و رویه قضایی می باشد.
6ـ درباره مصادیق اضطرار در حقوق کیفری آلمان از جمله قوانین و رویه قضایی، در جرم سقط جنین، قتل و سرقت به صراحت به میزان یا عدم مسئولیت مجرم اشاره شده است و در حقوق ایران علاوه بر قانون و رویه قضایی بر اساس ادله فقهی و مستندات شرعی نیز مصادیق آن بطور روشن و کامل بیان شده است.  
ج ) اهداف و کاربردهای تحقیق
در تشخیص اضطرار در نحوه ارتکاب جرم، این موضوع مهم است که بتوان وجود یا عدم وجود این حالت را در شخص مجرم و شرایط عمل ارتکابی آن مشخص و ثابت نمود. یکی از اهداف شناخت و مطالعه این نهاد، تشخیص اضطرار و شناخت مصادیق آن در حقوق کیفری ایران به این امر مهم کمک بیشتری می نماید.از طرفی مطالعه تطبیقی آن با میزان تأثیر و مصادیقش در حقوق کیفری آلمان و رویه قضایی آن باعث شناخت هرچه بیشتر آن نهاد و شناخت منسجم تر و جزئی تر آن در بین دانشجویان و محققان و اساتید حقوق جزا می شود.
با این توضیح کاربرد این نهاد در رویه قضایی و اعمال مجازاتها (کاربرد عملی)و همچنین جهت آشنایی دانشجویان و اساتید حقوق جزا مورد استفاده قرار خواهد گرفت و در دوره های آموزش علم حقوق جزا به طور بسیط و مفصل می توان به این مقوله پرداخت( کاربرد نظری).
[1]گلدوزیان، ایرج؛ بایسته‌های حقوق جزای عمومی، تهران، چاپ دوازدهم، نشر میزان 1384، ص 572
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

قیمت : 14700 تومان

***

و  همچنین به ایمیل شما نیز ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :                 serderehi@gmail.com

 

پایان نامه ارشد : ارائه یک سیستم تصمیم یار مبتنی بر شواهد به عنوان ابزاری در تشخیص و درمان بیماری‌های ارتوپدی

 دانلود متن کامل پایان نامه  ارائه یک سیستم تصمیم یار مبتنی بر شواهد به عنوان ابزاری در تشخیص و درمان بیماری‌های ارتوپدی

Continue reading “پایان نامه ارشد : ارائه یک سیستم تصمیم یار مبتنی بر شواهد به عنوان ابزاری در تشخیص و درمان بیماری‌های ارتوپدی”

رساله دکتری رشته بیماری شناسی گیاهی :مطالعه تاکسونومی هیفومیست های سرکوسپوروئید در نواحی جنوبی حاشیه دریای خزر

عنوان : تاکسونومی هیفومیست های سرکوسپوروئید در نواحی جنوبی حاشیه دریای خزر

Continue reading “رساله دکتری رشته بیماری شناسی گیاهی :مطالعه تاکسونومی هیفومیست های سرکوسپوروئید در نواحی جنوبی حاشیه دریای خزر”

پایان نامه کارشناسی ارشد: مقایسه اقتصادی روشهای کنترل بیماری بلاست برنج از دیدگاه کارشناسان و کشاورزان شهرستان لنگرود

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته: مهندسی کشاورزی

گرایش: مدیریت کشاورزی

عنوان : مقایسه اقتصادی روشهای کنترل بیماری بلاست برنج از دیدگاه کارشناسان و کشاورزان شهرستان لنگرود

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

پایان­ نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته مهندسی کشاورزی

گرایش مدیریت کشاورزی

عنوان:

مقایسه اقتصادی روشهای کنترل بیماری بلاست برنج از دیدگاه کارشناسان و کشاورزان شهرستان لنگرود

استاد راهنما:

دکتر محمد رضا صفری مطلق

Continue reading “پایان نامه کارشناسی ارشد: مقایسه اقتصادی روشهای کنترل بیماری بلاست برنج از دیدگاه کارشناسان و کشاورزان شهرستان لنگرود”

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی تاثیر جدایه های تریکودرما در کنترل بیولوژیکی بیماری پژمردگی آوندی پنبه در گنبد

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : زیست شناسی

گرایش : بیماری شناسی گیاهی

عنوان : بررسی تاثیر جدایه های تریکودرما در کنترل بیولوژیکی بیماری پژمردگی آوندی پنبه در گنبد

Continue reading “دانلود پایان نامه ارشد : بررسی تاثیر جدایه های تریکودرما در کنترل بیولوژیکی بیماری پژمردگی آوندی پنبه در گنبد”

پایان نامه ارشد: بررسی اثر متقابل قارچ Colletotrichum coccodes عامل بیماری خال سیاه و باکتریRalstonia solanacearum عامل بیماری پژمردگی باکتریایی سیب ­زمینی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : مهندسی کشاورزی

گرایش : بیماری شناسی گیاهی

عنوان : بررسی اثر متقابل قارچ Colletotrichum coccodes عامل بیماری خال سیاه و باکتریRalstonia solanacearum  عامل بیماری پژمردگی باکتریایی سیب ­زمینی

Continue reading “پایان نامه ارشد: بررسی اثر متقابل قارچ Colletotrichum coccodes عامل بیماری خال سیاه و باکتریRalstonia solanacearum عامل بیماری پژمردگی باکتریایی سیب ­زمینی”

پایان نامه ارشد: عوامل اجتماعی مرتبط با عدم تشخیص به موقع بیماری فنیل کتونوری93(PKU) و پیامدهای اجتماعی آن بر خانواده بیماران

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :جامعه شناسی

عنوان : عوامل اجتماعی مرتبط با عدم تشخیص به موقع بیماری فنیل کتونوری93(PKU) و پیامدهای اجتماعی آن بر خانواده بیماران در شهر تهران

Continue reading “پایان نامه ارشد: عوامل اجتماعی مرتبط با عدم تشخیص به موقع بیماری فنیل کتونوری93(PKU) و پیامدهای اجتماعی آن بر خانواده بیماران”