اما براي رفع تناقض بين اينکه جسم همين جسم است بدون کم و کاست و يا جسمي ديگر بنام هورقليا چنين بيان کرده‌اند که همين جسم است ولي پاک شده و لطيف و بدون عوارض و کثافات اين دنيايي. مثلاً حاج محمد کريم خان کرماني در کتاب “موعظه در عقايد سلسله جليله شيخيه” مي‌گويد: “اما در کيفيت معاد اختلاف است برخي جسماني ـ برخي روحاني و در کيفيت هر يک هم مختلف بيان کرده‌اند و ما معتقديم همين جسم ولي بايد پاک شود و اضافات اين دنيايي‌اش طاهر شود و روز قيامت محشور مي‌شود. نظر مرحوم مجلسي هم همين است و مذهب ما است پس معاد جسماني است ولي جوهره وجود و طينت است که عود مي‌کند بعد از خالص شدن از عوارض اين دنيا” 72

مطالب مشابه در سایت

SABZFILE.COM

موجود است

بواسطه متهم شدن شيخيه به عدم قبول معاد جسماني در آثار زيادي توسط بزرگان شيخيه کرمان به توضيح آن پرداخته‌اند کتابهاي ارشاد العوام ـ هداية الطالبين ـ و…. به توضيح معاد و بيان اينکه معتقد به معاد جسماني هستند پرداخته‌اند وحتي حاج محمد کريم خان کتابي مستقل تحت عنوان “ناصريه در تحقيق معاد جسماني” نوشته است که مفصلا به شرح وبيان نظر شيخ احمد در خصوص معاد جسماني مي‌پردازد و مي‌گويد: “معاد بلاشک جسماني است و ارواح در قيامت به ابدان بر مي‌گردند لکن بدني جسماني که ذاتي انسان است و آن همان طبيعت اوست” 73
به هر حال با تمام اختلاف بيانات و استدلال‌ها در کلام بزرگان شيخيه با توجه به اذعان فراوان وتصريح به قبول و ايمان به معاد جسماني نمي‌توان آنها را منکر اين اصل دين دانست و نهايتاً اين است که ايشان مسئله معاد جسماني را که گزاره‌اي عقل گريز مي‌باشد با توضيحاتي سعي در عقل پذير شدن آن کرده‌اند والا هرگز آنرا عقل ستيز ندانسته و آنرا قبول دارند. و همين قبول اصل معاد جسماني کافي است تا به نظر علماء شيعه74 ايشان را مخالف ضروري دين ندانيم و بحث مفصل در اين خصوص را به مقام خويش وا گذاريم.
3ـ معراج
مسئله ديگري که در راستاي بحث معاد بواسطه نظريه وجود جسم ديگري براي انسان يعني همان جسم هورقليايي و جسم لطيف توسط شيخيه موجب اختلاف بين شيخيه و شيعيان گرديد مسئله معراج حضرت رسول? است که ايشان با همان نظر جسم لطيف قايل به معراج پيامبر? با جسم عاري از اضافات مادي اين جهاني شدند و اين به معناي معراج روحاني يا ذهني نيست بلکه چنين توضيح داده‌اند که “پيامبر? با جسم شريف به معراج رفت ولي مثال آب و بخار که بخار همان آب است با خلوص و لطافت بيشتر پيامبر? هم به معراج رفته است با همان جسم ولي با لطافت و خلوصي که در جسم پيامبر? بوده بدون وجود تعلقات دنيايي”75 مي‌توان چنين گفت که شيخيه با توجه به اينکه موانع مادي معراج پيامبر? را ديده‌اند و اينکه جسم بشري به واسطه محدوديتهاي مادي طاقت حرکت در فضا و طي الارض را ندارد لذا به توضيح اين واقعه پرداخته و خواسته‌اند توجيه علمي براي آن درست نمايند لذا قايل به معراج جسم لطيف و عاري از عوارض خاکي شده‌اند و براي دفع شبهه و اتهام قايل شدن به معراج روحاني حاج محمد کريم خان چنين گفته است: “پيامبر? به معراج رفت با جسم شريف و با لباس‌ها و نعلين خود ـ لباس‌ها بواسطه همراهي با بدن شريف پيامبر? چنان لطيف شده بود که از هفت آسمان در گذشت…”76
شيخيه قايل به اين امرند که خلقت ائمه? با ساير بشر متفاوت است و بدن‌هاي مطهر ايشان هم از نور خدا بوده و لطيف‌ترين ابدان است فلذا معراج رفتن اين جسم لطيف هم امري است که مقبول و بدون مشکل است و با تمام اين تفاسير در چندين موضع تصريح به معراج جسماني پيامبر? مي‌کنند از جمله در کتاب فلسفيه که در پاسخ سؤالات خطيب شهير مرحوم فلسفي نگاشته شده مي‌نويسد: “اجماع مسلمين بر اين است که پيامبر? با جسم شريفشان به معراج رفته و معراج روحاني نبوده است و منکر معراج جسماني ملحد و خارج از دين است… خدا در قرآن مي‌فرمايد: “سبحان الذي اسري بعبده” “مراد از عبد رسول خداست که آن حضرت مرکب از روح و بدن است…”77 و با اين استدلال به آيه شريفه قرآن قصد اثبات معاد جسماني را دارند و در آخرين موعظه حاج محمد کريم خان کرماني در يزد گفته است: “پيامبر? به معراج رفت با جسم شريف خود و هر کس غير از اين بگويد…. يا بگويد پيغمبر به روح خود به معراج رفت و به جسم نرفته است، عليه اللعنه الله و الملائکه و الناس اجمعين…”78
4ـ غلو در خصوص ائمه?
خارق‌العاده بودن رفتار، کردار و علم اهل‌بيت? موجب شده است هميشه عده‌اي دچار غلو در شأن آن بزرگواران شده و دچار انحراف گردند لذا از طرف ائمه? برخوردهاي تندي با اينگونه پيراوان شده است و در دستورات خود هم ايشان را محکوم کرده و از خويش رانده‌اند و همين تأکيد ائمه? و مخالفتهاي صريح ايشان با غالين باعث شده در طول تاريخ حساسيت زيادي توسط شيعيان نسبت به غلو در خصوص ائمه? وجود داشته و همواره عده‌اي بعنوان غاليان شناخته شوند و در مقابل ايشان ساير شيعيان بعنوان وظيفه و اطاعت از او امر اهل‌بيت? با شدت ايستاده و با اين پديده برخورد نموده‌اند و علاوه بر اين، موضوع با حساسيت زياد توسط علماي شيعه پيگيري وبحث شده است و در کتب علمي هم پيرامون آن بسيار بحث شده و به تعريف غلو و غالي و تعيين حد و مرز آن پرداخته‌اند. يکي از اتهامات شيخيه هم در طول دوران حياتشان ـ غلو در حق ائمه اطهار?است که بواسطه نظرات شيخيه در مسائلي چون علت فاعلي بودن ائمه? در خلق جهان ـ واسطه فيض و رزق و روزي بودن ايشان ـ علم حضوري ائمه? ـ اصل خلقت ايشان و تفاوت در خلق آنها با ساير مردم… به غلو در خصوص ائمه? محکوم شده‌اند. در آثار شيخ احمد احسائي خصوصاً در کتاب شرح زيارت جامعه کبيره و سيد کاظم رشتي در کتاب شرح الزياره اين مسئله مطرح شده است که “ائمه? علل اربعه” آفرينش مخلوقات هستند علت فاعلي، علت مادي، علت صوري و علت غايي. مثلاً در شرح الزياره آمده:
“فالعله الفاعليه بهم و العله الماديه منهم اي من شعاعهم و ظلهم، و العله الصوريه بهم علي حسب قوابل الاشياء من خير و شر، و العله الغائيه لأن الاشياء خلقت لأجلهم”79
اين مسئله در آثار حاج محمد کريم خان هم ذکر شده و در مقابل مخالفين به توضيح و بيان آن پرداخته‌اند مثلاً مي‌گويد “پس ائمه? کساني هستند که اولين مخلوقاتند و ايشان علت مادي و صوري و غايي و فاعلي خلقت هستند…”80

سایت ما حاوی پایان نامه های زیادی است – می توانید جستجو کنید :

و غصه مي‌خورده است که “آه آه مردم چقدر قصور و تقصير داشته‌اند در معرفت پيشوايان دين و چگونه ايشان را مثل خود انگاشته‌اند” 81
و در توجيه اينکه چرا خود اهل‌بيت? چنين اظهار نکرده و موضوع ولايت خويش را بيان نمي‌کرده‌اند مي‌گويد: ائمه اطهار? و نيز شخص پيامبر? در ابراز ولايت تقيه مي‌کردند و ولايت خويش را اظهار نمي‌کردند.” 82
اگر چه حاج محمد کريم خان و فرزندانشان در آثار متعدد براي دفاع از خويش در مقابل اتهام غلو و حتي شرک به بياناتي در خصوص عدم شرکت ائمه? در خلق بيان کرده‌اند مثلاً گفته‌اند: “که خدا امور را به ائمه? تفويض کرده به معني اين نيست که خدا به ايشان واگذار کرده و يا آنها را شريک خود ساخته بلکه ائمه? به منزله ايادي خدا در صنع هستند و هر چه خدا اراده مي‌کند ايشان به فعليت مي‌رسانند.”83
اما پرداختن زياد به موضوع قداست و عظمت ائمه? و بيان برخي عبارتها درشأن آن بزرگواران موجب شده است شيخيه را متهم به غلو در خصوص ائمه? بنمايند. که البته همانگونه که قبلا ذکر شد اين مسئله اعتقادي نزد شيخيه اثاري در فقه ايشان هم به همراه داشته است از جمله حکم به طهارت خون و مدفوعات ائمه? نموده‌اند که اين مطلب بر خلاف فقه معروف شيعه است که بواسطه ديدگاه شيخيه در خصوص خلقت ائمه? و تفاوت خلقت ايشان با ساير مردم است و يا به دليل آيه تطهير بول امام را پاک مي‌دانند84 و يا حکم بر حرمت اقامه نماز بالاي سر مراقد شريف ائمه اطهار? بواسطه اينکه اين عمل بي‌حرمتي به ايشان است و بايد پشت سر ائمه? نماز گزارد. برخلاف نظر مشهور شيعه که نماز خواندن بالاي سر ائمه? را نه تنها جايز بلکه بر انجام آن در بالاي سر تأکيد نموده‌اند و آنرا مستحب مي‌دانند.85

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید