ـ حاج ابوالقاسم خان کرماني(1314ـ 1389 هـ. ق)
ابوالقاسم فرزند حاج زين العابدين خان پسر حاج محمد کريم خان بن ابراهيم خان قاجار بود که به همين مناسبت به “ابراهيمي” شهرت يافت. او در شب چهارشنبه بيستم ذي‌الحجه سال 1314 در کرمان متولد شد، دوران کودکي را در رفسنجان سپري نمود. در ادامه به کرمان آمده و نزد اساتيد زمان به فراگيري علوم پرداخت. مدتي هم در مشهد همراه استادش احمد بهمنيار بود و بعد از وفات پدر به رهبري شيخيه کرمان برگزيده شد و سرانجام در روز جمعه بيست و هشتم ماه مبارک رمضان در مشهد در گذشت و در رواق حرم مطهر امام رضا? دفن گرديد.
از اين عالم شيخي آثار زيادي از جمله “فهرست کتاب‌هاي شيخ اجل اوحد، شيخ احسايي و ساير مشايخ عظام” در دو مجلد که شرح حال مشايخ و بزرگان شيخيه مي‌باشد و “رساله عمليه” و… بر جاي مانده است.43
ـ حاج عبدالرضا خان ابراهيمي(1340ـ 1401 هـ. ق)
وي پسر حاج ابوالقاسم خان ابن حاج زين العابدين خان ابن حاج محمد کريم خان ابن ابراهيم خان ظهير الدوله است که در هفتم ربيع الثاني 1340 هـ. ق در کرمان متولد شد. دروس مقدماتي را نزد پدر و جد خود فرا گرفت و مدتي نيز به تهران رفته و دروس جديد فرا گرفت. در بازگشت به کرمان به امر پدر به علوم ديني مشغول گرديد و در مدرسه ابراهيميه به يادگيري دروس فقه و اصول و حکمت پرداخت. با وفات پدر، او مرجع شيخيه کرمان گرديد و به تدريس و توسعه علوم شيخيه در کرمان همت گماشت، چند اثر به زبان فارسي از وي به جاي مانده است که 4 عنوان چاپ شده و چند اثر ديگر که مخطوط مي‌باشد.44 سرانجام عبدالرضا خان در سال 1358 هـ.ش در هنگام ورود به منزل ترور و کشته شد.
ـ سيد عبدالله موسوي(1317ـ 1288 هـ. ق)
يکي از بزرگان شيخيه کرمان که در بصره ساکن بوده و به عنوان وکيل از طرف مرجعيت شيخيه کرماني در عراق معرفي شده بود، فردي روحاني به نام سيد عبدالله موسوي است که در ذي حجت‌ي سال 1317 هـ. ق در “براضعيه” در اطراف “بصره” متولد شد و بعد از تعاليم اوليه راهي نجف گرديد. در درس آقا سيد ابوالحسن اصفهاني و شيخ محمد حسين نائيني شرکت کرد و در سفر به کرمان به محضر حاج زين العابدين خان کرماني رسيد و بعد از مدتي درس و تحصيل و نوشتن رساله‌‌اي به نام “الاصول الکريمه” به عنوان وکيل حاج زين العابدين خان به بصره رفت و از آن پس هم به عنوان وکيل جانشينان او در بصره به فعاليت پرداخت. از وي آثاري بر جا مانده از جمله چند ترجمه از آثار فارسي خاندان ابراهيمه کرماني.45 وي در دهه هشتاد قرن بيستم ميلادي درگذشت.46
ـ سيد علي موسوي

سایت ما حاوی پایان نامه های زیادی است – می توانید جستجو کنید :

وي پس از وفات سيد عبد الرضا خان ابراهيمي رهبري شيخيه کرمان را بر عهده گرفته و تاکنون(1431 هـ. ق) پيشواي شيخيه کرمان است و شيخيه کرمان از وي به عنوان مرجع تقليد خويش نام مي‌برند. او هم چون پدر ساکن بصره و از روحانيون مورد اقبال در جنوب عراق است و روابط خوب و مستمري با روحانيون و حوزه علميه شيخيه و جامعه پيروان شيخيه در شهر کرمان دارد.47
ج) عقايد شيخيه کرمانيّه
شيخيه کرمان همچون ساير شيخيه معتقد به نظرات شيخ احمد احسايي بوده و لي در مواردي با ساير اماميه اختلافاتي دارند که در فصل بعد به آن اشاره خواهد شد.
3. شيخيه همدان

مطالب مشابه در سایت

SABZFILE.COM

موجود است

الف) تاريخ پيدايش
با فعاليتهاي علمي و تبليغي حاج محمد کريم خان کرماني گسترهء پيروان شيخيه در شهرهائي همچون نائين و جندق و همدان افزايش يافت و نمايندگاني از سوي وي به اين شهرها اعزام مي‌شد و نظرات شيخ احمد و سيد کاظم با تفسير و تبيين حاج محمد کريم خان ترويج مي‌گشت و اختلافي ميان شيخيه کريم خاني وجود نداشت ولي با مرگ پسرش حاج محمد خان به جانشيني رسيد و با تفسير جديدي که از رکن رابع بعنوان ناطق واحد شيعي نمود به نحوي که خود را رکن رابع و اين جايگاه را انحصاري و معين معرفي نمود اختلاف ميان شيخيه کرمان افتاد و ميرزا محمد باقر همداني که از شاگردان بارز حاج محمد کريم خان و محرر درسهاي استاد بوده و از جايگاه علمي مناسبي در ميان شيخيه برخوردار بوده است با اين تفسير از رکن رابع مخالفت کرده و در رد آن مطلب مي‌نويسد و از نظرات اصيل شيخ و حاج محمد کريم خان کرماني دفاع مي‌کند تعدادي از علماي شيخيه کرمان هم که با اين نظر مخالف بودند از کرمان خارج و به سمت اردوگاه ميرزا محمد باقر مي‌روند و اينگونه است که شيخيه بار ديگر دچار دو دستگي شده و به پيروان ميرزا محمد باقر شيخيه با قريه يا شيخيه همدان مي‌گويند. اين نام هم بواسطه حضور ميرزا محمد باقر در شهر همدان و مرکزيت تبليغ اين فکر به آنها اطلاق شده است. پس از آن تا مدتها رساله‌ها و کتابهاي زيادي در رد نظرات حاج محمد خان توسط شيخيه همدان نگاشته شده است افرادي چون نظام العلما رساله هائي در رد ناطق واحد نوشته و افراد ديگري چون سيد حسن موسوي اصفهاني کتاب “تحريس المؤمنين” و شيخ حسين فريدي بصري در اين راه کتاب نوشته‌اند و در راس همه خود ميرزا محمد باقر با نوشتن چند رساله و نيز در کتاب “درّه نجفيه” اش به رد اين نظريه پرداخته است.
با توجه به استقرار ميرزا محمد باقر در شهر همدان مرکزيت شيخيه همداني در آن شهر بوده و با تبليغ و ترويج افکار شيخيه گسترش يافت تا اينکه با بالا گرفتن اختلافات بين ساير شيعيان با شيخيه و نيز اوضاع به هم ريخته اجتماعي در دوران مشروطه و ضعف حکومت مرکزي و حاکمان همدان موجب بروز درگيري هائي بين شيخيه و شيعيان گرديد و آتش اختلاف افروخته گشت.48
تندروي بعضي علماي اين شهر و فرصت طلبي برخي افراد سودجو و نيز ساده لوحي بعضي مؤمنين در شعله ور شدن اين درگيري‌ها بي اثر نبود و اگرچه شيخيه باقريه آنرا فاقد انگيزه ديني و فقط جهت چپاول و غارت اموال شيخيه مي‌دانند ولي به نظر مي‌رسد حقيقت ماجرا به واسطه تبليغات و سماجت شيخيه و مقابله خطباء و علماء شيعه با آنان آتش جنگ فرقه اي در همدان را افروخت. اين جنگ که در روز عيد فطر سال 1315 هجري شمسي در عهد مظفرالدين شاه به اوج خود رسيد با کشته شدن عده اي از طرفين و آتش زدن اموال و مساکن شيخيان و تبادل آتش ميان طرفين ادامه پيدا مي‌کند و از طرف حکومت هم دخالتي به موقع صورت نمي‌پذيرد تا اين درگيري در تاريخ بعنوان حادثه همدان ثبت شد.
بعد از اين درگيري ميرزا محمد باقر از همدان خارج و به جندق شهري در حاشيه کوير بين يزد و دامغان رفت و تا پايان عمر خود يعني سال 1325 هـ ش در آنجا ماند.49 بعد از وفات ميرزا محمد باقر و درگيري‌هاي زياد شيعيان با شيخيه اکثر طرفداران ايشان به بدنه شيعه جذب شده و فقط عده اي معدود و علمايي انگشت شمار اين ميراث را حفظ کردند به گونه اي که امروزه در همدان ديگر افرادي با تفکرات شيخيه به ندرت يافت مي‌شوند ولي در منطقه جندق و نيز در شهر مقدس مشهد گروهي با اين تفکرات زندگي مي‌کنند و مدرسه و حسينيه و صندوق قرض الحسنه مخصوص خويش دارند و در حال حاضر از فردي بنام سيد احمد پور موسويان پيروي مي‌کنند و او داراي تأليفات و مقالاتي پيرامون تبيين افکار و آراء ميرزا محمد باقر بوده و به تدريس و تبليغ آن مشغول مي‌باشد. در خطابات شيخيه باقريه از جناب محمد باقر “شريف طباطبائي همداني” بعنوان مؤسس اين مشرب نام برده مي‌شود.50
ب) بزرگان
با توجه به درگيري‌هاي شيخيه باقريه با ساير شيعيان و نبودن جانشين قدرتمند براي ميرزا محمد باقرهمداني اين گروه از شيخيه رشد چنداني نداشته و حوزه عظيم مستقلي براي تربيت شاگردان مکتب خويش بوجود نياورد فلذا چندان شخصيتها و آثار زيادي ندارند و تنها مي‌توان چند نفري را نام برد.
ـ ميرزا محمد باقر همداني (1239 ـ 1319 هـ.ق)

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید