2-5) نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………..73
فصل سوم: روش تحقیق
3-1) مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………..75
3-2) روش تحقیق………………………………………………………………………………………………………..75
3-3) جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………..75
3-4) نمونه آماری…………………………………………………………………………………………………………76
3-5) روش?های گردآوری داده?ها…………………………………………………………………………………….76
3-5-1) مطالعات کتابخانه‌ای………………………………………………………………………………………….76
3-5-2)تحقیقات میدانی………………………………………………………………………………………………77
3-6) قابلیت پایایی و روایی ابزار تحقیق………………………………………………………………………….81
3-6-1) تعیین پایایی پرسشنامه ها…………………………………………………………………………………..81
3-6-2) تعیین روایی پرسشنامه …………………………………………………………………………………….82
3-7) روش های آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها………………………………….83
3-8) روش اجرای تحقیق……………………………………………………………………………………………..83
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری
4-1 ) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………….85
4-2) آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………….85
4-3) آمار استنباطی………………………………………………………………………………………………………89
فصل پنجم: نتیجه گیری و تفسیر یافته ها
5-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………..105
5-2 خلاصه تحقیق …………………………………………………………………………………………………….105
5-3) بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………..106
5-4) محدودیت های در اختیار محقق…………………………………………………………………………….114
5-5 ) پیشنهادات برخاسته از تحقیق………………………………………………………………………………..114
5-6 پیشنهادات برای تحقیقات آینده………………………………………………………………………………..115
فهرست جداول
جدول3-1) جدول مربوط به هرکدام از سؤالات در مؤلفه های هیجانی در آزمون
سیریاشرینگ…………………………………………………………………………………………………………………..78
جدول 3-2)جدول مربوط به هر کدام از سوالات سلامت روان……………………………………………80
جدول3-3) نتایج آزمون پایایی…………………………………………………………………………………………82
جدول 4-1) ویژگی های جمعیت شناختی نمونه مورد مطالعه………………………………………………85
جدول 4-2) آزمون کولموگروف-اسمیرنوف تک نمونه ای متغیرهای هوش
هیجانی و سلامت عمومی…………………………………………………………………………………………………89
جدول4-3) آزمون t-تک گروهی میزان هوش هیجانی و خرده مقیاس ها………………………………90
جدول 4-4) آزمون t-تک گروهی میزان سلامت عمومی و خرده مقیاس ها…………………………..92
جدول4-5) رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان زن ابتدایی
بر اساس هوش هیجانی………………………………………………………………………………………….93
جدول 4-6) ضرایب رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان
زن ابتدایی بر اساس هوش هیجانی……………………………………………………………………….. 94
جدول 4-7) رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان زن راهنمایی
بر اساس هوش هیجانی…………………………………………………………………………………………94

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول4-8) ضرایب رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان زن
راهنمایی بر اساس هوش هیجانی……………………………………………………………………………..95
جدول 4-9) رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان زن دبیرستان
بر اساس هوش هیجانی…………………………………………………………………………………………96
جدول4-10) ضرایب رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان
زن دبیرستان بر اساس هوش هیجانی………………………………………………………………………….96
جدول 4-11) رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان مرد
ابتدایی بر اساس هوش هیجانی…………………………………………………………………………………97
جدول 4-12) ضرایب رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان
مرد ابتدایی بر اساس هوش هیجانی………………………………………………………………………….98
جدول4-13) رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان مرد راهنمایی
بر اساس هوش هیجانی…………………………………………………………………………………………..98
جدول 4-14) ضرایب رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی
معلمان مرد راهنمایی بر اساس هوش هیجانی…………………………………………………………..99
جدول4-15) رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان مرد
دبیرستان بر اساس هوش هیجانی…………………………………………………………………………..100
جدول4-16) ضرایب رگرسیون خطی پیش بینی سلامت روانی معلمان مرد
دبیرستان بر اساس هوش هیجانی………………………………………………………………………..100
جدول4-17) تحلیل واریانس یک راهه تفاوت هوش هیجانی
معلمان مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان……………………………………………………………101
جدول4-18) تحلیل واریانس یک راهه تفاوت سلامت روانی
معلمان مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان…………………………………………………………….102
جدول4-19) آزمون تعقیبی شفه برای مقایسه زوج
میانگین های سلامت روانی معلمان ………………………………………………………………………103
فهرست نمودارها
نمودار4-1) نمودار دایره ای درصد فراوانی برای جنسیت…………………………………………..86
نمودار4-2) نمودار دایره ای درصد فراوانی برای تأهل………………………………………………87
نمودار4-3) نمودار دایره ای درصد فراوانی برای مقطع تدریس…………………………………..87
نمودار4-4) نمودار دایره ای درصد فراوانی برای سابقه تدریس…………………………………..88
نمودار4-5) نمودار دایره ای درصد فراوانی برای تحصیلات………………………………………88
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
مهم ترین عامل در نیل به اهداف هر سازمان ، نیروی انسانی است .در آموزش و پرورش به دلیل اهداف معنوی و تربیتی، معلمان به عنوان مهم ترین عوامل اثرگذار در تعلیم و تربیت محسوب می شوند( عسگریان،1365). سرمایه گذاری بیشتر روی نیروی انسانی آموزش و پرورش (معلمان) به معنای افزایش دانش و قدرتمند کردن زیر بنای جامعه است.معلم تربیت بدنی نیز به عنوان جزئی از این نیروی انسانی در آموزش و پرورش وظایف خطیری هم چون ایجاد آمادگی بدنی، ایجاد صفات اخلاقی و اجتماعی پسندیده، پر کردن صحیح اوقات فراغت و آموزش شیوه درست زندگی به دانش آموزان را بر عهده دارد(وزارت آموزش و پرورش ،1374). هم چنین معلمان تربیت بدنی از طریق فعالیت های جسمانی و حفظ بهداشت و تندرستی دانش آموزان، در دست یابی به اهداف تعلیم و تربیت عمومی وظیفه ی دشواری دارند و باید از سطح مطلوب توانمندی های فردی و مدیریتی برخوردار باشند ( قیومی،محمد، 1382) . به نظر می رسد شغل معلمان ،به ویژه در بخش تربیت ،از جمله مشاغلی است که به سطح بالایی از هوش هیجانی نیاز دارد. زیرا معلمان تربیت بدنی به رابطه ی تنگاتنگ با دانش آموزان نیاز دارند و نقش حیاتی در تکامل رفتار، نگرش، مهارت ها و دادن اطلاعاتی که آنها برای فعالیت بدنی در طول زندگی نیاز دارند، بازی می کنند( یارمحمدی منفرد و همکاران 1389).
هوش هیجانی 1 شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است. به عبارت دیگر، هوش هیجانی شامل توانایی انجام استدلال دقیق در مورد احساسات عاطفی، برای ارتقاء سطح تفکر است (مایر 2وهمکاران ، 2008) و به عنوان زیرمجموعه ای از هوش اجتماعی تعریف شده است ؛ یعنی توانایی کنار آمدن با مردم، مهار هیجان ها در روابط با انسان ها و توانایی ترغیب یا راهنمایی دیگران. همچنین ویژگی هایی همچون توانایی برانگیختن خود، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست ندادن روحیه، پس راندن افسردگی و یأس در هنگام تفکر، همدلی و صمیمیت و امید داشتن را در بر میگیرد (گلمن3،1995). ویژگی های هوش هیجانی همچون درک، توصیف، فهم و مدیریت احساس، موجب مقابله کارآمد افراد با استرسهای روزانه و اتفاقات مهم زندگی میشود و نتایجی همچون سلامت روانی، کیفیت مطلوب روابط، رضایت شغلی و سلامت بدنی را در پی دارد (گلادیس4 و همکاران،2009).افراد دارای هوش هیجانی بالاتر می توانند با موفقیت بیشتری با مشکلات موجود در محیط های کاری و زندگی شان مقابله کنند و از سلامت بیشتری برخوردار باشند ، (گلمن، دانیل،1990) و هم چنین هوش هیجانی نقش مهمی در بهبود عملکرد جسمی و روانی افراد داشته و نظم هیجانی نقش تعیین کننده های در روابط بین عوامل فشارزا وسلامت جسمی ایفا می کند(تسایوسیس5 و نیکولا ،2005).
فعالیت های بدنی منظم راهی ایمن و مطمئن برای کاهش اختلالات روانی شایع در جامعه از قبیل اضطراب، تنیدگی و افسردگی است که تاثیر زیادی بر سلامت روانی افراد دارد (پور رنجبر و همکاران،2006) که در همین راستا وانگ6 و همکاران (2004) در پژوهشی نشان داد فعالیت بدنی به هر شکلی می تواند در حفظ و تأمین سلامت روانی نقش داشته باشد.
در سالهای اخیر، بررسی وضعیت سلامت و ابعاد حرفه ی معلمی در پژوهش های متعدد مورد توجه و مطالعه پژوهشگران زیادی قرار گرفته است، به طوری که هر یک از این پژوهشگران سعی در بررسی موقعیت و شرایط کاری معلمان به منظور شناسایی نقاط آسیب پذیر و مرتفع کردن این مشکلات برای رسیدن به آموزش وپرورش اثربخش داشته اند(کاووس7،2006) به طوری که با توجه به بافت، موقعیت، منابع و عناصر فرهنگی و اجتماعی، ابعاد سلامت روان شناختی شغل معلمی و منابع استرس زا ممکن است خود را به شکلی متفاوت از دیگر جوامع نشان دهد(حبیبی و همکاران ،1388).
سلامت8 که امروزه به عنوان مفهومی مطرح است که متاثر از عوامل جسمانی، روانی و اجتماعی است، سابقه ای به اندازه طول عمر بشر دارد؛ چه جوامع در هر برهه ای از زمان درگیر عوامل مخل سلامت و درصدد بودند تا سطح جامعه و کیفیت زندگی را ارتقاء دهند. سازمان بهداشت جهانی، سلامت را چنین تعریف می کند: سلامت حالت بهزیستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و صرفا عدم بیماری و ضعف نیست(سارافینو9، 2003). سلامت روانی 10 نیز احساس رضایت و بهبود روانی و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه، وهمانند سلامت جسمی ، چیزی فراتر از نبودن بیماری یا سایر مشکلات است. پژوهشگران معتقدند سلامتی و بیماری یک حالت مطلق و مستقل نیست، بلکه فرایندی است که عوامل فرهنگی ، اجتماعی و روان شناختی بر آن تاثیر گذارند (برازیان و بشارت، 1388).تماس نزدیک معلم با دانش آموزان و نفوذی که بر آنها دارد ، نقش مهمی در سلامت فکری و روانی آنها ایفا می کند.با توجه به همسانی اهداف آموزش و پرورش و بهداشت روانی که مقصود هر دو ساختن انسان هایی سالم، مفید وخوشبخت است، ضرورت چنین بررسی هایی در آموزش و پرورش مهم تلقی می شود . اگر وضعیت سلامت روانی معلمان شناسایی گردد و به منظور بهبود سلامت روانی آنان برنامه ریزی شود ، عملکرد تحصیلی دانش آموزان نیزبه تبع بهتر می شود( فونتانا و آبوسیری،2003).
1-2 بیان مساله
براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت عمومی عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد، که بین این سه جنبه تأثیر متقابل و پویا وجود دارد. در همین رابطه مسأله ای است که امروزه پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده است و مطالعات انجام شده در سالهای اخیر در حوزه بهداشت روانی و سلامت عمومی، رابطه تنگاتنگ عوامل شخصیتی و روانشناختی و سلامت را به وضوح نشان داده است ( فتحی آشتیان، 1385). به طوری که پیشرفت‌های اخیر در زمینه روانشناسی سلامت، بهداشت روان و طب رفتاری نقش هیجان را در سلامت و بیماری انسانها مورد توجه قرار داده است.(لیا 11و همکاران، 2003). سلامت روانی12 یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم اجتماعی است و عبارت است از مجموعه عواملی که در پیشگیری از ایجاد و یا پیشرفت روند وخامت اختلالات شناختی، احساسی و رفتاری در انسان، نقش مؤثر دارند. تحقیقات نشان دهند? انواع اختلالات روانی شامل اضطراب، تنیدگی و افسردگی در جامعه امروزی است، به گونه‌ای که افراد زیادی از این مشکلات رنج و می‌برند سالانه هزینه‌های سرسام آوری صرف درمان این اختلالات می‌شود (دنیل 13 ،1997). تأمین سلامت روانی اقشار مختلف جامعه یکی از مهم ترین مسائلی است که مسئولین تعلیم و تربیت در جامعه اسلامی ما باید بطور جدی به آن بیندیشند و به رفع نقایص موجود بپردازند. در حال حاضر، آگاهی و دانش فزاینده مشترکی وجود دارد که فعالیت بدنی و ورزش منظم برای سلامت جسمانی انسان ها سودمند است (مهری و همکاران،90). بر این اساس هیجان‌ها همیشه مورد توجه انسان بوده است، زیرا در هر تلاش و در هر اقدام مهم بشری، به طریقی نقش دارند (لیا 14و همکاران، 2003).همچنین تحقیقات گسترده‌ای در خصوص اختلال در هوش هیجانی و اثرات آن بر کیفیت زندگی، موفقیت شغلی و تحصیلی، مقاومت در برابر استرس، سلامتی و کیفیت روابط اجتماعی و ازدواجی صورت گرفته است. این مطالعات از تأثیر هوش هیجانی بر موفقیت و شادکامی در زندگی حکایت دارند(نیلس 15و همکاران 2009)
همچنین تحقیقات گسترده‌ای ارتباط مثبت بین ویژگی هوش هیجانی و متغیرهای مربوط به سلامت ارتباط منفی هوش هیجانی با آسیب شناسی تأیید نموده است (پتریدس16 و همکاران 2007). ضمن این که، این صفت میانجی مهمی در پاسخ به استرسها است (مایکل لاچک 17و همکاران 2008). این در حالی است که نتایج مطالعات سال‌های اخیر، حاکی از نقش مؤثر ورزش و فعالیت بدنی منظم در سلامت روان انسان های جامعه است (فاستینگ18، 1992). بنابراین امروزه نمی‌توان نقش کنترل هیجان‌ها و جهت‌دهی به آنها را در داشتن سلامت روانی نادیده گرفت(نوروزی سید حسینی و همکاران ،90). مطالعه سلامت روانی جوامع، همواره با هیجان ها و عوامل مرتبط به آنها توجه‌ای ویژه می‌شود، از طرف دیگر، کاربرد هیجان‌ها در تعلیم و تربیت و برنامه‌های یادگیری اجتماعی و ورزشی، اجتناب ناپذیر است، زیرا در قرن حاضر علاوه بر توجه به رشد شناختی و آموزشی و مهارتی، باید به رشد هیجانی افراد توجه کرد و آنها را برای همکاری و مشارکت در تصمیم گیری‌های مسئولانه و مقاومت در مقابل فشار گروه همسالان آماده کرد، به گونه‌ای که نقش سازنده‌ای در اجتماعی که روز به روز بر دگرگونی‌های آن افزوده می شود، به عهده گیرند (علیان،1384). هوش هیجانی در سلامت افراد اثر مهمی دارد و از استرس موجود به هنگام مواجهه با وضعیت های دشوار نظیر بیماری های سخت ،اضطراب و نگرانی می کاهد (رجایی و همکاران ،85) .
