1-2 بیان مسئله5
1-3 سوابق تحقیق5
1-4 فرضیه های تحقیق6
1-5 اهداف تحقیق6
1-6 جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق6

1-7 روش انجام تحقیق6
فصل دوم: درباره موسیقی
2-1 درآمد8
2-2 تاریخچه8
2-2-1 دوره ی هخامنشی9
2-2-2 دوره ساسانی12
2-2-3 دوره ی اسلامی18
2-3 تعریف شعر و موسیقی از دیدگاه بزرگان25
2-3-1 تعریف موسیقی25
2-3-2 تعریف شعر26
2-4 آشنایی با چند اصطلاح موسیقی27
2-5 مختصری درباره وجه تسمیه گوشه های موسیقی29
2-5-1 مثال30
فصل سوم: درباره استاد محمدرضا شجریان
3-1 درآمد33
3-2 بیوگرافی33
3-3 شیوه ی آوازی استاد شجریان36
فصل چهارم: ارتباط شعر و موسیقی و بررسی آن در هفت آلبوم استاد محمدرضا شجریان
4-1 درآمد41
4-2 پیوند شعر و موسیقی41
2-4-1 هماهنگی موسیقی آوازی با مفهوم شعراز زبان استاد حسین دهلوی43
4-3 بررسی ادبی و موسیقیایی هفت اثر از آثار استاد محمدرضا شجریان47
4-3-1 آلبوم شب سکوت کویر47
4-3-2 آلبوم سر عشق60
4-3-3 آلبوم بیداد71
4-3-4 آلبوم آسمان عشق84
4-3-5 آلبوم نوا94
4-3-6 آلبوم دستان109
4-3-7 آلبوم راست پنجگاه118
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1 نتیجه گیری129
منابع131
پیشگفتار
خشک سیمی، خشک چوبی، خشک پوست ما همه ابنای آدم بوده ایم . از کجا می آید این آوای دوست در بهشت این لحنها بشنوده ایم .
“مولانا”
از دیرباز سودای آن داشتم، تا به شکران? یک عمر، استماع نغمه های آسمانی و آوازهای ملکوتی استاد محمدرضا شجریان، نقشی در جهت بزرگداشت این چهره فاخر و بلند پای? عرصه موسیقی و آواز ایران زمین ایفا نمایم. از حُسن اتفاق در سال 89 در رشته ادبیات مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدم و پس از اتمام واحدهای درسی به منظور انتخاب موضوع پایان نامه با جناب آقای دکتر کاظمی ریاست محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشورت نمودم. ایشان بنا به قریحه سلیم و ذوق سرشاری که در عرصه هنر دارند، بررسی ارتباط شعر و موسیقی در آثار و آلبوم های استاد شجریان را پیشنهاد نمودند. بنده نیز، نظر به تحقق آرمانی که سال ها با آن گره خورده بودم، همچنین بنا به ارادت و علاقه وافری که به جناب آقای دکترکاظمی داشتم با کمال شوق پذیرفتم.
پس از تحقیق و جستجوی لازم، دریافتم که موضوع این پایان نامه از جمله موضوعاتی است که تاکنون بدان پرداخته نشده است. به جز مواردی اندک و معدود، که صرفاً به بررسی چند بیت از یک آلبوم اشاره نموده است.
در ابتدا، این پژوهش قرار بود در طیف وسیع تری صورت گرفته و تمامی آلبوم هایی که در کتاب خسرو خوبان، تدوین شده است مورد نقد و بررسی قرار گیرد. اما به دلیل محدودیت زمانی و ضیق وقت، همچنین تکرار مطالب که قطعاً برای مخاطب، ملال آور خواهد بود به هفت آلبوم که هر کدام در یکی از هفت دستگاه موسیقی اصیل ایرانی اجرا گردیده است کاهش یافت.
اهمیت این تحقیق بدان جهت است که علاقه مندان با در دست داشتن نسخه ای از این تحقیق می توانند به هنگام شنیدن هر یک از این آلبوم ها، نوع دستگاه، گوشه ها ، ردیف های آوازی و همچنین ارتباط شعر و ملودی، و به طور کلی فضای حاکم بر اثرِ مربوطه را عمیق تر درک نموده و با شناخت از زوایای ادبی و موسیقایی آن لذت بیشتری دریافت نمایند.
لازم به ذکر است، با همه ی سعی و تلاشی که در جهت ارائه دقیق و صحیح مطالب نموده ام، هیچگاه مدعی آن نیستم که پژوهشی بدون نقص و عاری از عیب به انجام رسانده ام.
شاید در مواردی راه به بادیه ی خطا پیموده باشم، اما خرسندم که به باطل ننشسته و به حد بضاعت و توان در این مسیر کوشیده ام.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
امیدوارم صاحبان فن و ارباب خرد، ناگفته ها و عیوب این پژوهش را به حقیر گوشزد نموده تا در آینده، این پژوهش صورتی نیکوتر پذیرد.
در پایان از جناب آقای دکتر کاظمی که از ابتدا تا انتها ،همتی والا وبی شائبه ،بدرقه راه این نوسفر عرصه فرهنگ و ادب ، نموده اند کمال تشکر و امتنان فراوان دارم. همچنین تشکر از جناب استاد مهدی اسدی، استاد مشاور که از نظرات وپیشنهادات گرانقدرشان بهره های فراوان برده ام. در نهایت، سپاس از برادر عزیزم، جناب استاد محمدمیرزایی،خوشنویس و ردیف دان برجسته کرمان، که اگر فروغ دانش و رهنمودهای گوهربارشان بر این پژوهش نمی تابید، هرگز این پژوهش به سر منزل مقصود نمی رسید.
و در آخر به گفت? زنده یاد دکترمحمد معین:
“این کاری است که توانسته ایم، ولی آن نیست که خواسته ایم”
احمدعلی میرزایی
مقدمه
“آنجا که سخن باز می ماند موسیقی آغاز می گردد.”
“رومن رولان”
شعر و موسیقی پیوندی ناگسستنی دارند، زیرا حقیقت درونی شعر که همان وزن می باشد موجب پیوند آن با موسیقی است. برخی بر این عقیده اند، شعری که از قالب و وزن عروضی عاری باشد، کمال یافته نیست و نمی تواند موجب غنای موسیقی شود. از جمله کسانی که بر اهمیت پیوند شعر و موسیقی، و ضرورت آن به منظور زیباتر شدن اثر، تأکید فراوان داشته اند استاد محمدرضا شجریان است. از این رو پژوهشگر بر آن است تا این حساسیت را در هفت اثر از آثار موسیقی ایشان که هر کدام در یکی از دستگاه های هفت گانه موسیقی ایرانی اجرا گردیده است مشاهده و مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
این پژوهش شامل پنج فصل می باشد. فصل اول، کلیات، فصل دوم اشاره ای کوتاه به تاریخچه موسیقی از دیدگاه استاد روح الله خالقی، همچنین جهت آشنایی مخاطبان عزیز اشاره ای اجمالی به تعدادی از اصطلاحات موسیقی و وجه تسمیه گوشه ها. فصل سوم بنا به ضرورت، مختصری درباره استاد شجریان و ویژگی های آوازی ایشان . در فصل چهارم که عنصر اصلی تحقیق می باشد؛ضمن مقدمه ای کوتاه درخصوص تلفیق شعر وموسیقی و نگاهی به هماهنگی آوازی با مفهوم شعر از دیدگاه استاد حسین دهلوی ، به بررسی جنبه های ادبی، از جمله اوزان عروضی، صناعات ادبی، جنبه های محتوایی شعر و مضامین آن؛ و در جنبه های موسیقایی به ردیف های آوازی، گوشه ها، نوع دستگاه و هماهنگی آن ها با ملودی پرداخته می شود. در فصل پنجم نتایج حاصل ازاین پژوهش ارائه شده است.
فصل اول:
کلیات
1-1 درآمد
در این فصل صورتی کلی شامل: بیان مسئله، سوابق تحقیق، فرضیه های تحقیق، اهداف تحقیق و غیره ارائه می شود.
1-2 بیان مسئله
شعر، موسیقی و تلفیق این دو، از جمله مباحثی است که در حوزه موسیقی ایرانی حائز اهمیت می باشد.
بی شک هرگاه شعر و موسیقی با هم ادغام و ترکیب شده اند نه تنها منجر به خلق آثاری زیبا شده، بلکه بر مخاطب نیز تأثیر بسزایی داشته است.
اگرچه شعر به طور مستقل در مواردی جلوه گری نموده و به موسیقی و آهنگ احتیاج نداشته است ولی آنچه واضح است، موسیقی همواره، زیبایی و زینت شعر بوده و کمتر به خودی خود استقلال داشته است. خصوصاً در سرزمین ما، مردم هنگامی از موسیقی لذت می برند که با کلام توأم باشد.
نظر به اهمیت هماهنگی شعر و موسیقی پژوهشگر بر آن است این هماهنگی را در هفت اثر از آثار استاد محمدرضا شجریان که هر کدام در یکی از دستگاه های هفت گانه موسیقی اصیل ایرانی اجرا گردیده است مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.
1-3 سوابق تحقیق
تحقیقاتی پیرامون تلفیق شعر و موسیقی توسط استادانی نظیر: استاد حسین دهلوی در کتاب “پیوند شعر و موسیقی”، استاد حسین علی ملاح در کتاب “پیوند شعر و موسیقی” و فرصت الدوله شیرازی در کتاب “بحور الالحان” شده است. علیرغم غنای علمی و ادبی که دارند در هیچکدام از این تحقیقات یک غزل از ابتدا تا انتها بررسی نشده و بیشتر به خود موضوع تلفیق توجه شده است. حال آنکه در این پژوهش به یکایک ابیات پرداخته شده است.
1-4 فرضیه های تحقیق
– وزن شعر با دستگاه موسیقی ارتباط دارد.
– مضمون شعر با دستگاه و ملودی مرتبط است.
– اشعار از جنبه های ادبی و بلاغی انتخاب شده اند.
– اشعار ساده مورد انتخاب بوده اند.
1-5 اهداف تحقیق
هدف از این تحقیق دستیابی به ارتباط بین ابعاد ادبی و جنبههای موسیقایی می باشد.
1-6 جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق
تاکنون تحقیقی از این دست در موسیقی معاصر، حداقل مدون و جامع صورت نگرفته است.
1-7 روش انجام تحقیق
روش کار به صورت کتابخانه ای، میدانی و تطبیقی بوده و از طریق بررسی آثار مکتوب درخصوص موسیقی، مصاحبه، یادداشت برداری، دسته بندی مطالب گردآوری شده و پس از تجزیه و تحلیل، نگارش شده است.
فصل دوم:
درباره موسیقی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-1 درآمد
براساس تقسیم بندی تاریخی، می توان موسیقی ایران را به دو دوره اصلی قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم کرد.
از آنجا که پژوهشگر تاکنون کار تاریخی نکرده و در این پژوهش بیشتر بر تلفیق و پیوند شعر و موسیقی تأکید نموده است لذا در این فصل ابتدا به دو دوره تاریخی قبل از اسلام (هخامنشی و ساسانی) و دوره اسلامی از زبان زنده یاد استاد روح الله خالقی که در کتاب موسیقی ایرانی آورده شده است می پردازد. سپس به تعاریف موسیقی از دیدگاه بزرگان و در نهایت بنا به ضرورت، جهت آشنایی عزیزان، با تعدادی از اصطلاحات موسیقی، گوشه ها و وجه تسمیه آن ها، توضیحی کوتاه داده می شود.
2-2 تاریخچه
هرچند کشور ایران دارای تاریخ قدیم پرارزشی است که از 25 قرن آن آثار کتبی یا سنگ نبشته های تاریخی و حجاری و غیره باقیست ولی در مورد موسیقی مدارک نوشته شده بخصوص آنچه مربوط به دوره های کهن می باشد و اصولاً به جهات مختلف که بعد اشاره خواهد شد به بندرت در کتاب های تاریخی ما از هنرها و خاصه موسیقی سخن به میان آمده است به همین جهت اطلاعات ما هم در این باره زیاد نیست ولی هر چه هست آن ها را می توان فهرست وار به شرح زیر اشاره نمود:
2-2-1 دوره ی هخامنشی
از موسیقی این دوره اطلاع کافی نداریم ولی کشوری که خود را رقیب یونان می دانسته و با آن سرزمین که مردمش تمدن عالی داشته اند روابط تاریخی داشته و از حیث آثار صنعتی نمونه های پرارزشی مانند حجاری های تخت جمشید به یادگار گذاشته، بی شک از موسیقی هم بی بهره نبوده. از این گذشته چون دولت هخامنشی جانشین دولت های متمدن زمان خود مانند عیلام و آشور و کلده و بابل و حکومت های آسیای صغیر (چون لیدیه، فریکیه و غیره) گردیده قاعدتاً باید از هنرهای آن ها هم تا آنجا که مطابق ذوق ایرانی ها بوده اقتباساتی کرده باشد. ملل مشرق زمین قبل از تأسیس دولت هخامنشی یا در همان زمان همه سازهای مختلف داشته اند چنانکه نمونه های آلات موسیقیشان در حجاری هائی که از مصری ها، سومری ها، عیلامی ها، آسوری ها، هندی های قدیم و غیره باقی مانده هم اکنون دیده می شود و در کتاب های تاریخ موسیقی از این آلات و نوازندگان و رقاصان بی آنکه نام و نشانشان باقی مانده باشد گفتگو در میان است ولی تعجب است که از دوره ی هخامنشی چنین نمونه هائی به جای نمانده است.
هرودت مورخ مشهور یونانی در تاریخ خود راجع به ایرانی ها می نویسد:
“ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند، آتش مقدس روشن نمی کنند، بر قبور شراب نمی پاشند ولی یکی از موبدان حاضر می شود و یکی از سرودهای مقدس مذهبی را می خواند” اما آنچه معلوم است این سرودهای مقدس مذهبی را می خواند” اما آنچه معلوم است این سرود با سازی همراه نیست.
از گفته ی هرودوت چنین بر می آید که ایرانیان قدیم موسیقی مخصوصی برای تشریفات مذهبی داشته اند و شاید سرودی که هرودت با آن اشاره می کند از سرودهای اوستا بوده زیرا قسمتی از کتاب “یسنا” که موسوم به “گات ها” و قدیم ترین قسمت اوستا می باشد شامل سرودهای مؤثریست که به احتمال قوی آهنگ دار و موزون بوده. این سرودهای هفده گانه در اواسط کتاب یسنا واقع شده و تصور می رود که از خود زرتشت باشد. این سرودها را می توان شعر یا نثر مسجع دانست که به عقیده ی مورخان دارای وزن و آهنگ مخصوص بوده است.
از طرف دیگر قوم ایرانی که در اصل با هندی ها یکی بوده و از یکی از شاخه های مهم نژاد آریائی جدا شده از آغاز با هم جهات مشترکی داشته است چنانکه کتاب مذهبی هندی ها موسوم به “ودا” که یادگار قدیم زبان سانسکریت است نیز شامل سرودها و ترانه های مذهبی و ادبی نژاد آریائی است و از مقایسه ی مطالب کتاب ودا و اوستا بخوبی معلوم می شود که قوم ایرانی و هندی فرزندان یک مادرند و احساسات و طرز تفکر و کیفیات ذوقی آن ها جنبه های مشترکی داشته و حتی هنوز هم موسیقی ایران و هند دارای شباهت هائی به هم می باشد.
تصور می کنم بعکس مذهب هندی ها که از آغاز با رقص و موسیقی موافقت کامل داشته و این هنر از ارکان تشریفات مذهبی آن ها به شمار آمده در مذهب قدیم ایرانیان، موسیقی در مراسم مذهبی وظیفه ای نداشته و به همین جهت اگر سرودی در این تشریفات خوانده می شده با سازی همراه نبوده، چنانکه هنوز هم در تشریفات مذهبی زرتشتیان همینطور است.
اما از نوشته “زنوفن” تاریخ نویس قدیم یونانی می توان حدس زد که نوعی دیگر از موسیقی نیز در زمان هخامنشیان مورد است استفاده قرار می گرفته است.
این مورخ در کتابی که راجع به خصال کوروش به نام “کوروپدی” یا “سیروپدی” نوشته (به فارسی هم ترجمه شده) چنین می نویسد:
“کوروش هنگام حمله به قشون آسوربنا بر عادت خود سرودی آغاز کرد که سپاهیان با صدائی بلند و با احترام و ادب زیاد دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدم های مساوی و با نظم تمام به راه افتادند.”
در جای دیگر گوید:
“کوروش برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همین که صدای شیپور بلند شد باید همه ی سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.”
پس از چند سطر دیگر چنین می نویسد:
” در نیمه شب که صدای شیپور عزیمت و رحیل بلند شد کوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوی صفوف سپاهیان قرار گیرد. بعد کوروش می گوید همین که من به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیک شد سرود جنگی را می خوانم و شما بی درنگ جواب مرا بدهید. در موقع حمله چنانکه گفته بود کوروش سرود جنگ را آغاز کرد و سپاه همگی با وی هم آواز شدند.”
از مطالب فوق چنین بر می آید که ایرانیان در آن زمان موسیقی مخصوصی برای رزم داشته اند، که بی شک در تحریک احساسات سپاهیان مؤثر بوده و آلات موسیقی جنگی آن ها مانند طبل و شیپور در این هنگام به کار می رفته و سرودهای رزمی در برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان و کامیابی آنان در میدان نبرد وسیله ی بسیار مؤثری بوده اما معلوم نیست که این سرودها در چه پرده ای بوده و با چه شعری تلفیق شده است. مطلب دیگری که از گفته ی زنوفن می توان درک کرد این است که مردمی که موسیقی مخصوصی برای میدان نبرد داشته اند بی شک آن قدر با نغمه و آهنگ آشنا بوده اند که برای هنگام فراغت و بزم و شادی نیز از موسیقی مناسب دیگری استفاده کنند چنانکه هرودت در تاریخ خود مکرر از کلمه “نی” که به وسیله ی ایرانیان نواخته می شده گفتگو کرده است.
پس از دوره ی هخامنشی جون اسکندر و جانشینان او یونانی بودند و از آن پس اشکانیان هم خارجی به شمار می رفتند و نسبت به آثار تمدن ایرانی ابراز علاقه نمی کردند همانطور که در انی زمان تمدن یونان در ایران نفوذ کرد شاید از موسیقی یونان نیز اقتباس و استفاده شده باشد. مثلاً به طوری که می گویند یکی از پادشاهان اشکانی موسوم به “ارد اول” دوستدار ادبیات یونانی بود و در مجالس او نمایش های یونانی مانند تصنیفات “اری پید” شاعر یونانی را که نمایش های حزن انگیز او معروف است نمایش می دادند و شاید همان کسانی که از نمایش های یونانی اطلاع داشته و بازی می کرده اند از موسیقی یونان هم بهره ای داشته و در موقع مناسب نغمه های یونانی نیز می خوانده اند ولی حدسی است که مدرک کتبی همراه آن نمی باشد.
2-2-2 دوره ساسانی
از آنجا که پادشاهان ساسانی ایرانی نژاد بودند و به بسط و توسعه تمدن ایرانی علاقه مخصوص داشتند، در دوره ی آن ها علوم و هنرهای ایرانی ترقی کرد و در نتیجه موسیقی هم در اثر تشویق آن ها رونق گرفت.
اردشیر ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم کرده بود که از آن جمله موسیقی دان ها طبقه ی خاصی را تشکیل می داند و در نزد او مقامی مخصوص داشتند. ذوق ادبی و موسیقی بهرام گور معروف است چنانکه نوشته اند وی چهارصد تن نوازنده و خواننده از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقی دان ها بر سایر طبقات مردم مقدم بودند و او آن ها را نوازش بسیار می کرد.
موسیقی دوره ساسانی مخصوصاً در زمان خسرو پرویز بیشتر ترقی کرد. “باربد” موسیقی دان خاص او بوده که در کتاب های ادب و تاریخ مانند شاهنامه ی فردوسی و خسرو و شیرین نظامی حکایاتی از او نقل شده است. بطوری که نوشته اند باربد مخترع نغمه هائی است که آن ها را در مجلس خسرو پرویز می نواخته و مشهور است که وی 360 نغمه ی موسیقی برای روزهای سال ساخته و هر روز یکی از آن ها را که مناسب موقع بوده می نواخته تا خسرو از تکرار نغمات موسیقی خسته خاطر نشود. مقام او نزد خسرو با آن پایه بوده که هر کس حاجتی داشت مطلب خود را به وسیله ی او به عرض شاه می رسانید. از جمله هنگامی که اسب محبوب سلطان موسوم به “شبدیز” مرد و کسی را جرأت اظهار آن نبود، باربد نغمه ای در این زمینه سرود و خسرو را از حادثه آگاه نمود. در صورتی که شاه گفته بود هر کس خبر مرگ شبدیز را بدهد کشته خواهد شد ولی باربد به سبکی هنرمندانه پادشاه را از این خبر آگاه کرد. خسرو با تغییر خاطر پرسید: وای بر تو، شبدیز مرد؟ باربد جواب داد: تو خود گفتی.
نظامی اسامی سی لحن باربد را که برای سی روز ماه سروده در مثنوی خسرو و شیرین آورده است.
به گفته ی وی پس از این که سه روز خسروپرویز از مرگ بهرام ماتم زده و دلتنگ بود روز چهارم مجلس بزمی آراست:
سه روز اندوه خورد از بهر بهرام چهارم روز مجلس تازه کردند ملک چون شد زنوش ساقیان مست طلب فرمود کردن، باربد را در آمد باربد چون بلبل مست ز صد دستان که او را بود در ساز ببربط چون سر زخمه در آورد .نه با تخت آشنا می شد نه با جام غناها را بلند آوازه کردند غم دیدار شیرین بردش از دست وزو درمان طلب شد درد خود را گرفته بربی چون آب در دست گزیده کرد سی لحن خوش آواز زر ود خشک بانگ تر بر آورد . نام هائی که نظامی در خسرو و شیرین آورده معلوم نیست همان نغمه های اختراعی باربد باشد ولی چون نام اغلب آن ها فارسی خالص است و دیگران هم همین نام ها را کم و بیش قبل از او ذکر کرده اند می توان با حدس نزدیک به یقین گفت که این همان نغمات یادگار دوره ی ساسانیست از قبیل:
گنج باد آورد، آرایش خورشید، مشکدانه، نیمروز، رامش، جان، نوشین باده، نوروز، شبدیز، لبک دری، سبز در سبز، سروستان، کین ایرج، باغ شیرین …
دیگر از موسیقی دان های این دوزه “نکیسا” می باشد که وی را در نواختن چنگ ماهر دانسته اند. دیگر “بامشاد” و “رامتین” یا “رامین” و آزادوار چنگی که آن ها نیز از مطربان و مغنیان و رامشگران دوره ی خسرو و پرویز بوده اند.
بعضی از تاریخ نویسان نام الحان قدیم موسیقی ما را گرد آورده و در این که کدام یک از آن ها مربوط به دوره ساسانی است سخن ها گفته اند. از جمله استاد فقید عباس اقبال آشتیانی در اثر تتبع و کاوش در فرهنگ ها و دیوان شاعران پیشین نام عده ای از نغمات موسیقی را جمع آورده و در کتاب شعر در موسیقی در ایران به چاپ رسانده است.
اینک برای نمونه نام چند نغمه ی دیگر را از میان نام هائی که وی یافته و مربوط به دوره ی ساسانی دانسته ذکر می کنم:
پالیزان، سبزبهار، یاغ سیاوشان، راه گل، شادباد، تخت، اردشیر، گنج سوخته، دل انگیزان، چکاوک، خسروانی، نوروز (بزرک، کوچک خارا) جامه دران، نهفت، در غم، گلزار، روشن، چراغ، گل نوش، زیر افکن.
از میان نغمه های فوق آهنگ هائی به نام چکاوک و نوروز (در همایون)، خسروانی (در ماهور)، جامه دران (در اصفهان)، زیرافکن یا زیرافکند (در شور) و نهفت (در نوا) هنوز هم جزء دستگاه های موسیقی ما باقی مانده و معلوم نیست چه تغییراتی در آن ها راه یافته زیرا در این مدت دراز تنها از استاد بشاگرد بطور شفاهی آموخته شده و سینه به سینه به ما رسیده و فقط در سال های اخیر که خط موسیقی معمول شده نوشته شده است.
در این که این آهنگ ها چگونه بوده، آیا با کلام تؤام بوده یا موسیقی بی آواز بوده، اطلاعی نداریم تنها راجع به برخی از آن ها اشاراتی در کتاب های قدیم دیده می شود. مثلاً بنا به نوشته ی “گریستن سن” در کتاب “امپراطوری ساسانی” یکی از سی لحن باربد “گنج بادآورد” بوده و مشهور است که این آهنگ را باربد به افتخار سردار ایرانی “شهر براز” فاتح مصر ساخته است و منظور از نام گذاری این بوده که گنج هائی که امپراتور رم از “کنستاتینوپل” بار کشتی کرده بوده به وسیله ی باد به ساحل افتاده و نصیب سردار ایرانی شده است.
دیگر داستانی است در مورد آهنگ “شبدیز” که قبلاً به آن اشاره شد.
درباره ی نغمه ی “جامه دران” در فرهنگ سخن آرا چنین آمده است: “جامه دران نام راهیست از تصانیف نکیسا” وی از نوازندگان دوره ساسانی است. برخی هم او را یونانی دانسته اند. “گویند نکیسا این نوا را چنان خوب نواخت که حضار مجلس همه جامه ها به تن پاره کردند و مدهوش شدند”. وحشی بافقی چنین گفته است:
مطرب بنوائی ره ما بی خبران زن تا جامه درانیم ره1 جامه دران را
دیگر “نوروز” است که به نام جشن باستانی و ملی ایران نامیده شده و به نام های مختلف مانند نوروز بزرگ، نوروز کوچک، نوروز خارا و نوروز کیقبادی در کتب قدیم ضبط گردیده ولی بعدها نوروز بزرگ و کوچک از میان رفته و “نوروز صبا” جایش را گرفته و عجب تر اینکه در کتاب های دوران بعد “نوروز عجم” و “نوروز عرب” هم مذکور است و در ردیفی که هم اکنون از موسیقی ایران در دست ماست سه نغمه به نام نوروز موجود می باشد:
1- نوروز صبا که در پرده ی “چکاوک” است و از پرده ی “بیداد” شروع می شود.
2- نوروز عرب که در پرده ی چکاوک توقف می کند.
3- نوروز خارا که به پرده ی چکاوک فرود می آید.
در واقع این سه نغمه فعلاً از فروع چکاوک و بیداد محسوب می شود.
دیگر آهنگ “خسروانیم است که از الحان بسیار قدیمی است و هم اکنون در دستگاه ماهور نواخته می شود.
در برهان قاطع چنین آمده: “نام نوعی از لحن است، گویند باربد جهرمی که در بربط نوازی استاد بوده به نام لحون و اغانی خود را در مجلس خسرو پرویز بر نثر نهاده بود یعنی نظم نمی نواخت و آن نثر مسجع بود، مبتنی بر مدح و آفرین خسرو و این قسم لحون و اغانی را خسروانی خوانند، چه خسرو را پسند خاطر شده به این نام موسوم ساخت و نوای خسروانی هم گفته اند.”
در فرهنگ انجمن آرا چنین آمده:
“راه خسروانی یعنی نغمه و آهنگ خاص که به خسروانی معروف است” امیرخسرو دهلوی گوید:

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید