الف) تاريخ پيدايش
ابراهيم خان ظهير الدوله يکي از شاه‌زادگان قاجار و از نوادگان و داماد فتحعلي شاه قاجار بود که به حکومت کرمان و بلوچستان منصوب شده بود و به واسطه ظلم‌هاي زيادي که مردم کرمان در طول حمله آقا محمدخان قاجار و جنايات و خرابکاري‌هاي او ديده بودند، اين فرد به آباداني و عمران منطقه کرمان همت گماشت و آثار فراوان و خدمات زيادي از خود بر جاي گذاشت که حمام، بازار، مسجد، مدرسه و کاروانسراهايي که به دستور او ساخته شده و موجب آباداني شهر کرمان گرديده بود، همچنان باقي است. از جمله خصوصيات او گرايش به اهل علم و ترويج امور ديني بود که برخي موقوفات وي جهت مراسم و شعاير ديني از جمله مدرسه‌اي زيبا به نام “ابراهيميه” هنوز پا بر جا و فعال است.30
وي به شيخ احمد احسايي علاقمند بود و حتي از مريدان شيخ احمد گرديد. اين علاقه مندي حاکم کرمان در ترويج و گسترش افکار شيخ احمد در کرمان بسيار مؤثر بود. زيرا محمد کريم خان فرزند حاکم از شاگردان و مريدان سيد کاظم رشتي بوده و بعد از تحصيل علوم ديني در نجف و کربلا به کرمان بازگشت و رهبري حوزه علميه و پيروان اين گرايش را بر عهده گرفت31 و بعدها به واسطه نفوذ و اقتدار مالي و خانوادگي که داشت با اتکاء به علم و دانش اندوخته‌اش به توضيح و تبيين اصول اعتقادي شيخ احمد احسايي پرداخت و با بيان نظرات او و تفسير اعتقادات شيخ بنيان گروهي تحت عنوان شيخيه‌ي کرماني يا کريمخانيه را گذاشت و به صورت مکتبي مستقل در برابر شيخيه آذربايجان قرار گرفت.

سایت ما حاوی پایان نامه های زیادی است – می توانید جستجو کنید :

وي با نگارش آثار زياد در زمينه اعتقادات خود، يکي از پرکارترين افراد در اين مسير به حساب مي‌آيد و تأليفات زياد او در مسائل مختلفي چون اعتقادت، احکام، فلسفه، تفسير و پاسخگويي به شبهات ديگران او را از ساير رهبران اين گروه متمايز ساخته است. بعد از مرگ او در سال 1288 هـ ق پسرش حاج محمد خان کرماني به جانشيني او و رهبري شيخيه کرمان برگزيده شد. هر چند اختلافاتي در خصوص جانشيني محمد کريم خان به وجود آمد از جمله جدايي يکي از شاگردان برجسته حاج محمد کريم خان به نام محمد باقر خندق آبادي که مخالف جانشيني وراثتي بود و با رهبري شيخيه در شهر همدان بناي فرقه‌اي در شيخيه را نهاد که به شيخيه همدانيه يا باقريه معروف گرديده و آثاري از خود بر جاي گذاشتند که نگاشته‌هايي در نقد و رد برخي نظرات حاج محمد خان جزء آنهاست و نيز عده اي از شيخيه پيرو پسر بزرگ حاج محمد کريم خان يعني محمد رحيم خان کرماني شدند ولي به هر حال، حاج محمد خان جانشين پدر شد و پس از او برادرش حاج زين العابدين خان و بعد از او هم فرزندانش به ترتيب جانشين او و رهبر فرقه بودند که در اصطلاح خود شيخيه به آنها “سرکار آقا” گفته مي‌شود. اين افراد عبارتند از: 32
1. حاج محمد خان(1263 ـ 1324 هـ. ق)

مطالب مشابه در سایت

SABZFILE.COM

موجود است

2. حاج زين العابدين خان (1276 ـ 1360 ه ق)
3. ابوالقاسم خان ابراهيمي(1314 ـ 1390 هـ. ق)
4. حاج عبدالرضا خان (1340 ـ 1401 هـ. ق)
با ترور و قتل حاج عبدالرضا خان در سال(1401 قـ 1358 هـ. ش) در کرمان، رهبري اين گروه به يکي از شاگردان مکتب شيخيه کرماني در بصره بنام سيد علي موسوي فرزند سيد عبدالله که او هم از علماي شيخيه در بصره بود منتقل شد و در حال حاضر هم چنان سيد علي موسوي که ساکن بصره مي‌باشد، رهبري و مرجعيت شيخيه کرمان را بر عهده دارد.33
شيخيه کرمان در طول حيات نسبتاً کوتاه خود، دچار درگيري‌ها و مخالفت‌هاي فراوان گرديده است که مشاهده آثار رهبران اين گروه و ديدن شکوائيه‌ها و ناليدنهاي بيشمار ايشان از دست سختگيري‌هاي ناشي از اختلافات ديني يا اعتقادي نبوده و اغراض ديگري به اين مسايل دامن زده است. ولي به هر حال موجب شکل گيري فرقه‌اي در ميان شيعيان گرديده است. عمده‌ترين علل اين تنازعات، بحثهايي چون رياست طلبي برخي رهبران جامعه و وجود اختلافات طبقاتي در اجتماع آن دوران مي‌باشد که جلوه‌ي بارزي از اين اختلاف طبقاتي، شاهزاده بودن سران شيخيه در جامعه فقير کرمان بود که باعث مخالفت‌هاي زيادي توسط قشر محروم جامعه با اين گروه شده و با هدايت برخي رنگ ديني گرفته است و در تاريخ کرمان شواهد زيادي از اينگونه مسايل مطرح شده است که به نمونه‌اي بسنده مي‌کنيم:
برخي در کرمان مي‌گفتند: “قاجاريه از بني اميه هستند و جناب آقازاده (حاج محمد کريم خان) از بني اميه است” و در کوچه هرگاه به يک شيخي مي‌رسيدند مي‌گفتند: “بر بني اميه و شيخيه لعنت…” و يا در مجالس مي‌گفتند: “به دين سرکار آقا از دنيا نروي صلوات بفرست.”34
به هر حال عليرغم وجود فشارهاي زياد اجتماعي و مخالفتها و طرد و تکفيرهاي فراوان، جماعت شيخيه در کرمان به حيات خود ادامه داد و در جامعه شيعيان جايگاهي براي خويش نگاه داشت.
شيخيه کرمان امروزه هم در کرمان داراي پايگاه و مدرسه هستند و عليرغم مخالفت‌هاي علمي و عملي با ايشان، همچنان در مجالس اختصاصي و محافل مذهبي ويژه همفکران خود، و با داشتن مسجدي مخصوص پيروان خود، در مرکز شهر و نيز احداث بيمارستان و مراکز عمومي به حضور خود در عرصه جامعه شيعي ادامه مي‌دهند. اگرچه با فعاليت عده‌اي از علماي کرمان و کمرنگ کردن مرزهاي اختلاف، امروزه ديگر از درگيري و نفي و تکفير بين شيعيان اثني عشريه و شيخيه خبري نيست و حتي به گونه‌اي شيخيه در ميان جامعه شيعيان زندگي مي‌کنند که تشخيص آنها مشکل است و مردم با هم و بدون اختلاف و تشخّص خاصي زندگي مي‌کنند.35
ب) بزرگان
در خصوص ذکر نام بزرگان و علماء شيخيه کرماني مي‌توان گفت عمدتاً همه سلسله مشايخ اين طايفه اهل کتابت و نگارش بوده و آثار و مکتوباتي از خود بر جاي گذاشته‌اند و با توجه به نو پا بودن و اينکه سالهاي زيادي از زمان شروع اين تفکر نگذشته است، آثار تقريباً زيادي از خود بر جاي گذاشته‌اند که مختصراً به شرح زندگاني اين افراد مي‌پردازيم.
ـ حاج محمد کريم خان کرماني(1225ـ 1288هـ. ق)
حاج محمد کريم خان قاجار فرزند ابراهيم خان ظهير الدوله پسر مهديقلي خان پسر محمد حسن خان پسر فتحعلي شاه قاجار است که پدرش ابراهيم خان پسر عمو و داماد فتحعلي‌شاه قاجار و نيز حاکم کرمان و سيستان بود.36 وي شب پنجشنبه 18 محرم 1225 هـ. ق در کرمان و در خانواده‌اي صاحب نفوذ و اشرافي و متمول به دنيا آمد. پدرش براي اين کودک دو مربي و دو معلم گماشت. وي بعد از فراگيري ادبيات فارسي نزد اساتيد خوب شهر کرمان، به يادگيري عربي مشغول شد و از آنجا که پدر مشوق و حامي او در درس و علم بود، راهي عراق شد و قبل از آن به اصفهان رفته و ايامي چند در محضر درس شيخ محمد ابراهيم کلباسي شرکت کرد و در کرمانشاه هم شيخ علي پسر شيخ احمد احسايي را ديدار و ايامي نيز در کلاس درس او شرکت کرد و بعد عازم کربلا شد و در آنجا با ملاقات سيد کاظم رشتي مريد او شد به گونه‌اي که همه اموال خود را به استاد خويش بخشيد که سيد خمس آن را قبول و باقي را به خودش بازگرداند.
همين مريد شدن و بذل مال، موجب شد بين استاد و شاگرد رابطه‌اي قوي پديد آيد به گونه‌اي که غير از موارد درس و بحث، رفت و آمد خانوادگي آنها زياد گرديد و علي‌رغم شاهزاده بودن، حاج محمد کريم خان، با علاقه زياد، خدمت گذاري سيد را مي‌نمود. سرانجام محمد کريم خان عازم کرمان گرديد. سيد کاظم او را تا بيرون شهر بدرقه کرد و وي را تکريم نمود.
در خصوص اخذ اجازه شرعيه از سيد کاظم رشتي بين شيخيه کرمان و شيخيه تبريز اختلاف است و هر يک دلايل خود را بيان کرده‌اند.37
وي در بازگشت به همدان رفت و با يکي از شاهزادگان قاجار ازدواج کرد و مدتي را هم در تهران در دربار قاجار و در محضر علماء مرکز گذراند و سپس به کرمان مراجعت و به تدريس و موعظه و تصدي رياست ديني شهر کرمان مشغول گرديد.38 به زودي افکار و آراء شيخ محمد کريم خان گسترش يافت و موجب فراگيري افکار شيخيه در کرمان گرديد که البته اين فراگيري حکومت علمي و ديني حاج محمد کريم خان، علاوه بر فعاليت‌هاي علمي و نگارش آثار توسط او، به واسطه قدرت خانوادگي و انتساب او به خاندان حاکم و نيز قدرت مالي او بود که گفته‌اند: “الناس علي دين ملوکهم”
او در راه مبارزه با باب و بابيه بسيار فعال حاضر شد و مطالب فراواني در رد باب نگاشته و بيان کرد که اين ابراز مخالفت‌ها با دشمني‌هاي فراوان از سوي بهائيان روبرو شد و حتي او را سفياني معرفي مي‌نمودند.39

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید