با توجه به اينکه مستي مي تواند درجات مختلفي داشته باشد، به نظر مي رسد بتوان هر دو مورد را مشمول ماده قانوني کرد. توضيح اينکه در اکثر موارد شخص مست در حين مستي واجد اراده مي باشد ولي به دليل اختلال در قوه عقل، نمي تواند به سنجش عقلي سود و زيان بپردازد. لذا شرايط لازم براي تصميم گيري و تحقق قصد معتبر جزايي را ندارد. لذا فاقد عنصر معنوي لازم براي تحقق جرم مي باشد. ولي در مواردي پيش مي آيد که فرد در اثر مستي آنچنان از خود بي خود مي شود که بطور کلي اراده خود را از دست مي دهد. بنابر اين مي توان گفت که مستي بسته به شدت آن، مي تواند در اراده يا قصد تاثير بگذارد.
گفتار دوم: اختيار و قصد(اراده کردن)
يکي از مفاهيمي که لازم است آن را مورد بحث قرار داده و نسبت آن با اختيار بيان گردد، ماهيت قصد و آثار آن مي باشد؛ چرا که در مواردي ديده شده است که اختيار در معناي قصد تعريف شده است. لذا در اين گفتار، ابتدا سعي مي شود به ماهيت قصد پرداخته شود و سپس تمايزش از اختيار بيان گردد.
بند اول: تعريف قصد(اراده کردن)
براي اينکه بتوان تمايز اختيار را از قصد مشخص کرد، لازم است که ابتدا تعريف دقيقي از قصد صورت بگيرد. لذا آن را در لغت و اصطلاح مورد بررسي قرار مي دهيم. براي تسهيل درک مفهوم قصد، مراحل رواني قصد نيز مورد بررسي قرار مي گيرد.
الف) قصد در لغت
در ابتدا، لازم به ذکر است که اکثر لغت دانان و حکماء در مباحث خود، به جاي واژه قصد، از واژه اراده بهره جسته اند.23 به نظر مي رسد منظور آنها از اراده، اراده اي است که به فعل تعلق مي گيرد؛ همان معنايي که از قصد بر مي آيد. در زبان عربي معاني مشيت و طلب براي اراده، آمده است.24 در زبان فارسي نيز معاني ذيل براي اراده آمده است : “خواستن، خواسته، طلب کردن، دوست داشتن، ميل،قصد و آهنگ.25 در فرهنگ‌هاي فلسفي اراده به معناي “خواستن، قصد کردن و توجه کردن”26 و “اشتياق به انجام کار و طلب کردن” آمده است.27
در فرهنگ‌هاي قرآني، اراده بر گرفته از “راد، يرود” است، آن گاه که در طلب چيزي تلاش شود28.

مطالب مشابه در سایت

SABZFILE.COM

موجود است

پس همانگونه که ملاحظه مي کنيم در کتب لغت، اراده در معنايي که به فعل تعلق مي گيرد، يعني خواستن و قصد ترجمه شده است. لذا در اين گفتار هر جا صحبت از اراده مي شود، منظور اراده اي است که به فعل تعلق مي گيرد.
ب) قصد در اصطلاح
قصد در مفهوم اصطلاحي، از مفهوي لغوي خود دور نمانده است، بگونه اي که از زاويه روان تحليلي، عبارت از: ” آن حالت نفساني است که پس از تصور و تصديق به سود يا زيان امري و شوق بدان پيدا مي شود “.29 بنابر اين همانگونه که در اصطلاح حکماي متقدم30 ، مشهود است براي اينکه فعلي منجر به قصد گردد، بايستي مراحلي را طي کند:
1-مرحله ادراک :
در مرحله ادراک31 که مرحله خطور يا تصور هم نام گرفته است، نخست عناصر عمل مجرمانه مورد نظر و نتايج آن در ذهن شخص ذهن مي بندد. مثلا سارق با ديدن اتومبيلي که در گوشه خيابان رها شده وسوسه دارا شدن در ذهنش خطور مي کند. اين مرحله از اراده باطني بوده و ارادي نيست و خطور به طور قهري انجام مي پذيرد.32
2- مرحله تدبر و سنجش( تصديق ) :
تصديق، تصور همراه با حکم است که عبارت از اسناد ايجابي يا سلبي چيزي به چيز ديگر است33. در اين مرحله، شخص امر معيني را که ذهنش به سوي آن متوجه شده مي سنجد و سود و زيان آن را مورد بررسي قرار مي دهد. هرکدام از تصورات ممکن است با دلائلي همراه باشد که دلائل را در اصطلاح داعي و محرک34 مي ناميم. در اين مرحله است که شخص با ارزيابي کار خود و سنجش و مقايسه دواعي مختلف، ممکن است نهايتا يکي را برگزيند و براي رسيدن به آن، راضي به انجام عمل گردد.
همانگونه که تصور عمل در ارتکاب عمل مجرمانه اهميت دارد، انتخاب داعي و هدف نيز مورد تامل بوده و اين انتخاب بايد در محيطي آزاد صورت گيرد. به نظر مي رسد منظور فلاسفه از اختيار معمولاً همان “تصديق به فايده” يا به تعبيري ” تصديق و ترجيح خيريّت فعل” است که مقدّم بر اراده است.
3- مرحله عزم و تصميم( قصد) :
پس از اينکه تصورات مختلف به ذهن شخص خطور کرد و دواعي و جهات گوناگون را مورد سنجش و ارزيابي قرار داد، در نهايت ذهن مفيد بودن يکي را تصديق نموده و بدان رضايت مي دهد. در اين صورت است که ترديدها پايان مي يابد و جزم جانشين آن مي شود و تصميم انجام مي گيرد. اين تصميم و جزم را که يک کيف نفساني است، اهل نظر آن را اراده نام نهاده اند.35
البته عده اي نقش اراده را به اين جا ختم نمي کنند، بلکه براي اراده در اجراء تصميم هم نقش قائلند. لذا با اين استدلال، معتقدند که اراده علاوه بر عنصر معنوي، در عنصر مادي نيز نقش دارد. 36 به نظر مي رسد بايستي بيان کرد، اين که فرد درحين انجام فعل واجد اراده است دال بر اين نيست که اراده را رکن مقوم عنصر مادي بدانيم؛ چرا که اراده که مربوط به ذهن و روان فرد مي شود نمي توان در عنصر مادي که مربوط به عمليات اجرايي است، دخيل دانست.
پس از تعريف اصطلاح رواني قصد، بايد گفت که قصد در اصطلاح حقوق نيز، از اين معنا دور نيفتاده و به : “حرکت نفس به طرف کاري معين، پس از تصور و تصديق منفعت آن، تعريف شده است.”37
البته عده اي از حقوقدانان بين اراده و قصد در حقوق جزا تفاوت قائل شده اند. چنانکه عبد القادر عوده بيان مي کند: ” بين اراده و قصد تفاوت وجود دارد؛ بگونه اي که اراده عبارت است از قصد فعل ممنوع يا ترک فعل واجب از جهت مادي و قصد عبارت است از قصد نتيجه اي که مترتب بر فعل مادي است.” 38 ايشان معتقدند که به جاي اراده از عصيان و به جاي قصد از قصد عصيان نام ببريم؛ چرا که بين اراده و قصد از نظر لغوي فرقي نيست و آن دو کلمه دو لفظ مترادفي هستند که هر کدام صلاحيت دلالت بر قصد فعل و قصد نتيجه را دارند و اين صلاحيت لغوي به خلط معناي نيت منجر مي شود، همچنانکه احيانا به عجز از تمييز آنها منتهي مي گردد.
دکتر محمد باهري نيز اراده را به معناي خواستن و قصد را يقين بر حصول نتيجه تعريف مي کند.39

سایت ما حاوی پایان نامه های زیادی است – می توانید جستجو کنید :

از استدلال خود اين گروه که در تفاوت بين اراده و قصد ذکر کرده اند، مي توان استفاده کرد و اينگونه بيان کرد که؛ آنها در تعريف هر دو واژه اراده و قصد از واژه “قصد” استفاده کرده اند که گاهي به فعل تعلق مي گيرد و گاهي به نتيجه. حال اين که گاهي به فعل تعلق مي گيرد و گاهي به نتيجه چه خللي به ماهيت قصد(اراده) که توجه نيروي اراده به سمت چيزي مي باشد، وارد مي گردد. در ثاني بسياري از جرايم مطلق مي باشند و در آنها نتيجه ملاک نيست، لذا قصد نتيجه موضوعا تحقق پيدا نمي کند، در نتيجه نمي توان گفت که در اين گونه جرايم قصد وجود ندارد.
بند دوم: تمايز قصد از اختيار
از جمله مهمترين ويژگيهاي انسان اراده و اختيار اوست. اکثر متفکران نسبت به وجود اين ويژگي ها در انسان ترديدي نداشته و آن را امري بديهي مي‌دانند ولي در مورد معنا و حقيقت آن اختلاف نظر دارند.


دیدگاهتان را بنویسید