تحقیقات انجام شده در دانشکده پزشکی هاروارد با عکس برداری از مغز نشان داد که همراه با تغییرات هوش هیجانی،تغییرات جسمانی در مغز شکل می‌گیرد. مهارت های هوش هیجانی، توانایی مغز برای مقابله با اضطراب را تقویت می‌کنند و این باعث می‌شود که دستگاه دفاعی بدن در مقابل بیماری‌ها مقاومت بیشتری داشته باشد (برادبری و همکاران، 1384). نتایج یک فرا تحلیل، روابط مثبتی بین هو ش هیجانی و متغیرهای سلامت محور (شات 19و همکاران، 2007) و متغیرهای عملکردی20 (ون روی21 و همکاران، 2006) را نشان می‌دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که فعالیت بدنی منظم راهی ایمن و مطمئن برای کاهش اختلالات روانی شایع در جامعه از قبیل اضطراب، تنیدگی و افسردگی است. (پور رنجبر، 2006)
علاوه بر نقش تمرین و فعالیت بدنی منظم در سلامت روانی افراد، توجه به متغیرهای روانی تأثیرگذار در سلامت روانی افراد حائز اهمیت است (پور رنجبر، 2006). هوش هیجانی و سلامت روانی و احتمال تأثیر فعالیت بدنی منظم براین متغیر های روانی به عنوان مفاهیم کلیدی در بین محققان ورزشی ظاهر شده‌اند و موضوعاتی در حال رشد برای علاقه‌مندان در روانشناسی ورزش هستند (وسیلیکی22 و همکاران، 2009). ایمی23و همکاران (2010) در پژوهشی نشان دادند که بین ابعاد محدودیت نقش ناشی از عملکرد بدنی، سلامت عمومی، احساس حیات و سرزندگی، عملکرد اجتماعی، محدودیت نقش ناشی از مشکلات احساسی، سلامت روانی و بعد روانی بین دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی‌داری وجود دارد، اما بین ابعاد درد بدنی و عملکرد فیزیکی تفاوت معنی داری گزارش نکردند. سالگوئرو، گارسیا و گارسیا24 (2010) در تحقیقی به این نتیجه رسیدند که بین ابعاد عملکرد فیزیکی، محدودیت نقش ناشی از عملکرد بدنی، سلامت عمومی، احساس حیات و سرزندگی، عملکرد اجتماعی، سلامت روانی، درد بدنی، ابعاد روانی و جسمانی با فعالیت بدنی رابطه معنی داری وجود دارد اما بین محدودیت نقش ناشی از مشکلات احساسی با فعالیت بدنی رابطه معنی‌داری گزارش نشد. راس، میلسون و ریکل25 (2009) در تحقیقی گزارش کردند که تمامی ابعاد کیفیت زندگی به غیر از عملکرد فیزیکی، با فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی ارتباط معنی داری دارد. موسوی (1381) در بخشی از تحقیق خود در زمینه بررسی نقش ورزش بر فشار عصبی، سلامت روانی و جسمانی استادان و کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی، به این نتیجه رسید که به طور کلی فشار روانی کارکنان ورزشکار در پاسخ های جسمی، رفتاری شناختی و هیجانی کمتر از کارکنان غیرورزشکار بود. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که تمرینات بدنی و ورزش، شیوه مفید و مؤثری در مدیریت فشار روانی و کاهش فشار روانی و سلامت روانی و جسمی است که باید بیشتر مورد توجه کارکنان و مدیران سازمان ها قرار گیرد. آنونیماس26 (2005) در تحقیقی به این نتیجه رسید که دبیران تربیت بدنی از سلامت روانی بیشتری برخوردارند، اما به علت شغلشان که از نظر حرفه‌ای دارای تنش و استرس فراوانی است، بیشتر از دیگر مشاغل در تمرین و سلامت روانی در تحقیقی با عنوان معرض تحلیل رفتگی قرار دارند. راس و هایس27 (2008) در تحقیقی با عنوان (تمرین و سلامت روانی عموم مردم) به این نتیجه رسیدند که بین تمرین و سلامت روانی همبستگی مثبتی وجود دارد و تمرینات ورزشی با کاهش علائم افسردگی، اضطراب و احساس بیماری در عموم افراد جامعه همراه است.
بررسی ادبیات پیشینه و مبانی نظری بیانگر این است که معلمین تربیت بدنی نقش مهمی در تربیت آینده سازان کشور داشته و سلامت روانی آنها به منظور تاثیر مهم در ایفای نقش و وظیفه افراد مزبور میتواند داشته باشند، و عواملی که می تواند با سلامت روانی آنها ارتباط داشته باید مورد توجه قرار گیرد و نظر به این که هوش هیجانی به عنوان یکی از عوامل نامحسوس در هر سازمانی می تواند با هر عاملی از جمله سلامت روانی ارتباط داشته باشد و این موضوع کمتر در تحقیقات موجود در حوزه ورزش و تربیت بدنی مورد توجه قرار گرفته است، لذا پژوهش حاضر در صدد است به این سئوال پاسخ دهد آیا بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان تربیت بدنی شهرستان خواف ارتباط وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
در جهان امروز، سلامت روانی اهمیت بسیاری دارد، زیرا در عصری زندگی می‌کنیم که به موازات پیشرفت‌های تکنولوژیکی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی، نابسامانی‌های روانی و نفسانی، در حال گسترش است ،بسیاری از افراد از مشکلات روانی به شدت رنج می‌برند و نه تنها خود در بحران هستند، خانواده و جامعه را نیز دچار چالش میکنند .بهداشت روانی، علمی است در جهت بهزیستی، رفاه اجتماعی و سلامت زندگی که با تمامی دورههای زندگی (پیش از تولد تا مرگ) و با تمامی زوایای زندگی (محیط‌های خانواده، مدرسه، دانشگاه، کار و جامعه) ارتباط دارد. انسان در کنار نیازهای فیزیولوژیک، دارای نیازهای عاطفی، اخلاقی، مذهبی، آموزشی و هدایتی است که زندگی سالم، در پرتو برآورده شدن این نیازها و ایجاد تعادل میان آنها به وجود میآید ( لشگری ، 1381). در این بین امروزه نمی‌توان نقش کنترل هیجان‌ها و جهت‌دهی به آنها را در داشتن سلامت روانی نادیده گرفت. از یک طرف در مطالعه سلامت روانی جوامع، همواره با هیجان ها و عوامل مرتبط به آنها توجه‌ای ویژه می‌شود، از طرف دیگر، کاربرد هیجان‌ها در تعلیم و تربیت و برنامه‌های یادگیری اجتماعی و ورزشی، اجتناب ناپذیر است، بطوری که تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، از قدرت بیشتری برای سازگاری با مسائل جدید و روزمره برخوردار بوده‌اند(شفیعی رودپشتی و همکاران، 1387) .و از سر زندگی و استقلال بیشتری در کار برخوردار بوده، عملکرد بهتری داشته، نسبت به زندگی خوش بین‌تر، در برابر استرس مقاومتر و از پیشرفت و موفقیت بیشتری در زندگی برخوردارند” (سارنی، 28 1998). بر همین اساس کارملی29 (2003) بیان می‌کند که افراد با هوش هیجانی بالا به طور مداوم خوش خلق‌اند و سطوح بالاتری از رضایت شغلی و تندرستی را نسبت به افرادی با هوش هیجانی کمتر تجربه می کنند. بررسی کوکارو30 و همکاران (2009) درباره رابطه هوش هیجانی و سلامت روانی دریافتندکه هوش هیجانی بالاتر با سلامت روان شناختی بیشتر مرتبط است و در این میان معلمانی که دارای هوش هیجانی بالایی بودند از دانش آموزان خلاق‌تری برخوردار هستند. فرناندز31 و همکاران (2006) نشان دادند افرادی که درباره هیجانات خوداگاهی بیشتری دارند مهارت‌های بیشتری در مدیریت مشکلات هیجانی دارند و در مقایسه با افرادی که مهارت‌های کمتری دارند از سطح سلامت روان بیشتری برخودار هستند. از آنجا که بین ناتوانی در ادراک هیجانات دیگران و سازگاری اجتماعی ضعیف و سطح سلامت روان کمتر رابطه معناداری وجود دراد (راجرز32 و همکاران، 2006)، هوش هیجانی پایین منجر به عدم تعادل اجتماعی، گرایش به ترس و نگرانی، عدم تعهد و پذیرش مسئولیت، عدم توانایی بروز احساسات و عدم توانایی مقاومت در برابر رویدادها می‌شود (گلمن33 ، 1995) .از طرفی افراد دارای هوش هیجانی بالاتر، استرس کاری و مشکلات سلامتی کمتری دارند. هوش هیجانی نقش پیشگیری کننده‌ای در مشکلات سلامتی و بویژه افسردگی دارد و افراد دارای سطوح بالای هوش هیجانی، توانایی مقابله بهتر با استرس، بیان هیجانات، مدیریت و کنترل بهتر هیجان را دارا می‌باشند. بنابراین می‌توان گفت که هوش هیجانی بالا از طریق افزایش مهارت های مقابله‌ای استرس فرد را کاهش می‌دهد و بر سلامت فرد اثر می‌گذارد(اوگینسکا – بولیک30، 2005). یافته‌های خسروجردی و خان‌زاده (1386) و احیا کننده و همکاران (1388) نیز نشان داد هوش هیجانی با سلامت عمومی رابطه دارد و هوش هیجانی از عوامل ارتقا‌ی سلامت عمومی و پیشگیری از اختلالات روانی است. از طرفی حرفه آموزش، یکی از شاخص‌ترین حرفه‌ها در جهان است. بنابراین حرفه معلمی و تدریس را می‌توان از جمله مشاغلی ذکر کرد که در آن فشار روانی زیادی وجود دارد (بارن34 ،گیرنبرگ35 ، 1990) (راسل36 ،وایزن 37،1987). در مجموع مسائل آموزشی به ویژه آموزش و پرورش که روند رشد و توسعه آموزش و پرورش یک جامعه را رقم می‌زنند، بیشتر متکی به سرمایه‌های انسانی است و اثربخشی آنان تا حدود زیادی به وجود این نیروهای سالم و کارامد بستگی دارد که از دانش و تخصص بیشتری برخوردارند. عوامل گوناگونی تخصص و دانش را تحت تأثیر قرار می‌دهند و به آن لطمه وارد می‌آورند. یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار، فشار روانی و وجود هیجان‌های کنترل نشده است که در نهایت می‌تواند سلامت عمومی وکیفیت زندگی را به خطر اندازد(صادقی بروجردی،1382). در این بین فعالیت بدنی به هر شکلی می‌تواند در حفظ و تأمین سلامت روانی نقش موثری داشته باشد(وانگ38،2004). نتیجه‌ی پژوهش نوربخش (1387) در مورد استرس های انجام شده دبیران تربیت بدنی استان خوزستان، نشان داد که دبیران تربیت بدنی زن به طور معناداری بیشتر از دبیران مرد عوامل استرس زای شغلی معلمی را از خود نشان دادند و معلمان در همه‌ی گروه‌های سنی به تقریب استرس های شغلی را به یک اندازه تجربه می‌کنند(نوربخش،1378). آنونیماس39 (2005) در تحقیقی به این نتیجه رسید که دبیران تربیت بدنی از سلامت روانی بیشتری برخوردارند، اما به علت شغلشان که از نظر حرفه‌ای دارای تنش و استرس فراوانی است، بیشتر از دیگر مشاغل در معرض تحلیل رفتگی قرار دارند( آنونیماس ،2005). بنابراین، با افزایش هوش هیجانی میزان سلامت روان معلمان نیز افزایش می‌یابد که نتایج پژوهش‌های بشارت و همکاران (1384) و هم چنین سیاروچی و آندرسون(2000) و مندولیا و کلک40 (1993) در زمینه رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی به این موضوع اذعان دارد. بنابراین با توجه به یافته‌ها، با افزایش هوش هیجانی می‌توان عملکرد معلمان را بهبود بخشید و این امر ممکن است در یادگیری دانش آموزان اثر گذار باشد. بنابراین هوش هیجانی عامل مهمی است که معلمان تربیت بدنی باید همزمان با کسب مهارت‌ها و توانایی‌های لازم برای موفقیت در زمینه کاری خود، این مهارت را نیز پرورش دهند. ازاین رو ضرورت ایجاب می‎کند که به منظور حفظ اعتبار و ارزش رشته تربیت بدنی و دبیران آن به عواملی که موجب عملکردهای نامطلوب محیطی، سازمانی یا فردی می‌شوند، توجه شود تا بتوان درک درستی از آنها به دست آورد و از طریق راهبردهای مناسب سلامت روانی این عوامل را کنترل کرد. از طرف دیگر، همان طور که ملاحظه می‌شود، مدل های مفهومی پدیده‌ای نسبتاً جدید هستند که اغلب با تفکر جدید در مورد اهداف توسعه همراه بوده‌اند و بیشتر تحقیقات صورت گرفته در زمینه کیفیت زندگی در مورد بیماران و گروه‌های درمانی بوده و کمتر در گروه‌های بدون سابقه بیماری و سالم و بخصوص دبیران تربیت بدنی صورت گرفته است. ازاین رو در این پژوهش سعی خواهد شد با بررسی جامع سلامت روانی و هوش هیجانی در معلمان تربیت بدنی و همچنین منابع و عوامل تاثیر گذار بر سلامت روانی معلمان تربیت بدنی در شهرستان خواف مطالعه شود.
1-4 اهداف تحقیق

هدف کلی
هدف کلی پژوهش حاضر تعیین رابطه هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان تربیت بدنی شهرستان خواف می باشد.
اهداف اختصاصی
1. تعیین سطح هوش هیجانی معلمان تربیت بدنی شهرستان خواف
2. تعیین سطح سلامت روانی معلمان تربیت بدنی شهرستان خواف
3. تعیین رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی دربین معلمان زن ابتدایی شهرستان خواف
4. تعیین رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی دربین معلمان زن راهنمایی شهرستان خواف
5. تعیین رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی دربین معلمان زن دبیرستان شهرستان خواف
6. تعیین رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی دربین معلمان مرد ابتدایی شهرستان خواف
7. تعیین رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی دربین معلمان مرد راهنمایی شهرستان خواف
8. تعیین رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانی دربین معلمان مرد دبیرستان شهرستان خواف
9. مقایسه هوش هیجانی معلمان تربیت بدنی سطوح مختلف تحصیلی شهرستان خواف
10. مقایسه سلامت روانی معلمان تربیت بدنی سطوح مختلف تحصیلی شهرستان خواف
1-5- سوالات تحقیق
1. هوش هیجانی معلمان تربیت بدنی شهرستان خواف در چه سطحی قرار دارد؟
2. سلامت روانی معلمان تربیت بدنی شهرستان خواف در چه سطحی قرار دارد؟
1-6- فرضیه ها
1. بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان زن ابتدایی شهرستان خواف رابطه وجود دارد.
2. بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان زن راهنمایی شهرستان خواف رابطه وجود دارد.
3. بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان زن دبیرستان شهرستان خواف رابطه وجود دارد.
4. بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان مرد ابتدایی شهرستان خواف رابطه وجود دارد.
5. بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان مرد راهنمایی شهرستان خواف رابطه وجود دارد.
6. بین هوش هیجانی و سلامت روانی معلمان مرد دبیرستان شهرستان خواف رابطه وجود دارد.
7. بین هوش هیجانی معلمان تربیت بدنی مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تفاوت وجود دارد.
8. بین سلامت روانی معلمان تربیت بدنی مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تفاوت وجود دارد.
1-7- تعریف اصطلاحات
سلامت روانی :
کارکرد موفقیت آمیز اعمال روانی، از نظر تفکر، خلق و رفتار که منجر به فعالیت های سازنده، برآورنده روابط با دیگران و توانایی سازش به تغییر و مقابله با ناملایمات می گردد (سادوک41 و سادوک، 1388).
هوش هیجانی :
شکلی از هوش است که شامل توانایی نظارت بر احساسات و هیجانات خود و دیگران برای تمایز قائل شدن بین آن ها و استفاده از این اطلاعات برای تفکر شخصی و کارهای عملی می باشد . همچنین به مجموعه ای ازتواناییها، کفایت ها و مها رتهای مربوط به درک، فهم، استدلال و اداره هیجانات، هوش هیجانی گفته می شود )مایر و سالوی،1997) .
دبیران تربیت بدنی:
شامل افرادی می باشد که به صورت رسمی یا پیمانی در سال تحصیلی93-92 تدریس درس تربیت بدنی را در مدارس شهرستان خواف را بر عهده داشتند.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1) مقدمه
در این فصل مروری برمبانی نظری و پیشینه تحقیقات مرتبط با متغیرهای این تحقیق ارایه میشود.
2-2) هیجان
ملاحظات فلسفی درباره هیجان وشناخت درفرهنگ غرب،سابقه ای دوهزارساله دارد (مایر42،2001). ازلحاظ تاریخی،هیجان همیشه از جایگاهی درپس شناخت برخوداربوده است. بسیاری از فلاسفه و روان شناسان،هیجان وشناخت را دارای اهداف متضادی تلقی می کردند (برای مثال،شافر43،گیل مر44،شوئن 45،1940؛ به نقل از سالووی 46و همکاران،2000) و به اعتقادآنها هیجان ذهن ما را با اطلاعات غلط تیره می سازد، در صورتی که شناخت اطلاعات صحیح را برای ما به ارمغان می اورد، در نتیجه آنها به شناخت مباهات می کردند و به هیجان به عنوان یک عنصر مخرب طبیعت انسان می نگریستند.این دیدگاه سنتی که احساس دشمن خرد است علت بی توجهی به هیجان ها در روان شناسی بود. برای مثال به اعتقاد افلاطون، عاطفه ساختار ابتدایی و جنبه حیوانی طبیعت انسان است و با استدلال درتعارض قرار می گیرد (سیاروچی47،فورگاس48 و مایر،2001). درعصر رواقیون نیز این اعتقاد وجود داشت که هیجان بیماری روح است. روان شناسی معاصر ازاین دیدگاه که استدلال بر هیجان برتری دارد دوری جست و بر نقش کارکردی هیجان ها تاکید ورزید. این تعییر دیدگاه از فلسفه هیوم 49 (1739) و مشاهدات کردار شناسی50 داروین51 نشات گرفت. هیوم معتقد بود که تکانهای هیجانی کلیه اعمال انسان را برمی انگیزاند. فروید52 (1923) نیز بر تقدم نهاد53، جایگاه هیجانی خود و انرژی روانی تاکید واعتقاد داشت که سایرجنبه های خود از مشقات آن هستند. فروید، استدلال رادر خدمت هیجان می دانست. داروین نسبت به ماهیت انطباقی هیجان وتظاهر هیجانی چشم انداز تازه ای گشود و اهداف کارکردی هیجان را مورد توجه قرار دارد (سالووی و همکاران،2000). از سال های 1980 به بعد که محققان به کارکردهای هیجان و پیوند بین هوش وهیجان پرداختند (جردن54 و همکاران ،2002). اخیرا بر کارکردهای انطباقی هیجان ها تاکید بسیار شده است. در واقع هیجان ها نوعی سازگاری با مسایل محیط کنونی انسان هستند (کلتنر وگراس55،1999 ). هیجان ها، فرد را برای ایجاد پاسخ های سریع حرکتی آماده می سازند و به وی کمک میکنند تا با یک رویکرد شناختی مناسب، سازگاری سودمندی را از خود بروز دهد و نیز به طور انعطاف پذیر، رفتارهای اجتماعی پیچیده را نمایان سازد. اگر چه هیجان ها ممکن است در رفتار انطباقی دخیل باشند ولی پاسخ دهی هیجانی بهینه، وقتی حاصل می شود که افراد بدانند هیجاناتشانن را چگونه تنظیم، تجربه و ابراز نمایند ، ونیز یاد بگیرد چگونه و چه وقت برای شکل دهی هیجان مورد نیاز اقدام کنند(سالووی،2002). آدولفر و داماسیو56 (2001) بر این اعتقادند که پردازش عاطفی ، شکل پیچیده تر و عالی ترپردازش اطلاعات شناختی می باشد و کسب شناختهای عالی تر، مستلزم راهنمایی فراهم شده از طریق پردازش عاطفی می باشد(امام زاده ،1384).
به طور خلاصه می توان تاریخچه مطالعات روان شناختی در حوزه رابط هوش و هیجان را از سال 1900به بعد به 5 دوره زمانی تقسیم کرد:
1) از 1900 تا1969،در این زمان مطالعه روان شناختی هوش و هیجان نسبتا مجزا صورت گرفت
2) از 1970تا1989،دوره تاکید روان شناسان بر نحوه تاثیر هیجان وتفکر بر یکدیگر
3)از 1990تا1993، ظهور مفهوم هوش هیجانی
4) از1994تا1997،دوره عمومیت یافتن مفهوم هوش هیجانی
5) از1998تاکنون،که تحقیقات همچنان ادامه دارد(مایر،2001).
به طور کلی، امروزه با ظهورو رشد دیدگاههای جدید در حوزه هیجان و شناخت و به خصوص ظهور مفهوم هوش هیجانی، اکثرمحققان پذیرفته اند که هیجان ها نه تنها تداخلی با سایر ظرفیت های شناختی ندارد، بلکه حتی آنها را افزایش هم می دهند. در هوش عاطفی مغز و قلب یا هوش و عاطفه به صورتی یگانه و منحصر به فرد با یکدیگر ترکیب گردیده اند (سیاروچی ، فورگاس و مایر، ترجمه ی امام زاده،2005).بنا به گفته ی تامکینز(1962) : استدلال بدون عاطفه، ناتوان؛ وعاطفه بدون استدلال، نابینا خواهد بود (سالووی و همکاران،2000).
2-2-1) تاریخچه ی هوش هیجانی
مفهوم هوش، تارخچی طولانی دارد، شاید به اندازه ی خود انسان قدمت داشته باشد. حتی قدیمی ترین داستان های مکتوب در تاریخ بشری، مثل حماسی ی گیلگمس57، بعضی قهرمانان داستان را “عاقل” و بعضی دیگر را برای اینکه مودب باشیم، کمتر عاقل توصیف کرده اند (گنجی ،1387).
هوشبهر58، نمره ای است که از یکی از چندین تست متفاوت که برای اندازه گیری هوش وجود دارد حاصل می شود-زمانی که روان شناسان فکرکردن در مورد هوش را آغاز کردند، توجه آنها روی جنبه های شناختی هوش مثل حافظه وحل مسئله متمرکز بود- در حالیکه مفهوم هوش شناختی بسیار محدوداست، چرا که بعضی از مردم ازنظر تحصیلات دانشگاهی با استعداد هستند اما درعین حال ازنظر اجتماعی و روابط بین فردی فاقد مهارت های لازم هستند (سرات59،2009). آلفرد بینه روان شناس فرانسوی، پیشروی جنبش اندازه گیری هوش بود. قبل از 1920، رابرت ثرندایک60، اصطلاح “هوش اجتماعی ” را برای توصیف توانایی درک و مدیریت دیگران به کار برد. ریشه های هوش هیجانی در همین مفهوم هوش اجتماعی ثرندایک قرار می گیرد. در سال1940، دیدوید وکسلر61، هوش را به عنوان ظرفیت کلی فرد برای عمل هدفمندانه ، تفکر منطقی و برخورد موثر با محیط خود تعریف کرد (سرات،2009 ). و کسلر مبتکر تست هوش بزرگسالان وکسلر( WAIS) به دو نوع هوش کلامی و غیر کلامی اشاره کرده است، عناصر غیر کلامی شامل عوامل اجتماعی، شخصی و انفعالی می شود، او بعد ها این فرضیه را مطرح کرد که آن برای پیش بینی توانایی شخص برای موفقیت در زندگی شرط اساسی است (وکسلر62،1940،به نقل از استیز وبراون،2004).
بعداز آن، در1983، هوارد گاردنر63،هوش های چند گانه را بیان کرد(سرات،2009). آغازپژوهش ها در زمینه هوش هیجانی ریشه در دیدگاه وکسلر در باره “جنبه های غیر عقلانی هوش عمومی” دارد که در سال 1940 بیان گردید (بار-ان،1997). مفهوم هوش هیجانی برای اولین بار توسط وین لئون پین64 (1985) در پایان نامه دکتری وی،تدوین شد. به اعتقاد او هوش هیجانی توانایی است که رابط ی خلاق با ترس، درد تمایل دارد. انطباق شخص با محیط پیرامونش هم از عناصر شناختی و هم از عناصرغیر شناختی تشکیل می شود، عناصرغیر شناختی هوش شامل هیجان، و عوامل شخصی واجتماعی است، که برای موفقعیت فرد در زندگی ضروری هستند (دانکیو65،2010).

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید