شيخ احمد با اين رويکرد علمي و امتزاج آن با مشرب عرفاني به بيان و تبيين متفاوتي در بعضي حوزه‌هاي اعتقادي پرداخت که موجب نظرات متفاوت و متضادي از سوي علماي شيعه هم عصر خود گرديد. بعضي او را فرزانه و عالمي بي‌همتا مي‌پنداشتند و نظرات او را بديع دانسته و شرح و توضيح مي‌دادند و گروهي او را تکفير و خارج از دين معرفي مي‌کردند. افرادي چون سيد کاظم رشتي که شاگرد و مريد شيخ بود او را ميستود مثل اين تعابير: “شيخ جليل و عالم نبيل فهو الشيخ احمد بن زين الدين ابراهيم بن صغير بن واغر بن راشد بن دهيم بن شمروخ ال صغر المسيطرفي الاحسائي وحيد عصر و يگانه دهري که اخذ کرده است علوم را از معدنش و برداشته است از منبعش که عبارت باشد از ائمه اطهار ? و اين علوم در خوابهاي صادق و نومهايي صالح از ائمه هدي عليهم السلام به آن جناب ميرسيد و شبهه و ريبي در اين نيست که شيطان بصورتهاي مبارکه ايشان متصور نميتواند شد و خود را به ايشان مشتبه نميتواند نمود … 6” همانگونه که تصريح کرده ايشان اعتقاد دارند شيخ علوم را از اهل بيت گرفته و نقل کرده است و در عالم خواب علوم را از ائمه گرفته و به قولي علم او اکتسابي از استاد به طريق متعارف نبوده و از اصل آن به طريق کشف و شهود دريافت کرده و در همين بيان به يک ايراد و اشکال احتمالي هم پاسخ ميدهد و آن اينکه ممکن است کسي بگويد خواب است و در خواب ممکن است شيطان بر انسان ظاهر شده و نظراتش را به انسان القاء کند. وي در اينجا ميگويد که شيطان نميتواند به صورت ائمه طاهرين? درآيد و بنابراين خوابهاي شيخ احمد احسايي همه صحيح و قول ائمه به او بوده است که در خواب بيان نمودهاند. که البته اثبات اينگونه ادعاها مشکل و حتي بعضاً دچار خدشه است. و در جاي ديگر به صورتي مبالغه آميز بيان ميکند که: “آن جناب در علم عروض سمير و در علم موسيقي عديم النظير بود در علم نحو استاد اهل آن فن بود چنانکه سيبويه در نحو و خليل در صرف از تلاميذ او شمرده ميشدند و در علم معاني و بيان مقننن و صاحب تاسيس و در علم نجوم علمايي آن را رئيس ميبودند. چنانکه بيان فرمود از احکام نجوم مسائلي را که بر اهل آن مخفي و غير معلوم بود و …. در علم فقه اعلم فقها و مجتهدين و صاحب قوه قدسيه و ملکه الهيه و مطلع بر جميع فتاوي و اقوال بود و… و همچنين در علم کلام و حکمت عمليه و نظريه و اقسام آن اصولاً و فروعاً متفق عليه کلست که نه از گذشتگان کسي بر او سبقت يافته و نه از آيندگان احدي بر آن مقام تواند رسيد …7” و يا علمايي هم چون حاج محمد ابراهيم کلباسي معتقد بود: “اينکه علمايي شيخ احمد را بيرون از راه تشيع مي‌پندارند، ناشي از دو عامل است:

سایت ما حاوی پایان نامه های زیادی است – می توانید جستجو کنید :

1. آسان فهم نبودن برخي نظرات شيخ
2. تندروي‌هاي هر دو گروه موافق و مخالف که برخي اوقات با آگاهي هم همراه نيست.8″
مرحوم کلباسي بعد از مرگ شيخ در اصفهان سه روز عزاي عمومي اعلام مي‌کند و در مقابل کساني چون ملا محمد تقي برغاني از علماء صاحب نفوذ قزوين، که شيخ احمد را تکفير و بر عليه او اقدام مي‌نمايد و موضع مخالف مي‌گيرد.9 و برخي علماي معاصر او شيخ را تکفير کردند بواسطه نظريه او در خصوص معاد يا غلو و ساير مطالب که به نقل کتاب قصص العلما: “شهيد ثالث (ملا محمد بورغاني) ملا محمد جعفر استرآبادي، ملا آقاي دربندي شريف العلما، آقا سيد ابراهيم شيخ محمد حسين صاحب فصول، شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر بلکه اکثري از فقهاء عصر ايشان را تکفير نمودهاند…10 “. به نظر برخي “حسادت و انگيزه‌هاي بشري به واسطه استقبال از شيخ موجب تکفير او گرديد که موقعيت برخي را به خطر انداخت.”11 که البته اين نظر جانبدارانه، غير صحيح و تهمتي بيش نيست.

مطالب مشابه در سایت

SABZFILE.COM

موجود است

ولي به هر حال اين تقابل نظرات موجب شهرت روز افزون شيخ احمد گرديد و سفر او به ايران، به واسطه اختلاط دين و سياست در ايران و استفاده پادشاهان از علماء و نيز به هم ريختگي اوضاع دوران قاجار، در زمان فتحعلي شاه قاجار مقدمه شهرت و مقبوليت شيخ احمد احسايي در ايران شد.12 به علاوه طرح مطالب جديد و نظرات بديع در بعضي مسائل از جمله: معاد، اعتقاد به امام زمان? و شيعه کامل از سوي شيخ احمد موجب پيدا شدن گروهي از مريدان وي به عنوان شارحان نظريات شيخ گرديد که کم‌کم رنگ فرقه و گروهي خاص به خود گرفت و مقدمه پيدايش دو فرقه جنجالي و حادثه‌ساز پس از شيخ احمد گرديد.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید